اعتراض به تقدیر کننده از «نستله» در راهپیمایی روز قدس+عکس

 

اعتراض به تقدیر کننده از «نستله» در راهپیمایی روز قدس+عکس

 

هفته گدشته مدیر یک بانک دولتی که زیرمجموعه وزارت صنایع است با تقدیر از شرکت نستله که به گفته رسانه های مختلف یکی از حامیان رژیم صهیونیستی است باعث بروز واکنش های بسیاری شد که این واکنش ها از رسانه ها مجازی و نوشتاری آغاز و تا راهپیمایی امروز که بر ضد رژیم صهیونیستی است، کشیده شد.
«لوح تقدير توليدکننده برتر از سوي معاون وزير صنايع و معادن به يک سرمايه گذار خارجي رسيد.

به گزارش موج، محمدرضا پيشرو معاون وزير صنايع و معادن و مديرعامل بانك صنعت و معدن، با اهداي لوح توليدکننده برتر به شرکت نستله ايران گفت: شرکت نستله مانند بسياري از شرکت هاي ديگر که در جمهوري اسلامي ايران سرمايه گذاري کرده است، شرکتي ثبت شده و تحت قواعد و نظارت هاي جمهوري اسلامي ايران است.»

پس اننتشار خبر بالا موجی از انتقادات و اعتراضات به این خبر ایجاد شد که این اعتراض به تقدیر از شرکت نستله به راهپیمایی روزقدس نیز کشیده شد.

به گزارش خبرنگار تابناک، هفته گدشته مدیر یک بانک دولتی که زیرمجموعه وزارت صنایع است با تقدیر از شرکت نستله که به گفته رسانه های مختلف یکی از حامیان رژیم صهیونیستی است باعث بروز واکنش های بسیاری شد که این واکنش ها از رسانه ها مجازی و نوشتاری آغاز و تا راهپیمایی امروز که بر ضد رژیم صهیونیستی است، کشیده شد.
 





 
بنابر این گزارش، هفته گذشته در حالی اخباری مبنی بر تقدیر معاون وزیر صنایع از شرکت نستله منتشر شد که مدیرعامل بانک تخصصی صنعت و معدن نه تنها معاون وزیر صنایع نیست بلکه این تقدیر آن هم از شرکتی که در ماهیت و مالکیت آن شبهه است در جای خود نیز دارای ابهاماتی است.

در این باره باید گفت: یکی از معاونان رئیس جمهور هنگامی در رسانه ها اخباری مبنی بر تبرئه شرکت نستله از حمایت رژیم اشغالکر قدس به نقل از وی منتشر شد بلافاصله این اخبار را تکذیب کرده و اعلام نمود که هنوز بررسی درباره ماهیت فعالیت این شرکت ادامه دارد.

در راهپیمایی امروز، عده ای از مردم با دردست داشتن پوسترها و پلاکاردهایی اعتراض خود را به این تقدیر از شرکت نستله اعلام کرده و حتی برخی از مردم نیز در طوماری که خطاب به رئیس جمهور امضا شده نیز اعتراض خود را به این وسیله ابراز داشتند.

گفتنی است، پس از تقدیر یکی از زیرمجموعه های وزارت صنایع و و همچنین اظهارات وزیر بازرگانی در خصوص این شرکت، مشاور رئیس جمهور و دبيرکل جمعيت دفاع از انقلاب اسلامي فلسطين از این موضع مسئولین دولتی گلایه می کند.

متن مصاحبه وی که در نشریه یالثارات منتشر شده به شرح ذیل است:

* آقاي رحماندوست! روز 19 مردادماه تاريخ سر رسيد زمان تعيين‌شده‌ براي دولت بود تا فهرست شرکت‌هاي حامي رژيم صهيونيستي را براي تحريم اعلام کند اما از طرفي نه فهرستي در اين رابطه ارائه شده و نه اينکه دولت فهرست شرکت‌هاي صهيونيستي که سازمان‌هاي غيردولتي نظير همين جمعيت دفاع انقلاب اسلامي فلسطين که شما دبير کل آن هستيد را مي‌پذيرد.
شما از شرکت‌هايي نظير نستله، کوکاکولا، پپسي و لورال پاريس به عنوان حاميان اقتصادي اسراييل نام مي‌بريد اما دولت چندی  پيش اعلام کرد که اين شرکت‌ها را صهيونيستي نمي‌داند؟
- اعتقادي که بنده دارم اين است که در اين مسأله مردم ما از دولت جلوتر حرکت مي‌کنند. متأسفانه بايد بگويم در اين مورد مردم کشورهاي عربي از مردم ما هم جلوتر حرکت مي‌کنند. به اين مفهوم که در بحث تحريم اسراييل با جديت و قدرت مسأله را پيگيري مي‌کنند.
* علت اين که مردم از دولت جلوتر حرکت مي‌کنند، چيست؟
- امروز دنيا دنياي رسانه است و اطلاعات خيلي سريع و در سطح وسيع منتقل مي‌شود، خوب به تبع اين موضوع، مردم خيلي سريع متوجه تحرکات اقتصادي اين شرکت‌ها مي‌شوند و از آن آگاهي دارند. اما اين مسأله در پيچ و خم بروکراتيک دولت گير مي‌کند کما اينکه ما قوانين مفصلي در مورد تحريم شرکت‌هاي اسراييلي داريم اما ضعف جريان اطلاعات باعث کندي حرکت دولت در اجرا مي‌شود.
* چرا وقتي مردم اطلاعات خود را به دولت ارائه مي‌دهند دولت کتمان مي‌کند؟
- اين هم يك مشكل ديگر است و من هم آن را قبول دارم لذا ما با دو نوع واکنش از طرف دولت روبه‌رو هستيم يکي اينکه کل اين مسأله کتمان مي‌شود يعني اينکه مي‌گويند اصلاً کالايي با اين نام و نشان در بازار ما وجود ندارد و اينکه اگر مصاديق آن را معرفي کنيم ابراز مي‌کنند که به شکل قاچاق وارد بازار ايران شده است!
* آقاي رحماندوست ما شرکت‌هايي داريم که داخل کشور مشغول توليد کالا هستند يعني نستله به شکل مستقيم، کوکاکولا به واسطه شرکت خوشگوار مشهد و پپسي توسط شرکت ساسان در حال توليد كالاهاي خود هستند!
* در مورد شرکت‌هايي که نام برديد دولت اينگونه توجيه مي‌کند که اين شرکت‌ها چون بين‌المللي هستند نه سهام‌داران مشخصي دارند و نه اينکه اين سهام‌داران سهام ثابتي دارند يعني اينکه سهامشان به طور مرتب در بورس در حال دست به دست شدن است و نمي‌توان مشخص کرد که سهام آنها در چه زماني در اختيار اشخاص حقيقي و حقوقي صهيونيست يا حامي صهيونيست‌ها قرار دارد كما اينكه به دليل همين مبادلات ممكن است براي مدتي يك صهيونيست جزء سهامداران نستله باشد و براي مدتي هم هيچ سهام‌دار صهيونيست مالك سهام اين شركت نباشد.
* به نظر شما اين توجيه مناسبي است؟
- خير بنده هم معتقدم بايد شدت عمل و سرعت بيشتري در بروز کردن فهرست کالاهاي صهيونيستي به خرج داده شود. و لذا دولت بايد به طور مداوم فهرست خود را با تغيير شرايط تغيير دهد.
*اما آقاي رحماندوست بحث ما اصلاً بر سر سهام نيست! ببينيد اين شرکت‌ها در خط مشي خود يک روند ثابت را در تاريخ طي کرده‌اند؛ به اين مفهوم که هم خودشان با افتخار مي‌گويند و هم سايت‌هاي رسمي رژيم صهيونيستي، به فواصل زماني اخبار مربوط به سرمايه‌گذاري اين شرکت‌ها در بخش‌هاي صهيونيست‌نشين را منتشر مي‌کنند مثلا نستله که شرکت اصلي آن در سوئيس است براي کمک به رژيم صهيونيستي امتياز صادرات محصولات خود را به شركت صنايع غذايي اسرائيل داده و اين شركت هم از کارخانه مستقر در کريات گات بستني به سوئيس صادر مي‌کند! يعني مردم در زوريخ بستني ساخت شعبه اسرائيل نستله را مي‌خورند!
* بنده هم اين مسئله را مي‌دانم و ضمنا حرف‌هاي شما را قبول دارم و دفاع و توجيه اقتصادي را هم که در قبال اين مسئله مي‌شود را نمي‌پذيرم لذا بنده هم معتقدم دست به دست شدن سهام را به هيچ وجه نمي‌توان به عنوان يک توجيه براي سرپوش گذاشتن روي مسئله پذيرفت تا به بهانه آن شرکت‌هايي با سابقه واضح از اين فرصت استفاده کنند و در خاک ما سرما‌يه‌گذاري مستقيم انجام دهند.
*پس براي حل و رفع اين معضل بايد چه کار کنيم؟
- ببينيد ما بايد مردم را آگاه کنيم تا خود مردم به شکل خودجوش از خريد اين کالاها خودداري کنند. به هر حال هر شرکتي هرقدر هم داراي سرمايه‌گذاري قوي باشد بايد بتواند محصولات خود را بفروشد و ما مي‌توانيم با تحريم عمومي توسط مردم به آنها ضربه بزنيم.
*اما اين باعث نمي‌شود از سر تقصير دولت بگذريم، چون فارغ از اينکه در اين مورد اهمال مي‌کند، باعث خدشه‌دار شدن اعتماد مردم مي‌شود کما اينکه اين کار را ما چند سال است که انجام مي‌دهيم اما در بسياري از موارد مردم با ديدن برچسب اين کالاها که شماره مجوز از وزارت‌خانه‌هاي مختلف روي آن درج شده از ما مي‌پرسند اگر اين کالا صهيونيستي است پس چرا دولت مجوز توليد به آن داده؟

- بنده اين حرف را هم صد در صد مي‌پذيرم، و البته تلخ هم هست ولي بايد براي مردم جا انداخت وقتي اسم دولت جمهوري اسلامي مي‌آيد دليل نمي‌شود عملکردش مثل آيه قرآن صحيح باشد. لذا به نظر بنده خطا و اشتباه دولت در اين مسأله محرز است. از اين رو مطالبه مردم بايد جديت ادامه پيدا کند و در اين راستا هم اسنادي راکه در اختيار دارند به دولت ارائه دهند و بخواهند که يا سندي دال بر رد آن ارائه كند و يا به خواسته مردم گردن نهد!

سید محمد خاتمی:خطر تخریب اسلام و آرمان‌های انقلاب نیز وجود دارد.

رئیس جمهور محبوب پیشین در دانشگاه تهران

سید محمد خاتمی:خطر تخریب اسلام و آرمان‌های انقلاب نیز وجود دارد.

بی‌انصافی است که بگوییم بعد از انقلاب تحولی ایجاد نشد، آیا فقر، فساد و تبعیض رخت بربسته؟ آیا آزادی واقعی در جامعه نهادینه شده است؟ آیا دانشگاه به عنوان کانون آزادی احساس می‌کند می‌تواند بدون پرداخت هزینه به نقد قدرت بپردازد؟
  

حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی عصر روز دوشنبه در مراسمی که در پاسداشت شهدای ‌١٦ آذر و روز دانشجو از سوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران برگزار شد، حاضر شد و به سوالات دانشجویان پاسخ داد.

به گزارش ایسنا، رییس‌جمهور سابق کشورمان در ابتدای سخنرانی‌اش با تشکر از دانشجویان و شرمساری از وضعیت سالن که به دلیل تراکم جمعیت، دانشجویان ایستاده مراسم را نظاره‌گر بودند، پیشایش عید غدیر خم را تبریک گفت و از آن به عنوان عیدی که نه تنها به مکتب تشیع؛ بلکه به بشریت اختصاص دارد یاد کرد و گفت: خداوند در این عید ما را با الگویی آشنا کرد که باعث افتخار انسانیت بود.

وی در ادامه اظهاراتش با اشاره به همزمانی این ایام با حادثه‌ تلخ سالروز شهادت آیت‌الله مفتح، از آن شهید به عنوان انسانی مبارز و موسس روشن‌اندیشی و دارای سعه‌ صدر که در بامداد انقلاب به دست جنایتکاران ترور شد، یاد کرد.

رییس‌جمهور سابق کشورمان در ادامه شهید مفتح را فردی که در حوزه و دانشگاه جایگاه بالایی داشت معرفی کرد که توانست در طول حیات پربرکتش در مبارزه با تفکرهای ارتجاعی نقش مهمی داشته باشد.

خاتمی همچنین از اینکه شخصیت‌هایی نظیر شهید مفتح که مظهر اصلاح‌طلبی و بینش بالای دینی بودند توسط جریانی متحجر مصادره شوند، اظهار نگرانی کرد.

رییس موسسه‌ بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، در ادامه‌ی اظهاراتش با اشاره به دلیل برگزاری این مراسم که پاسداشت شهدای ‌١٦ آذر بود وبیان این نکته که از چند منظر باید به ‌١٦ آذر نگاه کنیم، گفت: یکی از این جهات این است که ‌١٦ آذر مظهر بیداری دانشگاه و هوشیاری آن در دفاع از استقلال، آزادی و پیشرفت کشور است و پیشگامی دانشگاه به پرداخت هزینه به نفع کشور و به اعلام مبارزه‌ی نفس‌گیر نسبت به وضعیتی که ایجاد شده بود باز می‌گردد.

وی با یادآوری فضایی که بعد از کودتای ‌٢٨ مرداد بر کشور حاکم شد به مرور آنچه بعد از جنگ جهانی دوم در جهان اتفاق افتاد و بر مبنای آن آمریکا در جهت اینکه سایر کشورهای استعمارگر را کنار بزند و آنها را به پیروی از خود وادار کند اشاره کرد و گفت: در این فضا دانشگاه پیشتاز بود به گونه‌ای که مرحله‌ی جدیدی در مبارزه ایجاد شد.

رییس بنیاد باران، با یادآوری فضای رعب و اختناقی که بعد از کودتای ‌٢٨ مرداد بر کشور حاکم شد و به واسطه‌ی آن همه‌ی شخصیت‌های آزادی‌خواه و وطن‌خواه اعم از ملی و مذهبی در زندان بودند، اظهار داشت: فضا، فضای رعب و وحشت بود تا مردم را مایوس کنند اما دانشگاه پیشگام شد برای شکستن این فضای رعب، و سه قطره خونی که در ‌١٦ آذر به زمین ریخت فوران آتش‌نشانی بود که از دل مردم به پا خواست و در ‌٢٢ بهمن ‌٥٧ توانست رژیم را سرنگون کند.

خاتمی که ‌١٦ آذر را روزی دارای جایگاه ممتاز برمی‌شمرد این روز را شایسته‌ی آن دانست که به عنوان روز دانشجو و سمبل جنبش دانشجویی معرفی شود.

رییس‌جمهور سابق کشورمان، در عین حال به حوادثی که دانشگاه بعد از ‌١٦ آذر به خود دید خصوصا شهدای دانشجویی که در جریان دفاع از انقلاب و تمامیت ارضی کشور در دوران دفاع مقدس تقدیم کشور کرد آن را نیز از دیگر خدمات دانشجو و جنبش دانشجویی به نظام و کشور دانست که منشا آن در متن ملت بود.

رییس موسسه‌ی بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، در ادامه به حادثه‌ی ‌١٨ تیر اشاره کرد و از آن به عنوان حادثه‌ای تلخ که نشان‌دهنده‌ی مظلومیت دانشگاه و دانشجو بود یاد کرد و اظهار داشت: در آن جریان دست‌ها و اندیشه‌های ناپاک سوءاستفاده کردند و آشوب ایجاد کردند که باید با آن برخورد می‌شد و شد.

وی بار دیگر حادثه‌ی کوی دانشگاه را حادثه‌ای تلخ که سبب شد فشار بر دانشگاه و دانشجو زیاد شود یاد کرد و این حادثه را حادثه‌ای ارزیابی کرد که هزینه‌ی آن را دانشگاه و دانشجو پرداخت.

رییس بنیاد باران افزود: ماهیت حادثه‌ی تلخ کوی دانشگاه با ‌١٦ آذر متفاوت است. ‌١٦ آذر نماد جنبش دانشجویی محسوب می‌شود. ‌١٦ آذر یک حادثه‌ی مستمر است که همه روز باید به یاد آن بود بخصوص برای دانشگاه که مظهر جنبش دانشجویی است.

خاتمی در ادامه با طرح این سوال که درحال حاضر جنبش دانشجویی چه خصوصیتی دارد؟ اظهار داشت: هر جنبش مضافی اگر ریشه در جنبش عام اجتماعی نداشته باشد یا پا نمی‌گیرد یا پا می‌گیرد و زود پژمرده می‌شود. هر جنبش مضاف باید نسبتی با جنبش عام اجتماعی داشته باشد و ادامه و همسو با آن باشد.

رییس‌جمهور سابق کشورمان در ادامه جوامعی را که در آنها نیازی به حرکت احساس نشود و یا جوامعی که در آنها همه چیز سرکوب شود را جوامع غیر برخوردار از جنبش خصوصا جنبش دانشجویی می‌دانست، گفت: در این حالت باید جنبش دانشجویی بارور کننده‌ی زمینه‌های جنبش اجتماعی باشد.

وی در ادامه با طرح این سوال که آیا در ایران جنبش اجتماعی فراگیر وجود دارد؟ به سابقه‌ی ‌١٠٠ ساله‌ی آزادی و دموکراسی‌خواهی در ایران اشاره کرد و اظهار داشت: ملت ایران بیش از ‌١٠٠ سال است که در جهت نفی استمرار، استقرار جامعه‌ی مدنی، پیشرفت، توسعه و عدالت حرکت می‌کند و انقلاب اسلامی ایران از موج‌های این جنبش است که توانست خواست‌های یکصد ساله‌ی ملت ایران را محقق کند.

رییس موسسه‌ی بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، در ادامه با طرح این سوال که آیا با پیروزی انقلاب اسلامی به اهداف خود رسیدیم یا هستند اهدافی که هنوز احساس می‌شود محقق نشده‌اند؟ افزود: بیش از یکصد سال است که این ملت در جهت اهداف خود حرکت می‌کند و انقلاب اسلامی در جهت تحقق این اهداف بود. جمهوری اسلامی مطرح شد تا ما نشان دهیم می‌خواهیم بر استبداد و دیکتاتوری خط پایان بکشیم و آزادی‌های مدنی بر اساس خواست ملت را در جامعه پیاده کنیم و از عقب‌ماندگی نجات پیدا کنیم.

وی ادامه داد: ما می‌خواستیم دارای نظامی شویم که به واسطه‌ی آن خود بر سرنوشت‌مان حاکم باشیم. جامعه‌ای که در آن فقر و تبعیض نباشد، همه‌ی اقوام از حقوق خود بهره‌مند شوند. اخلاق بر آن حاکم شود.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایسنا، رییس موسسه‌ی بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها در ادامه با اشاره به آنچه امروز در غزه شاهد آن هستیم از استقرار جامعه‌ای بر مبنای اخلاقیات که دیگر شاهد حوادثی نظیر ماجرای غزه نباشیم به عنوان دیگر خواست تاریخی ملت ایران یاد کرد.

وی با تاکید بر اینکه بی‌انصافی است که بگوییم بعد از انقلاب تحولی ایجاد نشد، گفت: تحول ایجاد شد اما آیا کاملا به اهداف خود رسیده‌ایم؟ و آیا فقر، فساد و تبعیض رخت بربسته؟ آیا آزادی واقعی در جامعه نهادینه شده است؟ آیا دانشگاه به عنوان کانون آزادی احساس می‌کند می‌تواند بدون پرداخت هزینه به نقد قدرت بپردازد؟

رییس بنیاد باران، در ادامه‌ی اظهاراتش با یادآوری نقش دانشگاه و روشنفکر در نقد از روشی که بر مبنای آن از این وظیفه‌ی دانشگاه و دانشجو مفهوم براندازی برداشت می‌شود و ناقد، برانداز معرفی می‌شود انتقاد کرد.  سید محمد خاتمی:خطر تخریب اسلام و آرمان‌های انقلاب نیز وجود دارد.

خاتمی همچنین با بیان اینکه به تمام اهدافی که انقلاب به دنبال آن بود دست پیدا نکرده‌ایم، اظهار داشت: اگر به اهداف رسیده‌ایم پس چشم‌انداز بیست ساله یعنی چه؟ یعنی برای رسیدن به اهداف فاصله داریم و باید تلاش کنیم اهداف تحقق پیدا کند.

رییس جمهور سابق کشورمان، با بیان اینکه امروز تمام اهداف انقلاب محقق نشده که بگوییم به جنبش نیاز نداریم، اظهار داشت: جنبش دانشجویی امروز با جنبش دانشجویی که در قبل انقلاب وجود داشت، فرق دارد. جنبش دانشجویی قبل از انقلاب برای براندازی نظامی فاسد بود، اما امروز جنبش دانشجویی باید در جهت تحقق اهدافی حرکت کند که انقلاب به دنبال آن بود و اگر لازم دانست در بعضی ساختارها اصلاح شود تلاش شود تا اهداف انقلاب تحقق پیدا کند.

رییس موسسه‌ی بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، ادامه داد: جنبش دانشجویی زمانی جنبش دانشجویی واقعی است که متوجه مصالح مبتلابه در جامعه باشد و در جهت تغییر در وضع و حال و تطبیق آن با نیازهای جامعه حرکت کند و پیشرفت عدالت و مردم‌سالاری و اخلاقی شدن جامعه را مدنظر داشته باشد.

وی با بیان اینکه جنبش دانشجویی می‌تواند دارای نقش رهبری باشد، اظهار داشت: همین‌جا فاصله‌ی جنبش دانشجویی با دیگر نهادهای مدنی و احزاب مشخص می‌شود. جنبش دانشجویی به دنبال کسب قدرت رسمی نیست؛ بلکه در جهت اصلاح امور حرکت می‌کند.

رییس بنیاد باران، همچنین جنبش دانشجویی را برخوردار از نقش مرجعیت در جامعه‌ای دانست که دچار بحران مرجعیت است و با اشاره به جایگاه تضعیف شده‌ی مرجعیت‌های سنتی در جامعه‌ی ما، گفت: در حال حاضر مرجعیت‌های سنتی تضعیف شده و مرجعیت‌های اجتماعی شکل نگرفته و در چنین شرایطی اگر جنبش دانشجویی روشن‌بین و واقع‌نگر باشد تا حد زیادی می‌تواند نقش مرجعیت را داشته باشد.

خاتمی همچنین بر درک شرایط زمانی، مکانی، منطقه‌ای و جهانی از سوی جنبش دانشجویی تاکید کرد و گفت: جنبش دانشجویی باید نیازهای واقعی جامعه را درک کند و به سوی استقرار نظم و سامان امور حرکت کند تا در سایه آن دردهای مزمن جامعه درمان شود و خواست‌های جامعه مبنی بر توسعه‌ی اخلاق و رعایت موازین مورد نیاز جامعه تامین شود و زبان او به زبان جامعه نزدیک گردد.

رییس موسسه‌ی بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، در ادامه با اشاره به ویژگی‌های جامعه‌ ایرانی و جایگاه دین در این جامعه، فاصله گرفتن جنبش دانشجویی را از این مفاهیم دینی زمینه‌ساز دور شدن او از جامعه و ناتوانی‌اش در مفاهمه با جامعه دانست.

وی در ادامه بار دیگر تاکید کرد: جنبش دانشجویی معطوف به قدرت نیست. این جنبش می‌تواند برای رسیدن به دولت صالح تلاش کند و همواره به عنوان نقاد باقی بماند.

رییس بنیاد باران، در ادامه با استناد به یکی از گفته‌های سقراط، گفت: جنبش دانشجویی باید نیش به قدرت را تا زمانی که حد قدرت خود را بداند و نیش به جامعه را تا حق خود را بشناسد ادامه بدهد و این جنبش باید به شعارهای انقلاب پایبند باشد.

خاتمی با تاکید بر اینکه انقلاب اسلامی ایران یک حادثه‌ی کوچک نبود از آن به عنوان یک واقعیت بزرگ در جهت تحقق خواست‌های ملت یاد کرد که با حضور مردی بزرگ (امام خمینی (ره)) توانست تحولات بزرگی ایجاد کند.

رییس موسسه‌ بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، اضافه کرد: این جنبش باید بتواند از موضع انقلاب و آرمان‌های انقلاب و در جهت تحقق اهداف آن نقد کند و در آن مسیر حرکت کند.

وی در ادامه با تاکید بر مستقل بودن جنبش دانشجویی از دولت، احزاب و نهادهای بیرون دانشگاه، اظهار داشت: این جنبش باید نقش پیش‌رو را در جهت استقلال و آزادی‌خواهی ایفا کند و حرمت کلام و اندیشه را نگه دارد و در برابر متحجران که توهم را در برابر اندیشه می‌گذارند و تمامیت‌خواهان که جز زور عریان و ارتجاعی منطقی نمی‌شناسند با گفت‌وگو رفتار کند و این گفت‌وگو را نهادینه کرده و از خود شروع کرده و به جامعه بکشاند.

به گزارش ایسنا، سیدمحمد خاتمی در ادامه حضورش در دانشگاه تهران، در پاسخ به این پرسش که «برای انتخابات ریاست‌جمهوری پیش رو، استراتژی شما و مجموعه دلسوزان نظام در چگونگی نقش‌آفرینی در انتخابات و تحقق رسالت جریان دانشجویی به عنوان امری که امروز یکی از اساسی‌ترین امور به شمار می‌آید، چیست؟» گفت: اگر اجازه بدهید بنده این سوال را آخر جواب می‌دهم.

دانشجویان حاضر در پاسخ «نه» گفتند.

وی در ادامه گفت: پاسخ به این سوال کمی به توضیح نیاز دارد، پس اگر سوالاتی را که جواب کوتاهتری می‌خواهد، ابتدا بگویید بهتر است.

اما دانشجویان حاضر در جلسه خواستار پاسخگویی خاتمی شدند که وی نیز به این پرسش پاسخ داد.

خاتمی اظهارکرد: ‌درانتخابات ریاست‌جمهوری که پیش روی ماست، ابتدا باید پرسید چه باید کرد، که این یک مساله است و صحبت شما در رابطه با شخص بنده نیز مساله دیگری است، در مورد خودم افرادی نظیر بنده از نسلی هستیم که در کودکی شاهد نهضت مقاومت ملی، استقرار حکومت ملی و بعد کودتای آمریکایی و ضدملی ‌٢٨ مرداد بوده است.  سید محمد خاتمی:خطر تخریب اسلام و آرمان‌های انقلاب نیز وجود دارد.

وی ادامه داد: در نوجوانی شاهد شروع نهضت بسیار گسترده و عمیق به رهبری امام بودیم و در بهترین سال‌های عمر در حوزه و دانشگاه لحظات شیرین و تلخی داشتیم؛ البته نه در حد بزرگانی که در این زمینه خیلی مایه گذاشتند، بلکه در حد ناچیزی، دست بر آتش مبارزات، چه در زمینه فکری و چه در زمینه عملی، داشتیم.

خاتمی ادامه داد: انقلاب اسلامی برای ما نوید یک بامداد روشن و نجات کشور از یک دوران سیاه را داشت؛ اما سوال اینجاست که ملت ما چه می‌خواستند؟

رییس‌جمهور سابق کشورمان در ادامه توضیح داد: از صد سال پیش که جنبش اجتماعی شروع و زمانی که انقلاب اسلامی پیروز شد، بیش از ‌١٣ قرن از حضور اسلام در این سرزمین می‌گذشت. این اسلام و دنیای اسلام در مواجهه با دنیای جدید که به لحاظ سیاسی، فکری و اقتصادی تحولاتی را ایجاد کرده بود، رویکردهای مختلفی پیدا کرد که یکی رویکرد انفعالی بود و از طرف سنت‌پرستان که فقط به ظواهر دین و اندیشه‌های خود پایبند بودند، مطرح می‌شد. هم‌چنین مساله‌ مقاومت کامل در مقابل غرب مطرح شد، البته می‌دانید این روش و سنت، خود از عوامل بسط و پیدایش سکولاریسم در کشورهای اسلامی بوده است.

وی افزود: در میان این افراد کسانی روشن‌بین‌تر بودند و می‌دانستند اوضاع تغییر کرده و سعی می‌کردند اسلام را به گونه‌ای مطرح کنند که بتواند حلال مشکلات باشد.

رییس موسسه بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها خاطرنشان کرد: در عمل این‌ها فقط به امارت کامل و خلافت اسلامی که سابقه در تاریخ داشت، می‌اندیشیدند. در این میان انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام بود که جمهوری اسلامی را مطرح کرد؛ بینشی روشن که در عین حال می‌بایست بر هویت خود ملت تکیه کند، می‌خواست از دستاوردهای بزرگ دنیا در همه‌ی عرصه‌ها استفاده کند. ما در رویکرد اول ارتجاع کامل می‌بینیم و در قسمت دوم، یعنی آن‌ها که به خلافت می‌اندیشیدند، اگر روی کار می‌آمد، یک نظام خشن که فقط به ظواهر تکیه می‌کرد و همه آزادی‌ها را از بین می‌برد، ایجاد می‌شد که نمونه آن را در همسایگی خودمان دیدیم.

خاتمی ادامه داد: جمهوری اسلامی برای همه ما نویدبخش بود که بتوانیم بر اساس آن تحولی را ایجاد کنیم؛ چنان‌که فداکاری‌هایی برای آن، و این همه شهید داده و تلاش‌ شد. اکنون هم هر کاری که برای تحقق آن جمهوری به آن صورت که امام گفت و به آن صورت که در قانون اساسی آمده و خواست ملت ماست، انجام می‌دهیم.

وی در ادامه با بیان این که در روند موجود با مشکلاتی روبرو هستیم، افزود: معتقدیم با این روند که ممکن است حتی با حسن نیت هم باشد، پیشرفت دور از دسترس است، مشکلاتی همچون فقر، تبعیض و نابرابری افزایش پیدا می‌کند، تهدیدها علیه ایران افزایش پیدا می‌کند، حتی خطر تخریب اسلام و آرمان‌های انقلاب نیز وجود دارد.

خاتمی با بیان این که برای کسانی که دلبسته نظام، ‌اسلام، مردم و دارای اندیشه هستند، اندیشیدن درباره تغییر وضعیت موجود امر مطلوبی است، اظهار کرد: معتقدیم کشور ظرفیت‌های فراوانی به لحاظ مدنی، ‌اقتصادی، موقعیت ژئوپلوتیک و ژئواستراتژیک دارد که هم می‌توان از این مشکلات رهایی پیدا کرد و هم در جهت تامین خواسته‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم برنامه ارائه داد.

وی خاطرنشان کرد: بنده با کارشناسان و خبرگان در ارتباط هستم و معتقدم آسان‌ترین کار برای خدمت به مردم، داشتن برنامه است، اما مساله این است که آیا برنامه‌ و شعار خوب داشتن برای این که بتوان به مردم خدمت کرد، کافی است؟ اگر این برنامه و منتخب مردم با پشتوانه یک تفاهم ملی و پشتوانه همه ارکان و ارگان‌های نظام روی کار نیاید و یا برعکس در مقابل برنامه‌هایش کارشکنی شود، نه تنها نمی‌شود از این امکانات استفاده کرد، بلکه حتی ممکن است امکانات موجود را به هدر دهد.

وی افزود:درصورتی می‌توان با برنامه آمد که مطمئن بود می‌توان آن را اجرایی کرد و دستگاه‌ها و نهادهایی که دارای قدرت هستند پشتیبان باشند تا حداقل کارشکنی نشود؛ بنابراین اگر کسی با وجود این که می‌داند برنامه دارد، ولی نمی‌تواند کار کند در ‌آمدن تردید می‌کند، نشانه عافیت‌طلبی نیست، بلکه نشانه این است که آیا می‌تواند کار بکند یا نمی‌تواند. اگر همه چیز بر وفق مراد نباشد یا کارشکنی در کار باشد، نمی‌توان کار را انجام داد.

رییس‌جمهور سابق کشورمان تصریح کرد: اما این که چه باید کرد؟ بنده معتقدم باید با تدبیر اندیشید و در مسیر خدمت به مردم و آرمان‌های آن‌ها کار کرد، هم‌چنین برای اعتلای کشور، تامین آزادی‌ها در جامعه، مبارزه با فقر، ایجاد تولید و اشتغال و سایر مسائل و همچنین دفع تهدیدها تلاش کرد. در اینجا نباید متوجه فرد باشیم. اگر کسی احساس کند آمدن او با کارشکنی توام می‌شود باید به سراغ فردی رفت که تحول‌خواه باشد و روی او هم حساسیت کمتر باشد تا هم بتواند به مردم خدمت کند و هم نیروها هدر نرود.

وی ادامه داد: بنابراین همه باید در عرصه‌ انتخابات حضور داشته باشیم و بکوشیم آن‌چنان که به مصلحت جامعه است دفاع و تبلیغ برای آمدن افرادی که برنامه دارند و بتوانند در مسیر اهداف انقلاب حرکت و به جامعه خدمت کنند، انجام دهیم؛ بنابراین همه در اصل انتخابات شرکت می‌کنیم.

به گزارش ایسنا، در ادامه این سوال پرسیده شد که در شرایط فعلی، اموری که برتصمیم‌گیری شما اثر می‌گذارد کدام است؟

خاتمی در پاسخ گفت: ما آزادی، استقلال، پیشرفت و عدالت را می‌خواهیم، باید واقع‌بین بود و اید‌ه‌آل‌گرایی نکرد. معتقدم ایران زمینه‌های بسیار مساعدی برای پیشرفت دارد. مردم ما شایسته‌ی برخورداری از آزادی و استقلال هستند و برای این کار باید برنامه داشت و بر این اساس آسان‌ترین کار داشتن برنامه است؛ به‌ویژه برای ما که تجربه‌ تدوین دو برنامه سوم و چهارم و اجرای کامل برنامه‌ سوم را داشتیم و به مسائل آشنا هستیم و مطالب را می‌دانیم.

وی افزود: معتقدم درحال حاضر شرایط سخت‌تر شده و نتوانسته‌ایم در مسیر اهدافی که چشم‌انداز و سایر اهداف بلند دارند، حرکت کنیم، اما انجام تحول در جامعه و پیشرفت که هم مردم از نظر اقتصادی در جایگاه مناسب باشند و هم عدالت اجتماعی حاکم شود و هم تهدیدات نسبت به ایران کم شود و بسیاری از اصولی که ما بر آن پافشاری می‌کنیم، حفظ شود، کاملا میسر است؛ مهم آن است چه کسانی و چگونه می‌توانند کار را انجام دهند.

رییس‌جمهور سابق کشورمان در ادامه گفت: اگر برنامه خوب هم داشته باشید اما در مقابل با دو مساله روبرو باشید که یکی توقع مردم است که انتظار دارند یک شبه مسائل حل شود ( این در حالی است که مسائل یک شبه حل‌شدنی نیست اما می‌توان در آن جهت حرکت کرد) و دومین مساله این که با کارشکنی و تخریب مواجه شوید؛ یعنی دستگاه‌هایی که باید کمک کنند فقط مردم را تحریک کنند، {نمی‌توان کار کرد}.

خاتمی ادامه داد: در زمان بنده هم فقر، فساد و گرانی وجود داشت و اشتغال نبود، در رسانه‌ ملی و دستگاه‌های مختلف و تشکیلات مختلف {این امر مطرح ‌شد}! اما امروز ان‌شاءالله همه جا گل و بلبل شده است.

وی افزود: اگر شرایط به این صورت باشد که واقع‌بینانه بتوان با مردم حرف زد و برنامه ارائه داد و بعد مطمئن بود که این برنامه‌ها در عمل پیاد می‌شوند، و از طرف ارگان‌ها و نهادها پشتیبانی شود یا حداقل کارشکنی نشود، { می‌توان کار کرد}.

خاتمی افزود: نمی‌توان به مردم قول داد و نتوانست عمل کرد و سپس جریان‌ها و جناح‌ها شروع به حمله کنند. بنده معتقدم باید فردی بیاید که می‌تواند کار بکند، البته من نمی‌گویم نه!، دارم بررسی می‌کنم.

این سخنان خاتمی با تشویق دانشجویان حاضر در سالن مواجه شد.

وی خاطرنشان کرد: اگر به سراغ افرادی برویم که هم برنامه دارند و هم تحول‌خواهند و هم حساسیتی که روی ماها وجود دارد، روی آن‌ها نیست، در خدمت بیشتر به مردم بوده‌ایم. ما و شما باید تلاش کنیم تا آنچه بیشتر به نفع ملت، انقلاب و جامعه است، ان‌شاءالله عملی شود.

خاتمی در ادامه این جلسه در پاسخ به سوالی درباره این که بهترین استراتژی برای حضور کلیه گروه‌ها، اقشار سیاسی و به‌ویژه دانشجویان چیست؟ گفت: آنچه برای انتخابات لازم است وجود آزادی‌ فضای انتخابات،‌ اطمینان از این که رای مردم مورد حرمت قرار گیرد و همچنین زمینه‌سازی برای رقابت است؛ یعنی دوستان از هر جناح و گروه و حزبی ابتدا برنامه خود را عرضه کنند و زمینه و اطمینان داده شود که نمایندگان واقعی جریان‌های فکری و گروهی می‌توانند در عرصه انتخابات حاضر و گروه‌ها و جریان‌های بیرون بدون تخریب یکدیگر به ترویج برنامه‌های خود بپردازند.

وی ادامه داد: بنده معتقدم اصول‌گرایی به آن معنا که ما گفتیم راه نجات کشور، تقویت آرمان‌های انقلاب و خدمت به مردم است؛ اما در عین حال این مردم هستند که باید نظر و رای بدهند و طبعا اگر فضا،‌ فضای اطمینان‌بخش باشد، هر رایی که مردم دهند، باید مورد اطمینان قرار گیرد و همه به آن احترام بگذارند.

وی افزود: اگر مردم با امید در صحنه حاضر شوند، تردیدی ندارم که نتیجه رایشان در جهتی خواهد بود که در مسیر تامین خواست‌های ملت ایران، آزادی، استقلال، پیشرفت و رفع تهدیدهاست. مردم باید در صحنه حضور یابند.

خاتمی با بیان این که همه کار دست ما نیست و بخشی در دست برگزارکنندگان است گفت: بخشی از این کار ارائه برنامه‌های روشن و جذاب برای جذب بیشتر مردم به پای صندوق‌های رای است. در صورت حصول چنین شرط‌هایی، هر رایی که حاصل شود باید به آن احترام گذاشت.

وی در ادامه در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که آیا استراتژی‌ای برای مبارزه با کارشکنی‌ها وجود دارد، با تاکید بر این که یقینا باید در این زمینه کار شود، ‌توضیح داد: همه چیز دست ما نیست. شما دیدید که در جریان انتخابات گذشته در امر تایید صلاحیت‌ها چه شد و چه نیروهای برجسته‌ انقلابی سابقه‌داری از صحنه حذف شدند.

وی ادامه داد: در جریان انتخابات مجلس هشتم از ‌٢٩٠ کرسی مجلس، جبهه‌ اصلاحات با همه‌ی تسامحی که داشت در ‌١٠٤ کرسی امکان رقابت داشت. دیدید که در این ‌١٠٤ کرسی نزدیک به ‌٦٠ نفر به صحنه آمدند، ‌جو جامعه این‌چنین است. آیا اگر در ‌٢٩٠ کرسی نامزدهای اصلاح‌طلب حضور داشتند، امروز بالای ‌٥٠ درصد این مجلس در اختیار اصلاح‌طلبان نبود؟

رییس‌جمهور سابق کشورمان هم‌چنین در واکنش به برخی شعاری با محتوای « مرگ بر ...» در سالن گفت: اصلا شعار مرگ ندهید، بحث دوستانه داریم.

خاتمی در ادامه سخنانش اظهار کرد: این که بگذارند چه کسانی در عرصه بیایند و نیایند، یک مساله است، گرچه متاسفانه امروز تائید یا ردصلاحیت‌ها اثر مثبت یا منفی در جامعه ندارد و این برای ما باعث تاسف است، بدین معنا که ارزیابی در این زمینه برای جامعه‌ ما چندان مورد توجه نیست.

وی افزود: ما از موضع دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی می‌گوییم باید در جامعه طوری باشد که این طور تلقی شود که هر کس با او برخورد می‌شود، انسان مجرم خطرناکی است نه اینکه این شائبه ایجاد شود که در برخی مواقع به خاطر انتقاد و آن هم نه اعتراض، برخوردی می‌شود یا افرادی به دلیل داشتن سلیقه خاص سیاسی رد صلاحیت می‌شوند، ولو این که سابقه آن‌ها در انقلاب و سایر مسائل از برخی کسانی که ردصلاحیت می‌کنند، بیشتر باشد.

خاتمی تصریح کرد: همه چیز دست ما نیست. ما فقط می‌توانیم اعتراض و مساله را مطرح کنیم، به همین دلیل باید تلاش شود افرادی که به هر حال توان ردصلاحیت آن‌ها نیست یا ردصلاحیت آن‌ها هزینه‌ی زیادی دارد بیشتر در صحنه شرکت کنند.

وی ادامه داد: اگر این مشکل نبود افراد باصلاحیتی وجود داشتند که می‌توانستند در انتخابات شرکت کنند و مورد توجه مردم قرار گیرند و خدمت کنند.

خاتمی در ادامه توضیح داد: افرادی که انتخابات را برگزار می‌کنند رسالت و وظیفه‌ خود را پاسداری از رای مردم بدانند.

وی ادامه داد:این که ما می‌گوییم باید کسانی در جمهوری اسلامی مسئولیت داشته باشند که واقعا به رای مردم معتقد باشند، واقعا معتقد باشند که امام فرمود میزان رای ملت است، این اصل راهبردی است.

رییس موسسه بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها ادامه داد: انتخابات باید طوری باشد که نظارت کامل از سوی ملت و نمایندگانی که ممکن است مورد ستم قرار گیرند، واقع شود؛ اما متاسفانه در انتخابات مجلس نتوانستیم این موضوع را صددرصد اجرا کنیم؛ ولی دوستان سازوکاری را انجام دادند تا بتوانند نظارت را انجام دهند و حتی‌الامکان چهر‌ه‌های مطلوبی حضور پیدا کنند و از رای مردم حمایت شود.

رییس موسسه‌ بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، در ادامه سخنانش در دانشگاه تهران در پاسخ به این سوال که شما «هشت سال شعار زنده باد مخالف من» را سردادید. دستاورد این هشت سال چه بود؟ گفت: برای رسیدن به آرمان‌ها و اهداف انقلاب نه تنها فرصت هشت ساله کافی نیست؛ بلکه از آنجا که اصلاحات تدریجی است، ‌٢٨ سال نیز کافی نیست.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایسنا، وی در ادامه با بیان اینکه به هیچ‌وجه معتقد نیستم که ما در این هشت سال عیبی نداشتیم، گفت: معتقدم بعضی جاها فرصت‌ها را از دست دادیم از جمله وقتی برخی کارشکنی‌ها شروع شد و با مصادره‌ ارزش‌های انقلاب، در مقابل اصلاحات و حرکت و خواست مردم ایستادند حتما اگر با قاطعیت بیشتر عمل می‌کردیم امروز وضع و حال‌مان بهتر می‌شد.

رییس بنیاد باران، ادامه داد: اگر بعضی کارشکنی‌ها نبود دستاوردهای بیشتری داشتیم. قبول می‌کنم ضعف از ما بود. موانع و کارشکنی‌ها هم بود و در مقابل آن عمل می‌شد.

خاتمی در ادامه با اشاره به وضعیت بحث مذاکره با آمریکا در دوره‌ اصلاحات، اظهارداشت: امروز معتقدم دولت ما انصافا با شجاعت پیشگام مذاکره با آمریکاست و در مذاکره نیز بسته نیست؛ البته آمریکایی‌ها به عرصه نمی‌آیند.

رییس موسسه‌ بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، در ادامه با اشاره به مصاحبه‌های دوره‌ ریاست‌جمهوری خودش که «در آن به دفاع از همه‌ی اصول و ارزش‌های انقلاب پرداخت»، گفت: بعد از این مصاحبه برای اولین بار دولت آمریکا مطابق آن شروطی که امام(ره) گذاشته بود (دولت آمریکا عذرخواهی کند و قول دهد دیگر در امور ایران دخالت نکند) رسما از ایران عذرخواهی کرد، اما به جای اینکه زمینه‌ها فراهم شود تا در راستای آن مشکلات رفع و منافع ملی نیز تامین گردد حجمی از تبلیغات علیه اصلاحات در جامعه شکل گرفت.

وی که برنامه‌های دولت اصلاحات را برگرفته از ارزش‌ها، اصول و خواست‌های مردم و حقوق ملت می‌دانست آنچه در دوره‌ اصلاحات در بحث برقراری رابطه با آمریکا پیش آمد را نیز در همین راستا ارزیابی کرد.

رییس بنیاد باران، در ادامه اظهاراتش با یادآوری شعاری که در زمینه‌ توسعه‌ سیاسی در دوران مسوولیتش مطرح می‌کرد، گفت: با وجود آنکه بر فعالیت‌های سیاسی تاکید می‌کردم، اما تحولات اقتصادی قابل تقدیری نیز در دولت اصلاحات شکل گرفت که هنوز هم نان آن را می‌خوریم.

خاتمی با اشاره به وضعیت قیمت نفت در دوران اصلاحات که به بشکه‌ای ‌٩ دلار رسید و دولت اصلاحات توانست بدون آنکه فشار زیادی بر مردم وارد شود کشور را اداره کند، اشاره کرد و آن را دیگر دلیل موفقیت این دولت ارزیابی کرد.

رییس موسسه‌ بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، به «خشکسالی که در دوران اصلاحات در کشور اتفاق افتاد و به واسطه‌ی آن مجبور شدیم شش میلیون تن گندم وارد کنیم» اشاره کرد و گفت: در همان زمان تورم به ‌٥/١١ درصد رسید. صحبت تک‌نرخی کردن ارز بود که گفته شد تورم در صورت تک‌نرخی شدن ارز ‌٩ تا ‌١٠ درصد افزایش پیدا می‌کند. ما این کار را انجام دادیم و کشور را با تورم ‌٣/١٥ درصدی تحویل دادیم اما امروز با نفت ‌٩٠ دلاری سوال کنید وضعیت تورم چطور است؟

وی اضافه کرد: مطمئنا به نام اصلاحات حرف‌های بی‌ربطی زده شد اما آن را به حساب اصلاحاتی که مردم به آن رای دادند نگذارید.

رییس بنیاد باران، تاکید کرد: اگر اصلاحات مجددا رای بیاورد هر چند حتی اگر من نیایم تجربه‌ی هشت سال و تجربه‌ی این چهار سال را داریم.

خاتمی در پاسخ به این سوال که آیا امیدی به آینده است؟ گفت: این کشور خیلی مهم است و انقلاب شما خیلی بزرگ بود. امیدهای بزرگ به این کشور است. بنده به هیچ‌وجه معتقد نیستم دولت فعلی می‌خواهد کارها را خراب کند و مشکل ایجاد کند و مطمئنم قصد خیر دارند.

خاتمی در ادامه به تدوین سند چشم‌انداز ‌٢٠ ساله‌ نظام در دوران وی که به تایید رهبری و تصویب مجمع تشخیص مصلحت رسید اشاره کرد و با یادآوری اینکه برنامه‌ چهارم توسعه نیز در راستای تحقق اهداف سند چشم‌انداز تدوین شد، گفت: اگر این برنامه را در افق چشم‌انداز اجرا می‌کردیم وضعیت ما بهتر بود، گفتند درست نیست ولی به جای آن چه گذاشتند.

رییس‌جمهور سابق کشورمان، در ادامه با ابراز امیدواری نسبت به اینکه ملت انتخابی انجام دهند که در جهت بهبود امور باشد، اظهار داشت: با وضعیت فعلی دیرتر و گران‌تر به اهداف انقلاب می‌رسیم اما اگر وضعیت عوض شود زودتر و ارزان‌تر این اهداف محقق خواهد شد.

وی همچنین در ادامه در پاسخ به سوالی درباره‌ی نگاهش به کسانی که در مقطعی شعار عبور از خاتمی را مطرح کردند اظهار داشت: طبعا همه اندیشه‌هایی که به نام اصلاحات بیان شد را قبول ندارم، اما ما در جامعه متکثر زندگی می‌کنیم. خاتمی کسی نیست، هر کسی هر اندیشه‌ای که دارد باید ابراز کند.

رییس بنیاد باران، ادامه داد: مگر حضرت امام (ره) در پاریس نفرمود حتی کسانی که اصل دین و اسلام را قبول ندارند و مارکسیست یا ماتریالیست هستند در جمهوری اسلامی آزادند صحبت کنند و تشکل و تجمع داشته باشند.

خاتمی همچنین هر کس، هر فرد و یا گروهی را که در چارچوب اندیشه‌های امام و انقلاب حرکت کند را مورد تایید قرار داد.

در ادامه این جلسه سوال دیگری پرسیده شد مبنی بر اینکه امروز عده‌ای هستند که با مصادره امام در تلاشند که به مطامع خود دست یابند امامی که شما شناختید، چگونه امامی بود؟

خاتمی در پاسخ به این پرسش با بیان اینکه الان در این مکان مجال و فرصت برای صحبت از امام(ره) نیست، گفت: در آن زمان در آن بینشی که نسبت به اسلام وجود داشت؛جریانات اسلامی متفکر همچون علامه طباطبایی، شهید مطهری، مهندس بازرگان، ‌آیت‌الله طالقانی و استاد شریعتی در آن بحران‌ها و سختی‌ها اندیشه‌های روشن اسلام را مطرح می‌کردند.

وی افزود: امام(ره) از دو جهت امتیاز داشت یکی از جهت طرح اندیشه‌های مهم و دیگری از لحاظ اینکه اندیشه‌های ایشان ناظر به عمل بود. ایشان انسانی اسلامی و متدین بودند که لحظه‌ای در انجام وظایف دینی تردید نمی‌کردند. ایشان در مقابل خیلی‌ها مساله‌ جمهوری اسلامی را مطرح کردند.

خاتمی در ادامه به بیان خاطره‌ای از امام(ره) پرداخت و گفت: زمانی که امام در پاریس حضور داشتند و مساله جمهوری اسلامی را مطرح کردند گروه‌های اسلامی غیردینی با بنده برای دیدار با امام تماس گرفتند البته این افراد بعد از مدتی ضد جمهوری اسلامی، امام و انقلاب اسلامی شدند، اما آن روز آن‌ها اظهار ارادت و علاقه به امام و جمهوری اسلامی می‌کردند.برخی از آن‌ها خواستار دیدار با امام شدند. بنده به همین دلیل به حاج احمد‌آقا گفتم که این‌ها قصد دیدار با امام را دارند البته این افراد همان کسانی هستند که از دل آن‌ها القاعده و طالبان درآمد. آن‌ها در آن دیدار به امام اعتراض کردند که جمهوری اسلامی یک بدعت است و در اسلام چیزی به نام جمهوری اسلامی وجود ندارد. بنابراین اگر به نام خلیفه مسلمین در صحنه حاضر شوید با شما بیعت و همه امکانات را در اختیارتان قرار می‌دهیم. امام در واکنش به این سخنان با عصبانیت فرمودند که بنده هیچ احتیاجی به امکانات شما ندارم. جمهوری اسلامی بدعت نیست و ما روشی جز جمهوری اسلامی را قبول نداریم.

در این هنگام یکی از دانشجویان از میان جلسه فریاد زد پس انقلاب فرهنگی چه بود؟، که خاتمی در واکنش گفت:صحبت از اندیشه است. امام(ره) به صراحت فرمودند هر اندیشه‌ای حتی اندیشه‌های الحادی در جمهوری اسلامی تا وقتی که به توطئه نیانجامد و دست به اسلحه نبرد، آزاد است.

وی ادامه داد: ممکن است در انقلاب فرهنگی نیز برخی تندروی‌ها انجام شده باشد، اما این را نباید به حساب امام گذاشت.امامی که من می‌شناختم امامی بود که به رای مردم، استقلال و آزادی مردم مومن بود و معتقد بود که اسلام با همه این‌ها سازگاری دارد و اگر انحرافی وجواد دارد، اینجاست.

رییس‌جمهور سابق کشورمان خاطرنشان کرد:متاسفانه در جمهوری اسلامی برخی به صراحت گفتند که امام هم«جمهوری اسلامی» را قبول نداشت!؛با این تفکرات می‌خواهند بگویند نماینده اسلام هستند؟ این تفکر می‌تواند در جامعه باشد، ولی هیچ کس نباید اجازه دهد که به نام انقلاب و در کانون‌هایی که قدرت را در دست دارند این تفکرها حضور پید اکنند. یکی از دغدغه‌های اساسی اصلاح‌طلبان با آن‌ها در تحجر، واپس‌گرایی و ظاهرگرایی است.

رییس بنیاد باران تصریح کرد: ما از آن امام با آن اندیشه دفاع می‌کنیم. معتقدیم که برخی اندیشه‌هایی که وجود دارد که با امام سازگار نبودند و امروز می‌کوشند که بگویند که امام تفکر آن‌ها را داشته و باید با همه وجود ایستاد که امام چیز دیگری غیر از این تفکرات موجود است. البته معتقدم این تفکرت می‌توانند حضور داشته و ابراز وجود کنند اما حق ندارند برانقلاب و جامعه ما مسلط شوند.

خاتمی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر این که مگر قرار نبود در جمهوری اسلامی همه و به خصوص در دانشگاه‌ها، آزادی داشته باشند پس تکلیف «دانشجویان غیردینی» که می‌خواهند در دانشگاه‌ها فعالیت کنند در فضای فعلی چه می‌شود؟ اظهار کرد: معتقدم فضای دانشگاه‌ها مساعد نیست، این موارد را در شورای انقلاب فرهنگی نیز بیان کردم اما در آنجا تنها یک رای داشتم. عنوان کردم که چرا فقط باید انجمن‌های اسلامی حق حضور داشته باشند و سپس انجمن‌های اسلامی که بیشتر پایبند خط امام(ره) هستند تحت فشار باشند؟ باید همه جریانات و گروه‌ها بتوانند فعالیتهای صنفی و فرهنگی کنند.

در این هنگام یکی از دانشجویان پرسید در این هشت سال برای تشکل‌ها چه کار کردید؟ خاتمی در واکنش گفت: مقداری کار کردم، مقداری هم نکردم و مقداری هم نگذاشتند انجام دهم.

وی ادامه داد: رییس‌جمهور که در این چارچوب کار می‌کند امکانات و اختیارات محدودی دارد. نمی‌توان از او توقع انجام همه کارها را داشت والا اگر نظر من بنده بود خیلی کارها انجام می‌شد.

خاتیم خاطرنشان کرد: وقتی می‌گوییم جمهوری اسلامی به این معنا نیست که دیگر ادیان و مذاهب، حقوق اساسی ندارند. رای ملت یعنی رای همه آن‌ها و معتبر است. در جمهوری اسلامی رای یک مسیحی، یهودی، زرتشتی و مسلمان در موارد حساس و حیاتی مساوی است و همه باید اجازه فعالیت داشته باشند.


این مراسم با حاشیه‌هایی نیز همراه بود. در ابتدای این مراسم درحالی که هنوز سخنرانی خاتمی آغاز نشده بود، دانشجویان برای ورود به سالن یکی از درهای تالار چمران را شکستند و وارد شدند. دانشجویانی که در سالن حضور داشتند عکس‌ها و پلاکاردهایی در حمایت از خاتمی در دست داشتند و دانشجویانی که از ساعاتی قبل از ورود خاتمی در سالن حضور داشتند شعارهایی در حمایت از وی سرمی‌دادند. همچنین قبل از ورود خاتمی کلیپ‌هایی در رابطه با فعالیت‌های دانشجویی درحوادث مختلف پخش شد. در این جلسه سرودهای «یار دبستانی من»، «ای ایران ای مرز پرگهر»، و سرودی درباره بیت‌المقدس بارها پخش می‌شد و دانشجویان با آن همخوانی می‌کردند.

به گزارش ایسنا، در ادامه محمدی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان تهران و علوم پزشکی به ترتیب بر مصدق، چمران، طالقانی، بازرگان، شریعتی، امام (ره) و سید محمد خاتمی به عنوان آموزگار ادب و شکیبایی درود فرستاد که با تشویق دانشجویان همراه شد به حاضران خیرمقدم گفت.

در ادامه عباسی‌نژاد دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به قرائت بیانیه آغازین برنامه پرداخت.

پس از پایان قرائت بیانیه دانشجویان،محمدی ضمن تشکر از انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس در پیگیری دعوت از خاتمی برای حضور در این برنامه، یادی از مردم مظلوم فلسطین در غزه کرد و دانشجویان برای شادی روح شهدای غزه صلوات فرستادند.

در ادامه زمانی که خاتمی در پاسخ به این سوال گفت بهتر است کسی آید که برنامه داشته باشد و تحول‌خواه باشد و همچنین مورد حساسیت نباشد تا بتواند خدمت‌گزار باشد با اعتراض دانشجویان مواجه شد.

در ادامه‌ی این جلسه چند تن از دانشجویان با پلاکاردی با مضمون اصلاحات مرد، زنده باد انقلاب در اعتراض به خاتمی بپا خواستند که با سر دادن شعارهایی در حمایت از خاتمی مواجه شدند؛ سپس وقتی برخی از حاضران علیه بسیج دانشجویی شعار دادند، خاتمی در مواجه با این شعار گفت:« نباید چنین شعاری را بدهید. دانشجویان بسیجی نیز مانند دیگر تشکل‌ها عزیز هستند.باید یکدیگر را تحمل کنیم.»

خاتمی در پایان سخنان خود در پاسخ به آخرین سوال مبنی بر اینکه «آیا حاضرید آبروی خود را برای ایران بگذارید؟» گفت: با اینکه یزدی هستم جان خود را برای ایران می‌گذارم.

همچنین زمانی که سخنرانی خاتمی در بیرون از سالن، در راهروها و طبقات دانشگاه با دستگاه‌های ویدئو پروژکتور پخش می‌شد، ویژه‌نامه‌هایی که عنوان انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی‌خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران و همین طور جمعی از دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران روی آنها درج شده بود شامل مطالبی در انتقاد از خاتمی بین حاضران پخش می‌شد.
http://alef.ir/content/view/36659

   

خاتمی: مساله «یا ایران یا فلسطین» غلط است

خاتمی: مساله «یا ایران یا فلسطین» غلط است

به گزارش خبرآنلاین، سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق در دیدار با کمیته دانشجویی سابق دبیرخانه حمایت از فلسطین اظهار داشت: می‏شود و باید روی بعضی از مسائل به اجماع رسید و فارغ از گرایش‎های مختلف سیاسی و اجتماعی که وجود دارد، باید دید که چگونه می‎توان به نوعی وحدت رسید و از خنثی شدن نیروها و انرژی‎هایی که متاسفانه در جامعه ما بد مصرف می‎شود بهتر استفاده کرد.

 

گزیده سخنان وی را در ادامه می‏خوانید:

* واقعا می شود با وجود اختلاف سلایقی که وجود دارد نسبت به بسیاری از مسائل از جمله «روز قدس» به تفاهمی رسید. می توان به تعریفی درباره منافع و مصالح ملی و اصول و معیارهایی که حیات معنوی و مادی و اجتماعی جامعه ما به آن وابسته است برسیم و حول آن محورها حرکت کنیم.
*
* نباید بگذاریم بعضی مسائل اصولی و اساسی تحت تاثیر بعضی رویکردها و مسائل خاص و منافعی که گروهها دارند لطمه ببیند.
*
* نمی توانیم یک جا خواستار آزادی و حاکمیت بر سرنوشت باشیم، ولی نسبت به جای دیگر بی تفاوت بمانیم. مساله فلسطین، مساله بشری است و آنچه در آنجا در این 50-60 سال اخیر رخ داده است یک فاجعه بزرگ و کم نظیر تاریخ است.
*
* رای و رضایت مردم پایه استقرار یک نظام مشروع است. اگر رضایت نباشد نمی شود هیچ حکومتی را بر مردم تحمیل کرد و اگر هم تحمیل بشود مشروع نیست.
*
* طبق آنچه در نهج البلاغه است امیرالمومنین ابراز می دارند که اگر حضور و رای مردم نبود من هیچ وقت حکومت را نمی پذیرفتم. یعنی حتی حکومت امیرالومنین اگر رای مردم نباشد بر مردم تحمیل نمی شود و اگر بشود کار غلطی است. ما هم وقتی می گوییم مردم سالاری یعنی همین؛ مردم سالاری سازگار با دین.
*
* حکومتی مطلوب ومقبول و مشروع است که مبتنی بر خواست و رای و رضایت مردم باشد و امروز هم بشریت به آن رسیده است.
*
* ظلم و سرکوب به هر صورتی که باشد بد است؛ اگر حکومتی که با رای مردم روی کار آمده باشد هم بخواهد ظلم کند بد است.در فلسطین اشغالی عده‏ای آمده اند به زور سرزمینی را تصاحب کرده‏اند و یک حکومتی را بر آنجا تحمیل کردند؛ کوتاه آمدن در مقابل این یعنی جامعه بشری را با فاجعه روبرو کردن.
*
* نباید راضی بود که به نام دفاع از مردم فلسطین مسائلی مطرح شود که بهانه های بیشتری برای سرکوب ملت فلسطین، مقابله با نظام جمهوری اسلامی داده شود. ایران به خاطر آزادی خواهی و استقلال طلبی اش است، بهترین و والاترین مدافع مردم فلسطین است. مساله «یا ایران یا فلسطین» برداشت غلط یا القاء خطرناکی است که از سوی دیگران مطرح می شود.
*
* مساله قرار گرفتن ایران و فلسطین در مقابل هم مساله ای نیست که در ذهن و وجدان جامعه ما وجود داشته باشد و همه مردم ایران به فلسطین احترام می گذارند و از رنج این ملت مظلوم رنج می کشد.
*
* همه گروه ها و گرایش های مختلف فلسطین باید اختلافات را کنار بگذارند و در کنار هم باشند. زیرا چند پارگی در مساله فلسطین بهترین خدمت به اسرائیل است.


تختی سرش را جلوی شاه خم نکرد

 
تختی سرش را جلوی شاه خم نکرد
 

http://files.tabnak.com/pics/201008/201008300008281895.jpg


غلامرضا تختی روبروی شاه ایستاده.
سران کشوری و لشکری و امرای ارتش هم دور تا دور ایستاده اند.
تختی در مقابل دیدگاه شاه، بازوبند پهلوانی کشتی ایران را کسب کرده.


او حالا باید سرش را خم کند تا شاه، مدال را دور گردنش بیاندازد. اما نمی کند!


شاه هم به روی خودش نمی آورد و دست هایش را بالاتر می برد و مدال را تقدیم می کند به مردی که هیچ گاه، سر خم نکرد.

 

فارسی وان و امام جواد علیه السلام!

فارسی وان


1. فکر نکنم کسی باشه که شبکه فارسی وان رو نشناسه!


2. اما خیلی ها هستند که رئیس این شبکه رو نمیشناسن!


شبکه فارسی1 متعلق به فردی به نام روبرت مرداک امپراطور رسانه ای و چهارمین مرد قدرتمند آسیاست.
اما روبرت مرداک کیست؟
روبرت مرداک یهودی استرالیایی الاصلی است که به سلطان شیطانی رسانه ها معروف است او دارای 60 شبکه تلویزیونی به 13 زبان مختلف است که روزانه حداقل 300 میلیون مخاطب را به خود جلب می کند. همینطور مسئولیت 100 روزنامه و مجله معتبر همچون دیلی تلگراف، وال استریت ژورنال، تایمز، ساندی تایمز، نیویورک پست و نیز شبکه های خبری معروفی همچون فاکس، فاکس نیوز و اسکای نیوز و سایت هایی همچون "مای اسپیس" بر عهده این فرد است. روبرت مرداک که از صهیونیست های بسیار با نفوذ در دنیاست بارها شخصاً به دخالت در امور دیگر کشورها از طریق همین شبکه افسانه ای رسانه ای اذعان داشته است که شاید یکی از مهمترین آنها هدایت افکار عمومی توسط شبکه فاکس‌نیوز در جریان جنگ آمریکا علیه عراق باشد.


شخصیت عجیب مرداک بسیار قابل تأمل است او در عین حالی که هدایت بزرگترین بنگاه های خبری را بر عهده دارد بیشترین تمرکز خود را بر برنامه های تفریحی ـ سرگرمی نهاده است. در عین حال پر تیراژ ترین مجله انگلیسی یعنی نیوز آوورلد که یک مجله جنسی است متعلق به اوست و همینطور پر تیراژترین انجیل جهان توسط انتشارات او (واندروان) در آمریکا به چاپ می رسد. همین اندک به خوبی بیانگر آن است که لقب سلطان شیطانی رسانه ها لقب برازنده ای برای مرداک است.


3. در حال حاضر شبکه فارسی 1 ظاهراً برنامه های خود را برای مخاطبان فارسی زبان افغان، تاجیک و ایران تهیه و پخش می کند، لیکن به خوبی مشخص است تمرکز اصلی برنامه ها بر روی مخاطبان ایرانی است. برنامه های این شبکه فارسی شامل پخش سریال های تفریحی و خانوادگی روز دنیا با دوبله فارسی و نیز موسیقی تصویرهای خاص با محتوای جنسی و خشونت می باشد.


4. امام جواد (ع) در حدیثی بسیار دقیق و تکان دهنده می فرماید: هر کس به گوینده ای گوش سپارد در حقیقت او را پرستیده، اگر آن گوینده از خدا گوید پس خدا را پرستیده و اگر از زبان شیطان (و هوى و هوس و مادیات) سخن گوید، پس شیطان را پرستیده است.
تحف العقول، ترجمه صادق حسن‌­زاده، ص 824


5. براستی ما که علاوه بر شنیدن، از دیدن تصاویر شیطان‌پسند هم اجتناب نمی کنیم چه کسی را می پرستیم؟! مبادا سلطان شیطانی رسانه ها، ما را بنده ی شیطان کند در حالی که نمی دانیم...


بازخوانی بزرگترین خودکشی دسته‌جمعی تاریخ ! + تصاویر

بزرگترین خودکشی دسته جمعی تاریخ که 31 سال پیش به وقوع پیوست.

جیم جونز رهبر یک فرقه مذهبی است که با افکار پوچ و عقب افتاده خود جان مردم را به بازی گرفت. به طور کلی فرقه های مذهبی ایدئولوژیک همواره تلخ ترین صحنه ها را در تاریخ بشر ساخته اند و اکثر اوقات مایه ننگ تاریخ یک کشور بوده اند. جیمز جونز مردی از ایالت ایندیانا با دادن وعده برابری «سیاه» و «سفید» عده ای از مردم را به دنبال خود کشید. دو دلیل زیر بیشترین تاثیر را در اعتماد مردم به حرف های وی داشته است:

1 - دهه شصت و اوایل هفتاد اوج نژادپرستی های امریکا بود

2- مردم از توهمات و عواقب جنگ ویتنام خسته بودند. جونز هم مثل تمامی رهبران ایدئولوژیک در جهان در بی هویتی و سردرگمی مردم, خود را مطرح کرد و از خود هویت ساخت و به عبارت دیگر از اب گل آلود ماهی گرفت و خود را عنوان کرد.

وعده سرزمین موعود را داد و با سخنرانی در کلیسای خودش (موسوم به معبد مردم) و همین طور در کالیفرنیا تعداد زیادی از مردم را دور خود جمع کرد و حتی در یکی از سخنرانی هایش چنین گفت: "اگر وجود خدا را در من ببینید اشکالی ندارد" و از زاویه ی دیگر می توان چنین دید که کشیش جونز ادعای خدایی می کرده.

در سخرانی های بعدی خود قدم های فراتری برداشت و عنوان کرد امریکا دیگر جای ماندن ما نیست و ما باید به سرزمین موعودی مهاجرت کنیم که نه دغدغه ی مالی داشته باشیم و نه از بمب اتمی بترسیم. و در نتیجه یک روز همه را به دور خود جمع کرد و فرمان هجرت داد, هجرت به عمق جنگل های گویانا (کشوری کوچک در امریکای جنوبی).

بلافاصله بعد رفتن به جنگل های گوانا, شهر رویاهای خود و یا همان سرزمین موعود را ساخت و نامش را "جونز تاون" گذاشت . و شروع به فرستادن تصاویر ویدیویی گرفته شده از این شهر به امریکا کرد تا مردم بیشتری را به سمت خود بکشد.

هنوز ده الی یازده ماه از ساخته شدن شهر نگذشته بود که گزارشاتی از "جونز تاون" به امریکا رسید که در آن نشان می داد کسانی که قصد خروج از شهر را دارند علاوه بر این که اجازه این کار را دریافت نمی کنند بلکه شکنجه هم می شوند و در ادامه این گزارشات بستگان کسانی که به گوانا رفته بودند دست به دامن مقامات سیاسی امریکا شدند. بعد از این تقاضاهای دسته جمعی دولت امریکا یک سناتور به نام "رایان" به همراه تعدادی از خبرنگاران را به "جونز تاون" فرستاد.

بعد از ورود بی سر و صدای رایان و همراهانش به این شهر عده ا ی نزد رایان رفتند تا مقدمات فرارشان را فراهم کند که این خبر به گوش جونز رسید و بلافاصله دستور قتل آن ها را داد (رایان, خبرنگاران و مراجعه کنندگان به سناتور). سی دقیقه بعد این کشته شدن ها، جونز مردم را جمع کرد و اینچنین گفت: «اول کودکان و بعد خودتان سیانور بخورید تا با هم بمیریم». یک الی دو ساعت بعد از شهر رویاهای جونز 1900 جنازه باقی مانده بود.

http://files.tabnak.com/pics/201008/201008270044023966.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201008/201008270044023913.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201008/201008270044021880.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201008/201008270044021093.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201008/201008270046533710.jpg

افزایش مصرف ماده مخدر شیشه در آرایشگاه ها و سالن های لاغری زنان در ایران

افزایش مصرف ماده مخدر شیشه در آرایشگاه ها و سالن های لاغری زنان در ایران

[تصویر: 7438drug-addiction3.jpg]



اعتیاد روز افزون جوانان به ماده مخدر شیشه، چه پسر و چه دختر و در هر سن و قشری، موجب شده تا برخی از آن به عنوان «سونامی اعتیاد به ماده مخدر شیشه» نام ببرند.
گزارش ها حاکی از آن است که مصرف این ماده مخدر که در اروپا و آمریکا به نام «آیس» یا «کریستال» معروف است؛ بعنوان ماده ای موثر برای لاغری زنان، در باشگاه های بدنسازی و آرایشگاههای سراسر ایران، افزایش پیدا کرده است.
به گزارش خبرگزاری جهان نیوز، مجید ابهری، آسیب شناس و متخصص علوم رفتاری، معتقد است که عوامل توزیع شیشه به تازگی راه حل بهتری برای اشاعه این ماده مخدر یافته اند و آن تبلیغات این ماده در سالن های زیبائی به عنوان ماده ای موثر برای از بین بردن چین و چروک های و یا در سالن های لاغری به عنوان موثرترین ماده برای لاغر شدن است.
به گفته ابهری اغلب خانم ها پس از چندبار شنیدن اینگونه تبلیغات وسوسه می شوند حداقل این ماده را یکبار استفاده کنند.وی افزود مواد مخدری مانند شیشه باعث «تضعیف بافت عضلانی، اختلال درسیستم عصبی و مغزی و از بین رفتن قدرت تمیز و تشخیص افراد می شود و عواقب ناگواری به بار می آورد.»
در همین رابطه به گزارش خبرگزاری شهرداری اصفهان (ایمنا)، در یک سال گذشته مصرف شیشه در بین زنان به دلیل تبلیغات نادرست و اشتباه در خصوص این ماده مخدر افزایش زیادی داشته است. ادامه گزارش ایمنا آمده است که تبلیعات برای این ماده اغلب در «محیط های زنانه» و «به منظور رفع امراضی همچون افسردگی، لاغری، و تناسب اندام توصیه می گردد… ولی استفاده کنندگان «بعد از مدت کمی کاملاً به آن وابسته می شوند.»
به گزارش روزنامه قدس در ۶ بهمن ماه سال ۱۳۸۷، دکتر بهرام یگانه، رئیس انجمن مبارزه با آسیبهای رفتاری، با استناد به آمارهای حاصله از مراجع معتبر و نیز با اشاره به افزایش برخی تبلیغات غیرقانونی و غیرعلمی در مراکزی همچون برخی ورزشگاهها، آرایشگاه ها و سالنهای بدن سازی مبنی بر اعتیادآور نبودن شیشه، اظهار کرد: «متأسفانه به دلیل جذب برخی افراد به این تبلیغات که از پایه غلط است، مصرف مواد محرک و روان گردان از جمله شیشه در میان بانوان در حال افزایش است.».
به گزارش روزنامه ابتکار، در ۱۳ بهمن ماه سال گذشته، سرهنگ جواد کشفی، معاون مبارزه با مواد مخدر فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، از افزایش پنج برابری استفاده از شیشه در ۸ ماه نخست سال ۱۳۸۷ خبر داد و اعلام کرد: «میزان کشفیات مواد مخدر شیشه با افزایش ۵۴۷ درصدی در ۸ ماهه اول امسال معادل ۸۶ کیلو و ۲۹۰ گرم بوده است.»
در ادامه این گزارش نیز افزایش تبلیغات برای استفاده از شیشه در محیطهای زنانه به عنوان عامل افزایش مصرف این ماده در بین زنان و دختران جوان مطرح شده است. در آن گزارش همچنین ذکر شده که استفاده از شیشه در ملا عام بیشتر در مناطق پائین شهر شیوع دارد و در بالای شهر کمتر مشهود و بیشتر پنهانی و مخفی است.رئیس مرکز مشاوره و مددکاری نیروی انتظامی، همچنین «متوسط سن معتادان زن به شیشه را ۱۹ تا ۲۷ سال» عنوان کرد.
به گزارش خبرگزاری ایمناقیمت «هر کیلو شیشه در سال گذشته ۱۰۰میلیون تومان و هر گرم شیشه بین ۸۰ تا ۱۰۰ هزار تومان بوده است و هر مصرف کننده باید هربار نیم سوت شیشه مصرف کند که معادل ۵ هزار تومان است.» مصرف کننده ای که معتاد این ماده می شود ، مجبور است برای تامین مخارج اعتیادش به هرکاری دست بزند، حتی خرید و فروش و معامله این ماده مخدر خطرناک و به این ترتیب نه تنها معتاد، بلکه عملا به فروشنده آن نیز تبدیل می شود. منابع: خبرگزاری جهان نیوز، روزنامه ابتکار، روزنامه قدس، خبرگزاری شهرداری اصفهان (ایمنا

تنها تفاوت مهم یک رفتگر با فوتبالیستهای میلیونی

 

تنها تفاوت مهم یک رفتگر با فوتبالیستهای میلیونی

تنها تفاوت مهم او با فوتبالیستها در طلبکار نبودن از عالم و آدم است

(مازیار ناظمی)

مازیار ناظمی گوینده ورزشی صداوسیما در مطلب جدید وبلاگ خود با اشاره به حضور 2 ساعته علی دایی در برنامه 90 و حواشی این مساله نوشت: کل کل حقوقی علی دایی و فدراسیون فوتبال برای بسیاری از مخاطبان نود چرا باید جالب می بود؟
چرا عادل در هیچ زمانی نپرسید اقای دایی آن موضوع قرارداد پیراهن تیم ملی چه شد ؟ یا چرا باید 800 میلیون بابت نرفتن به جام جهانی شما بگیرید ؟ اصلا چرا باید ما تا ساعت سه بامداد در یک رسانه عمومی مباحث حقوقی و سنگین سرمربی سابق تیم ملی را دنبال کنیم، چند نفر قانع شدند ؟ ...
البته این وسط نکته جالب برای من، رقمهای کلان فوتبال بود که گفته میشد عرف است ،300 میلیون تومان به محض اینکه سوت آغاز تمرین تیم ملی را زدی و ... در کشور ما توسعه یافتگی در تمام سطوح انجام نشده است. بیایید بررسی کنیم بهترین صنعتگران این ممکلت در هر رشته ای در سال چقدر درآمد دارند؟ یا دانشجویان و متخصصان علمی که در واقع قهرمانان فکری کشور هستند با چه حقوقی و مزایایی می روند فوتبالی را می بینند که سرمربی و بازیکن آن به ترتیب چهار و سه میلیون تومان برای یک برد پاداش گرفته اند ....
از نگاه دیگر آیا فقط فوتبال شادی را به ما ارزانی میکند یا هر کسی در هر مسئولیتی با رفتار درست و سالم می تواند برای جامعه و کشور نشاط و شادابی را به ارمغان بیاورد. آیا همین رفتگر محل ، بدون اینکه او را بشناسید و هر روز محله شما را تمیز و پاکیزه نگه می دارد اسباب شادی نیست ؟ تنها تفاوت مهم او با فوتبالیستها در طلبکار نبودن از عالم و ادم است . معتقدم این شکل پرداخت سوژه ها در تلویزیون برای بیننده عام که از همه جای ایران نود را دنبال میکند به جای امیددهی و حداقل تفهیم برخی حقایق این فوتبال ، سرخوردگی ایجاد میکند.

ابهام درسرنوشت برنامه 'دیروز امروز فردا'

ابهام درسرنوشت برنامه 'دیروز امروز فردا'

سرنوشت برنامه 'دیروز امروز فردا' که با استقبال بینندگان تلویزیونی نیز همراه بوده است، در ابهام قرار دارد و گفته می‌شود رئیس سازمان صدا و سیما تصمیم به قطع پخش این برنامه گرفته است.

 

به گزارش مشرق به نقل از رجانیوز،  این تصمیم در حالی گرفته شده است که این برنامه علی‌رغم برخی نقاط ضعف، در مجموع در زمینه روشنگری حوادث پس از انتخابات نقش مؤثری داشت و با استقبال خوبی مواجه شد. در عین حال، تعدادی از این مجموعه برنامه‌ها نیز شکل مناظره نداشت و مشخص نیست چرا نباید این برنامه به صورت تبیینی و با خارج شدن از قالب مناظره‌های سیاسی ادامه یابد.

آخرین برنامه "دیروز امروز فردا" هفته گذشته با مناظره آقایان رسایی و جوانفکر برگزار شد که پخش مجدد این برنامه پس از وقفه حدوداً یک‌ماهه حاشیه‌هایی به‌دنبال داشت.

در واکنش به یکی از این حاشیه‌ها، یامین پور مجری این برنامه با ارسال توضیحی درمورد یک سایت خبری به رجانیوز، نوشت: «سایت خبری خبرآنلاین به نقل از بنده خبرمخدوشی را با این تیتر که «انتخاب مهمان های برنامه دیروز، امروز، فردا به عهده‌ی ضرغامی است» منتشر کرده است. آنچه روشن است اینکه این تیتر به هیچ وجه با محتوای مصاحبه تناسب ندارد و یقیناً با اهداف سیاسی خاصی و با عدم رعایت اصل امانت داری انتخاب شده است.»

وی در ادامه نوشته است: «خبرنگار سایت مذکور با اشاره به مصاحبه‌ی دو تن از نمایندگان محترم مجلس در خصوص امکان حضور دوباره ی اصلاح طلبان و برگزاری مجدد مناظره ها سوالی پرسید و پاسخ شنید که تصمیم گیری در این خصوص برعهده ی مدیران ارشد سازمان است. در متن مصاحبه هیچ گونه مطلبی راجع به مهمان های برنامه «دیروز، امروز، فردا» و شیوه ی انتخاب آنها طرح نشده است.»

مجری دیروز امروز فردا در ادامه تصریح کرده است: «مهمان های این برنامه از ابتدای راه اندازی تا به امروز با نظر و تصمیم گیری شورای فکری و مدیریتی برنامه انتخاب شده اند و درهیچ موردی مهمانی به برنامه تحمیل نشده است. هرچند در موارد حساس کلیات برنامه به اطلاع مدیران ارشد رسیده است. این موضوع از تمامی مهمانهای حاضر شده در برنامه قابل پیگیری است.»

یامین پور در پایان نوشته است: «پیش از این نیز اخبار کذب و مشوّهی درباره بنده در سایت مذکور منتشر شده بود. در خصوص خبر کذب و محتوای مخدوش و رفتار غیرحرفه ای سایت خبرآنلاین بزودی کیفرخواستی تنظیم و به مراجع ذی ربط ارائه خواهم کرد.»

خبرآنلاین پیش از این نیز درحالی که یامین پور در سفرزیارتی خارج از کشور بود، خبری درباره رقابت او با فرزاد جمشیدی برای در اختیار گرفتن برنامه سحری شبکه یک منتشر کرده بود که از سوی وی تکذیب شد.

این سایت در روزهای گذشته با انتشار طنز و کاریکاتور، گزارش و مصاحبه مخدوش سعی کرد با تقابل سازی میان مجری دیروز امروز فردا و مدیران صداوسیما، در مسیر استمرار این برنامه پرمخاطب سنگ اندازی کند.

پیش از این، در میان حاشیه هایی که از هفته گذشته تا کنون برای این برنامه بوجودآمده، یامین پور با انتشار مطلبی در وبلاگش، تنها به نوشته توهین آمیز یک روزنامه نگار و وبلاگنویس علیه خودش با عنوان «آقای ژورنالیست! سرخم می سلامت شکند اگر سبویی» جواب داده بود.

جعفری در وبلاگ خودش با بیان برخی تعبیرات ناشایست مانند اینکه یامین پور در برابر پاسخ جوانفکر مثل لاک پشت در لاکش فرورفت، تصریح کرده بود یامین پور این برنامه را ترتیب داده بود «تا پرونده‌ی «اسفندیار رحیم مشایی» را ببندد و کنار بگذارد و خیال جامعه‌ی اصولگرای کشور و به اصطلاح خودش «بچه‌هیاتی‌ها» را از بابتِ «این شخص»، برای همیشه، راحت کند!»

اما یامین پور در پاسخ به این ژورنالیست دوران اصلاحات که سابقه نویسندگی در روزنامه توس و گویانیوز را داراست، نوشت: «درباره‌ی حرف های دون شأنی که به من نسبت داده ای و برداشت و احساسی که در افت و خیز برنامه برایت رخ داده حرفی نمی زنم. به این ادبیات عادت دارم. ولی لااقل اینقدر حق دارم که درباره‌ی رعایت ادب بیشتر در نوشته هایتان به شما توصیه هایی بکنم. بیشتر از این برای نوشتن وقت ندارم.»

این پاسخ یامین پور بی تاثیر نبود و منجر شد جعفری برخی تعابیر خودش را از وبلاگش حذف کند.

یامین پور همچنین در بخش ابتدایی این یادداشت نوشته بود: «برای من مجالست با یقه انگلیسی ها و دیدن سیاست از ورای عینک روشنفکری و خندیدن به ریش مردم چیزی از جنس همان اشرافیت متبختر دهه‌ی هفتاد است. اتفاقی که ظاهراً برای نویسنده‌ی مذکور هم رخ داده است. حضرات در خیالات شاعرانه‌شان اوضاع را متفاوت دیده اند و با استناد به حرف های اخیر رئیس جمهور و رئیس دفترش خطاب به"«جمهور بیست و پنج میلیونی مردم"، شعر می خوانند که "آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت"! برای نویسنده ی "کافه پیانو" ملکوت مؤثر در عالم سیاست ما عمرش به سر آمده است و باید به جامعه ای بیاندیشیم که روغن دین پیچ و مهره هایش را نرم نمی کند و به کار نمی اندازد. احمدی نژاد و مشایی برای اینها نوید عصر تازه ای از ظهور اسلام سکولار و منهای روحانیت و طبعاً بشارت خیالی دنیایی متفاوت است! همان سودای بیماری که صد و شصت سال قصه‌ی غمناک ژورنالیسم روشنفکرزده‌ی ایران بوده است. کسانی چون ژورنالیست نام برده را به‌خوبی می شناسم و حتی حمایتشان از احمدی نژاد در ماجرای انتخابات دهم هم تردیدی در تردیدم به آنها ایجاد نکرد. هرچند امروز به بهانه ی افاضات رئیس دفتر رئیس جمهور کبکشان بیشتر از پیش خروس می خواند... البته آنچه بیشتر متعجم می کند اینکه امثال تو بجای دویدن بدنبال کالسکه های آذین شده ی اصلاح طلبان سکولار، سکولاریته را در انبان احمدی نژاد جستجو می کنید و برای اظهارات جدیدی از رئیس دفترش ناخن بهم می سابید.»

علاوه براین، کاظم دلخوش با شعرسرایی در نطق پیش از دستور در صحن علنی و پزشکیان در گفتگو یکی از خبرگزاری ها، پس از پخش این برنامه سعی کردند با انتقاد از عدم حضور اصلاح طلبان در برنامه مناظره، نسبت به استمرار این برنامه تردید ایجاد کنند. این درحالی است که در مناظره‌های سیاسی سال گذشته که با اجرای یامین پور صورت گرفت، وی بارها از اصلاح طلبانی نام برد که به دعوت حضور در مناظرات پاسخ منفی داده و از مناظره فراری بودند. 

پزشکیان به ایلنا گفته بود: صدا و سیما با برگزاری مناظره‌های اخیر نمی‌تواند جای خالی اصلاح‌طلبان را پر کند. زیرا مردم می‌فهمند که در این جلسات دیدگاه‌های یکسانی ارائه می‌شود. علی مطهری نیز به عنوان یکی از اعضای شورای عالی نظارت بر صدا و سیما در روزهای اخیر در خصوص حضور جریان اصلاحات در برنامه های تلویزیونی اظهار نظر کرده بود.

این درحالی است که دیدگاه‌های طرفین مناظره در مورد مشایی به کلی متفاوت بود و تنها دیدگاه یکسان طرفین این مناظره، این گلایه بود که چرا برنامه "دیروز امروز فردا" مورد بی مهری مسئولین صداوسیما قرار گرفته و برنامه و زمان مشخصی به آن اختصاص داده نمی شود.

اما در شرایطی که سرنوشت این برنامه در ابهام قرار دارد، برخی خبرگزاری ها و سایت های خبری از حضور محسن رضایی در برنامه‌ی امشب (سه‌شنبه) «دیروز امروز فردا» خبر داده اند. رضایی مدتی است که در برنامه های تلویزیونی حضور نداشته و اکنون حضور او به عنوان یکی از چهار کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم در جنجالی ترین برنامه سیاسی ماه های اخیر صدا و سیما اتفاق مهمی تلقی می شود. در خبر منتشر شده، بررسی مواضع سیاسی محسن رضایی در انتخابات دهم ریاست جمهوری و اتفاقات پس از آن به عنوان یکی از موضوعات برنامه سه شنبه شب این هفته ذکر شده بود.

 

مصرف شیشه چه عوارضی در فرد ایجاد می کند؟

مصرف شیشه چه عوارضی در فرد ایجاد می کند؟

تیتر خبر : مصرف شیشه چه عوارضی در فرد ایجاد می کند؟

آدرس خبر : http://news.pconline.ir/news.aspx?newsid=4241

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
وقتي وارد سيستم عصبي مرکزي CNS مي شود، باعث آزاد شدن ناگهاني واسطه شيميايي دوپامين ((Dopamine از مغز مي شود که باعث تحريک سلولهاي مغزي و افزايش خلق و خو و حالت تهاجمي و غير قابل کنترل و افزايش حرکات جسمي مي شود. که در صورت ادامه مصرف بعد از مدت طولاني علايم بدخلقي و افسردگي و علايم اختلال حرکتي مثل پارکينسون در فرد ظاهر مي شود. اين ماده به صورت داخل بيني و خوراکي و داخل رگ و کشيدني مصرف مي شود و بلافاصله بعد از مصرف حالتي به نام rush يا flash در فرد ايجاد مي گردد و افراد به سرعت اعتياد پيدا مي کنند و مجبورند هر روز مقدار مصرف را زياد کنند. مصرف اين ماده مي تواند باعث کاهش اشتها براي روزها، افزايش تعداد تنفس، افزايش فعاليت فيزيکي، افزايش دماي بدن و تحريک پذيري و بي خوابي گيجي، لرزش و تشنج، اضطراب و بدبيني و خشونت را سبب شود. که تشنج و افزايش زياد دماي بدن باعث مرگ افراد مي گردد. همچنين با صدمه روي عروق باعث سکته هاي مغزي و قلبي مي گردد. يکي از عوارض رواني آن ايجاد بيماري رواني شبيه اسکيزوفرني است شامل توهمات بينايي و شنوايي و بدبيني و پرخاشگري است. مصرف اين ماده به تدريج در بين حيوانات افزايش دارد طبق بررسي در سال 2004 ميلادي در ايالات متحده آمريکا 6.2% از دانش آموزان دبيرستاني حداقل يکبار مصرف شيشه را تجربه کرده اند. متاسفانه افرار شياد تبليغ اين ماده را در ايران با عنوان نشئه آور ولي بدون اعتياد عنوان مي کنند ولي اين طور نيست و علاوه بر اعتياد مي تواند مرگ آور باشد. اطلاع رساني و معرفي صدمات جسماني و رواني جدي اين ماده از طريق رسانه هاي عمومي مي تواند از گسترش مصرف اين ماده خطرناک جلوگيري نمايد.

گزارشي تکان دهنده از رواج مصرف شيشه بين فوتباليست ها

 
 
 
عاقبت حیف ومیل کردن اموال بیت المال
گزارشي تکان دهنده از رواج مصرف شيشه بين فوتباليست ها
متاسفانه استعمال شيشه بين فوتباليستها رو به افزایش است . شیشه ارزان نیست، اما مصرف‌کننده تمام هستی‌اش را می‌دهد تا یک روز بیشتر دوام بیاورد. شادی‌اش شکستنی است، خوشبختی‌اش کم‌دوام است، لبخندش شیشه‌ای است.شیشه ارزان نیست، اما این باعث نشده که مصرف آن کم باشد. بو ندارد و مصرفش کار سختی نیست. کسی بسادگی نمی‌فهمد. اولش فرد را تبدیل می‌کند به یک آدم خوش مشرب و پرانرژی که قدرت جابه‌جا کردن کوه‌ها را دارد. افسردگی را می‌کشد و به او قدرت می‌دهد ساعت‌های طولانی کار کند، اما چه می‌شود که در عرض چند ماه، شیشه تمام رگ‌های روح و حیات آدم را می‌برد و خون افسردگی را در تنش جاری می‌کند؟ دیگر بدون مصرف نمی‌خواهد حرف بزند، نمی‌خواهد راه برود، نمی‌خواهد بخوابد و نمی‌خواهد زنده بماند.

 خبرهای موثقی از مصرف شیشه توسط برخی فوتباليستها شنیده می شود و متاسفانه هر روز بر تعداد انها افزوده می شود.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناك ، کسی که شیشه مصرف می‌کند هر چه زمان می‌گذرد، تحملش در برابر مواد بیشتر می‌شود. بدبین می‌شود، از کاه کوه می‌سازد، از کوره در می‌رود و احساس می‌کند از طرف ناشناسی کنترل می‌شود.

مسأله اسفناک رواج استعمال شيشه (آمفتامين) بين فوتباليستها براي پايين آوردن وزن است. آماري که بين فوتباليستها شايع شده واقعاً نگران کننده است. اگرچه پيش از اين هم بارها در مورد اعتياد فوتباليستها مطالب و آماري منتشر شده است، اما هيچ گاه به نظر بحث اين قدر جدي نبوده و حداقل به جامعه شوک وارد نکرده است.

به نوشته قدس ٰ دقيق ترين، جالب ترين و جسورانه ترين آمار را يک بار ابراهيم افشار (روزنامه نگار باسابقه) طي گزارشي در روزنامه جهان فوتبال منتشر کرد که باعث ايجاد بلوايي زودگذر شد. او آنجا از اين گفته بود که حتي در تيم ملي هم چندين نوبت ملي پوشان پيش از بازي هاي بزرگ موادي را بمبي کرده بودند و البته موفق هم شده بودند که نتيجه ها را عوض کنند. پيش و پس از اين مطلب هم گزارشهايي در مورد اعتياد شديد ستاره هاي سابق در دوران بازنشستگي منتشر شد. حتي مصاحبه هايي هم با همين ستاره ها انجام دادند که بخشي از گنداب فوتبال را شور دادند و البته زود هم اين گنداب باز راکد شد.
در اغلب اين گزارشها اگر موارد استفاده تفريحي توصيف مي شد، اما اين بار داستان کمي فرق مي کند. هم در نوع ماده استفاده شده و هم در چراي استفاده. اين بار حرف از پايين آوردن وزن با استفاده از «شيشه» است. در همين فصل آماده سازي تيمها، چندين مورد شايع شد که فوتباليستها براي رسيدن سر وزن از اين ماده استفاده کرده و حتي پرونده اي در اين خصوص در کميته انضباطي در حال تشکيل است.

يکي از مربيان ليگ برتري در اين خصوص داستانهاي جالبي تعريف مي کند که البته تأسف برانگيز هم هست. اين مربي که هدايت يکي از تيمهاي شهرستاني سقوط کرده را برعهده داشته؛ مي گويد: پارسال دو بازيکن براي تست دادن، به تمرينات ما آمدند که وزنشان دو برابر من بود وقتي دلالها اين بازيکنان را آوردند، گفتند که وزنشان زياد است، اما با تمرينات اختصاصي و فشار خيلي زود به سر وزن مي رسند. اين دو بازيکن اگرچه سر تمرينات تيمي از زير کار در مي رفتند، اما در کمتر از دو ماه وزنشان را نصف کردند. با اين حال رفتارهايشان هم دچار تغييرات زيادي شد که ما را مشکوک کردند. در يکي از اردوها ما سرانجام فهميديم که آنها از شيشه براي کم کردن وزن خود استفاده کرده اند.

اين مربي اضافه مي کند: پس از اينکه از شر اين بازيکنان راحت شديم در راديو شنيدم که چندي بعد يکي از آنان که سابقه قهرماني با تيمش در جام حذفي را هم داشت، به علت استعمال زياد شيشه اقدام به خودکشي کرده است.
البته امسال هم از اردوي يکي از تيمهاي تهراني که در خارج از پايتخت برگزار مي شد، خبرهايي در اين خصوص به بيرون درز کرد. گفته مي شد، يکي از چپ هاي اين تيمها براي رسيدن به شرايط وزني مناسب در اتاق خود، شيشه مصرف مي کرده که کادر فني متوجه مي شود و خبر خيلي زود به تهران مي رسد و... در اردوي ساير تيمها هم کم و بيش چنين اتفاقاتي افتاد، بخصوص در اردوهاي خارجي که البته به دلايل مختلفي همگي مسکوت مانده اند.

اما چرا شيشه؟ يکي از پزشکان تيمهاي ليگ برتري مي گويد: بله متأسفانه اين مسأله دردناک حقيقت دارد و ما هر روز بيش از گذشته شاهد شايع شدن استعمال اين مواد در بين ورزشکاران و بخصوص فوتباليستها هستيم که مهمترين دليلش مصرف راحت و بازدهي بالاي آن است.
وي مي گويد: «آمفتامين» به دليل قيمت ارزانش به راحتي قابل تهيه است و بر خلاف موادمخدر ديگر موقع استفاده بوي آنچناني هم ندارد. ضمن اينکه استفاده از آن به دليل سادگي در هر جايي امکان دارد. در مورد فوتباليستها بيشتر مکانهاي استفاده در اتاقها و حتي ماشين هاي شخصي شان بوده است.
وي در مورد کاهش وزن به محض استفاده از اين ماده مي گويد: اين ماده علاوه بر اينکه بر روح و روان فرد تأثير دارد، روي تغييرات وزني بدن نيز بسيار مؤثر است. البته زمان شروع کم کردن وزن در افراد گوناگون با توجه به شرايط بدني متفاوت است. بعضي ها بلافاصله و بعضي ها با مدت زمان بيشتري پس از استعمال شروع به کم کردن وزن مي کنند.
وي ادامه مي دهد: البته در فوتباليستها به دليل وضع مالي خوبشان با خورد و خوراک مناسب مي توان جلوي تابلو شدن ظاهر را گرفت و به همين دليل آنان رغبت بيشتري به استفاده از اين ماده نشان مي دهند. با اين حال مواردي داشتيم که به دليل اعتياد شديد دچار مشکلات روحي و رواني شديد شده اند.

اغلب مربيان ليگ برتري روي اين نکته تأکيد دارند که شاگردانشان به دليل وضع مالي خوب مدام در پارتي هاي شبانه و ميهماني هاي مجردي شرکت مي کنند و آنجاست که براي اولين بار با مواد مخدري مثل شيشه آشنا مي شوند. اين مواد مخدر بدون توجه به عوارض جانبي شان به دليل لذت هايي که در افراد به وجود مي آورد اول بار به صورت تفريحي و بعد به صورت اعتياد از سوي ستاره ها مورد استفاده قرار مي گيرند. جالب اينکه اينگونه موارد بيشتر در بين فوتباليستهايي ديده مي شود که براي بازي در باشگاهاي طرف قرار داد مجبور مي شوند شهر خود را ترک کنند و در شهري ديگر به صورت مجردي زندگي کنند. به عنوان مثال در مشهد طي چند سال گذشته شايعات زيادي در مورد بازيکنان غير بومي تيم هاي ليگ برتري اين شهر شنيده شد که در يکي دو مورد باشگاهها مجبور به اخراج اين بازيکنان البته با ذکر عنوان دلايل ديگر شدند.

آنچه مسلم است، اينکه نمي توان وجود چنين اپيدمي را انکار کرد، اما با توجه به اثبات سخت اين گونه موارد، ورود به حيطه آن براي مراجع ذي صلاح تا جمع نشدن مدارک کافي مقدور نيست.
به نظر، همين دليل هم مي تواند يکي از دلايل مهم استفاده فوتباليستها از اين گونه مواد باشد. به هر حال آزمايشي هم مخصوص مشخص شدن اين نوع اعتياد فعلاً در باشگاه ها و فدراسيونها انجام نمي شود و تنها راه اثبات گير افتادن ورزشکاران در هنگام استعمال است که آن هم با توجه به روابط پشت پرده موجود در اين گونه پرونده ها خيلي مؤثر نيست.
در دنياي ورزش بارها و بارها در مورد اعتياد ستاره هاي بزرگ به مواد مخدر شنيده بوديم. از جرج بست و مارادونا بگيريد تا مايکل فلپس وتايسون همه و همه در دام اعتياد گرفتار شده بودند اما براي تفريح . هيچ گاه نشنيديم که آنان براي وزن کم کردن يا رسيدن به شرايطه ايده آل بدني به مواد مخدر روي آورده باشند. آنها در دوران حرفه اي خود با تمرين به هرانچه مي خواستند رسيدند نه با استفاده از مواد مخدر. ظاهرا استفاده از مواد مخدر براي وزن کم کردن براي اولين بار است که در دنيا توسط فوتباليست هاي ايراني ابداع مي شود. ابداعي که احتمالا معضل بدتري از دوپينگ در ورزش ايران خواهد بود.

در سیستم اعصاب مرکزی، رشته‌های عصبی مستقیم به هم وصل نیستند. بین انتهای سلول قبلی با ابتدای سلول بعدی فضای بسیار کوچکی وجود دارد که به این فضا در اصطلاح پزشکی سیناپس می‌گویند. برای این که یک سلول عصبی بتواند پیامی را به سلول دیگر انتقال بدهد، باید از انتهای خود ماده‌ای به داخل این فضای کوچک ترشح کند. این ماده روی گیرندهایی که ابتدای سلول بعدی قرار دارند می‌نشیند و به این ترتیب پیام منتقل می‌شود. در سیستم عصبی انواع زیادی از این ماده وجود دارد که ترشح هر کدام منجر به علائم خاصی می‌شود. دوپامین و سروتونین دو نوع از این ماده هستند که مصرف شیشه یا مواد محرک باعث افزایش ترشح آنها در مغز می‌شود و اگر در نسبت ترشح آنها اختلال ایجاد شود، بیماری‌هایی مثل افسردگی یا دوقطبی ایجاد می‌شوند. آنهایی که رو به مصرف شیشه می‌آورند دنبال احساسی هستند که از ترشح این مواد ایجاد می‌شود یعنی خوشی و لذت زیاد. همین طور هم می‌شود، چون کسی که به مصرف شیشه رو می‌آورد، اولش علائم خیلی خوبی را تجربه می‌کند. تجربه‌های لذت بخش با شدت بیشتری احساس می‌شوند. قدرت تمرکز و اعتماد به نفس بشدت بالا می‌رود و مصرف‌کننده خطر را از خود دور می‌داند. حس می‌کند هیچ چیز نمی‌تواند آزارش بدهد. همین موقع است که به دیگران هم علاقه پیدا می‌کند. مهربان و صمیمی و خلاقیتش زیاد می‌شود. اگر تا دیروز نمی‌توانست یک خط شعر حفظ کند، شاعر می‌شود. دست و دلباز می‌شود. وقتی حس می‌کند دیگر خوشی از این بیشتر نمی‌شود، تصمیم می‌گیرد خوشی‌اش را زود به زود تمدید کند. بعد هم که دیگر این همه خوشی برایش کم است. می‌خواهد همیشه خوش باشد. این است که مصرفش را زیاد می‌کند.

پرواز شیشه‌ای

شیشه‌ای که در حال حاضر در بازار قاچاق مواد محرک ایران وجود دارد، بیشتر به شکل کریستال‌های ریز و شبیه شکر است که در تکه‌های کوچک یک لوله پلاستیکی جاسازی شده و سر و ته آن بسته می‌شود. این ماده به شکل‌های دیگر بلورهای شفاف و تیز و... هم عرضه می‌شود. نام اصلی این ماده آیس به معنای یخ است. این ماده وقتی در مجاورت حرارت قرار می‌گیرد، مثل یخ بخار می‌شود. شیشه از رده آمفتامین‌هاست و خاصیت محرکی دارد. مت آمفتامین که از مشتقات کلاسیک آمفتامین است، در آزمایشگاه‌های غیرقانونی از داروهای ساده و ارزان ساخته می‌شود. شیشه به شکل‌های مختلف خوراکی، تزریقی یا استنشاقی و تدخینی مثل سیگار استفاده می‌شود.

پرحرفی شیشه‌ای

شاید شنیده باشید که عده‌ای این ادعا را مطرح می‌کنند که شیشه تنها محرک است و اعتیاد جسمانی ایجاد نمی‌کند. در واقع، قاچاقچیان مواد با این شعار که شیشه مرفین ندارد پس اعتیادآور نیست، مصرف آن را تبلیغ می‌کنند، اما واقعیت این است که شیشه یک ماده محرک بسیار اعتیادآور است و حتی در بسیاری از مقالات پزشکی، قدرت اعتیاد زایی آن را بیشتر از مواد محرکی مانند کوکائین می‌دانند. کریستال پودری سفیدرنگ، بدون بو و تلخ است که براحتی در نوشابه‌های الکلی و غیرالکلی حل می‌شود، اما نباید این واقعیت را انکار کرد که اثرات اولیه شیشه به شکلی است که فرد را بسرعت به خود جذب می‌کند. در مراحل اول، شیشه تنها یک محرک بسیار قوی است که باعث رفع خستگی، احساس شادابی و سرخوشی می‌شود و در مراحل بعدی تبدیل به یک توهم‌زای بسیار شدید می‌شود و این توهم چنان شدید است که حتی خود مصرف کنندگان هم از توصیف آن عاجزند. در ماه‌های اول مصرف غالب آنها از لذت بردن بسیار زیاد، داشتن سطح بالایی از انرژی، خلاقیت فراوان ذهنی و... می‌گویند که تا مدت محدودی برایشان قابل کنترل است. ولی پس از گذشت مدت زمانی از مصرف، تمام این مسائل از کنترل مصرف‌کننده خارج می‌شود تا جایی که نه‌تنها کنترل این مسائل بلکه کنترل کوچک‌ترین مسائل حیاتی هم از اختیار او خارج می‌شوند و فرد مصرف‌کننده احساس می‌کند دیگر بدون مصرف شیشه قادر به انجام هیچ فعالیتی نیست یا انجام هیچ فعالیتی بدون مصرف شیشه برای او لذت بخش نیست. حالاتی مثل هیجان‌زدگی، بی‌تابی، تکلم صحیح و تند، کاهش خواب و اشتها و افزایش فعالیت‌های فیزیکی همچنان وجود دارد اما همه اینها مقدمه ورود به مراحل بعدی است.

لاغری شیشه‌ای

«بی‌خوابی‌هایم تمام شد. دیگر آنقدرها انرژی نداشتم، اما حس‌های عجیبی پیدا کرده بودم. فکر می‌کردم بوی رنگ‌ها را حس می‌کنم یا می‌توانم با سرعت 170 کیلومتر در خیابان‌ها رانندگی کنم. دیگر سر کار نمی‌رفتم. منتظر بودم تا پول زمینم برسد. هر روز برای خرج کردن پول‌ها نقشه می‌کشیدم. خیال می‌کردم همه برایم نقشه می‌کشند و هر روز به یکی از دوستانم زنگ می‌زدم تا بگویم که نقشه‌هایش را می‌دانم و دستش برایم رو شده. حوصله‌ام از توی خانه ماندن سر می‌رفت، اما دلم آنقدر تنگ بود که روزی چندبار می‌زدم زیر گریه. مصرفم رسیده بود به روزی یک گرم.»

تقویت عضلات، آماده‌سازی بدن برای پذیرش انواع ورزش‌های مناسب برای بدنسازی، ایجاد انرژی فوق‌العاده و مقابله با چین و چروک پوست! اینها شعارهای جذابی هستند که ممکن است فروشندگان شیشه برای تبلیغ بیشتر کالایشان آن را در گوش مراجعه‌کنندگان به سالن‌های زیبایی و ورزشی بخوانند. اینجا جایی است که زن‌ها و جوانان پایشان می‌لرزد و به بهانه زیبایی و داشتن انرژی بیشتر فریب می‌خورند. با وجود این که فریب خوردن با چنین شعارهایی بعید به نظر می‌رسد، اما کارشناسی‌ها نشان داده‌اند مصرف شیشه برای لاغری در میان زنان با توجه به تبلیغات فروشندگان مواد، باعث افزایش استفاده از این ماده در میان آنان شده است. این در حالی است که مواد مخدری مانند شیشه باعث تضعیف بافت عضلانی، اختلال در سیستم عصبی و مغزی و از بین رفتن قدرت تمیز و تشخیص افراد می‌شود و در نهایت جز وابستگی و تخریب سیستم دفاعی بدن چیزی به همراه ندارد. کم‌کم همه چیز عوض می‌شود. به علت ترشح زیاد نوروترنسمیترها یعنی همان مواد بین سلول‌ها، بعداز مدتی انتهای اعصاب مغز تحلیل می‌رود و مغز دیگر نمی‌تواند روند طبیعی خود را داشته باشد. علائم بد مصرف شیشه آشکار می‌شوند و بیمار با این که علائم خوبی را تجربه نمی‌کند، به خاطر ترس از عوارض ترک شیشه، مصرفش را ادامه می‌دهد. دیگر از حالت‌های قبلی خبری نیست. افت حافظه، پرخاشگری و تهاجم، رفتارهای جنون‌آمیز و آسیب‌های قلبی و مغزی شروع می‌شود. ضربان قلب نامنظم می‌شود. کسی که شیشه می‌کشد، بشدت تحریک‌پذیر و پرخاشگر می‌شود و ممکن است دست به هر خشونتی بزند. اضطراب، گیجی، لرزش اندام‌ها و تشنج از عوارض دیگر مصرف شیشه است. بدبینی شدید، کاهش شدید حافظه، توهم‌های شنوایی و بینایی، جنون آنی و بسیاری اختلالات عصبی دیگر هم از عوارض شیشه است. آخر قضیه هم معلوم است؛ ایست قلبی و مرگ!

درمان شیشه‌ای

بستری می‌شوند. جلسات درمانی هر هفته 2 بار است و 3 ماه طول می‌کشد. اما حقیقت این است که با توجه به دشواری‌های ترک شیشه وجود مراکز تخصصی ترک و درمان مصرف‌کنندگان ضروری است و وجود تنها یک مرکز در یک نقطه از تهران کافی نیست و انگیزه‌های معتادان به شیشه را برای درمان کم می‌کند. این در حالی است که به گفته مسوولان نیروی انتظامی و درمانی، گرایش به این ماده بیشتر شده است و لازم است اقدامات پیشگیرانه و درمانی همزمان انجام شود. از یاد نبریم که تاکنون پروتکل درمانی یا دارویی مشخصی برای بهبود این بیماران پیدا نشده و این ضرورت وجود مراکز معتبر را برای درمان این بیماران ضروری‌تر می‌کند.

چه برسرپرونده رسوایی بزرگ جعل هویت نوجوانان جودوکار آمد؟!

پس از یک سال از کباب شدن نوجوانان جودوکار در تابوت پرنده؛
چه برسرپرونده رسوایی بزرگ جعل هویت آمد؟!
 
معاون سازمان بازرسی پس از این بارها تاکید کرد که این تخلف مدیریت شده بسیار بزرگی بوده است... بدون آنکه برخورد مشخص و علنی با پنج یا شش نفری که به عنوان متخلفین و عوامل این رسوایی مدیریت شده صورت پذیرد، انتخابات برگزار شده و علیرضا امینی مدیر پیشین تیم‏های ملی و نایب رئیس پیشین فدراسیون جودو، رئیس شد... آیا گواهی خانواده‏های ایشان یا دیگر مسئولان و شهود کفایت نمی‏کرد یا مسائل دیگری وجود دارد که تابناک باید در قالب یک افشاگری دیگر بازگو کند؟!
بار دیگر یک هواپیمای توپولف نقش تابوت پرنده را ایفا کرد و پس از 16 دقیقه پرواز دچار سانحه هوایی شد و تمام مسافرانش در آتش سوختند و جان سپردند اما پایان برخواستن دود از قطعات این هواپیما که در انتهای گودالی حفر شده بر اثر برخورد توپولف بر زمین حاصل آمده بود، آغازی بر رسوایی بزرگی بود که پنهان کردنش کار راحتی نبود، به خصوص آنکه رسانه‏ای همچون تابناک جسارت به خرج داد و با انتشار اخباری غیرقابل هضم، واقعیاتی را منتشر کرد که هزینه‏های فراوانی برای متخلفین در وحله نخست در برداشت اما به نظر می‏رسد عواملی باعث شده که پس از گذشت یک سال از این ماجرا، با این مسببین این تخلفات بزرگ که حیثیت ورزش ایران را به باد داد و به زعم نمایندگان مجلس مسئولان در جریانش بودند و بنابر اذعان سازمان بازرسی مدیریت شده بود، برخوردی صورت نپذیرد که این رویه دردآور است و تذکری جدی به دستگاه قضاء را می‏طلبد.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ یک سال پیش هواپيمای توپولوف با شماره پرواز 7908 كه متعلق به شرکت هواپيمايي کاسپين 16 دقيقه پس از برخاستن از فرودگاه بين المللي حضرت امام خميني (ره ) و در ساعت 11 و 33 دچار سانحه شد و 168 مسافرش را به ابدیت پیوند داد. در حالی که خبر سقوط هنوز به شکل ناقص مخابره شده بود، یک منبع آگاه به تابناک خبر داد که وحيد ابراهيمي (وزن 51- كيلوگرم)، ايمان زيني وند (‌وزن 55- كيلوگرم)، حسين بناء (‌وزن 60- كيلوگرم)، سعيد رسولي (وزن 66- كيلوگرم)، مصطفي صباغي (وزن 73- كيلوگرم)، يحيي باقرپور (وزن 81- كيلوگرم)، مصيب عزيز الهي (وزن 90- كيلوگرم) و عليرضا لشكري (وزن 90+ كيلوگرم) به همراه علي بهرامي به عنوان سرمربي و علي محدث ده تن از مسافران این هواپیما بودند که برای برگزاری اردو راهی ارمنستان شده بودند و اینچنین بود که جامعه ورزش به سوگ نشست و تیتر یک فوتبالی ترین روزنامه های فردای آن روز تلخ، جزئیات مرگ این عزیزان بود.



دو روز پس از این اتفاق تلخ که تابناک نخستین بار به درجش پرداخته بود، خبر بدتری در آستانه نیمه شب 26 تیرماه از یکی از منابع موثق در تهران و دو منبع موثق در لرستان در اختیار دبیر گروه ورزش تابناک قرار گرفت و با توجه به وثوق منابع، خبر همان شب بر روی خروجی قرار گرفت که حتی همان نیمه‏های شب با بازدیدهایی چند هزارتایی مواجه شد که از عمق فاجعه خبر می‏داد و آن خبر زنده بودن، سه مسافر هواپیمایی بود که بزرگ ترین تکه‏های باقی مانده جانباختگانش به اندازه یک ران سوخته انسان نبود! یک روز پس از درج این خبر برخی رسانه‏ها در اقدامی غیرحرفه‏ای برای رد کردن این خبر دست به کار شدند اما این رسانه همانگونه که هشدار داده بود، یک روز بعد هویت سه جودوکار سوخته که با جعل هویت و استفاده از هویت اشخاص در قید حیات، قصد داشتند همچنان با صغر سنی در تیم ملی جودو حضور داشته باشند را منتشر کرد. خبر آنچنان آشفته‏کننده بود که به سرعت در سطح شهر خرم آباد و حتی بخش‏هایی از استان لرستان منتشر شود و هیچ‏کس بروز ندهد تا حفظ آبرو شود اما مگر می‏شد شناسنامه سه نوجوان کم سن و سال را به جای سه جودوکای سن و سالدار که یکی از آنها به خدمت سربازی نیز رفته باطل کرد؟!

بررسی‏ها نشان داد که جابجایی پس از سال 1383 به وقوع پیوسته چرا که این سه جودوکا در این سال با اسامی واقعی‏شان در مسابقات جوانان جودو لرستان قهرمان اول استان شده‏اند و پس از ان به یک باره از یک رده پایین‏تر با اسامی دیگر سر در می‏آورند و نام اصلی سه جودوکای مرحوم، محمد ملک‏شاهی، وحید باقرپور و مجتبی عزیزالهی بود و در واقع، مجتبی عزیزالهی به جای مصيب عزيز الهي (وزن 90- كيلوگرم)، وحید باقرپور به جای يحيي باقرپور (وزن 81- كيلوگرم) و محمد ملک‏شاهی به جای ايمان زيني وند (وزن 55- كيلوگرم) در تیم ملی حضور داشته‏اند تا با توجه به پاسپورت دریافتی بر مبنای شناسنامه و مدرک شناسایی به اشتباه ارایه شده و یا مجعول در این پرواز شرکت کنند که البته باید گفت، باقرپورها و عزیزالهی‏ها پسر عمو بوده‏اند. سه تن از کشته‏شدگان که اصلاً از قهرمانان جودو به شمار نمی‌روند، صحیح و سالم در خرم‏آباد حضور داشتند و سه تن دیگر که اتفاقاً از گذشته دور سوابقی در قهرمانی داشتند، به جای آنها در این مسابقات جان دادند.



این جودوکاها که دیگر تمایلی به شرکت در رده نوجوانان نداشتند باز هم به اصرار کادر فنی مجدداً در ترکیب نوجوانان قرار گرفتند تا پس از برگزاری اردوهای آماده‏سازی در ارمنستان که تطابق آب‏ و هوایی با محل برگزاری مسابقات جهانی مجارستان و همچنین مسابقات تایلند را ندارند و همین ماهیت اعزام را نیز زیر سوال می‏برد، راهی مسابقات جهاین و آسیایی شوند اما سقوط هواپیمای توپولف در اطراف قزوین پس از چندین سال همه‏ چیز را هویدا کرد. تشییع جنازه نمادین این عزیزان از دست رفته  با شایعه جابجایی هویت دو پسرعمو برای عدم رو شدن این حقیقت که با دفن یک دست لباس جودو همراه بود با شرایط بدی همراه بود، به گونه‏ای که علاوه بر آنکه خانواده‏هایی که عزیزانشان از دست رفته بودند بغضی مضائف از این موضوع در گلو داشتند و دم بر نمی‏آوردند، مداح و سخنران نیز به دلیل دادن دو سری نام از این اشخاص گیج شده بود و به سختی مراسم را اداره کرد. جالب‏تر آنکه بر روی برخی تصاویر چاپ شده در استان لرستان و توسط خانواده‏های ایشان، علاوه بر اسامی غیرواقع، اسامی اصلی این جودوکاها ذکر شده بود و انتشار یک گزارش تصویری از مراسم تشییع جنازه نمادین باعث شد که همین میزان پناه کاری نیز راه به جایی نبرد.



نخستین واکنش از سوی سالاروند مدیرکل تربیت بدنی لرستان بود که حاضر نشد این موضوع را تکذیب کند و تنها گفت: «بعید به نظر می رسد که چنین اشتباهی از شناسنامه، کارت ملی، تایید شورای برون مرزی، روابط بین الملل سازمان تربیت بدنی، فرودگاه و ... خود را نشان ندهد. پیگیری صحت و سقم این خبر به فدراسیون جودو مربوط می شود و ما نیز از ماجرا بی خبریم.» اما برخلاف سالاروند، علیرضا امینی در چند واکنش ابتدایی، به کلی این ماجرا را تکذیب کرد و در بخشی از اظهارنظر نخستش در این رابطه عنوان کرد: «...هيچ کدام از اين اخبار صحت ندارند، من مدارک همه اينها را به صورت مستند در اختيار دارم و مي‌توانم به شما هم بدهم. هويت هر 10 ملي پوش جودو کامل تاييد شده و همگي به رحمت خدا رفته‌اند... اسم‌هايي که در اعلاميه‌هاست در پرانتز قرار گرفته يعني اسمي که به آن مشهور بوده‌اند. ممکن است من را هم به اسمي بشناسند و در شناسنامه‌ام اسم ديگري باشد...» و البته در اظهارنظرهای بعدی محتاط تر عمل کرد و عنوان کرد ملاک فدراسیون اوراق شناسایی ارائه شده این جودوکاران به فدراسیون بوده است و با این ملاک، اشخاص مذکور احراز هویت شده و مسئولیت سایر قضایا، به وی ارتباطی ندارد.

همزمان با انتشار مصاحبه امینی،  برخی اهالی جودو از جمله محمد بلوطی، عضو اسبق كميسيون آموزش جودو پرده از این ماجرا برداشتند و بلوطی با بیان اینکه در رده نوجوانان، جودوکار خوب زیاد است و نیازی به استفاده از بزرگسالان برای حضور در این رده سنی نیست گفت: «مدیران فدراسیون جودو از تمام این مسائل با اطلاع هستند ولی گاهی نمی‌خواهند برخی از آنها را ببینند. برخی افراد در فدراسیون فقط به دنبال پول و پاداش هستند و همین باعث ایجاد بروز چنین اتفاقاتی می‌شود.» و پس از این بود که دبیر گروه ورزش رسماً از سوی برخی اشخاص مجهول الهویه به شکل تلفنی مورد تهدید شدید قرار گرفت تا دکتر حجت الله ايوبي معاون وقت فرهنگی و اجتماعی سازمان بازرسی کل کشور از پیگیری این ماجرا با تشکیل هیات بازرسی کل کشور به تابناک خبر دهد و بلافاصله هیات بازرسی متشکل از فراهانی، باقری، خرم دل و سعادتبخش پیگیر این پرونده شده و پس از بررسی‏هایی در تهران، این موضوع طی چند روز در مراکز اداری مرتبط خرم آباد پیگیری گردید و با جمع آوری حجم عظیمی از مدارک و بازگویی واقعیت توسط اشخاص زنده که از هویت شان سوء استفاده شده بود و خانواده ایشان، صحت وقوع این رسوایی مسلم شد.



معاون فرهنگی - اجتماعی وقت سازمان بازرسی پس از این بارها تاکید کرد که این تخلف مدیریت شده بسیار بزرگی بوده و پس از او نیز، این سید جلال یحیی زاده رئیس کمیته تربیت بدنی کمیسیون فرهنگی مجلس بود که تاکید کرد: «طبق مدارك ارائه شده، مقداري يافته هايمان نسبت به گذشته متفاوت شد. قبل از آن باور كرده بوديم كه مسئولان فعلي فدراسيون نسبت به موضوع صغرسني اطلاعي ندارند؛ اما اكنون به هيچ وجه چنين چيزي در باورمان نيست.» و از ارائه گزارش به حداد عادل در کمیسیون فرهنگی و پیگیری ماجرا از سوی مجلس تا برخورد با متخلفان خبر داد. در همین راستا بود که انتخابات فدراسیون جودو برای مدتی به تعویق افتاد اما آب‏ها که از آسیاب افتاد و همه چیز مشمول مرور زمان شد، حتی نامه برخی کاندیداها برای تعویق انتخابات فدراسیون جودو و اعلام برگزاری این انتخابات به عنوان تخلف به سازمان بازرسی و دیوان عدالت اداری تاکنون به جایی نرسید و بدون آنکه برخورد مشخص و علنی با پنج یا شش نفری که به عنوان متخلفین و عوامل این رسوایی مدیریت شده صورت پذیرد، انتخابات برگزار شده و علیرضا امینی مدیر پیشین تیم‏های ملی و نایب رئیس پیشین فدراسیون جودو، رئیس شد.



پرونده جعل هویت و صغرسنی جودوکاران که بنابر اعلام دو مسئول فوق الذکر هم مدیریت شده بوده و هم از آن مطلع بوده‏اند و به عنوان موضوعی ملی توسط معاونت فعال وقت سازمان بازرسی مورد بررسی، جمع بندی و ارائه به دادسرای کارکنان دولت شد، کمتر از یک سال از عمرش می‏گذرد و با گذشت یک سال از کباب شدن جودوکاران در تابوت پرنده که انعکاسی جهانی داشت، در حال خاک خوردن است و اگر در مسیر رسیدگی است، هیچ کس اطلاع ندارد و برخلاف بسیاری از پرونده‏های اینچنینی که حساسیت ملی دارد، هیچ اطلاعی در خصوص مراحل رسیدگی و اینکه، در چه مرحله‏ای قرار دارد به افکارعمومی داده نشده است. به راستی چه بر سر پرونده رسوایی بزرگ جعل هویت به قصد صغرسنی در تیم ملی جودو آمد و چرا هنوز متخلفان این اعمال به سزای اعمالشان نرسیده‏اند. آیا گواهی خانواده‏های ایشان یا دیگر مسئولان و شهود کفایت نمی‏کرد یا مسائل دیگری وجود دارد که تابناک باید در قالب یک افشاگری دیگر بازگو کند؟! انتظار می‏رود این پرونده با گذشت یک سال به عنوان دغدغه‏ای ملی مورد رسیدگی سریع قرار گیرد و به حواشی دامن زده نشود چرا که با لوث شدن چنین اقداماتی از طریق عدم برخورد با عاملان و آمران، شهامت برای انجام چنین تخلفاتی به مراتب بیشتر خواهد شد و ورزش را فساد در برخواهد گرفت.

اوضاع جودو همچنان بحرانی است؛از گریز مغولی تا انتخابي برای دوپينگی محروم

اوضاع جودو همچنان بحرانی است؛
از گریز مغولی تا انتخابي برای دوپينگی محروم
 
وقتی جودو ایران در المپیک پکن با اقتدار و با شش نماینده شرکت کرد و به قولی ایپون شد، این بار که حضورش با دو یا سه نماینده مثبت تلقی می‏شود، قطعاً اوضاع به مراتب بدتر خواهد بود و با تعبیر جناب سرمربی، این بار حتی توان کسب سهمیه کامل المپیک نیز وجود ندارد، چه رسد به توان ایستادن بر روی سکوی المپیک لندن.
در پی اتفاقات بهت آور یک سال اخیر در جودو کشور، این رشته المپیکی همچنان دستخوش حواشی است که شانس مدال آوری اش را در صحنه بازیهای آسیایی گوانگ‏ژو و پس از آن روی تاتامی المپیک لندن کاهش می‏دهد و لزوم بازنگری مسئولان ارشد دستگاه ورزش پیرامون این فدراسیون را که از المپیک پکن تاکنون نه تنها نتوانسته مسیر صعودی را در صحنه قهرمانی به خود بگیرد بلکه بنابر اعتراف مسئولانش بحرانی‏ترین دوران را سپری می‏کند، ضروری است تا سایه بحرانی ترین روزها از سر این رشته کنار رود و مدیرانی که به شکل رسمی قول مدال آوری این رشته را در صحنه المپیک لندن پس از چند دهه درجا زدن بدهند، به راس امور این رشته بیایند.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ پس از شکست‌هاي متعدد تيم ملي جودو در سه رویداد تونس، اسپانيا و روسيه که با توجيهات زيبای سرمربي تيم ملي جودو همراه شد، همانگونه که پیش‌بینی می‌شد تیم ملی جودو برای مدتی از شرکت در مسابقات بین‌المللی مغولستان خودداری می‌کند که شاید بتوان "گریز مغولی" تعبیرش کرد (!) و این بار سخن از اردوهای دو هفته‌ای برون‌مرزی به میان آورده، تا از حجم انتقادات کاسته شود و در روزهایی که بنابر اعتراف حاج یوسف زاده جودو بحرانی ترین دورانش را سپری می‏کند، نتایجی برای سنجش رشد یا رکود این رشته نزد تا مدتی افکارعمومی نباشد.

اما حاج یوسف‌زاده سرمربی سابق تیم ملی که بدون توجه به گزارش مجلس شورای اسلامی مبنی بر لزوم استخدام سرمربی خارجی توانمند برای تیم ملی جودو، مجدداً این مسئولیت را با کنار گذاشتن میران در اختیار گرفت، در برنامه‌ای که دوم مردادماه سال جاری اجرایی خواهد شد، انتخابی تیم ملی جودو را با سه کیلو ارفاق طراحی کرده است و ترکیب نفراتی را مجاز به شرکت در این انتخابی برشمرد که در نوع خود جالب توجه است. در این فهرست نام کسانی دیده می‌شود که در سه مسابقه فوق الذکر شرکت نکرده‌اند، به علاوه کسانی که به رغم باخت‌های بسیار بد، همچنان اجازه حضور در تیم ملی به آنان داده شده است و در عوض نام کسانی از لیست شرکت کنندگان در مسابقات انتخابی تیم ملی حذف شده که در مسابقات تونس و اسپانیا شرکت کرده است و البته شاید این اتفاق نیز فلسفه‏ فنی دارد که برای نگارنده ناشناخته است.



اما نکته جالب توجه، اجازه برای شرکت احسان رجبی است که به علت مثبت بودن آزمایش دوپینگ، دوران محرومیت خود را می‌گذراند و حتی حق ندارد در این مدت در اردوی تیم ملی نیز حاضر شود که به نظر می‏رسد اتفاقی خلاف این در حال وقوع است! نکته‌ دیگری که حاج یوسف‌زاده فراموش کرده، این است که احسان رجبی، جودوکار سنگین وزن تیم ملی در مسابقات آسیایی سال گذشته، هم‌اکنون درحدود 120 کیلوگرم است و امکان حضور وی در انتخابی 100 کیلوگرم وجود ندارد و البته اگر مشکلی وزنی نیز حل شود، چگونه از یک دوپینگی استفاده می‏شود؟!

شاید به واسطه مسائلی که رجبی پس از مثبت اعلام شدن دوپینگ خود مبنی بر ایجاد مشکلات پس از حضور در سنگین وزن جودو یعنی در وزن محمدرضا رودکی دیده بوده، دلیلی شد بر این که کادر فنی تیم ملی به رغم عدم شرکت رودکی در مسابقات تونس، اسپانیا و روسیه، حاشیه امنیت برای او به وجود آورد؛ همانگونه که سرلک هم به رغم عدم حضور در این سه رویداد، هم‌اکنون در خارج از کشور به سر برده و به دلایل اعلام نشده هنوز بازنگشته است.

اما وزن 66- کیلوگرم اوج تدبیراندیشی و تلاش برای شایسته سالاری با برگزاری یک انتخابی قابل تأمل است؛ جایی که میراسماعیلی و حاجی آخوندزاده دو افتخار جودو ایران که از بازنشستگی یک گام به صحنه قهرمانی بازگشته‏اند، به همراه یک جودوکار فاقد مدال آسیایی باید برای مسابقات جهانی ژاپن با هم رقابت کنند که انتظار می‌رود این انتخابی با سه نفر برگزار نشود و در صورت اصرار برای شرکت میراسماعیلی و آخوندزاده با دیگر جودوکاران، انصراف حداقل یکی از این دو قهرمان و ایجاد حواشی تازه قابل پیش بینی است!

سرمربی تیم ملی جودو ایران که با توجه به گزارش مجلس نباید این سمت را در اختیار داشته باشد اما فدراسیون جودو بدون توجه به این گزارش مجدداً منصوبش کرده، این ایام از کسب 2 یا 3 سهمیه جودو برای المپیک لندن سخن به میان می‏آورد و این میزان سهمیه را "خوب" تلقی می‏کند، حال آنکه وقتی جودو ایران در المپیک پکن با اقتدار و با شش نماینده شرکت کرد و به قولی ایپون شد، این بار که حضورش با دو یا سه نماینده مثبت تلقی می‏شود، قطعاً اوضاع به مراتب بدتر خواهد بود و با تعبیر جناب سرمربی، این بار حتی توان کسب سهمیه کامل المپیک نیز وجود ندارد، چه رسد به توان ایستادن بر روی سکوی المپیک لندن. آیا باید وضعیت فدراسیون جودو چنین باشد و آیا سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک از شرایط حال حاضر این مجموعه رضایت دارند و از این رشته بدون توقع مدال آوری در المپیک می‏گذرند؟!

احتمال حکم اعدام برای ستاره سابق فوتبال !

احتمال حکم اعدام برای ستاره سابق فوتبال !

از مدت ها پیش شایعاتی پیرامون اعتیاد آقای الف ( فوتبالیست سرشناس که سال ها پیرامون استقلال را می پوشید ) به گوش می رسید اما هرگز تصور نمی کردیم کار این فوتبالیست که بعد از چندین سال عضویت در استقلال به یک تیم شهرستانی پیوست و امسال هم تصمیم گرفت برای همیشه از فوتبال خداحافظی کند به مصرف و تولید کراک کشیده شده باشد اما پنجشنبه گذشته هفته نامه آینه زندگی با چاپ گزارشی از گرفتاری این فوتبالیست سرشناس پرده برداری کرد !

احتمال حکم اعدام برای ستاره سابق فوتبال !