چرا قهرمانان دیروز روی به سیاست آوردند؟

گزارش افکارنیوز از حضور ورزشکاران در میدان انتخابات
چرا قهرمانان دیروز روی به سیاست آوردند؟
سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۱۳
امامعلی حبیبی کشتی گیر موفق ایران و قهرمان المپیک و جهان نخستین ورزشکاری بود که در دوران پهلوی وارد مجلس شد.
چرا قهرمانان دیروز روی به سیاست آوردند؟
گروه اجتماعی - حضور گسترده اهالی ورزش از مدیران گرفته تا ورزشکاران کوچک و بزرگ در انتخابات شورای شهرها اپیدمی عجیبی است که تب آن این روزها به شدت تند شده است. آنچه نشان دهنده این است که تار و پود ورزش و سیاست با هم تنیده شده است. بعد از حضور گسترده سیاسیون در مناصب ورزشی، حالا ورزشی ها این مسیر را در جهت معکوس می پیمایند و پای به میدان سیاست می گذارند.

به گزارش افکارنیوز ، این رویه ای است که از سالهای پیش از انقلاب آغاز شد. آن روزهایی که امامعلی حبیبی کشتی گیر موفق ایران و قهرمان المپیک و جهان به مدد مدالهایش به مجلس راه یافت. حضوری که بیشتر جنبه فرمالیته داشت و به سود قهرمان گوش شکسته بود تا مردم! از آن روز تا به امروز روزهای زیادی سپری شده و حالا این روند با شتاب بیشتری جلو می رود. حضور گسترده چهره های ورزشی در انتخابات شورای شهر پرده دیگری از این پدیده عجیب است.

قهرمانانی که عادت داشتیم سالهای سال آنان را در میادین ورزشی ببینیم اما از این پس می خواهند با کت و شلوار روی صندلی سیاست جولان دهند. شهرت قهرمانان ورزشی به آنها کمک کرده تا در این عرصه بتوانند از محبوبیت عوام به سود خود استفاده کرده و به عرص سیاست پای بگذارند اما این کرسی چندان به قهرمانان دیروز و سیاسیون امروز نمی آید.

همان معضلی که البته در جهت وارونه در عرصه ورزش به کرات در تمام این سالها شاهد آن بوده ایم. آنجا که مدیران عرصه سیاست ناگهان به دل ورزش پا گذاشته اند تا با استفاده از شهرت و محبوبیت این عرصه بتوانند برای خود مشروعیت کسب کنند.

در حقیقت ورزش در این عرصه بدل به کاتالیزوری برای کسب مقبولیت برای سیاسیون بدل شده و حالا این مسیر در جهت معکوس تکرار می شود. با این تفاوت که این بار ورزشی ها به کمک پیشینه و محبوبیت خود می خواهند در عرصه سیاست مداخله کنند.

این دو مسیر وارونه نشانه ای از عقلانیت گریزی و عدم تخصص محوری در جامعه ماست. ورزشی هایی که سالهای سال در کوران ورزش حضور داشته اند و چکیده و عصاره ورزش محسوب می شوند و باید روی صندلی های مدیریتی ورزش بنشینند و تجربه و تخصص خود را برای از بین بردن مشکلات ورزش کشور و پیشرفت آن هزینه کنند، از ورزش رانده می شوند و به دامان سیاست پناه می برند.

آنجا که اساسا متعلق به طیف دیگری است و نحله فکری آنان کوچکترین قرابتی با ورزش ندارد. ورزشی ها از دامان ورزش می گریزند چون صندلی های مدیریت در ورزش در اختیار نفرات دیگری است. غریبه هایی که هرگز هم‌ذات و همخون ورزش نیستند و نتیجه تصمیمات مشعشع آنان در این سالها ورزش را به قهقرا برده. ورزشی ها باید به دامان ورزش بازگردند. آنجا که تشنه تخصص آنهاست و هیچکس بهتر از آنها درد و مشکلات ورزش نمی داند و نمی تواند برای آن راه چاره ای بیندیشد.

بوسه احمدی نژاد بر استوارنامه سفیر ونزوئلا!!!!

 
بوسه احمدی نژاد بر استوارنامه سفیر ونزوئلا!!!
 

حسن روحانی: جلوی فساد در ورزش را می‌گیرم

حسن روحانی: جلوی فساد در ورزش را می‌گیرم

عزم دولت من غیر سیاسی بودن ورزش است/حکایت ورزش و اقتصاد ما هم شبیه است/باید تخصص را به ورزش بازگرداند/طرح جامع ورزش را به روز و اجرایی می‌کنیم/فساد، هر کشوری را از پا در می‌آورد، ورزش که جای خود دارد.

قانون- حسن روحانی معتقد است ورزش نیازمند نگاهی استراتژیک از جانب دولت است و در عین حال سیاسی کردن آن را هم اصلا به صلاح نمی‌داند.

به گزارش ایلنا، اهالی ورزش می‌خواهند بدانند کاندیداهای ریاست جمهوری در حوزه ورزش چه برنامه‌ای دارند و از چه زاویه‌ای به آن‌ نگاه می‌کنند و حالا که همه حرف از بهبود اقتصادی می‌زنند، ورزش در چه جایگاهی خواهد داشت؟ در همین رابطه خبرنگار ایلنا پای صحبت‌های حسن روحانی به عنوان یکی از کاندیداهای دوره یازدهم ریاست جمهوری نشسته که متن آن در پی می‌آید:

شما برنامه‌ گسترده‌ای برای حضور در صحنه انتخابات تدوین کرده‌اید و بهتر است مردم بدانند ورزش در ساختار کلی برنامه‌های شما چه جایگاهی دارد و رویکرد شما به ورزش چیست؟

من به چند جهت بر اهمیت ورزش تأکید می‌کنم و برنامه مشخصی برای آن در نظر دارم که حاصل فعالیت متخصصان و بررسی شرایط ورزش کشور است. اول؛ ما برای بیشتر کردن کیفیت زندگی مردم خودمان، باید جامعه‌ای سالم داشته باشیم و داشتن چنین جامعه‌ای بدون همگانی کردن ورزش ممکن نیست. دوم؛ ما باید از هزینه‌های کشور کم کنیم. راهکار غلط برخی دولت‌ها این است که برای مثال از هزینه‌های دولت در بخش بهداشت و سلامت کم می‌کنند و هزینه را به دوش مردم می‌اندازند، ولی من معتقدم ارتقای سطح ورزش در ایران، می‌تواند همین کاهش هزینه را برای ما داشته باشد. چرا زنان و مردان ما باید در سنین دهه سی سالگی‌شان به پوکی استخوان، دردهای مفصلی، بیماری قلبی و انواع دیابت مبتلا شوند؟ هر کدام از این بیماری‌های مزمن می‌دانید چه هزینه‌های گزافی به اقتصاد ما تحمیل می‌کنند؟ و در این شرایط بد تحریم، می‌دانید تأمین دارو برای این بیماری‌ها چقدر دشوار است و مردم را به چه زحمتی می‌اندازد؟ با ورزش می‌توان همه این‌ها را به تأخیر انداخت. واقعاً ما باید چقدر هزینه کنیم تا اعتیاد را ریشه‌کن کنیم؟ هزینه درمان یک معتاد چقدر است؟ این هزینه‌ها به کشور تحمیل می‌شود ولی بهتر است به جای همه آن‌ها، هزینه‌هایی را برای توسعه ورزش سرمایه‌گذاری کنیم و هزینه‌های گزاف‌تر توسعه بیماری‌ها و اعتیاد را نپردازیم.

ببینید ما جامعه‌ای داریم که 26 درصد آن طبق پژوهش‌های ملی و معتبر به نوعی دارای مشکلات روانی هستند. من نمی‌گویم همه مشکلات روانی را می‌شود با ورزش حل کرد، اما همه تحقیقات نشان می‌دهد ورزش مشکلات روانی را کم می‌کند و نشاط اجتماعی را افزایش می‌دهد. هم ورزش همگانی و هم ورزش قهرمانی برای مردم نشاط‌ آور است. نشاط و انسجام اجتماعی هر دو در ورزش کردن وجود دارد و مایه سر زندگی جامعه است. شما نشاط جامعه ما بعد از صعود به جام جهانی فرانسه یا بعد از پیروزی بر آمریکا را به یاد بیاورید. و نشاط جامعه بعد از پیروزی کشتی فرنگی در المپیک لندن را ببینید.

انسجام اجتماعی را هم در ورزش می‌بینید. من اساساً ورزش را یکی از مؤلفه‌های تقویت انسجام جامعه می‌دانم. مثال واضحی را بگویم تا مقصودم مشخص شود. من چون سال‌ها سابقه حضور در پست‌های مربوط به امنیت ملی را داشته‌ام، می‌خواهم حضور تیم تراکتورسازی تبریز در لیگ فوتبال ایران را تحلیلی از نگاه امنیت ملی کنم تا اهمیت ورزش روشن شود. حضور این تیم در صحنه فوتبال ما باعث شده هموطنان عزیز ما در آذربایجان احساس کنند هر هفته در رسانه‌ها هستند، احساسات‌شان دیده و شنیده می‌شود، و آنها بیش از گذشته نماینده‌ای در سطح افکار عمومی دارند. اصلا تیم تراکتورسازی چیزی بیش از یک تیم فوتبال شده؛ نماینده احساسات مردم شده و من واقعاً نوع احساس مردم نسبت به این تیم را عمیقاً دوست دارم و معتقدم کم‌هزینه‌تر از این راه برای ایجاد امنیت شاید وجود نداشته باشد. همین عامل پیوند بیشتر قلب‌های ملت ایران شده و این خیلی صحنه زیبایی است. تیم‌های مختلف ورزشی در جای جای این مملکت می‌توانند چنین نقشی ایفا کنند.

با این توضیحات، نگاه من واقعاً فراتر از نگاه همه دولت‌های قبلی، نگاهی استراتژیک است. نگاهی است به یک فعالیت نشاط‌‌آور، انسجام‌بخش، سلامت‌آور، و کاهش‌دهنده هزینه‌های اداره کشور که خودش می‌تواند مولد ثروت هم باشد. غیر از این‌که ورزش می‌تواند هم در بخش ورزش همگانی و هم در ورزش قهرمانی عامل تولید شغل و ثروت باشد، در بعد بین‌المللی هم می‌تواند مولد ثروت باشد. شما به حضور ترکیه در نیمه‌نهایی جام جهانی سال 2002 نگاه کنید. این کشور برای تبلیغ خودش و این‌که نامش در جهان شنیده شود، چقدر باید در رسانه‌های جهان تبلیغ می‌کرد و هزینه می‌پرداخت؟ برای این کشور که درآمد عمده‌ای از توریسم دارد، چندین ساعت پخش شدن نامش در بین میلیون‌ها بیننده، و صدها هزار خبر در رسانه‌های جهان، چقدر ارزش اقتصادی داشت؟ همین امروز، حضور ما در لیگ جهانی والیبال، چقدر تبلیغ برای ماست؟ ما چقدر باید خرج می‌کردیم تا رسانه‌های جهان نام ما را ببرند و تصاویری از ما پخش کنند؟ چقدر باید خرج می‌کردیم تا بگوییم تصویری که گاه از ما در جهان ساخته می‌شود نادرست است و ما گونه دیگری هستیم؟ می‌بینید که ورزش مقوله‌ای استراتژیک است و من از آنجا که همواره در سمت‌هایی کار کرده‌ام که با مقولات استراتژیک و بلندمدت سروکار داشته‌ام، ورزش را هم در همین جایگاه می‌بینم و واقعا برای آن احترام و ارزش قائلم. من به سیاست خارجی نیز علاقه‌مندم و سابقه زیادی در این عرصه دارم. از این منظر نیز ورزش را بخشی از دیپلماسی عمومی کشورها می‌دانم و حتی برخی از دیپلماسی ورزشی هم حرف زده‌اند. و به همه این دلایل در نظام تفکر من درباره مدیریت کشور، ورزش مقوله‌ای راهبردی و مهم است.

پرسش این است که وضعیت ورزش ما را چگونه می‌بینید؟ مشکلات آن‌ را در چه زمینه‌هایی می‌دانید؟

به نظرم هر فردی که بخواهد در جایگاه مدیر به تحلیل وضعیت ورزش در ایران بپردازد، باید بین ورزش همگانی و ورزش قهرمانی تمایز قائل شود ولی به ارتباط میان آنها نیز توجه داشته باشد. بگذارید از ورزش همگانی شروع کنم. کارشناسانی که با من روی برنامه‌های انتخاباتی کار کرده‌اند معتقدند در حالیکه محققان پیشنهاد می‌کنند هر فرد برای داشتن زندگی سالم حداقل به 30 دقیقه ورزش در روز نیاز دارد، عددی کمتر از 20 دقیقه در روز میانگین ورزش ایرانیان است. تازه نزدیک به حداقل 40 درصد اصلا ورزش نمی‌کنند. آمار دیگری هم هست که نشان می‌دهد فقط 12 درصد مردم ایران به طور دائم و منظم ورزش می‌کنند. سرانه فضاهای ورزشی هر نفر در دنیا 5 /2 متر است و در برخی کشورهای اروپایی به ۶ متر هم می‌رسد. در ایران اما سرانه فضای ورزشی هر نفر کمتر از یک متر است. این اطلاعات نشان می‌دهد ما ابزارهای توسعه ورزش همگانی را به اندازه کافی مهیا نکرده‌ایم و از نگاه سبک زندگی مردم هم که بررسی کنیم متوجه می‌شویم ورزش به اندازه کافی در رفتارهای مردم جا ندارد.

سبک زندگی و ورزش کردن که بخشی از سبک زندگی است، در کودکی در انسان به عادت تبدیل می‌شود. متأسفانه آموزش و پرورش ما امکانات عادت دادن مردم به ورزش را ندارد. نه مدارس ما امکانات ورزشی دارند، نه حتی ما به اندازه کافی معلم ورزش داریم. سرانه فضاهای ورزشی کشور را هم که گفتم چقدر است و چقدر با جهان فاصله دارد. دشواری‌های اقتصادی هم برای مردم وجود دارد، ولی میانگین ورزش کردن در بخش‌های ثروتمند جامعه هم زیاد نیست. همین نشان می‌دهد ورزش بخشی از عادت و منش زندگی مردم نشده اما نبودن فضاهای ورزشی هم تأثیرگذار است. هر قدر این فضاها در دسترس‌تر باشند ورزش کردن مردم راحت‌تر می‌شود. شهرهای ما هم متناسب ورزش کردن ساخته نشده‌اند و وقتی آلودگی هوا را هم لحاظ کنیم، گاه ورزش کردن در آنها خطرناک است. می‌بینید که اصلاح کردن وضعیت در بخش ورزش همگانی، نیازمند خیلی اقدامات است و توجه جدی و سرمایه‌گذاری می‌طلبد اما در چارچوب نگاهی راهبردی و استراتژیک به ورزش، باید این کار را انجام دهیم.

در بخش ورزش قهرمانی، من چند حرف اساسی دارم. همانگونه که قبلا اشاره کردم، حتی از منظر امنیت ملی و دیپلماسی هم برای ورزش قهرمانی ارزش قائلم. برای چنین امر مهمی باید چند کار انجام دهیم که باور داشتن به انجام این کارها، تحلیل من از وضعیت آسیب‌های ورزش را نشان می‌دهد.

اول؛ باید ورزش را از دست سیاسیون گرفت. در ورزش، پول، سفر خارجی، شهرت و هر روز روی جلد روزنامه و مجله بودن هست و سیاسیون به این‌ها علاقه دارند. باید این‌ها را از دست سیاسی‌ها خارج کرد. گمان نکنید این همه رغبت به حضور سیاسیون در ورزش همه‌اش از سر شوق خدمت کردن است، منافع زیادی برای افراد سیاسی دارد و حاضر نیستند این عرصه را رها کنند. عزم دولت من بر غیر سیاسی کردن مدیریت ورزش است. در ضمن، به نظر من خصوصی شدن ورزش قهرمانی، تا حدودی این مشکل را حل می‌کند.

دوم؛ باید جلوی فساد در ورزش را گرفت. من بارها در مجلات و روزنامه‌های ورزشی دیده‌ام که متخصصان ورزش از زد و بند و تبانی و فساد در ورزش و بالاخص فوتبال گله دارند. فساد، هر کشوری را از پا در می‌آورد، ورزش که جای خود دارد. مقدار پول و سرمایه‌ای که در چند سال گذشته به یکباره وارد ورزش قهرمانی کشور شده، بیش از ظرفیت سازمانی، مدیریت و قوانین حاکم بر ورزش بوده است. ببینید وقتی پول عظیم ناشی از افزایش قیمت نفت وارد کشور شد و ظرفیت سازمانی و نظارتی و قوانین برای این میزان پول آماده نبود، فساد 3 هزار میلیارد تومانی از دل آن بیرون آمد. ورزش ما هم ظرفیت پول‌های وارد شده را نداشت. دقیقاً حکایت ورزش و اقتصاد ما هم شبیه است. پول‌های کلان نفت به بهبود اقتصاد ما که منجر نشد، تخریب آن را هم در پی داشت. فوتبال ما امروز از میلیاردها تومان پول انباشته شده اما شاید به جام‌جهانی هم نرود، اما فسادش بیشتر شده است. اتفاقا در ورزش‌هایی که پول‌های کلان وجود ندارد، موفق‌تر هستیم. کشتی، والیبال، دو و میدانی، تکواندو و سایر ورزش‌های رسمی واقعا در مقایسه با فوتبال، فقر اقتصادی دارند، ولی بیشتر افتخار و عملکرد مثبت داشته‌اند و همین نشان می‌دهد درد ورزش قهرمانی فقط پول نیست، بلکه مدیریت، سازماندهی، نظارت و برنامه است. قوانین حقوقی ورزش ایران برای نخستین بار در سال 1350(همزمان با تاسیس سازمان ورزش) نوشته شده‌اند و از آن زمان تا حالا این قوانین بازبینی نشده و تبدیل سازمان تربیت‌بدنی به وزارت ورزش و جوانان نیز توأم با تغییر حقوقی اساسی نبوده است. این ضعف‌های حقوقی خیلی بر وضع فعلی ورزش ما و فساد تأثیر داشته است.

به نظر من، بخش زیادی از پول‌های صرف شده توسط دولت در ورزش قهرمانی را باید راهی ورزش همگانی کرد. ورود دولت به ورزش قهرمانی، این عرصه را رانتی و نابرابر می‌کند. باشگاه‌هایی که به دولت دسترسی دارند، اعتبار دارند و می‌توانند صحنه قهرمانی را به نفع خود تغییر دهند. فساد هم بخش دیگری از این وضعیت است. اعتبارات دولتی باید راهی ورزش همگانی شود و راه را برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی باز کنیم. ولی دقت داشته باشید، وقتی رشد اقتصادی در جهان دچار مشکل می‌شود، اسپانسر تیم‌های ورزشی هم مشکل پیدا می‌کنند و ورزش تحت تأثیر قرار می‌گیرد. ما اگر رشد اقتصادی ایجاد کنیم و قوانینی برای تخصیص بخشی از درآمدها به ورزش داشته باشیم، و صنعت تبلیغات برای فروش محصولات رونق بگیرد، ورزش هم به عنوان رسانه تبلیغاتی رونق می‌گیرد، و خودش صنعت رقابتی، درآمدزا و اشتغال‌زا می‌شود.

باید تخصص را به ورزش بازگرداند. ورزش هم صنعتی به پیچیدگی صنعت توریسم یا فراغت است، در جهان آکادمی‌های مدیریت ورزشی، طب ورزشی، بازاریابی ورزش و سایر حوزه‌های تخصصی وجود دارد. بین تخصص و اقتصاد ورزش رابطه متقابل وجود دارد. وقتی ورزش توأم با رشد اقتصادی و درآمد باشد، تخصص برای مدیریت کردن این صنعت ضروری می‌شود و تخصصی شدن، به اقتصاد ورزش کمک می‌کند. همان بلایی که سیاسی‌ها سر ورزش آورده‌اند با فقدان تخصص در ورزش ارتباط دارد. دور شدن سیاسیون از ورزش، تخصص را به ورزش نزدیک‌تر می‌کند. باید راهی باز کنیم که اسطوره‌های ورزشی به مدیریت ورزش نزدیک شوند. حتی در صنایع دنیا، مدیرانی کارآمد هستند که در بدنه صنعت رشد کرده باشند و محیط صنعت، تهدیدها و فرصت‌های آن‌را بشناسند. اسطوره‌های ورزشی، خصوصاً آنها که تحصیلات آکادمیک در ورزش هم داشته باشند، می‌توانند بسیار به ورزش کمک کنند. نسبت رسانه‌ها و ورزش نیز باید اصلاح شود. در دنیای توسعه‌یافته، رسانه‌ها و بالاخص تلویزیون ابزار کسب درآمد برای ورزش است. در ایران چنین چیزی هنوز به معنای واقعی وجود ندارد و باید شرایط تحول به سوی وضع مطلوب فراهم شود. عزم ما برای اعمال تغییراتی از آن دست که گفته شد جدی است. این به معنای اصلاح ساختاری در ورزش است و کار جدی می‌طلبد.

آیا شما هم به مردم درخصوص مدال‌آوردن در المپیک یا مسابقات جهانی به مردم قول‌هایی می‌دهید؟

در آن نگاه راهبردی ما به ورزش، مدال‌آوردن در عرصه بین‌المللی مهم است. در جهان جدید مهم است رسانه‌ها و عرصه‌های حضورتان در جهان چه تصویری از شما ارائه می‌کنند و رسانه‌ها در ساختن تصویری از کشورتان تأثیر تعیین کننده دارند. پس حتماً برای ما مهم خواهد بود با مدال آوردن و قهرمانی‌ها چه تصویری از خود به جهان ارائه می‌کنیم ولی به این هم توجه داریم که مدال‌ آوردن حتماً به معنای توسعه زیر ساختی ورزش نیست. ما در برخی سال‌ها مدال‌های بیشتری آورده‌ایم ولی سرانه فضاهای ورزشی‌مان بیشتر نشده و جمعیت ورزشکار جامعه‌مان نیز افزایش نیافته است. شاید با سرمایه‌گذاری شدید بتوانید در چند رشته چندین قهرمان هم داشته باشید اما این با داشتن یک جامعه ورزشی سرزنده، پویا که دائم از دل آن قهرمان بیرون می‌آید، و باعث سلامت جامعه می‌شود فرق دارد. بنابراین باید نگاهی جامع به ورزش داشت. تصور من بر این است که طرح جامع ورزش کشور که در اوایل دهه 1380 تهیه شد، مبنای خوبی برای کار کردن همه‌جانبه در ورزش است. البته 10 سال از آن زمان گذشته و آن طرح اجرایی نشده، مثل سایر اسناد بالادستی و راهبردی که در همه عرصه‌ها در 8 سال گذشته فراموش شدند. باید آن طرح را به‌ روز کرد و با نگاهی بلندمدت و راهبردی به ورزش نگاه و عمل کرد. امیدوارم چنین رویکردی با همراهی و مشارکت مردم و نخبگان بتواند ورزش کشور را در وضعیت مناسب‌تری قرار دهد.

گزارش تحلیلی« قانون» از آرایش سیاسی اصولگرایان در آستانه انتخابات

گزارش تحلیلی« قانون» از آرایش سیاسی اصولگرایان در آستانه انتخابات

سرگیجه اصولگرایان

اصلاح‌طلبان منتظر فرمان نهایی ائتلاف
سرگیجه اصولگرایان
  گروه سیاسی،مسعود کاظمی- سوم تیر 1384. هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود و اصلاح طلبان که نمی توانند روی یک کاندیدا به اجماع برسند قافیه را به اصولگرایان می‌بازند. پس از آن انتخابات خیلی از ناظران دلیل شکست اصلاح طلبان را نبود اجماع روی یک کاندیدا و شرکت نکردن بخشی از پایگاه اجتماعی آنان در انتخابات دانستند. انتخابات سال 88 هم با تمامی حرف و حدیث‌هایش به پایان رسید و در نهایت نامزد موسوم به اصولگرایان بر کرسی ریاست جمهوری نشست. 22 خرداد 88 همه مجموعه اصولگرایی با اینکه محسن رضایی هم کاندیدا بود روی محمود احمدی نژاد به توافق رسیدند و تمامی نیروی خود را معطوف به حمایت از وی کردند اما باز هم اصلاح طلبان با دو نامزد پای به عرصه رقابت‌ها گذاشته بودند. اما انگار خرداد 92 حکایت دیگری دارد. از ائتلاف اصلاح طلبان بگیر تا انشقاق اصولگرایان.
  اصولگرایان، مجموعه ای‌جزیره‌ گون
اصولگرایان که با انواع و اقسام ائتلاف های چند نفره به بحث انتخابات آمدند اکنون نام و نشانی از هیچ گونه ائتلافی ندارند و آنچه از این جریان رخ می نماید اختلافات ساختاری و عمیق است.
«شما را به جان امام قسم می‌دهم که در انتخابات متحد شوید و یک لیست مشترک معرفی کنید» اینطور قسم دادن آیت‌ا... ‌مهدوی کنی در آخرین روزهای مانده به 15 اسفند ماه 90 و البته انتخابات مجلس نهم، حد اختلافات موجود در اصولگرایی و فاصله چهره‌های این جریان از هم را نشان داد. به طوری که «قسم به جان امام» هم حرکتی بی‌فایده از سوی آیت اللهی شد که 12 ماه پیش از آن اصولگرایان «با هم» برای رئیس شدنش در مجلس خبرگان رهبری متحد شده بودند. انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به مرحله‌ای رسیده است که اصولگرایان دقیقا به مانند انتخابات قوه مقننه «اتحاد» را رویا و «تلاش برای متحد شدن» را آب در‌هاون کوبیدن می‌بینند. تحرکات اولیه انتخاباتی اصولگرایان مهر تاییدی بود بر حضور چند پاره این طیف مهم سیاسی در انتخابات، به طوری که گروهی کوچک اما تاثیرگذار با عنوان 1+2، عده‌ای نیز با عنوان پیروان امام با نام و نشان «ائتلاف 5گانه» و البته جبهه پایداری که آنها را باید گروه رادیکال اصولگرایی بدانیم، با سبک و سیاق خود اعلام حضور کردند تا مشخص شود که آنها همچنان «همصدایی» را امر محال می‌پندارند. ائتلاف شکننده پنج نفره را باید پدیده فضای انتخاباتی پیش از ثبت نام دانست. از میان منوچهر متکی، محمدرضا باهنر، عیسی آل اسحاق، مصطفی پورمحمدی در شرایطی محمد حسن ابوترابی فرد به عنوان گزینه معرفی شد که در نظرسنجی‌ها او یا چهارمین نفر بود یا گزینه آخر. به همین دلیل باهنر با حالتی قهرآلود کنار کشید و پورمحمدی و آل اسحاق بدون اعتراض از رفتن به ساختمان فاطمی منصرف شدند. اما منوچهر متکی که به مدت 5 سال و اندی دستگاه دیپلماسی را اداره می‌کرد، به روند اعلام شده معترض شد و به عنوان «کاندیدای مستقل» ثبت نام کرد که در نهایت او هم ردصلاحیت شد تا از ائتلاف 5 نفره فقط یک اسم باقی بماند. در مناظرات برگزار شده از دل گفتمان قالیباف و حداد و ولایتی هر چیزی بیرون می آمد به غیر از توافق و تفاهم. این سه ضلع مثلثی که خود را برابر می نامیدند به یکدیگر و برنامه های هم تاختند و چنان به سخنان هم انتقاد کردند که گویی از چند جناح و گروه مختلف آمده اند. آنچه مسلم است خروجی ائتلاف سه نفره، سه کاندیدا با سودای ریاست جمهوری است که ظاهرا به هیچ عنوان قصد کناره گیری به نفع هم را ندارند.
اما این انتخابات کاندیدای دیگری هم دارد که در وقت های اضافه ثبت نام کرد تا آرایش سیاسی اصولگرایان را بیش از پیش دچار تشتت نماید. سعید جلیلی که نامزد طیف تندروی اصولگرایان است خود را تنها کاندیدای ارزشی و با گفتمان مقاومت می داند. با توجه به روند مناظرات و نقد جدی کاندیداهای اصولگرا به عملکرد جلیلی در مذاکرات هسته ای می‌توان پیش بینی کرد کسی قصد کناره گیری به سود جلیلی را نخواهد داشت و نظر سنجی های منتشر شده هم حاکی از میزان کم آرای جلیلی است. پس از مناظره سوم و انتقاد جدی ولایتی از جلیلی، دبیر شورای امنیت ملی در سخنان خود از جریان "تردید" سخن به میان آورد که به دنبال این است تا نقاط قوت ایران اسلامی  را نقاط ضعف معرفی کرده و در نهایت در صدد است تا ما را از مقاومت در برابر دشمنان باز دارد. این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری تاکید کرد: بعد از فتنه و انحراف، امروز خطر جریان دیگری که ما را تهدید می‌کند، خطر جریان تردید است.
البته شایعاتی درباره کناره گیری احتمالی یکی از کاندیداهای ائتلاف سه گانه به سود جلیلی به گوش می رسد که آن هم چندان به اجماع اصولگرایان کمک نخواهد کرد زیرا بعید به نظر می رسد که قالیباف ، ولایتی و جلیلی حاضر باشند عرصه را به سود شخص دیگری خالی کنند.
مجموعه اظهارنظرهای روزهای گذشته برخی از کاندیداهای نامدار این جناح نشان می‌دهد که اصولگرایان راهی برای رسیدن با کاندیدای واحد ندارند. البته شاید با ائتلاف اصلاح طلبان آنها هم به فکر ائتلافی اجباری بیفتند.
  یک قدم تا ائتلاف اصلاح طلبان
ظاهرا اصلاح طلبان از انتخابات 84 درس گرفته اند و می دانند در صورتی که کاندیدای واحد معرفی نکنند شانسی برای پیروزی نخواهند داشت. از طرفی این انتخابات برای اصلاح طلبان جنبه ای حیاتی دارد چرا که آنها 8 سال از چرخه مدیریت کشور خارج بوده اند و اگر نتوانند به پیروزی برسند شاید گفتمان اصلاح طلبانه شان در جامعه نیز فراموش شود. اما برخلاف اردوگاه اصولگرایان، بوی ائتلاف از سمت اصلاح طلبان به مشام می رسد. گفته می شود به زودی نتیجه ائتلاف اصلاح طلبان اعلام می شود و یکی از دو کاندیدای موسوم به جریان اصلاحات به سود دیگری کناره گیری می کند. روحانی و عارف اگر چه چندان با هم قرابت و شباهتی ندارند اما ظاهرا قرار است تن به یک ائتلاف استراتژیک بدهند.
  اصولگرایان مستقل
محسن رضایی و محمد غرضی گرچه از بنیان های فکری اصولگرایی برخوردارند اما از ابتدا خود را جدا از جناح های حاکم تعریف کردند. محمد غرضی که سال ها از عرصه مدیریت کشور دور بوده است خود نیز امیدی به پاستور نشینی ندارد و در چندین جا اعلام کرده است که رئیس جمهور بشو نیست. محسن رضایی که تجربه چند دوره حضور و شکست در انتخابات را دارد باز هم با رویکرد سال 88 و به صورت مستقل کاندیدا شده است و حضور یا حضورنداشتن تفاوتی در آرایش سیاسی گروه‌ها و جناح های سیاسی ندارد.
باید منتظر ماند و دید در صورت ائتلاف بسیار محتمل اصلاح طلبان، آیا اصولگرایان می توانند به اجماعی حداقلی دست یابند؟ آیا شتری که در سال 84 دم در خانه اصلاح طلبان خوابید این بار مهمان اصولگرایان خواهد شد؟

درود بر خاتمی سلام بر روحانی

درود بر خاتمی سلام بر روحانی

11-2-1392

مراسم گرامیداشت روز زن که همزمان با سالروز ولادت حضرت زهرا(س) از سوی ستاد مردمی حسن روحانی برنامه ریزی شده بود و در سالن اجتماعات رایزن برگزار شد با حاشیه هایی همراه بود که از جمله آن قطع برق این مراسم بود.

 

به گزارش دیساپ به نقل از مهر، در این مراسم که با حضور حسن روحانی کاندیدای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری، محمدرضا نعمت زاده رئیس ستاد انتخاباتی وی، حجت الاسلام علی یونسی وزیر سابق اطلاعات و از اعضای ستاد انتخاباتی حسن روحانی، فاطمه هاشمی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی و جمعی از اعضای حزب اعتدال و توسعه و ستاد مردمی رئیس مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور داشتند.

 

اجرای این برنامه برعهده الهه رضایی از مجریان کودک سابق صدا و سیما و از کاندیداهای احتمالی شورای شهر تهران بود.

 

در این مراسم 127 نفر از زنان و دخترانی که حضور داشتند اسمشان فاطمه یا زهرا بود که به برخی از آنها به قید قرعه هدایایی اهدا شد.

 

مولودی خوانی به مناسبت ولادت حضرت زهرا(س)  و اجرای سرود ای ایران توسط گروه نوازندگان از دیگر برنامه های این مراسم بود.

 

در ادامه این همایش برق سالن برگزاری و برق اضطراری قطع شد که یکی از اعضای ستاد حسن روحانی با آمدن روی سن مدعی شد که جلوی این مراسم را با قطع برق گرفته اند.

 

به گفته این عضو ستاد روحانی ، رئیس مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام پابرجا برای انتخابات ایستاده اند و با این گونه حرکات مطلقا پا پس نخواهد کشید. او همچنین این حرکت را حرکتی ناشیانه دانست و فریاد "یا زهرا" و "درود بر خاتمی سلام بر روحانی" سر داد که با همراهی حاضران مواجه شد.

 

در ادامه حسن روحانی به روی سن آمد و با صدای بلند ضمن قدردانی از حضور حاضران در جشن میلاد حضرت زهرا گفت: از طرف خودم و برگزارکنندگان این جشن باشکوه از حضور همه شما سپاسگزارام.

 

روحانی گفت: این طور که به من خبر داده اند این قطع برق عمدی است که امیدوارم این گونه نباشد اگر این چنین است این موضوع یک اقدام کودکانه محسوب می شود.

 

رئیس مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام  تصریح کرد: زنان ما در طول تاریخ مظلوم بوده اند و امروز هم جشن آنها مظلومانه برگزار شد. زنان شجاع و قهرمان نقش اساسی در انقلاب و نظام اسلامی دارند وامروز نیز به پا خواسته اند تا حقوق خود را بدست آورند.

 

وی ادامه داد: در دولت آینده تلاش خواهم کرد که فرصت زنان و مردان برابر باشد.

 

در این بخش از سخنرانی حسن روحانی برق سالن برگزاری این همایش انتخاباتی مجددا وصل شد و عده ای از حاضرین که به بیرون رفته بودند بار دیگر به سالن همایش بازگشتند.

 

روحانی پس از وصل مجدد برق سالن پشت تریبون قرار گرفت و سخنان خود را درباره اهمیت داشتن فرصت برابر از سوی زنان و مردان، انتقاد از مظلوم واقع شدن زنان، اجرای طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاهها و برای کتب درسی ، انتقاد از شیوه اجرای طرح امنیت اخلاقی و اجتماعی و اجرای احکام جزایی درباره دخترانی که به سن بلوغ می رسند مطرح کرد و بر بازنگری در فقه اسلامی متناسب با شرایط روز از سوی علما تاکید نمود.

 

بازهم حقه فتوشاپی یا واقعیت !!!؟؟؟

حقيقت اين است كه كسب توفيق در جشنواره‌هاي خارج از كشور، ارزشي را اثبات نمي‌كند. آنها به تكنيك محض جايزه نمي‌دهند و راهشان نيز با ما متفاوت است؛ روشن است كه آنها كدامين فيلم‌ها را می‌خواهند.
به گزارش خبرنگار گروه وبگردی، در حالیکه هنوز برخی رسانه ها، از اکران فیلم فرانسوی اصغر فرهادی کارگردان پرحاشیه ایران در داخل کشور خبر می دهند، آقای کارگردان با رفتاری نامتعارف و غیر اخلاقی در جریان اهدای جوایز جشنواره کن بار دیگر در مقابل دوربین ها مساله ساز شد.

پس از اطلاق  عنوان بهترین بازیگر زن جشنواره کن 2013 به برنیس پژو ، بازیگر فرانسوی فیلم سینمایی "گذشته" به کارگردانی اصغر فرهادی، این کارگردان پر سابقه در رفتارهای غیر متعهدانه، این بار با در آغوش کشیدن و بوسیدن بازیگر زن فیلمش  پررنگ تر از گذشته به فرهنگ آیینی و دینی ایرانیان دهن کجی کرده است.

گفتنی است رفتار غیر متعارف آقای فرهادی در مقابل دوربین های خبری جهانی که دهن کجی به فرهنگ دینی و آیینی ایرانیان تعبیر شده  با استقبال رسانه های ضد انقلاب از جمله سایت صهیونیستی بالاترین همراه شده است.

هنوز تا این لحظه معاونت سینمایی وزارت ارشاد اسلامی نسبت به تکرار این حرکات وقیحانه از سوی فرهادی واکنشی نشان نداده است.



 




چهره انسان تا ۱۰۰۰۰۰ سال آینده چه تغییراتی خواهد کرد؟ / تصاویر

اما قرار نیست که چهره ما به همین شکل باقی بماند و در طول زمان دستخوش تغییرات خواهیم شد. به همین خاطر یک طراح دیجیتال با کمک چند متخصص ژنتیک دست به کار شده اند تا چهره آینده بشر را رسم کنند.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ، ما مسیر طولانی طی کرده ایم تا به اینجا رسیده ایم. و می دانیم که همه موجودات با گذشت زمان تکامل یافته و تغییرات ظاهری زیادی داشته اند.

انسان هم از این موضوع مستثنی نبوده و شاهد تغییرات زیادی در خودمان بوده ایم که مهمترین آن در جمجمه بوده است. آنجا که مغز ما رشد فزاینده ای پیدا کرده و ما را در وضعیت امروزی قرار داده است.

اما قرار نیست که چهره ما به همین شکل باقی بماند و در طول زمان دستخوش تغییرات خواهیم شد. به همین خاطر یک طراح دیجیتال با کمک چند متخصص ژنتیک دست به کار شده اند تا چهره آینده بشر را رسم کنند.

آنها سعی کرده اند که تغییرات ظاهر انسان را طی ۲۰۰۰۰ سال آینده، ۶۰۰۰۰ سال و ۱۰۰۰۰۰ سال آینده پیش بینی کنند.

انسان معمولی در زمان حاضر!


آنها معتقدند که یکی از بیشترین تغییرات در بخش پیشانی خواهد بود. همانطور که طی قرن های ۱۴ تا ۱۶ شاهد رشد در اندازه پیشانی انسان بوده ایم. اما پیش بینی می شود که ۶۰۰۰۰ سال آینده بشر به توانایی کامل جهت کنترل ژنتیک خود رسیده باشد و دیگر روند تکامل را توسط خودش تعیین کند. بنابراین شکل ظاهری انسان توسط خودش مهندسی و اجرا خواهد شد.

آنها متعقد اند که انسان چشم های بزرگ تری برای خودش به وجود می آورد چرا که به سیارات دیگری مهاجرت می کند که از خورشید دورتر هستند و نور کمتری دریافت می کنند.

۲۰۰۰۰ سال دیگر سر انسان بزرگ تر شده و بیشترین رشد باز هم در پیشانی خواهد بود. یک لنز ارتباطی با رنگ زرد درون چشم ها قرار گرفته. چیزی که احتمالا گوگل گلس آینده خواهد بود.


پوست انسان هم تیره تر خواهد شد تا در مقابل اشعه های دریافتی مقاومت بیشتری داشته باشد. اما شما فکر می کنید این پیش بینی ها چقدر درست از کار در می آیند؟



تا ۶۰۰۰۰ سال دیگر باز هم سر انسان رشد می کند و پوست تیره تر می شود.


تا ۱۰۰۰۰۰ سال دیگر نسبت های صورت انسان بر مبنای «نسبت طلایی» تنظیم شده و چشم ها بسیار بزرگ تر شده اند. امکان پلک زدن از کناره ها هم به چشم ها اضافه شده. آیا این آینده ما است؟



اما این که چقدر این پیش بینی های ژنتیکی  و طراحی های دیجیتالی  درست باشد ، متاسفانه نمی توانیم 100000 سال صبر کنیم و مطمئن شویم!

زیباکلام:هنر روحانی چانه‌زنی و امتیازگیری است

زیباکلام:هنر روحانی چانه‌زنی و امتیازگیری است

استاد علوم سیاسی دانشگاه گفت: معتقدم در شرایط حاضر بین دو کاندیدای اصلاح طلب با ورود حجت الاسلام روحانی در ائتلاف موافقم.

قانون- صادق زیبا کلام شامگاه پنجشنبه در جمع اصلاح طلبان در مسجد الزهرای اراک، عارف را در گفتمان اصلاح طلبی بهتر ارزیابی کرد و گفت: در شرایط حاضر اصلاح طلبان باید به ائتلاف برسند و تنها راه آنها ائتلاف و شرکت در انتخابات است.

به گزارش مهر، وی با بیان اینکه در 24 خرداد یک رای بیشتر نداریم، تصریح کرد: با توجه به هنر چانه زنی و امتیازگیری که در آقای روحانی وجود دارد بهترین گزینه اصلاح طلبان ایشان است.

زیباکلام با تاکید بر اینکه نباید اصلاح طلبان در این دوره از انتخابات قهر کنند و یا این انتخابات را تحریم کنند، ادامه داد: در شرایطی اصلاح طلبان وارد صحنه می شوند که رقیب با تعدد نامزدها در شرایط مطلوبی قرار ندارد.

انتقاد ازنحوه برگزاری مناظره ها

وی در بخش دیگری از سخنان خود ضمن انتقاد ازنحوه برگزاری مناظره ها ادامه داد: چهار کاندیدای اصولگرا از جمله حداد عادل و جلیلی...که ظرف چندسال گذشته مسئولیت در تصمیم گیریها داشتند به نحوی حرف می زنند که انگار مسائل تنها متوجه آقای احمدی نژاد است و به این آقایان ربطی ندارد.

استاد علوم سیاسی دانشگاه با تاکید بر اینکه یکی از مشکلات کشور ما مسئولیت ناپذیری و پاسخگو نبودن دولتمردان است، تصریح کرد: امروز که بعد از هشت سال در نتیجه سیاستهای غلط اصولگرایان در این وضعیت بسر می بریم چه در عرصه داخلی و چه سیاستهای خارجی اصولگرایان نه تنها پاسخگو نیستند بلکه حتی مشکل را نیز از جانب خود انکار می کنند.

وی با اشاره به مسئله هسته ای گفت: مذاکرات هسته ای و 1+5  را که در حال حاضر آقای سعید جلیلی بر عهده گرفته اند تا قبل از پیروزی اصولگرایان بر عهده آقای روحانی بود اما سیاست در مذاکرات این دو کاملا تفاوت داشت.

سیاست اصلاح طلبان در بحث هسته ای کج دار و مریز بود

زیبا کلام سیاست اصلاح طلبان را کج دار و مریز در بحث هسته ای برشمرد و اضافه کرد: یعنی برنامه هسته ای را به گونه ای پیش ببریم که ضمن حرکت به جلو همه دنیا را در مقابل خود قرار ندهیم اما سیاست اصول گرایان این بود که ما برنامه هسته ای را با هر سرعتی که می خواهیم پیش می بریم و دنیا، شورای حکام و شورای امنیت هم هر کاری که می خواهد انجام دهد.

وی با تاکید بر اینکه آقای احمدی نژاد قطعنامه شورای امنیت را ورق پاره می دانست، خاطرنشان کرد: بقیه اصول گرایان نیز این سیاست را مورد حمایت قرار دادند و حاصل همین قطعنامه ها و تحریمها این وضعیت کشور شد که در حال حاضر مسئولیت آن را برعهده نمی گیرند.

وی با اشاره به اینکه کسی باید بیاید که حداقل نگذارد این تحریمها زیادتر شود، تصریح کرد: با توجه به تجربه آقای روحانی در این مذاکرات از بین دو نامزد اصلاح طلب آن را اصلح تر می دانم اما اگر رهبران اصلاح طلبان به نتیجه دیگری رسیدند باید اصلاح طلبان نیز به نظرات آنها احترام بگذارند و از آنها پیروی کنند.

وی افزود: آقای احمدی نژاد می گوید برنامه هسته ای 250 برنامه دیگر را نیز فعال می کند ایشان تنها 5 صنعت را نام ببرد که از فعالیت هسته ای عاید ما شد؟ و سوال اساسی این است این هزینه هنگفت مابه ازای چیست؟

وی گفت: هاشمی در زمان جنگ سیاست تنش زدایی را در پیش گرفت و توانست با کشورهای عرب و حوزه خلیج فارس ارتباط دوستانه برقرار کندهرچند که با اروپا و امریکا نتوانست این سیاست در زمان خاتمی هم دنبال شد .

زیبا کلام اضافه کرد: من می توانم بفهمم که بنابر مصلحتهایی با امریکا و انگلیس دشمن هستیم اما چرا سیاستهای کشور در این چندسال اخیرکل دنیا را در برگرفته و آلمان، استرالیا، فرانسه و... دشمن ما شدند و مسئله ای که علیه ایران در مجامع بین المللی مطرح می شود این افراد بیشتر از آمریکاییها با ما دشمن هستند.

وی تصریح کرد: چرا در این چندساله با همه کشورهای پیشرفته دشمنی کردیم و در عوض با کشورهایی که باید در نقشه با ذره بین به دنبال انها بگردیم رابطه برقرار کردیم.

تصوير نامه درخواست معين از خاتمي براي برخورد با دانشجويان

معين چه چيز را تكذيب كرد
پس از پایان دور اول مناظره‌ها، محمدرضا عارف در جمع‌بندی دو دقیقه پایانی سخنانش به اظهارات جلیلی واکنش نشان داد و گفت: در موقع استراحت، به من گفتند که دکتر معین و آقای ظریفیان صحبت‌های آقای جلیلی را تکذیب کردند؛ جلیلی هم پاسخ عارف را اینچنین داد: 10 سال دیر تکذیب کردند.
به گزارش گروه وبگردي باشگاه خبرنگاران به نقل از  تسنیم، سومین مناظره انتخاباتی کاندیداهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری عصر امروز از شبکه اول سیما پخش شد.
 
در این مناظره سعید جلیلی در نقد اظهارات محمدرضا عارف گفت: حالا که بحث دانشجوی ستاره‌دار را مطرح می‌کنید، دانشجوی ستاره‌دار از کی مطرح شد؟ آقای توفیقی وزیر علوم دولت اصلاحات، فروردین ماه امسال مصاحبه کردند و گفتند این مال زمان ما بود.
 
وی افزود: فراتر از آن، این خیلی بی‌سابقه است که وزیر علوم وقت آقای معین، نامه‌ای به رییس‌جمهور می‌نویسد که با 50 دانشجوی عضو انجمن اسلامی مستقل جلوی وزارت علوم رفته‌اند و اعتراضی کرده‌اند با آنها برخورد امنیتی، قضایی، اطلاعاتی و سیاسی و حقوقی شود.
 
کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری تصریح کرد: عرض من این است که چون شما به انصاف می شناسم که این طور بحث ها در برخورد با مردم مهم است زیاد در مورد جریانات سیاسی خاص بحث نمی‌کنم. برخوردهایی در شکل‌های مختلف صورت می گیرد و بعد آن گونه صحبت می‌کنیم که انگار آن موقع آن بحث‌ها نبوده است.
 
پس از پایان دور اول مناظره‌ها، محمدرضا عارف در جمع‌بندی دو دقیقه پایانی سخنانش به اظهارات جلیلی واکنش نشان داد و گفت: در موقع استراحت، به من گفتند که  دکتر معین و آقای ظریفیان صحبت‌های آقای جلیلی را تکذیب کردند.
 
جلیلی هم پاسخ عارف را اینچنین داد: 10 سال دیر تکذیب کردند.
 
اگر چه محمدرضا عارف به نقل از مصطفی معین و یک2 تن دیگر سخنان جلیلی را تکذیب کردند؛ متن نامه مصطفی معین به سید محمد خاتمی را که در اوج سال‌های اصلاحات نگاشته شده، بازنشر میشود.

وارد عمل شدن ستاد اطلاعاتي منافقين براي پاک کردن افتضاح جديد

تکرار//باشگاه خبرنگاران از يک افشاگري جديد عليه منافقين گزارش مي‌دهد
در اين مقاله بسيار مهم و افشاگرانه مطالبي از اين دست که "حميدرضا ظريفي‌نيا کيست و در سايت جرس چه سمتي دارد؟" همچنين اين که "رابطه علي احساني با صهيونيست‌ها و بهاييان چيست؟" عنوان شده است. فرد افشاگر در مقاله جديد خود هويت حقيقي ياسمين آرموي را افشا کرده و از رابطه عاطفي حقيقت‌جو با يکي از اعضاي گروهک تروريستي منافقين مي‌گويد که در ادامه به آن خواهيم پرداخت.
در تاريخ 7 خرداد ماه 1392 بود که باشگاه خبرنگاران با انتشار خبري از "کانون وبلاگ نويسان مستقل ايراني" به نقل از "سايت براي وطنم ايران" تحت عنوان "چگونگي نفوذ منافقين در اتاق فکر جرس/ گروهک تروريستي منافقين چگونه قرباني‌هاي خود را به دام مي‌اندازد + تصاوير" پرده از روش‌هاي نامشروع و شيطاني گوناگون گروهک تروريستي منافقين براي جذب افراد مستعد به کار بسته بود.

در خبر مورد اشاره يکي از روش‌هاي فرقه تروريستي رجوي براي جلب افراد به دام انداختن آن‌ها از طريق روابط ضد اخلاقي عنوان شده بود به طوري که پس از انتخاب قرباني يکي از زنان‌ عضو اين گروهک تروريستي به عنوان طعمه با قرباني رابطه غيراخلاقي برقرار کرده و سپس با اخذ اسناد از جمله عکس و تهيه فيلم از اين رابطه مدارکي عليه فرد قرباني تهيه کرده و از اين طريق وي را مجبور به همکاري با گروهک تروريستي خود مي‌کنند.

در گزارش مورد اشاره يکي از قربانيان حسن يوسفي اشکوري عنوان شده بود که همانند افرادي مانند محسن مخلباف در دام گروهک تروريستي منافقين گرفتار شد از نوع گرفتار شدن اشکوري در تور گروهک تروريستي منافقين يکي از سرکرده‌هاي جداشده گروهک تروريستي منافقين اين چنين عنوان مي‌کند که سازمان ‌(گروهک تروريستي منافقين) چند سال پيش همسر "علي احساني" از اعضاي بلندپايه تشکيلات به نام "آيوا مونچاتي" را براي تعميق ارتباط در قالب يک طعمه به سراغ اشکوري فرستاد و اشکوري از طريق آن طعمه به تور افتاد.



اين فرد در پايان نامه افشاگرانه خود از نوع رابطه اشکوري با گروهک تروريستي منافقين اسناد و تصاويري از اشکوري را منتشر کرده و تهديد مي‌کند در صورت تکذيب مطالب وي توسط گروهک تروريستي منافقين و يوسفي اشکوري تصاويري بي پرواتر و اسناد مهمتري را منتشر خواهد کرد.

اما با گذشت چند روز از انتشار اين خبر فرد افشاکننده باز هم با نوشتن مطلبي عليه منافقين و اشکوري دست به افشاگري زده است.

*مقاله جديد چه ماجراهايي را افشا مي‌کند؟
اين فرد در جديدترين مقاله خود به تاريخ 17 خرداد ماه 1392 که در سايت "براي وطنم ايران" منتشر شده است، مطالب قابل تامل و بسياري را از جمله اقدامات فوري گروهک تروريستي منافقين براي فرار از افتضاح به وجود آمده، سپردن پروژه به دست ستاد اطلاعاتي گروهک تروريستي منافقين، نوع فشارها، تهديدها و عمليات رواني عليه کساني که مورد بازجويي قرار مي‌گيرند و بسياري از موارد ديگر منتشر کرده است.

در اين مقاله بسيار مهم و افشاگرانه مطالبي از اين دست که "حميدرضا ظريفي‌نيا کيست و در سايت جرس چه سمتي دارد؟" همچنين اين که "رابطه علي احساني با صهيونيست‌ها و بهاييان چيست؟" عنوان شده است. فرد افشاگر در مقاله جديد خود هويت حقيقي ياسمين آرموي را افشا کرده و از رابطه عاطفي حقيقت‌جو با يکي از اعضاي گروهک تروريستي منافقين مي‌گويد که در ادامه به آن خواهيم پرداخت.

فرد افشاگر عليه منافقين و اشکوري در جديدترين نوشته خود آورده است: "در مقاله قبلي گفته بودم که اگر سازمان يا خود آقاي يوسفي اشکوري هر يک از مطالبم را تکذيب کنند اسناد مهمتري در مورد عملکرد سازمان و تصاوير خصوصي‌تري از روابط اشکوري با همسر علي احساني که در اختيار سازمان است منتشر خواهم کرد".

فرد افشاکننده پس از آوردن مقدمه در جديدترين نوشته افشاگرانه خود عليه گروهک تروريستي منافقين و يوسفي اشکوري عنوان مي‌کند که منافقين تهديد وي را کاملا جدي تحليل کرده‌اند و به جاي موضع گيري يا تکذيب شتاب زده دو اقدام فوري را در دستور کار قرار دادند.

وي در توضيح اقدامات فوري منافقين اين گونه توضيح مي‌دهد که آن‌ها بلافاصله بعد از انتشار خبر از طريق رابط خود اشکوري را بلافاصله توجيه کردند که فعلا موضع گيري آشکاري نکند و به دوستان و بستگانش بگويد که انتشار آن تصاوير کار نظام بوده است.



وي در ادامه از اقدام "فرقه رجوي" نيز اين گونه توضيح مي‌دهد که آن‌ها تاکنون با چنين اقدامي مواجه نشده بودند و از اقدام وي شوکه شده و کل پرو‍ژه را پروژه نظام وانمود کرده‌اند. آن‌ها از اعضاي خود خواسته‌اند که فعلا از قول گروهک چيزي را منتشر نکنند و در عوض از ساير اعضا و رابطان و نفوذي‌هاي خود در ساير گروه‌هاي اپوزوسيون خواسته‌اند که ضمن توجيه اين افراد شرايط را طوري فراهم کنند که آن‌ها دچار اضطراب و ريزش نشوند.

*ستاد اطلاعاتي گروهک تروريستي منافقين وارد عمل مي‌شود
پس از دو اقدام فوري گروهک تروريستي منافقين براي سرپوش گذاشتن بر افتضاح به وجود آمده ستاد اطلاعاتي اين گروهک تروريستي نيز وارد مي‌شود تا در اسرع وقت با به دست گرفتن پروژه چند چيز را مورد ارزيابي قرار داده و گزارش خود را به سرکرده‌ها اعلام کند.

ستاد اطلاعاتي منافقين در اولين ماموريت خود بايد عامل انتشار تصاوير را پيدا و چگونگي دسترسي او به اسناد را کشف مي‌کرد در مرحله بعدي اين ستاد مامور شده بود تا مشخص کند که چه اسناد ديگري در اختيار فرد مورد نظر است.

در ادامه اين افشاگري، او اقدامات ستاد اطلاعاتي گروهک تروريستي منافقين را اين گونه عنوان مي‌کند: "ستاد اطلاعاتی سازمان (گروهک تروريستي منافقين) هم بلافاصله دست به کار شده و کل شاخه‌هایش در عراق، اروپا و آمریکا را به خط کرد تا محل نشتی و عامل آن‌ را کشف و اطلاعاتش را تخلیه و نهایتاً سرش را زیر آب کنند. در این اقدام جاسوسی و امنیتی تا آنجا که خبر دارم، بسراغ تعدادی از مجاهدینی (منافقين) که از نظر سازمان (گروهک تروريستي منافقين) در مظان اتهام هستند و نیز بسراغ تعدادی از بریده ها رفته و آن بدبخت‌ها را شدیداً تحت فشار قرار داده و سین جیم کرده‌اند و گفته اند این بازجویی ها تا پیدا شدن عامل افشا کننده ی آن تصاویر، ادامه پیدا خواهد کرد".

اين افشاگري به نوع کارهاي اطلاعاتي و جاسوسي سازمان اطلاعاتي گروهک تروريستي منافقين پرداخته و مي‌نويسد هر کس سرو کارش با سازمان اطلاعات گروهک تروريستي منافقين افتاده باشد مي‌داند که همه کساني که با اين بخش سرو کار پيدا کرده‌اند آرزوي مرگ کرده و هر وقت و هرجا که توانسته‌اند دست به خودکشي زده‌اند.

*تهديد دوباره فرد افشاگر
فرد افشاگر که انگار خودش با سازمان اطلاعات منافقين و فشارها و تهديد و عمليات رواني آن‌ها سرو کار داشته است تهديد مي‌کند که در صورتي که دست از سر منافقين مورد شکنجه قرار گرفته برندارد انبوهي از اطلاعات و اسناد موجود عليه گروهک را يکجا منتشر خواهد کرد و قطعا سرکرده‌هاي گروهک تروريستي نخواهند توانست اين اسناد را انکار کرده و آن‌ها را جعلي و ساختگي وانمود کنند.

*نقش منافقين در فتنه 88
نويسنده مقاله در بخش ديگري از افشاگري خود عليه مفاقين به نقش عناصر و عوامل اين گروهک تروريستي در فتنه 88 پرداخته و آن‌ها را يکي از عوامل اصلي شکست فتنه عنوان کرده و مي‌نويسد " سازمان (گروهک تروريستي منافقين) با ورود عواملش به صحنه اعتراضات سال 88، تجمع‌ها را به اقدامات رادیکال عملیاتی، از آتش زدن اموال عمومی تا ضرب و جرح مردم عادی تا غارت فروشگاه‌های مردم وادار کرد".

*نفوذ گسترده منافقين به برخي رسانه‌هاي اصلاح طلب و کادر فتنه
فرد افشاکننده در ادامه شفاف سازي اقدامات مخرب گروهک تروريستي منافقين به نفوذ گسترده عناصر اين گروهک در رسانه‌هاي اصلاح طلب و کادر فکري فتنه در خارج از کشور اشاره مي‌کند و مي‌نويسد سازمان (گروهک تروريستي منافقين) با وادار کردن رسانه‌هاي اصلاح طلب و کادر فکري (به اصطلاح) جنبش (فتنه) به اتخاذ مواضع به شدت راديکال باعث مي‌شد که بين مواضع کادرهاي جنبش (فتنه) در خارج با مواضع و ادبيات سازمان هيچ مرزي مشخص نباشد.

*حميدرضا ظريفي نيا کيست؟
در ادامه مقاله دوم منتشر شده در سايت براي وطنم ايران فرد افشاکننده عليه منافقين براي آن که اين گروهک تروريستي هشدارهايش را بلوف تلقي نکنند چند نشانه از پشت پرده ارتباط منافقين با عوامل سايت جرس ارائه مي‌دهد که از جمله آن‌ها اشاره به فردي به نام حميدرضا ظريفي‌نيا مسئول ستون نوا در سايت جرس است.



وي در ادامه با انتقاد از عملکرد منافقين و در راستاي نشان دادن يکي از تهديدهاي جدي خود عليه اين گروهک تروريستي مي‌نويسد:" سازمان (گروهک تروريستي منافقين) که چند دسترسی عالی در سایت جرس داشت، چرا به سراغ یوسفی اشکوری رفت؟ واقعیت آن است که سازمان «حمیدرضا ظریفی نیا» مسئول ستون نوا در سایت جرس را داشت که رسماً عضو سازمان(گروهک تروريستي منافقين) است و حتی بسیاری از بیانیه‌های جمعی حمایتی از سازمان (گروهک تروريستي منافقين) را امضاء کرده و اسنادش هم موجود است و دسترسی‌هایش به بدنه سایت جرس حتی از اشکوری هم بیشتر است. پس چرا به سراغ اشکوری رفت؟"

وي در ادامه به دليل اصلي روي آوردن گروهک تروريستي منافقين به اشکوري را دسترسي‌هاي جديد ظريفي‌نيا عنوان کرده و مي‌گويد که ظريفي‌نيا ترازش بالاتر رفته و قرار است ماموريت بسيار حساستر و مهمتري را دنبال کند از جمله آن‌ها مي‌توان به ارتباط گرفتن با يک مادر و دختر در ايران اشاره کرد که سرآغاز يک پروژه بزرگ و کاملا سري بود.

*اطلاعات گران بهايي که ظريفي‌نيا از ايران به دست آورد
در جريان ارتباط با اين مادر و دختر بود (فرد افشاکننده اشاره‌اي به نام اين افراد نکرده است) که ظريفي‌نيا به افراد ديگري وصل شد (فرد افشاکننده تهديد کرده است که در مقاله‌هاي بعدي خود اسامي اين افراد را افشاخواهد کرد) تا خطوط و تاکتيک‌هاي مورد نظر گروهک تروريستي منافقين را به آن‌ها القا کرده و آن‌ها اين خطوط و تاکتيک‌ها را از زبان خود مطرح کنند و از همين رو وي در زندان ارتباطش با بهايي‌ها و منافقين در زندان را حفظ کرد تا جايي که بنا بر گزارش‌هاي ارسال شده به سرکردگان گروهک تروريستي منافقين او بعد از خروج از زندان جلساتي را با مهديه گلرو و عاطفه نبوي (از عناصر گروهک تروريستي منافقين) و تعدادي از بهاييان برگزار کرده و در پوشش ديد و بازديد نوروزي نشست‌هاي مبسوطي با نگار انسان، رضا خندان، محمد امين صالحي، ميلاد پناهي پور، حامد سياسي‌راد و غيره داشته است.

اين نويسنده مقاله افشاکننده عليه منافقين که حالا دامنه افشاگري‌هايش دامن خيلي‌ها را گرفته از جزييات جلسه اين زن با منافقين و بهاييان مي‌گويد.

*آيا احساني هم يک بهايي بوده و هست؟
نويسنده مقاله‌هاي افشاگرانه عليه گروهک تروريستي منافقين با اشاره به القاي خطوط مورد نظر اين گروهک تروريستي عنوان مي‌کند که در پي ارتباط گيري ظريفي‌نيا با مادر و دختر اشاره شده در بالاي خبر يکي از آن‌ها علاوه بر اشاره به نام مجاهدين از بهاييان هم ياد مي‌کند تا ارتباط بين علي احساني، ظريفي‌نيا، زن مورد اشاره و فرقه ضاله بهاييت بيش از پيش آشکار شود.

اما اين که رابطه بين اين سه نفر و فرقه ضاله بهاييت چيست فرد افشاکننده عنوان مي‌کند که واقعيت آن است که احساني (يکي از سرکرده‌هاي گروهک تروريستي منافقين) قبل از آن‌که به عضويت فرقه رجوي در ايتاليا دربيايد يک بهايي معتقد و دو آتيشه بود و هست و اعتقاد به اين فرقه ضاله را از خانواده‌اش (پدرش حسينعلي احساني و مادرش طاهره بيگم ميرکوه) به ارث برده و شماره تسجيل بهاييت شهرستان بابل را دارد.

فرد افشاگر با دادن اطلاعاتي در خصوص اعضاي خانواده علي احساني و اين که آن‌ها نيز بهايي بوده و همگي عضو گروهک تروريستي منافقين هستند مي‌گويد شهلا (خواهر علي احساني) همراه وي در پادگان اشرف بودند و در سرشماري سال 1384 ساکنين پادگان اشرف توسط نيروهاي آمريکايي، شهلا و علي اسم اصلي خود را نگفتند و با اسامي جعلي در ليست آمريکايي‌ها ثبت نام شدند که اين اسامي جعلي رامين و شهرزاد بوده است.

*يوسفي اشکوري هم شکار يک زن بهايي شد
نويسنده مقاله‌هاي افشاگرانه عليه منافقين و يوسفي اشکوري با اشاره به همسر علي احساني با نام آيوامونچاتي مي‌نويسد آيوا هم يک بهايي بود و عضو رسمي گروهک تروريستي منافقين او هم مانند ظريفي‌نيا و علي احساني بسياري از بيانيه‌هاي حمايتي از گروهک را رسما امضا کرده و در اشرف هم حضور پيدا کرده است.

*منافقين مامور پيگيري حقوق فرقه ضاله بهاييت
از آن جايي که گروهک تروريستي منافقين با رژيم صهيونيستي ارتباط مستقيم برقرار کرده بود و از آن‌ها خدماتي از قبيل پول و خدمات گذرنامه و غيره دريافت مي‌کرد مامور شده بود به اعضاي بهايي در ايران کمک کند و يکي از اصلي‌ترين کمک‌هايش هم آن بود که ازطريق دسترسي‌هاي داخلي محدوديت‌هاي عليه بهاييان را کاهش دهد.

*شبکه‌اي که جميله کديور را هم در دام انداخت
يکي ديگر از صيدهاي گروهک تروريستي منافقين شخصي به نام جميله کديور است از اعضاي اتاق فکري فتنه در لندن و يکي از گردانندگان سايت ضد انقلاب جرس.



شخص افشاگر در خصوص نوع به دام افتادن کديور در تور گروهک تروريستي منافقين اين گونه عنوان مي‌کند سوء استفاده گروهک تروريستي از کديور داستاني دارد که ضرورت اقتضا نمي‌کند وارد آن شوم، اما به همين قدر اکتفا مي‌کند که بعد از برقراري ارتباط کديور با گروهک تروريستي منافقين اطلاعات بسياري در خصوص همسرش از او گرفته مي‌شود و در گام بعدي ماموريت‌هاي غيرمستقيم پيرامون برادر وي (شيخ محسن) به وي واگذار مي‌شود.

*ارتباطي که هنوز ادامه دارد
شخص افشاگر عليه منافقين که دامنه افشاگري‌هايش حالا به جميله کديور رسيده در ادامه اين گونه عنوان مي‌کند که ارتباط کديور با گروهک تروريستي منافقين ناآگاهانه بوده اما همين ارتباط ناآگاهانه هنوز هم ادامه دارد و اطلاعات بسيار زيادي تاکنون از او دريافت شده و ماموريت‌هاي متعددي را سرکردگان گروهک تروريستي منافقين تاکنون به او القا کردند و او نيز بدون اطلاع از پشت پرده ماجرا کارها را به خوبي براي آن‌ها انجام مي‌دهد.

از جمله يکي از کارهايي که جميله کديور به خوبي از عهده آن برآمده سردبيري سايت ضد انقلابي جرس بوده است. منافقين در زماني با در نظر گرفتن ماموريت‌هاي مهمتر و بسيار پنهاني براي ظريفي‌نيا و توسط او، جميله کديور را متقاعد مي‌کنند که وقت بيشتري در اين سايت گذاشته و حتي مديريت آن را بپذيرد کديور هم با عنوان اين شرط که در صورتي مديريت سايت را مي‌پذيرد که خبر آن محرمانه بماند تا مشکلي براي او به وجود نيايد مديريت سايت را پذيرفته و مشغول به کار مي‌شود.

*ياسمين آرموي کيست؟
جميله کديور در اولين اقدام با انتخاب نام مستعار ياسمين آرموي سمت سردبيري سايت جرس را برعهده مي‌گيرد و در اين سايت مشغول به کار مي‌شود تا هدايت نيروهاي ضد انقلاب و عناصر نفوذکرده منافقين در اين سايت به دست وي بيفتد.

*رابط حقيقت‌جو و منافقين چه کسي بود؟
هر چه که به پايان مقاله افشاگرانه اين عضو جداشده از گروهک تروريستي منافقين نزديک‌تر مي‌شويم ابعاد گسترده‌تري از رابطه ضد انقلاب خارج نشين با اين گروهک تروريستي افشا مي‌شود فرد افشاگر پس از توضيح رابطه کديور با گروهک تروريستي منافقين از شخصي نام مي‌برد که شايد هيچ گاه فکر نمي‌کرد رابطه او با گروهک تروريستي منافقين روزي برملا شود.



فرد افشاگر در ادامه مقاله خود با اشاره به نام فاطمه حقيقت‌جو نماينده دور ششم مجلس عنوان مي‌کند محمد تهوري خبرنگار روزنامه ايران که يکي از حلقه‌هاي وصل به گروهک تروريستي منافقين بود به دستور سرکردگان گروهک با فاطمه حقيقت‌جو روابط عاطفي برقرار کرده و سپس با دستور تشکيلات با وي ازدواج مي‌کند.

*رابطه پشت پرده حقيقت‌جو تبديل به رابطه مستقيم مي‌شود
حقيقت‌جو که زمينه‌هاي رفتارهاي راديکال را در خود داشت پس از ازدواج تشکيلاتي با تهوري پتانسيل خود در اين زمينه را به خدمت رهنمودهاي گروهک تروريستي منافقين در مي‌آورد و پس از مدتي رابطه پشت پرده خود را به رابطه عملي و مستقيم تبديل مي‌کند.



همکاري او با گروهک تروريستي منافقين در يک موقعيت زماني و براثر يک اشتباه لو رفت و همين امر باعث حساس شدن برخي دوستان و اطرافيانش به او شد تا اين که حقيقت‌جو مجبور شد روابط خود با داخل کشور را کاهش داده و بر پيوستگي خود با طيف‌هاي مختلف اپوزسيون خارج از کشور بيافزايد.

حقيقت‌جو به واسطه داشتن پتانسيل‌هاي انجام رفتارهاي راديکال تا همين امروز هم رابطه خود را با گروهک تروريستي منافقين حفظ کرده و اين روزها با عناصري از سلطنت طلب‌ها، گروهک موسوم به نهضت آزادي، جمهوري خواهان و غيره هم ارتباط دارد.

*تهديدهايي که کابوس منافقين شده‌اند
فرد افشاگر عليه گروهک تروريستي منافقين در پايان مقاله خود سرکردگان گروهک تروريستي منافقين را تهديد مي‌کند که در صورتي که دست از سر فتنه و اعضاي سابق گروهک تروريستي منافقين که از اين گروهک فاصله گرفتند برندارند پرده‌ها را بيشتر و بيشتر بالا خواهد برد تا ابعاد گسترده‌تري از افتضاحات اين گروهک تروريستي افشا شود.

وارد عمل شدن ستاد اطلاعاتي منافقين براي پاک کردن افتضاح جديد

تکرار//باشگاه خبرنگاران از يک افشاگري جديد عليه منافقين گزارش مي‌دهد
در اين مقاله بسيار مهم و افشاگرانه مطالبي از اين دست که "حميدرضا ظريفي‌نيا کيست و در سايت جرس چه سمتي دارد؟" همچنين اين که "رابطه علي احساني با صهيونيست‌ها و بهاييان چيست؟" عنوان شده است. فرد افشاگر در مقاله جديد خود هويت حقيقي ياسمين آرموي را افشا کرده و از رابطه عاطفي حقيقت‌جو با يکي از اعضاي گروهک تروريستي منافقين مي‌گويد که در ادامه به آن خواهيم پرداخت.
در تاريخ 7 خرداد ماه 1392 بود که باشگاه خبرنگاران با انتشار خبري از "کانون وبلاگ نويسان مستقل ايراني" به نقل از "سايت براي وطنم ايران" تحت عنوان "چگونگي نفوذ منافقين در اتاق فکر جرس/ گروهک تروريستي منافقين چگونه قرباني‌هاي خود را به دام مي‌اندازد + تصاوير" پرده از روش‌هاي نامشروع و شيطاني گوناگون گروهک تروريستي منافقين براي جذب افراد مستعد به کار بسته بود.

در خبر مورد اشاره يکي از روش‌هاي فرقه تروريستي رجوي براي جلب افراد به دام انداختن آن‌ها از طريق روابط ضد اخلاقي عنوان شده بود به طوري که پس از انتخاب قرباني يکي از زنان‌ عضو اين گروهک تروريستي به عنوان طعمه با قرباني رابطه غيراخلاقي برقرار کرده و سپس با اخذ اسناد از جمله عکس و تهيه فيلم از اين رابطه مدارکي عليه فرد قرباني تهيه کرده و از اين طريق وي را مجبور به همکاري با گروهک تروريستي خود مي‌کنند.

در گزارش مورد اشاره يکي از قربانيان حسن يوسفي اشکوري عنوان شده بود که همانند افرادي مانند محسن مخلباف در دام گروهک تروريستي منافقين گرفتار شد از نوع گرفتار شدن اشکوري در تور گروهک تروريستي منافقين يکي از سرکرده‌هاي جداشده گروهک تروريستي منافقين اين چنين عنوان مي‌کند که سازمان ‌(گروهک تروريستي منافقين) چند سال پيش همسر "علي احساني" از اعضاي بلندپايه تشکيلات به نام "آيوا مونچاتي" را براي تعميق ارتباط در قالب يک طعمه به سراغ اشکوري فرستاد و اشکوري از طريق آن طعمه به تور افتاد.



اين فرد در پايان نامه افشاگرانه خود از نوع رابطه اشکوري با گروهک تروريستي منافقين اسناد و تصاويري از اشکوري را منتشر کرده و تهديد مي‌کند در صورت تکذيب مطالب وي توسط گروهک تروريستي منافقين و يوسفي اشکوري تصاويري بي پرواتر و اسناد مهمتري را منتشر خواهد کرد.

اما با گذشت چند روز از انتشار اين خبر فرد افشاکننده باز هم با نوشتن مطلبي عليه منافقين و اشکوري دست به افشاگري زده است.

*مقاله جديد چه ماجراهايي را افشا مي‌کند؟
اين فرد در جديدترين مقاله خود به تاريخ 17 خرداد ماه 1392 که در سايت "براي وطنم ايران" منتشر شده است، مطالب قابل تامل و بسياري را از جمله اقدامات فوري گروهک تروريستي منافقين براي فرار از افتضاح به وجود آمده، سپردن پروژه به دست ستاد اطلاعاتي گروهک تروريستي منافقين، نوع فشارها، تهديدها و عمليات رواني عليه کساني که مورد بازجويي قرار مي‌گيرند و بسياري از موارد ديگر منتشر کرده است.

در اين مقاله بسيار مهم و افشاگرانه مطالبي از اين دست که "حميدرضا ظريفي‌نيا کيست و در سايت جرس چه سمتي دارد؟" همچنين اين که "رابطه علي احساني با صهيونيست‌ها و بهاييان چيست؟" عنوان شده است. فرد افشاگر در مقاله جديد خود هويت حقيقي ياسمين آرموي را افشا کرده و از رابطه عاطفي حقيقت‌جو با يکي از اعضاي گروهک تروريستي منافقين مي‌گويد که در ادامه به آن خواهيم پرداخت.

فرد افشاگر عليه منافقين و اشکوري در جديدترين نوشته خود آورده است: "در مقاله قبلي گفته بودم که اگر سازمان يا خود آقاي يوسفي اشکوري هر يک از مطالبم را تکذيب کنند اسناد مهمتري در مورد عملکرد سازمان و تصاوير خصوصي‌تري از روابط اشکوري با همسر علي احساني که در اختيار سازمان است منتشر خواهم کرد".

فرد افشاکننده پس از آوردن مقدمه در جديدترين نوشته افشاگرانه خود عليه گروهک تروريستي منافقين و يوسفي اشکوري عنوان مي‌کند که منافقين تهديد وي را کاملا جدي تحليل کرده‌اند و به جاي موضع گيري يا تکذيب شتاب زده دو اقدام فوري را در دستور کار قرار دادند.

وي در توضيح اقدامات فوري منافقين اين گونه توضيح مي‌دهد که آن‌ها بلافاصله بعد از انتشار خبر از طريق رابط خود اشکوري را بلافاصله توجيه کردند که فعلا موضع گيري آشکاري نکند و به دوستان و بستگانش بگويد که انتشار آن تصاوير کار نظام بوده است.



وي در ادامه از اقدام "فرقه رجوي" نيز اين گونه توضيح مي‌دهد که آن‌ها تاکنون با چنين اقدامي مواجه نشده بودند و از اقدام وي شوکه شده و کل پرو‍ژه را پروژه نظام وانمود کرده‌اند. آن‌ها از اعضاي خود خواسته‌اند که فعلا از قول گروهک چيزي را منتشر نکنند و در عوض از ساير اعضا و رابطان و نفوذي‌هاي خود در ساير گروه‌هاي اپوزوسيون خواسته‌اند که ضمن توجيه اين افراد شرايط را طوري فراهم کنند که آن‌ها دچار اضطراب و ريزش نشوند.

*ستاد اطلاعاتي گروهک تروريستي منافقين وارد عمل مي‌شود
پس از دو اقدام فوري گروهک تروريستي منافقين براي سرپوش گذاشتن بر افتضاح به وجود آمده ستاد اطلاعاتي اين گروهک تروريستي نيز وارد مي‌شود تا در اسرع وقت با به دست گرفتن پروژه چند چيز را مورد ارزيابي قرار داده و گزارش خود را به سرکرده‌ها اعلام کند.

ستاد اطلاعاتي منافقين در اولين ماموريت خود بايد عامل انتشار تصاوير را پيدا و چگونگي دسترسي او به اسناد را کشف مي‌کرد در مرحله بعدي اين ستاد مامور شده بود تا مشخص کند که چه اسناد ديگري در اختيار فرد مورد نظر است.

در ادامه اين افشاگري، او اقدامات ستاد اطلاعاتي گروهک تروريستي منافقين را اين گونه عنوان مي‌کند: "ستاد اطلاعاتی سازمان (گروهک تروريستي منافقين) هم بلافاصله دست به کار شده و کل شاخه‌هایش در عراق، اروپا و آمریکا را به خط کرد تا محل نشتی و عامل آن‌ را کشف و اطلاعاتش را تخلیه و نهایتاً سرش را زیر آب کنند. در این اقدام جاسوسی و امنیتی تا آنجا که خبر دارم، بسراغ تعدادی از مجاهدینی (منافقين) که از نظر سازمان (گروهک تروريستي منافقين) در مظان اتهام هستند و نیز بسراغ تعدادی از بریده ها رفته و آن بدبخت‌ها را شدیداً تحت فشار قرار داده و سین جیم کرده‌اند و گفته اند این بازجویی ها تا پیدا شدن عامل افشا کننده ی آن تصاویر، ادامه پیدا خواهد کرد".

اين افشاگري به نوع کارهاي اطلاعاتي و جاسوسي سازمان اطلاعاتي گروهک تروريستي منافقين پرداخته و مي‌نويسد هر کس سرو کارش با سازمان اطلاعات گروهک تروريستي منافقين افتاده باشد مي‌داند که همه کساني که با اين بخش سرو کار پيدا کرده‌اند آرزوي مرگ کرده و هر وقت و هرجا که توانسته‌اند دست به خودکشي زده‌اند.

*تهديد دوباره فرد افشاگر
فرد افشاگر که انگار خودش با سازمان اطلاعات منافقين و فشارها و تهديد و عمليات رواني آن‌ها سرو کار داشته است تهديد مي‌کند که در صورتي که دست از سر منافقين مورد شکنجه قرار گرفته برندارد انبوهي از اطلاعات و اسناد موجود عليه گروهک را يکجا منتشر خواهد کرد و قطعا سرکرده‌هاي گروهک تروريستي نخواهند توانست اين اسناد را انکار کرده و آن‌ها را جعلي و ساختگي وانمود کنند.

*نقش منافقين در فتنه 88
نويسنده مقاله در بخش ديگري از افشاگري خود عليه مفاقين به نقش عناصر و عوامل اين گروهک تروريستي در فتنه 88 پرداخته و آن‌ها را يکي از عوامل اصلي شکست فتنه عنوان کرده و مي‌نويسد " سازمان (گروهک تروريستي منافقين) با ورود عواملش به صحنه اعتراضات سال 88، تجمع‌ها را به اقدامات رادیکال عملیاتی، از آتش زدن اموال عمومی تا ضرب و جرح مردم عادی تا غارت فروشگاه‌های مردم وادار کرد".

*نفوذ گسترده منافقين به برخي رسانه‌هاي اصلاح طلب و کادر فتنه
فرد افشاکننده در ادامه شفاف سازي اقدامات مخرب گروهک تروريستي منافقين به نفوذ گسترده عناصر اين گروهک در رسانه‌هاي اصلاح طلب و کادر فکري فتنه در خارج از کشور اشاره مي‌کند و مي‌نويسد سازمان (گروهک تروريستي منافقين) با وادار کردن رسانه‌هاي اصلاح طلب و کادر فکري (به اصطلاح) جنبش (فتنه) به اتخاذ مواضع به شدت راديکال باعث مي‌شد که بين مواضع کادرهاي جنبش (فتنه) در خارج با مواضع و ادبيات سازمان هيچ مرزي مشخص نباشد.

*حميدرضا ظريفي نيا کيست؟
در ادامه مقاله دوم منتشر شده در سايت براي وطنم ايران فرد افشاکننده عليه منافقين براي آن که اين گروهک تروريستي هشدارهايش را بلوف تلقي نکنند چند نشانه از پشت پرده ارتباط منافقين با عوامل سايت جرس ارائه مي‌دهد که از جمله آن‌ها اشاره به فردي به نام حميدرضا ظريفي‌نيا مسئول ستون نوا در سايت جرس است.



وي در ادامه با انتقاد از عملکرد منافقين و در راستاي نشان دادن يکي از تهديدهاي جدي خود عليه اين گروهک تروريستي مي‌نويسد:" سازمان (گروهک تروريستي منافقين) که چند دسترسی عالی در سایت جرس داشت، چرا به سراغ یوسفی اشکوری رفت؟ واقعیت آن است که سازمان «حمیدرضا ظریفی نیا» مسئول ستون نوا در سایت جرس را داشت که رسماً عضو سازمان(گروهک تروريستي منافقين) است و حتی بسیاری از بیانیه‌های جمعی حمایتی از سازمان (گروهک تروريستي منافقين) را امضاء کرده و اسنادش هم موجود است و دسترسی‌هایش به بدنه سایت جرس حتی از اشکوری هم بیشتر است. پس چرا به سراغ اشکوری رفت؟"

وي در ادامه به دليل اصلي روي آوردن گروهک تروريستي منافقين به اشکوري را دسترسي‌هاي جديد ظريفي‌نيا عنوان کرده و مي‌گويد که ظريفي‌نيا ترازش بالاتر رفته و قرار است ماموريت بسيار حساستر و مهمتري را دنبال کند از جمله آن‌ها مي‌توان به ارتباط گرفتن با يک مادر و دختر در ايران اشاره کرد که سرآغاز يک پروژه بزرگ و کاملا سري بود.

*اطلاعات گران بهايي که ظريفي‌نيا از ايران به دست آورد
در جريان ارتباط با اين مادر و دختر بود (فرد افشاکننده اشاره‌اي به نام اين افراد نکرده است) که ظريفي‌نيا به افراد ديگري وصل شد (فرد افشاکننده تهديد کرده است که در مقاله‌هاي بعدي خود اسامي اين افراد را افشاخواهد کرد) تا خطوط و تاکتيک‌هاي مورد نظر گروهک تروريستي منافقين را به آن‌ها القا کرده و آن‌ها اين خطوط و تاکتيک‌ها را از زبان خود مطرح کنند و از همين رو وي در زندان ارتباطش با بهايي‌ها و منافقين در زندان را حفظ کرد تا جايي که بنا بر گزارش‌هاي ارسال شده به سرکردگان گروهک تروريستي منافقين او بعد از خروج از زندان جلساتي را با مهديه گلرو و عاطفه نبوي (از عناصر گروهک تروريستي منافقين) و تعدادي از بهاييان برگزار کرده و در پوشش ديد و بازديد نوروزي نشست‌هاي مبسوطي با نگار انسان، رضا خندان، محمد امين صالحي، ميلاد پناهي پور، حامد سياسي‌راد و غيره داشته است.

اين نويسنده مقاله افشاکننده عليه منافقين که حالا دامنه افشاگري‌هايش دامن خيلي‌ها را گرفته از جزييات جلسه اين زن با منافقين و بهاييان مي‌گويد.

*آيا احساني هم يک بهايي بوده و هست؟
نويسنده مقاله‌هاي افشاگرانه عليه گروهک تروريستي منافقين با اشاره به القاي خطوط مورد نظر اين گروهک تروريستي عنوان مي‌کند که در پي ارتباط گيري ظريفي‌نيا با مادر و دختر اشاره شده در بالاي خبر يکي از آن‌ها علاوه بر اشاره به نام مجاهدين از بهاييان هم ياد مي‌کند تا ارتباط بين علي احساني، ظريفي‌نيا، زن مورد اشاره و فرقه ضاله بهاييت بيش از پيش آشکار شود.

اما اين که رابطه بين اين سه نفر و فرقه ضاله بهاييت چيست فرد افشاکننده عنوان مي‌کند که واقعيت آن است که احساني (يکي از سرکرده‌هاي گروهک تروريستي منافقين) قبل از آن‌که به عضويت فرقه رجوي در ايتاليا دربيايد يک بهايي معتقد و دو آتيشه بود و هست و اعتقاد به اين فرقه ضاله را از خانواده‌اش (پدرش حسينعلي احساني و مادرش طاهره بيگم ميرکوه) به ارث برده و شماره تسجيل بهاييت شهرستان بابل را دارد.

فرد افشاگر با دادن اطلاعاتي در خصوص اعضاي خانواده علي احساني و اين که آن‌ها نيز بهايي بوده و همگي عضو گروهک تروريستي منافقين هستند مي‌گويد شهلا (خواهر علي احساني) همراه وي در پادگان اشرف بودند و در سرشماري سال 1384 ساکنين پادگان اشرف توسط نيروهاي آمريکايي، شهلا و علي اسم اصلي خود را نگفتند و با اسامي جعلي در ليست آمريکايي‌ها ثبت نام شدند که اين اسامي جعلي رامين و شهرزاد بوده است.

*يوسفي اشکوري هم شکار يک زن بهايي شد
نويسنده مقاله‌هاي افشاگرانه عليه منافقين و يوسفي اشکوري با اشاره به همسر علي احساني با نام آيوامونچاتي مي‌نويسد آيوا هم يک بهايي بود و عضو رسمي گروهک تروريستي منافقين او هم مانند ظريفي‌نيا و علي احساني بسياري از بيانيه‌هاي حمايتي از گروهک را رسما امضا کرده و در اشرف هم حضور پيدا کرده است.

*منافقين مامور پيگيري حقوق فرقه ضاله بهاييت
از آن جايي که گروهک تروريستي منافقين با رژيم صهيونيستي ارتباط مستقيم برقرار کرده بود و از آن‌ها خدماتي از قبيل پول و خدمات گذرنامه و غيره دريافت مي‌کرد مامور شده بود به اعضاي بهايي در ايران کمک کند و يکي از اصلي‌ترين کمک‌هايش هم آن بود که ازطريق دسترسي‌هاي داخلي محدوديت‌هاي عليه بهاييان را کاهش دهد.

*شبکه‌اي که جميله کديور را هم در دام انداخت
يکي ديگر از صيدهاي گروهک تروريستي منافقين شخصي به نام جميله کديور است از اعضاي اتاق فکري فتنه در لندن و يکي از گردانندگان سايت ضد انقلاب جرس.



شخص افشاگر در خصوص نوع به دام افتادن کديور در تور گروهک تروريستي منافقين اين گونه عنوان مي‌کند سوء استفاده گروهک تروريستي از کديور داستاني دارد که ضرورت اقتضا نمي‌کند وارد آن شوم، اما به همين قدر اکتفا مي‌کند که بعد از برقراري ارتباط کديور با گروهک تروريستي منافقين اطلاعات بسياري در خصوص همسرش از او گرفته مي‌شود و در گام بعدي ماموريت‌هاي غيرمستقيم پيرامون برادر وي (شيخ محسن) به وي واگذار مي‌شود.

*ارتباطي که هنوز ادامه دارد
شخص افشاگر عليه منافقين که دامنه افشاگري‌هايش حالا به جميله کديور رسيده در ادامه اين گونه عنوان مي‌کند که ارتباط کديور با گروهک تروريستي منافقين ناآگاهانه بوده اما همين ارتباط ناآگاهانه هنوز هم ادامه دارد و اطلاعات بسيار زيادي تاکنون از او دريافت شده و ماموريت‌هاي متعددي را سرکردگان گروهک تروريستي منافقين تاکنون به او القا کردند و او نيز بدون اطلاع از پشت پرده ماجرا کارها را به خوبي براي آن‌ها انجام مي‌دهد.

از جمله يکي از کارهايي که جميله کديور به خوبي از عهده آن برآمده سردبيري سايت ضد انقلابي جرس بوده است. منافقين در زماني با در نظر گرفتن ماموريت‌هاي مهمتر و بسيار پنهاني براي ظريفي‌نيا و توسط او، جميله کديور را متقاعد مي‌کنند که وقت بيشتري در اين سايت گذاشته و حتي مديريت آن را بپذيرد کديور هم با عنوان اين شرط که در صورتي مديريت سايت را مي‌پذيرد که خبر آن محرمانه بماند تا مشکلي براي او به وجود نيايد مديريت سايت را پذيرفته و مشغول به کار مي‌شود.

*ياسمين آرموي کيست؟
جميله کديور در اولين اقدام با انتخاب نام مستعار ياسمين آرموي سمت سردبيري سايت جرس را برعهده مي‌گيرد و در اين سايت مشغول به کار مي‌شود تا هدايت نيروهاي ضد انقلاب و عناصر نفوذکرده منافقين در اين سايت به دست وي بيفتد.

*رابط حقيقت‌جو و منافقين چه کسي بود؟
هر چه که به پايان مقاله افشاگرانه اين عضو جداشده از گروهک تروريستي منافقين نزديک‌تر مي‌شويم ابعاد گسترده‌تري از رابطه ضد انقلاب خارج نشين با اين گروهک تروريستي افشا مي‌شود فرد افشاگر پس از توضيح رابطه کديور با گروهک تروريستي منافقين از شخصي نام مي‌برد که شايد هيچ گاه فکر نمي‌کرد رابطه او با گروهک تروريستي منافقين روزي برملا شود.



فرد افشاگر در ادامه مقاله خود با اشاره به نام فاطمه حقيقت‌جو نماينده دور ششم مجلس عنوان مي‌کند محمد تهوري خبرنگار روزنامه ايران که يکي از حلقه‌هاي وصل به گروهک تروريستي منافقين بود به دستور سرکردگان گروهک با فاطمه حقيقت‌جو روابط عاطفي برقرار کرده و سپس با دستور تشکيلات با وي ازدواج مي‌کند.

*رابطه پشت پرده حقيقت‌جو تبديل به رابطه مستقيم مي‌شود
حقيقت‌جو که زمينه‌هاي رفتارهاي راديکال را در خود داشت پس از ازدواج تشکيلاتي با تهوري پتانسيل خود در اين زمينه را به خدمت رهنمودهاي گروهک تروريستي منافقين در مي‌آورد و پس از مدتي رابطه پشت پرده خود را به رابطه عملي و مستقيم تبديل مي‌کند.



همکاري او با گروهک تروريستي منافقين در يک موقعيت زماني و براثر يک اشتباه لو رفت و همين امر باعث حساس شدن برخي دوستان و اطرافيانش به او شد تا اين که حقيقت‌جو مجبور شد روابط خود با داخل کشور را کاهش داده و بر پيوستگي خود با طيف‌هاي مختلف اپوزسيون خارج از کشور بيافزايد.

حقيقت‌جو به واسطه داشتن پتانسيل‌هاي انجام رفتارهاي راديکال تا همين امروز هم رابطه خود را با گروهک تروريستي منافقين حفظ کرده و اين روزها با عناصري از سلطنت طلب‌ها، گروهک موسوم به نهضت آزادي، جمهوري خواهان و غيره هم ارتباط دارد.

*تهديدهايي که کابوس منافقين شده‌اند
فرد افشاگر عليه گروهک تروريستي منافقين در پايان مقاله خود سرکردگان گروهک تروريستي منافقين را تهديد مي‌کند که در صورتي که دست از سر فتنه و اعضاي سابق گروهک تروريستي منافقين که از اين گروهک فاصله گرفتند برندارند پرده‌ها را بيشتر و بيشتر بالا خواهد برد تا ابعاد گسترده‌تري از افتضاحات اين گروهک تروريستي افشا شود.

چگونـه دروغ ریـشه جامعـه را خـشک میکنـد ؟

چگونـه دروغ ریـشه جامعـه را خـشک میکنـد ؟

اگر به افرادی که در اطرافتان هستند خوب توجه کنید، درخواهید یافت که بسیاری از آنها در طول روز دروغهای فراوانی می گویند. در واقع این مسئله گویای این است که تقریبا همه افراد به شیوه های متفاوتی در زندگی دروغ می گویند. پرواضح است که دروغ از بدترین معایب، زشت ترین گناهان و منشأ بسیاری از مفاسد است و مهمترین علت اصلی دروغ، عقده حقارت و خود کم بینی انسان دروغگوست.

سرچشمه دروغ گاهی به خاطر ترس از فقر، پراکنده شدن مردم از دور او، از دست دادن موقعیت و مقام و زمانی نیز به خاطر علاقه شدید به مال و جاه و مقام و ... است که شخص از این وسیله نامشروع برای تامین مقصود خود کمک می گیرد. در بسیاری از موارد، افراد برای حفظ علایق شخصی خود دروغ می گویند. اما افرادی هم هستند که برای گول زدن دیگران دروغ می گویند. گروه دیگری از افراد نیز به دروغگویی معتاد شده اند. خیلی ها هم به این دلیل دروغ می گویند که از هرگونه مورد انتقاد قرار گرفتن در اجتماع دور باشند ...

 

برای سفر به اصفهان رفته بودم. کنار سی و سه پل نشسته بودم. نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد. بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد. دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد.

به عادت همیشگی، دستم را که خالی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم. بلافاصله به سویم حـرکت کرد. در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد. بچه آمد و شکلات را گرفت.

 

به پدرش که ایتالیایی بود گفتم من قصد اذیت او را نداشتم. گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است. کار تو باعث میگردید که بچه، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند.

 

حال ما ایرانیها چگونه عمل میکنیم. بابا میشینه تو خونه جلوی بچه کوچک به زنش میگه، فلانی زنگ زد بگو من نیستم. مامانه به بچه میگه اگه غذاتو بخوری برات فلان چیزو میخرم بعد انگار نه انگار. بابا به بچه اش میگه مامانت اومد نگو من به مامان بزرگ زنگ زدم.

بعد این بچه بزرگ میشه میره تو جامعه...
معلمش میگه چرا مشق ننوشتی براحتی دروغ میگه که خاله ام مرده بود نبودیم.
فروشنده میشه مثل آب خوردن جنس بنجل را به دروغ جای اصلی میفروشه.
مهندس میشه بجای دو متر، یک متر فونداسیون میریزه.
دکتر میشه، سهل انگاری در عمل جراحی را ایست قلبی گزارش میکنه.
تولید کننده محصولات پروتئینی میشه، گوشت اسب و الاغ رو توی فرآورده های تولیدیش مصرف میکنه.
رییس هواپیمائی میشه سقوط هواپیما را پای خلبان مرده میذاره.
وارد سیاست میشه سر ملت رو شیره میماله...
و دروغ به اولین ابزار هر فرد برای دست یافتن به هدف تبدیل میشود.

 

دروغ انسان را در دنیا و آخرت از رحمت الهی محروم می کند.
دروغ، فساد و تباهی را در جامعه ببار میاورد.
اعتمادها را زایل میکند.
لذت زندگی جمعی و مدنی را از بین میبرد.
اعتماد عمومی را سلب و جامعه را به بیماری نفاق دچار می سازد.
رفته رفته ظلم و بیعدالتی را گسترش میدهد.
منشا بسیاری از معضلات اجتماعی دروغ است.
و دروغ ریشه جامعه را خشک میکند.

 

نمی دانیم چرا ولی دروغ در تمامی اجزای زندگی ما ایرانیها براحتی جاری است و چون سیلی سهمگین که هر لحظه بزرگتر میشود در حال نابودی ماست !

شاید حتی باورکردنی نباشد که حتی از آن لحظه که مــادر بدلیل تنبلی خود، شیشه شیر خالی را در دهان نوزادش قرار میدهد تا او را ساکت کند، آموزش دروغ را به او آغاز کرده است ...

ای کاش بتوانیم راستی، درستی و صداقت را در هر زمان ارج بنهیم. چراکه صداقت، ارزشی بی اندازه دارد.

خدا کند که بخواهیم و این اراده را در خود بارور کنیم و تا هر اندازه که در توان داریم برای پایدار نگاه داشتن گوهر صداقت تلاش کنیم.

منبع:پرشین استار

عبدي: چرا و به چه کسی رأی می‌دهم؟

عبدي: چرا و به چه کسی رأی می‌دهم؟
کد مطلب : 12368
 
 
گروه سياسي: عباس عبدي در مقاله‌اي با عنوان «چرا و به چه کسی رأی می‌دهم؟» نوشته است: برای بازماندن روزنه امید به اصلاحات، در انتخابات شرکت می‌کنم.
در بخش‌هايي از مقاله اين روزنامه‌نگار آمده است: نگاه من نه تنها به وضع انتخابات که به وضع منطقه، از افغانستان و پاکستان در شرق کشور تا عراق و سوریه و... نیز هست. من هم مثل همه هموطنان، هر روز که خرید مي‌کنم دچار استرس مي‌شود و مي‌بینم که نگرانی در چشم مردمان دیگر هم موج مي‌زند، و همچون آنان چاره ای جز کاستن از سبد خرید ندارم.

...من به صفت حوزه تخصصی ام بیش از بسیاری دیگر با وضعیت ناهنجاری ها و تبعات سوء سیاست هایی جاری آشنا هستم، ولی نگاه خود را محدود به این ها نمی کنم و گمان مي‌کنم که بدتر از این هم ممکن است و آن از میان رفتن ساختار تامین کننده امنیت، هنگامی که جامعه با چالشی غیر قابل حل مواجه شود است. به همین دلیل هیچ علاقه ای به تضعیف بی حساب و کتاب نهاد برقرارکننده امنیت، بدون آن که از طریق دیگری تقویت و جایگزین شود ندارم. رأی به همین وضعیت مي‌دهم تا به اندازه رأی خودم به آن رنگ خود را بزنم و زده هم مي‌شود، و به همین میزان آن را تغییر دهم.

...ولی به چه کسی رأی خواهم داد؟ مسأله اصلی برای من، ابتدا مشارکت در انتخابات و سپس فعال شدن نیروهای منتقد است. منتقدین باید از رفتار آقای هاشمی درس بگیرند. همه رهبران منتقد با حذف خود، نه تنها کمکی به اصلاحات نکردند که بیش از همیشه اثرگذاری خود را در جامعه کاهش دادند، ولی آقای هاشمی پس از ردصلاحیتی که به مخیّله کمتر کسی خطور مي‌کرد، حتی تغییر لحن هم ندادند و جالب تر این که خواهان ایجاد حماسه سیاسی شدند و شنبه گذشته در مجمع تشخیص مصلحت کنار آقای جنتی جلسه گردانی کردند، و از اولین افرادی است که رای خواهد داد. بنده نیز از همین زاویه دید و انگیزه بود که حتی در انتخابات مجلس گذشته نیز شرکت کردم. از این رو مسئله اصلی ام در شرایط کنونی باز کردن این راه و بازگشت منتقدین به عرصه رسمی است و فردی که به آن رأی مي‌دهم در درجه دوم اهمیت دارد.

...البته میان آقایان روحانی و عارف ترجیحی را در نظر دارم، ولی به دلیل اهمیتی که برای وحدت نظر اصلاح طلبان قایل هستم، دوست ندارم که پیش از رسیدن به این وحدتِ نظر، ترجیح خود را بگویم و امیدوارم که اصلاح طلبان با همکاری آقایان روحانی و عارف، مصالح مردم و کشور و اقتضائات منافع ملی ایران را در نظر گرفته و به حکمیت گروه تعیین شده برای وحدت تن دهند. با قاطعیت نمی توانم بگویم، ولی احساسم این است که بر خلاف تصور، وضعیت پس از انتخابات ۲۴ خرداد مي‌تواند به بهبود روند جامعه ایران کمک کند و از تداوم مسیری که در این ۸ سال رفته، پیش گیری نماید، حداقل امید دارم که چنین شود. تحقق این هدف تا حدی منوط به اشتراک نظر و عمل عقلانی نیروهای منتقد است. اشتراکی که در مقایسه با گذشته تا حدودی عقلانی تر و واقع گرایانه تر شده است.

خانه به‌ دوشانی‌ که هر سال «پايين‌تر» می‌روند!

بررسي هاي اقتصادي اين پژوهشگر اقتصادي در اين باره نشان مي دهد: نرخ تورم و سپس نرخ بازدهي سرمايه گذاري در بازارهايي همچون سکه يا دلار، نقشي تعيين کننده بر رفتارها دربازار اجاره مسکن دارد.
روزنامه خراسان نوشت: نگراني غريبي نيست. بيشتر ما در اين روزها آن را تجربه کرده ايم. با نزديک شدن به پايان امتحانات و آغاز تعطيلات تابستاني، قراردادهاي اجاره خانه يک به يک به پايان مي رسد. برخي ناچارند با افزايش قيمت صاحبخانه بسازند و قرارداد را يک سال ديگر تمديد کنند به اميد آن که تا سال ديگر گره از کارشان گشوده شود. اما برخي ديگر که توان پرداخت مبلغ اضافه شده را ندارند ناچارند براي يافتن خانه جديد، با همان نرخ کرايه به محله هاي پايين تر سري بزنند. آن هايي هم که کم شانس ترند با اين جمله تکراري و نخ نما مواجه مي شوند که: «مي خواهيم پسرمان را داماد کنيم تا در اين واحد زندگي کند پس لطفاً به فکر جاي ديگري باشيد» و اين يعني آغاز دردسري بزرگ.
 
البته اگر بر بازار اجاره مسکن نظم و ترتيبي حاکم بود، ملاک و شاخص قانوني داشت و «هرکي به هرکي» نبود شايد اسباب کشي تا اين حد فاجعه به نظر نمي رسيد ولي در اين بازار آشفته که تعيين نرخ اجاره خانه فقط به سليقه شخصي صاحبخانه و حتي در پاره اي موارد حرص و طمع روزافزون افراد است، يافتن خانه اي مناسب آن هم فقط در مدت ۳ ماه که تقاضا به شدت افزايش مي يابد کاري بسيار دشوار است و طبيعي است که با افزايش تقاضا برخي افراد سوءاستفاده کننده که اجاره دادن خانه برايشان به شغل تبديل شده با ناديده گرفتن ارزش هاي اخلاقي روزگار را بر مستاجران تلخ مي کنند. هرچند هنوز هستند صاحبخانه هاي باانصافي که مبلغ اجاره خانه برايشان اولويت اول نيست و هرگز انسانيت  خود را فداي پول نمي کنند.
ادامه نوشته

اعلام 31 نامزد اصلاح‌طلبان برای شورای شهر تهران

اعلام 31 نامزد اصلاح‌طلبان برای شورای شهر تهران
 
شرق: سرانجام صلاحیت 27 نامزد اصلاح‌طلب از مجموع 43 اصلاح‌طلبی که برای انتخابات شورای اسلامی شهر تهران داوطلب و رد شده بودند در هیات نظارت مرکزی احراز شد تا اصلاح‌طلبان قادر به ارایه فهرست 31نفره برای انتخابات شورای اسلامی شهر تهران شوند. هر چند چهره‌های شاخص زیادی قادر به عبور از فیلتر هیات‌های اجرایی و نظارت نشدند و فهرست اصلاح‌طلبان تا آخرین ساعات باقیمانده تا آغاز تبلیغات به امید احراز‌شدن صلاحیت چندی دیگر معطل باقی ماند.
 
در همین رابطه محسن رهامی رییس شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان برای انتخابات شورای شهر تهران اعلام کرد: در صورت رای‌آوری اصلاح‌طلبان، معصومه ابتکار به عنوان شهردار تهران انتخاب می‌شود. احمد مسجدجامعی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد و عضو فعلی شورای اسلامی شهر تهران، غلامرضا انصاری نماینده پیشین مجلس و رییس اسبق سازمان بهزیستی، عباس میرزاابوطالبی معاون سابق وزیر مسکن و ادواری مجلس، دکتر ولی‌الله شجاع‌پوریان نماینده سابق مجلس، اسماعیل دوستی استاندار سابق کهکیلویه و نماینده سابق مجلس، مهدی حجج رییس اسبق سازمان میراث فرهنگی و معاون سابق وزارت علوم، محمدمهدی تندگویان فرزند شهید تندگویان، حسن خلیل‌آبادی دبیر انجمن اسلامی معلمان، محسن سرخو معاون سابق وزیر کار و عضو خانه کارگر ایران، افشین حبیب‌زاده عضو شورای مرکزی حزب اسلامی کار و عضو هیات‌مدیره خانه کارگر، سیدعبدالحسین مختاباد خواننده، عادل عبدی وکیل، الهه راستگو نماینده سابق مجلس، محمد سالاری عضو حزب اسلامی همبستگی و مدیرمسوول روزنامه اسرار، مسعود سلطانی‌فر استاندار سابق و عضو شورای مرکزی حزب اعتمادملی، محمد میرزایی عضو شورای مرکزی حزب جوانان، فائزه دولتی فعال اجتماعی، زهرا صدراعظم‌نوری، نخستین شهردار زن کشور، افشین اعلا شاعر و فعال فرهنگی، فاطمه دانشور عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی، محمد هخایی مدیر ارشد شهری، احمد دنیامالی معاون سابق وزیر راه و معاون پیشین شهردار تهران، غلامرضا صانعی‌نژاد معاون شهردار در دوران مدیریت شهری، غلامحسین کرباسچی، عبدالحسن ریاضی از تدوین‌کنندگان برنامه چهارم توسعه و مدیرکل فرهنگی سابق وزارت علوم، محمد سعیدنژاد معاون پیشین وزیر راه و  رییس اسبق راه‌آهن کشور، علی صالحی وکیل و فعال حوزه معلولان، بهروز شجاعی روزنامه‌نگار، غلامرضا بوربور فعال اقتصادی، مهندس مهدی نادمی برنامه‌ریز اقتصادی و عضو تشکل ستاد ملی جوانان اصلاح‌طلب، اعضای فهرست 31نفره اصلاح‌طلبان را برای انتخابات شورای اسلامی شهر تهران تشکیل می‌دهند. محسن رهامی، رییس شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان برای انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا شامگاه گذشته در نشست خبری ارایه فهرست 31نفره اصلاح‌طلبان با انتقاد از وقت‌کشی از سوی هیات نظارت بر انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا گفت: «هیات‌های اجرایی و نظارت قبل از رسیدن به صندوق رای و در پای صورتجلسه‌ها سعی در از میدان به در کردن اصلاح‌طلبان به عنوان رقیب خود کردند.»  وی افزود: «به نظر می‌رسد در ردصلاحیت محسن هاشمی، معصومه ابتکار، مرتضی حاجی، فریدون عموزاده‌خلیلی و فاطمه راکعی و... میزان رای‌آوری آنها ملاک قرار گرفته‌ است.

رشد‌356درصدی اجاره‌بها در 7سال احمدی‌نژاد

رشد‌356درصدی اجاره‌بها در 7سال احمدی‌نژاد
 
شرق: مرکز آمار ایران گزارشی از وضعیت مسکن در 20 سال گذشته منتشر کرده که بخش جالب آن مربوط به وضعیت مسکن در دولت‌های محمود احمدی‌نژاد است. 
به‌گزارش «شرق»، براساس تازه‌ترین گزارش مرکز آمار ایران از وضعیت قیمت مسکن، زمین و اجاره بهای واحد‌های مسکونی از سال 84 تا نیمه نخست سال 91، بیشترین رشد در اجاره‌بهای واحدهای مسکونی اتفاق افتاده است. در سال 84 متوسط قیمت هر واحد مسکونی صد متری در نقاط شهری حدود 149‌هزار‌تومان بود که در این هفت سال که از دولت‌های محمود احمدی‌نژاد می‌گذرد، میزان اجاره آن به 528‌هزار‌تومان رسیده است. مقایسه این دو عدد در این دوره ‌زمانی نشان می‌دهد اجاره‌بهای یک واحد صدمتری در نقاط شهری 254‌درصد رشد یافته است. 
 
اما کلانشهر تهران در وضعیت نامطلوب‌تری از نظر شاخص اجاره‌بها قرار دارد. براساس همین آماری که مرکز آمار منتشر کرده در پاییز 91 اجاره‌بهای یک واحد 100متری به یک میلیون و 590‌هزار‌تومان رسیده که رقم قابل‌ملاحظه‌ای است. زمانی که محمود احمدی‌نژاد زمام امور کشور را در پایان شهریور سال 84 به دست گرفت همین واحد مسکونی به مبلغ 356‌هزار‌تومان اجاره می‌شد. به این ترتیب تهرانی‌ها بیش از متوسط کشور یعنی حدود 347‌درصد افزایش را در اجاره‌بهای هر واحد مسکونی 100متری متحمل شده‌اند. افزایش‌هایی از این دست در تمامی ابعاد زندگی تهرانی‌ها دیده می‌شود و به همین دلیل است که اغلب کارشناسان اقتصادی معتقدند، تورم کلانشهر تهران باید به‌صورت جداگانه مورد محاسبه قرار گیرد. 
 رشد 220‌درصدی قیمت هر متر مربع واحد مسکونی
در این هفت سالی که از عمر دولت‌های نهم و دهم می‌گذرد، قیمت هر مترمربع واحد مسکونی در مناطق شهری از متوسط 306‌هزار‌تومان به 980‌هزار‌تومان افزایش یافته که این امر نشان‌دهنده 220‌درصد رشد متوسط قیمت هر مترمربع واحد مسکونی است. اینجا هم شرایط تهرانی‌ها متفاوت است. قیمت هر مترمربع واحد مسکونی در شهر تهران به‌طور متوسط حدود 659‌هزار‌تومان بود که بعد از گذشت هفت سال یعنی در نیمه نخست سال 91 به سه‌میلیون و 282‌هزار‌تومان رسید. مقایسه این دو رقم نشان می‌دهد که تهرانی‌ها در این بخش شاهد 398‌درصد رشد بوده‌اند. 
کلنگی‌ها 81‌درصد رشد کردند
در مورد قیمت زمین هم کارنامه دولت‌های محمود احمدی‌نژاد رشد معادل 81‌درصدی را به نمایش گذاشته است. براساس گزارش مرکز آمار ایران، در سال 84 متوسط قیمت هر مترمربع واحد مسکونی در مناطق شهری کشور معادل 251هزارتومان بوده که با رشد اتفاق افتاده در نیمه نخست سال 91 به 455‌هزار‌تومان رسیده است. این شاخص در مورد شهر تهران رشد اعجاب‌آور 526‌درصدی را نشان می‌دهد، متوسط قیمت هر مترمربع زمین یا واحد کلنگی در شهر تهران در تابستان 84 معادل 625‌هزار‌تومان بوده که در نیمه نخست سال 91 به رقمی معادل سه‌میلیون و 943‌هزار‌تومان افزایش یافته است. این رشد قیمت که قابل‌ملاحظه هم هست، رشد دلالی زمین در پایتخت را بیش از هر زمان دیگری به تصویر می‌کشد. 



نجات در تغییر است و لازمه تغییر؛ «اصلاح»

نجات در تغییر است و لازمه تغییر؛ «اصلاح»
کورش شفیعی ایران‌نژاد
کد مطلب : 12336
گروه مقالات: اوضاع نابسامان کنونی؛ کارنامه عملکرد دولتهای نهم و دهم، و حاصل حمایتهای کم نظیر اصولگرایان در پیدایشِ این دولت و ادامه کار آن است. قصد سیاه نمایی ندارم ولی اگر بخواهیم با چاشنی انصاف در خصوص این کارنامه قضاوت کنیم؛ تحریمهای روز افزون، صندوق ذخیره ارزیِ خالی، کسری بودجه، گرانی و تورم افسار گسیخته، چالش میان نخبگان و دولت، تنشِ فزاینده در روابط خارجی، بحران مشارکت عمومی و ده ها مسأله دیگر، به قدری واضح و آشکار است که امکانِ انکار آنها وجود ندارد.

این مشکلات به حدی روشن و ملموس است که اصولگرایان -با وجود اینکه خود نقش اساسی در حدوث چنین وضعیتی دارند- از هر فرصتی برای تبرّی جستن از این شرایط استفاده می کنند، بطوریکه در مناظره ها و تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری یازدهم، تمام کاندیداهای بالقوه اصولگرایان، گوی سبقت را در انتقاد از وضعِ موجود از دو کاندیدای اصلاح طلبِ باقیمانده در رقابت ربوده اند، و وعده "تغییر " و "اصلاح "را به کرّات و به روشهای مختلف، فریاد می‌زنند.

حال که همه به ضرورتِ "تغییر " و "اصلاح " رسیده اند؛ سؤال اساسی اینجاست که:
چه تغییری اولویت دارد؟
آنچه که بدیهی است و نیازی به تشریح و اثبات ندارد این است که هیچ ناکامی و موفقیتی را نمی توان تنها به فردِ مدیر ارشد منتسب نمود و آثار مثبت و منفیِ عملکرد یک سیستم، بیشتر وابسته به رویکردها و عملکردهای بدنه مدیریتی و کارشناسیِ آن سازمان؛ و قابلیتها، تواناییها، تجارب، ابتکار عمل و اختیاراتِ مدیران میانی و کارشناسان است. این؛ میزانِ همکاری و دلبستگیِ نخبگان و فرهیختگانِ جامعه با مدیریتِ کلانِ دولت است که در کارایی و موفقیت یا عدمِ توفیقِ آن دولت تأثیر عمده و نهایی را دارد.

چه بخواهیم، چه نخواهیم، باید این واقعیت را پذیرفت که بخش عمده ای از نخبگان و فرهیختگان، بسیاری از مدیرانِ کاربلد و کارآزموده و نیز متخصصان کارا و با تجربه؛ به دلایلِ فراوان (که در این مقال، مجال تشریح آن نیست)حاضر به همکاری در اردوگاه اصولگرایان و پیوستن به کادر مدیریتیِ دولت اصولگرا نیستند و البته ممکن است دولتمردانِ اصولگرا نیز تمایلی به استفاده از مدیران دولتهای سازندگی و اصلاحات و کسانیکه عنوان "تکنوکرات " و "لیبرال " را یدک می کشند، نداشته باشند.
خلاصه کلام اینکه: "نجات " در "تغییر " است و لازمه "تغییر "؛ "اصلاح " در بدنه دولت و بکارگیری مدیران میانی و نخبگان و متخصصانِ دلسوز و کارآزموده ای است که در سالهای اخیر، به دلایل واهی به حاشیه رانده شده اند و اجازه ورودشان به "متن " برای تمشیت امور، داده نمی شود.

حال، باز هم روی سخن با آن عده از دوستانی است که از عدم ورود و احراز صلاحیت گزینه های حداکثری، توانمند، رأی آور و محبوبِ خود سرخورده شده اند و انفعال و عدم مشارکت را بعنوان راهکار راهبردی برگزیده اند. مگر نه این است که اگر هر یک از کاندیداهای موجود اصلاحات، موفق به جذب آرا و تشکیل دولت شوند، نخبگان و متخصصان و مدیران مجرب را دوباره به مناصب حساس و مدیریتی باز خواهند گرداند؟ مگر نه این است که بهبود اوضاع نابسامان اقتصاد و سیاست و فرهنگ و اجتماع، در گرو بکارگیری مدیران پاکدست و راستگو و در عین حال مجرب و کارآزموده است؟

مگر نه این است که در صورت حضور کاندیداهای حداکثری مان، بازهم چشم امید به ایجاد "اصلاح و تغییر " بواسطه حضور همین مدیران میانیِ با تجربه و نخبگانِ جامعه داشتیم؟... پس به هوش باشیم، تا با تحقق قریب الوقوع اجماع که با درایت بزرگان اصلاح طلبی به منصه ظهور خواهد رسید، دست در دست هم و با مشارکتی فعال، فعلِ ماندگار و تاریخی خود را برای نجات میهن از بحران کنونی، صرف کنیم و به یاد داشته باشیم که:

روز از ره نرسد تا تو نیایی به طلـــــــــــــوع
سر کشیدن ز افق کار من و توست گلم
تو و من ابر امیـــــــدیم بباریم بیــــــــــــــا
خاک ما تشنه ی رگبار من و توست گلم

نامه سرگشاده زیبا کلام به خاتمی و هاشمی

نامه سرگشاده زیبا کلام به خاتمی و هاشمی
درعین حال این هم واقعیتی است که بسیاری از اصولگرایان معتدل تر و میانه رو تر ممکن است به آقای روحانی رأی دهند. به علاوه مسئله اساسی تر آنست که در صورت موفقیت، کدام یک از آنان بهتر و بیشتر می تواند با بدنه اصولگرایان درون حاکمیت کار کند. از این بابت هم شانس آقای روحانی خیلی بیشتر از آقای عارف است.
راه دانشجو: صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در نامه سرگشاده ای که خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام محمد خاتمی نگاشته، خواستار دخالت این دو برای مشخص شدن نامزد واحد اصلاح طلبان شده است.

به گزارش الف،در این نامه، زیباکلام ضمن انتقاد شدید از اصولگرایان و اشاره به حمایت های گسترده آنان از احمدی نژاد در سال های گذشته، خطاب به هاشمی و خاتمی می نویسد:« بنده فکر نمی کنم نیازی به تشریح این حقیقت تلخ باشد که وجود دو نامزد اصلاح طلب چه تبعات مصیبت باری برای اصلاحات و جنبش دمکراسی خواهی ایران در پی خواهد داشت. مسئله فقط در این نیست که اصلاح طلبان آن قدر بی برنامه و بی تدبیر بوده اند که حتی نتوانسته اند بر روی یک نامزد واحد به توافق برسند. بلکه مسئله بیشتر متوجه فقدان احساس مسئولیت در قبال میلیون ها طرفدار در سطح کشور می باشد. آنان عملا رها شده اند که خودشان هر طور که صلاح می بینند اقدام نمایند. این بی ارادگی سیاسی و مواجه نشدن با بار سنگین مسئولیت اجتماعی که شرایط کنونی جامعه ایران بر دوش شما بزرگواران به عنوان رهبری اصلاحات و اصلاح طلبان گذارده، در گذشته هم مع الاسف آثار و نتایج نامطلوبی برای اصلاح طلبان به بارآورده است. اما این بار شرایط و اوضاع بحرانی داخلی و خارجی کشور به گونه ایی است که بیش از پیش می طلبد شما سروران خیلی خیلی جدی تر به مسئولیت تاریخی تان لبیک گویید.

روش نکردن تکلیف طرفداران اصلاحات با هیچ عذر و بهانه ایی قابل توجیه نیست. پاسخگو نبودن رهبری اصلاحات به رسالت تاریخی اش راه را برای پیروزی مجدد اصولگرایان هموار خواهد نمود. بالطبع آقایان روحانی و عارف هرکدام واجد نقاط قوت و ضعف های متفاوتی هستند. محبوبیت آقای عارف یقیناً در میان اقشار و لایه های تحصیلکرده، بالاخص دانشجویان بیشتر است. درعین حال این هم واقعیتی است که بسیاری از اصولگرایان معتدل تر و میانه رو تر ممکن است به آقای روحانی رأی دهند. به علاوه مسئله اساسی تر آنست که در صورت موفقیت، کدام یک از آنان بهتر و بیشتر می تواند با بدنه اصولگرایان درون حاکمیت کار کند. از این بابت هم شانس آقای روحانی خیلی بیشتر از آقای عارف است.

به هر حال تصمیم دشواری فرا روی شما آقایان قرار گرفته است. یقیناً هر تصمیمی که شما و مشاورین تان به آن برسید برای آقایان روحانی و عارف می بایستی واجب الاطاعه باشد. این نکته دوم مبارزه سیاسی و اجتماعی است: داشتن نظم، تشکل، سازماندهی، پرهیز از فرد محوری و تبعیت از رهبری دسته جمعی. در غیر این صورت می رسیم بار دیگر به داستان غم انگیز اصلاح طلبان در جریان انتخابات سال ۸۴.

اگر هرکدام از آقایان روحانی یا عارف از تصمیم جمعی اصلاح طلبان تمکین نکردند، رهبری اصلاحات می بایستی به طرفداران اعلام نمایند که ایشان به صورت فردی در انتخابات شرکت دارند و نامزد اصلاح طلبان نیستند. تصدیع اوقات کردم و پوزش می طلبم. اما خدا می داند که اگر سیاست های هشت ساله گذشته نقطه امیدی باقی گذارده بود،خیلی جای نگرانی از تداوم این سیاستها برای چهار سال دیگر نمی رفت.»

روایتی از نشست و برخاست مشایی با هدیه‌تهرانی

روایتی از نشست و برخاست مشایی با هدیه‌تهرانی

روایت رسایی از دوره نشست و برخاست مشایی با هدیه‌تهرانی

نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: زمانی که مشایی با هدیه تهرانی نشست و برخاست می کرد و از کوروش و داریوش سخن می گفت به آقای احمدی نژاد گفتم که به او تذکر دهید.

به گزارش جنوب نیوز، حمید رسایی در مراسمی که از سوی ستاد انتخاباتی سعید جلیلی کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در حسینیه قهرودی ها برگزار شد با بیان اینکه هرگاه دولت ها به آرمانهای اصیل انقلاب نزدیک بودند خدمت رسانی در آنها افزایش داشته و هر قدر از این آرمانها فاصله گرفتند خدمت رسانی آنها کمتر شده است گفت: همان روزی که دولت بازرگان با اشغال لانه جاسوسی دستش را بالا برد و گفت که کار نمی کنم، ماهیت نهضت آزادی و ملی مذهبی ها روشن شد.

وی افزود: دولت بعد دولت خیانت بود که با رای 11 میلیونی روی کار آمد اما به آرمانهای امام و انقلاب خیانت کرد و امروز بنی صدر در فرانسه زندگی کرده و وابستگی خود را به غرب نشان داده است؛ یکی از نکات دموکراسی این است گهگاهی در جنجالی که پیش می آید ماهیت یک موضوع روشن نمی شود.

مدیر مسئول هفته نامه "9 دی" به دولت رجایی اشاره کرد و گفت: این دولت ، دولت گفتمانی بود با این که عمر کمی داشت اما نزدیکترین قرابت را با مبانی انقلاب اسلامی و مبانی امام داشت.

وی ادامه داد: بعد از دولت خیانت، دولت جنگ که مقام معظم رهبری در راس آن بود روی کار آمد و در دوره دوم ریاست جمهوری مقام معظم رهبری نیز با مشارکت بیشتر مردم وی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد یعنی در این دوره بیشترین مشارکت سیاسی را داشتیم.

این نماینده مجلس با اشاره به دولت سازندگی ادامه داد: دولت سازندگی با اتمام جنگ روی کار آمد که در دور دوم آن کاهش مشارکت و کاهش رای آقای هاشمی را داشتیم؛ دولت بعدی اصلاحات بود که البته مدتی بعد از روی کار آمدن آقای خاتمی واژه اصلاحات وارد ادبیات سیاسی شد و معلوم شد که منظور از آن اصلاح مبانی اسلام و انقلاب است، امروز هم بسیاری از عناصر آن یا در شبکه های معاند هستند یا به سازمانهایی که عقبه آنها به سازمانهای جاسوسی وصل است، فعالیت می کنند برخی هم در کودتای 4 سال پیش نقش اصلی را داشتند.

وی با بیان اینکه بعد از این دولت، دولت احمدی نژاد روی کار آمد ادامه داد: هر دولتی که به اهداف و گفتمان انقلاب و امام و رهبری نزدیک بود خدمتگزار و هر دولتی از این گفتمان فاصله گرفت خدمتگزاری آن کم شد؛ دولت موقت و خیانت هم اصلا خدمت رسانی نداشتند.

رسایی گفت: مهمترین وظیفه دولت موقت ایجاد سازوکار برای انتخابات بود که نتوانست به آن عمل کند. مهمترین وظیفه دولت بنی صدر سامان دادن به جنگ بود که ما در دوران ریاست جمهوری وی بیشترین شکست ها را در جنگ متحمل شدیم.

عضو فراکسیون اصولگرایان با بیان اینکه غیر از این دو دولت بقیه دولت ها هم خدمتگزار بوده و هم هزینه زا بوده اند ادامه داد: حتی دولت اصلاحات هم خدمت رسانی داشت منتهی خدمات آن از مضراتش کمتر بود.

وی گفت: دولت هاشمی دولت پرکاری بود ولی به دلیل سیاست های اقتصادی که تورم 49 درصد را به دنبال داشت و این تورم حاصل هیچ جراحی اقتصادی نبود باعث شد که برای اولین و آخرین بار اغتشاشات اجتماعی بدون زمینه سیاسی در شهرهایی مانند اراک ، قزوین و مشهد شکل بگیرد و مردم در برخی شهرها به فروشگاههای بزرگ حمله کنند.

این فعال سیاسی با بیان اینکه در سال 88 عده ای در تهران آشوب کردند ولی این آشوب زیرساخت سیاسی داشت ادامه داد: دولت سازندگی به دلیل داشتن شرایط اقتصادی نامناسب و شکل گیری مدیران و طبقات اشرافی باعث شد که مردم احساس کنند طبقه ای از مدیریت شکل گرفته که هیچ ارتباطی با انقلاب ندارد.

رسایی افزود: در دولت اصلاحات نیز کار اصلی حمایت از احزاب ، گروهها و روزنامه ها شد که شعار آن توسعه سیاسی بود.

وی با بیان اینکه دولت نهم نسبت به دولت های قبلی خدمت رسانی بهتری داشت چون به گفتمان امام ، رهبری و انقلاب نزدیک شد ادامه داد: همین دولت در دوره دوم خود یعنی دولت دهم کم کم دچار حاشیه شد بخصوص در دو سال اخیر خدمت رسانی آن کاهش یافت و آماری که امروز ارائه می شود به دولت نهم و دو سال اول دولت دهم است.

نماینده تهران در خانه ملت خاطرنشان کرد: این روند باعث شد دولت دهم دچار افول شود و اوج این افول در خانه نشینی نمود یافت، رویکرد آقای احمدی نژاد بقای در قدرت بود و همه چیز را محدود به یک نفر کرد.

وی ادامه داد: موقعی که مشایی با هدیه تهرانی نشست و برخاست می کرد و حرف کوروش و داریوش را می زند به آقای احمدی نژاد گفتم چرا به او تذکر نمی دهید که پاسخ داد کل حزب اللهی ها در کشور 5 تا 6 میلیون هستند اما بخش عمده ای از کشور مردم عادی هستند؛ ما باید 13 میلیون رایی که موسوی دارد را به سبد نظام بیاوریم آنها کسانی هستند که از این چیزها خوششان می آید.

این روزنامه نگار ادامه داد: به آقای احمدی نژاد گفتم با این کار 25 میلیون رای را از دست می دهی، این نگاه غلط است و نگاه بدست آوردن قدرت به هر قیمتی محسوب می شود.

وی گفت: مشایی معتقد بود چون احمدی نژاد در مشت من است 25 میلیون رایی که به او دادند برای من است پس باید 13 میلیون رای را هم جمع کنم و برای این کار به سراغ عقاید سکولاری رفت.

رسایی با بیان اینکه آنها در این سالها مواضع خود را با هاشمی یکی کردند گفت: وقتی آقای هاشمی ثبت نام کرد بازی سیاسی بسیاری به هم خورد؛ امروز رقابت بین تفکر مقاومت و گفتمان سازش و تحجر است و ما نیاز به رئیس جمهوری داریم که به تعبیر رهبری ویژگی های مثبت دولت فعلی را داشته و بدی های دولت را نداشته باشد.

مرجع: مهر

مجلس: پرونده‌ سفر فامیلی احمدی نژاد به آمریکا در راه قوه قضاییه (+نامه)

مجلس: پرونده‌ سفر فامیلی احمدی نژاد به آمریکا در راه قوه قضاییه (+نامه)
کد مطلب: 68648
تاریخ انتشار:سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۰۲
 
سخنگوی کمیسیون اصل نودم قانون اساسی مجلس با بیان اینکه صدور جوابیه در رسانه‌ها از سوی روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری٬ خلاف قانون است٬ گفت: ریاست‌جمهوری به کمیسیون اصل نود پاسخ ندهد،پرونده سفر به ‌نیویورک تحویل قوه‌قضائیه می‌شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مجلس شورای اسلامی مصطفی افضلی‌فرد سخنگوی کمیسیون اصل 90  در واکنش به جوابیه روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری به گزارش کمیسیون اصل نودم قانون اساسی٬ گفت: طبق قانون دستگاه‌های اجرایی موظف هستند ظرف مدت یک ماه جوابیه استعلام کمیسیون اصل نودم قانون اساسی را از طریق مکتوب به این کمیسیون واصل کنند.

نماینده مردم اردبیل٬ نمین٬ نیر درمجلس شورای اسلامی٬ تصریح کرد: در دیدار اخیری که با آیت الله آملی لاریجانی داشتیم٬ رئیس دستگاه قضا بر این نکته تاکید داشتند پرونده مکاتباتی که از سوی کمیسیون اصل نودم قانون اساسی در موعد مقرر پاسخ نگرفتند، به این قوه ارجاع شوند تا در کوتاه‌ترین زمان به آن در دادگاه رسیدگی و حکم صادر شود.

وی با تاکید براینکه نهاد ریاست جمهوری در موعد مقرر به نامه‌نگاری کمیسیون اصل نودم قانون اساسی پاسخ نداد٬ ادامه داد: با عدم پاسخگوی دولت کارشناسان مجرب کمیسیون با تحقیقات میدانی که انجام دادند متوجه حضور ۱۴ نفر از همراهان رئیس جمهور در نیویورک شدند که ضرورتی برای سفر رفتن آنها با پول بیت المال نبود و در همان زمان نیز نتایج این تحقیقات به دیوان محاسبات ارجاع شد.



افضلی‌فرد٬ با بیان اینکه نهاد ریاست جمهوری به جای صدور جوابیه به قانون تمکین کند٬ ادامه داد: روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری به جای فرافکنی و فرار رو به جلو پاسخ استعلام کمیسیون اصل نودم قانون اساسی مجلس را بدهد.

وی افزود: مرجع تشخیص اینکه در سفر رئیس جمهور به نیویورک آیا تخلفی صورت گرفته یا خیر کمیسیون اصل نود است.

سخنگوی کمیسیون اصل نودم قانون اساسی مجلس با بیان اینکه صدور جوابیه در رسانه‌ها از سوی روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری٬ خلاف قانون است٬ تصریح کرد: اولا صدور جوابیه حرکتی تبلیغاتی است و نهاد ریاست جمهوری مطمئن باشد اگر جوابیه مستندی به کمیسیون ارائه کند ازآن استقبال خواهیم کرد واگر این اتفاق نیفتد نهاد دستگاه اجرایی بر ادعاهای کمیسیون صحه گذاشته است.

این در حالی است که  پس از انتشار گزارش کمیسیون اصل نودم قانون اساسی برخی از رسانه روز گذشته اطلاعیه ای را به نقل از حسن محسنی، مدیرکل روابط عمومی معاونت اجرایی نهاد ریاست جمهوری که در زمان ریاست بقایی در سازمان پر حاشیه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی  به عنوان سرپرست روابط عمومی این  سازمان مشغول به کار بود منتشرکردند که در آن ایرادات غیرقابل استنادی به گزارش کمیسیون اصل نودم قانون اساسی وارد شده بود.

رسایی 88:احمدی‌نژاددر مناظره با موسوی عالی بود!/ رسایی 91: کار احمدی‌نژاد در مناظره با موسوی اشتباه

رسایی 88: احمدی‌نژاد در مناظره با موسوی عالی بود!/ رسایی 91: کار احمدی‌نژاد در مناظره با موسوی اشتباه بود !

سرویس سیاسی«فردا»: این روزها حمید رسایی نماینده مجلس که از شهیر ترین حامیان احمدی نژاد محسوب می شد دوباره فعال شده است. نشریه او نه دی در هر شماره مطالبی مفصل را به «تهمت» و «تخریب» علیه محمد باقر قالیباف اختصاص می دهد و به موازات آن از کاندیدای دلخواه رسایی رونمایی می کند . برای فهم بهتر ماهیت عقیدتی و گفتمانی کسی که تا این حد به تخریب قالیباف علاقه دارد،بازخوانی یک واقعه تاریخی نه چندان دور درباره وی و همگنان سیاسی اشخالی از لطف نیست.




 
سقای بی‌ریا، مشاور سابق رئیس جمهور در امور روحانیت، که پیش از برکناری به شدت به دلیل چالش‌های روابط دولت و روحانیت مورد انتقاد بود، پس از برکناری در سال 90 در مصاحبه‌ای با جوان درباره وقایع تلخ مناظره سال 88 می‌گوید: «به عنوان مثال مقام معظم رهبری راجع به اینکه آقای احمدی‌نژاد در مناظره اسم شخصی را نیاورد تأکید داشته‌اند، اما احمدی‌نژاد اسم آورد. بعد‌ها هم گفت تنها کسی که به من گفت اسم افراد را بیاورم مشایی بود؛ حالا مشایی چه طوری بیان می‌کند که احمدی‌نژاد باید این کار را بکند، دیگر برای ما روشن نیست. خلاصه اینکه مشایی نقل می‌کند که من در حالت معنوی که قرار گرفتم یقین کردم که امام زمان می‌خواهد که احمدی‌نژاد اسم افراد را بیاورد. این در حقیقت‌‌ همان مفهوم و اصطلاح بابیت است که در برابر ولایت فقیه مطرح می‌شود.»

در حالی سقای بی‌ریا، علت نام بردن از اسامی افراد در مناظره‌ها را مکاشفات مشایی و ارتباط با امام زمان می‌داند که همین حجت الاسلام حمید رسایی  در مجلس شورای اسلامی، در تاریخ ۱۶ خرداد ۸۸ در مصاحبه با فارس (تصویر مطلب) با بیان اینکه افشا‌گری‌های آقای احمدی‌نژاد جزو «تکالیف الهی و رسالت وی بود»، تصریح کرد: «اگر آقای احمدی‌نژاد به دنبال جلب آراء مردم بود، هیچگاه در شب انتخابات این مسائل را مطرح نمی‌کرد، و با تساهل و تسامح از کنار چنین مسائلی می‌گذشت.»
 



جالب تر آنکه بعد از وقایع یکشنبه سیاه مجلس همین فرد در چرخشی  صد و هشتاد درجه ای در یاداشتی می نویسد:دومین مقصر اصلی حادثه شرم آور یکشنبه سیاه شخص رئیس جمهور است. آقای احمدی نژاد متأسفانه در مقاطعی با لجاجت‌ها و پافشاری بر برخی تصمیمات خود، هزینه سنگینی را متوجه دولت مردان و کشور کرده است... پیش از این در مناظرات انتخاباتی نیز آقای احمدی نژاد با نام آوردن از فرزندان برخی از شخصیت‌ها – که البته انتقاداتی قابل پیگیری بود - به نقد ایشان پرداخت که در همان ایام، رهبر انقلاب در نماز جمعه 29 خرداد 88 این اقدام را تقبیح کردند و فرمودند:«در مورد بستگان این شخصیت‌ها، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمی‌شود این‌ها را رسانه‌اى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نمی‌شود اینها را مطرح كرد و قاطعانه ادعا كرد. وقتى این جور حرف‌ها مطرح می‌شود، تلقى‌هاى نادرست در جامعه به وجود مى‌آيد.»

رسایی توضیح نمی دهد چرا با وجود تقبیح رهبری در خصوص  قول و فعل احمدی نژاد سال 88 به شدت حامی این اقدام بوده است و چرا با نظرات رهبری گزینشی برخورد کرده است؟و چرا در سال 91 که تشت رسوایی انحراف از بام افتاده بود،به یاد ناپسندی مناظره سال 88 افتاد؟این کاسبکاری سیاسی و بندبازی شبه گفتمانی چگونه قابل توجیه است؟ آیا قابل پیش بینی نیست وی چند سال دیگر کاملا متضاد با مندرجات امروز نشریه اش عمل کند؟

چرا مشایی می گوید ۳۳ میلیون رای دارد!؟

چرا مشایی می گوید ۳۳ میلیون رای دارد!؟
 
اما این نکته به نظر می رسد قابل توجه باشد ، این رسانه هیچ ادعای مبنی بر ارتباط فراماسونری با ۳۳ میلیون رای که آقای اسفندیار مشایی بیان کرده است را ندارد ، اما مشایی بر جه مبنایی این ، اظهارات را بیان می کنید؟
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۸
به گزارش شریان نیوز ، روز گذشته خبری مبنی بر اینکه کاندید های رد صلاحیت شده دولت اظهار کرده است ، ما برمی‌گردیم؛ ۴۸ ساعت قبل از رای گیری تایید و با ۳۳ میلیون رای رئیس جمهور می‌شوم در اکثر سایت های و خبرگزاری منتشر شد.

اما طبق پیگیری ها و سوالات متعدد از کارشناسان هیچ فردی نتوانست اظهار کند این ۳۳ میلیون رای برچه مبنای می باشد و برخی های با تمسخر پاسخگوی ادعا ی کاندید رد صلاحیت شده دولت بودند لیکن طبق بررسی های تنها به این نتیجه رسدیم ۳۳ عدد مقدس فراماسونر ها می باشد.

در همین راستا ، فراماسونري از جمله انجمن ها و جمعيت هاي سري است که به شدت نماد گرا می باشند و از زمان پيدايش ان تا کنون به علت ويژگي هاي خاص خود بحث هاي بسياري را برانگيخته است: فراماسونري سازماني است متکي بر پنهان کاري و نهان روشي و داراي نظريه اي سياسي – فرهنگي براي عملي کردن تهاجم فرهنگي غرب و بسط نفوذ استعمار با کارکردي فرهنگي – سياسي – اجتماعي . اين سازمان براي از بين بردن فرهنگ کشور ها ، از تمامي ابزار هاي موجود استفاده مي کند و با ايجاد سازمان هاي مخفي و علني بين المللي در پي کسب قدرت در سطح جهاني است و برخی از اعداد به شدت برای جریان فراماسونری مقدس می باشد.

۳۳ مقدس ترین عدد برای ماسون های می باشد و فراماسونها برای رتبه بندی های ماسونی و... در لژها گرد هم می آیند و لژهای آنها معمولا به ۳۳ طبقه می رسد و به اعتقاد آنها هرکس به ۳۳ برسد بالاترین رتبه را دارد که به طور مثال فریدون فروعی فرد مورد اعتماد انگلستان و کسی که بسیاری از فراماسونها کاملاً مطیع و مرید و طرفدار او بودند و معدود افرادي بود که در جريان سازي دوران پهلوي نقش و مسئوليت بسيار عظيمي داشت.

به نظر می رسد که فراماسونرها این موضوع را به تمام فعالیتهایشان تعمیم داده و تلاش کرده اند تا در حوالی مدار ۳۳ درجه ی عرض جغرافیایی، فعالیت های خاصی را انجام دهند و به دلیل تقدیس عدد ۳۳ در فراماسونری، دسیسه های مهم خود را در شهر ها و کشور های مدار ۳۳ درجه انجام می دهند و بدین ترتیب رنج بسیاری را بر مردم این مناطق تحمیل می نمایند.

*برخی از فعالیت های فراماسون ها با عدد مقدس ۳۳

۱- جنگ ۳۳ روزه اسرائیل با لبنان با دخالت آمریکا در نزدیک مدار ۳۳ درجه

آنچه که از اخبار جنگ ۳۳ روز منتشر شده ، این است که آمریکا و اسرائیل و انگلیس بارها در طی جنگ مذکور مخالفت خود را با آتش بس اعلام نموده اند ، تا آنجا که کاندولیرارایس وزیر امور خارجه ی آمریکا ، رنج ها و سختی های جنگ را به درد مادر در هنگام زایمان تشبیه کرده بود و مردم خاورمیانه را به تحمل درد و سختی این جنگ ، برای تولد خاورمیانه جدید دعوت نمود و بدین ترتیب پذیرفتن هرگونه آتش بس را رد کرد. از سوی دیگر با شکست اسرائیل در روز های پایانی جنگ ، گفت و گوی های آتش بین طرفین درگیر انجام شد.

در جنگ ۳۳ روز با اینکه توافق آتش بس، از یکی دو روز قبل از پایان جنگ حاصل شده بود، اسرائیل به دلایل نامعلوم، این جنگ ظالمانه را که خود آغاز کرده و به لبنان تحمیل نموده بود، تا ۳۳ روز ادامه داد و آتش بس را به تأخیر انداخت!؟ این تاخیر آتش بس و تعلل از سوی اسراییل و حامی آن (آمریکا) و ادامه ی جنگ تا ۳۳ روز از جانب دولت اسراییل، خود نشانه ای از تسلط تفکر ماسونی بر دولت های اسراییل و آمریکا است.

چرا که این کشور ها حتی در حضور مخالفت های گسترده ی مردم جهان، عمداً جنگ را تا ۳۳ روز ادامه دادند و دقیقاً پس از ۳۳ روز، جنگ را به پایان بردند.

۲- فلسطین اشغالی در مدار ۳۳ درجه زمین ؛ هم در مدار طولی زمین ۳۳ درجه است و هم در مدار عرضی ۳۳ درجه است.

۳- ستفن نایت محقق و پژوهشگر درباره فراماسونری و مؤلف کتاب "برادری،دنیای اسرارآمیز فراماسونرها" که تمام نامهای درجات اینها رو کشف کرد را در سن ۳۳ سالگی ترور کردند.

۴- تعداد حلقه های زنجیروار در پایین اسکناس دلار آمریکا که خیلی ریز هستند ۳۳ تا حلقه است.

۵- در آرم سازمان ملل یک دایره با ۳۳ قسمت در بین دو شاخه زیتون ۱۳ برگی وجود دارد.


مطالبی که درباره ی مدار ۳۳ درجه بیان شد، به این معنی نیست که مدار ۳۳ درجه ی کره ی زمین، نحس و بدیمن است؛ (چرا که تمام مناطق روی کره ی زمین و آسمان و ... مخلوق خداوند بزرگ می باشند)

*اظهارت برخی از سیاسیون نسبت به لیدر جریان انحرافی و فراماسونری

مهدی طائب با بيان اينکه تسلط مشايی بر احمدی‌نژاد از زمان رياست احمدی‌نژاد بر شهرداری شروع شد و تاکنون هم ادامه دارد افزود: لیدر جریان انحرافی يک فراماسونری و يک مرتاض است که البته برای رسيدن به اين مرحله تلاش‌های فراوانی انجام داده است.

وی افزود: همه تلاش جريان انحرافی اين بود که احمدی‌نژاد را از جاده تحقق چشم‌انداز ۲۰ ساله خارج کند.

حجت الاسلام روانبخش :مباني فراماسونري در سخنان لیدر جریان انحرفی موج مي زند

ما مي‌بينيم مشایی يک فرد دايم‌الذکر است و سخنراني خود را با اللهم عجل‌لوليک‌الفرج آغاز مي‌کند. يا مثلا به قول آقاي اميري‌فر، نماز شبش ترک نمي‌شود.

بنابراين اگر کسي بخواهد دين را از بين ببرد بايد مطابق آموزه‌هاي ميرزاملکم‌خان از قالب ديني استفاده کند. حضرت امام(ره) مي‌فرمودند: وقتي منافقين نزد من آمدند مدت‌ها براي من نهج‌البلاغه مي‌خواندند و به بفسير قرآن مي‌پرداختند و بنابراين ما وقتي به حرف‌هاي فرد مذکور رجوع مي‌کنيم متوجه مي‌شويم آنچه وي مي‌گويد با مباني فراماسونري همخواني دارد


اما این نکته به نظر می رسد قابل توجه باشد ، این رسانه هیچ ادعای مبنی بر ارتباط فراماسونری با ۳۳ میلیون رای که آقای اسفندیار مشایی بیان کرده است را ندارد ، اما مشایی بر جه مبنایی این ، اظهارات را بیان می کنید؟

زمزمه های خبری؛ سی‌دی قرمز جریان انحرافی/ مشایی: دو روز قبل رای‌گیری تایید می‌شوم/ فحاشی ضد انقلاب ع

زمزمه های خبری؛ سی‌دی قرمز جریان انحرافی/ مشایی: دو روز قبل رای‌گیری تایید می‌شوم/ فحاشی ضد انقلاب علیه هاشمی

200 میلیون هزینه تبلیغات تصویری، دام ضد انقلاب برای اصولگرایان، هزینه‌های گزاف برای فیلم‌های تبلیغاتی، ادعای لیدر جریان انحرافی و ... برخی از شنیده‌های این هفته خبرنگاران است.

200 میلیون هزینه تبلیغات تصویری، دام ضد انقلاب برای اصولگرایان، هزینه‌های گزاف برای فیلم‌های تبلیغاتی، باید با نظام قهر کنی، ادعای لیدر جریان انحرافی، ستادهای تبلیغاتی در مرقد امام (ره) و ... برخی از شنیده‌های این هفته خبرنگاران است.


به گزارش جنوب نیوز، خبرنگاران در حوزه‌های خبری خود برخی اخبار و زمزمه‌های خبری را می‌شنوند یا دریافت می‌کنند که بعضاً جزئیات دقیقی  از آنها مشهود نیست و یا روایی آنها به درجه‌ای نرسیده ‌است که به عنوان خبر مستقل منتشر شوند. در عین حال، بخش عمده‌ای از این شنیده‌ها پس از چندی، با دریافت جزئیات و مستندات بیشتر، به عنوان خبر مستقل بر روی خروجی قرار می‌گیرند.


به منظور آگاهی مخاطبان از این شنیده های خبری، در نظر داریم هر هفته برخی از این اخبار را در قالب بسته‌ای با عنوان «زمزمه‌های خبری» ارائه ‌کند که این بسته، امروز فراروی شماست.


*سی دی قرمز جریان انحرافی

عوامل جریان انحرافی در جلسات خود اعلام کردند ما یک سی دی قرمز داریم که در آن ناگفته‌ها و افشاگری‌های فراوانی موجود است؛ اگر این سی دی پخش شود سرنوشت انتخابات عوض می‌شود.

*ادعای جالب یک نامزد تائید صلاحیت نشده درباره کاندیداتوری

اخیراً یکی از کاندیداهایی که صلاحیتش از سوی شورای نگهبان احراز نشد در جلسه‌ای با اعضای ستاد خود اعلام کرده من دو دلیل برای آمدن به صحنه انتخابات داشتم ، یکی خنثی سازی طرح تصویب شده در کنگره آمریکا مبنی بر اجازه به رژیم صهیونیستی برای حمله به ایران در هر زمان،دوم مقابله با طرح تجزیه آذربایجان ایران که بسیار جدی شده است.

*48 ساعت قبل رای گیری تایید می‌شوم

با وجود عدم احراز صلاحیت لیدر جریان انحرافی از سوی شورای نگهبان وی با اعضای ستاد خود دیدارهای روتین خود را داشته  و در جلسه اخیر خود اعلام کرده است: ما برمی‌گردیم؛ 48 ساعت قبل از رای گیری تایید و با 33 میلیون رای رئیس جمهور می‌شوم.

*فشار داخلی برای تحریم انتخابات

جریان تندرو اصلاحات به صورت مستقیم و غیر مستقیم جلساتی برگزار کردند و به عارف و روحانی جهت کناره‌گیری از کاندیداتوری در انتخابات و تحریم این حماسه سیاسی، فشار وارد می‌کنند که تا به حال این فشارهای داخلی  بی‌نتیجه بوده و این دو نامزد اصلاحات اعلام کردند تا آخر در صحنه می‌مانیم.

*به طور مصداقی حمایت نمی‌کنم

علی‌رغم جلسات فراوان تشکیل شده با یک نامزد اصلاح‌طلب بعد از عدم احراز صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان مبنی بر اینکه وی از یک نامزد خاص حمایت کند این فرد صریحاً مخالفت خود را اعلام کرده و گفته است قصد ندارد به طور مصداقی از کسی حمایت کند.

* انتخابات یازده گزینشی دو مرحله‌ای

براساس گزارش یک نهاد افکار سنجی پیش بینی شده است انتخابات به مرحله دوم کشیده و در این مسیر رقابت میان اصولگرایان باشد.

*فحاشی ضد انقلاب علیه هاشمی

پس از انتشار سخنرانی و بیانیه‌های هاشمی رفسنجانی مبنی بر پذیرفتن نظر شورای نگهبان و اینکه حتماً به عنوان یکی از اولین رای دهندگان پای صندوق‌ رای حاضر می‌شود رسانه‌های ضد انقلاب نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و به این دلیل که هاشمی تاکنون هیچ موضوع گیری رادیکالی و تندی علیه نظام نداشته در رسانه ها و شبکه های اجتماعی خود درحال فحاشی علیه وی هستند 

*ستادهای تبلیغاتی در مرقد امام (ره)

شنیده شده است برخی از کاندیدهای انتخابات یازدهم حضور پرشور مردم در مراسم سالگرد 14 خرداد را فرصت خوبی برای خود دانسته و با تشکیل ستادهای تبلیغاتی جهت استقرار در مرقد امام (ره) قصد دارند با توزیع فیلم و بروشور در این مراسم برای خود رای آوری داشته باشند.

*سفر دو روزه به قم برای فشار به شورای نگهبان

شنیده شده است طیف تند رو اصلاحات بعد از عدم تائید صلاحیت یکی از نامزدهای این جریان تیمی را به قم فرستادند تا با برخی مراجع و علما جهت رایزنی برای تایید صلاحیت فرد مورد نظر خود دیدار داشته باشند که بر این اساس این افراد از این سفر دو روز با وجود دیدار با برخی از علما و مراجع دست خالی به تهران برگشتند.

*باید با نظام قهر کنی

گفته می‌شود جریان تندرو اصلاحات به هاشمی رفسنجانی پیشنهاد داده حالا که به دلیل عدم احراز صلاحیتت از سوی شورای نگهبان اعتراض نکردی در مراسم 14خرداد حاضر نشو که هاشمی در پاسخ به این درخواست گفته است من سرباز امام هستم و هیچگاه با نظام قهر نمی‌کنم.

*هزینه‌های گزاف برای فیلم های تبلیغاتی

باتوجه به شیوه جدید تبلیغات در دوره‌های اخیر و انجام برنامه‌های تلویزیونی، به نظر می‌رسد کاندیداها کمتر تمایل به انجام تبلیغات سنتی از قبیل چاپ پوستر دارند.اما در این میان، بیشترین هزینه صرف ساخت فیلم‌های تبلیغاتی شده که بنا بر شنیده‌ها به طور متوسط برای ساخت این مستندها برخلاف گفته‌های رسمی هزینه‌های گزافی پرداخت شده است.؛ گفتنی است هر کاندیدا می تواند دو مستند 30 دقیقه برای پخش از رسانه ملی داشته باشد.

*نظرسازی برای تخریب رقبا

برخی ستادهای نامزدها در راستای تخریب رقبای خود درحال نظرسازی هستند تا نامزد خود را به این شکل مطرح کنند؛ گفتنی است برخی از کاندیداهای انتخابات یازدهم نیز باوجود اطلاع از این نظرسازی‌ها هیچ تذکری به عاملین این ماجراها نداده‌اند.

* طرح جدید شبکه‌های معاند برای انتخابات یازدهم

در پی بی‌اثر شدن برخی توطئه‌های شبکه‌های معاند از جمله بی.بی.سی مبنی بر زیر سوال بردن سلامت نحوه برگزاری انتخابات یازدهم و اغتشاشات، طرح جدیدی مبنی بر افشاگری علیه کاندیداهای اصولگرا را کلید زده و طی فراخوانی در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرده هر شهروند یک چشم بینای ملت است؛ در این تبلیغات به طور غیر مستقیم تاکید می‌شود شورای نگهبان جدیدی با مشارکت عموم شهروندان باید برای بررسی صلاحیت نامزدهای اصولگرا برگزار شود.

*200 میلیون هزینه تبلیغات تصویری

شنیده شده است یکی از داوطلبان ورود به پاستور در یک مرحله حدود 1 میلیون سی دی تبلیغاتی سفارش داده تا به طور سراسری در کشور توزیع شود گفته‌می‌شود هزینه تکثیر هر سی دی 200 تومان برآورد شده که بر این اساس در فاز یک تبلیغات تصویری این فرد 200 میلیون هزینه کرده است.

*جدیدترین نظرسنجی از میزان مشارکت

بر اساس گزارش یک مرکز افکارسنجی برخلاف فضاسازی رسانه‌های بیگانه مبنی بر اینکه در این دوره از انتخابات مردم تمایلی برای حضور در پای صندوق‌های رای را ندارند، میزان مشارکت تاکنون  69.8 درصد برآورد شده است.

* دام ضد انقلاب برای اصولگرایان

شبکه‌های ضد انقلاب همانند بی.بی.سی، VOA و ... به خبرنگاران خارجی و رابطین داخلی خود دستور دادند تا با گفت‌وگو با فعالان اصولگرا به نوعی القا کنند که فضای انتخابات در ایران سرد است؛ این در حالی است که طبق مصوبات قانونی کشور مصاحبه مسئولین با شبکه‌های ضد انقلاب جرم محسوب می‌شود./ مرجع: فارس

var addthis_config = {"data_track_clickback":true};


جزئیات سفر فامیلی احمدی نژاد به نیویورک

جزئیات سفر فامیلی احمدی نژاد به نیویورک
قرار است در صورت احزار نهایی تخلف صورت گرفته ، مراتب جهت رسیدگی به قوه قضاییه ارسال شود تا کسانی که باپول بیت المال ، خانواده و دوستانشان را به نیویورک بردند ، علاوه بر تحمل مجازات قانونی ، خسارت وارده را از جیب خودشان جبران کنند. البته باید منتظر بود و دید که آیا نهایتاً کار بدانجا می کشد و چنین رأیی علیه مسوولان دولتی دست اندرکار این سفر صادر و اجرا می شود؟!
راه دانشجو: پرونده سفر محمود احمدی نژاد به نیویورک که با همراهی تعداد پرشماری از جمله اعضای خانواده و فامیل های رئیس جمهور صورت گرفت ، هر چند در آن زمان مورد انتقاد رسانه ها و از جمله عصرایران قرار گرفت و کسی به این انتقادات توجهی نکرد ولی در بین نمایندگان مجلس ، یک نفر به این حیف و میل بیت المال توسط رئیس جمهوری ساده زیست(!) واکنش نشان داد و علیه او به کمیسیون اصل 90 مجلس شکایت کرد. البته رئيس کميسيون اصل 90 مجلس می گوید که تعداد شاکیان بیش از یک نفر بوده است ولی تا کنون نامی جز "نادر قاضی پور" نماینده ارومیه نبرده است.

به گزارش عصرایران، به گفته "محمدعلي پور‌مختار" رئیس کمیسیون اصل 90 ،  «به جز هزينه هواپيما، هزينه هر اتاق كه درهتل محل اقامت رييس‌جمهور در اختيار همراهانش قرار گرفت شبي 400 تا 700 دلار * بود و بسياري از همراهان خانواده و اقوام مسوولان دولتي بودند.»

قرار است در صورت احزار نهایی تخلف صورت گرفته ، مراتب جهت رسیدگی به قوه قضاییه ارسال شود تا کسانی که باپول بیت المال ، خانواده و دوستانشان را به نیویورک بردند ، علاوه بر تحمل مجازات قانونی ، خسارت وارده را از جیب خودشان جبران کنند. البته باید منتظر بود و دید که آیا نهایتاً کار بدانجا می کشد و چنین رأیی علیه مسوولان دولتی دست اندرکار این سفر صادر و اجرا می شود؟!



جالب اینجاست که مقامات دولتی ، در آن زمان رسانه هایی مانند عصرایران را که به این بریز و بپاش معترض بودند را متهم به دروغگویی و تشویش اذهان عمومی می کردند.

 
 از این رو بد نیست ، نامه زیر راعیناً منتشر کنیم که کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی در جواب شکایت قاضی پور از احمدی نژاد، نوشته است:

جناب آقای قاضی پور
نماینده محترم ارومیه در مجلس شورای اسلامی

سلام علیکم

       بازگشت به نامه شماره 55177042 مورخ 92/11/2 موضوع «سفر سال گذشته رئیس جمهور و همراهان وی به نیویورک برای شرکت در اجلاس  مجمع عمومی سازمان ملل»، علیرغم عدم همکاری معاونت امور مجلس ریاست جمهوری در ارسال اطلاعات مورد نیاز کمیسیون، نکات ذیل به استحضار می رسد:
1-  تعداد ویزاهای درخواستی 175 عدد بوده است.

2- ویزاهای درخواست شده شامل حدود 50 عدد برای گروه پرواز و 125 عدد برای باقی افراد بوده است.

3- در مجموع 84 نفر از 125 عدد ویزای درخواست شده (به غیر از کادر پرواز)، در سفر هیات اعزامی همراه رئیس جمهور بودند که شامل هیات اصلی، هیات همراه، اعضای خانواه، گروه خبری، گروه حفاظت و سایر عوامل دست اندرکار می گردد.

4- از 84 نفر مسافر نیویورک، 27 نفر با گذرنامه سیاسی و 57 نفر با گذرنامه خدمت اعزام شده اند.

5- از 57 نفر اعزامی با گذرنامه خدمت، حدود 43 نفر از مدیران و کارکنان ریاست جمهوری و 14 نفر از بستگان و اعضای خانواده  رئیس جمهور  ، معاونین و دیگران مدیران ارشد بوده اند.


حضور پسر، عروس و همسران احمدی نژاد و مشایی در صحن مجمع عمومی سازمان ملل متحد



6- سفر افراد غیر مسئول در هیات اعزامی ضرورت نداشته و حضور همسران و اعضای خانواده آنان  نیز فاقد توجیه می باشد.

7- حضور زنان مقامات همراه رئیس جمهور در حالی صورت گرفته است که طبق عرف بین المللی تنها همسران رئیس جمهور در چنین اجلاس هایی حضور می یابند.

8- از میان همراهان رئیس جمهور ، اسامی افراد زیر دیده می شود:
-    خانم اعظم السادات فراحی همسر رئیس جمهور،
-    خانم طیبه ترکستانی همسر بقایی،
-    خانم شهربانو  ذبیحان لنگرودی همسر رحیم مشایی،
-    خانم قصری ضرغامی ثابت همسر ثمره هاشمی، 
-    آقای علیرضا احمدی نژاد فرزند رئیس جمهور،
-    خانم حسنا احمدی نژاد فرزند رئیس جمهور،
-    آقای رضا رحیم مشایی فرزند رحیم مشایی،
-    آقای امیر رضا بقایی فرزند بقایی

9- رئیس جمهور و همراهان در سفر سه روزه به نیویورک، در دو طبقه از هتلی در نیویورک مستقر شده بودند. هزینه هر شب اقامت هر اتاق 2 تخته از این هتل 4 ستاره در ماه سپتامبر 2012، از 400 تا 700 دلار اعلام شده بود.

10- با توجه به تنگناهای اقتصادی و مشکلات ارزی ناشی از تحریم ها که از سال 1391 کشورمان با آن مواجه می باشد، تحمیل هزینه های کلان ارزی و غیر ضرور، کاری غیرعادلانه و تحمیل فشار مالی سنگین بر مردم است و با شعار عدالت و مهرورزی دولت منافات دارد.

11- سفرهای غیرموجه در حالی صورت می گیرد که در نهاد ریاست جمهوری از تیرماه 1387، هیاتی متشکل از نماینده رئیس جمهور، معاونان وزارتخانه های اطلاعات و امور خارجه و همچنین دو نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به عنوان ناظر بر سفرهای خارجی کارکنان دولت نظارت می نماید.

12- هیچ یک از نمایندگان مجلس شورای اسلامی،  رئیس جمهور  را در  این سفر همراهی نکرده اند. 

محمدعلی پورمختار
رییس کمیسیون اصل نود


* قیمت آزاد هر دلار در شهریور 91 حدود 2500 تومان بود که برای هر اتاق هتل در نیویورک معادل یک میلیون تا یک میلیون و 750 هزار تومان است.

سايت‌ حامي‌ دولت: جلیلی‌ «بشارت‌ بزرگ» احمدی‌نژاد است (+عکس)

سايت‌ حامي‌ دولت: جلیلی‌ «بشارت‌ بزرگ» احمدی‌نژاد است (+عکس)
 
 
کد مطلب: 68024
تاریخ انتشار:دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۴۷
يك سایت نزدیک به دولت، از سعید جلیلی با عنوان «بشارت بزرگ» محمود احمدی‌نژاد نام برد و مدعي شد: «دنیا خواهد دید چگونه احمدی‌نژاد بار ديگر همه را مبهوت سیاست و تدبیر خویش خواهد کرد.»

سایت «رایحه ظهور» که از سوی سازندگان مستند جنجالی «ظهور بسیار نزدیک است» اداره می‌شود٬ با انتشار یادداشت و تصاویری از سعید جلیلی٬ از وی به عنوان «گزینه نهایی» احمدی‌نژاد در انتخابات نام برده و جلیلی را با عنوان مردی از تبار «جهاد» و «شهادت» نام برده که قرار است راه دولت احمدی‌نژاد را ادامه دهد و ادامه داده است: «کسانی که فکر می‌کنند احمدی‌نژاد سیاس و زیرک به راحتی در حال محو شدن از آسمان سیاسی کشور است، سخت در اشتباه هستند. ...دوست و دشمن آن روزی به عمق سیاست و کیاست احمدی‌نژاد پی خواهند برد که ببینند وی چگونه با درایت و زیرکی به همراه خود معبری نورانی به سوی آینده باز کرد.»


در بخش‌هايي از اين مقاله آمده است:

...واقع گرا و واقع بین باشیم، احمدی نژادی که در آغاز کار و با دستان خالی در برابر اژدهای هفت سر نفاق پیروز شد، اینک و با دارا بودن بسیاری از امکانات و فرصت ها به طریق اولی امکان پیروزی بر جبهه نفاق فرتوت و زخم خورده را داشته و دارد و به این آسانی که برخی از دوستان فکر مي‌کنند میدان را واگذار نکرده و نخواهد کرد.

...عده ای گمان مي‌کنند که احمدی نژاد تمام شد، او خود را فدا کرد تا بتواند نااهلان را که بار دیگر برای بازگشت دوباره و تسلط بر انقلاب خیز برداشته بودند کنار بزند، اما دوست و دشمن آن روزی به عمق سیاست و کیاست احمدی نژاد پی خواهند برد که ببینند وی چگونه با درایت و زیرکی به همراه خود معبری نورانی بسوی آینده باز کرد تا جریان حماسه و جهاد ۸ سال اخیر برای رسیدن به سرچشمه موعود خود ساری و جاری گردد، و اینگونه بود که احمدی نژاد با اطمینان و طمانینه قلبی به " ده برابر انقلابی تر بودن دولت بعدی" بشارت مي‌داد و مژده میداد که "دولت بعدی در تراز بالاتری از دولت کنونی قرار خواهد داشت".

...حرکت پرشتاب سالهای اخیر با انتخاب مردی از تبار جهاد و شهادت تداوم خواهد یافت در حالی که یاران گذشته نیز کماکان مشغول نقش آفرینی و انجام وظیفه خواهند بود. شاید دوره ظاهری تجسم ضعف های احمدی نژاد به سرآمده باشد اما گذشت زمان به خوبی نشان خواهد داد احمدی نژاد، تجسم نقاط قوت احمدی نژاد، محدودیت زمانی ندارد و باز شاید گذشت زمان نشان دهد که تجسم ضعف های احمدی نژاد که بسیار غیرمنصفانه مورد هجوم بود نیز از بین رفتنی نیست.

...به فضل الهی قوم مقدمه ساز به سلامتی در حال گذر از پیچ بزرگ تاریخی ست و در این میان جبهه باطل که خوابهای بسیاری برای این ایام دیده بود و خیالهای خامی داشت، در این دوران زوال و نابودی، هیچ راه چاره ای جز آغاز نبرد نهایی در پیش روی خود نخواهد داشت، راه چاره ای که ان شاالله به سرعت به پرتگاه نابودی آنها و گلستان ظهور مستضعفان ختم خواهد شد.

...و به فضل الهی این بار از پشت خیمه های معاویه بازنخواهیم گشت، این بار با نه تنها خیمه های نیرنگ و تزویر معاویه های مسلمان نما که کاخ های ظلم و ستم استکبار را ریشه کن خواهیم کرد. لحظه موعود به سرعت در حال فرا رسیدن است و این بشارت را مي‌توان به خوبی در وحشت دشمنان از وقایع منطقه از سرزمین حجاز و شام تا بحرین و یمن و عراق و ایران مشاهده کرد و این همان بشارتیست که ۸ سال پی در پی مبشران بزرگ ظهور از امام خامنه ای(مدظله) تا دکتر احمدی نژاد و بزرگان دیگر نوید آن را داده اند.
منبع:عصرایران

(تصاویر) تبلیغات ریاست جمهوری در گذر زمان

کد خبر: ۱۵۰۹۴۸
۰۴ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۹:۳۱
انتشار پوستر برای تبلیغات کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری، از همان دوره اول در ایران اغاز شد. شیوه ای که تا الان هم قدیمی نشده است.
ادامه نوشته

نامه‌های خصوصی رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد به استراتژیست CIA + سند

بررسی تخصصی ریشه‌های سیاسی و ایدئولوژیک "مکتب ایرانی"
با رونمايي از «منشور کوروش» و گسترش «ضدگفتمان مکتب ايراني»، اکثر اساتيد برجسته حوزه‌هاي علميه مانند آيات عظام نوري همداني، مصباح يزدي، مکارم شيرازي، جوادي آملي و... در کنار شخصيت‌هايي مانند رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح و فرمانده سپاه درباره تبعات منفي اين پروژه برادرانه به رئيس‌جمهور تذکر و هشدار دادند، اما ...
"گروه سیاسی صراط" - این مقاله، بخشی از کتاب «شاه کلید انگلیسی» نوشته پیام فضلی نژاد است که در صفحه پاورقی روزنامه کیهان منتشر شده است:
پس از افشاگري «حسين شريعتمداري» در مرداد 1389 از اهداف و انگيزه‌هاي پروژه «پايان اسلام‌گرايي» و دلايل ترويج «مکتب ايراني» توسط «حلقه انحرافي دولت»، روز 21 آبان 1389 آيت‌الله «صادق لاريجاني» رئيس قوه قضائيه در شوراي اداري شهر ياسوج به «بازگشت ريچارد فراي» واکنش نشان داد و گفت: «ريچارد فراي در مصاحبه اي با شبکه CNN عنوان کرده که حکومت مذهبي در ايران از بين مي رود و تغييراتي ايجاد خواهد شد. ببينيد اين افراد تا کجاها را انديشيده اند و نقشه مي‌کشند.» بدين‌ترتيب دست‌کم از 2 سال و نيم پيش، مقامات مطلع و موثر از عواقب «کودتاي ايدئولوژيک» حلقه انحرافي سخن مي‌گفتند و خواهان مرزبندي جدي احمدي‌نژاد با اين فرقه مرموز شدند. با رونمايي از «منشور کوروش» و گسترش «ضدگفتمان مکتب ايراني»، اکثر اساتيد برجسته حوزه‌هاي علميه مانند آيات عظام نوري همداني، مصباح يزدي، مکارم شيرازي، جوادي آملي و... در کنار شخصيت‌هايي مانند رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح و فرمانده سپاه درباره تبعات منفي اين پروژه برادرانه به رئيس‌جمهور تذکر و هشدار دادند، اما «اسفنديار رحيم مشايي» به جاي ارائه پاسخ‌هاي مستدل در برابر انتقادات به «مکتب ايراني» و ايده‌هاي «عبور از اسلام‌گرايي»، همه منتقدان دولت را وابسته به باندهاي زر و زور و تزوير دانست!



پس از موضع‌گيري به موقع رئيس قوه قضائيه درباره ريچارد فراي، بسياري از شخصيت‌ها خواستار «پس‌گرفتن قصر سنتي- تاريخي اصفهان» از اين جاسوس CIA شدند و موج گسترده افشاگري‌ها و هوشياري مسئولين نظام، هر روز بيشتر به نگراني‌هاي فراي دامن مي‌زد. سرانجام او در پايان آبان 1389 نامه‌اي خصوصي به رئيس‌جمهور نوشت. احمدي‌نژاد به سرعت پاسخ فراي را داد و مبالغه شگفت‌انگيزي از او کرد. رئيس‌جمهور احمدي‌نژاد در نامه خود که آذر 1389 توسط «اسفنديار رحيم مشايي» (رئيس‌دفتر وقت رئيس‌جمهور) از تهران به «دفتر نمايندگي ايران در سازمان ملل» براي تحويل به فراي ارسال شد، نوشت: «اينجانب شما را باور دارم و هيچ‌گاه تبليغات منفي دشمنان انسانيت را باور نکرده‌ام... ايران خانه شما و خانه همه انسان‌هاي پاک و دلسوز بشريت و کرامت اوست.»
احمدي‌نژاد در حالي چنين تجليل بي‌سابقه‌اي را از تئوريسين «مکتب ايراني» مي‌کند که ابعاد گسترده‌اي از زواياي پروژه جاسوسي او طي نيم‌قرن گذشته فاش شده بود و پروژه انگليسي- آمريکايي فراي يک پديده ناشناخته نبود. بنابراين در اين ميان، «بي‌اطلاعي» هيچ نقشي نداشت؛ چه اينکه وزارت اطلاعات نيز درنيمه اول دهه 1370 رسماً تأييد کرد که ماموريت ريچارد فراي در ايران «جمع‌آوري اطلاعات محرمانه از دولتمردان» است و هدفگذاري او روي مراکز آموزشي و دانشگاهي است. در ارديبهشت 1387 نيز روزنامه «کيهان» با افشاي روابط نزديک «هوشنگ اميراحمدي» (از دستياران فراي در ايران) سندي را به چاپ رساند که «حلقه انحرافي» همه دانشگاه‌هاي کشور را موظف به همکاري علمي- پژوهشي با اين عامل سازمان سيا کرده است، اما احمدي‌نژاد هيچ‌گاه به اين هشدارها توجه نکرد. بدين‌ترتيب، احمدي‌نژاد و هاشمي در دوران ريا‌ست‌جمهوري‌ خود عليرغم گزارش هاي مستند وزارت اطلاعات ،با غلتيدن به دام ايدئولوژي‌هاي التقاطي (که «مکتب ايراني» نمونه برجسته آن مي‌باشد) سرمايه‌هاي اجتماعي خود را از دست دادند. در دولت هاشمي، «عطالله مهاجراني» حلقه وصل تئوريسين‌ها و کارگزاران CIA با هاشمي بود و در دولت احمدي‌نژاد نيز مشايي قصد ايفاي اين نقش را داشت، اما افشاگري‌هاي روزنامه کيهان از سال 1386 درباره تئوري «پايان اسلام‌گرايي» اين پروژه را در نطفه خفه کرد و همانطور که شريعتمداري 2 سال قبل پيش‌بيني کرد «احمدي‌نژاد «اولين قرباني» حلقه انحرافي بود؛ حلقه‌اي که پيوندهاي سياسي و خصلت‌هاي مشترکي با جريان فتنه و حزب کارگزاران دارد و ماجراي «ريچارد فراي»، هاله اسفندياري ، سارا شورد ، رامين جهانبگلو ، کيان تاجبخش و ... از نمونه‌هاي برجسته آن به شمار مي‌رود.
فرای که سال 1332 از مشاوران شاه در زمينه «فرهنگ ايران باستان» به شمار مي‌رفت، پس از انقلاب نيز بازي سه‌گانه خود را با 3 رئيس‌جمهور در ايران پيش برد، اما پروژه فراي و عاقبت گفتمانيِ هاشمي و خاتمي و احمدي‌نژاد بايد درس عبرتي براي ديگر سياستمداران جمهوري اسلامي باشد که در دام بحران‌هاي گفتماني و کودتاي ايدئولوژيک نيفتند و اگر اين درس از تجربه‌اي چنين تلخ گرفته نشود، باز هم خطر در کمين جبهه انقلاب است.





بررسی تخصصی ریشه‌های سیاسی و ایدئولوژیک "مکتب ایرانی"
ريچاد فراي: از خانه نخست وزير شاه تا حلقه انحرافي دولت
«مکتب ايراني» از همان ابتدا توجه دربار پهلوي را به شدت جلب کرد، چون نتيجه نگرش ديني آن به درد ساختن يک توجيه ضروري براي اثبات رژيم سلطنتي مي‌خورد. شاه جوان هيچ مشروعيت و مقبوليتي نداشت و پس از کودتاي 28 مرداد 1332 - چند ماه پس از نخستين ديدارش با فراي- روزهاي پريشاني را پشت سر مي‌گذاشت. او بدون اجازه آمريکا قادر به انجام هيچ کاري نبود و براي همين در آذر 1333 براي سفري طولاني به مدت 2 ماه ساکن ايالات متحده شد.116 در اين سفر شاه با هدف تثبيت قدرتش موافقت‌نامه‌هاي اقتصادي و فرهنگيِ همه جانبه‌اي را به نفع آمريکا امضاء کرد117 و از اين پس، ايران را به عنوان يکي از مستعمرات رسمي ايالات متحده مي‌شناختند. نخستين جرقه‌هاي‌ ايدة «تمدن بزرگ» و تدوين «تاريخ ايران باستان» با تکيه بر پادشاهي «کوروش» از همين دوره خورد. در واشنگتن، ريچارد فراي به همراه استادش پرفسور آرتور پوپ اين ايده‌ها را تعقيب مي‌کرد و هر دو در اوج بحران مشروعيت سلطنت پهلوي به کمک شاه شتافتند. فراي براي ملاقات شاه از نيوجرسي به واشنگتن رفت.118 دومين ديدار آنان بسيار سرنوشت‌ساز بود، چون سرانجامِ اين ملاقات‌ها به برگزاري جشن هنر شيراز کشيد که يکي از عوامل سقوط شاه شناخته مي‌شود و متهم رديف اول آن نيز در ميان ايدئولوگ‌هاي غربي کسي جز ريچارد فراي نبود.119
براساس اسناد وزارت خارجه آمريکا پرفسور آرتور پوپ آن زمان در راس لابي قدرتمندي «با هدف بازار گرمي براي ادامه سلطنت پهلوي‌» قرار داشت120 و حتي پس از بازگشت شاه به ايران، حسين علاء (از دولتمردان حاميِ مافياي قاچاق عتيقة پوپ) به نخست‌وزيري رسيد.121 اين چنين، فرصت‌هاي بي‌شماري در اختيار پرفسور پوپ و شاگردانش مانند فراي قرار گرفت و البته عطشِ شاه نيز براي تاريخ‌سازي از خاندان پهلوي نيز فرو مي‌نشست. از نيمه دوم دهه 1330 ريچارد فراي با مسافرت‌هاي منظمي به ايران و شهرهاي آن به کار حرفه‌اي ايران‌شناسي روي آورد و خيلي زود يک تفسير تاريخي از «فَر کياني در ايران باستان» را ارائه داد.122 «فَر كياني» و «فَر ايراني» از پرآوازه‌ترين بن‌مايه‌هاي باورشناختي در ايران باستان و آئين زرتشت است و شيوة روايت فراي از اين 2 نيروي الهي نيز بن‌ماية خوبي براي توجيه سلطنت حاکم بر ايران مي‌ساخت.123 او در مکتب ايراني، «فَر» را همان «نيروي الهي» در «سنت باستاني» مي‌دانست که در همة اعصار مانند يک هالة نور از شاهان ايران حمايت مي‌کند و از اين نقطه، «تأييدات الهيِ محمدرضا پهلوي» را نتيجه مي‌گرفت.124 اين کار، دقيقاً يکي از عناصري بود که در «مکتب ايراني» با دين مي‌آميخت و با عرضة آئين جديدي به نام «اسلام ايراني»، ماهيت اسلام ناب را به نفع رژيم پهلوي مسخ مي‌کرد. ريچارد فراي در قرائت خود از «اسلام ايراني» حتي ريشه انديشه‌هاي ناب شيخ اشراق را به افلاطون و «آئين ميترائيسم» مي‌رساند و هستة اسلامي آن را از بيخ و بن محو مي‌سازد.125 بدين‌ترتيب در ملي‌گراييِ اشراقي، ريشه‌هاي تاريخيِ «اشراق‌گرايي» با سنتِ اسلامي قطع مي‌شود و با يک پيوند مصنوعي به «سنت باستاني» مي‌چسبد.



طبيعتاً براي خاندان بي‌ريشه پهلوي که با کودتاي نظامي و حمايت‌هاي انگليس و آمريکا به سلطنت رسيدند، ريچارد فراي مثل يک «منجي ايدئولوژيک» بود و خودش در مصاحبه با پروژه تاريخ شفاهي دانشگاه کمبريج گفت «پول خوبي هم بابت اين کار به من مي‌دادند.»126 اين‌بار نيز ريشه ماموريت او به انگليس مي‌رسيد، چون آن‌ها را دست‌کم از قرن شانزدهم ميلادي استاد ساختنِ فلسفه‌هاي توجيهي براي سلطنت‌هاي مختلف مي‌شناختند و اين کار تخصص اصليِ سه فيلسوف بزرگ انگليسي، سِرفرانسيس بيکن، توماس هابز و جان لاک به شمار مي‌رفت.127 ريچارد فراي براي ترويج «باستان‌گرايي پهلوي» به قول خودش با «دست چپ و راست شاه» ارتباط نزديک داشت و خيلي زود در دايره دوستان نزديک اسدالله علم نخست‌وزير و وزير دربار عصر پهلوي دوم قرار گرفت.128 او جزئيات روابطش با دولتمردان عصر پهلوي را براي شهلا حائري اينگونه شرح مي‌دهد:
من دفعات متعددي با «اسدالله علم» جلسه داشتم و صحبت کرده‌ام. با او در باغ شميران يعني خانه‌اش، نهار مي‌خوردم. او براي من هميشه قابل احترام خواهد ماند. من هميشه علم را دست راست شاه خطاب مي‌کردم و «منوچهر اقبال» را دست چپ شاه. هر دوي آن‌ها مي‌توانستند اقدامات مستقلي انجام دهند. شاه به آنان خيلي وابسته بود.129
ريچارد فراي همواره سراغ مهره‌هاي پرنفوذ و دولتمردان درجه يک مي‌رفت و معمولاً وقتش را با مذاکرات بيهوده و پرحرفي‌هاي بي‌نتيجه تلف نمي‌کرد. همان هنگام که فراي براي نهار به خانه وزير دربار در باغ شميران دعوت مي‌شد، دوست صميمي هنري کيسينجر هم بود؛ کسي که ستون سياست خارجي آمريکا را مي‌ساخت130 و با شاه نيز دوستي شخصي داشت.131 فراي و کيسينجر از ابتداي دهه 1340 تصميم‌سازان موثري در «روابط فرهنگي ايران و آمريکا» بودند و با يکديگر مدرسه تابستاني مطالعات ايراني دانشگاه هاروارد را راه انداختند132 که به مرور تبديل به يکي از کانون‌هاي مهم تربيت روشنفکران و سياستمداران ليبرال شد.133 يکي از شاگردان فراي در اين دوره سيدحسين نصر، فيلسوف سنت‌گرا و رئيس‌دفتر ويژه فرح پهلوي بود.134 نصر اکنون از رهبران فرقه «مريميه شاذليه» در ايران است135 و مانند استادش روابط نزديکي با هر دو حلقه سيدمحمد خاتمي و محمود احمدي‌نژاد دارد؛ چه اينکه توسط هر دو بسيار تجليل شد. نصر دو بار با خاتمي هم در زمان رياست‌جمهوري‌اش و هم پس از آن در سوئيس و آمريکا ملاقات‌هاي مفصلي کرد.136 همچنين روابط سيدحسين نصر از سال 1387 با رئيس‌ دولت و برخي نمايندگان سرشناس مجلس چنان گرم شد که ابتدا جايزه حکمت سينوي را از اسفنديار رحيم‌مشايي گرفت137 و سپس در آذر 1390 به بهانه شرکت در همايش روز جهاني فلسفه با زمينه‌سازي دکتر غلامرضا اعواني قصد بازگشت به ايران را داشت،138 ولي افشاگري روزنامه کيهان همه نقشه‌هاي «سناريوي بازگشت نصر» را نقش بر آب کرد و نصر در نيمه راه ايران از دوبي به آمريکا بازگشت.139 فراي در خاطراتش مي‌گويد «نصر به طور بسيار ناگهاني به طرف اسلام تغيير مسير داد؛ براي تعطيلات تابستاني به مراکش رفت و وقتي برگشت ريش گذاشت و شد يک سيد!»140 نصر چنان علاقه‌مند به تصوف و فرقه‌هاي صوفي‌ شد که «مي‌خواست همه چيز را ول کند و برود درويش شود»141 اما ريچارد فراي ترغيبش کرد تا رشته تاريخ علم در دانشگاه هاروارد را به پايان برساند و او را براي کار به هنري کيسينجر معرفي کرد.142 چندي بعد، نصر دستيار اجرايي کيسينجر در «مدرسه تابستاني هاروارد» شد.143
يکي از نخستين ماموريت‌هاي فراي گسترش الگوي کيسينجر براي تاسيس «مدرسه مطالعات تابستاني» در دانشگاه‌هاي مهم ايران بود. تلاش‌هاي او در آخر به ايجاد يک شبکه يهودي- بهاييِ «ايران‌شناسي» در آمريکا منتهي گشت و فراي اولين گام آن را سال 1342 - درست همان زماني که نهضت امام خميني(ره) آغاز شد- هنگام صرف نهار با اسدالله علم در «باغ شميران» برداشت. (سرانجام اين شبکه بهايي پس از انقلاب در بنياد مطالعات ايران به رياست عالية اشرف پهلوي با حضور سيدحسين نصر، احسان يارشاطر، فراي و... به مغز متفکر جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي تبديل شد.) علم پس از نخست‌وزيري‌اش به رياست دانشگاه پهلوي رسيد.144 اين دانشگاه در شيراز و خواهرخوانده دانشگاه پرينستون در شهر نيوجرسي آمريکا بود.145 محمدرضا پهلوي مي‌خواست اين دانشگاه صرفاً از روي الگوهاي آمريکايي طراحي شود146 و بعدها معماري آن را به مينورو ياماساکي سپرد که يکي از کارهايش طراحي برج‌هاي دوقلوي مرکز تجارت جهاني در نيويورک است.147
هدف شاه از انتصاب وزير دربار به اين سمت، گسترش سريع پروژه دانشگاه پهلوي بود و فراي مرد شماره يکِ علم براي اين کار به شمار مي‌رفت.148 مثلثِ ريچارد فراي و هنري کيسينجر و اسدالله علم در اين نقطه ساخته شد و اولين همکاري پردامنة آنان با تاسيس «مدرسه مطالعات تابستاني» در دانشگاه پهلوي شکل گرفت.149 حالا «گروه تماس نيوجرسي» پايگاه مطمئني را براي پروژه‌هاي «جاسوسي آکادميک» در ايران پيدا کرده بود و تاريخ‌سازي و ايدئولوژي‌سازي براي سلطنت پهلوي نيز تمرکز بيشتري مي‌يافت.
براي مطالعه ارجاعات، اسناد، منابع و پانوشت‌هاي پاورقي به کتاب «شاه‌کليد انگليسي» (جلد 50 مجموعه نيمه پنهان) نوشته پيام فضلي‌نژاد که در آينده نزديک توسط «دفتر پژوهش‌هاي موسسه کيهان» منتشر مي‌شود، مراجعه فرمائيد.

تصاویر/ تایید صلاحیت‌شدگان انتخابات یازدهم

در اجرای ماده 60 قانون انتخابات ریاست جمهوری اسامی نامزدهای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری که صلاحیت آنان مورد تایید شورای محترم نگهبان قرار گرفته به شرح ذیل است.

محمد باقر قالیباف


سعید جلیلی


علی اکبر ولایتی


محسن رضایی


"غلامعلی حداد عادل "


حسن روحانی


محمد غرضی


محمدرضا عارف