“خدا از روح خودش تو بدن انسان دمیده.!!”

“خدا از روح خودش تو بدن انسان دمیده.!!”

یک متن زیبا و قشنگ – فقط بخونید و لذت ببرید

يك نقل قول:

چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها ,, افراد زیادی اونجا نبودن , ۳نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد که نهایتا ۶۰-۷۰ سالشون بود ,, ما غذا مون رو سفارش داده بودیم که یه جوان نسبتا ۳۵ ساله اومد تو رستوران یه چند دقیقه ای گذشته بود که اون جوانه گوشیش زنگ خورد , البته من با اینکه بهش نزدیک بودم ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم , بگذریم شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و بعد از اینکه صحبتش تمام شد رو کرد به همه ما ها و با خوشحالی گفت که خدا بعد از ۸ سال یه بچه بهشون داده و همینطور که داشت از خوشحالی ذوق میکرد روکرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتریتون مهمونه من هستن میخوام شیرینیه بچم رو بهشون بدم ,, به همشون باقالی پلو با ماهیچه بده ,, خوب ما همه گیمون با تعجب و خوشحالی داشتیم بهش نگاه میکردیم که من از روی صندلیم بلند شدم و رفتم طرفش , اول بوسش کردم و بهش تبریک گفتم و بعد بهش گفتم ما قبلا غذا مون رو سفارش دادیم و مزاحم شما نمیشیم, اما بلاخره با اصرار زیاد پول غذای ما و اون زن و شوهر جوان و اون پیره زن پیره مرد رو حساب کرد و با غذای خودش که سفارش داده بود از رستوران خارج شد , ,,,

خب این جریان تا این جاش معمولی و زیبا بود , اما اونجایی خیلی تعجب کردم که دیشب با دوستام رفتیم سینما که تو صف برای گرفتن بلیت ایستاده بودیم , ناگهان با تعجب همون پسر جوان رو دیدم که با یه دختر بچه ۴-۵ ساله ایستاده بود تو صف ,,, از دوستام جدا شدم و یه جوری که متوجه من نشه نزدیکش شدم و باز هم با تعجب دیدم که دختره داره اون جوان رو بابا خطاب میکنه ,, دیگه داشتم از کنجکاوی میمردم , دل زدم به دریا و رفتم از پشت زدم رو کتفش ,, به محض اینکه برگشت من رو شناخت , یه ذره رنگ و روش پرید ,, اول با هم سلام و علیک کردیم بعد من با طعنه بهش گفتم , ماشالله از ۲-۳ هفته پیش بچتون بدنیا اومدو بزرگم شده ,, همینطور که داشتم صحبت میکردم پرید تو حرفم گفت ,, داداش او جریان یه دروغ بود , یه دروغ شیرین که خودم میدونم و خدای خودم,,

دیگه با هزار خواهش و تمنا گفت ,,,,, اون روز وقتی وارد رستوران شدم دستام کثیف بود و قبل از هر کاری رفتم دستام رو شستم ,, همینطور که داشتم دستام رو میشستم صدای اون پیرمرد و پیر زن رو شنیدم البته اونا نمیتونستن منو ببینن که دارن با خنده باهم صحبت میکنن , پیرزن گفت کاشکی می شد یکم ولخرجی کنی امروز یه باقالی پلو با ماهیچه بخوریم ,, الان یه سال میشه که ماهیچه نخوردم ,,, پیر مرده در جوابش گفت , ببین امدی نسازی ها قرار شد بریم رستوران و یه سوپ بخریم و برگردیم خونه اینم فقط بخاطر اینکه حوصلت سر رفته بود ,, من اگه الان هم بخوام ولخرجی کنم نمیتونم بخاطر اینکه ۱۸ هزار تومان بیشتر تا سر برج برامون نمونده ,, همین طور که داشتن با هم صحبت میکردن او کسی که سفارش غذا رو میگیره اومد سر میزشون و گفت چی میل دارین ,, پیرمرده هم بیدرنگ جواب داد , پسرم ما هردومون مریضیم اگه میشه دو تا سوپ با یه دونه از اون نونای داغتون برامون بیار ,,

 

من تو حال و هوای خودم نبودم همین طور آب باز بود و داشت هدر میرفت , تمام بدنم سرد شده بود احساس کردم دارم میمیرم ,, رو کردم به اسمون و گفتم خدا شکرت فقط کمکم کن ,, بعد امدم بیرون یه جوری فیلم بازی کردم که اون پیر زنه بتونه یه باقالی پلو با ماهیچه بخوره همین ,, ازش پرسیدم که چرا دیگه پول غذای بقیه رو دادی ماهاکه دیگه احتیاج نداشتیم ,, گفت داداشمی ,, پول غذای شما که سهل بود من حاضرم دنیای خودم و بچم رو بدم ولی ابروی یه انسان رو تحقیر نکنم ,, این و گفت و رفت ,, یادم نمیاد که باهاش خداحافظی کردم یا نه , ولی یادمه که چند ساعت روی جدول نشسته بودم و به درودیوار نگاه میکردم و مبهوت بودم ,,,,

 

“خدا از روح خودش تو بدن انسان دمیده.!!”

 

ارتش بعث عراق برای سر این خلبان جایزه تعیین کرده بود

ارتش بعث عراق برای سر این خلبان جایزه تعیین کرده بود

عباس دوران

صبح سی‌ام تیر ماه سال ۱۳۶۱ خلبان شهید، عباس دوران که در تعداد پرواز جنگى در نیروى هوایى رکورد داشت و عراق، براى سرش جایزه تعیین کرده بود، پس از بمباران پالایشگاه بغداد، هواپیما را که آتش گرفته بود، به هتل محل برگزارى اجلاس سران غیرمتعهدها مى‌کوبد.

تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۳۹۱ - ۱۳:۳۰

سی‌ام تیر ماه، سالروز شهادت مردی بزرگ از مدافعان کشور اسلامی‌مان است؛ خلبانی که با شجاعت و ایمان خود در دوران دفاع مقدس، نام خویش را به عنوان یکی از قهرمانان تاریخ و ملت مسلمان ایران ثبت کرد.

عباس دوران به سال 1329 در شیراز متولد شد. وی با آغاز جنگ تحميلي، خدمت خود را در پست افسر خلبان شکاري و معاونت عمليات فرماندهي پايگاه سوم شکاري شهيد نوژه ادامه داد.
او در سال‌‌هاي دفاع مقدس بيش از يکصد سورتي پرواز جنگ انجام داد. دوران در تاريخ 7 /9/ 1359 اسکله «الاميه» و «البکر» را غرق کرد و در عمليات فتح المبين نیز حماسه آفريد. در تاريخ 30/ 4/ 1361 براي انجام مأموريت حاضر شد و هدف مورد نظر او ناامن کردن بغداد از انجام کنفرانس سران کشورهاي غيرمتعهد بغداد بود؛ اما هنگام عملیات اصابت موشک عراقي، باعث شد هواپيما آتش بگيرد. دوران به طرف پالايشگاه الدوره پرواز کرد و همه بمب‌ها را روي پالايشگاه فرو ريخت. قسمت عقب هواپيما در آتش مي‌سوخت. کاظميان، همراهش با چتر نجات به بيرون پريد، ولی دوران به سمت هتل سران ممالک غيرمتعهد پرواز کرد و در آخرين لحظات با يک عمليات استشهادي، هواپيما را به ساختمان هتل کوبيد. سردار دلاور 32 ساله ايران اسلامي در روز سي‌ام تير سال 1361 به شهادت رسید.

....

ادامه نوشته

جای مهدی باکری‌ها و همت‌‌ها در تحریم‌های اقتصادی خالی است

محسن رضایی در «دیروز، امروز، فردا»؛

شرایط امروز کشور قابل پیش بینی بود؛ حالا چرا برخی پیش بینی نکردند، به نظر من اشکال دارد. بنا به سند شهید باقری در خاطرات خود در صفحه ۲۸۴ و ۲۵۸ سه شنبه سیزدهم بهمن ۱۳۶۰ نوشته است که ما در جلسه فرماندهان بودیم. وی درباره رابطه ایران و آمریکا صحبت‌هایی کردند و گفتند که دو احتمال هست.

تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۹

محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام پنجشنبه شب مهمان برنامه «دیروز، امروز، فردا» بود و در خصوص قطعنامه ۵۹۸ و تحریم‌ها در زمان جنگ و زمان کنونی و راهکارهای مقابله با این تحریم‌ها و مشکلات اقتصادی به گفت‌و‌گو نشست که مشروح کامل آن در ادامه می‌آید:

قطعنامه ۵۹۸ شاهکار سیاسی حضرت امام بود

به گزارش «تابناک» به نقل از خبرگزاری دانشجو، محسن رضایی در خصوص رمزگشایی قطعنامه ۵۹۸ گفت: هیچ رمزی وجود ندارد و همه رمز‌ها قبلا گشوده شده است. شروع صحبت‌های خودم را با حدیثی از امام سجاد (ع) شروع می‌کنم؛ ایشان می‌فرمایند هر کس که بینش و عقلش کامل‌ترین چیزش نباشد هلاکش آسان‌ترین چیزش خواهد بود؛ این حدیث نشان می‌دهد که ما باید همیشه از عقل و دانش و بینش و تدبیر به عنوان بر‌ترین نعمت الهی استفاده کنیم.

اتفاقا قطعنامه ۵۹۸ هم شاهکار سیاسی حضرت امام بود و شاید رمزگشایی در این بخش باشد؛ یعنی امام در پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شاهکار بزرگ سیاسی انجام داد.

...

ادامه نوشته

دوچرخه‌سواری ایران هم تعلیق شد!سقوط ورزش به سرعت ادامه دارد !؟

دوچرخه‌سواری ایران هم تعلیق شد!

بعداز تعلیق قایقرانی و تیراندازی به سلامتی دوچرخه‌سواری ایران هم تعلیق شد! اندک مدیران متخصص و ورزشی هم هر روز از سمت خود برکنار می شوند تا موی دماغ مدیران بی تجربه نشوند ! آقایان همه فهمیدند که این کاره نیستید ، شما را به خدا لطف کنید با یک استعفا دست جمعی کار را به دست کاردان بسپارید ، مالکان اصلی ورزش؛ عبدالله موحد ، همایون بهزادی و هزاران پیشکسوتی هستند که تشنه خدمت به ورزشند ولی افسوس ؟

کد خبر: ۲۵۹۳۳۰

تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۳۹۱ - ۱۹:۲۳

 فدراسیون جهانی(اتحادیه بین‌المللی) دوچرخه‌سواری در پی تغییرات انجام شده در فدراسیون ایران و پس از چند نامه‌نگاری، با ارسال نامه‌ای جدید از اجرای حکم تعلیق ایران خبر داد.

 

به گزارش «تابناک»، فدراسیون جهانی دوچرخه‌سواری در نامه‌ای به فدراسیون ایران اعلام كرد كه دوچرخه‌سواری ایران تعلیق شده و این حكم تعلیق اجرا خواهد شد. این یكی از عواقب تغییرات ناگهانی وزارت ورزش در فدراسیون‌های ورزشی است كه رشته‌های تیراندازی با كمان و قایقرانی هم درگیر آن هستند.

 

 در نامه‌ای كه فدراسیون جهانی دوچرخه‌سواری برای فدراسیون ایران ارسال كرده، نوشته شده: « بدینوسیله اعلام می‌کنیم نامه ارسال شده از طرف NOC به تاریخ 9 ژولای و همچنین نامه دبیر کل جدید فدراسیون شما دریافت گردید. پس از بررسی نامه‌های شما، متأسفیم به اطلاع برسانیم که توضیحات شما شرایط مطرح شده در نامه ما به تاریخ 5 ژولای 2012 را برآورده نمی‌کنند. با در نظر گرفتن شرایط، ما موظف هستیم تصمیم هیئت مدیره اتحادیه بین‌المللی دوچرخه‌سواری درتاریخ 15 و 16 ژوئن 2012 که حکم تعلیق فدراسیون شما از امروز را اعلام کرده است، به اجرا در آوریم.»

 

 با نگاه به گوشه و کنار وزارتخانه ورزش و جوانان، درمی‌یابیم که کمتر از نیروهای متخصص و آشنا به امر ورزش استفاده شده است.

 

بنا بر این گزارش، با آمدن دکتر عباسی به ساختمان چهار طبقه خیابان سئول، تقریبا می‌توان گفت که شاهد هجوم مدیران بیکار شده از وزارت ادغام شده تعاون به این ساختمان سفیدرنگ بودیم؛ انتصاب‌هایی که رکن اساسی آن «آشنایی» و «سلام وعلیک» با جناب وزیر است. 

 

نمونه‌ای دیگر از این دست که باعث دلخوری، نگرانی و اعتراض بسیاری از اهالی ورزش شده، انتصاب در اداره کل ورزش و جوانان تهران است.

 

ورزش تهران که یکی از مراکز مهم و اساسی در ورزش کشور به شمار می‌رود، به کسی سپرده می‌شود که به فعالیت در این زمینه آشنا نیست. راستی به چه دلیل این منصب بسیار مهم که پویایی آن باعث شکوفایی کل ورزش می‌شود و خمودگی آن باعث ناهنجاری در کل ورزش کشور می‌شود، به شخصی سپرده شده که سابقه و تخصصی در این موضوع ندارد؟

 

آیا دلیل این انتصاب، آشنایی وی با جناب وزیر در وزارتخانه سابق تعاون نیست؟

 

مدیریت غیر تخصصی تاثیر منفی زیادی روی ورزش ما گذاشته است و با توجه به هزینه های بسیار بالا و تلف کردن عمر بسیار زیادی از جوانهای مملکت که جهت اخذ مدارک عالی ورزش که در اغلب دانشگاهها تحصیل کرده یا مشغول تحصیل هستند و تعداد بسیار اندکی از آنها جذب مدیریت ورزشی شده اند با سوء مدیریت حاصل حضور مقطعی مدیران سیاسی بدون استفاده از کارشناسان تحصیل کرده و مرتبط است اما جای افسوس است که شیب بسیار خفیف صعود در اخذ مدال را بدون در نظر گرفتن مقدار هزینه عمری و ریالی مدیران وقت مایه فخر و مباهات خود می شمارند و متاسفانه گاهی اوقات مسئولین بر سر ملت ایران منت هم می گذارند...

 

نمونه سوء مدیریت حال حاضر هم نمایشی است که این روزها در مورد تیر و کمان، قایقرانی و بعضی از فدراسیونهای دیگر شاهد آن هستیم که در نزدیکترین زمان ممکن تا المپیک، با ایجاد بحران جهت جایگزینی نفرات وابسته به خودشان، چنین شرایط اسفناکی را رقم زده اند لذا تنها فاکتور مثبتی که تبدیل سازمان تربیت بدنی به وزاتخانه داشت و پاسخگویی وزیر به مجلس را به همراه دارد، با پست دادن وزیر به بعضی از نمایندگان مجلس، این فاکتور مثبت را از بین برده اند و وزیر مقابل عمکرد خود به درستی مورد سوال مجلس قرار نمی گیرد تا نمایندگانی که در مجلس پرچم ورزش را به غلط در دست خودشان گرفته اند، با حکم همین وزیر در باشگاهها و فدراسیونها حکم اجرایی دارند و این مغایر تفکیک قوایی که در قانون اساسی ماهم وجود دارد، است.

 

جالب این که اندک مدیران متخصص و ورزشی هم هر روز از سمت خود برکنار می شوند تا موی دماغ مدیران بی تجربه نشوند ! همه فهمیدند که این کاره نیستید ، شما را به خدا لطف کنید با یک استعفا دست جمعی کار را به دسا کاردان بسپارید ، مالکان اصلی ورزش ، عبدالله موحد ، همایون بهزادی و هزاران پیشکسوتی هستند که تشنه خدمت به ورزشند ولی افسوس ؟

آیت‌الله خامنه‌ای از دیدگاه دوست و دشمن / امام خامنه‌ای کیست؟

 

منزل پدرى من که در آن متولد شده‌ام، تا چهار ـ پنج سالگى من، یک خانه 60 – 70 مترى در محّله فقیرنشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیرزمین تاریک و خفه‌اى!

آیت‌الله خامنه‌ای از دیدگاه دوست و دشمن
امام خامنه‌ای کیست؟

تیرماه ۱۳۱۸ خورشیدی مصادف شده بود با ۲۸ جمادی الاول ۱۳۵۸ قمری، منزل «حاج سید جواد خامنه اى» که مانند بیشتر روحانیون و مدرسّان علوم دینى بسیار ساده بود، فرزندی پا به عرصه خاکی گذاشت که پدرش نام او را « سیدعلی» انتخاب کرد.

رهبر بزرگوار از وضع و حال زندگى خانواده‌شان چنین مى‌گویند:

«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خیلى پارسا و گوشه‌گیر… زندگى ما به‌سختى مى‌گذشت. من یادم هست شب‌هایى اتفاق مى‌افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیّه مى‌کرد و… آن شام هم نان و کشمش بود.»

امّا خانه‌اى را که خانواده سیّدجواد در آن زندگى مى‌کردند، رهبر انقلاب چنین توصیف مى‌کنند:

«منزل پدرى من که در آن متولد شده‌ام، تا چهار ـ پنج سالگى من، یک خانه ۶۰ – ۷۰ مترى در محّله فقیرنشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیرزمین تاریک و خفه‌اى! هنگامى که براى پدرم میهمان مى‌آمد (و معمولاً پدر بنابراین که روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیرزمین مى‌رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه‌اى که به پدر ارادتى داشتند، زمین کوچکى را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم.»
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده‌اى فقیر امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صمیمی، این‌گونه پرورش یافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سید‌محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه‌تأسیس اسلامى «دارالتعّلیم دیانتى» ثبت‌نام کردند و این دو دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند.
تحصیل در حوزه علمیه «نجف اشرف» و حضور در حوزه عملیه شهر قم در سال ۱۳۴۱ باعث همراهی ایشان با قیام مردمی «حضرت امام خمینی(ره)» شد. بازداشت‌های مکرر ایشان توسط ساواک که تعداد آن به عدد شش رسیده بود منجر شد تا رژیم سفاک پهلوی، ایشان را به شهر ایرانشهر تبعید کند. همراهی با جریانات انقلاب اسلامی تا پیروزی این حرکت مردمی در بهمن ماه ۱۳۵۷ ادامه داشت، پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز همچنان پرشور و پرتلاش به فعالیّت‌هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزدیک تر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى‌نظیر و بسیار مهّم بودند.
آنچه که پیش رو دارید نظرات چهره‌های برجسته سیاسی، دینی و اجتماعی و برخی از سیاستمداران است که رویکرد و عملکرد آنها نسبت به انقلاب اسلامی معاندگونه است؛ پیرامون شخصیت مقام معظم رهبری است:

* امام خمینی(ره) خطاب به مقام معظم رهبری در زمان ریاست جمهوری ایشان: هر موقعی‌که شما به سفر می‌روید، من مضطرب هستم تا برگردید. خیلی سفر نروید!

* پیام امام خمینی (ره) به مناسبت سوءقصد به جان مقام معظم رهبری در ۶ تیر ۶۰

بسم‌الله الرحمن الرحیم
جناب حجت‌الإسلام آقاى حاج سیدعلى خامنه‏اى دامت افاضاته
خداوند متعال را شکر که دشمنان اسلام را از گروه‌ها و اشخاص احمق قرار داده است، و خداوند را شکر که از ابتداى انقلاب شکوهمند اسلامى هر نقشه که کشیدند و هر توطئه که چیدند و هر سخنرانى که کردند ملت فداکار را منسجم‏تر و پیوندها را مستحکم‏تر نمود و مصداق “لازال یُؤیّدُ هذا الدّین بالرجل الفاجر “[۱] تحقق پیدا کرد. اینان هر جا سخن گفتند خود را رسواتر کردند و هرچه مقاله نوشتند ملت را بیدارتر نمودند و هرچه شخصیتها را ترور کردند قدرت مقاومت را در صفوف فشرده ملت بالاتر بردند. اکنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما که از سلاله رسول اکرم و خاندان حسین‌بن‌على هستید و جرمى جز خدمت به اسلام و کشور اسلامى ندارید و سربازى فداکار در جبهه جنگ و معلمى آموزنده در محراب و خطیبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمایى دلسوز در صحنه انقلاب مى‏باشید، میزان تفکر سیاسى خود و طرفدارى از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اینان با سوء‌قصد به شما عواطف میلیون‌ها انسان متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان جریحه‏دار نمودند.
اینان آن‌قدر از بینش سیاسى بى‏نصیبند که بى‏درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پیشگاه ملت به این جنایات دست زدند، و به کسى سوء قصد کردند که آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین انداز است. اینان در این عمل غیرانسانى به جاى برانگیختن و رعب، عزم میلیون‌ها مسلمان را مصمم‏تر و صفوف آنان را فشرده‏تر نمودند. آیا با این اعمال وحشیانه و جرایم ناشیانه وقت آن نرسیده است که جوانان عزیز فریب‌خورده از دام خیانت اینان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزیز خود را فداى امیال جنایتکاران نکنند و آنان را از شرکت در جنایات آنان برحذر دارند؟ آیا نمى‏دانند که دست زدن به این جنایات، جوانان آنان را به تباهى کشیده و جان آنان به دنبال خودخواهى مشتى تبهکار از دست مى‏رود؟ ما در پیشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقیة اللَّه- ارواحنا فداه- افتخار مى‏کنیم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه که شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مى‏برند. من به شما خامنه‏اى عزیز، تبریک مى‏گویم که در جبهه‏هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به این ملت مظلوم خدمت نموده، و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.
والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.
روح اللَّه الموسوى الخمینى
[۱] مسند احمد؛ ج ۲؛ ص ۳۰۹؛ کنزالعمال؛ ج ۱؛ ص ۴۵؛ ح ۱۱۵
منبع: صحیفه‌ امام؛ ج ‏۱۴؛ ص ۵۰۴

* ختم صلوات برای سلامتی

فرزند آیت‌الله العظمی بهجت با اشاره به همزمانی روزهای پایانی عمر پدر بزرگوارشان با سفر رهبر انقلاب به استان کردستان، در بیان حالت روحی ایشان، به حساسیت این مرجع تقلید نسبت به سلامت رهبری اشاره می‌کند و می‌گوید: این موضوع سبب شد تا معظم‌له برای سلامتی رهبر انقلاب چندین ختم ویژه صلوات و ذکر را گرفتند و مداومت بر این ختم‌ها که برای سلامتی رهبر انقلاب بوده است تا آخرین ساعت عمر حضرت آیت‌الله بهجت ادامه داشته است. برخی نیز از پیش‌بینی رهبری آقا چند سال پیش از رهبری توسط ایشان خبر داده‌اند.

* به تقوایش پی بردم

شهید آیت‌الله مطهری می‌فرمایند: سیدعلی خامنه‌ای از نمونه‌های ارزنده‌ای است که برای آینده موجب امیدواری است. من از اخلاص آقای خامنه‌ای تعجب می‌کنم، ایشان هیچ به دنبال خودنمایی نیست که بخواهد خودش را مطرح کند و خودش را نشان بدهد، من در جریان کمیته استقبال از حضرت امام بیشتر به تقوای ایشان پی بردم.(به نقل از همسر شهید مطهری)
شهید مطهری در پنجم بهمن ۱۳۵۳ به تجلیل از شخصیت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای پرداخته است. آیت‌الله خامنه‌ای در آن زمان توسط شهربانی استان خراسان بازداشت شده بود. در گزارش ساواک آمده است: “مطهری در محل دانشکده الهیات دانشگاه تهران، ضمن اظهار تأسف از بازداشت سیدعلی خامنه‌ای اظهار داشته: ما کمتر نمونه ارزنده چون [آیت‌الله]خامنه‌ای داریم و این نیروها هم باید با این‌گونه هدر روند و گوشه‌های زندان تلف گردند. مطهری پس از ستودن [آیت‌الله]خامنه‌ای او را از عوامل مؤثر در روشن کردن افکار اجتماع دانسته است… ”

* خوشا به حال او

آیت‌الله دکتر شهید بهشتی، چند ساعت قبل از شهادت‌شان با اشاره به پیامی که حضرت امام به آیت‌الله ‌خامنه‌ای فرستاده بودند، فرمودند: خوشا به حال آقای خامنه‌ای که ولی امر مسلمین چنین پیامی را برای ایشان فرستاده است و این پیام نه برای دنیای ایشان، بلکه برای آخرت او هم بسیار ارزشمند است و من آرزو دارم با چنین پیامی از ولی امر مسلمین از دنیا بروم.

* خورشید اینجا تابید و رفت

روزی بعد از ملاقات حضرت آقا با آیت‌الله بهاءالدینی از ایشان می‌پرسند که آیا دیروز مقام معظم رهبری به اینجا آمده بود؟ ایشان در جواب می‌فرمایند: بله چند دقیقه خورشید اینجا تابید و رفت، او چون خورشید دارای خیر و برکات است.
قبل از ریاست جمهوری، روزی آقا به بیت حضرت آیت‌الله العظمی بهاءالدینی می‌روند. آقای بهاءالدینی می‌فرماید: “خورشید لحظه‌ای تابید و رفت. ” زمانی برای امضای قائم مقامی رهبری، خدمت حضرت آیت‌الله بهاءالدینی می‌رسند، ایشان امضا نمی‌کنند. هر چه از فرستادگان آقای منتظری اصرار از ایشان انکار، تا آنجا که خود آقای منتظری شخصاً خدمت ایشان می‌رسد و تمام کتاب‌هایی را که درباره ولایت فقیه نوشته است، جلوی روی آقای بهاءالدینی می‌چیند. آیت‌الله بهاءالدینی تمام کتب را جمع می‌کنند و به آقای منتظری می‌گویند: “ولایت‌فقیه نوشتنی نیست، فهمیدنی است. ” بعد که از ایشان می‌پرسند: آقا چرا ایشان را تأیید نکردید، مگر شخص دیگری هم می‌تواند؟ می‌فرمایند: نظر ما سیدعلی خامنه‌ای است. آقای بهاءالدینی فرموده است: “البته هیچ کس حاج‌آقا روح‌الله نمی‌شود، ولی آقا سیدعلی خامنه‌ای حقیقت ولایت‌فقیه هستند و رهبر. از همه به امام نزدیک‌تر است. کسی که ما به او امیدواریم، آقای خامنه‌ای است. شما از ما قبول نمی‌کنید، ولی این دید ماست، نزد ما محرز است آقا سیدعلی خامنه‌ای رهبر آینده هستند. ”
یکی از روزها که حضرت آقا تشریف برده بودند به جمکران، حدود ساعت دو شب به حضرت آیت‌الله العظمی بهاءالدینی خبر می‌دهند که آقا صبح بعد از نماز می‌خواهند تشریف بیاورند منزل شما. تیم حفاظت ساعت چهار صبح برای آماده کردن شرایط به منزل ایشان می‌روند که متوجه می‌شوند آقای بهاءالدینی، پیرمرد نود ساله جلوی در خانه ایستاده‌اند. می‌گویند: آقا چرا با این کهولت سن اینجا تشریف دارید؟ ایشان می‌فرمایند: برای دیدن رهبر بزرگ انقلاب، من از همان ساعتی که شما زنگ زدید آمده‌ام استقبال.

* تضعیف شما را حرام می‌دانم

مرجع تقلید جهان تشیع، حضرت آیت‌الله العظمی گلپایگانی، برای رهبر معظم عبای ظریفی هدیه فرستادند و فرمودند: اگر دیدم کاری را شما انجام می‌دهید و خلاف مطلب اسلامی است، من تذکر می‌دهم، اگر تغییر دادید بسیار خوب، اگر تغییر ندادید من دیگر صحبت نمی‌کنم و تضعیف شما را حرام می‌دانم. عمده عظمت شماست. شما رهبر مسلمین هستید و نمی‌خواهم صحبتی کنم در یک فرعی که شما را تضعیف کرده‌ام.(۶)(به نقل از حجت‌الاسلام راشد یزدی)

* امید آینده اسلام

مرحوم آیت‌الله طالقانی تصریح می‌فرمودند: آقای خامنه‌ای امید آینده اسلام است. آیت‌الله العظمی میلانی در سنین جوانی ایشان را مجتهد خطاب می‌کند.

* رهبری تالی تلو معصوم(ع)

علامه گران‌قدر آیت‌الله مصباح یزدی می‌فرمایند: اگر امثال بنده شبانه‌روز تسبیح به دست بگیریم و فقط خدا را شکر کنیم که خدا چنین رهبری را به ما داده، والله معتقدم که از عهده شکر این نعمت برنمی‌آییم. رهبر عزیز ما تالی تلو معصوم(ع) است.

* مثل رهبر عظیم‌الشأن

شهید محراب، عارف عامل، آیت‌الله دستغیب می‌فرمایند: چیزی که بنده نسبت به این شخص بزرگ فهمیده‌ام این است که فردی است خدایی، هوا‌پرست نیست، مقام نمی‌خواهد، قدرت نمی‌خواهد به دست بگیرد، امتحان خویش را پیش از پیروزی و بعد از پیروزی داده است. در هر پستی که بوده، امتحان خودش را داده است. کسی که امام جمعه تهران باشد، آن وقت در جبهه برود، در سنگرها از اسلام دفاع کند، این مرد بزرگ، مقامی برای خودش قائل نیست، به عینه مثل رهبر عظیم‌الشأن. امام فرموده: به من خدمتگزار بگویید بهتر است از اینکه رهبر بگویید. آقای علی خامنه‌ای هم این‌جوری است، مقام نمی‌خواهد، مقام روی او اثر نمی‌گذارد.

* گوش‌شان به دهان حضرت حجت(عج) است

علامه عظیم‌الشأن حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی، جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید. علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است. این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا می‌کند که بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه عارف آیت‌الله طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را کسی نشناخت جز امام زمان(عج). راهی که حسن‌زاده در پیش دارد، خاک آن توتیای چشم طباطبایی. جناب علامه حسن‌زاده در مقدمه یکی از کتاب‌های خود خطاب به حضرت آقا می‌نویسد: با سلام و تحیت خالصانه و ارائه ارادت بی پیرایه و درود نوید جاوید به حضور آن قائد ولی وفی و رائد سائس حفی، مصداق بارز “نرفع درجات من نشاء ” تقدیم می‌گردد و عرض می‌شود “یا ایها العزیز جئنا ببضاعه مزجاه ” دادار عالم و آدم، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد.
(التمسک بذیل الولایه، حسن حسن‌زاده آملی)
آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید، عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه، کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده، قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را، مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند. خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.

* روح بزرگ ایثارگر

در قسمتی از پیام شهید رجایی به حضرت آقا، چنین آمده است: به قطع و یقین می‌دانم که روح بزرگ ایثارگر آن برادر مجاهد، شهادت در راه اسلام و انقلاب اسلامی را فیضی عظیم و الهی می‌داند و در راه بندگی خدا و خدمت به اسلام و امام و امت شهیدپرور از بذل جان خویش دریغ نداشته و ندارد.

* شهید صدوقی: محضر مبارک آیت‌الله العظمی آقای خامنه‌ای…

در سال ۵۶ به اتفاق آقای صدوقی و تعدادی از آقایان دیگر، تصمیم گرفتیم برویم به افرادی که در تبعید هستند، سری بزنیم. چون مقام معظم رهبری به ایرانشهر تبعید شده بودند، خدمت ایشان رسیدیم. به امامت آقای صدوقی نماز مغرب و عشا را خواندیم. من شنیده بودم که در سمت ایرانشهر، کفش‌های خوبی تولید می‌شود، لذا تصمیم گرفتم به بازار بروم و یک جفت کفش بخرم. کارم یک الی دو ساعت طول کشید. به خانه آقای خامنه‌ای تلفن زدم که دیگر آقای صدوقی و آقای خامنه‌ای برای صرف غذا منتظر من نباشند و شام را میل کنند. وقتی برگشتم دیدم این دو بزرگوار هنوز مشغول بحث هستند. من وارد که شدم، آقای صدوقی به من گفت: “ماشاءالله، ماشاءالله این آقای سید‌علی آقا خیلی مُشت‌شان پر است. ” صبح روز بعد رفتیم چابهار برای زیارت آقای مکارم؛ در این فاصله، اسم آقای خامنه‌ای از دهان آقای صدوقی نیفتاد؛ از بس مجذوب ایشان شده بود.
بعد از زیارت آقای مکارم، گفتم کنار دریا برویم تا مدتی استراحت کنیم. ایشان گفت من می‌خواهم برگردم پیش آقای خامنه‌ای و بعد حدود دو ساعتی با هم بحث کردند. از لحاظ علمی آقای خامنه‌ای، مورد تأیید صددرصد آقای صدوقی بود.
در زمان انقلاب، بین حزب جمهوری اسلامی و امام جمعه بندرعباس اختلافی در گرفت. آقای صدوقی به من گفتند تا درباره اختلاف آن‌ها، گزارشی بیاورم. بعد از تهیه و دادن گزارش آن به آقای صدوقی، ایشان پرسیدند: کی به تهران می‌روی؟ گفتم فردا. ایشان پاکتی را به من دادند. پشت پاکت نوشته بود: “تقدیم به محضر مبارک آیت‌الله‌ العظمی آقای خامنه‌ای ” پسر آقای صدوقی اعتراض کردند که آیا ایشان به مقام آیت‌اللهی رسیده‌اند؟ آقای صدوقی از بالای عینک به پسرش نگاه کرد و گفت: “بله که آیت‌الله‌ هستند. “(حجت‌الاسلام راشد یزدی)

* سیدنا علی

در نامه‌ای که شهید آیت‌الله مصطفی خمینی برای یکی از آشنایان نوشته بودند، آمده است: آقایان خامنه‌ای را خصوصاً سیدنا علی را سلام برسانید. شهید محراب آیت‌الله العظمی صدوقی قبل از انقلاب به آقای خامنه‌ای می‌گفتند: آیت‌الله.

* اللهم اید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای

شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در قنوت دعاهای مختلف می‌خواند؛ ولی در پایان قنوت دعای “اللهم اید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای. اللهم حفظه و وفقه و ثبته ” را همیشه قرائت می‌کرد.

* سر ما و فرمان شما

سید شهیدان اهل قلم، شهید سیدمرتضی آوینی می‌نویسد: بسیارند کسانی که می‌دانند شمشیر زدن در رکاب شما برای پیروزی حق، از همان ثواب در پیشگاه خدا برخوردار است که شمشیر زدن در رکاب حضرت حجت(عج) و نه تنها آماده، که مشتاق بذل جان هستند. سر ما و فرمان شما.
شهید آوینی بعد از رحلت امام خمینی، خطاب به حضرت آقا می‌نویسد: عزیز ما، ‌ای وصی امام عشق، آنان که معنای ولایت را نمی‌دانند، در کار ما سخت درمانده‌اند. اما شما خوب می‌دانید که سرچشمه این تسلیم و اطاعت و محبت در کجاست؟ خودتان خوب می‌دانید که چقدر شما را دوست می‌داریم و چقدر دل‌مان می‌خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم، سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم. ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما بازیافتیم. لبخند شما،‌ شفقت شما را داشت و شب انزوای ما را شکست. سر ما و قدم‌تان که وصی امام عشق هستید و نایب امام زمان ـ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف.

* نعمت‌های خدا را خود فراهم می‌کند

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی فرموده بودند: امام خمینی ـ ‌رحمت الله علیه ـ مظهر مهابت بود و رهبری مظهر محبت. خداوند متعال به امام نعمت‌ها را یک‌جا داد و امام هم این نعمت‌ها را برای استقرار نظام جمهوری اسلامی مصرف کردند؛ ولی نعمت‌ها به حضرت آقا را، خدا تدریجی به ایشان می‌دهند و در هر زمان متناسب با شرایط خدا نعمت‌هایی را به ایشان می‌دهد. یعنی شرایط آن نعمت را خود آقا فراهم می‌کند.(به نقل از استاد پرورش)

* آقای خامنه‌ای هست

آقای هاشمی رفسنجانی نقل می‌کند: من نسبت به حضرت امام روی بازتری داشتم و مسائل را بی پرده با ایشان مطرح می‌کردم. یک روز که خصوصی خدمت معظم‌له رسیده بودم، بی‌پرده در مورد قائم مقامی رهبری و مشکلاتی که احتمالاً پیدا می‌شود، صحبت کردم. حضرت امام(ره) در آن جلسه فرمود: شما در بن بست نخواهید بود، آقای خامنه‌ای در میان شما هست؛ چرا خودتان نمی‌دانید؟!
این جلسه مربوط به اواخر عمر حضرت امام(ره) است. در همان روزها امام برای مقام معظم رهبری، کلمه برادر را به کار می‌بردند. قطعاً این تعبیر بی‌معنا نبود. ما آن روزها از این تعبیرات، به موضوع رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای منتقل نشدیم. اما گفته‌های امام خمینی(ره) نشانگر این است که معظم‌له، آیت‌الله خامنه‌ای را شایسته این کار می‌دانستند. چنانچه به حاج احمد آقا فرموده بودند: “الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند. ”

* آیت‌الله شاهرودی: علم اعطایی خدا را دیدم

چهارشنبه شب‌ها، آقا جلسه‌ای دارند که ده تن از علما جمع می‌شوند. آقایان محمدی گیلانی، خزعلی، بهجتی، امامی‌کاشانی، مؤمن، شیخ محمد‌ یزدی، سید‌جعفر کریمی، آقای شاهرودی و آملی لاریجانی حضور دارند.
گاهی هم ما آنجا می‌رویم. یک‌بار خیلی غوغا و سر و صدا شد. بحث پیرامون یک مسئله فقهی پیچیده بود. بعد از اتمام جلسه، آقای شاهرودی به من گفت، امشب من “العلم نور یقذف الله فی قلب من یشاء ” را درک کردم. یعنی آقا مچ همه را پیچانده بود. (به نقل از حجت‌الاسلام راشد یزدی)

* هر چه ایشان گفت، گوش کنیم

در سال ۶۹ بنده به حاج احمدآقا خمینی گفتم که شما طی یک سخنرانی اعلام کردید که “هر کس بین اطاعت از مقام معظم رهبری و امام راحل(ره) تفاوت قائل باشد، در خط آمریکاست ” که ایشان با تأیید دوباره این سخن گفتند، بنده از روی اعتقاد این حرف را زده‌ام. بعد ایشان فرمودند: برخی از این افراد دور من را گرفته‌اند که بنده را در مقابل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای قرار دهند که من متوجه شدم و توی دهن‌شان زدم.
حاج احمدآقا در ادامه فرمود: باید به این احمق‌هایی که می‌گویند آقای خامنه‌ای نباید رهبر شود، گفت “پس چه کسی؟ ” اگر نظر آن‌ها بر روی فلانی است، او که حتی توانایی اداره خانواده خود را ندارد چه برسد به یک مملکت.
همچنین ایشان فرمودند: سه سال قبل از عزل منتظری، یعنی سال ۱۳۶۵، سران قوای سه‌گانه کشور در جماران جلسه داشتند که آن روز آقای منتظری نیز با امام راحل(ره) ملاقاتی داشت، آن‌ها مشغول بحث و گفت‌وگو بودند که یک‌دفعه امام خمینی برخلاف معمول بدون زدن در، با ناراحتی وارد اتاق می‌شود.
بنا به گفته حاج‌احمدآقا، در این جلسه خود ایشان، میرحسین موسوی با منصب نخست‌وزیری، موسوی اردبیلی رئیس قوه قضاییه، هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس و آیت‌الله خامنه‌ای نیز با سمت ریاست جمهوری حضور داشتند.
امام(ره) با ناراحتی تمام گفتند: بنده از اول گفتم منتظری به درد رهبری نمی‌خورد، مجلس خبرگان رأی بر شایستگی او داد و بنده به خاطر التزام به قانون پذیرفتم، ولی امروز به صورت صریح این سخن را تکرار می‌کنم.
در آن وضعیت سکوت عمیقی در جلسه حاکم شد که آیت‌الله خامنه‌ای با طرح این سئوال که پس چه کسی عهده‌دار رهبری شود؟ سکوت را شکستند که در همین لحظه امام بدون کوچک‌ترین مکثی انگشت اشاره را به سوی حضرت خامنه‌ای گرفتند و گفتند: “خود شما، مگر شما از دیگران چه کم دارید؟ ”
وی گفت: سکوت بیشتر شد تا حدی که نفس‌ها به شماره افتاد. خود مقام معظم رهبری خطاب به امام گفتند: “این مسئله که شما می‌فرمایید موضوع جدیدی است، بنده می‌خواستم شما به اعضای این جلسه حکم ولایی کنید که ما حق دم زدن از این جلسه را نداریم تا زمانی که خود شما حکم بفرمایید. ” امام نیز این حکم را کردند. (به نقل از آیت‌الله خزعلی)
حاج احمد آقا می‌فرمایند: باید در کنار نظام‌مان پشت سر رهبری قرار بگیریم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره‌های شناخته شده انقلاب که سالیان سال در زندان‌های سفاک پهلوی به سر برده… هیچ کس حق شکستن حریم رهبری را ندارد. حرمت رهبری نظام اسلامی، از اصول خدشه‌ناپذیر انقلاب اسلامی ماست. همه باید به دستور رهبری عمل کنند… ما امروز موظف هستیم پشت سر مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حرکت کنیم. هر چه ایشان گفت، گوش کنیم. اگر روزی حرکت ما با حرکت ولی نخواند، بدانید که نقص از ماست… قاطع‌تر پشت رهبری باشیم و نگذاریم رهبرمان احساس تنهایی کنند. همان‌طور که نگذاشتید امام احساس تنهایی کند. اطاعت از خامنه‌ای، اطاعت از امام است. هر کس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست و هر کس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از آیت‌الله خامنه‌ای است، در خط آمریکاست.
من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد کرده‌ام که کوچک‌ترین قدمی را علیه رهبری و بر خلاف رهبری و حتی بر خلاف میل رهبری بر ندارم. و اگر شما مردم هم چنین پیمانی را تجدید کنید، مطمئن باشید که ما در تمام زمینه‌ها بر آمریکا پیروز می‌شویم… به حسن و برادرانش این توصیه را می‌نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام کشور را می‌خواهند. هرگز گرفتار تحلیل‌های گوناگون نشوند که دشمن در کمین است.
مرحوم حاج احمد آقای خمینی می‌فرمودند: بر خود واجب می‌دانم شهادت دهم زندگی داخلی آیت‌الله خامنه‌ای، نه از باب اینکه رهبر عزیز انقلاب ما به این حرف‌ها نیاز داشته باشند، بلکه وظیفه خود می‌دانم تا این مهم را به مردم مسلمان و انقلاب ایران بگویم. من از داخل منزل ایشان مطلع هستم، مقام معظم رهبری در خانه، بیش از یک نوع غذا بر سر سفره ندارند. خانواده معظم‌له روی موکت زندگی می‌کنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس آنجا بود، من از زبری فرش به موکت پناه بردم.
در ملاقاتی که مقام معظم رهبری با حاج احمدآقای خمینی داشته‌اند، ایشان می‌فرماید: حضرت امام بارها از جناب‌عالی به‌عنوان مجتهدی مسلم و بهترین فرد برای رهبری نام بردند.

* استعداد مرجعیت

حاج آقای میردامادی، دایی حضرت آقا، نقل می‌کنند: مرحوم آقا سیدهاشم میردامادی، پدربزرگ مادری آقا و مرحوم آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای پدر ایشان عنایت خاصی به حضرت آقا داشته‌اند و بارها می‌فرمودند: علی آقا آینده خوبی دارد. آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حائری به آقای خامنه‌ای فرموده بود: آقای آقا سیدعلی‌آقا من با این استعدادی که در شما می‌بینم، شما یا یک مرجع تقلید می‌شوید یا حداقل عالم برجسته خطه خراسان.

* کسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنیا، هم‌پاى آقا ندیده‌ام

مرحوم بهلول می‌گوید: من در طول مدت عمرم، امرا و صاحب منصبان زیادى را دیده‌ام؛ اما کسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنیا، هم پاى “آقا ” ]آیت الله خامنه‌ای [ ندیده‌ام. انسان وقتى زندگى روزمره او را از نزدیک مى‌بیند، حس مى‌کند که ذره‌اى میل به دنیا در او وجود ندارد.
واقعاً در این مقطع، من هیچ کس را در تقوا و اعراض از مال و مقام دنیا، مثل او نمى شناسم. آخرین بارى که در خدمت وى بودم، به من گفت: آقاى بهلول! خاطرتان هست که قبل از انقلاب، یک شب در مسجد طرقبه منبر بودید؛ پس از اتمام مجلس، وقتى خواستید از مسجد بیرون بیایید، چون تاریک بود، من آمدم دستتان را بگیرم و کمکتان کنم؛ اما دستتان را کشیدید و گفتید: من چشمانم خوب مى‌بیند؛ تا جایى که هنوز زیر نور ماه، خاطره مى‌نویسم؛ حالا چطور؟ حالا هم بینایى تان در همان حد هست؟ من گفتم: آقا! حالا زیر نور خورشید هم دیگر نمى توانم بنویسم. بعد آقا گفت: اخیراً کمتر به ما سر مى زنید. گفتم: آقا! شما متعلق به همه مردم ایران هستید؛ من اگر وقت شما را بگیرم، مثل این است که وقت همه ایرانى ها را گرفته‌ام.

* مرحبا به سیدحسن

قبل از انقلاب، وقتی حضرت آقا جوان بودند، همراه شهید هاشمی‌نژاد سفری به رشت داشتند، در زمان حضورشان در رشت درباره اینکه آیا شخص عالم و عارفی هست که برای کسب فیض به دیدار ایشان بروند از مردم می‌پرسند. نشانی شخصی به نام آقا سیدصفی را به آقا می‌دهند که گویا دارای کراماتی بودند. حضرت آقا به همراه شهید هاشمی‌نژاد، قصد دیدار آقا سیدصفی را می‌کنند و به منزل ایشان می‌روند. آقا سیدصفی در حالی که عده‌ای شیخ و مرید دور ایشان حلقه زده بودند، هنگامی که چشمشان به حضرت آقا می‌افتد، بلند می‌شوند و با حالت استقبال به طرف آقا می‌آیند و آقا را این‌گونه خطاب می‌کنند که: مرحبا به سیدحسن، این در حالی بوده که طرفین همدیگر را نمی‌شناخته و ندیده بودند. آقا می‌فرمایند من سید حسینی هستم نه حسنی، آقا سیدصفی اشاره می‌کنند که مادر شما سیدحسنی هستند و شما از طرف مادر حسنی هستید. سپس با حضرت آقا مشغول صحبت می‌شوند و اشاره می‌کنند که شما در آینده مقامی پیدا می‌کنید که امور این مملکت تحت امر شماست، حضرت آقا هم می‌پرسند: شما از آینده من گفتید، آینده خودتان را هم دیده‌اید؟ آقا سیدصفی با تأمل و درنگ می‌گوید: من و همسرم یک سال بیشتر زنده نیستیم...
یک‌سال دیگر که حضرت آقا در طرقبه مشهد بودند، ماجرای تصادف خونینی را در روزنامه می‌خوانند که نام آقاسیدصفی نیز در بین کشته‌گان بوده است.(به نقل از حجت‌‌الاسلام و المسلمین کاظم صدیقی)

* رهبر، خود شما

مرحوم حاج احمد آقای خمینی تعریف کرده‌اند: در سال ۶۵، جلسات هفتگی سران قوا در دفاتر یکی از آن‌ها یا در جماران، البته بدون حضور امام برگزار می‌شد. در یک جلسه‌ای که در جماران تشکیل شده بود، من، آیت‌الله خامنه‌ای، آقای موسوی‌اردبیلی، آقای میرحسین موسوی، آقای هاشمی رفسنجانی حضور داشتیم. از قرار اتفاق، در همان روز آقای منتظری نیز با امام جلسه داشتند. در آن سال، هر وقت امام با آقای منتظری ملاقات می‌کرد، بعد از جلسه برافروخته و عصبانی بودند، به‌طوری که در چهره‌شان مشخص و نمایان بود. در وسط جلسه بودیم که ناگهان امام بدون در زدن، یک‌دفعه با حال عصبانیت شدید و برافروختگی وارد اتاق شدند و رو به ما فرمودند: "من از اول با قائم‌مقامی آقای منتظری مخالف بودم، ایشان به درد رهبری بعد از من نمی‌خورد. " جلسه امام که تمام شد، همه سران قوا و من، در یک سکوت سنگینی فرو رفتیم و همه متحیر از این جملات بودیم؛ چون سابقه نداشت و حضور غیر منتظره امام هم نشان از اهمیت موضوع بود. بعد از مدتی سکوت، آقای خامنه‌ای شروع به صحبت کردند که: آقای منتظری شاگرد شما بودند و در زمان شاه، مبارزات داشتند و زندان طولانی‌مدت رفتند و... و از آقای منتظری تعریف کردند و در آخر هم آقای خامنه‌ای گفتند که خُب اگر ایشان نباشد چه کسی باشد: امام بلافاصله و با اشاره به حضرت آقا فرمودند: خود شما.(به نقل از آقای حبیبی دبیر کل مؤتلفه)
امام خمینی بعد از حادثه انفجار مسجد ابوذر در سال ۶۰ که قبل از ریاست جمهوری حضرت آقا، اتفاق افتاد، فرمودند: "خداوند ذخیره انقلاب را حفظ کرد. " علی‌محمد بشارتی نقل می‌کند: در تابستان سال ۵۸ هنگامی که مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشی داشتیم که آقای شریعتمداری در مشهد گفته بود: "من بالاخره علیه امام اعلام جنگ می‌کنم. " خدمت امام رسیدیم و ضمن ارائه گزارشی، خبر مذکور را هم گفتند. ایشان سرش پایین بود و گوش می‌داد. این جمله را که گفتم، سربلند کرد و فرمود: "این‌ها چه می‌گویند؟! پیروزی ما را خدا تضمین کرده است. ما موفق می‌شویم، در اینجا حکومت اسلامی تشکیل می‌دهیم و پرچم را به صاحب پرچم می‌سپاریم. " پرسیدم: خودتان؟ امام سکوت کردند و جواب ندادند.
حضرت امام می‌فرمایند: یک نفر را مثل آقای خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگذار، و بنای قلبی‌اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمی‌کنید، ایشان را من سال‌های طولانی می‌شناسم.
حضرت امام خمینی در پیامی به مناسبت ترور آیت‌الله خامنه‌ای نوشتند: اکنون دشمنان انقلاب، با سوءقصد به شما که از سلاله رسول اکرم(ص) و خاندان حسین بن علی(ع) هستید... عواطف میلیون‌ها انسان متعهد را در سراسر کشور، بلکه جهان، جریحه‌دار نمودند... من به شما خامنه‌ای عزیز تبریک می‌گویم که در جبهه‌های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی، سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.

* خامنه‌ای، دنیا و آخرت ماست

حجت الاسلام سیدحسن نصرالله، رهبر مقاومت اسلامی لبنان می گوید: خداوند تعالی، پیامبر یا امام معصوم(ع) را ـ به آن خاطر که معصوم‌اند ـ به ولایت امر برمی‌گزیند، صفاتی چون علم و زهد و حکمت و شجاعت و ابهت در او متجلی است و هنگامی که امام معصوم(ع)، غایب است بر ماست که به دنبال این صفات در شخصی بگردیم که بیش از دیگران آن‌ها را در خود داراست. البته باید فقیهی عادل باشد و نه فقط کسی که از حرام الهی اجتناب می‌کند. او باید زاهد دنیا و شجاع و کاردان و حکیم و بصیر و مدبر باشد. در امتداد زمان و طول تاریخ ما، فقهایی از این نوع بوده‌اند و زمانه از فقهایی این‌چنین خالی نبوده است. امانت را به دوش کشیدند و از آن به تناسب ظرف زمانی و شرایطی که در آن حضور داشتند محافظت کردند. تا اینکه خداوند تعالی به مرجع بزرگ و فقیه گرانقدر این زمانه، امام خمینی(ره) توفیق داد تا این پیروزی تاریخی مداوم را به وجود آورد. شخصیت امام خمینی(رحمت الله علیه) به نحوی در چشم‌ها و عقل‌ها و قلب‌ها بروز یافت که هیچ کدام از ما تصور نمی‌کرد در طول تاریخ ما، فقهایی به این بزرگی بروز یافته باشند، البته در تاریخ ما فقهای بسیار بزرگی بوده‌اند اما ظرف زمانی و شرایط آن‌ها متفاوت بوده است.
مسأله مهم آن است که در این زمانه، ‌امام خمینی(ره) ظهور کرد که گر چه معصوم نبود اما این ویژگی‌ها و اوصاف در او جمع بود: علم،‌ شجاعت، اخلاص، زهد، ورع، عرفان و تدبیر. به این واسطه بود که بعد از قرن‌های متمادی مظلومیتی که ابتدا داشت و انتها نداشت، به مدد الهی توانستیم در این زمان و به دست امام خمینی(ره) دولت آل محمد را برپا کنیم که این دولت نیز هر روز بیشتر از روز قبل خود، عزت و قوت و کرامت به دست آورد. سپس حضرت امام رحلت کردند و ولی فقیه جدیدی برای ما متجلی شد که شخصیت و صفات امام خمینی را دارا بود به نام آقای خامنه‌ای که او همان امام خمینی است که اینک ولی امر ماست.
ای خواهران و برادران! برای ما و همه مسلمین در سراسر جهان یک ولی امر وجود دارد و حال اگر بیشتر مسلمانان نمی‌خواهند از ایشان تبعیت کنند مشکل خودشان است چنانچه پیش‌تر نیز بسیاری از مردم، از پیامبر و امامان معصوم تبعیت نکردند ولی این بدان معنا که امام، امام و پیامبر، پیامبر نبود نمی‌باشد. ما ولی امری داریم که نائب امام مهدی(عج) است. اطاعتش بر ما واجب است. ما از پاکی و صفات نیکو و پرهیزگاری و به طور هم‌زمان، شجاعت، قدرت، حکمت، تدبیر و بصیرت او آگاهیم. او با آمریکا و اتحادیه اروپا و کشورهای تحت سلطه‌شان که منطقه خلیج را پر کرده‌اند به مبارزه برخاسته است. خدا بر ما منت نهاده که او را به ولایت امر ما برگزیده است. او مردی آگاه و شخصیتی استثنایی است که اگر همه حوزه‌های علمیه و کشورهای اسلامی‌مان را جست‌وجو کنیم، فقیهی از میان فقهای شیعه نمی‌یابیم که این‌چنین بزرگی‌ها و صفات متعالی در او جمع شده باشند بدان پایه که در رهبر ما حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان ولی امر جمع شده‌اند.
اگر آخرت را بخواهیم، آخرت ما با ولی امر و نائب حضرت حجت(عج) است و همچنین اگر عزت و شرف و کرامت دنیا را نیز بخواهیم، به آن نمی‌رسیم مگر با ولی امر. حتی برای این جنبش مقاومت بزرگ که بدان توجه شده است و در جهان عرب یک پدیده استثنایی است و ما به‌واسطه آن سرمان را بالا گرفته‌ایم و به آن افتخار می‌کنیم، اگر شخصی به‌نام روح الله الموسوی الخمینی نبود، اثری از آن در لبنان نمی‌بود و بعد از آن نیز اگر شخصی به نام سیدعلی حسینی خامنه‌ای نبود، استمرار نمی‌یافت.

* مجری شریعت محمدی(ص) است

دکتر محمد نمر احمد زغموت، رئیس مجلس‌اسلامی فلسطین در لبنان می گوید: و روایات پیامبر بر وحدت اسلامی تأکید دارند؛ به همین خاطر، سخنان و افکار امام خامنه‌ای ـ خداوند ایشان را نصرت دهد ـ که به مثابه امانت‌دار امت و امیر مسلمانان‌اند در دعوت دائمی مسلمانان به وحدت، دور از ذهن نیست مانند تأکید ایشان بر عدم تفرقه و جدایی مسلمانان که عامل ضعف‌شان می‌باشد، لذا از خداوند می‌خواهیم که صف‌های مسلمانان را واحد گردانده و بر آنچه مورد رضایت اوست جمع‌شان کند.
می‌دانیم که مسلمانان مؤمن در برابر تهدیدات و فشارهای مستکبران، خضوع نمی‌کنند و سرشان را بالا گرفته و آزادانه سخن می‌گویند و به بندگی تن نمی‌دهند. ما سخن امام حسین(ع) را می‌دانیم که فرمود: "هیهات منا الذلة " و امروز جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری است که بر این شعار تطبیق می‌کند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید می‌کنند که بر همه ملت‌های مسلمان واجب شرعی است تا از نهضت ملت مظلوم فلسطین دفاع کنند و در این راه بر لزوم همکاری بین دولت‌های اسلامی و تلاش دولت ایران تأکید می‌کنند که در واقع ایشان به تکلیف شرعی‌شان عمل می‌کنند. ایشان به‌خوبی از جایگاه بلند فلسطین و قدس در میان مسلمانان و آزادی‌خواهان جهان، مطلع‌اند، لذا برای انجام تکلیف شرعی در قبال مسئلة فلسطین و فلسطینی‌ها قیام کرده‌اند و پرچم جهاد را بر دوش گرفته‌اند و تاکید می‌کنند که جهاد در امت اسلامی تا روز قیامت پابرجاست.
دکتر زغموت به این سخن از آیت‌الله خامنه‌ای اشاره کرده "انقلاب اسلامی در ایران برای حاکمیت ارزش‌های معنوی بوده است " و افزود: حاکمیت ارزش‌های معنوی، مبتنی بر اصول اسلامی است و امروز جمهوری اسلامی ایران، به رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، در روش و عمل و قوانین خود بر اسلام متکی است و هر فشاری هم که بر آن وارد کنند جز این اصول بر آن حکم نخواهد کرد.
دکتر زغموت به تأکید آیت‌الله خامنه‌ای در زبان و عمل بر التزام به قرآن‌کریم و لزوم پایبندی مسلمانان به روح تعالیم قرآنی اشاره کرده و افزود: آیت‌الله خامنه‌ای به حدیث نبوی که می‌گوید "خیرکم من تعلم القرآن و علمه " باور دارند و قصد دارند این سیره را در میان مسلمانان گسترش دهند و از مسلمانان می‌خواهند که قرآن را بخوانند و قانون و کتاب‌شان که به‌وسیله آن خداوند را در دنیا و آخرت‌ ملاقات خواهند کرد را بفهمند. شکی نیست که ایشان به خوبی این مسائل را می‌دانند و مطابق با آن رفتار می‌کنند.
ما به آیت‌الله خامنه‌ای نگاه یک رهبر شیعی را نداریم، بلکه ایشان را یک رهبر اسلامی از خاندان مولای ما رسول‌الله(ص) می‌دانیم که شریعت محمدی را اجرا می‌کند و بدون توجه به اختلاف مذاهب، به وحدت مسلمین دعوت می‌نماید و نمی‌گوید که ایران، شیعی یا سنی است بلکه می‌گوید ایران، اسلامی است.
آیت‌الله خامنه‌ای چیزی را که امام خمینی به ارث گذاشتند ادامه داده‌اند و امام خمینی بر حرکت جهادی در راه خدا و مقابل مستکبرین تأکید کردند و آیت‌الله خامنه‌ای همان مسیر را پیمودند و در واقع آن‌ها امروز، راه سرورم رسول‌الله(ص) را پوئیدند.
از خدا می‌خواهم که صفوف مسلمانان را وحدت بخشد و پشتیبان آن‌ها باشد و پایدارشان کند و آنان را بر دشمنان‌شان از قبیل طاغوت‌ها و سپس مفسدان زمین، صهیونیست‌های تروریست غاصب سرزمین فلسطین پیروز نماید و از خداوند می‌خواهم که مسجد الأقصی را زیر سایه "لا اله الا الله و محمد رسول الله " و جهاد به ما بازگرداند و آیت‌الله خامنه‌ای در رأس مجموعه آزادکنندگان أقصی باشند.

* در برابر نسیم، برکاتش ودیعة خداست

"عفاف الحکیم "، مسئول انجمن‌های زنان حزب الله و رئیس انجمن حمایت از زنان در امور اجتماعی لبنان می گوید: ما در لبنان همیشه منتظر خطابه‌ها و سخنان مقام‌معظم‌رهبری هستیم و از تمام توصیه‌های ایشان در زمینه‌های مختلف بهره‌مند می‌شویم، به‌ویژه در این برهه زمانی حساس که ما به رهبری مخلص و الهی نیازمندیم که توانایی راهبری جامعه اسلامی را داشته باشد و به جرأت می‌توانم بگویم که این رهبری در شخصیت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای نمایان است؛ شخصیتی که فرزانگی‌اش طمأنینه و اعتماد را در وجود هر شخص وفادار به اسلام می‌کارد.
----------
بدون شک جهت‌گیری‌های استوار و مقاوم مقام‌معظم‌رهبری، تأثیر بزرگی در وجدان مسلمانان، به‌ویژه میان مردم لبنان دارد و استقامت مردم لبنان در مواجهه با رژیم اسرائیل و استکبار جهانی از برکات رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است که از چشمه‌های حکمت و فرزانگی که خداوند در وجود ایشان به ودیعه نهاده است، سرچشمه می‌گیرد.
----------
بنده به‌عنوان شرکت‌کننده در همایش‌های مختلف و پی‌گیر دائمی حضور مقام ‌معظم ‌رهبری در مجالس گوناگون و مناسبت‌های مختلف، حاضران در این مجالس و همچنین کسانی که در پی تحکیم وحدت اسلامی و برجسته‌سازی قضیه فلسطین در سطح جهانی هستند را نسبت به اظهارات قاطع ایشان امیدوار می‌بینم و آنان نقش آیت‌الله خامنه‌ای را در جهان اسلام و تصمیم‌گیری برای قضیه فلسطین برجسته و سرنوشت‌ساز می‌دانند.
----------
بدون تردید جمهوری اسلامی ایران امروزه در قلب هر مسلمان واقعی دارای جایگاه بلندی است، من در طی مسافرتم به کشورهای اسلامی مختلف میزان علاقه، اثرپذیری و تقدیر دیگران نسبت به رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را مشاهده کرده‌ام و مسلمانان واقعی می‌دانند که تنها راه خلاص آنان از تفرقه، لبیک و تمسک به وحدت اسلامی است که رهبر معظم انقلاب آن را ندا می‌دهد و در پی تحکیم آن است و زعامت ایشان به ما قدرت مقاومت در برابر دشمنان را می‌دهد.
----------
ما افتخار می‌کنیم که "جمعیت القرآن‌الکریم " لبنان جزئی از انجمن قرآنی ایران است و وجود هشت هزار حافظ قرآن کریم در لبنان ـ که پیش از این بی‌سابقه بوده است ـ نتیجه تأثیر جمهوری اسلامی ایران و نقش حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در گسترش حضور قرآن در منازل ما و جامعه ماست.

* در سیمایش نور قرآن پیداست

شیخ محمد احمد بسیونی، قاری مشهور و شناخته‌شدة مصری می گوید: از نظر توجه به قاریان و حافظان قران کریم، در میان حاکمان دولت‌های اسلامی، نظیر و مشابهی نیست. رهبر انقلاب اسلامی ایران، توجه خاصی به قراء و فعالان عرصه قرآن دارند و قراء ایرانی و غیرایرانی را به یک میزان تکریم می‌کنند. به‌علاوه اینکه خودم تأثر شدید ایشان از قرائت آیات قرآن و جاری شدن اشک از چشمان ایشان در هنگام تلاوت‌ها را دیدم و نور قرآن را در سیمای ایشان مشاهده کردم.
بسیونی، برقراری مسابقات سالانه قرآن‌کریم و حفظ آن، با عنایت خاص رهبر انقلاب اسلامی را از ویژگی‌های خاص ایشان دانست و افزود: از زمانی که ایشان تصدی فعالیت‌های مذهبی و قرآنی را به عهده دارند امکان گسترش مفاهیم و ارزش‌های اسلامی در جمهوری اسلامی ایران در سطحی عالی و همچنین گسترش بیشتر این‌گونه فعالیت‌ها در سطح جهانی، میسر شده است.
شکی نیست که نقش و رهبری بارز امام خمینی و امام خامنه‌ای، عنصری اساسی در تبیین چهره انقلاب اسلامی ایران داشته است. آیت‌الله خامنه‌ای یکی از بارزترین رهبران جهان اسلام در گسترش موفق تعالیم اسلامی‌اند که در این راه پایداری و مقاومت کرده‌اند.
----------
بسیونی، از آرزوی خویش برای پیروزی جمهوری اسلامی ایران بر دشمنانش سخن گفت و افزود: ایران مواجهه با هجمه فرهنگی و تبلیغاتی گسترده از سوی دشمنانی است که او را خطرناک و تروریست معرفی می‌کنند در حالی که واقعیت جز این است و جمهوری اسلامی ایران با تدبیر رهبر شایسته خود در راستای تقویت وحدت و تحکیم روابط مسلمین گام برمی‌دارد.
او تأثر رهبر انقلاب اسلامی ایران از تلاوت آیات قرآن را دلیل صفا و خلوص قلبی ایشان می‌داند که این تأثر از کلام وحیانی در جهان اسلام، کم‌نظیر است.

* یکتای عالم روحانیت

 

زین‌العابدین حیدری، خبرنگار شبکه ماهواره‌ای الفرات عراق می گوید: چندی پیش که هیات بلندپایه عراقی به تهران آمده بود. یکی از اشخاصی که در این جمع، خدمت رهبری رسیده بود، بعد از این دیدار چنین می‌گفت که "بسیاری از اعضای خانواده من از روحانیون بنام عراق هستند و در عراق نیز با محافل روحانیت عراق ارتباطات زیادی دارم، اما وقتی آیت‌الله خامنه‌ای را دیدم به شدت تحت تاثیر اخلاق و منش ایشان قرار گرفتم و ایشان تنها روحانی بود که با دیدنشان بی‌اختیار اشک ریختم. "
این شخص بعد از این دیدار مدام این جمله را تکرار می‌کرد که "من روحانی ندیده نیستم اما آیت‌الله خامنه‌ای در میان علما و روحانیون جهان اسلام وجهه ممتازی دارند. "
"ایشان در پی وقوع رخدادهای بعد از انتخابات ایران و در حالیکه اکثر رجال سیاسی راه اشتباه را طی می‌کردند، با درایت و حکمت توانستند ایران را از این مرحله عبور دهند؛ گرچه دشمنان ایران در یک تلاش دست‌جمعی، سعی می‌کردند ایران هرچه بیشتر در این وضعیت بماند. در زمانی که غنی‌سازی اورانیوم برای مدتی از سوی ایران به حال تعلیق درآمد، این رهبر ایران بود که دستور داد تا چرخه سوخت دوباره به راه افتد و امروز هم با درایت ایشان، غرب در مقابل ایران هسته‌ای به یک بن‌بست رسیده است.

* اگر اهل بهشت باشم، دعایتان می‌کنم

شیخ محمود عید، مدیر مرکز اسلامی آرژانتین می گوید: مردم آرژانتین به انقلاب اسلامی ایران خیلی علاقه‌مندند؛ زیرا انقلاب اسلامی ایران در مقابل استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و صهیونیست ایستاده است.
پنج سال پیش با گروه ۲۲ نفری از فارغ‌التحصیلان طلاب خارجی به محضر مقام معظم رهبری رفتیم و دو نفر از طلاب ـ یکی از ترکیه و دیگری از پاکستان ـ قرار بود سخنرانی کنند. بعد از طلبه ترکیه‌ای، آن طلبه دیگر هنگام سخنرانی دچار اضطراب شد و دستانش به شدت می‌لرزید، حضرت آقا فرمود اگر به خاطر من است که من صفر و هیچ هستم، شما راحت باشید.
وقتی این سخن را شنیدیم، همگی به گریه افتادیم. بعد از مراسم به نوبت دست ایشان را بوسیدیم. در این میان یک طلبه آذربایجانی به ایشان گفت: در روز قیامت ما را دعا کنید. آیت‌الله خامنه‌ای فرمود: اگر من اهل بهشت باشم، دعایتان می‌کنم و اگر شما اهل بهشت باشید، مرا دعا کنید. آن دیدار، شیرین‌ترین خاطره عمر من است و همیشه دعا می‌کنم دوباره تکرار شود.

** سر تعظیم سیاستمداران

*پوتین: مسیح را در ایران دیدم

چند سال پیش پوتین، رئیس‌جمهور وقت روسیه، برای نخستین بار در طول سی سال انقلاب به ایران سفر کرد.
پوتین، شخصیتی بسیار چارچوب‌مند و منضبط بر اصول دیپلماسی است، اما با این حال چندبار پرسیده بود که دیدار با رهبر جمهوری اسلامی آیا انجام می‌شود یا نه. دیدار انجام شد. در این دیدار رهبری به نکاتی از تاریخ شوروی و قبل از آن اشاره می‌کنند که برای رئیس‌جمهور وقت روسیه جدید بوده است، پس از دیدار مسئولین دستگاه دیپلماسی می‌گفتند رفتار وی تغییر کرده بود و شخصاً و نه از طریق وزیر خارجة خود، به وزیر خارجه وقت کشورمان گفته بود که شما حتماً سفری به روسیه داشته باشید تا با هم گفت‌وگو کنیم.
در برگشت به کشور روسیه، خبرنگاری از وی درباره نظرش راجع به رهبری ایران می‌پرسد و وی در پاسخ می‌گوید: "من مسیح را ندیده‌ام، اما تعاریف او را در انجیل شنیده و خوانده‌ام، من مسیح را در رهبری ایران دیدم ". (به نقل از حجت‌الاسلام مروی)

*کوفی عنان: با دیدنش همه را فراموش کردم

کوفی‌عنان، دبیر کل سازمان ملل متحد بود. هنگام خروج از تهران و در پاویون فرودگاه گفته است:
در دوران نوجوانی که بوده‌ام در مورد شخصیت‌های کاریزما مطاله می‌کردم و همیشه این سئوال برای من مطرح بود که اگر زمانی من روبه‌روی یک شخصیت کاریزما قرار گیرم چه عکس‌العملی خواهم داشت. وی افزود: کسانی که مرا به سازمان ملل آوردند، شخصیت‌های برجستة دنیا بودند و من به آن‌ها علاقه‌مند بودم و هر کدام مثل ژاک شیراک، برای من امتیازاتی داشتند. من به شدت تحت تأثیر ژاک شیراک بودم. طوری‌که وقتی ایشان صحبت می‌کرد بدون مکث حرف‌هایی صریح می‌زد. "گورباچف " و "هلموت کهل " هم همین‌طور بودند. این‌ها کسانی بودند که نیاز به مکث نداشتند. من این‌ها را دوست داشتم. در ملاقات با (حضرت آیت‌الله العظمی) خامنه‌ای احساس کردم که کسی را مثل او ندیده‌ام. شخصیت معنوی ایشان چنان مرا گرفت که از خود پرسیدم چرا شخصیتی مثل من دبیر کل سازمان ملل باشد و از معنویات چیزی نداشته باشد! با دیدن آقای خامنه‌ای هم آن شخصیت‌هایی که مرا جلب کرده بودند فراموش کردم و تحت تأثیر شخصیت معنوی ایشان قرار گرفتم. من شخصیت‌های معنوی در دنیا زیاد دیده بودم، ولی از هیچ‌یک، از مسائل سیاسی اطلاع نداشتند. با دیدن آقای خامنه‌ای در من اوج قداست، آن شخصیت‌های سیاسی از ذهن من پاک شد. من تعجب می‌کنم ایران با چنین شخصیتی چرا در بعضی جا‌ها می‌لنگد. بعید می‌دانم به سازمان ملل هم بروم شخصیت ایشان از ذهن من پاک شود.

* دکوئیار: شخصیتی به هوشمندی او ندیدم

خاویر پرز دکوئیار دبیرکل سازمان ملل در بحبوحه جنگ تحمیلی به ایران آمد، دیداری هم با رئیس‌جمهور (آقای خامنه‌ای) داشت.
دکوئیار پس از آن دیدار پرسیده بود: رئیس‌جمهور شما از کدام دانشگاه علوم سیاسی فارغ التحصیل شده است. دکوئیار افزوده بود من مدرک دکترای علوم سیاسی دارم و ۳۰سال است کار سیاسی می‌کنم و چند سال است دبیرکل سازمان ملل هستم، در این مدت شخصیت‌های سیاسی و رئیس‌جمهورهای بسیاری را دیده‌ام اما تاکنون شخصیتی به سیاستمداری و هوشمندی او ندیده‌ام.

* بنی‌صدر: اگر امام بود، صدها بار به او احسنت می‌گفت

ابوالحسن بنی‌صدر، اولین رئیس‌جمهور ایران بود که به حکم مجلس شورای اسلامی و تائید امام خمینی، به دلیل خیانت‌های مکررش، از مقام خود عزل شد، در گفت‌وگو با آبزرور گفت:
اگر ایشان [امام خمینی(ره)] زنده بود، صدها بار به آقای خامنه‌ای احسنت می‌گفت. دلیل این تحسین این است که آقای خامنه‌ای به خوبی توانسته نظامی که آقای خمینی ایجاد کرد را حفظ کند.
بنی‌صدر در حالی این اعتراف را انجام داده که پیش از آن نیز وابستگان آمریکا و رژیم صهیونیستی به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بارها تأکید کرده‌اند که مدیریت آیت‌الله خامنه‌ای موجب شکست طرح‌های آنان شده است.

** قدرتمندترین رهبر جهان
نویسنده مقاله “بازخوانی آیت‌الله خامنه‌ای، نگاه جهان به قدرتمندترین رهبر در ایران ” گرچه خواسته آرای معظم‌له را از میان سه دهه سخنرانی‌ها و اقدامات ایشان بررسی کند و به طور دقیق، جزء به جزء آ‌ن‌ها را نیز مطالعه و بررسی نموده است، اما در خلال متن خویش نتوانسته، بغضش را از انقلاب اسلامی مخفی کند و تحلیل‌های خود را به‌عنوان یک ایرانی مقیم و مزدور آمریکا، به نحوی کینه‌توزانه ارائه داده است که در این گزارش از ذکر عمده این کینه‌ورزی‌ها صرف نظر کرده‌ایم.
بازخوانی این مقاله مفصل، از آنجا که یک مؤسسه آمریکایی با هدف برآورد روابط ایران و آمریکا در آینده، بدان پرداخته است، قابل توجه می‌باشد که اینک گزارشی از آن را تقدیم شما می‌داریم.
نکته قابل توجه آن است که روایت غرض‌مند این افراد نیز نتوانسته رهبری قدرتمندانه و اندیشه توانمند آیت‌الله خامنه‌ای را پنهان کند. یُریدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَی اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ (توبه: ۳۲)
با خواندن این مقاله بهتر می‌فهمیم که به راستی، عقول دنیایی مملو از هوس‌های شیطانی، توان درک انسان‌های بزرگ و الهی را ندارند و این‌چنین است که عاقبت با مؤمنان و شکست برای کافران خواهد بود. خواندن این گزارش به خوبی اقتدار و صلابت و زیرکی آیت‌الله خامنه‌ای را نشان می‌دهد و البته این سؤال را نیز ایجاد می‌کند که آمریکا از رابطه با ایران چه سودی می‌برد که این‌چنین در صدد دستیابی به آن است و رهبر انقلاب را مانع بزرگ آن می‌داند؟!
———-
نویسنده این مقاله این‌چنین سخن خود را آغاز کرده است که: “شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد که به اندازه آیت‌الله خامنه‌ای برای مسائل جاری جهان اهمیت داشته باشد، اما در عین حال، تا این حد هم برای جهانیان ناشناخته باشد ” و در ابتدا سعی در تبیین چرایی اهمیت بررسی افکار و اندیشه‌های ایشان نموده و در عبارتی، به اینکه ایشان پیش از تصدی رهبری، یک چهرة “میانه‌رو ناشناخته ” بوده است تاکید می‌کند و علائم آن را در علاقة ایشان به موسیقی و شعر و به دست کردن ساعت مچی می‌بیند!
وی در ادامه به نفوذ ایران در منطقه و برخی کشورها از جمله عراق، لبنان و فلسطین اشاره کرده و بالا رفتن قیمت نفت را به افزایش توان ایران تعبیر کرده است! وی اشاره می‌کند که مسیر حرکت جمهوری اسلامی در نوشته‌ها و سخنان امام خمینی موجود است و بر همان مبنا نیز آیت‌الله خامنه‌ای چهار هدف انقلاب ایران را “عدالت “، “استقلال “، “خودکفایی ” و “معنویت دینی ” می‌داند که از این پس، نویسنده سعی می‌کند نظرگاه ایشان در این چهار زمینه را استخراج و بیان کند.
او همچنین نواب صفوی و امام خمینی را دو شخصیت مؤثر بر آیت‌الله خامنه‌ای می‌داند که رفتار سیاسی ایشان را شکل و جهت داده‌اند و سپس به ذکر تاریخچه‌ای مخدوش از دوران ریاست جمهوری و پیش از رهبری ایشان ارائه می‌دهد و سپس تأکید می‌کند که از آنجا که رهبری در ایران سیاست‌های کلی را تعیین می‌کند و نفوذ فراوانی دارد، مهم‌ترین شخصیت در ایران است.
او نظرگاه ایشان در باب عدالت را مخالف سرمایه‌داری می‌داند و در تحلیل نظرگاه ایشان عاجز می‌ماند. وی توجه به توده‌های جامعه و همچنین تولید احتیاجات ضروری جامعه خصوصاً در زمینة مواد غذایی را مورد توجه ایشان می‌داند و می‌افزاید که ایشان اسلام را به‌عنوان بهترین روش برای برپایی عدالت معرفی می‌کند و روحیة ظلم‌ستیزی اسلام را برای جوانان دنیا جذاب می‌دانند که خود عاملی برای تبلیغ اسلام است.
او در اندیشه ایشان بین سه مؤلفه رشد علمی، خودکفایی اقتصادی صنعتی و استقلال سیاسی، ارتباطی وثیق دیده که هر یک را مقدمه‌ای برای تحقق دیگری دانسته‌اند و نهایتاً به تأکید ایشان بر اینکه دور نگاه داشتن کشورها از این عوامل، از جمله خود ایران در زمان شاه، برنامة ابرقدرت‌ها و غرب برای تسلط بر سایر کشورهاست، اشاره می‌نماید و از منظر ایشان، تحریم‌ها را عامل خودکفایی بیشتر ایران می‌داند.
وی در بخشی از گزارش خود، به روی کار آمدن احمدی‌نژاد اشاره کرده و آن را هم‌سو با خواست آیت‌الله خامنه‌ای می‌داند. او همچنین تاکید می‌کند که ویژگی‌های برشمرده شده از سوی ایشان در هفته‌های مانده به انتخابات بر احمدی‌نژاد تطبیق می‌کرده‌اند.
او، آیت‌الله خامنه‌ای را در سیاست خارجی، که بخش مهم این مقاله است، پیرو امام خمینی می‌داند و تأکید می‌کند که ایشان در طول این سه‌دهه، همواره بر شیطان بزرگ بودن آمریکا تأکید داشته‌اند و دشمنی خود با آن را به صراحت ابراز کرده‌اند و ریشة دشمنی آمریکا با ایران را در واقع نه به‌خاطر مسئله‌ هسته‌ای یا نفی اسرائیل و دفاع از حزب‌الله، بلکه به‌خاطر موقعیت استراتژیک ایران و ذخایر انرژی آن می‌دانند که اینک در اختیار یک کشور اسلامی قرار گرفته است. راهبرد مقابله در برابر فشارهای شورای امنیت و آمریکا نیز “مقاومت ” معرفی شده، چرا که ایشان معتقدند هر چقدر در برابر ابرقدرت‌ها کرنش کنی و کوتاه بیایی به همان اندازه فشارهای آن‌ها بیشتر خواهد شد.
او، ضمن اشاره به توجه بسیار زیاد آیت‌الله خامنه‌ای در ترسیم “نقشه‌های آمریکا علیه انقلاب “، برای مردم ایران، به تبیین ایشان دربارة نحوه فروپاشی شوروی و انقلاب‌های رنگی نیز توجه داشته و با تعجب بسیار از این توجه زیاد، تأکید بر انجام تهاجمات فرهنگی ضداسلامی توسط غرب و آمریکا و بیدارگری درباره عوامل داخلی انهزام یک کشور در اندیشة ایشان را نیز مورد بررسی قرار داده‌ است.
او یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد توجه ایشان را مسأله فلسطین و اسرائیل دانسته و ضمن توضیح موضع ایشان، به راهکار برگزاری رفراندم میان همة فلسطینی‌ها که توسط ایشان مطرح شده بود، اشاره می‌نماید. نویسندة مقاله که در منطق مستحکم و قانونمند ایشان درمانده، تأکید می‌کند که اگر خود فلسطینی‌ها به صلح با اسرائیل روی بیاورند دیگر ایران نمی‌تواند چنین مسائلی را مطرح نماید!
او استراتژی ایشان برای گسترش نفوذ منطقه‌ای ایران در اندیشة آیت‌الله خامنه‌ای را شامل سه عنصر می‌داند: تأکید بر منافع و دشمنان مشترک ایران و جهان اسلام و سعی در جا انداختن آن در سران منطقه، حمایت از دموکراسی و انتخابات مستقل در کشورهای اسلامی منطقه و به‌عنوان مثال پیروزی حماس در فلسطین، حزب‌الله در لبنان، اخوان‌المسلمین در مصر و شیعیان در عراق و نهایتاً ترکیب نفوذ فرهنگی و سیاسی با مسائل امنیتی منطقه که ایران می‌تواند در حل آن‌ها نقش داشته باشد.
او تأکید می‌کند که انرژی‌هسته‌ای در منظر آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان نشانه‌ای از موضوعاتی چون تلاش برای استقلال، ضرورت خودکفایی، بی‌عدالتی قدرت‌های جهانی و توجه بسیار زیاد اسلام برای کسب علم معرفی شده است، لذا ایشان دائماً بر لزوم پیشرفت علمی ایران تأکید کرده‌اند؛ چرا که رشد علمی، خودکفایی و استقلال سیاسی را حلقه‌های به هم متصل می‌دانند.
در ادامه این گزارش به تحلیل ایشان از حمله آمریکا به عراق اشاره شده و تأکید ایشان بر اینکه این حمله با هدف سیطره بر خاورمیانه انجام شده، ولی اینک آمریکا در خود عراق با مسائل زیادی روبه‌روست مورد توجه قرار گرفته است. او این اقدام آمریکا را از منظر ایشان به‌عنوان تلاش برای ایجاد حکومتی آمریکایی در منطقه، تهدید ایران و همچنین دفاع از اسرائیل، دانسته است.
او همچنین به وحدت‌طلبی ایشان با جهان اسلام اشاره می‌کند و تأکید ایشان بر اینکه ایران با اهل‌سنت مشکلی ندارد و آمریکا و اسرائیل را که دشمن اصلی همة جهان اسلام هستند و اینک نیز به دنبال آتش‌افروزی در منطقه می‌باشند، مورد توجه قرار داده است. در همین راستا به تأکیدات ایشان در حمایت از جنبش سنی‌مذهب حماس و رد شبهه تلاش ایران برای ایجاد هلال شیعی در منطقه اشاره شده است.
این مقاله که پس از هر بررسی، افادات بغض‌آلود نویسنده را در خود جای داده، در پایان به ایران پس از ایشان دل بسته و اظهار امیدواری نموده که در آن هنگام، آمریکا بتواند به منافع خود در رابطه با ایران دست یابد! زهی خیال باطل!
نهایتاً نیز برخی دستورالعمل‌ها برای سران دولت آمریکا ذکر کرده، هر چند اشاره نموده که با وجود آیت‌الله خامنه‌ای امید ایجاد شرایط داخلی یا خارجی مطلوب آمریکا دور از تصور است. به هر حال، این گزارش، در راستای بهبود روابط ایران و آمریکا “در شرایط حاضر “، چند نکته واقع‌بینانه را مطرح می‌نماید تا بر اساس آن‌ها استراتژی مطلوب! آمریکایی‌ها انتخاب گردد که خود جالب توجه‌اند:
۱٫ آیت‌الله خامنه‌ای باید متقاعد شود که آمریکا رویة خود در قبال ایران را تغییر داده و با احترام با آن برخورد خواهد کرد؛
۲٫ آیت‌الله خامنه‌ای هیچ‌گونه عقب‌نشینی یا شکست را برای ایران نخواهد پذیرفت و هیچ نوع فشاری نیز بر ایشان مؤثر نمی‌افتد.
۳٫ هر نوع برنامه‌ای باید در ارتباط با خود ایشان مطرح بشود، نه مقامی دیگر؛ وگرنه مانند تلاش‌های قبلی که در دورة اصلاح‌طلبان صورت پذیرفت بی‌نتیجه خواهد ماند!
آخرین جملات این گزارش نیز تأکید می‌کنند که تا زمانی که آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران است، دستیابی به روابط دیپلماتیک میان ایران و آمریکا میسر نخواهد شد و همچنان با وجود گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب فرهنگ “مرگ بر آمریکا ” در ایران حاکم است و گرچه مدارا با رهبر ایران بسیار سخت می‌باشد، اما باید دانست که اجرای هر برنامه‌ای برای دور زدن ایشان نتیجه نمی‌دهد.

* گزارشی کوتاه از مقاله مؤسسه کارنگی برای صلح

سایت رهبران شیعه : فارس

با تشکر از خواهر بزرگوارمان خانم سهیلا*

نفوذ تفکر «شاه سلطان حسینی » در مجلس!

    

     این سخن به نظر درست می‌آید که هر کس از تاریخ عبرت نگیرد، خود عبرت دیگران خواهد شد. «تابناک» کمی تاریخ مرور می‌کند. باشد که عده‌ای عبرت بگیرند؛ پنج رخداد در هزار و چهارصد سال پیش، سه قرن پیش، در تیر ماه سال ۱۳۶۰، در دی ماه سال ۸۷ و تیر ماه ۹۱.

کد خبر: ۲۵۵۳۷۶

تاریخ انتشار: ۱۳ تير ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۳

این سخن به نظر درست می‌آید که هر کس از تاریخ عبرت نگیرد، خود عبرت دیگران خواهد شد.

«تابناک» کمی تاریخ مرور می‌کند. باشد که عده‌ای عبرت گیرند.

هزار و چهارصد سال پیش، امیرمومنان علی ـ علیه‌السلام:

«و احذروا ما نزل بالامم قبلکم من المثلات بسوء الانفال و ذمیم الاعمال فتذکّروا فی الخیر و الشّر أحوالهم، و احذرو أن تکونوا أمثالهم

«بر حذر باشید از مصیبت‌های عبرت‌آوری که به امت‌های پیشین به واسطه کارهای بد و اعمال نکوهیده‌شان نازل شد؛ پس در خوشی و سعادت و بدی و گرفتاری، حالت آنان را به یاد بیاورید و بر حذر باشید که همانند آن‌ها نباشید».

سه قرن پیش، اصفهان پایتخت حکومت صفوی:


شاه سلطان حسین، شاه بی‌خاصیت و بی‌خیال و راحت‌طلب صفوی، نمی‌داند و برایش اهمیتی ندارد که در کشور چه می‌گذرد. محمود، جوانک ایلیاتی افغان به سوی پایتخت در حرکت است. کمی بعد بر ایران و مردمش و جان و ناموس مردمش، آن می‌رود که نباید... .

تیر ماه ۱۳۶۰، چند روز پس از فاجعه هفتم تیر


نهم تیر تشییع شهدا بود؛ مردم جلوی در دانشکده افسری جمع شده بودند.

چند بار خواستند شهید بهشتی را دفن کنند، جمعیت نگذاشت. جنازه دست به دست می‌شد، از قبل دور می‌شد و برمی‌گشت. یک بار جنازه را از قبر دور کردند و دیگر برنگشت، انگار گم شده بود. اول به هاشمی خبر دادند که جنازه را دزدیده‌اند، ولی بعد معلوم شد می‌خواهند فردا صبح دور از چشم مردم بیرون از آن همه فشار دفنش کنند.

کسی از نهضت آزادی با هاشمی تماس گرفت که نمایندگان نهضت در مجلس می‌خواهند در جلسه چهارشنبه شرکت کنند، به شرط آنکه امنیتشان تأمین باشد. هاشمی خوشحال شد، با چند نفر دیگر مشورت کرد، پذیرفتند.

دهم تیر جلسه مجلس بود؛ چند گروه کار‌شناس مواد منفجره از شهربانی و ارتش و سپاه آمدند. مجلس را خوب گشتند، چیزی پیدا نکردند. کسی نمی‌دانست مجلس به حد نصاب می‌رسد یا نه. وزارت کشور اعتبارنامه‌های ده نفر از منتخبین میان دوره‌ای را صادر کرد. یک روز پیش از انفجار، نام برگزیده‌ها معلوم شده بود.

رادیو مستقیم از مجلس گزارش می‌داد، ساعت ۸ صبح هنوز تعداد به حد نصاب نرسیده بود، چند نفر از نماینده‌ها که در بیمارستان بودند و به اخبار مجلس گوش می‌کردند، با‌‌ همان وضع پا شدند آمدند مجلس، با تخت بیمارستانی و سرم و باندپیچی‌هایشان.

ساعت هشت و نیم، از صد و هشتاد نفر گذشت. روی صندلی‌های شهدا قاب عکس و گل گذاشته بودند. قاری که شروع به قرآن خواندن کرد، صدای هق هق جماعت بلند شد، بعد یک نفر شروع کرد نوحه خواندن، صدای گریه دیگر بلند و واضح شده بود.

دی ماه 87، رهبر انقلاب در دانشگاه علم و صنعت:

«اگر روزی در میان مسئولان کشور، مسئولان بی‌جرأت و ضعیفی همچون شاه سلطان حسین پیدا شوند، حتی اگر در میان مردم نیز شجاعت و آمادگی باشد، کار مملکت و جمهوری اسلامی تمام است، چرا که مسئولان ترسو و مقهور، ملت‌های شجاع را نیز به ملت‌های ضعیف تبدیل می‌کنند».

تیر ماه ۹۱: بررسی یک فوریت طرح تعطیلات مجلس


یک نماینده مجلس می‌فرمایند: اگر تعطیلات تابستانه نباشد، خانواده نمایندگان چه زمانی به مسافرت بروند؟

انگار نه انگار که مجلس تعطیلات کم ندارد. تعداد جلسات مجلس هشتم کمی بیش از چهارصد جلسه بود؛ یعنی مجلس هفته‌ای دو روز جلسه داشته است. تازه در بیشتر جلسات هم، نزدیک یک سوم نمایندگان غایب تشریف دارند. مجلس اغلب هفته‌ها، دست‌کم چهار روز تعطیل است، شنبه و دوشنبه و پنجشنبه و جمعه.

یک نماینده می‌گوید: «تعطیلات مجلس در مجموع به این ‏صورت است که نزدیک پانزده روز عید مجلس تعطیل است و نمایندگان هم تعطیل هستند، تابستان یک ماه تعطیلی تابستانه دارند که به صورت دو تا دو هفته اجرا می‌شود، در این دو هفته، مجلس کاملا تعطیل است و نمایندگان آزاد هستند، یک ماه هم نماینده در طول سال می‌‏تواند مرخصی بگیرد و عملا یک نماینده می‌‏تواند از دو ماه و نیم تعطیلی استفاده کند»

از انتظار تبلیغاتی منتظران قدرت تا انتظار منتظران مهدی فاطمه (س)

 

      چگونه می‌شود، افرادی ادعای انتظار راستین داشته باشند، ولی در همان حال بحران اخلاقی را از تهمت تا برچسب‌های تحقیر کننده نسبت به آحاد جامعه روا داشته باشند؟ چگونه می شود از فرهنگ انتظار سخن گفت، در حالی که انتظار امید دیگران را به نومیدی بدل کرده باشیم؟

کد خبر: ۲۵۵۸۹۵

تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۳۹۱ - ۲۰:۵۵

وقتی کلمه انتظار را می‌شنویم، نخستین تداعی معنایی که به ذهنمان می‌رسد، امید است؛ امید به روزی که دردهای نگفته و فریادهای فروخفته خویش را به صاحب عصری بگوییم که بدون منت و بی واسطه رابطان متملق امروز، بر سفره اسرار ما نشسته و به ما اجازه طرح‌الأمان بدهد.

به گزارش «تابناک»، از انتظار واقعی سخن می‌گوییم، عطف به چنین انتظاری امید به تعالی و رهایی از قید و بندهای تحمیل شده نیز مطرح می‌شود.

گشایش در امور و امید به بهبود در شرایط سخت، رهاورد فرهنگ انتظار راستین است، ولی همچنان که مسخ هویتی افراد در پاره‌ای اوقات، منجر به پرستش خدایان دروغین به جای خدای واقعی می‌‌شود، درباره فرهنگ انتظار نیز گاهی مسخ هویتی افراد، منجر به انتظارهای دروغین می‌‌شود.

انتظاری که مراد و منظور آموخته‌های اصیل دینی ماست، به مجموعه باور‌ها و رفتارهایی اشاره دارد که به واسطه‌‌ همان باور‌ها و رفتارهای درست، جهان در مسیر ظهور منجی بشریت قرار گرفته باشد.

متأسفانه مواقعی بوده که مشکل مسخ هویتی در افراد، به جای اینکه از فرهنگ انتظار رهاورد امید و گشایش در امور را برای مردمان منتظر فراهم آورد، به جای آن مجموعه باور‌ها و رفتارهای آغشته به خرافات و فرصت طلبی‌ها را برای جوامع به ارمغان آورده است.

البته در تاریخ ادیان الهی نیز همواره انسان‌های مسخ یافته‌ای بوده که در کنار زحمات پیامبران برای راهنمایی و تبیین تربیتی جوامع، درصدد الگوبرداری دروغین و سوءاستفاده بوده‌اند.

شاید قصه مدعیان دروغین پیامبری که به ویژه پس از تبیین پیامبران واقعی به رسالت الهی، درصدد فریب افکار عمومی و عوام فریبی بوده‌اند و ادعای رسالت نموده‌اند، خود سندی گویا در راستای بهره‌برداری‌های فرصت طلبانه از ادیان الهی بوده باشد.

در زمان امروز ما نیز همین مشکل مسخ هویتی افراد، گاهی منجر بدین ادعاهای دروغین شده است که گروهی از فرصت‌طلبان دین ستیز با نقاب خدمت به آرمان‌های دینی، عملا «پا در عرصه تبلیغات و بهره‌برداری ابزاری از مقدسات نهاده و از باورهای دینی مردم سوء‌استفاده‌ها کرده‌اند.
 
فرهنگ‌های انتظاری که به اقتضای مصالح افراد، سر از فرهنگ ایران باستانی درآورده‌اند، باور‌ها و رفتارهای مدعیان انتظاری که به صورت فصلی و آن هم در آستانه انتخابات مهم مردمی، برای عوام فریبی افکار عمومی، ادعاهای کاذبی از انوار خیالی تا قصه پردازی‌های مجعول مستند در جهت تأثیرگذاری بر نگرش و قضاوت افراد در جهت اهداف سیاسی و دنیوی خود داشته‌اند، همه و همه به دلیل بحران هویتی افراد پدید آمده است.

چگونه می‌شود، افرادی ادعای انتظار راستین داشته باشند، ولی در همان حال بحران اخلاقی را از تهمت تا برچسب‌های تحقیر کننده نسبت به آحاد جامعه روا داشته باشند؟ چگونه می شود از فرهنگ انتظار سخن گفت، در حالی که انتظار امید دیگران را به نومیدی بدل کرده باشیم؟

علت گرانی مرغ به روایت شریعتمداری

کد خبر: ۲۵۶۰۴۲

تاریخ انتشار: ۱۷ تير ۱۳۹۱ - ۰۹:۰۳

حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز روزنامه کیهان نوشت:


1- «آدرس غلط» يكي از ترفندهاي خطرآفرين است كه در عمليات موسوم به «طرح فريب» از آن بهره مي گيرند. اين ترفند در هر دو عرصه جنگ «گرم و سرد» به كار گرفته مي شود. فرض كنيد كه دشمن در جبهه نبرد نظامي قصد انجام عمليات غافلگيرانه در منطقه «الف» را دارد و در همان حال، از قدرت دفاعي حريف بيمناك است. در اين حالت به ترفند «آدرس غلط» يا «طرح فريب» روي مي آورد و مثلا در منطقه «ب» كه با منطقه «الف» فاصله زيادي دارد دست به آتش باري مي زند، با اين مقصود كه ذهن فرماندهان حريف را از منطقه اصلي عمليات يعني منطقه «الف» دور كرده و به منطقه «ب» مشغول دارد.


حالا اگر فرماندهان خودي از آرايش جنگي و ضريب پراكندگي قواي دشمن اطلاعات دقيقي نداشته باشند، بعيد نيست كه همه استعداد نظامي و يا بخش قابل توجهي از آن را براي مقابله با حريف به منطقه «ب» منتقل كنند و حتي پس از دفع حمله دشمن در منطقه ب -بخوانيد منطقه فريب- دست به تعقيب دشمن نيز بزنند! اكنون صحنه را در نظر آوريد. چه مي بينيد؟ نيروهاي خودي را مي بينيد كه نه فقط حمله دشمن را دفع كرده اند بلكه در حال تعقيب آنها نيز هستند. اما، اين ظاهر قضيه است كه با واقعيت فاصله زيادي دارد. واقعيت آن است كه ما در حال تعقيب دشمن نيستيم، بلكه، اين دشمن است كه ما را به نقطه و منطقه مورد نظر خود مي كشاند تا عمليات اصلي را در منطقه الف، با موفقيت و بدون كمترين مقاومت به انجام برساند.


2- شنبه گذشته، سران محترم سه قوه مجريه، مقننه و قضائيه گردهم آمدند و به گفته رئيس مجلس «بررسي عوامل گراني از مباحث مطرح دراين نشست» بوده است. اين كه مسئولان بلندپايه نظام، روي يكي از اصلي ترين دغدغه هاي كنوني مردم انگشت گذارده و در پي يافتن راه كارهاي موثر براي مقابله با آن بوده اند، به تنهايي نويدبخش است و حاكي از آن كه روساي محترم سه قوه، يعني دست اندركاران امور اجرايي، قانونگذاري و قضايي كشور، قرار است از برخي بگومگوهاي - با عرض پوزش- بي حاصل و دغدغه آفرين دست كشيده و عزم خود را براي مقابله با يكي از اصلي ترين دغدغه هاي كنوني مردم- انشاءالله- جزم كنند. در اين ميان اگرچه مي توان و بايد اميدوار بود كه مسئولان محترم بسياري از موانع پيش روي و راه كارهاي مقابله با آن را مي شناسند ولي برخي شواهد و قرائن نيز حاكي از طرح فريب دشمن و تلاش براي ارائه «آدرس غلط» به دست اندركاران مقابله با گراني است و از اين روي اشاره به نكاتي دراين باره ضروري به نظر مي رسد.


3- مروري گذرا به تلاش تبليغاتي مستقيم و غيرمستقيم دشمن - مخصوصا نوع غيرمستقيم آن- حكايت از آن دارد كه حريف به منظور پيشگيري از چاره انديشي نظام براي مقابله با گراني لگام گسيخته كه اين روزها به جان اقشار مستضعف جامعه افتاده است، چند جاده فرعي پيش روي مسئولان محترم گشوده و با دميدن پياپي و بي وقفه در شيپور فريب و نيز به كارگيري ستون پنجم سياسي و رسانه اي خود اصرار به واقع نمايي آن دارد. اين جاده هاي فرعي متفاوت و چندگانه اند ولي بيشترين اصرار دشمن آن است كه تحريم هاي اقتصادي را به عنوان اصلي ترين علت گراني ها معرفي كند.


دراين باره گفتني است كه تحريم هاي اقتصادي اگرچه در پيدايش پديده گراني بي تاثير نيستند اما، نقش و ضريب اثر آنها در حد و اندازه اي نيست كه گراني لگام گسيخته و «جهشي» بسياري از كالا و خدمات ضروري و مورد نياز مردم را در پي داشته باشد. مخصوصا اين كه در برخي از موارد قبل از عملياتي شدن فلان تحريم اقتصادي شاهد افزايش بي رويه و غيرمنطقي شماري از كالا و خدمات مورد نياز مردم بوده و هستيم كه پيش از اين به آن پرداخته ايم و دراين نوشته، نكته ديگري را دنبال مي كنيم و آن، چرايي ارائه اين آدرس غلط است.


4- بي پرده بايد گفت جريان مرموزي در داخل كشور اصرار دارد كه تحريم هاي اقتصادي دشمنان بيرون را «فلج كننده»! و راه كار برون رفت از آن را، تن دادن به خواسته هاي غيرقانوني و باج خواهانه حريف قلمداد كند. اين جريان، دو طيف جداگانه با دو انگيزه متفاوت را درخود جاي داده است كه بعيد نيست- و نشانه هايي نيز در دست است- كه اين دو طيف در يك نقطه با يكديگر پيوند خورده و يا خواهند خورد. بخشي از اين طيف مرموز را گروهها، اشخاص و جريانات برانداز و ضدانقلابيون تابلودار، تشكيل مي دهند.


اين بخش، دست چندان موثري در بدنه نظام و يا مراكز تصميم ساز و سياست پرداز آن ندارد ولي به عنوان «بازو» و شريك بخش ديگر عمل مي كند. و اما، بخش ديگر، كه اصلي ترين بخش از جريان مرموز ياد شده است، غريبه ها و يا خودي هاي استحاله شده اي هستند كه در برخي از مراكز حساس و يا حلقه هاي تماس اين مراكز با مردم و امور مربوط به آنان نفوذ كرده اند و هر از چندگاه شاهد افشاي «راز» آنها و از پرده برون افتادن دست آنان هستيم. ماجراي فساد كلان 3هزار ميليارد توماني و يا فساد و اختلاس اخير در بيمه و نقش برخي مسئولان مياني- اما موثر- در اين اختلاس ها مي تواند شاهد مثال باشد.


هر دو طيف مورد اشاره، يك نقطه مشترك را هدف گذاري كرده و دنبال مي كنند و آن فشار اقتصادي و تنگي معيشت مردم، مخصوصا اقشار محروم و مستضعف -بخوانيد ولي نعمت هاي نظام- است و از اين نقطه به بعد هر يك انگيزه هاي خاص خود را كه با يكديگر متفاوت است پي مي گيرند. چگونه؟!


5- ماموريت بخش اول از جريان مرموز ياد شده يعني ضدانقلابيون تابلودار و ستون پنجم پنهان يا شناخته شده- ولي بعضا به حال خود رها شده- دشمن، معرفي تحريم ها به عنوان علت اصلي گراني ها است. شواهد موجود حكايت از آن دارند كه ماموريت اين بخش در همين نقطه به پايان مي رسد. چرا كه اگر در اين ماموريت موفق شوند - كه مي دانيم و تجربه كرده ايم نمي شوند- به آمريكا و متحدانش براي رهايي هر چند نسبي از رسوايي ناشي از بي اثر بودن تحريم ها كمك كرده اند! ضمن آن كه بيشترين اعضاي اين طيف را كلان سرمايه داران و صاحبان ثروت هاي بادآورده تشكيل مي دهند كه از اين رهگذر بر ثروت انبوه و نامشروع خود نيز مي افزايند و متاسفانه اقدام درخور توجهي براي مقابله با اين غارتگران و زالوصفتان خون آشام ديده نمي شود.
اما بخش دوم، يعني طيف اصلي اين جريان مرموز كه متاسفانه در برخي از مراكز تصميم ساز و سياست پرداز نفوذ كرده اند در نقطه مشترك مورد اشاره متوقف نمي شوند.


اين طيف - به گواهي شماري از شواهد و قرائن موجود- در پي آن است كه با سخت شدن معيشت مردم، راه كار موثر براي برون رفت از آن را، مذاكره و رابطه با آمريكا معرفي كند! چرا؟! به يقين همه دست اندركاران اصلي طيف ياد شده دشمن نظام و اسلام و انقلاب نيستند، بلكه برداشت غلطي از مذاكره و رابطه با آمريكا دارند و از آنجا كه نشان داده اند افرادي كم دان ولي در همان حال، بلندپرواز و خودبزرگ بين هستند، از يكسو مذاكره و رابطه با آمريكا را به خيال خام و توهم پرداز خود، راه كار تلقي مي كنند و از سوي ديگر به علت روحيه خودبين و شهرت طلب خويش، اصرار دارند كه اين- به زعم آنها- رخداد استثنايي! به نام آنها ثبت شود!!


اين طيف درگذشته اي نه چندان دور نيز براي همين منظور خيز برداشته بودند كه با سد مستحكم و عزت آفرين و پرصلابت رهبرمعظم انقلاب روبرو شدند. گفتني است كه آمريكا و متحدانش نيز كه حركت خزنده اين طيف را زير نظر داشته و به آن اميد بسته بودند، بعد از مواجهه طيف ياد شده با نهيب پرصلابت و مردمي حضرت آقا، به گونه اي آشكار و بي پرده، نااميدي و يأس خود از طيف مورد اشاره را برملا كردند.


6- در مثنوي مولوي داستان كشاورزي آمده است كه انبار خويش از گندم انباشته بود اما بي آن كه گندمي از انبار بردارد، همه روزه از ميزان گندم انبار شده كاسته مي شد و كشاورز كه راه دستبرد دزدان را بسته بود، در حيرت از چرايي كاهش گندم به حكيمي شكايت برد و حكيم او را گفت؛ از كجا معلوم كه موش ها در انبار گندم لانه نكرده باشند؟


اول اي جان دفع شّر موش كن
و آنگه اندر جمع گندم كوش كن
گرنه موش دزد در انبار ماست
گندم انبار چل ساله كجاست؟!


در اين باره گفتني هاي فراواني هست كه به فرصتي ديگر مي گذاريم و در پايان نوشته پيش روي به اين نكته بسنده مي كنيم كه گراني لگام گسيخته كنوني به آساني قابل مهار كردن است مثلا - و فقط مثلا- چرا در پي گيري يكي از علت هاي گراني گوشت مرغ به اين ماجرا توجه نمي شود كه فلان كشتي حامل محموله مورد نياز مرغداري ها نزديك به 7 ماه در سواحل كشورمان روي آب بوده است؟ و آقايان «م» و «الف» دو سرمايه دار كلان كه با گشاده دستي برخي از مسئولان مياني، انحصار واردات اين كالا را برعهده دارند، تخليه محموله كشتي را با انگيزه فروش گرانتر آن تا 7 ماه به تاخير انداخته اند؟! و ...

نامه‌ای که خاتمی پاسخ داد و احمدی‌نژاد نداد!

 

وقتی نیروی انتظامی تنها وارد مبارزه با بد حجابی می شود ، گاهی اوقات تنش ایجاد می شود ؛ بهتر است ستادی باشد که نیروی انتظامی و دیگر نهادهای متولی ، هم با هم باشند ؛ ستاد احیای امر به معروف بگوید این مدت چه کرده است ؟ من حتی یک تابلو از اینها در سطح شهر ندیده ام ؛ حتی شهرداری یک پیام نهی منکری دارد ، اما این ستاد از عملکردش خبری نیست

کد خبر: ۲۵۶۰۴۵

تاریخ انتشار: ۱۷ تير ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۴

حجت الاسلام محمد تقی رهبر رییس فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار اعتدال ، گفت: پوشش اسلامی و حجاب یک فریضه و حکم اسلامی است ؛ در پوشش چادر یا مانتو خانم ها مخیرند ، رنگ را نباید تعیین کرد و نباید الزام به چادر نباید باشد اما نمی توان گفت بد حجاب باش.

وی در ادامه به سخنان اخیر سخنگوی قوه قضاییه اشاره کرد و گفت: منظور آقای اژه ای نیز همین بوده است ؛ یکی از وظایف نیروی انتظامی مبارزه و برخورد باهنجار شکنی ها است ، این هنجار شکنی می تواند فروش سی دی و مواد مخدر یا بد حجابی باشد ، اما شیوه برخورد ها باید در چارچوب قانون صورت گیرد.

نماینده اصولگرای مردم اصفهان در مجلس هفتم و هشتم شورای اسلامی گفت:  خیابان های شهر را که نگاه می کنیم ، نمی دانیم پاریس است یا هالیوود، آن هم در کشوری که 99 درصد مردمانش متدین و معتقد به آداب اسلامی هستند ؛ اوضاع طوری شده که یک روحانی را به خاطر امر به معروف و نهی از منکر کور کردند و مقصر این گونه مسائل دولت است .

وی افزود: ستاد دولتی احیای امر به معروف منفعل و غیر فعال است؛ چگونه می توان سر ارزش ها مصالحه کرد و گفت هر کس هر چه می خواهد انجام دهد ؛ سی دی فروش کنار خیابان سی دی نا هنجار بفروشد و مواد مخدر در همه جا به فروش برسد و بدحجابی غوغا کند؟ البته باید نوع برخورد ها به گونه ای باشد که تنش ایجاد نشود.

رهبر گفت: وقتی نیروی انتظامی تنها وارد مبارزه با بد حجابی می شود ، گاهی اوقات تنش ایجاد می شود ؛ بهتر است ستادی باشد که نیروی انتظامی و دیگر نهادهای متولی ، هم با هم باشند ؛ ستاد احیای امر به معروف  بگوید این مدت چه کرده است ؟ من حتی یک تابلو از اینها در سطح شهر ندیده ام ؛ حتی شهرداری یک پیام نهی منکری دارد ، اما این ستاد از عملکردش خبری نیست.

وی افزود:  من بارها گفته ام برای ماجرای عفاف و حجاب باید این دولت را محاکمه تاریخی کرد و برای کوتاهی هایی که انجام داده اند ، باید به درگاه خدا و خلقش پاسخگو باشند؛ شاهد بودیم که رییس جمهور در مجلس چگونه درباره حجاب صحبت کرد و وقتی حاکمیت اینگونه صحبت می کند ، به تو چه گفتن ها باب می شود.

رهبر در خاتمه گفت: متاسفانه اظهارات احمدی نژاد درباره حجاب را حتی آقای خاتمی جرات نکرد بیان کند ؛ بنده در مجلس هفتم که دوره دوره اصلاحات بود از آقای خاتمی به عنوان رییس جمهور در نامه ای پرسیدم و گفتم که در دنیا زیر نظر هستیم و خدا از ما سوال می کند و در باره حجاب در جامعه خواهان پاسخگویی شدم ، ایشان نامه بنده را پاسخ دادند و ارجاع دادند به وزیر ارشاد وقت آقای مسجد جامعی و ایشان طی پنج الی شش صفحه دلایل و کارهایی که درباره حجاب داشتند را بیان کرد ، اما ما هر چه نامه به این دولت می نویسیم، یک خط جواب به ما نمی دهند و در نهایت جوابشان این شد که به مجلس آمدند و با آن صحبت ها به مجلس خندیدند و رفتند!

شباهت‌ها و تفاوت‌های «سیاستمداران ایرانی» و «تماشاگران یورو»

 

مسابقات جام ملت‌های اروپا به پایان رسیده است، اما گویا رفتارهای بینندگان این مسابقات به صورت عجیبی با رفتار سیاستمداران و دولتمردان ایران شباهت داشت!

کد خبر: ۲۵۵۱۰۹

تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۱ - ۱۵:۲۸

در طول برگزاری مسابقات فوتبال جام ملت‌های اروپا، یکی از رخدادهای مهم، به تصویر کشیدن حالات گوناگون بینندگان تیم‌‌ها با دوربین‌های تلویزیونی بود.

به گزارش «تابناک»، زوم کردن دوربین‌های تلویزیونی روی برخی بینندگان، گاه آنان را چنان به وجد می‌آورد که در لحظه‌ای اختیار خود از کف داده و حالات عجیبی از خود نشان می‌دادند و برخی هم بی‌توجه یا کم توجه به دوربین با بی‌تفاوتی و یا به لبخندی بسنده می‌کردند.

بنا بر این گزارش، در این میان نکته‌ای که به چشم می‌خورد، شیوه گزینش تماشاگرانی بود که از میان آن همه بیننده به تصویر کشیده می‌شدند؛ افرادی که یا چهره‌ای عجیب و غریب و غیر عادی برای خود درست کرده بودند و یا حالتی غیر عادی و رفتاری غیر معمولی داشتند تا مورد توجه قرار گیرند.

اما نکته‌ای که گویا وجه مشترک آنان با بیشتر سیاستمداران و دولتمردان ایران کنونی است؛ افرادی که پیش از آنکه کار و فعالیت برای مردم برایشان مهم باشد، مورد توجه و در رسانه و تلویزیون بودن برایشان مهم است و درست مانند تماشاگران یورو، یا کار غیر معمولی انجام می‌دهند و یا سخنانی عجیب بر زبان می‌رانند و یا مواضعی شگفت در پیش می‌گرفتند.

این سیاستمداران ایرانی که در رفتار عجیب و غریب و مواضع نامعمول خود با تماشاگران یورو شبیه می‌شوند، از یک نکته غافلند و آن اینکه آنان با تماشاگران یورو تفاوتی اساسی دارند.

حالتی‌های عجیب، مواضع غریب و رفتارهای نامعمول یک تماشاگر فوتبال هزینه‌ای را به کسی تحمیل نمی‌کند و مایه عذاب ملتی نمی‌شود، اما وقتی سیاستمداری وطنی برای جلب توجه، مواضعی عجیب و بی‌فایده به ویژه در عرصه بین‌المللی می‌گیرد و رفتار‌هایی غریب از خود بروز می‌دهد، ممکن است تا ماه‌ها و سال‌ها، پیامدهای این گونه رفتار و گفتاری را که عموما از منطق و تعقل هم به دور است، مردم تحمل کنند و هزینه‌هایی کلان بپردازند، تنها به خاطر اینکه یک سیاستمدار و دولتمرد ایرانی، خواسته است خودی نشان دهد و در معرض دید قرار بگیرد.

در این باره باید افزود که البته دوربین‌های تصویربردارهای یورو‌ گاه هم بر تماشاگرانی متمرکز می‌شد که نه حالت عجیبی داشتند و رفتار غریبی، بلکه در شرایطی که برای تیمشان بحرانی بود، به شدت و جان و دل تیمشان را تشویق می‌کردند این‌ها هم در مرکز توجهات بودند.

در میان سیاستمداران کنونی ایران، کسانی که به واسطه تلاش و تعصب ملی و میهنی برای ساخت کشور در مرکز توجهات قرار بگیرند، کمتر یافت می‌شود. کسانی که دور از دوربین‌ها، به کار ساختن کشور در زمان‌های بحرانی مشغول هستند، اینان اکنون در کشور ما نادر هستند.

کسانی که سرانجام دوربین‌ها به سراغ آنان خواهند رفت و در کتاب ها نام‌هایشان نوشته خواهد شد. نمونه چنین افرادی در تاریخ نزدیک ایران بسیار بودند، کسانی که اکنون همه جا نبودشان مشخص است و همه از نبود آنان سخن می‌گویند. کسانی که رفتند و نامشان جاودانه شد بی‌تمنای دوربین، بی‌آنکه هزینه خود را بر دوش ملت تحمیل کنند. آنان که سرانجام زنده‌اند و از پروردگار خود روزی می‌گیرند.

کنیا هم قرارداد نفتی با ایران را لغو کرد

کیوسک بین‌المللی «تابناک»

کنیا هم قرارداد نفتی با ایران را لغو کرد

ادامه بازتاب های رزمایش پیامبر اعظم- 7، افزایش فشارهای آمریکا بر مبادلات فناوری با ایران، احتمال پیگیری حقوقی موضوع تحریم های نفتی از سوی ایران، لغو قرارداد خرید نفت کنیا از ایران و تماس تلفنی محمود احمدی نژاد با محمد مرسی، از جمله مهمترین مطالب امروز مطبوعات جهان درباره ایران.

کد خبر: ۲۵۵۸۰۳

تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۳۹۱ - ۰۹:۰۰

ادامه بازتاب‌های رزمایش پیامبر اعظم- 7، افزایش فشارهای آمریکا بر مبادلات فناوری با ایران، احتمال پیگیری حقوقی موضوع تحریم های نفتی از سوی ایران، لغو قرارداد خرید نفت کنیا از ایران و تماس تلفنی محمود احمدی نژاد با محمد مرسی، از جمله مهمترین مطالب امروز مطبوعات جهان درباره ایران.

 

به گزارش «تابناک»، بازتاب های رزمایش موشکی «پیامبر اعظم- 7» همچنان به اشکال گوناگون ادامه دارد. آنچه در 24 ساعت گذشته در این زمینه مورد توجه رسانه‌های جهان قرار گرفته، اظهارات سردار امیر علی حاجی زاده، فرمانده نیروی هوا ـ فضای سپاه پاسداران درباره توان موشکی ایران است. سردار حاجی زاده با اشاره به وجود 35 پایگاه آمریکا در اطراف ایران، تمامی این پایگاه ها را در تیررس ایران دانسته و گفته در صورت حمله احتمالی آمریکا، ایران در  نخستین دقایق پس از آن، می‌تواند همه این پایگاه‌ها را نابود کند. 

 

«راشا تودی» ضمن بازتاب سخنان سردار حاجی زاده، به افزایش تنش ها میان ایران و غرب در هفته اخیر، به ویژه آغاز تحریم نفتی اتحادیه اروپا علیه ایران و تهدید ایران به بستن تنگه هرمز اشاره کرده است. «تایمز هند»، «عرب نیوز»، «آساهی شیمبون» و «تودی زمان» نیز از جمله دیگر مطبوعاتی هستند که صبح امروز این خبر را منتشر کرده اند.

 

خبرگزاری «رویترز» از تصمیم آمریکا برای بازرسی از یک نهاد وابسته به سازمان ملل، به اتهام ارتباط با ایران خبر داده است. به نوشته این خبرگزاری، این تصمیم پس از آن گرفته می‌شود که مشخص شد «سازمان جهانی مالکیت فکری»، برخی تجهیزات مربوط به فناوری‌های اطلاعاتی را در اختیار ایران گذاشته است. آمریکا مدعی شده تحریم‌های سال 2008 علیه ایران، فروش برخی تجهیزات را به این کشور ممنوع کرده و سازمان مذکور نباید به ارتباطات خود با ایران ادامه دهد.

 

روزنامه «هندوستان تایمز» نیز با اشاره به موضوع تحریم‌های نفتی علیه ایران، از احتمال پیگیری حقوقی موضوع از سوی ایران خبر داده است. این روزنامه به اظهارات «محمد نهاوندیان»، رئیس اتاق بازرگانی، صنعت، معدن و کشاورزی ایران استناد کرده که گفته بود ایران گام‌هایی حقوقی و قانونی علیه تحریم نفتی اروپا برمی‌دارد. 

 

اما از سوی دیگر، روزنامه «نیویورک تایمز» مدعی شده بر اثر تحریم‌های اتحادیه اروپا، برخی کشتی‌های نفتکش ایرانی روی آب‌های خلیج فارس سرگردان مانده‌اند. این روزنامه می‌نویسد، در هفته‌های گذشته، یکی از کشتی‌های نفتکش ایرانی به نام «آستانه» که برای فرار از تحریم‌ها نام خود را به «نپتون» تغییر داده و به عنوان یکی از ذخایر شناور نفت ایران عمل می‌کند، به طور بی‌‌هدف روی آب‌های خلیج فارس شناور بوده، اما خریداری برای نفت آن پیدا نمی‌شده است.

 

در همین رابطه، روزنامه «واشنگتن تایمز» نیز از لغو قرارداد خرید نفت کنیا از ایران خبر داده است. به نوشته این روزنامه، این تصمیم پس از آن گرفته شد که ایالات متحده به کنیا هشدار داد، در صورت ادامه پایبندی به این قرارداد، این کشور را تحریم خواهد کرد. البته وزیر انرژی کنیا اعلام کرده قراردادی در میان نبوده و تنها یک یادداشت تفاهم میان دو طرف به امضا رسیده بود که به سبب تحریم‌های جهانی علیه ایران، کنیا از آن صرف نظر کرده است.

 

در پایان، روزنامه‌های اسرائیلی «جروزالم پست» و «تایمز اسرائیل» خبر تماس تلفنی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران با محمد مرسی، رئیس جمهور جدید مصر را بازتاب داده اند. احمدی نژاد در گفت‌و‌گوی تلفنی با مرسی، ضمن تبریک به وی بابت انتخاب شدنش به عنوان رئیس جمهور، از وی برای شرکت در نشست جنبش عدم تعهد که ماه آینده در تهران برگزار می‌شود، دعوت کرده است. 

ایران: جامعه منتظر یا حرکت در راستای مدینه فاسقه؟

یک نیمه شعبان دیگر هم گذشت

ایران: جامعه منتظر یا حرکت در راستای مدینه فاسقه؟

تهران است و برج‌هایش. تهران است و پاساژ جام جم روبه‌روی صداوسیما با تیشرت دویست هزار تومنی و شلوار جین ۴۵۰ هزار تومنی. تهران است و پاساژ مریم با پیراهن هشتصد هزار تومنی و کفش نهصد هزار تومنی. تهران است و پاساژ محمودیه با ساعت رولکس ۱۷۰ میلیون تومنی؛ شهری که بستنی با روکش طلا به قیمت خون بیچارگان، ببخشید به بهای کاسه‌ای چهارصد هزار تومن هرچند برای مدتی در آن فروخته می‌شد و همه این محصولات با این قیمت‌های کاذب، مشتریان و خریداران خاص خودش را هم داشت که بیشتر از جوانان متمولی بودند که با پول پدر‌هایشان برای چشم و همچشمی، این قیمت‌های گزاف را که در هیچ جای دنیا چنین قیمت‌هایی ندارند (یا کمتر جایی از دنیا) پرداخت می‌کردند؛ ...

مدینه فاسقه، مدینه‌ای است که در دانسته‌ها و گفته‌ها و حتی باور‌ها با مدینه فاضله مشترکند، ولی رفتارشان همچون عمل مردمان مدینه‌های جاهله است؛ مدینه جاهله، جامعه‌ای است که مردم آن اصلا سعادت را نمی‌شناسند و اگر از سعادت برایشان بگویند، به سمت آن نخواهند رفت و تنها برای لذات جسمانی ارزش قایلند.

کد خبر: ۲۵۶۰۱۴

تاریخ انتشار: ۱۶ تير ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۳

نیمه شعبان دیگری گذشت؛ اما این جامعه منتظر ایرانی، به چه اندازه به دنبال ایجاد مدینه فاضله آخرالزمانی است؛ جامعه‌ای که بناچار باید در تقابل با مدینه جاهله قرار گیرد و از مدینه فاسقه دوری گزیند.

به گزارش «تابناک»، حکیم ابونصر محمد بن محمد فارابی، فیلسوف بزرگ مسلمان مشهور به معلم ثانی در قرن سوم هجری به نظامات سیاسی و اجتماعی در اندیشه اسلامی می‌پردازد.
او کمال مطلوب خود را در «مدینه فاضله» معرفی می‌کند و همچنین به شرح مداینی که در برابر مدینه فاضله قرار دارند می‌پردازد که از آن جمله‌اند «مدینه جاهله» و «مدینه فاسقه».

مدینه فاضله جامعه‌ای است که در آن هر چیزی در جای خود است و همه افراد جامعه در راه رسیدن به غایت کمال در تلاشند. در واقع مردم در چنین جامعه‌ای سعادت را در تحصیل کمال می‌جویند.
مدینه جاهله جامعه‌ای است که مردم آن اصلا سعادت را نمی‌شناسند و اگر از سعادت برایشان بگویند، به سمت آن نخواهند رفت و تنها برای لذات جسمانی ارزش قایلند.
و مدینه فاسقه مدینه‌ای است که در دانسته‌ها و گفته‌ها و حتی باور‌ها با مدینه فاضله مشترکند ولی اعمالشان همچون عمل مردمان مدینه‌های جاهله است.

پرده نخست: برج‌هایی که به سر مطبخ گردون دارند
تهران است و برج‌هایش. تهران است و پاساژ جام جم روبه‌روی صداوسیما با تیشرت دویست هزار تومنی و شلوار جین ۴۵۰ هزار تومنی. تهران است و پاساژ مریم با پیراهن هشتصد هزار تومنی و کفش نهصد هزار تومنی. تهران است و پاساژ محمودیه با ساعت رولکس ۱۷۰ میلیون تومنی؛ شهری که بستنی با روکش طلا به قیمت خون بیچارگان، ببخشید به بهای کاسه‌ای چهارصد هزار تومن هرچند برای مدتی در آن فروخته می‌شد و همه این محصولات با این قیمت‌های کاذب، مشتریان و خریداران خاص خودش را هم داشت که بیشتر از جوانان متمولی بودند که با پول پدر‌هایشان برای چشم و همچشمی، این قیمت‌های گزاف را که در هیچ جای دنیا چنین قیمت‌هایی ندارند (یا کمتر جایی از دنیا) پرداخت می‌کردند؛ نوکیسگان یا کهنه کیسگانی که متأسفانه، دست‌کم قشری از آنان فرزندان مدیران و مسئولین هستند. حتی برخی از خانواده‌های اینچنینی برای سرویس بهداشتی خود شیرآلات و... طلا از ایتالیا وارد می‌کنند.
رستوران‌های گردون در ارتفاعات چند ده متری دیگر حتی از شر نگاه‌های کودکان فقیری که به شیشه می‌چسبیدند، خود را راحت کرده‌ و با وجدانی آسوده در بلندای آسمان خراش‌ها رفته‌اند تا خراش‌های فقر و تضاد بر پیکر جامعه را کمتر و کمتر حس کنند.
با نگاهی به پیرزن متکدی در ورودی ایستگاه مترو و نگاهی به این برج‌ها، شعر مرحوم محمدرضا آقاسی را زیر لب زمزمه می‌کنم که می‌گفت:

برج‌هایی که به سر مطبخ گردون دارند
و به غارت شدگان قصد شبیخون دارند


پرده دوم: سر چهارراه، کودکان دوره گرد

ماشین پورشه، پشت چراغ قرمزی در شهرک غرب توقف کرده. کودک سیه چرده و خسته مدام خواهش می‌کند که از او چیزی بخرند. راکب پورشه با اشاره سر انگشت شیشه‌های ماشین را می‌بندد و به انتظار سبز شدن چراغ می‌ماند و نگاه ناامید کودک دوره گرد!
میدان آزادی، جوانی سراسیمه سوار تاکسی می‌شود. زورگیر‌ها تمام دارایی‌اش را گرفته‌اند. می‌خواهد به ترمینال جنوب برود و به کرمانشاه برگردد.

از پارکی در خیابان شوش می‌‌گذرم. مردان و زنان معتاد در گوشه گوشه پارک به استعمال انواع مواد مخدر مشغولند. خودم را به ترمینال جنوب رساندم. در پل هوایی روبه‌روی ترمینال، چند معتاد پایپ‌هایشان را در دست گرفته‌اند و مشغول کار خویش.
مردم عادی هم در پارک‌ها و خیابان‌ها بی‌تفاوت و بی‌خیال و بی‌هدف، مشغول خوشگذرانی و چاق کردن قلیان هستند... .
و حالا چنین جامعه‌ای در شب نیمه شعبان، خیابان‌های خود را بزک کرده و نام جامعه منتظر را نیز یدک می‌کشد؛ بدون اینکه دغدغه‌ای برای اصلاح امور خود و حرکتی به سمت آرمان‌های متعالی اسلام داشته باشد. تنها منتظر مردی است که از آسمان‌ها آمده و امور آنان را اصلاح کند.
اما مگر خود خداوند نمی‌فرماید: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»؛ سوره رعد آیه ۱۱.
مگر می‌شود دم از حضرت حجت زد و گامی در راه مبارزه با مشکلات و سیاهی‌ها و ظالمان عالم برنداشت؟!
مگر نه اینکه ما منتظر امامی هستیم که در وصفش می‌گوییم: این معز الاولیا و مذل الاعدا؟... این قاصم شوکة المعتدین؟ این هادم ابنیة الشرک و النفاق؟
جشنمان هم که خود حکایتی غریب دارد، اصلا جشن به نام تولد حضرت حجت (عج) آخرین ذخیره الهی و زنده کننده دین برگزار می‌شود، ولی متأسفانه در همین شب شاید بیش از هر شبی خون به دل حضرت کنیم.
در خیابان‌های شهرهای گوناگون جامعه شیعیان به مناسبت تولد حضرت، مجالس مولودی از سوی متدینین و رقص و لهو و لعب از سوی افراد ناآگاه یا مغرض برپا شده و صدای ترقه‌ها به آسمان بلند است و لیوان‌های پلاستیکی شربت کف خیابان‌ها ر‌ها؛ همین.
خلأ ناشی از نبود حرکت‌های وسیع اجتماعی و مردمی ناظر به اهداف والای انسانی‌ ـ الهی اسلام و رسیدن به جامعه محمدی و علوی و فاطمی و حسینی و جعفری و مهدوی در چنین روز و شب‌هایی بیشتر محسوس است.
دلخوشیم که عروسی‌هایمان را در شب تولد اماممان برگزار کنیم، ولی رعایت حلال و حرام را نمی‌کنیم. این وضعیت جامعه‌ای است که واجبات را متروک گذاشته (به رغم دانسته‌ها و گفته‌ها و حتی باور‌ها) و به مستحبات مشغول است. جشن‌های اینچنینی که خود یک عمل مستحبند (تازه در صورت رعایت واجبات و محرمات) اگر روح دیانت در آن‌ها جاری نباشد، تنها به مناسکی خشک و بی‌معنا تبدیل می‌شوند. حتی در مورد حج که یک عمل واجب است، حضرت امام خمینی می‌فرماید:
حج بی‌روح و تحرک و قیام، حج بی‌برائت، حج بی‌وحدت و حجی که از آن هدم کفر و شرک برنیاید حج نیست. (صحیفه نور ـ جلد۲۱ ـ صفحه۷۴)
جامعه‌ای که در آن مظاهر ظلم و تبعیض، تضاد طبقاتی، اعتیاد، کودکان کار، وضعیت نا‌به سامان عرصه درمان، سرمایه داری فزاینده و کاپیتالیسم لجام گسیخته، فوران شهوات و اعتیاد جنسی در جامعه، جامعه‌ای مملو از دروغ و فریب و مردمی که می‌خواهند سر یکدیگر کلاه بگذارند و انواع اتهامزنی و افترازنی از سوی عوام و خواص در آن دیده می‌شود، جامعه‌ای که روز به روز بیشتر در سبک زندگی آمریکایی غرق می‌شود و با سرعتی عجیب به سمت مصرف گرایی حرکت می‌کند، جامعه‌ای که هر گروه خرافی و منحرفی به راحتی عده‌ای را دور خود جمع می‌کند، جامعه‌ای که رتبه نخست فرسایش خاک و درصد بالای تخریب محیط زیست و میراث فرهنگی و تاریخی را داراست، جامعه‌ای که شمار بسیاری در آن نسبت به همه آنچه گفته ش،د با بی‌تفاوتی محض می‌گذرند و تنها قبله‌شان شکمشان و چاه ویل و سیری ناپذیر حرص و ولعشان است، چگونه خود را منتظر حضرت صاحب الزمان می‌داند؟
تنها با این دلخوشی که صدای برخی مولودی‌ها در محلات طنین انداخته و یا ساعت یازده شب، یک دعای فرج خوانده و یا در سطح کلان شهر‌ها به مناسبت نیمه شعبان آتش بازی برگزار شود؟
به قول شهید مرتضی مطهری:

«اگر در جامعه‌ای عدالت اجتماعی برقرار نباشد، پایه معنویت هم‌ متزلزل خواهد بود. منطق اسلام این است که معنویت را با عدالت توأم با یکدیگر می‌باید در جامعه برقرار کرد. بدون‌ معنویت نیز، عدالت امکان‌پذیر نیست و از نظر قرآن، معنویت‌ پایه تکامل است».

شاید همه بخواهیم تقصیر را گردن دیگران بیندازیم؛ اما اگر لحظه‌ای به اهداف قیام جهانی بقیه الله بیندیشیم و شروع به اصلاح در سطح فرد و جامعه نماییم، کاری بسیار نزدیکتر به رضایت خدا و امام زمانمان کرده‌ایم.

همه این گفته‌ها نافی وجود هزاران هزار انسان مخلص و عمل صالح و زیبایی‌ها در همین جامعه نیست، بلکه هدف توجه دادن به زشتی‌ها و پلشتی‌هاست تا با رفع موانع، در راه نزدیک شدن به نقطه مطلوب گامی برداشته شود و ضمنا هر کار اصلاح‌گرانه اصیل قطعا تحت لوای انقلاب اسلامی خواهد بود و ضدانقلابی که در اقصای عالم از مشکلات موجود در جامعه ایران دم می‌زنند، هرگز گامی از سر عشق و ایثار در راه ملت و کشور و سعادت آن برنخواهند داشت.

اما در پایان باید پرسید، به نظر شما جامعه کنونی ما بیشتر شبیه به کدام یک از مدینه‌های فارابی است؟

چرا مدیران ایرانی افراد مطیع و ضعیف را برای همکاری برمی‌گزینند؟

خوانده می شوید؛

چرا مدیران ایرانی افراد مطیع و ضعیف را برای همکاری برمی‌گزینند؟

این گزارش را دیدگاه‌های مخاطبان تکمیل می‌کند؛ شاید بتوان در همین زمینه، گزینه‌هایی همچون مهمتر بودن تحقق اهداف مدیر از تحقق اهداف کاری و یا ضعیف بودن خود مدیران را مطرح کرد و البته گزینه‌های دیگری هم ممکن است، به ذهن مخاطبان برسد. نظر شما چیست؟

کد خبر: ۲۵۶۹۷۸

تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۳۹۱ - ۱۵:۰۴

یکی از مسائلی که در فرهنگ سیاسی جوامع مورد توجه است، این که شهروندان باید بیاموزند در جمع انسان‌ها و تشکل‌های دیگر، در پی تحقق اهداف فردی، جمعی و ملی باشند؛ بنابراین، بی‌توجهی به اهداف جمعی و نارسایی‌های گسترده در توجه به مسائل کلان ملی، از جمله جدی‌ترین مسائل نظری در مدیریت کارآمد کشور است.

به گزارش «تابناک»، در ایران فرهنگ سیاسی به معنای مفاهیمی که ناخود آگاه میان مردم و دولت از یک سو و مردم و دولت با نظام بین‌المللی از سوی دیگر وجود دارد، پایه‌هایی غیر عقلایی دارد و در راستای دستیابی به مجموعه اهداف جمعی در قالب یک نظم اجتماعی قاعده‌مند و عقلایی متحول نشده است.

در همین راستا، تابناک در نظر دارد، با طرح پرسش‌‌هایی ـ که از سوی یکی از اساتید شناخته شده کشور درباره فرهنگ سیاسی کشور مطرح شده است ـ مؤلفه‌های این فرهنگ و چرایی وجود آنها و نبود برخی مؤلفه‌های دیگر را از مخاطبان خود بپرسد.

به این ترتیب، در چنین روندی، نخستین پرسش تابناک، به حوزه مدیریتی کشور برمی‌گردد و این گونه مطرح می‌شود که:

* چرا مدیران ایرانی عموما افراد مطیع و ضعیف را به عنوان همکار برمی‌گزینند و معمولا از تملق لذت می‌برند؟

در همین باره، می‌توان گزینه‌هایی چون مهمتر بودن تحقق اهداف مدیر از تحقق اهداف کاری و یا ضعیف بودن خود مدیران را مطرح کرد و احتمالا شاید گزینه‌های دیگری نیز به ذهن مخاطبان برسد.

 

راستی نظر شما چیست؟

* چرا مدیران ایرانی عموما افراد مطیع و ضعیف را به عنوان همکار برمی‌گزینند و معمولا از تملق لذت می‌برند؟

***            ***            ***

می‌خواهیم در قالبی جدید با شما تعامل کنیم؛ به این شیوه که بررسی و تحلیل از دیدگاه‌های شما بیرون آمده و به متن افزوده خواهد شد؛ به عبارتی بهتر، قرار است هر بار موضوعی برگرفته از نظریات پیشین خوانندگان را طرح کرده تا در تعاملی دو سویه، درباره آن به گفت‌وگو نشسته و البته با دیدگاه‌های شما بحث را شکل دهیم.

ناگفته پیداست که همه دیدگاه‌های شما را خوانده و برای انتشارشان، ملاک‌ها و معیارهایی را لحاظ خواهیم کرد؛ بنابراین، شاید بد نباشد، برخی چهارچوب‌های قانونی را برای بهتر شدن بحث مرور کنیم:

* از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری کنید.

* از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید.

* از اتهام‌زنی به دیگران خودداری کنید.

*از فرستادن مطالب حاوی لینک یا مطالب نا‌مرتبط با بحث بپرهیزید.

*از فرستادن مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری کنید.

*از تعمیم نظر خود به دیگران و ترغیب و حتی توصیه به دیگران بپرهیزید.

برای آگاهی از قوانین و مقررات مشارکت در این بخش خبری اینجا را کلیک کنید.

***            ***            ***

پیشنهادهای خود را با ما در میان بگذارید. همکاران تابناک لحظه به لحظه ایده‌ها و دیدگاه‌های خوانندگان را مطالعه کرده و تا ساعت ۲۰: ۰۰ (صرفا برای این بحث) هر سی دقیقه یک بار، با بروز رسانی مطلب، بخشی از دیدگاه‌های شما را به متن خواهند افزود.

توجه داشته باشید که برخی از نظرات شما به متن افزوده شده و برخی دیگر به‌‌‌ همان شیوه پیشین، به صورت کامنت منتشر خواهد شد تا در ادامه با انتشار حجم قابل قبولی از نظرات رسیده (درصد چشمگیری از نظریات شما) زمینه تهیه یک مقاله جامع در این حوزه ـ با بهره از جامعه بزرگ آماری کاربران ـ فراهم شده و به امید خدا، مورد توجه مقامات و مسئولان قرار گرفته و راهگشا باشد.