این بازیگران ایرانی با هم ازدواج کردند+تصاویر

در بین هنرمندان ایرانی، کم نیستند کسانی که شریک زندگی خود را از دنیای هنر انتخاب کرده و زندگی مشترک خود را اینگونه رقم زده‌اند.
ازدواج هنرمندان گرچه خبرهای بسیار با خود به همراه دارد، اما همواره یکی از جذاب‌ترین بخش زندگی هنرمندان است.

نکته جالب توجه در این گونه ازدواج‌ها، پرورش فرزندان هنرمند است تا جایی که لیلی رشیدی و باران کوثری از جمله بازیگران مطرح سینمایی هستند. در ادامه این مطلب می‌توانید با برخی از زوج‌های هنری آشنا شوید.

 

جهانگیر کوثری و رخشان بنی‌اعتماد

جهانگیر کوثری را علاوه بر تهیه‌کنندگی سینما، بیشتر به عنوان گزارشگر برنامه‌های ورزشی می‌شناسیم. او که فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک است، همسر رخشان بنی‌اعتماد و پدر باران کوثری است. بنی‌اعتماد نیز یکی از شناخته‌شده‌ترین کارگردانان، فیلمنامه‌نویسان و تهیه‌کنندگان زن است که در پرونده کاری او آثاری چون روسری آبی، گیلانه و خون‌بازی ثبت شده است.

رامبد جوان و سحر دولتشاهی

رامبد جوان، هنرپیشه، مجری و کارگردانی است که نامش همواره با شیطنت‌های خاص او همراه است. جوان که با نقش «فرید صباحی» در مجموعه خانه سبز شناخته شد، این روزها به خاطر بازی در فیلم «گناهکاران» به کارگردانی فرامرز قریبیان سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از آن خود کرد. البته سحر دولتشاهی نیز از انتخاب در جشنواره فیلم فجر بی‌نصیب نبوده است و بازی در فیلم طلا و مس (همایون اسعدیان) برایش کاندیداتوری جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن را به همراه داشت.

نیما فلاح و سحر ولدبیگی

بدن نرم و نوع بازی نیما فلاح او را از سایر بازیگران متمایز می‌کند و همین موضوع باعث شد تا در مجموعه‌های طنزی چون ساعت خوش، جنگ ۷۷ و ببخشید شما به خوبی بدرخشد و مدیری را از خود راضی نگه دارد. هرچند که سحر ولدبیگی نیز تا مدت‌ها در مجموعه‌های مدیری حضور داشت و به طنزهای پاورچین و نقطه‌چین جذابیت بسیار می‌بخشید.

مهراب قاسم‌خانی و شقایق دهقان

مهراب نویسنده مجموعه «پاورچین» بود و شقایق بازیگر این مجموعه. همین حضور باعث آشنایی‌شان و زمینه ازدواجشان را فراهم کرد. شقایق دهقان علاوه بر بازی در این مجموعه، کارهای غالبا طنزی چون مسافران، دزد و پلیس، ساختمان پزشکان و باغ مظفر نیز در پرونده خود دارد. مهراب قاسم‌خانی نیز که با نگارش مجموعه ۹۰ قسمتی شناخته می‌شود نگارش مجموعه‌های بسیاری را در پرونده کاری خود ثبت کرده است. حاصل این ازدواج «نویان» است.

محمود پاک‌نیت و مهوش صبرکن

پاک‌نیت با فیلم «گشتی‌ها» به عرصه بازیگری وارد و با «روزی روزگاری» شناخته شد. او که نشان درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد، همسر مهوش صبرکن، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر است.

حمید سمندریان و هما روستا

مرحوم حمید سمندریان را به حق پدر تئاتر می‌دانند چرا که هنرمندان بزرگی چون عزت‌الله انتظامی، رضا کیانیان، مهدی هاشمی، شهاب حسینی، قطب‌الدین صادقی و حمید فرخ‌نژاد زیر نظر او شاگردی کرده و درس آموخته‌اند. سمندریان بین سال‌ها ۵۱ تا ۵۷ به دعوت پروفسور رگن‌برگ استاد دانشگاه مونیخ و کارگردان تئاتر به انستیتو گوته دعوت شد و نمایش‌نامه‌های بسیاری را با بازیگران آلمانی روی صحنه برد. این هنرمند ارجمند، امسال از بین ما رفت و فعالیت‌های او را همسرش پی گرفته است. روستا علاوه بر فعالیت در رشته تئاتر، در فیلم‌هایی چون پرنده کوچک خوشبختی، از کرخه تا راین و تمام وسوسه‌های زمین نیز بازی کرده است. حاصل ازدواج این دو هنرمند، کاوه سمندریان است.

داوود رشیدی و احترام برومند

داوود رشیدی فارغ‌التحصیل کنسرواترا ژنو در رشته کارگردانی و بازیگری تئاتر و لیسانس حقوق سیاسی از همین دانشگاه است. رشیدی که کار خود را با بازی تئاتر آغاز کرده است، با فیلم فرار از تله به عرصه سینما وارد شد. او در آثاری چون کمال‌الملک و گل‌های داوودی حاضر شده و همواره به عنوان یکی از بزرگان سینمایی شناخته می‌شود. احترام برومند که بیش از بازیگری در اجرای برنامه‌های کودک دهه ۵۰ شناخته می‌شود، خواهر مرضیه و راضیه برومند است. برومند همواره در کنار داوود رشیدی است و این زوج موفق توانسته‌اند فرزند هنرمندی چون لیلی را به جامعه هنری تحویل دهند. فرهاد دیگر فرزند آن‌هاست.

امیر جعفری و ریما رامین‌فر

جعفری در کنار بازیگری، طرفداری از تیم محبوبش را فراموش نکرده و همواره و در موقعیت‌های مختلف استقلالی بودنش را به همه یادآوری می‌کند. او که در کنار ریما رامین‎فر زوج محبوبی را تشکیل داده است، در فیلم‌هایی چون قاعده تصادف، نفوذی، بی‌پولی و مکس نیز بازی کرده است. رامین‌فر نیز با بازی در مجموعه پایتخت طرفداران بسیاری به دست آورده و این روزها همه منتظرند تا دومین مجموعه پایتخت را در ایام نوروز مشاهده کنند. رامین‌فر که مادر یک پسر ۶ ساله است، برای حضور در مجموعه پایتخت فرزندش را برای مدتی تنها گذاشته و تلاش می‌کند تا بار دیگر اثری درخور از خود ارائه دهد.

پژمان بازغی و مستانه مهاجر

پژمان بازغی بیش از مستانه مهاجر شناخته شده است. هر چه باشد بازغی بازیگر است و مهاجر در پشت صحنه و مسئول تدوین است. کار مهاجر در فیلم‌های زندگی خصوصی، دختر شاه‌پریون، سوت پایان، آتش بس و سوپراستار ستودنی است. بازغی نیز با اینکه فارغ‌التحصیل رشته مهندسی صنایع از دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی امیرکبیر است اما در نقش‌های خود به خوبی درخشیده تا جایی که آثاری چون ندارها، دولت مخفی، دوئل و سربازهای جمعه را در پرونده کاری خود ثبت کرده است.

مسعود رایگان و رویا تیموریان

زوجی هنری که بش از آنکه بازیگر سینما و تلویزیون باشند، بازیگر تئاترند و برای این هنر صحنه زحمات بسیار کشیده‌اند. البته رایگان در آثاری چون مدار صفر درجه، سقوط یک فرشته، سنتوری، خون‌بازی، گلچهره و بوسیدن روی ماه حاضر شده است و تیموریان نیز در فیلم‌های زندان زنان، گزارش یک جشن، سنتوری، شب دهم و کافه ستاره بازی کرده است. این زوج در مجموعه شمس‌العماره نقش زوج عاشق‌پیشه‌ای را بازی می‌کردند که در نوع خود، جالب و دیدنی بود.

امین زندگانی و الیکا عبدالرزاقی

الیکا عبدالرزاقی گرچه لیسانس ادبیات نمایشی دارد و در پرونده کاری‌اش آثار بسیاری ثبت کرد است، اما حضورش در مجموعه قهوه تلخ چنان زیبا بود که بسیاری او را برای بازی در همین نقش می‌شناسند. او که همچون بسیاری از بازیگران فارغ‌التحصیل آموزشگاه هنری استاد سمندریان است، در فیلم‌های فرزند صبح، ویلای من، میوه ممنوعه و مرد هزار چهره بازی کرده است. امین زندگانی هم که بازیگر سینما و تلویزیون است در آثاری چون ملک سلیمان، مختارنامه، معصومیت از دست رفته و روزگار جوانی بازی کرده است.

امین حیایی و نیلوفر خوش‌خلق

حیایی سال ۷۰ با فیلم دو همسفر به دنیای بازیگری آمد و خوش‌خلق در سال ۷۹ با فیلم مونس. حیایی که در پرونده کاری خود آثار بسیاری به ثبت رسانده است، جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۸۶ از آن خود کرد. البته حیایی به بازیگری اکتفا نکرده و وارد عرصه موسیقی نیز شده و تاکنون ۲ آلبوم روانه بازار کرده است.

محسن قاضی‌مرادی و مهوش وقاری

قاضی مرادی، فارغ‌التحصیل مدرسه عالی مدیریت تهران است و بازی در سینما را از سال ۱۳۵۱ با فیلم «حسن سیاه» کارش را آغاز کرده است. مهوش وقاری، همسر او نیز در فیلم‌های بسیاری بازی کرده و یکی از چهره‌های هنری شناخته می‌شود.

مهدی پاکدل و بهنوش طباطبایی

این زوج هر دو از دیار اصفهان وارد عرصه هنر شده‌اند و در نهایت با یکدیگر ازدواج کردند. پاکدل دانشجوی انصرافی رشته گرافیک دانشگاه آزاد، واحد تهران مرکز است و در مجموعه محمد(ص) به کارگردانی مجید مجیدی بازی می‌کند. بهنوش طباطبایی نیز لیسانس مهندسی کامپیوتر دارد و دوره بازیگری را در دانشگاه تهران گذرانده‌ است. تئاتر برهان آخرین کار مشترک این زوج هنری است که با استقبال بسیار مخاطبان روبرو شد.

فرهاد آئیش و مائده طهماسبی

آئیش از جمله بازیگرانی است که تحصیلات هنری خود را در آمریکا و انگلیس گذرانده و پس از ۲۷ سال و در سال ۷۶ به همراه همسر خود به تهران آمده است. بازی در فیلم‌های مکس، پوپک و مش‌ماشالله، زندگی با چشمان بسته و سریال قصه‌های در شهر از جمله کارهای اوست. طهماسبی نیز فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد رشته خبرنگاری با گرایش تئاتر و علوم سیاسی است. طهماسبی که علاوه بر بازیگری، کارگردانی تئاتر نیز انجام می‌دهد آثاری چون پارک‌وی، سنتوری و ماهی‌ها عاشق می‌شوند را در پرونده کاری خود دارد.

فلورا سام و مجید اوجی

مجید اوجی، تهیه‌کننده است و فلورا سام بازیگر. سام در مجموعه‌های شیخ مفید، روزهای زندگی، همسایه‌ها، شبی از شب‌ها، نشانی و ماه عسل ایفای نقش کرده‌ و سریال توطئه فامیلی، آخرین کار اوست؛ اثری که نگارش آن را نیز خودش بر عهده گرفت. فلورا سام در فیلم راز پنهان کارگردانی را نیز تجربه کرده است. مجید اوجی نیز تهیه‌کننده فیلم‌هایی چون توطئه فامیلی، ماه عسل و نشانی بوده است.

تهمینه میلانی و محمد نیک‌بین

تهمینه میلانی که همگان او را به عنوان کارگردان می‌شناسند، در پرونده کاری خود فیلمنامه‌نویسی، منشی صحنه، طراحی صحنه و لباس و تهیه‌کنندگی فیلم را نیز تجربه کرده است. محمد نیک‌بین تهیه‌کننده بیشتر آثار اوست و این زوج هنری دختری به نام جینا دارند.

منبع: نسیم صبا

احمدی نژاد نگاهی انتحاری به انتخابات آینده دارد/ مشایی گزینه اصلی است

حشمت الله فلاحت پیشه در گفتگو با فرارو:
کد خبر: ۱۴۵۶۴۰
۱۷ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۳:۱۹
فرارو- یک فعال سیاسی اصولگرا گفت: «سعی دولت این است که کماکان مسائل را در فضای سیاسی گذشته پیش ببرد و حتی مسائل اقتصادی مانند افزایش میزان یارانه ها، استخدام های جدید و غیره را نیز با یک شعار سیاسی مبنی بر وجود غیریتی که مانع شکل گیری نگاه عدالت طلبانه در جامعه می شود مطرح کند.»

حشمت الله فلاحت پیشه استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی در گفتگو با فرارو گفت: «این مسئله غیرقابل باور است که گمان کنیم دولت در انتخابات ریاست جمهوری آینده فاقد گزینه خواهد بود.»

وی ادامه داد: «اصولا دولت ها در ایران حتی در پایان هشت سال ریاست جمهوری خود گزینه لازم برای انتخابات بعدی را دارند و نسبت به مدیریتی که داشته باشند می توانند در انتخابات حضور پیدا کنند.»

وی افزود: «آقای احمدی نژاد نیز طبیعتا به صورت جدی تری این مسئله را پیگیری می کند؛ به صورتی که ایشان در دور دوم ریاست جمهوری خود دقیقا برای ریاست جمهوری آینده تلاش کرد و بسیاری از سیاست هایی که در حوزه مدیریتی خود پیش گرفت موضع انتخاباتی بود و طبیعتا باید منتظر بود که ایشان حضوری جدی در انتخابات داشته باشد.»

این نماینده سابق مجلس خاطرنشان کرد: «به ویژه آنکه بخش هایی از اطرافیان آقای احمدی نژاد نگاهی انتحاری به انتخابات آینده دارند و این امر باعث شده عملا مشروعیت آنها برای برگزاری انتخابات با سوال جدی مواجه شود.»

وی افزود: «متاسفانه شواهد نشان می دهد که آقای احمدی نژاد با تکرار شعارها و رفتارهای این افراد عملا دنباله رو آنها شده است.»

فلاحت پیشه گفت: «بنده معتقدم آقای احمدی نژاد در انتخابات آینده حضور خواهد داشت و سعی می کند کاندیداهای چند لایه ای را معرفی کند و این کاندیداها را هم به گونه ای معرفی می کند که جایی برای مذاکره با طیف های دیکر نگذارد تا عملا به عنوان یک طیف مستقل حضور داشته باشد؛ چرا که این ارزیابی و ادعا را دارند که می توانند با توجه به شعارهایی پوپولیستی که در گذشته داشتند به تنهایی پیروز انتخابات شوند.»

وی ادامه داد: «لذا به نظر من حامیان آقای احمدی نژاد سعی خواهند کرد مشایی را به عنوان گزینه اصلی خود مطرح کنند و اگر احتمال رد صلاحیت وی وجود داشته باشد تلاش می کنند هزینه رد صلاحیت مشایی را زیاد نشان دهند تا مانع از این کار شوند.»

وی افزود: «اما اگر حتی آقای مشایی رد صلاحیت شود، آقای احمدی نژاد گزینه های دیگری را خواهد داشت تا در عرصه انتخابات حضور پیدا کند.»

فلاحت پیشه در پاسخ به این سوال که آیا این احتمال وجود دارد در صورت رد صلاحیت مشایی، آقای احمدی نژاد بازی انتخابات را برهم زند و از ریاست جمهوری استعفا دهد؟، گفت: «انتخابات بازی نیست، انتخابات یک امر تاسیسی در حوزه سیاسی است و امور تاسیسی اموری است که مربوط به نظام سیاسی و رژیم سیاسی است.»

وی ادامه داد: «لذا اگر حتی یک دولت انتخاباتی را خلاف نظر خود بداند، موظف به اجرای آن است و در بدترین شرایط اگر انتخابات را اجرا نکند باز هم نظام های سیاسی از جمله نظام سیاسی ایران مکانیزم های لازم برای برگزاری انتخابات را دارند.»

وی تصریح کرد: «لذا این موضوع که آقای احمدی نژاد بازی انتخابات را برهم می زند نگاهی انتحاری است که شاید توسط افرادی در داخل دولت مطرح شود؛ اما نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران از ظرفیت لازم برای برگزاری انتخابات حتی در بدترین شرایط برخوردار است.»

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هشتم افزود: «من معتقدم نوع ژست سیاسی که آقای احمدی نژاد در حال حاضر گرفته به صورتی است که نگاهی انتحاری به انتخابات دارد؛ اما الزامات سیاسی کشور حتما خود را بر آقای رئیس جمهور و طیف دولت تحمیل خواهد کرد.»

فلاحت پیشه در پاسخ به این سوال که آیا ممکن است مشایی گزینه انحرافی احمدی نژاد برای انتخابات باشد و در اصل شخص دیگری را برای انتخابات در نظر داشته باشد؟، گفت: «طیف حامیان دولت برای انتخابات آینده دو دسته شعار مطرح کرده که هر دو دسته شعارهای پوپولیستی است.»

وی با بیان اینکه دسته اول، شعارهای پوپولیستی سیاسی است که این شعارها را در شخص آقای مشایی به عنوان کسی که ظرفیت طرح این شعارها را دارد می بیند گفت: «لذا گام اول دولت سیاسی است و چون دولت در حوزه اقتصادی کارنامه خوبی از خود ارائه نداده سعی می کند نهایت تلاش خود را در همین گام به کار بگیرد.»

وی ادامه داد: «اما اگر گام اول دولت به هر دلیل مطرح نشود و مثلا مشایی با رد صلاحیت مواجه شود، به نظر من گام دوم دولت طرح شعارهای پوپولیستی اقتصادی است و لذا احمدی نژاد سعی می کند فردی با سوابق اقتصادی و عمرانی مطرح کند که البته در این صورت شانس پیروزی وی کاهش پیدا می کند چون با انتقادات جدی و بررسی عملکرد اقتصادی - عمرانی مواجه خواهد شد.»

وی در پایان تاکید کرد: «لذا من معتقدم سعی دولت این است که کماکان مسائل را در فضای سیاسی گذشته پیش ببرد و حتی مسائل اقتصادی مانند افزایش میزان یارانه ها، استخدام های جدید و غیره را نیز با یک شعار سیاسی مبنی بر وجود غیریتی که مانع شکل گیری نگاه عدالت طلبانه در جامعه می شود مطرح کند.»

مناظره دو اصلاح‌طلب و علی مطهری

کد خبر: ۱۴۵۷۲۹
۱۸ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۹:۵۷
اصلاح‌طلبان تريبون ندارند. اين شايد ترجيع‌بند كلام فعالان اصلاح‌طلباني باشد كه شرايط سياسي كشور را براي ورود موثر به انتخابات مهيا نمي‌دانند. روز گذشته برنامه مناظره راديو گفت‌وگو تلاشي بود تا اندك روزنه‌هاي باقي مانده را به اصلاح‌طلبان اختصاص دهند تا محمد علي نجفي، عضو فعلي شوراي شهر تهران و نجفقلي حبيبي، رييس دوره‌يي شوراي هماهنگي اصلاحات در برنامه‌يي زنده به تشريح آنچه در اردوگاه جريان سياسي متبوع خود جريان دارد بپردازند.

اين برنامه به سردبيري حجت‌الله رضايي و هماهنگ كنندگي ولي الله سليماني روي آنتن رفت. نكته جالب توجه در اين برنامه قانون نانوشته‌يي بود كه بر اساس آن هيچ يك از ‌ميهمان حضوري و تلفني برنامه نام كانديداي حداكثري جريان اصلاحات را به زبان نياوردند و از او با عناويني مانند «كانديداي ايده آل» و «كانديداي حداكثري» ياد مي‌كردند.

مشروح اين مناظره را به نقل از روزنامه اعتماد در ادامه مي‌خوانيد:

شرايط فعلي كشور را در آستانه انتخابات چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
حبيبي: فضاي كلي براي انتخابات با توجه نامگذاري سال به حماسه سياسي بايد قاعدتا خوب باشد. آنچه به اصلاح‌طلبان مربوط است آنها با نشاط بحث و گفت‌وگو مي‌كنند و دايم در حال رصد شرايط كشور هستند. امروز در شرايطي هستيم كه بايد احزاب آزاد و فعاليت‌هاي سياسي شفاف و روشن باشد. اين آزادي البته تنها مختص جرياني نيست كه اداره كشور را بر عهده دارد بلكه به جز آنكه قدرت دارد بايد بقيه هم آزاد باشند و در عين حال نظارت كنند. اما اين مشخصه‌ها امروز فراهم نيست.

نجفي: انتخابات پيش رو دو ويژگي دارد: يك كه در همه دنيا عموميت دارد اين است كه انتخابات دماسنجي براي تعيين ميزان دموكراسي در كشور است و در واقع با هر انتخابات نوعي جنبش موقت اجتماعي شكل مي‌گيرد. موضوع دوم كه به شرايط امروز ما برمي‌گردد اين است كه با مشكلات زيادي مواجهيم كه هم در عرصه داخلي و هم در حوزه بين‌المللي خود را نشان مي‌دهد. زيربناهاي فكري و فيزيكي جامعه در معرض خطر است و نگراني زيادي وجود دارد. لذا انتخابات پيش‌رو اهميت مضاعفي دارد و بايد مردم اجازه داشته باشند آنچه بهتر مي‌دانند انتخاب مي‌كنند. مي‌توانيم دوران انتخابات را به ويترين ايده‌ها و آراي اداره كشور مثال بزنيم. اگر در اين ويترين همه عقيده‌ها حضور داشته باشند مردم كه همان خريداران اين كالاها هستند براي انتخاب بهترين كالا شانس زيادي دارند اما اگر كالاي اصلي مورد نياز در آن نباشد خريداران يا منصرف مي‌شوند يا با نوعي بي‌رغبتي اقدام به خريد مي‌كنند. بنابراين حتما بايد همه گرايش‌ها و سلايق كه حرفي براي اداره كشور دارند اجازه داشته باشند كه خود را عرضه كنند. لذا تنها راه براي ايجاد همدلي و وحدت فضاي سياسي باز است.

درباره فضايي كه امروز اصلاح‌طلبان با آن موجه شده‌اند چقدر خودشان مقصرند؟
حبيبي: در فضاي مديريتي كشور بايد همه ظرفيت‌ها فراهم شود. اگر بخواهيم اين شعار سال تحقق يابد بايد جرياني روي كار بيايد كه حماسه سياسي را محقق كند و اين با حضور اصلاح‌طلبان مهيا مي‌شود. با توجه به اينكه نخبگان كشور در اين طيف هستند و عمدتا گرايش اصلاح‌طلبي دارند مطمئنا حماسه اقتصادي هم محقق مي‌شود. حضور همه گروه‌ها بايد در عمل تحقق يابد و اميدواريم فرصت فراهم شود. عملكردي كه در چند سال گذشته رخ داده محدوديت‌ها را افزايش داده است. ممكن است ما هم ضعف داشته باشيم اما آنچه اتفاق افتاده محصول كنش ما نيست. آنچه در انتخابات سال 84 رخ داد و ما به جاي يك كانديدا چهار كانديدا داشتيم اشتباه اصلي ما بود كه بايد تقصير آن را به عهده بگيريم. از طرفي شايد بتوان گفت در مقاطعي بايد تصميم‌گيري‌هاي قاطع‌تري مي‌كرديم كه احتياط كرديم.

نجفي: اصلاح‌طلبان اشتباه استراتژيك در سال 84 كردند كه ميدان به رقيب داده شد اين اشتباه بزرگي بود كه بر اثر آن كشور لطمه خورد و اين خطاي بزرگي بود. اما گفتمان اصلاح‌طلبي مبتني بر اخلاق و فرهنگ است در حالي كه هميشه مورد تحريف، تحويل و توهين بوده‌ايم. در ايجاد فضاي نامطلوب فعلي كه مورد توافق اصولگرايان هم هست اصلاح‌طلبان خيلي مقصر نبودند. در 88 اصلاح‌طلبان دو كانديدا داشتند اما يكي كانديداي اصلي شد. در عين حال كه اگر يك كانديدا داشتيم ممكن بود بسياري از حوادث بعدي رخ ندهد اما در مجموع نسبت به سال 84 سياست بهتري داشتيم.

امروز شرايط كانديداهاي اصلاح‌طلب براي انتخابات چگونه است؟
نجفي: الان تمام بحث‌هاي اصلاح‌طلبان اين است كه اجماع روي يك كانديدا باشد. ممكن است درباره نفر اول و بعد از او توافق نشده باشد اما قطعا كانديداي حداكثري داريم و اگر به هر دليلي او نخواهد يا نتواند در انتخابات حاضر باشد نفر دوم مي‌آيد.

آيا زمان را از دست نداده‌ايد؟
نجفي: ما در جريان اصولگرا كه محدوديت‌ها و تنگناهاي اصلاح‌طلبان را ندارند هم مي‌بينيم كه آنها نتوانسته‌اند كانديداي واحد داشته باشند و 12-13 نفر اعلام كانديداتوري كرده‌اند. امروز ابهام عمومي بر فضاي سياسي كشور حاكم است و به اعتقاد من هنوز دير نيست. البته اصلاح‌طلبان از جهت اصول كلي برنامه‌هاي نجات كشور يك گام جلو هستند چرا كه اواخر اسفندماه بيانيه تحليلي و اصول كلي را ارائه كرده‌اند.

آيا اين بيانيه بازخوردي هم داشته است؟
نجفي: از طريق سايت‌هاي خارجي و راديوهاي بيگانه حرف‌هايي زده شد كه براي ما مهم نيست. آنچه براي ما اهميت دارد نظرات داخلي است و آن بازخوردها را رصد مي‌كنيم.

آيا آن بيانيه يك مانيفست براي اصلاح‌طلبان است؟
نجفي: آن بيانيه الزاما مانيفست نبود و چالش‌ها و برنامه‌ها را ذكر كرده كه مسائل به صورت كلي بيان شده است. عملكرد دولت نهم و دهم بحث شد و اصول كلي دولت بعدي آورده شده است.

آيا اصلاح‌طلبان نسبت به گذشته هيچ تغييري نكرده اند؟
حبيبي: تجربه و عمل سياسي آدم‌ها را متحول مي‌كند و باعث مي‌شود انسان‌ها خطاهاي گذشته را تصحيح كنند. اگر واقعا اصلاح‌طلبان تمام تفكرشان مانند سال 57 باشد، مطلوب نيست. اصول اصلاح‌طلبي محفوظ است اما در جريان عمل تغيير پيدا مي‌كند. تحولات جهاني، داخلي و مسائل ديگر باعث مي‌شود استراتژي‌ها را متناسب با زمان تعيين كنيم. در تمام جهان تحول در حال رخداد است جوامع هم تغيير مي‌كنند. دوره‌يي اصلاح‌طلبان و جريان مقابلش درباره اقتصاد نظراتي داشتند كه امروز هر در دو عكس آن تفكر را دارند. از مجموعه مقالات و نوشته‌ها برمي‌آيد ما به دنبال اصلاح خطاهاي خود بوده‌ايم اين عمل بايد دايما برنامه‌ زندگي گروه‌هاي سياسي باشد.

بازگشت به گذشته تاكتيك است يا استراتژي؟
نجفي: در اصلاحات اصل داريم و حول آن تاكتيك طراحي مي‌كنيم. اصلاحات رويكرد مسالمت‌آميز براي برآوردن مطالبات اجتماع است. بنابراين اگر خارج از آن تاكتيكي باشد مورد قبول ما نيست. نگاه به خارج و حركت خلاف قانون در چارچوب اصلاحات نيست.

پس شما با هر حركت انقلابي مخالفيد؟
نجفي: اصلاحات در هر شرايطي با انقلاب مخالف است. ممكن است در مقطعي اصلاح گران يك جامعه به اين نتيجه برسند كه اصلاح از درون ديگر فايده ندارد اما در كشور ما تا سال‌هاي سال به اين نقطه نخواهيم رسيد و مسالمت‌آميز تغيير ايجاد مي‌كنيم.

درباره سوالي كه پيرامون اشتباه‌ها پرسيده شد هم من معتقدم اصلاح‌طلبان زماني كه در قدرت حضور داشتند هم اشتباهاتي داشته‌اند و در خيلي موارد نظير نهادسازي اجتماعي براي جلوگيري از انحراف و تصميمات سياسي – اجتماعي اشتباه داشته‌ايم.

از دقيقه 25 برنامه ارتباط تلفني با علي مطهري، نماينده تهران نيز برقرار شد. نخستين سوال مجري برنامه از مطهري درباره اين بود كه آيا شرايط براي ورود اصلاح‌طلبان به انتخابات مهياست؟
علي مطهري: از نظر من فضا براي مشاركت اصلاح‌طلبان ايده‌آل و مطلوب نيست اما كاملا نامساعد هم نيست. همه مي‌دانيم اصلاح‌طلبان مطالباتي دارند و معتقدند در حق‌شان جفا شده و برخورد تندي در حوادث انتخابات گذشته با آنها صورت گرفته و خواستار جبران رفتار گذشته هستند اما از آن طرف در صحبت اخير رهبري ايشان تاكيد بر حضور سلايق مختلف داشتند كه خود اين علامت خوبي براي اصلاح‌طلبان است. حتي اگر گفته ايشان هم نبود به نظر من اصلاح‌طلبان بايد به طور فعال شركت مي‌كردند. اصلاح‌طلبان نظام را از خود مي‌دانند. بنده معتقدم حتي در انتخابات مجلس نهم هم بهتر بود اصلاح‌طلبان شركت مي‌كردند و حالت نيمه‌تحريم را كنار مي‌گذاشتند، اگر حضور مي‌داشتند قطعا امروز مجلس بهتري داشتيم. در اردوگاه اصلاح‌طلبان دو ديدگاه وجود دارد؛ عده‌يي مي‌گويند، شرايط داريم و تا زماني كه شرايط محقق نشود امكان حضور در انتخابات نيست. يك راه هم اين است كه بگويند به طور فعال شركت مي‌كنيم كه در صورت اتخاذ راه دوم يا كانديداي ايده‌آل را مي‌آورند يا معتدل. از اظهارنظرها و اخباري كه مي‌رسد روشن است فضا به چه شكلي است. راه دوم از نظر من درست‌تر است. حتي اگر ردصلاحيت شوند بايد وظيفه خود را انجام دهند. اگر موفق نشدند كانديداي ايده‌آل را داشته باشند از كانديدايي حمايت كنند كه ملاك‌‌هاي بيشتري را داشته باشد. بنده بسياري از حرف‌هاي اصلاح‌طلبان را قبول دارم اما اگر از ابتدا شرط بگذارند به نتيجه مطلوب نمي‌رسند.

نظر شما درباره اظهارات آقاي مطهري چيست؟
نجفي: با حرف‌هاي ايشان كاملا موافقيم. آقاي مطهري سه نكته را مطرح كردند. اول اينكه فضاي فعلي مناسب نيست و شرايط براي اصلاح‌طلبان عادلانه نيست و نكته دوم اينكه به هر حال بايد در انتخابات شركت كنيم. بايد كشور را نجات داد.

نكته سوم هم اين بود كه اگر كانديداي حداكثري شما رد صلاحيت شد باز هم حضور داشته باشيد.
نجفي: اگر كانديداي ما رد صلاحيت شود به كانديداهاي باقي مانده نگاه مي‌كنيم، اگر كسي حداقل‌هاي ما را داشته باشد و افكار عمومي آن را بپذيرد حمايت رقيق مي‌كنيم. ما يك كانديداي حداكثري داريم كه بدنه اجتماعي هم تقاضايش ورود اوست اما بايد كانديداي دوم داشته باشيم كه هنوز روي مصداق نفر دوم توافق نكرده‌ايم.

حبيبي: وقتي تقاضاي عمومي از يك فرد بخواهند او هم با توجه به علاقه به كشور و اينكه ظرفيت حل مشكل را دارد و تجربه مديريتي و عقبه نخبگي كه در اختيارش قرار دارد بايد بيايد. توجه داشته باشيم كه هزينه ردصلاحيت او عايد ما نمي‌شود بلكه عايد مديران و متولياني مي‌شود كه نگذاشتند كشور بسامان برسد. اميدواريم همه به نوعي مصلحت‌انديشي كنند و كشور در مسير شايسته قرار گيرد.

در صورت رد صلاحيت كانديداي حداكثري اصلاح‌طلبان چه خواهند كرد؟
مطهري: وقتي هست كه تغيير شرايط صرفا با يك نفر مي‌تواند رخ دهد. در آن صورت وظيفه شرعي و قانوني اوست كه حضور يابد. حال فرض كنيم احتمال ردصلاحيت وجود دارد. به اعتقاد من باز هم بايد شركت كند چون باعث شفاف شدن مسائل مي‌شود و معلوم مي‌شود سعه‌صدر نظام در برابر منتقدين چقدر است. اگر با وجود پايگاه اجتماعي كسي رد شود شرايط كشور شفاف مي‌شود. حتي اگر نظام هزينه دهد مفيد است. البته بنده اعتقاد دارم اگر كسي پايگاه اجتماعي قوي داشته باشد فشار افكار عمومي باعث جلوگيري از ردصلاحيت مي‌شود. اما اگر كسي گرايش غيراسلامي داشته باشد حتي با وجود دارا بودن پايگاه اجتماعي بايد رد شود.

آيا در جمع اصولگرايان در اين خصوص بحث‌هايي صورت گرفته است؟
مطهري: اصولگرايان تبديل به جزاير پراكنده شده‌اند و جايي نيست كه همه آنها تبادل افكار داشته باشند. اما بسياري از دوستان اصولگرا با من هم عقيده‌اند. ما فكر مي‌كنيم به صلاح كشور است كه همه سليقه‌ها حضور داشته باشند. به صرف منتقد و مخالف بودن رد صلاحيت توجيهي ندارد.

آقاي نجفي! آيا مقصر وضعيت امروز اصلاح‌طلبان خودشان نيستند؟
نجفي: بررسي ضعف و قوت‌ها نسبي است و نمي‌شود همه رفتارهاي اصلاح‌طلبان را ايده‌آل دانست. اگر نسبي نگاه كنيم نمره قبولي خيلي خوبي به دست آورده‌اند. از نظر برنامه‌ريزي در هشت سال دو برنامه سوم و چهارم توسعه را ارائه كرديم كه همه تاييد مي‌كنند بهترين در تاريخ انقلاب بوده است. از نظر بين‌المللي وقتي رييس‌جمهور ايران به كشور‌هاي ديگر سفر مي‌كرد با استقبال كاملا رسمي و در سطح عالي نخبگان و جوامع دانشگاهي كشورها مواجه مي‌شد كه اين فقط كاريزماي او نبود بلكه عملكرد كلي اصلاح‌طلبان بود. از نظر اقتصادي هم درباره شاخص‌هايي مانند تورم يا بيكاري و رشد اقتصادي در شرايط خوبي بوديم. به اعتقاد من عملكرد دو دولت اصلاحات كاملا قابل دفاع است. در برنامه سوم نهادهاي توسعه‌يي مثل سازمان امور مالياتي ايجاد كرديم. سازمان خصوصي هم در آن دوران به وجود آمد كه مي‌توانست بار مديريت دولتي را كم كند اگرچه در دولت‌هاي نهم و دهم متاسفانه عملكرد خوبي نداشته است. بنابراين هم به زيربناها و هم به نهادسازي توجه كردند.

چه نمره‌يي به دولت اصلاحات مي‌دهيد؟
نجفي: من اصولا سختگير هستم و هميشه دانشجويانم نسبت به اين مساله معترضند ولي نمره 14 تا 15 به دو دولت اصلاحات مي‌دهم. البته اين معدل است و ممكن است در حوزه‌هاي مختلف نمرات بيشتر يا كمتر از اين باشد. در حالي كه دولت‌هاي بعدي را اصلا نمي‌توانم نمره دهم.

اگر كانديداي اصلاح‌طلبان رييس‌جمهور شود بايد چه كار كند؟
حبيبي: اگر نماينده ما رييس‌جمهور شود كار بسيار سختي دارد. در اين سال‌ها وعده‌هاي زيادي داده شده و هر كس كه موفق مي‌شود كار مشكلي دارد. در 8 سال گذشته جريان‌هايي به وجود آمده‌اند كه ثروت زيادي اندوخته‌‌اند و نمي‌خواهند دست‌شان كوتاه شود. پس سنگ‌اندازي مي‌كنند اما رفع اين دردسرها ممكن است. اگر در انتخابات رقابتي مظهر اراده جمعي مردم راي بياورد از توان اصلاحات برمي‌آيد. جريان‌هايي در اين سال‌ها به سرمايه رسيده‌اند كه از ترس از دست دادن موقعيت به هر كاري دست مي‌زنند، كشور امروز به واردات وابسته شده، بيكاري رشد كرده، دروغگويي امر عادي شده و اعتماد عمومي مخدوش شده است. در نتيجه سختي زيادي در پيش است اما معتقديم عقبه مديريتي و نخبگي اصلاحات مي‌تواند اين مشكلات را حل كند.

نجفي: در بحث‌هاي جمعي ما دو اولويت در دولت آينده داريم: اقتصاد و ترميم روابط خارجي. در حوزه بين‌الملل مشكل كوچك ما هسته‌يي است. مشكل بزرگ ارتباط موثر با دنياست. ديپلماسي ما مشكل دارد. رابطه ما با دنياي اسلام هم رابطه خوبي نيست. ما با عربستان و تركيه رابطه بسيار خوبي داشتيم اما امروز به جاي رفاقت به رقابت با اين كشورها كشيده شده‌ايم.

مهم‌ترين مساله داخلي ما حل مشكل اقتصادي است كه معيشت و اشتغال بيشترين نمود را دارد. امروز بيكار‌هاي ما دكترا و فوق‌ليسانس دارند و بعيد مي‌دانم خانواده‌يي در ايران داشته باشيم كه فرد بيكار نداشته باشد. در برنامه‌ اواخر مستند داديم اصول كلي را گفته‌ايم و تا انتخابات خطوط اصلي و جزيي‌تر را هم اعلام مي‌كنيم.

‌كانديداي اصلاح‌طلبان چه زماني معرفي مي‌شود؟
نجفي: در برخي موارد ما بايد انفعالي عمل كنيم. تا زمان ثبت‌‌نام هم براساس تاكتيك برخي دوستان كانديداي اصلي را اعلام نخواهيم كرد و احتمالا تا پايان مهلت قانوني ثبت نام كانديداي اصلي ما معرفي نمي‌شود.

آيا مذاكرات پنهاني با مقامات ارشد نظام داشته‌ايد؟
نجفي: در سطوحي با رهبري ديدار داشته‌ايم. آنچه از رهبري مي‌دانيم اين است كه ايشان معتقدند همه ترغيب ‌شوند تا انتخابات پرشور باشد. طبيعتا در اين صورت منتخب مردم قدرت بيشتري خواهد داشت. مشكل ما در آن حوزه نيست. مشكل جريانات تندرويي هستند كه حضور ما را با عدم حضور خود مساوي مي‌دانند. بايد تلاش كنيم انتخابات رقابتي عادلانه و سالم وجود داشته باشد تا امنيت ملي ما تضمين شود. اين چهار مولفه اگر وجود داشته باشد مردم به آن انتخابات افتخار خواهند كرد.

حبيبي: اصل كشور و جمهوري اسلامي است. اگر اصلاح‌طلبان موفق نشوند فضا را براي همه جريان‌ها فراهم خواهند كرد و هيچ جريان اجتماعي نبايد نگران باشد. اصلاح‌طلبان انحصار‌طلب نيستند.

جريان اصلاحات رويش داشته يا ريزش؟
نجفي: از سال 88 تا امروز متاسفانه سياست‌ورزي در كشور افت كرده و گروه‌ها نتوانسته‌اند رشد كنند. اما از نظر پايگاه اجتماعي برداشت من رويش در جريان اصلاحات است. اگر بتوانيم با كانديداي اصلي بياييم ريزش و رويش دو جناح معلوم مي‌شود. امروز با مردم عادي هم حرف بزنيد احساس نياز به تغيير را كاملا متوجه مي‌شويد.

ایران به رتبه چهارم "طلاق" رسید!

رشد فزاینده آمار طلاق در کشورمان سبب شده که پس از آمریکا، دانمارک و مصر، چهارمین کشور پرطلاق دنیا محسوب شویم؛ آماری بسیار ناخوشایند که برای مقابله با اثرات جنبی آن گاه به دنبال تقویت ازدواج موقت و یا قانونی کردن چند همسری هم هستیم اما ظاهرا فراموش کرده ایم که به دنبال ریشه اش در ازدواج و مسائل مرتبط با آن بگردیم.
به گزارش تعامل به نقل از مشرق، انگار "با لباس سفید به خانه بخت رفتن و با لباس سفید بیرون آمدن" مربوط به گذشته های خیلی دور است، چراکه متاسفانه امروزه حقیقت تلخ "طلاق" به تمام خانواده های ایرانی ورود پیدا کرده و به ندرت کسی می تواند ادعا کند که در خانواده شان نشانی از این پدیده وجود ندارد؛ پدیده ای قبح شکسته که ممکن است گاه به مناسبتش جشن هم برگزار شود!

به گزارش «تابناک»، چند سالی است که طلاق در کشورمان مي تازد. این را آماری می گوید که بی توجه به طرح های عجولانه و دم دستی مسئولان مانند «راه اندازي ازدواج موقت در دانشگاه ها»، «ازدواج آسان» و ... روز به روز بالاتر از ماه ها و سال هاي قبل قرار گرفته و در مقابل آن، آمار ازدواجی مطرح می شود که آن هم روند نزولي در پيش گرفته است.

بر پایه آمار و اسناد سازمان ثبت احوال، در سال 90، 874 هزار و 792 واقعه ازدواج و 142 هزار و 841 واقعه طلاق در كشور به ثبت رسيده (نسبت ازدواج به طلاق: 6.1) که اگر این اعداد را نسبت به سال ۸۹ قیاس کنیم، با رشد 4.1 درصدی طلاق و کاهش 1.9 درصدی ازدواج روبرو خواهیم شد؛ افزايش و كاهشي كه فراتر از نمودارهاي آماري و در دل خود افزايش آمار زنان سرپرست خانوار، كودكان بي سرپرست، بيكاران، جويندگان كار، مستاجران و فراتر از همه رشد اختلالات روحي و رواني را به دنبال دارد.    
 
این در حالی است که بررسي روند «نسبت ازدواج به طلاق ثبت شده» در سه ماهه اول سال 91، با نشان دادن نسبت 6.4 بیانگر استمرار این روند بوده و نشان می دهد که در مقابل تقريبا هر شش ازدواج ثبت شده در كشور يك طلاق هم به ثبت رسيده است؛ آماری میانگین که در استان‌های تهران و البرز به پايين ترين ميزان خود رسیده (تقريبا به ازاي هر سه ازدواج يك طلاق)، در استان‌هاي سمنان، قم، اصفهان، مازندران و مركزي، هم وضعيت چندان مناسبي نداشته (تقريبا به ازاي هر پنج ازدواج ثبت شده يك طلاق) و در استان‌هاي سيستان و بلوچستان، كهگيلويه و بويراحمد، چهارمحال بختياري بهترین وضعيت در سطح کشورمان را نشان می دهد.

آمارهاي مربوط به ازدواج و طلاق سال 1390 با نسبت 1/6 هم روند مشابهي را نشان مي دهد. روند نسبت ازدواج و طلاق ثبت شده طي سال هاي 1383-1389 نيز بيانگر اين است كه اين نسبت با در پيش گرفتن روند نزولي، از 8/9 در سال 83 به 4/5 در سال 89 رسيده است. در سال 83 در مقابل هر طلاق 8/9، در سال 84 در مقابل هر طلاق 4/9، در سال 85 در مقابل هر طلاق 3/8، در سال 86در مقابل هر طلاق 4/8، در سال 87 در مقابل هر طلاق هشت مورد، در سال 88 در مقابل هر طلاق 1/7 و نهايتا در سال 89 در مقابل هر طلاق 5/4 ازدواج به ثبت رسيده است.

تمامی این آمار و ارقام در حالی مطرح می شود که آمار تجمیعی این پدیده و پدیده های مرتبط با آن در دست نیست؛ به عبارتی بهتر، برای درک بهتر وضعیت جامعه چه بسا بهتر است که آمارهای مربوط به افزایش طلاق و کاهش نرخ ازدواج در سالهای متوالی را با توجه به نمودارهای ترکیب جمعیتی، بررسی کرده و دریابیم که چه درصدی از افراد بالغ به ازدواج رسیده و کارشان به طلاق کشیده نمی شود تا به این روش، میزان ازدواج های پایدار را ارزیابی کنیم.

ناگفته پیداست که در اینصورت با آمار و ارقام متعجب کننده ای مواجه خواهیم بود، چرا که کاهش نرخ ازدواج، افزایش آمار طلاق، افزایش خانواده های تک نفره و ...، همه و همه موید کاهش شکل گیری خانواده در سطح کشور بوده و دورنمای خوبی برایمان ترسیم نخواهند کرد.

بدین ترتیب سلسله اتفاقاتی کلید می خورد که به مثابه زنجیر، با نرخ ازدواج و طلاق و به طور کلی، شکل گیری نهاد خانواده در آمیخته و از قوت و ضعف آن تاثیر می پذیرند؛ بروز ناهنجاری هایی مانند درصد بالای اختلالات روانی، افسردگی، روسپی گری، کیف بری و سرقت، اعتیاد و ... روی ناخوش همین ماجراست، هرچند که روابط حاکم بر جامعه کاملا پیوسته و مسلسل وار بوده و هم‌زمان هم تاثیرپذیرند و هم تاثیرگذار و شاید تشخیص علت و معلول بودن برخی ناهنجاری ها آسان نباشد.

به عبارت دیگر عواملی چون فقر، طلاق، افسردگی، اعتیاد و ... عواملی اند که نمی توان گفت کدام علت است و کدام پیامد. در جامعه پیچیده انسانی هر ناهنجاری می تواند به معضلی تبدیل شود؛ حال یا طلاق باعث اعتیاد، فقر و افسردگی شود یا مشکل اقتصادی، افسردگی یا اعتیاد به طلاق بیانجامد.

با وجود چنین آمار و پیامدها و آسیب های ناشی از طلاق، مهم است که بیش از پیش در پی کاهش آن برآییم. این بدان معنا نیست که کوششی در این زمینه صورت نمی گیرد، اما جا دارد که بپرسیم چرا با وجود پرداختن رسانه ها و نشریات به علل و عوارض و تبعات ناشی از طلاق، روز به روز آمار بر آن افزوده می شود؟

تفاوت امروز و دیروز در این است که امروزه علل طلاق نیز افزایش یافته و روند زندگی اجتماعی به سمتی سوق پیدا کرده است که موجبات تفرقه و ازهم گسستن ها را بیستر می کند. از یک سو مواردی مانند بدآموزی های مطرح در فیلم ها و سریال ها، رواج تکنولوژی، ورود زنان به عرصه های مردانه بازار کار و خلاصه برهم خوردن تعادل و جایگاه زن و مرد از علل امروزی به شمار می روند که از سوی دیگر با رنگ باختن ارزشهای جامعه تقویت می شوند.

دکتر امان اله قرایی مقدم، کارشناس آسیب های اجتماعی در تحقیقاتش به این نتیجه نائل آمده  که حداقل 16-17 مورد صرفا اجتماعی در بروز طلاق موثر است. عواملی چون دو ساختی شدن جامعه، عدم شناخت و آشنایی صحیح و کافی به هنگام ازدواج، نوع شغل زنان، دخالت اطرافیان ، تفاوت نامعقول سنی زوجین  و اختلاف میزان تحصیلات و ... را می توان برشمرد.

وی براین باور است که از آنجا که شیوه رادیو و تلویزیون اثربخش نبوده و تنها می بایست از طریق کتاب های درسی و از دوران مدرسه نسبت به کاهش طلاق بایدامیدوار بود.

در این میان به یک دسته بندی برای عوامل طلاق بر می خوریم که عوامل موثر را در 5 دسته ذیل طبقه بندی می کند:

1- عوامل قانونی: به عنوان مثال قوانین مربوط به مهریه که نه تنها نتوانسته به بقا ازدواج ها نائل آید بلکه گاه بهانه ای شده برای گریز از ازدواج و حتی کسب و کار برخی زنان سودجو که ولو بسیار اندک هم باشد، اثرات سو زیادی بر روان جامعه تحمیل خواهد کرد.

2- عوامل روانشناختی: در اصل عدم تفاهم و سازگاری که می تواند از تفاوت فرهنگ ها و تربیت ها نشأت بگیرد و یا عدم تمایل یکی از طرفین قبل از ازدواج، ازدواج اجباری، عدم بلوغ اجتماعی، اختلالات روانی و عاطفی( افسردگی و ...).

3- عوامل اقتصادی: من جمله فقر و بیکاری (که به شدت در هم تنیده شده اند) که خود باعث درگیری های ذهنی و کم طاقت شدن، زود رنج شدن و از کوره به  در رفتن و ... خواهد شد.

4- عوامل ارتباطی: ارتباط با خانواده های طرفین ونگرش های متقابل بین فرد با خانواده همسرش.

5- عواملی مانند بیماری و ناباروری، مسائل جنسی، فاصله طبقاتی و رتبه های تحصیلی... .

بدین ترتیب با مولفه هایی مواجه هستیم که یا کمتر مورد توجه قرار گرفته و ریشه یابی شده اند و یا از فرط ساده انگاری، به کل مغفول مانده اند؛ به عبارتی بهتر، درصد چشمگیری از طلاق ها به معیارهایی بر می گردد که زوجین قبل از ازدواج مد نظر داشته اند اما با پا گذاشتن به عرصه زندگی مشترک، دریافته اند که مسائلی بس موثرتر و مهمتر از آن پیش فرضهای اولیه شان هم وجود دارد.

اینجاست که کارشناسان بر اساس آن به آموزش های قبل از ازدواج تاکید دارند. این موضوع نیاز به یک باور عمومی و فرهنگ سازی داشته که بخشی از آن باید در خانواده ها به صورت جدی به آن پرداخته شود و بخش فراگیرتر آن باید از طریق رسانه های عمومی و با همت دولت و کارشناسان امر به آن پرداخته شود تا شاید از این طریق بتوان جوانان را قبل از ازدواج به یک شناخت درست از فلسفه این واقعه رساند و امید بست که در سایه آن، شاهد کمتر شدن مراجعات گسترده بعدی به دادگاه های خانواده باشیم.

شاید درک این نکته ساده که محکم کردن ادله یک ازدواج مانع از تبدیل آن به طلاق خواهد شد، کلیدی باشد که در جامعه امروزمان گم شده، وگرنه نه برای رونق ازدواج به دنبال خلق شیوه های جدید و یا استفاده از سایت های همسریابی می رفتیم و نه برای کاهش اثرات جانبی ناشی از شکست ازدواج (بخوانید طلاق!) به نعل وارونه زدن و راهکارهایی مانند قانونی کردن چند همسری می رسیدیم!

6 شکایت تازه از مرتضوی

6 شکایت تازه از مرتضوی
پس از دستگیری او، تمام افرادی که حتی مدت کوتاهی با او همکاری کرده بودند هم دستگیر شدند. از جمله من که در دو سال قبل از دستگیری تنها دو یا سه ماه با کمیته همکاری کرده بودم. به دستور آقای مرتضوی همه ما دستگیر شدیم.
راه دانشجو: پرونده قضات متهم و تعلیقی بازداشتگاه کهریزک با مشخص‌نبودن زمان برگزاری چهارمین جلسه رسیدگی در انتظار است. قاضی مدیر‌خراسانی، قاضی پرونده قضات کهریزک، دیروز اعلام کرد: هنوز تصمیمی برای جلسه بعدی دادگاه گرفته نشده و قرار است زمان جلسه بعدی پس از تشکیل جلسه او با هیات قضات همکارش اعلام شود؛ اما دادگاه کهریزک تنها دادگاهی نیست که در آن سعید مرتضوی باید پاسخگوی اتهامات متوجه خود باشد.

به گزارش بهار، شکایت‌ها یکی‌یکی از راه می‌رسند؛ شکایت‌هایی که تازه نیستند، اما برگزاری دادگاه کهریزک این فرصت را فراهم کرده است کیفر خواستشان در دادگاه عمومی تهیه شود و روی میز قاضی قرار گیرند. دست‌کم شش شکایت که منتظر رسیدگی هستند و اتهامات بالقوه‌ای که به‌باور یکی از شاکیان می‌تواند از سوی دیوان عدالت اداری و به‌دلیل تمکین‌نکردن مرتضوی از حکم هیات عالی قضات دیوان عدالت اداری علیه او مطرح شود. پیمان حاج‌محمود‌عطار از وکلای دادگستری و یکی از شاکیان مرتضوی است. با او درباره جزییات و پیشینه شکایت‌هایی که حالا در یک‌قدمی رسیدگی قرار دارند گفت‌وگو کردیم.

شکایت‌های جدیدی که از سعید مرتضوی مطرح شده درباره چیست و از سوی چه کسانی طرح شده؟ گویا یکی از شکات خودتان هستید. این شکایت را خودتان مطرح کرده‌اید یا به وکالت از عباس پالیزدار؟

خودم شکایت کرده‌ام. آن هم به دلیل ماه‌هایی که بی‌دلیل در زندان سپری کرده‌ام.

زندانی برای چه؟ نقش مرتضوی به عنوان دادستان وقت تهران در زندانی شدن شما چه بوده؟
همان‌طور که اطلاع دارید سال 85 پس از تصویب طرح تحقیق و تفحص مجلس از قوه‌قضاییه، کمیته‌ای در سازمان بازرسی کل کشور تشکیل شد؛ کمیته‌ای که مسئولیت آن را چند نفر از نمایندگان مجلس بر عهده داشتند و دبیری آن بر عهده عباس پالیزدار بود.

نقش شما چه بود؟
من به عنوان مشاور حقوقی آن کمیته تحقیق و تفحص در ساختمان سازمان بازرسی کل کشور مستقر شدم و البته پس از مدتی ارتباطم با کمیته قطع شد؛ گرچه کمیته به کارش ادامه داد. یکی از پرونده‌هایی که این کمیته به عنوان تخلف برخی قضات دادگستری به آن برخورد کرد، پرونده فروش سوالات دانشگاه آزاد بود؛ پرونده‌ای که مرتضوی به عنوان دادستان وقت تهران رسیدگی به آن را از مسیر اصلی‌اش خارج کرده و پرونده به نتیجه اصلی و مطلوب نرسیده بود.

چرا باید مرتضوی در پرونده فروش سوالات کنکور دانشگاه آزاد دخل‌و‌تصرف می‌کرد؟ چه انتفاعی داشت؟

توضیح مفصلی لازم دارد. اما اگر بخواهم خلاصه کنم باید بگویم حکایت این است که سال 82 مراکز اطلاعاتی متوجه می‌شوند که چند مرکز آموزشی کنکور با برخی مسئولان دانشگاه آزاد ارتباط برقرار کرده‌اند و سوالات به‌صورت غیرقانونی به آن‌ها فروخته می‌شد. تیم ضابطان دادگستری آن‌ها را دستگیر کردند و پرونده‌هایی تشکیل دادند. پرونده متهمان اصلی در دادسرای تهران مطرح شد. همزمان مرتضوی، دادستان وقت تهران از سوی ریاست وقت دانشگاه آزاد به عنوان دانشجوی دوره دکترای آن به عضویت هیات علمی دانشگاه آزاد درآمد.

آن وقت مرتضوی با پرونده فروش سوالات چه کرد؟

پرونده اصلی که اقرار متهمان و مستندات بود مفقود شد و دیگر پیگیری نشد. مجلس سال 84 متوجه موضوع شد و مرتضوی را دعوت کرد. ایشان متعهد شد به عنوان دادستان وقت تهران، پرونده بدلی را تشکیل دهد و با کسانی که متهم به خرید‌و‌فروش غیرقانونی سوالات کنکور بودند برخورد قانونی کند. پرونده بدلی تشکیل شد اما متهمان اصلی هیچ‌گاه تحت پیگرد قرار نگرفتند؛ بلکه متهمانی که ارتباطشان با متهمان اصلی بسیار کمتر بود دستگیر شدند و تحت پیگرد قرار گرفتند. با هدایت آقای مرتضوی پرونده با صدور کیفرخواستی عجیب‌و‌غریب به دادگاه فرستاده شد. دادگاه به ریاست قاضی سیامک مدیرخراسانی تشکیل شد و ایشان براساس مدارک و مستندات پرونده برای متهمان محکومیت‌هایی مانند جریمه سبک و بدل از حبس معین کردند. متهمان هم به سرعت جریمه‌ها را پرداخت کردند و پرونده مختومه اعلام شد. به این ترتیب مرتضوی به قولی که به نمایندگان مجلس داده بود به باور خود عمل کرد.

این ماجرا نکته‌ای بود که کمیته تحقیق و تفحص به دبیری عباس پالیزدار کشف کرد؟
بله، کمیته در تحقیق و تفحص خود به این پرونده رسید. خرداد 88 هم محمد دهقان، سخنگوی کمیسیون، گزارش عملکرد کمیته را در صحن علنی مجلس خواند؛ گزارشی که تقریبا بازتاب رسانه‌ای خوبی داشت.

قرائت این گزارش که ربطی به دستگیری پالیزدار نداشت؟

از حدود شش ماه قبل از قرائت گزارش عباس پالیزدار با حضور در مراکز علمی و دانشگاهی در سخنرانی‌های خود مباحثی را مطرح و مطالبی منتسب به بعضی شخصیت‌های کشوری را افشا می‌کرد. کسی هم در این شش ماه معترض سخنان او از حیث انتشار اسناد محرمانه دولتی یا افترا یا نشر اکاذیب و عناوین مجرمانه دیگر نمی‌شد. او هم به سخنرانی‌های خود ادامه می‌داد؛ اما پس از قرائت گزارش کمیته تحقیق و تفحص که در آن برخی قضات از جمله آقای مرتضوی به عنوان متخلف معرفی شدند، ایشان از سوی کمیته به اعمال نفوذ و منحرف کردن مسیر دادرسی در مورد پرونده فروش غیرقانونی سوالات کنکور متهم شده بود. به نظر می‌رسد پس از علنی شدن گزارش و انتشار آن مرتضوی برای تحت شعاع قرار دادن پرونده اتهامی‌اش عملکرد اعضای تیم مستقر در کمیته تحقیق و تفحص را جرم‌انگاری کرد و اول از همه هم سراغ عباس پالیزدار آمد و گفت پالیزدار به روحانیت و برخی شخصیت‌ها افترا زده و باعث سلب امنیت شده و اسناد محرمانه دولتی را افشا کرده است.

گویا غیر از این هم نبوده است؟

اما شش ماه بود که پالیزدار آن حرف‌ها را می‌زد و کسی هم کوچک‌ترین اعتراضی نمی‌کرد؛ اما پس از آن گزارش پالیزدار را به عنوان مطلع احضار کردند و تفهیم اتهام و راهی زندان اوین شد.

چرا شما زندانی شدید؟ سخنرانی‌های پالیزدار چه ربطی به باقی افراد کمیته داشت؟

پس از دستگیری او، تمام افرادی که حتی مدت کوتاهی با او همکاری کرده بودند هم دستگیر شدند. از جمله من که در دو سال قبل از دستگیری تنها دو یا سه ماه با کمیته همکاری کرده بودم. به دستور آقای مرتضوی همه ما دستگیر شدیم.

عاقبت آن بازداشت و پرونده شما در ارتباط با آنچه «باند پالیزدار» خوانده می‌شد، چه شد؟
هر یک پس از سپری کردن مدت زمانی آزاد شدیم.

یعنی برای همه متهمان پرونده پالیزدار حکم زندان دادند؟
ایشان از مشارکت در تشکیل باند همه ما را تبرئه کرد؛ اما بابت اتهامات دیگر حکم دو یا سه سال زندان دادند. از جمله خود من به دو سال زندان محکوم شدم؛ البته در مرحله تجدیدنظر بخش عمده‌ای از ما تبرئه شدیم و برخی محکوم شدند که حکمشان را می‌گذرانند. وقتی ما آزاد شدیم، چه آن‌ها که تبرئه شدیم و چه آن‌ها که محکوم شدیم، از قضات مرتبط از جمله آقای مرتضوی و غیره شکایت کردیم. امروز کیفرخواستی بابت شکایت همه ما (در مجموع شش نفر آقایان پالیزدار، ترابی، آجیلی، رضاخواه، قائمی‌نسب و من) در شکایت‌هایی جداگانه انجام داده‌ایم تنظیم شده و به دادگاه تقدیم شده است.

پرونده شکایت شما در چه مرحله‌ای است؟
پرونده به دادسرای انتظامی قضات رفته است؛ چون پرونده قاضی باید ابتدا در دادسرای انتظامی قضات رسیدگی شود.مومی و کیفری پرونده به دادسرای عمومی آمده و این دادسرا هم شکایت ما را وارد دانسته اس در دادسرای انتظامی قضات شکایت ما وارد دانسته شده است. قضات بابت شکایت ما تعلیق شده‌اند. از جنبه عت. حالا منتظریم پرونده به دادگاه برود.

پس شما شکایتتان را پیش از کلید خوردن دادگاه کهریزک مطرح کرده بودید. برگزاری این دادگاه چه تاثیری بر روند پرونده شکایتتان داشت؟
بله، ما قبل از پرونده کهریزک شکایت کرده بودیم. منتها رسیدگی دادسرای انتظامی قضات تقریبا با برگزاری دادگاه کهریزک تقارن پیدا کرده بود.

فکر می‌کنید برگزاری دادگاه کهریزک روند رسیدگی به شکایت شما را تسریع کرد؟

بله، موثر بود.

برخورد دستگاه قضایی با پرونده شکایتتان از مرتضوی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

پرونده می‌توانست زودتر از این‌ها در دادسرای عمومی رسیدگی و به تصمیم‌گیری منجر شود. دیگر این‌که امیدواریم دستگاه قضایی به اتهامات دیگر ایشان هم رسیدگی کند، مثل ماجرای استمرار حضور ایشان در تامین اجتماعی برخلاف حکم هیات عمومی دیوان عدالت اداری و صدور دستورات مالی و اداری که جرم مشهود است یا این‌که با وجود غیرعلنی بودن دادگاه مرتضوی لایحه دفاعیه‌اش را علنی و منتشر می‌کرد.

در هر صورت پیش‌بینی شما از نتیجه شکایتتان چیست؟

درباره پرونده خودمان باید ببینیم نحوه رسیدگی دادگاه به پرونده به چه ترتیبی است. اگر رسیدگی به پرونده ما هم مثل پرونده کهریزک غیرعلنی اعلام شود، ممکن است مسیر دادرسی تا حدودی تحت‌الشعاع قرار گیرد که امیدواریم این‌گونه نباشد.

پنهان کاری و گسترش معضل زنان روسپی

پاک کردن صورت مسئله فایده ای ندارد
یك نهاد در کشور وجود ندارد به صورت اصولی به بررسی مشكلات زنان خیابانی بپردازد. در نتیجه هیچ آمار قابل استنادی برای حل این مشكل نیز وجود ندارد در حالی که پدیده زنان خیابانی یکی از آسیب های مهم اجتماعی است، اما آمار رسمی ای دیده نمی شود و همین موضوع باعث طرح آمارهای غیر واقعی و مبالغه آمیز توسط برخی کارشناسان می شود.
سرویس اجتماعی تعامل- مطابق بررسی ها میانگین سنی دختران بین 12 تا 25 سال تخمین زده شده و در تابستان آمار این زنان افزایش می یابد و کمترین میزان فحشا در اسفند ماه است. 

دکتر "امان الله قرایی مقدم" ، جامعه شناس و استاد دانشگاه گفت: در ایران این پدیده در حال گسترش است. مطالعات نشان می دهد که سن فحشا به 10 سال کاهش یافته و دختران جوان که به تازگی وارد این کار شده اند بیشترین تعداد آنها را تشکیل می دهند. 

این آسیب شناس در تبیین علل شیوع فحشا در کشور می گوید: مهمترین عامل بروز فحشا فقر و ناتوانی زنان در تامین مایحتاج اولیه زندگی شان است.طلاق و نابسامانیهای خانوادگی، افزایش حاشیه نشینی و مهاجرت ، بی سوادی و ناآگاهی و اعتیاد از جمله عوامل افزایش پدیده فحشا است. زنان به دلیل پایین بودن سطح آگاهی و عدم تکوین شخصیت و تلقین پذیری در این زمینه آسیب پذیر تر هستند. همچنین پدیده زنان خیابانی زاییده فرار دختران و زنان از خانواده است و عمده ترین عامل فرار زنان و دختران به نابسامانی های زندگی و خانوادگی باز می گردد و این نابسامانی فقط نابسامانی اقتصادی نیست.

امان الله قرایی مقدم همچنین ضعیف شدن ارزش های دینی در میان برخی قشرهای جامعه کمرنگ شدن ارزش های دینی یکی از عوامل گسترش فحشاء در جامعه است. دین یکی از عوامل مهم جلوگیری کننده از انحرافات اجتماعی است. وقتی ارزش های دینی و هنجارها در جامعه ضعیف شود، جامعه دچار بی بند و باری خواهد شد. 

وی با اشاره به اینکه وجود زنان خیابانی معلول یک عامل نیست یادآور شد: طلاق از عوامل مهم به وجود آورنده زنان خیابانی است. آمار نشان می دهد از هر شش ازدواج یکی منجر به طلاق شود و این خود باعث قطع درآمد زن و بی سر و سامان شدن و هموار شدن مسیر وی درفساد خواهد شد. همچنین بیکاری و اعتیاد را می توان از دلایل گسترش آمار طلاق دانست.

وی یادآور شد: بحث زنان خیابانی منحصر به زمان و مکان خاصی نیست. اما دسترسی به آمار آسیب ها و معضلات اجتماعی علاوه بر اینکه به افزایش اطلاعات مردمی و تقویت نهادهای پیشگیری کننده از معضلات منجر می شود بلکه خانواده ها را به چالش روش های تربیتی در پیش گرفته وادار می سازد تا به درستی این روش ها و نادرستی آن آگاه شوند. مشاوران نیز در این راستا توسط نهادهای دولتی تقویت خواهند شد مخفی کردن شمار زنان خیابانی به افزایش روز افزون این رقم بیافزاید. 

این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد: یك نهاد در کشور وجود ندارد به صورت اصولی به بررسی مشكلات زنان خیابانی بپردازد. در نتیجه هیچ آمار قابل استنادی برای حل این مشكل نیز وجود ندارد. در حالی که پدیده زنان خیابانی یکی از آسیب های مهم اجتماعی است، اما آمار رسمی برای وجود ندارد و همین موضوع باعث طرح آمارهای غیر واقعی و مبالغه آمیز توسط برخی کارشناسان می شود. از این رو به دلیل نبود آمار دقیق بیشتر طرح‌های ارائه شده از سوی سازمان بهزیستی نیز درباره ساماندهی زنان خیابانی به دلیل عدم پذیرش جامعه و مسئولان با شكست رو به رو شده است و در این رابطه تنها فرهنگ سازی است که می تواند کمک کننده باشد.

قرایی مقدم در ادامه یادآور شد: زنان خیابانی که با عنوان زنان پرخطر جنسی نیز از آنها یاد می شود می توانند به شیوع بیماری های آمیزشی و ایدز کمک کند. باید با همکاری آموزش و پرورش به دختران آموزش داد که چگونه خود را در برابر آسیبها و خطرهای اجتماعی مصون دارند. دختر بودن در جامعه ما يك ارزش محسوب مي‌‏شود و نباید با بی توجهی و سهل انگاری ارزش زنان و دختران جامعه پایین بیاید. 

وي، در خصوص جلوگيري از رشد و گسترش فحشاء، گفت: براي جلوگيري از گسترش فحشاء بايد شغل توليد كنيم هيچ زني راضي نيست تن به خودفروشي دهد، مگر اين كه مجبور باشد.

زندگی مشترک بدون ازدواج در محلات شمال تهران!

مرتضی طلایی با بیان این مطلب افزود: ‌متاسفانه‌ گزارش‌هایی مبنی بر تشکیل زندگی‌های مجردی در شمال شهر تهران داریم که در آن دختر و پسر دانشجو بدون ازدواج رسمی زیر یک سقف زندگی می‌کنند.
به گزارش تعامل به نقل از ایلنا، رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران از افزایش زندگی مجردی دانشجویی در شهر تهران در محلات شمال شهر خبر داد و گفت: ‌این پدیده جدیدی از نوع آسیب‌های اجتماعی است که پیامدهای خطرناکی دارد. 
 
مرتضی طلایی با بیان این مطلب افزود: ‌متاسفانه‌ گزارش‌هایی مبنی بر تشکیل زندگی‌های مجردی در شمال شهر تهران داریم که در آن دختر و پسر دانشجو بدون ازدواج رسمی زیر یک سقف زندگی می‌کنند. 
 
وی ادامه داد: ‌هنوز آمار رسمی در ابن بخش اعلام نشده است اما این معضل و پدیده جدید قطعا آسیب‌های جدیدی را به همراه خواهد داشت. 
 
رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران درباره زنان ویژه در شهر تهران، با بیان اینکه این افراد در جامعه حضور دارند، افزود: برخی از زنان از این محل ارتزاق می‌کنند البته افراد دو جنسه نیز در این گروه هستند. 
 
مشكل زنان ویژه با جمع‌آوری و برخورد قهری حل شدنی نیست 

طلایی زنان ویژه را از معضلات اجتماعی دانست و صراحتا اعلام کرد که نمی‌شود با این زنان برخورد قهری کرد تا مشکلشان حل شود. 
 
وی تصریح کرد: ‌بر فرض که پلیس این زنان را از سطح شهر جمع کند و شهرداری هم پای کار بیاید بعد از جمع‌آوریشان با آن‌ها چه باید کرد؟! 
 
به گفته وی منشا برخی از آسیب‌های و معضلات اجتماعی را در جای دیگری باید جست‌وجو کرد برای نمونه وقتی رشد طلاق افزایش می‌یابد قطعا حاشیه‌هایی خواهیم داشت اگر می‌خواهیم این پدیده کمرنک شود ابتدا کانون خانواده تقویت شود چرا که برخی از زنان با طلاق به این سمت گرایش می‌یابد. 
 
رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران در پاسخ به اینکه آیا شورا نمی‌خواهد پیشنهادی برای این رفع معضل زنان ویژه ارائه دهد، تصریح کرد: شورا هنوز به ضرورت این مساله نرسیده است البته شورا نقش بین بخشی دارد و در ‌‌نهایت بتواند با کمک شهرداری تهران کاری کند اما مسئولیت مستقیم ندارد. 
 
وی ادامه داد: ‌ تلاش ما بیشتر بر این است تا نظام خانواده را حفظ کنیم از این رو آماری دال بر افزایش زنان ویژه ندارم اما شخصا آمار آسیب‌ها را می‌فهمم چرا که طلاق رو به رشد است. 
 
كاهش سن روسپی‌گری را قبول ندارم 
 
طلایی درباره کاهش سن روسپی‌گری به سن ۱۳ سال گفت: من این حرف را قبول ندارم شاید موردی این مساله وجود داشته باشد.

نیمی از روسپی ها، زنان متاهل هستند

براساس گزارشی که به تازگی سازمان بهزیستی در خصوص کارگران جنسی (روسپی) در ایران منتشر کرده است، بیش از "۵۰ درصد کارگران جنسی در این تحقیق زنان متاهل و اغلب این افراد از طبقه متوسط هستند."

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، حبیب‌الله فرید، مدیر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی، زنان کارگر جنسی در ایران را به دو گروه تقسیم کرده و گفته که گروه نخست"صرفا به خاطر مسائل اقتصادی به این چرخه وارد می‌شوند و گروه دوم نیز افرادی هستند که میزان درآمد متوسطی دارند و انگیزه آنها صرفا اقتصادی نیست."

به گفته آقای فرید، در برخی از این افراد "اعتیاد جنسی" نیز مشاهده شده که نیازمند درمان‌های روانشناختی هستند.

اما کاهش سن روسپی‌گری در ایران و افزایش تعداد افرادی که در این بازار فعالیت می‌کنند، نگرانی کارشناسان و فعالان مدنی را برانگیخته است.

ادامه نوشته

جامعه‌ای که در کنترل بیماری، با خودش هم تعارف دارد

جامعه‌ای که در کنترل بیماری، با خودش هم تعارف دارد

تابوی کاندوم!

درصد افرادی که بهhivمبتلا شده‌اند در زنان از ۵/۴ درصد به ۵/۸ درصد افزایش داشته است که شاید بتوان گفت این رقم ناشی از شناسایی زنان و شیوع بیشتر ابتلا به بیماری بر اثر مسائل جنسی بوده است.
تابوی کاندوم!

گروه جامعه، فاطمه رجبی - «افزایش روابط جنسی خارج از چهارچوب ازدواج، کم کاری دولت در زمینه بالا بردن فرهنگ‌شناختی مردم نسبت به بیماری‌های مقاربتی، گسترش جهانی بیماری ایدز و...» کافی است این جملات را کنار هم بگذارید تا چندان از حرف‌های وزیر سابق بهداشت و رئیس اداره مبارزه با ایدز‌‌ همان وزارتخانه تعجب نکنید. اگرچه خواندن این جملات هم کمکی به کم کردن میزان وحشتناک خبر‌ها درباره گسترش روز افزون بیماری ایدز نمی‌کند. بیماری که خود به خود و تنها با شنیدن نامش ترس وجود خیلی ازما را فرا می‌گیرد چه رسد به اینکه به گفته دکتر مرضیه وحید دستجردی بنشینیم و منتظر موج سوم شیوع آن هم بمانیم. موجی که پیش بینی می‌شود به مراتب از دو موج قبلی گسترده‌تر خواهد بود. ماجرا از این قرار است که چندی پیش وزیر سابق بهداشت در همایش روز جهانی مبارزه با بیماری ایدز اعلام کرد که کشور در حال مواجهه با موج جدیدی از گسترش ویروس hiv است. او گفت: «در سال ۱۳۶۵ اولین مورد ایدز یا hiv مثبت را در کشور کشف کردیم و در سال ۷۵ همه‌گیری این بیماری در برخی از زندان‌های کشور اتفاق افتاد و از سال ۸۳ با روند رو به رشد این بیماری در کشور رو به رو بوده‌ایم.» او ادامه داد: «درصد افرادی که بهhivمبتلا شده‌اند در زنان از ۵/۴ درصد به ۵/۸ درصد افزایش داشته است که شاید بتوان گفت این رقم ناشی از شناسایی زنان و شیوع بیشتر ابتلا به بیماری بر اثر مسائل جنسی بوده است. اهمیت ارتباط جنسی به قدری است که ۵/۱۰ درصد از کل موارد ابتلا در سال ۶۵ از طریق رابطه جنسی بوده و این رقم در سال ۹۱ به ۲۱ درصد رسیده است وهنوزهم این عامل در حال اختصاص دادن درصد بیشتری به خودش است. بنابراین مبارزه با ایدز، آموزش و اطلاع‌رسانی فعال‌تری را می‌طلبد و در این میان صدا و سیما و رسانه‌ها وظیفه عمیق‌تری را بر عهده دارند زیرا مواردی که به آن اشاره شد ما را نگران می‌کند و باعث می‌شود حدس بزنیم که موج سوم ایدز را در پیش داریم و این بیماری در جامعه شعله‌ور‌تر خواهد شد.» بعد از این حرف‌ها رئیس اداره مبارزه با ایدز وزارت بهداشت گفت که منظور وزیر از دو موج اول و دوم در واقع ابتلای افراد با خون آلوده و سپس اعتیاد بوده است ودلیل موج سوم که به مراتب مخرب‌تر عنوان می‌شود ارتباط جنسی پر خطر است. یکی از نکاتی که در این حرف‌ها به آن اشاره شده تاثیر بی‌شائبه آموزش است اما آموزش چه چیزی؟ در واقع این سوال مطرح می شود که رسانه‌ها باید چه چیزی را آموزش بدهند و برای نهادینه شدن چه فرهنگی در میان مردم تلاش کنند؟ آیا یکی از این آموزش‌ها نباید در بر گیرنده فرهنگ‌سازی برای استفاده از وسایل جلوگیری از ابتلا به بیماری‌ها هنگام آمیزش جنسی باشد؟ شاید درباره تابو بودن این مفاهیم و لزوم تابو شکنی از آن‌ها و البته نبود بودجه لازم برای انجام برنامه های لازم توسط نهادهای مختلف، بسیار گفته شده باشد اما نکته‌ای که در این گزارش قصد داریم به آن اشاره کنیم اقدامات عملی لازم درباره نهادینه کردن فرهنگ استفاده از وسایلی همچون کاندوم و سایر وسایل جلوگیری از انتقال این ویروس شوم است تا شاهد وقوع پیش بینی معاون مرکز بیماری‌ها ی واگیر وزارت بهداشت نباشیم که می‌گوید: «با این وضعیت تا پنج سال آینده ایران بیشتر از ۲۴۰ هزار مورد مبتلا به ایدز خواهد داشت.»

 

افزایش ایدز همزمان با افزایش جمعیت؟

دکتر اسماعیل محمدی فوق تخصص بیماری‌های عفونی می‌گوید: «درباره لزوم نهادینه شدن فرهنگ استفاده از کاندوم فقط بیماری ایدز مطرح نیست بلکه این وسیله می‌تواند مانعی برای انتقال بیماری‌های دیگری مانند هپاتیت و انواع بیماری‌های مقاربتی شود. این نکته از آنجا اهمیت پیدا می‌کند که می‌دانیم هر روز تعداد کسانی که به بیماری‌های عفونی مختلف ناشی از ارتباط جنسی مبتلا می‌شوند بیشتر می‌شود. نگرانی‌‌ای که من و خیلی از همکاران داریم این است که ترویج استفاده از کاندوم قربانی سیاست‌های افزایش جمعیت شود.» او ادامه می‌دهد: «اینکه رشد جمعیت کم شده و باید زیاد شود مقوله‌ای است که باید آن را از ترویج فرهنگ استفاده از کاندوم جدا کرد. من از مسئولان می‌خواهم اگر می‌خواهند محدودیتی برای استفاده از وسایل جلوگیری از بارداری قائل شوند کاندوم را استثنا قرار دهند زیرا این وسیله راه فرار از بیماری‌های کشنده بسیاری است.» دکتر معصومه سلیمانی کار‌شناس بهداشت باروری به «قانون» می‌گوید: «کاندوم تولیدی چند شرکت در لیست وزارت بهداشت قرار دارد اما بسیاری از برند‌های مرغوب در این لیست وجود ندارند. علت این موضوع می‌تواند گران بودن این برند‌ها یا تحریم ایران باشد اما به هر حال نمی‌توان از کیفیت و اطمینان بخشی بهتر آن‌ها چشم پوشی کرد. من به موارد بسیاری بر خورده‌ام که به علت احساس کردن تفاوت کاندوم گران قیمت با نمونه‌های ارزان‌تر تصمیم گرفته‌اند همیشه از آن استفاده نکنند و فقط استفاده از کاندوم را به مواقعی اختصاص بدهند که بیشتر احتمال باروری می‌دهند. اینجا سوالی که به وجود می‌آید این است که اگر احتمال باروری را کنار بگذاریم پس تکلیف بیماری‌ها چه می‌شود که در تمام روز‌ها احتمال بروز و انتقالشان وجود دارد؟»دکتر سلیمانی ادامه می‌دهد: «اگر به سایت دانشگاه علوم پزشکی مراجعه کنید لیست قیمت‌های مصوب کاندوم‌هایی که تحت نظر وزارت بهداشت وارد شده یا حمایت می‌شوند، می‌بینید اما مقایسه این قیمت‌ها با قیمت‌های موجود در بازار خنده دار به نظر می‌رسد. مثلا بسته دوازده‌ تایی کاندومی که در داروخانه‌های سطح شهر بین نه تا یازده هزار تومان فروخته می‌شود در این سایت کمی بیشتر از دو هزار تومان قیمت خورده است! حالا بگذریم که بسیاری از برند‌های معتبر و ضد حساسیت اصلا در این لیست وجود ندارند و قیمت هر بسته آنها بیشتر از ۲۰ هزار تومان است. اخیرا هم با پدیده کاندوم‌های بی‌کیفیت چینی مواجه هستیم که به واقع تهدیدی برای مردم به شمار می‌آیند.»

فرهنگ چگونه ساخته می‌شود؟

دکتر محبوبه ایزدی که تا چند وقت پیش در چند دانشگاه درس تنظیم خانواده تدریس می‌کرده اما حالا باید درس شکوه همسرداری تدریس کند می‌گوید: «باوجود اینکه در شرح درس ما آمده است که روی وسایل جلوگیری از بارداری تاکید نکنیم اما من استفاده از کاندوم را مستثنا کرده‌ام و هنوز در تدریسم روی استفاده از آن تاکید می‌کنم. زیرا کاندوم فقط راهی برای جلوگیری از حاملگی نیست بلکه جامعه را نسبت به چندین بیماری دیگر ایمن می‌کند.» دکتر ایزدی درباره دلایل نهادینه نشدن فرهنگ استفاده از کاندوم می‌گوید: «وقتی هنوز به کار بردن کلمه کاندوم جزو مگوهای خیلی از مسئولان فرهنگی است و با من به عنوان استادی که با خودش این وسیله را سر کلاس برده تا نحوه استفاده ازآن را آموزش بدهد برخورد می‌شود و از طرفی مسئولان می‌گویند نباید عکس‌های این محصول در دیوار داروخانه‌ها تبلیغ بشود، چه توقعی از مردم دارید؟ این‌که مسئولان تا جایی که می‌توانند این موضوع را ناگفته نگه می‌دارند و از طرفی افراد آموزش نمی‌بینند باعث می‌شود که مردم نسبت به کل ماجرای استفاده از کاندوم موضع گیری داشته باشند. به ویژه بسیاری از مردان جامعه تصورشان درباره کاندوم بسیار وهم آلود است چون قبل از ازدواج و برقراری رابطه جنسی آنقدر اطلاعات غلط در مورد آن گرفته‌اند که بعد ازازدواج هم با تلقین به خودشان و آوردن بهانه‌های مختلف از استفاده از آن سر باز می‌زنند وبا خودشان نمی‌گویند که چطور میلیون‌ها نفر در سراسر جهان از این وسیله استفاده می‌کنند و زندگی هنوز هم برایشان جریان دارد!»

همه چیز در مورد ''ارمیا''افشا شد

 
از آدرس منزل تا عضویت در گروهک منافقین

همه چیز در مورد ''ارمیا''افشا شد

اورینب مشایخی یا ارمیا در آلمان توسط ۳ خانواده طرفدارن مجاهدین حمایت مالی می شود پس از معرفی وی به شبکه من و تو۱ مقدمات حضور وی برای شرکت در این شوی تلویزیونی انجام می شود.

به گزارش حدیدنیوز، همه مطالب مربوط به اورینب مشایخی که در راستای جنگ فرهنگی علیه کشورمان مدتی از سوی رسانه هایی همچون من و تو مطرح شده است به شرح زیر است.

شبکه من و تو1 در سری برنامه آکادمی موسیقی گوگوش سعی در ایجاد الگویی دقیقاً همانند الگو های رفتاری سازمان مجاهدین را دارد. سازمانی که هیچ گاه اخلاقِ انسانی را رعایت نکرده است. البته در ابتدای راه، این سازمان با دنبال کردن مبانی اسلامی، خود را به عنوان یک تشکیلات دین محور معرفی کرد و از این طریق با جذب جوانان متدین مبارزات خود را با رژیم شاهنشاهی آغاز کرد. پس از پیروزی انقلاب و براندازی رژیم شاه، سران جمهوری اسلامی با بی اخلاقی ها و خودسری های این سازمان برخورد کردند و در نتیجه این سازمان به یکی از دشمنان اصلی جمهوری اسلام ایران تبدیل شد. در زمان شروع جنگ ایران و عراق نیز این سازمان از هیچ گونه دشمنی با مردم ایران دریغ نکرد تا جایی که 12000 نفر از مردم عادی را به قتل رساندند تا رژیم ایران را قانع کنند که با آنان تعامل نمایند.

پس از نادیده گرفته شدن این سازمان توسط حکومت ایران این سازمان از ماندگاری در حکومت ایران منصرف شد و بار دیگر دشمنی آشکار خود با مردم ایران را به نمایش گذاشت. تا جایی که با همکاری صدام حسین حملات بی شماری را به ایران تدارک نمودند. وظیفه اصلی مجاهدین، انتقال اخبار داخلی از ایران به سرویس های استخبارات عراق بود تا حملات سنگین تری را به این کشور طرح و برنامه ریزی نمایند. انجام عملیات تروریستی بیشمار و همکاری سازمان مجاهدین با دشمنان ایران روز به روز بر بار گناهان و خیانت های آنان افزود. همین کافی بود تا تنفر مردم ایران با هر تفکر، اندیشه و گرایش مذهبی و سیاسی را نسبت به این گروه تروریستی برانگیزد!

از آنجا که سالهاست از سرنوشت رهبر اصلی این گروه خبری در دست نیست، مریم رجوی رهبری سازمان را در دست دارد و جنایت های خود را با هماهنگی سازمان های جاسوسی اسرائیلی و غربی پی گیری می کند. اما جدای از بخش تروریستی، این سازمان دست به انجام فعالیت هایی در زمینه فرهنگی و اجتماعی زده است تا به خیال خود در صورتی که حکومت فعلی ایران تغییر کرد خود را درون حلقه نظام حاکمیتی نماید و آرزوی خود یعنی بدست گرفتن قدرت را محقق نماید. از جمله این اقدامات فرهنگی ایجاد شبکه ماهواره ای مجاهدین، حضور در رسانه های اجتماعی اینترنتی مانند فیس بوک، بالاترین و پالتاک، ایجاد سایت های خبری، و ایجاد دفاتر و نهاد های به ظاهر بشر دوستانه و حقوق بشری در کشورهای اطراف ایران به منظور ارتباط گیری با ایرانیان مهاجر و خارج نشین است که تا به حال نتوانسته است لکه ننگ ابدی خیانت را از دامن این سازمان تروریستی حتی کمرنگ کند!

جدیدترین توطئه این سازمان مخوف برای سفید کردن خود را می توانید در برنامه آکادمی موسیقی گوگوش مشاهده کنید. متذکر می شوم به هیچ عنوان این چهره در صدد نام بردن از این سازمان نیست و فقط در پی ایجاد یک تصویر مثبت از بانوانی با این ظاهر (مریم رجوی) دارد. بانگاهی کوتاه به ظاهر ارمیا و شباهت او به مریم رجوی می توانیم به این موضوع پی ببریم. تاکید می کنم هدف فقط و فقط کاشتن یک ذهنیت خوب از این چهره در ذهن بینندگان است.

بانویی جوان با پوستی سفید و چشمانی روشن با صدایی خوش، که طرفدار دین اسلام است ولی به افراد اجازه می دهد هر برداشتی که می خواهند از دین اسلام داشته باشند. برای همین منظور بانویی محجبه و با سابقه ای مذهبی و دارای خانواده ای اصیل از شهر خمین انتخاب شد. مشخصات کامل این شخص توسط یکی از عزیزانی که در حال حاضر از این توطئه آگاه است جمع آوری شده است که در اختیار شما قرار می گیرد و به شرح ذیل است:

نام: اورینب

نام خانوادگی: مشایخی

متولد: اردیبهشت 1360

نام پدر: ح.مشایخی

نام مادر: ف.شهبازی

خواهر ایشون: ع.مشایخی

متولد: 1365

همسر اول: سید ع.ش (ساکن اصفهان)

نام فرزند از همسر اول در ایران: علی

طلاق در سال :85

مهاجرت به ترکیه در سال 86

ازدواج دوم: در سال 87

نام همسر دوم: میشائیل هانس

نام فرزندان ازهمسر دوم در آلمان: ارلاوپانا – الیزابت

مادر و پدر ایشان از هم جدا شدند و پدر ایشون هم مجددا ازدواج کردند که مادر ارمیا همسر اول ایشون هستش.

مادر ساکن: ایران-تهران-منطقه نیروی هوائی

محله فعلی خیابان سازمان برنامه

پدر ساکن: ایران-تهران-شهرک غرب

همسر ارمیا با نام میشائیل هانس از مسیحیان جذب شده توسط این سازمان است که همکاری با این سازمان را پذیرفته است.

اورینب مشایخی یا ارمیا در آلمان توسط 3 خانواده طرفدارن مجاهدین حمایت مالی می شود. پس از معرفی وی به شبکه من و تو1 مقدمات حضور وی برای شرکت در این شوی تلویزیونی انجام می شود. وی پس از گذراندن دوره های آواز و شناخت دستگاه های موسیقی وارد آکادمی موسیقی گوگوش شد. لازم به ذکر است این شخص به گونه ای انتخاب شده است که از هر نظر در فضای مجازی بدون سابقه قبلی است. شخصی که حتی یک ایمیل و پروفایل در هیچ سایتی ندارد. این در حالی است که بقیه هنرجویان حاضر در آکادمی حضور فعالی در اینترنت دارند.

صفحه احمدي نژاد فيلتر شد+عكس

صفحه احمدي نژاد فيلتر شد+عكس
صفحه محمود احمدي نژاد رييس جمهور در دانش نامه جهاني ويكي پديا فيلتر شده است.
راه دانشجو: صفحه محمود احمدي نژاد رييس جمهور در دانش نامه جهاني ويكي پديا فيلتر شده است.

به گزارش صراط، صفحه محمود احمدي نژاد در ويكي پديا حاوي اطلاعات زير است كه از نظر كميته تعيين مصادق حاوي مطالب غير مجاز بوده و فيلتر شده است:

    ۱.۱ کودکی و خانواده
    ۱.۲ تحصیلات
    ۱.۳ تألیفات
    ۱.۴ شایعه شرکت در تصرف سفارت آمریکا و ترور قاسملو
    ۱.۵ حضور در جنگ
    ۱.۶ مسئولیت‌ها پس از اتمام جنگ
        ۱.۶.۱ دوران استانداری
        ۱.۶.۲ شهرداری تهران
        ۱.۶.۳ فهرستی از مسئولیت‌ها و سمت‌ها پیش از ریاست جمهوری
۲ انتخابات
۳ انتخابات ریاست‌جمهوری دوره نهم

    ۳.۱ شعارها و برنامه‌ها برای انتخابات
    ۳.۲ دور اول و دور دوم
۴ ریاست جمهوری
    ۴.۱ دور اول
        ۴.۱.۱ آغاز ریاست جمهوری
        ۴.۱.۲ گزینش وزرا
    ۴.۲ دور دوم
        ۴.۲.۱ امضای حکم ریاست جمهوری
        ۴.۲.۲ گزینش وزرا
    ۴.۳ عملکرد ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد
    ۴.۴ موافقان و مخالفان
۵ احمدی‌نژاد در دوران ریاست جمهوری
    ۵.۱ آزادیهای اجتماعی
    ۵.۲ حضور در سازمان ملل
    ۵.۳ هولوکاست
    ۵.۴ الگوی نو تعداد فرزندان خانواده و راهبرد جمعیتی دولت نهم
    ۵.۵ نامه‌های خارجی
    ۵.۶ لحن گفتار
    ۵.۷ فرهنگ و دانشگاه
    ۵.۸ سفر به نیویورک (۲۰۰۷)
    ۵.۹ سفر محمود احمدی‌نژاد به لبنان (۱۳۸۹)
۶ حضور احمدی نژاد در مجلس
    ۶.۱ سؤال نمایندگان مجلس از محمود احمدی‌نژاد
    ۶.۲ پخش فیلم ملاقات مرتضوی با فاضل لاریجانی در مجلس
۷ انتخابات ریاست‌جمهوری دوره دهم
    ۷.۱ آینده بعد از ریاست‌جمهوری

عبدالصمد خرم‌آبادی، دبیر کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه در گفت‌وگو با فارس گفته است: تنها مرجع قانونی در کشور که در خصوص فیلترینگ تصمیم‌گیری می‌کند، کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه است و غیر از آن نیز مرجعی وجود ندارد.

سايت پيوندها (فيلترينگ) هم اكنون ششمين سايت پربينده ي ايراني است.


وعده حامیان مشایی برای فتح خیبر!+عکس

 
هردم از این باغ بری می رسد

وعده حامیان مشایی برای فتح خیبر!+عکس

در محافل کارشناسی از افرادی چون نیکزاد، صالحی، مشایی و الهام به عنوان کاندیداهای احتمالی مورد حمایت دولت نام برده می شود. با این وجود بسیاری مشایی را کاندیدای حداکثری دولت برای انتخابات می دانند.

 در حالی که دوماه دیگر تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری مانده است، شواهد از افزایش تحرکات جریان حامیان دولت برای معرفی اسفندیار رحیم مشایی به عنوان گزینه حداکثری این جریان در روزهای آینده خبر دارد.

به گزارش شفاف، افزایش فعالیت این جریان در رسانه های مجازی شاهد دیگری بر افزایش فعالیت های رسانه ای این جریان است.

در طرح جدید این جریان تلاش می شود تا اسفندیار رحیم مشایی همپای شهدای ماندگاری چون شهید رجایی، شهید رجایی نام برده شود. در بخشی از پوستر تبلیغاتی این جریان از انتخابات تلویحا به منزله قلعه خیبر نام برده شده و شعار «پیش به سوی خیبر» بزرگنمایی شده است.

 گفتنی است در ماههای گذشته محمود احمدی نزاد در مناسبت های مختلف به حمایت شدید از وی پرداخته و وی را با القاب بی سابقه ای خطاب کرد. این القاب سبب اعتراض برخی علما شد.

در محافل کارشناسی از افرادی چون نیکزاد، صالحی، مشایی و الهام به عنوان کاندیداهای احتمالی مورد حمایت دولت نام برده می شود. با این وجود بسیاری مشایی را کاندیدای حداکثری دولت برای انتخابات می دانند.

برخی چهره های نزدیک به دولت وعده ادامه دولت را در ماههای گذشته داده اند.

یک دلیل عجیب برای کاندیداتوری!

یک دلیل عجیب برای کاندیداتوری!

۱۳۹۲/۰۱/۱۸ ۲۲:۴۳
یک نامزد ریاست جمهوری دلیل جالبی برای کاندیداتوری خود اعلام کرد

به گزارش پارس به نقل از مشرق، یکی از نامزدهای ریاست جمهوری در توجیه نامزدی خود مدعی شده است: "من در خواب یکی از مراجع اهل سیر و سلوک را دیدم و ایشان به من گفته تو چرا برای ریاست جمهوری ثبت نام نمی‌کنی؟" این نامزد می‌افزاید: "پس از این خواب بود که عزمم را برای ثبت نام جزم کردم".

افزایش حقوق ۹۲ به جای سیب زمینی ۸۸؟!

نگاهی به جدول افزایش حقوق کارمندان دولت در چند سال اخیر، نشان از آن دارد که تنها در سال ۸۵ و ۸۸ افزایش حقوق متناسب با نرخ تورم بوده است. حال دولت در سال ۹۲ یعنی سال انتخابات ریاست جمهوری، قصد بذل و بخششی دارد که شایبه انتخاباتی ‌و تبلیغاتی بودن آن را قوی کرده است.
کد خبر: ۳۱۲۱۲۷
تاریخ انتشار: ۱۸ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۶

نگاهی به جدول افزایش حقوق کارمندان دولت در چند سال اخیر، نشان از آن دارد که تنها در سال ۸۵ و ۸۸ افزایش حقوق متناسب با نرخ تورم بوده است. حال دولت در سال ۹۲ یعنی سال انتخابات ریاست جمهوری، قصد بذل و بخششی دارد که شایبه انتخاباتی ‌و تبلیغاتی بودن آن را قوی کرده است.

به گزارش «تابناک»، چندین سال است که افزایش حقوق کارمندان دولت و کارگران، موضوع بحث و جدل‌های بسیاری میان دولت، مجلس، نمایندگان کارگران و کارفرمایان است. سال گذشته، شاهد نمود بارزی از دعوای دولت و مجلس بر سر افزایش ۱۵ درصدی حقوق کارمندان بودیم که در نتیجه عملا به ۱۰ تا ۱۲ درصد تنزل یافت.

امسال نیز بحث افزایش حقوق به بحثی جدی میان مجلس و دولت تبدیل شده است؛ بحثی که محور آن را گویا اهداف انتخاباتی دولت برای انتخابات دور یازدهم ریاست جمهوری کشور تشکیل می‌دهد.

بنا بر این گزارش، بر پایه قانون، هیأت وزیران می‌بایست هر ساله میزان ضریب ریالی افزایش حقوق کارمندان دولت را حداکثر تا سقف ۵۰ درصد و با توجه به سقف اعتبارات مصوب در بودجه تعیین کند. نکته مهم دیگر در این میان، آن که دولت باید این افزایش حقوق را متناسب با نرخ تورم کشور برای حفظ قدرت خرید کارمندان و قشر حقوق بگیر جامعه انجام دهد.

امسال در بودجه دولت، پیشنهاد افزایش ۲۰درصدی حقوق کارمندان و بازنشستگان داده شده است؛ موضوعی که هرچند نسبت به افزایش ۱۰ درصدی حقوق در سال گذشته نشان از افزایش دو برابری دارد، ‌هنوز ۱۰ درصد کمتر از میزان نرخ تورم کشور است.

پس از آن رئیس جمهور اعلام کرد که برای نزدیک شدن میزان افزایش حقوق کارمندان به نرخ تورم کشور، ۵ درصد دیگر به این رقم افزوده خواهد شد و عملا دستور افزایش ۲۵ درصدی حقوق کارمندان به میان آمد. از همین جا بود که مخالفت مجلس با این کار آشکار ‌شد.

نگاهی به جدول افزایش حقوق کارمندان و حقوق بگیران دولت در چند سال اخیر، نشان می‌دهد که تنها در سال ۸۵ و ۸۸ (سال انتخابات ریاست جمهوری دهم) حقوق و دستمزد به اندازه نرخ تورم کشور افزایش داشته است:

حال پرسشی که مطرح می‌شود، این‌ که دولت بر چه اساسی اقدام به افزایش 25 درصدی حقوق، آن هم در سالی که قرار است انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود، می‌کند و مبنای مخالفت مجلس با این رقم افزایش چیست؟

بودجه سه دوازدهم و عدم امکان افزایش در سه ماه نخست

مبنای مخالفت مجلس از دو جنبه است؛ نخست این که دولت در سه ماهه نخست سال به لحاظ قانونی، امکان افزایش حقوق و دستمزد را نداشته، زیرا در این سه ماه بودجه سه دوازدهم در اختیار دولت است که بر اساس سه ماه از بودجه سال گذشته است.

در این زمینه، جعفر قادری، سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه گفته است: اینکه دولت بخواهد خودش چنین چیزی مصوب کند و به اجرا در بیاورد، در صورت اینکه بیرون از چهارچوب سه دوازدهم باشد، ایراد و اشکال قانونی دارد.

همچنین موسی الرضا ثروتی، عضو کمیسیون تلفیق نیز امروز اشاره کرد که  مصوبه دولت برای افزایش ۲۵ درصدی حقوق در چهارچوب قانون نیست، زیرا در لایحه دولت، پیشنهاد افزایش ۲۰ درصدی حقوق آمده و زمانی که بیش از آن را اعلام می‌کنند، باید منابع درآمدی آن را نیز مشخص کنند.

قادری نیز گفته بود که اگر دولت می‌خواهد کاری قانونی انجام دهد، بهتر ‌است ‌این افزایش حقوق را در قالب طرحی دوفوریتی به مجلس ارائه کند و از مجلس مجوز بگیرد، در غیر این صورت، افزایش حقوق وجهه قانونی ندارد.

اما در عین حال، میر تاج الدینی معاون رئیس جمهور در اجرای قانون اساسی گفته ‌که افزایش حقوق کارکنان و بازنشستگان دولت، بنا بر قانون برنامه پنجم در اختیار دولت است‌‌ و نیازمند تأیید مجلس نیست.

سخنان میر تاج‌الدینی در حالی است که سال گذشته رحیم ممبینی، معاون بودجه معاونت برنامه‌ ریزی نظارت راهبردی ریاست جمهوری در توجیه چرایی عدم افزایش حقوق کارمندان به اندازه نرخ تورم کشور گفته بود: پیش بینی ما این است که حدود پنج هزار میلیارد تومان برای اعمال ضریب ۱۵ درصد برای حقوق و مزایا اعتبار نیاز باشد. برای افزودن این رقم به اعتبارات حقوق و مزایا، در مجلس تلاش زیادی شد، اما با وجود مثبت بودن اراده جمعی، به هر علت مقدور نشد.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا با توجه به نرخ تورم، افزایش ۱۵ درصدی حقوق، منطقی است، گفته بود: ‌برابر قانون برنامه پنجم توسعه، اعمال ضریب ریالی توسط دولت در چهارچوب اعتبارات مصوب است. خیلی تلاش کردیم که این اعتبارات افزایش پیدا کند، اما نشد.

اما حال چگونه است که میر‌تاج الدینی سخن از اختیارات تام رئیس جمهور و هیأت وزیران برای افزایش حقوق کارمندان بدون نیاز به مصوبه مجلس می‌کند؟

پرسش دیگر آنکه سال گذشته که حتی ۱۵ درصد پیشنهادی دولت نیز اعمال نشد، چگونه است که امسال در سال انتخابات رئیس جمهور پیشنهاد بودجه را ۵ درصد افزایش می‌دهد، و خواهان اعمال افزایش حقوق‌ها از ماه اول سال است؟ در حالی که همواره افزایش حقوق‌ها معمولا در ماه‌های سوم یا چهارم سال اعمال شده است؟!

از سویی دولت در سه ماهه نخست سال باید بودجه سه دوازدهمی را برای هزینه‌های جاری خود مورد استفاده قرار دهد که هنوز تنها کلیات آن تصویب شده است. در نتیجه باید پرسید، دولت قرار است از کدام منبع افزایش ۲۵ درصدی حقوق را از آغاز سال تأمین کند؟

این مسائل به گونه‌ای رقم می‌خورد که شایبه انتخاباتی بودن و داشتن جنبه تبلیغاتی افزایش حقوق کارمندان را برای دولت افزایش می‌دهد. این در حالی است که دولت تقریبا از نیمه سال جاری اختیارات خود را به دولت بعدی واگذار خواهد کرد و این بذل و بخشش‌های تبلیغاتی، هزینه‌های گزاف و کسری بودجه اساسی را بر گردن دولت بعد قرار خواهد داد.

کلاه‌های گشادی که در نوروز ۹۲ بر سر مردم گذاشته شد+فیلم

به این اتفاقات، برگزاری کنسرت یکی از خوانندگان را در سوله مخصوص گاوداری در کردستان عراق بیفزایید که حتی امکاناتی چون صندلی نیز در نظر گرفته نشده بود و... روز نخست این کنسرت به دلیل عدم برنامه‌ریزی و آنچه کسالت خواننده عنوان شد، برگزار نشد و شرایط در این روز تا جایی به وخامت گرایید که درگیری شدیدی میان ایرانیان و کرد‌ها حاضر در گاوداری رخ داد و عده‌ای نیز در این وقایع با ضربات چاقو مجروح شدند.
کد خبر: ۳۱۱۷۴۲
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۵:۲۲
نوروز امسال نیز همچون سال‌های پیشین با برگزاری کنسرت‌های برخی خوانندگان لس‌آنجلسی در برخی کشورهای همسایه ایران و کشورهایی اندک دور‌تر همراه بود و برخی حضور در این برنامه‌ها را از اولویت‌های اقتصادی‌شان قرار دادند و در پایان به شدت از حضور در این برنامه‌ها ـ که در مواردی منجر به کلاهبرداری نیز شده ـ متضرر و پشیمان شدند تا گروهی از ایشان با خشم، روزهای تلخی را در هفته‌های گذشته گذران کنند.

به گزارش «تابناک»، از میان انتخاب‌های فراوانی که برای گذران تعطیلات نوروزی پیش روی ‌مردم است، برخی سفر به خارج را ـ نه به قصد تفرج که عمدتاً با هدف شرکت در کنسرت برخی خوانندگان لس آنجلسی ـ بر‌می‌گزینند و درآمد‌هایشان را این گونه هزینه می‌کنند. این رویداد، البته تازگی ندارد و در دو دهه اخیر به امری مرسوم بدل شده است و خوانندگان لس آنجلسی نیز برای این فصل، معمولاً در کشورهای پیرامون ایران کنسرت‌هایی را تدارک می‌بینند که شواهد حکایت از آن دارد، در سال‌های اخیر نیز افزایش یافته است.

یکی از این شواهد، افزایش تعداد و محل‌های برگزاری چنین کنسرت‌هایی است و برنامه‌هایی که پیش از این در اطراف ایران تنها در امارات متحده و در مواردی ترکیه برگزار می‌شد و هم‌اکنون به کویت، مالزی، ارمنستان، آذربایجان و این اواخر به کردستان عراق راه یافته و بعضاً در روزهایی به جز تعطیلات نوروز ‌شاهد برگزاری این کنسرت‌ها هستیم. اما به‌‌ همان اندازه که حجم این کنسرت‌ها افزایش یافته، عوارض جانبی‌اش نیز رو به فزونی گذاشته و مهمترین عارضه، کلاهبرداری است.

بنا بر این گزارش، برگزارکنندگان این کنسرت‌ها عموماً اشخاصی ساکن همین کشور‌ها هستند که در مواردی حتی سر خواننده‌های لس آنجلسی را نیز کلاه می‌گذارند؛ اتفاقی که در کنسرت یکی از خوانندگان جوان در مالزی رخ داد و ظاهراً برگزارکننده پس از پیش فروش عمده بلیت‌ها، متواری شده و حتی هزینه اجاره سالن را پرداخت نکرده و به همین دلیل خواننده که برای حفظ آبرویش حاضر به برگزاری کنسرت رایگان شده بود، به سالن نیز راه داده نشد و در ‌‌نهایت سرنوشت هزینه‌های گزاف پرداخت شده توسط گروه‌های وسیعی از ایرانیان مقیم مالزی و مسافر نوروزی به این کشور مشخص نشد.

اما این تنها یک مورد از رخدادها در نوروز امسال بود و در فاصله‌ای نزدیک‌تر کنسرت یکی از خوانندگان در امارات متحده نیز لغو شد؛ رویدادی که ظاهراً به دلیل کسالت حال این خواننده صورت پذیرفته، ولی شنیده می‌شود در پس ‌این ماجرا، اتفاقات دیگری میان برگزارکننده و این خواننده رخ داده که «تابناک» به واسطه عدم اطلاع دقیق به آن‌ها دامن نمی‌زند. با این حال این اتفاقات هر چه بود، عده‌ای که بدون مطالعه به این قصد تور دوبی رزرو کرده بودند، متضرر شدند.

به این اتفاقات، برگزاری کنسرت یکی از خوانندگان را در سوله مخصوص گاوداری در کردستان عراق بیفزایید که حتی امکاناتی چون صندلی نیز در نظر گرفته نشده بود و نزدیک پنج هزار نفر ایستاده برای این کنسرت حاضر شده بودند. روز نخست این کنسرت به دلیل عدم برنامه‌ریزی و آنچه کسالت خواننده عنوان شد، برگزار نشد و شرایط در این روز تا جایی به وخامت گرایید که درگیری شدیدی میان ایرانیان و کرد‌های حاضر در گاوداری رخ داد و عده‌ای نیز در این درگیری با ضربات چاقو مجروح شدند.

هرچند گزارش‌های دیگری درباره کلاه‌های گشاد اینچنینی ‌نیز که در ایام نوروز ۱۳۹۲ بر سر مردم گذاشته شد، منتشر شده، اطلاعات موثق درباره سایر موارد در دسترس نیست و وقوع این سه اتفاق قابل تأمل قطعی قابل ارزیابی است. با این اوصاف به نظر می‌رسد، مردم باید قدری در این زمینه هشیار‌تر باشند تا اسیر چنین وضعیتی نشوند و بهترین روزهایشان به قصد برنامه‌هایی که حتی تحققشان نیز قطعی نیست ـ چه رسد به کیفیتش ـ در کشورهای غربی و عربی به آوارگی نگذرد، چرا که برخی از این کنسرت‌ها به صورت تور و با رزرو هتل و... برگزار می‌شود که در صورت کلاهبرداری، شرایط بدی برای مسافران پیش می‌آورد.

در ادامه، فیلم حواشی برگزاری کنسرت در گاوداری در کردستان عراق را که یکی از سه کنسرت اشاره شده است، ببینید.

دوران اسلام گرایی به پایان رسیده! / لبیک یا مشایی!

دوران اسلام گرایی به پایان رسیده! / لبیک یا مشایی!
يکشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۲۰
رسانه های جریان انحرافی با تکرار دوباره موضوع "پایان اسلامگرایی" که از زبان لیدر حلقه انحرافی مطرح شده بود، دو ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری با تشبیه وی به شهیدان بهشتی و رجایی، برای دعوت از وی به عنوان نامزد انتخابات، ندای لبیک سر دادند.
دوران اسلام گرایی به پایان رسیده! / لبیک یا مشایی!
به گزارش افکارنیوز، روزنامه شهروند به مدیر مسئولی عبدالرضاداوری از نزدیکان حلقه انحرافی در ستون یادداشت خود در مطلبی با عنوان تفاوت اسلام با اسلامیسم به قلم جباری به بیان مطالبی از جمله مفهوم اسلام گرایی و اومانیسم پرداخته است.

در بخشی از این متن به بیان مفهوم عمیق اسلام به عنوان یک ایدوئولوژی پرداخته است، که مشابه آن پیش از این در صحبت های اسفندیار رحیم مشایی لیدر حلقه انحرافی دیده شده بود.

به گزارش ندای انقلاب، در این روزنامه آورده شده است که "دوران اسلام گرایی به مثابه یک ایدوئولوژی به پایان رسیده و عصر ایمان مبتنی بر گفت و گو آغاز شده است،گفت و گویی توام با خضوع و خشوع.گفت و گویی که در آن نه به دنبال تحمیل عقیده خویش بر دیگری بل به دنبال کشف افق های ناشناخته در ساحت دیگری است"

در بخش دیگری از این یادداشت آمده است که "اسلام گرایی با تاکید بر افتراق بین ادیان و نحل و ملل مختلف راه را برای خشونت و تخاصم می گشاید"

برداشت دو پهلوی مطالب فوق از این جهت قابل ارزیابی است که غاصبان صهیونیست ها و رژیم های آپارتایدی در برگیرنده ملل و نحل مختلف نیستند.بنابراین اگر مفهوم جمله در برگیرنده انسان هایی با این منش باشد با مفاهیم اسلامی در تضاد است.

یادآور می شود که پیش از این لیدر حلقه انحرافی به این مطلب اشاره کرده که "در آينده نژاد و كشور معنا ندارد، آينده از آن انسان‌هاست و ايران امروز با مردم آمريكا و اسرائيل دوست است"

التقاط فکری این گروه زمانی مشخص می شود که در طرح جدید حامیان جریان دولت تلاش می شود تا اسفندیار رحیم مشایی همپای شهیدان بهشتی و رجایی که مروج و عامل به اندیشه های اسلام سیاسی بوده اند، نام برده شود. به گزارش سایت خبری تحلیلی شفاف، در بخشی از پوستر تبلیغاتی این جریان از انتخابات تلویحا به منزله قلعه خیبر نام برده شده و شعار «پیش به سوی خیبر» بزرگنمایی شده است.

 


با افزایش فعالیت رسانه ای جریان حامی دولت این تصویر در سایت ها و وبلاگ ها مرتبط با این جریان انتشار یافت

در ماه های گذشته محمود احمدی نزاد در مناسبت های مختلف به حمایت شدید از وی پرداخته و وی را با القاب بی سابقه ای خطاب کرد. این القاب سبب اعتراض برخی علما شد.

در محافل کارشناسی از افرادی چون نیکزاد، صالحی، مشایی و الهام به عنوان کاندیداهای احتمالی مورد حمایت دولت نام برده می شود. با این وجود بسیاری مشایی را کاندیدای حداکثری دولت برای انتخابات می دانند.

برخی چهره های نزدیک به دولت وعده ادامه دولت را در ماه های گذشته داده اند.

سناریوی احتمالی احمدی نژاد برای غافلگیر کردن نظام!

"سناریوی" ادعایی که گفته شده در اتاق فکر حلقه نخست دولت نهایی شده است، در روزهای پایانی اسفند ماه وارد مراحل نخست اجرایی خود شده است و قرار است در هفته آینده که نخستین هفته کاری سال جدید محسوب می شود، پیگیری گردد.
به گزارش سرویس سیاسی تعامل، یک ماه تا آغاز فرایند انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است، سایت "بازتاب" در مطلبی ادعا کرده است که به جزئیات "سناریوی" احتمالی محمود احمدی نژاد برای غافلگیر کردن نظام دست یافته است که البته با انعکاس سایت های اپوزیسیون روبرو شد.

 

به نوشته بازتاب، "سناریوی" مذکور که گفته شده در اتاق فکر حلقه نخست دولت نهایی شده است، در روزهای پایانی اسفند ماه وارد مراحل نخست اجرایی خود شده است و قرار است در هفته آینده که نخستین هفته کاری سال جدید محسوب می شود، پیگیری گردد.

 

هدف اصلی، در اختیار گرفتن کنترل اجرای انتخابات توسط احمدی نژاد است، در حالی که هم اکنون وزیر کشور دولت که مسئول اجرای انتخابات است، پیش از این که با سیاستهای برخی در دولت هماهنگ باشد، با سیاستهای نظام هماهنگ است و تلاشها برای عزل وی، به دلیل مخالفت رهبر انقلاب ممکن نگردید.

 

بر این اساس، قرار است در این سناریو، با عزل وزیر علوم به دلیل نافرمانی برای برکناری روسای دانشگاه های تهران و تربیت مدرس، دولت مطابق اصل 136 قانون اساسی از رسمیت بیفتد و نیازمند مراجعه مجدد به مجلس شورای اسلامی شود.

 

پس از این اقدام، احمدی نژاد در فاصله حدود سه ماه به پایان دولت خود، می تواند اکثر وزرا را عزل و به جای آنان سرپرست منصوب کند و بر این اساس، وزیر کشور نیز عزل خواهد شد و خود احمدی نژاد سرپرستی وزارت کشور را برای برگزاری انتخابات به عهده خواهد گرفت.

 

البته در ادامه گزارش نکته ی عجیبتری نیز وجود دارد مانند اینکه گفته می شود در این سناریو، عدم برکناری فرهاد رهبر، سرپرست دانشگاه تهران توسط وزیر علوم با احمدی نژاد هماهنگ شده است تا بهانه ای برای عزل وی و از نصاب افتادن کابینه فراهم گردد و بدین خاطر فرهاد رهبر در گفتگوی تلویزیونی، به طعنه به مجری برنامه گفت که نامه احمدی نژاد برای برکناری خود از سرپرستی دانشگاه تهران را جدی نگیرید.

 

بر اساس اطلاعات دریافتی توسط خبرنگار «بازتاب»، مسوولان نظام به سرعت از این سناریوی احتمالی آگاه شده اند و تدابیر لازم برای ایجاد اخلال در برگزاری انتخابات اندیشیده شده که نخستین واکنش نسبت به عزل وزیر علوم، احتمالا صدور حکم حکومتی برای عدم تغییر در هیات وزیران در دو ماه باقی مانده به برگزاری انتخابات است.

 

طبق قانون اساسی تغییر نیمی از هیات وزیران، دولت را از نصاب خارج می کند و با برکناری وزیر ارتباطات هم اکنون از 18 عضو هیات وزیران، 9 نفر شامل بهبهانی، تقی‌پور، محصولی، محرابیان، متکی، شیخ‌الاسلامی، وحید دستجردی، میرکاظمی و عباسی برکنار شده اند یا وزارتخانه شان ادغام شده و در واقع هیات دولت از نصاب افتاده، اما مجلس برای جلوگیری از سوء استفاده احمدی نژاد، از نصاب افتادن هیات وزیران را نیازمند یک عزل دیگر تفسیر کرده است.

 

گفتنی است بنابراصل یکصد و سی و ششم قانون اساسی، هر گاه پس از گرفتن رای اعتماد از مجلس، نیمی از هیات وزیران تغییر کند، مجلس باید دوباره به کل هیات وزیران رای اعتماد بدهد.

 

با توجه به اینکه در این کابینه تعدادی از وزارتخانه ها ادغام شده اند و 9 وزیر تاکنون عزل گردیده اند، این سوال مطرح شده که اگر تعداد وزارتخانه‌ها ضمن دوره تصدی یک دولت تغییر کرده باشد، ملاک محاسبه نصف، تعداد اولیه هیات دولت است یا رقم تغییر یافته؟

 

شورای نگهبان در نظر تفسیری شماره 10094 مورخ 9/ 9/ 1362 خود اظهارنظر کرده: «در صورتی که تعداد اعضای هیات وزیران افزایش یافته باشد ملاک احتساب تغییر نیمی از اعضا، وضع حاضر هیات وزیران است. یعنی هر زمان با توجه به تعداد اعضای هیات وزیران در همان حال چنانچه ملاحظه شد نیمی از اعضای آن تغییر یافته‌اند تقاضای رای اعتماد مجدد از مجلس لازم است.» ضمنا شورای نگهبان در همین نظریه اعلام کرده است که شمول اصل 136 قانون اساسی، منحصر به موردی نیست که تغییر نیمی از اعضای هیات وزیران، یکجا صورت گرفته باشد. بلکه تغییرات تدریجی به نحوی که مجموع آنها به نصف برسد نیز مشمول این قاعده است.

مسابقه تن پروری تعطیل شد، مردم یک نفس راحت کشیدند

در تحسین یک تصمیم درست مدیران رسانه ملی
توقف چنین برنامه ای این باور را باطل خواهد ساخت که با تن پروری و بلند کردن بی حساب و کتاب اجسام سنگین، راهی که یک پژوهشگر یا ادیب با ده ها سال مشقت پیموده و به شهرت و مکنت نسبی دست یافته را می توان یک شبه طی کرد... از این پس حداقل اگر جرمی توسط یکی از مردان درشت اندام صورت پذیرد، دیگر عنوان نمیشود «قهرمان»یا«قوی ترین مرد ایران» چنین کرد و این حداقل ضرر اجتماعی و فرهنگی است که تحمیلش متوقف شد.
کد خبر: ۳۱۱۶۴۶
تاریخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۵:۲۵
اگر توقعات درباره کیفیت برنامه های تلویزیون در ایام نوروز به قدر کفایت برآورده نشده باشد اما حداقل انتظارات درباره عدم پخش برخی برنامه ها برآورده شده که مهم ترین آنها، برنامه موسوم به «مردان آهنین» یا قوی ترین مردان ایران بود که در سال های اخیر به شدت تبلیغی برای این سلسله حرکت های عجیب و فاقد کمترین فلسفه و تفکری بود و موارد متعددی از اشخاص مشهور شده در این بخش به عنوان قاتل و زورگیر تحت تعقیب قرار گرفته بودند.

به گزارش «تابناک»، نه می توان عنوان «ورزش / sport» بر آن نهاد و نه شایسته الصاق برچسب «بازی / game» است که هر دوی این واژه های نزدیک به هم، درباره مجموعه حرکات و اعمالی مبتنی بر قواعدی است که این قواعد و شیوه و ابزار پیاده سازی اش در آوردگاه ها ثابت است و در مواردی اندک تغییر می کند و در هر دوره از رقابت های یک بازی یا ورزش هیچ گاه ابزارها به کلی تغییر شکل نمی دهند یا قوانین و شیوه های مسابقه با تغییرات اساسی مواجه نمی شوند اما در سلسله عملیات هایی که نه ورزش است و نه بازی می توان چنین حرکتی را انجام داد.

«مسابقه قوی ترین مردان» دقیقاً جزو همین عملیات هایی است که فاقد قاعده ثابت و دستورالعمل ثابت بوده و از این حیث  نمی توان ورزش یا بازی تلقی اش کرد. با این حال نمی توان انکار کرد که جذاب است و شبیه صحنه های فیلم های سینمایی است که یک مرد وزنه یا بخشی از صحنه را از زمین بر می دارد یا به گوشه ای پرتاب می کند و طبیعتاً مخاطب از زور این شخص متعجب می شود. قدرتمند بودن حتی یکی از شعارهای المپیک نیز است اما برای اندازه گیری این قدرت از شیوه های استاندارد در قالب ورزش هایی تثبیت شده بهره برداری می شود و در کنار چنین ویژگی هایی، این ورزش ها در راستای تقویت سلامت بوده و ذاتاً آسیب زا نبوده اما می توانند آبستن حادثه برای ورزشکار نیز باشند.

این نگاهی است که نسبت به یک ورزش استاندارد صورت می پذیرد و اگر سلسله حرکاتی دارای قواعد و میدان مسابقه مشخص و نسبتاً ثابتی باشد و آسیب هایش بیش از دستاوردهایش برای سلامتی به حساب آید، این یک ورزش غیراستاندارد است اما باز هم می توان از آن به عنوان «ورزش» یا حداقل «بازی» نام برد. در واقع قوی ترین مردان نه تنها ورزش سالم و استاندارند نیست، بلکه ورزش غیراستاندارد نیز نیست و یک سلسله حرکات مخرب برای بدن محسوب می شود که هیچ ارزشی ندارد، چرا که دقیقاً برترین های این سلسله عملیات ها، نه سریع تریند، نه باهوش تریند و نه قدرتمندترین و اصولاً هیچ «ترین» دیگری نیستند.



تاریخچه چنین حرکاتی به قمارهای میان کارگران بنادر اروپایی برای حمل حجم بالایی از یک بار یا نگه داشتن بیش از حد بشکه های مشروب در روی دست و یا مچ اندازی باز می گردد. در دهه های اخیر در کشورهای اروپایی این حرکات توسط برخی کمپانی ها احیا شدند و گروهی از شرکت های شرط بندی و قماربازی اقدام به برگزاری مسابقات با طراحی چند بخش و حضور مردان درشت اندام کرده اند و علی رغم ثبت موسسه هایی تحت عنوان فدراسیون در سطح جهان، هنوز این حرکات به دلایل فوق الاشاره به عنوان ورزش پذیرفته نشده اند و فعالان این عملیات ها برای آنکه خود را ورزشکار معرفی کنند، در وزنه برداری قدرتی تمرکز کرده اند.

پای این حرکات بیش از یک دهه پیش به ایران باز شد؛ هنگامی که تلویزیون یکی از همین برنامه ها را تحت عنوان «قوی ترین مردان جهان» را نشان داد و چنین تصور شد که ورزشی تحت این عنوان وجود دارد و اقبال عمومی نیز درباره هلندی ها و فنلاندی های درشت اندامی که در این مسابقات ارابه ها و خودروهای چندتنی را می کشیدند بسیار بالا جلوه کرد. پس از چند سال نمایش قوی ترین مردان جهان از تلویزیون، عده ای به این فکر افتادند که چرا خودمان در ایران، قوی ترین مردان برگزار نکنیم و بدین ترتیب خیلی سریع این واقعه به راه افتاد، منتها به جای شرکت های اروپایی مشروب سازی و قمار، شرکت های صنعتی بزرگ اسپانسرِ قوی ترین مردان ایران یا همان «مردان آهنین» بود.

هرچند فدراسیون پرورش اندام در این زمینه نقش داشت اما محور چنین برنامه، سازمان صداوسیما بود که با توجه به حجم مخاطبان این برنامه در سال های ابتدایی، تمرکز بیشتری بر برگزاری آن صورت پذیرفت و در نهایت جزو برنامه های نوروزی قرار گرفت و این مسابقه به گونه ای طراحی شد که از چند ابتدای نوروز تا چند روز پس از ایام نوروز هر شب در یکی از بهترین زمان ها برگزار می شد و اسپانسرهای این مسابقات نیز هزینه هایی بسیار کلان را پرداخت می کردند که بخشی از این درآمدها صرف برگزاری و جوایز سنگین این مسابقات و مابقی جزو درآمدهای صداوسیما می شد.



همین جوایز سنگین «مردان آهنین» که به جوایز قهرمانان بازیهای آسیایی تنه می زد و همچنین همسطح یا بیش از بسیاری از جوایز علمی و ادبی معتبر کشور بود، انگیزه های بسیاری برای عموم مردم درشت اندام به وجود آورده بود تا با تمرین و بلند کردن خودرو و لاستیک و وزنه و... توانشان را برای حضور در جدال افزایش دهند و در سودای جوایز چند ده میلیونی، حتی میلیون ها تومان هزینه کنند؛ مسئله ای که برگزارکنندگانش بارها اذعان داشته اند اما این انسان های درشت اندام لزوماً چهره های فرهیخته نیستند و این برنامه به سرعت محلی برای بی اخلاقی ها شد.

در ادوار پیشین اخبار چاقوکشی، ضرب و شتم و درگیری های مکرر در هنگام ضبط «مردان آهنین» میان شرکت کنندگان درز کرد که تلاش شد بر آن سرپوش گذاشته شود اما زمان این کشمکش ها را به فراتر از این پشت صحنه ها سوق داد و اندکی بعد از دستگیری های مکرر برخی از شرکت کنندگان در این سلسله برنامه های قوی ترین مردان منتشر شد، یکی از برنده های قوی ترین مردان ایران قربانی زدوخرد در خیابان شد و دیگری نیز به اتهام قتل متواری شد و البته اینها تنها معدودی از موارد رسانه ای شده است.

جالب آنکه در یک بررسی آماری مشخص شده با فرهنگ سازی که تلویزیون کرده و این تن پروری و وزنه کشی را ارزش جلوه داده که برترین ها در آن با جوایز میلیونی مورد تقدیر قرار می گیرند، در یک دهه اخیر حجم بالایی از باشگاه ها، سالن های کشتی شان را به سالن های بدنسازی تغییر وضعیت داده اند و بخش قابل توجهی از مراجعین به این سالن ها نیز دقیقاً با هدف رسیدن به قدرت بالاتر و زورِ بازو و نه حتی زیبایی اندام به این باشگاه ها اقدام می کنند و به واقع این حرکات به ورزش ملی ایران نیز ضربه اساسی وارد ساخته است.

صداوسیما بر اثر فشار افکارعمومی متاثر از ناهنجارهایی که این قهرمانان در پی داشته اند و ناظران مسئولیت فرهنگ سازی و وقوعش را با این نهاد می دانستند، از سال پیش تصمیم به توقف برگزاری این برنامه را گرفت؛ تصمیمی قطعی که در اوایل سال 1391 در محافل خصوصی از سوی مسئولان اعلام شد و در انتهای سال علی رغم جنجال های فراوان از سوی مسئولان برگزاری این برنامه که در سال های اخیر به شدت از قبل این برنامه ذینفع بوده اند، عملی شد تا لازم باشد در تحسین این تصمیم درست مدیران رسانه ملی سخن به میان آورد.

توقف چنین برنامه ای که کوچک ترین جنبه مثبتی برایش قابل تصور نبود، این باور را باطل خواهد ساخت که با تن پروری و بلند کردن بی حساب و کتاب اجسام سنگین، راهی که یک پژوهشگر یا ادیب با ده ها سال مشقت پیموده و به شهرت و مکنت نسبی دست یافته را می توان یک شبه طی کرد و در واقع این تصمیم حکم جلوی ضرر هر جا گرفت، سود است، را دارد. از این پس حداقل اگر جرمی توسط یکی از مردان درشت اندام صورت پذیرد، دیگر عنوان نمی شود «قهرمان» یا «قوی ترین مرد ایران» چنین کرد و این حداقل ضرر اجتماعی و فرهنگی است که تحمیلش متوقف شد و امید اینکه بوی پول در سال های آتی نیز منجر به احیای این پدیده نشود.

آرمیا خواننده محجبه آکادمی گوگوش کیست؟ +تصاویر

شبکه من و تو1 در سری برنامه آکادمی موسیقی گوگوش سعی در ایجاد الگویی دقیقا همانند الگو های رفتاری سازمان مجاهدین را دارد. سازمانی که هیچگاه اخلاق و انسانی را رعایت نکرده است.

به گزارش تعامل، البته در ابتدای راه این سازمان با دنبال کردن مبانی اسلامی خودرا به عنوان یک تشکیلات دین محور معرفی کرد و از این طریق با جذب جوانان متدین مبارزات خود را با رژیم شاهنشاهی آغاز کرد.


جام گیشه،

خواننده به ظاهر با حجاب آکادمی موسیقی کیست؟

یکی از افرادی که در بعنوان خواننده در برنامه ای تحت عنوان آکادمی موسیقی در شبکه من و تو حضور پیدار کرده از اعضای گروهک تروریستی منافقین است.

بنا بر این گزارش فردی به نام ارمیا که با حجاب!!! در این برنامه در حال خوانندگی است عضو گروهک مجاهدین است و برای افرادی که ذره ای با این سازمان تروریستی آشنا هستند این حرف قطعی و حتمی است. به دلیل اینکه مجاهدین رفتار شناسی خاص خود را دارند و افرادی که به دنبال مدرک هستند، افرادی هستند که تابه حال هیچ گونه مطالعه ای در رابطه با جنایات این سازمان مخوف نداشته اند! سازمان مخوفی که برپایه دروغ بنا شده است!

حال حاضر شاهد هستیم که یکی از اعضای مجاهدین در یک شبکه طرفدار سلطنت حاضر شده و به نوعی ائتلاف پنهان را شکل داده است.

عکس گذرنامه اورینب مشایخی که در پرونده هویتی ایشون در سازمان مجاهدین خلق ثبت شده

نام اصلی این فرد اورینب مشایخی است که دراین شبکه با ظاهری با حجاب بنابر دستور سازمانی این گروهک مشغول آوازه خوانی است .گفتنی است این برنامه توسط خواننده بدنام و بدکاره زمان طاغوت (فائقه آتشین معروف به گوگوش) مدیریت می شود و ظاهرا نامبرده با همکاری گروهک تروریستی منافقین قصد دارد امسال تمام قد در خدمت این گروهک تروریستی باشد.

شبکه من و تو1 در سری برنامه آکادمی موسیقی گوگوش سعی در ایجاد الگویی دقیقا همانند الگو های رفتاری سازمان مجاهدین را دارد. سازمانی که هیچگاه اخلاق و انسانی را رعایت نکرده است. البته در ابتدای راه این سازمان با دنبال کردن مبانی اسلامی خودرا به عنوان یک تشکیلات دین محور معرفی کرد و از این طریق با جذب جوانان متدین مبارزات خود را با رژیم شاهنشاهی آغاز کرد. پس از پیروزی انقلاب و براندازی رژیم شاه سران جمهوری اسلامی با بی اخلاقی ها و خودسری های این سازمان برخورد کرد و درنتیجه این سازمان به یکی از دشمنان اصلی جمهوری اسلام ایران تبدیل شد. در زمان شروع جنگ ایران و عراق نیز این سازمان از هیچ گونه دشمنی با مردم ایران دریغ نکرد تا جایی که 12000 نفر از مردم عادی را به قتل رساندند تا رژیم ایران را قانع کنند تا با آنان تعامل نمایند.

از آنجا که سالهاست از سرنوشت رهبر اصلی این گروه خبری در دست نیست، مریم رجوی رهبری سازمان را در دست دارد و جنایت های خود را با هماهنگی سازمان های جاسوسی اسرائیلی و غربی پی گیری می کند. اما جدای از بخش تروریستی، این سازمان دست به انجام فعالیت های در زمینه فرهنگی و اجتماعی زده است تا به خیال خود در صورتی که حکومت فعلی ایران تغییر کرد خود را درون حلقه نظام حاکمیتی نماید و آرزوی خود یعنی بدست گرفتن قدرت را محقق نماید. از جمله این اقدامات فرهنگی ایجاد شبکه ماهواره ای مجاهدین، حضور در رسانه های اجتماعی اینترنتی مانند فیس بوک، بالاترین و پالتاک، ایجاد سایت های خبری، و ایجاد دفاتر و نهاد های به ظاهر بشردوستانه و حقوق بشری در کشورهای اطراف ایران به منظور ارتباط گیری با ایرانیان مهاجر و خارج نشین است که تا به حال نتوانسته است لکه ننگ ابدی خیانت را از دامن این سازمان تروریستی حتی کمرنگ کند!

جدیدترین توطئه این سازمان مخوف برای سفید کردن خود را می توانید در برنامه آکادمی موسیقی گوگوش مشاهده کنید. متذکر می شوdم به هیچ عنوان این چهره در صدد نام بردن از این سازمان نیست و فقط در پی ایجاد یک تصویر مثبت از بانوانی با این ظاهر (مریم رجوی) دارد. بانگاهی کوتاه به ظاهر ارمیا و شباهت او به مریم رجوی می توانیم به این موضوع پی ببریم. تاکید می کنdم هدف فقط و فقط کاشتن یک ذهنیت خوب از این چهره در ذهن بینندگان است.

نام: اورینب

نام خانوادگی: مشایخی

متولد: اردیبهشت 1360

نام پدر: ح.مشایخی

نام مادر: ف.شهبازی

خواهر ایشون: ع.مشایخی

متولد: 1365

همسر اول: سید ع.ش (ساکن اصفهان)

نام فرزند از همسر اول در ایران: علی

طلاق در سال: 85

مهاجرت به ترکیه در سال 86

ازدواج دوم: در سال 87

نام همسر دوم: میشائیل هانس

نام فرزندان ازهمسر دوم در آلمان: ارلاوپانا – الیزابت

مادر و پدر ایشان از هم جدا شدند و پدر ایشون هم مجددا ازدواج کردند که مادر ارمیا همسر اول ایشون هستش.

مادر ساکن: ایران-تهران-منطقه نیروی هوائی

محله فعلی خیابان سازمان برنامه

پدر ساکن: ایران-تهران-شهرک غرب

همسر ارمیا با نام میشائیل هانس از مسیحیان جذب شده توسط این سازمان است که همکاری با این سازمان را پذیرفته است.

اورینب مشایخی یا ارمیا در آلمان توسط 3 خانواده طرفدارن مجاهدین حمایت مالی می شود پس از معرفی وی به شبکه من و تو1 مقدمات حضور وی برای شرکت در این شوی تلویزیونی انجام می شود.

وی پس از گذراندن دوره های آواز و شناخت دستگاه های موسیقی وارد آکادمی موسیقی گوگوش شد. لازم به ذکر است این شخص به گونه ای انتخاب شده است که از هر نظر در فضای مجازی بدون سابقه قبلی است. شخصی که حتی یک ایمیل و پروفایل در هیچ سایتی ندارد. این درحالی است که بقیه هنرجویان حاضر در آکادمی حضور فعالی در اینترنت هستند.

منبع : جام نیوز

شباهت های خیره کننده اشخاص برجسته جهانی با افراد دیگر + تصویر

شباهت های خیره کننده اشخاص برجسته جهانی با افراد دیگر + تصویر

16-1-1392
اين هم يكي ديگر از عظمت خداوند در خلقت انسانهاست .
به شباهت های این افراد توجه کنید

شباهت مارادونا

شباهت البرادعی 
 
شباهت امام خمینی
شباهت احمدی نژاد

شباهت اوباما

الهام آناس                           باراک اوباما

ماجرای انتشار نامه محرمانه منتظری به امام

به مناسبت 6فروردین سالگرد عزل منتظری از قائم مقام رهبری؛

ماجرای انتشار نامه محرمانه منتظری به امام

۱۳۹۲/۰۱/۰۶ ۱۷:۵۰
ماجرای عزل حسینعلی منتظری از قائم مقام رهبری از سوی امام خمینی(ره) در سال 68 یکی از حوادث عبرت آموز انقلاب اسلامی است که نشان می دهد امام امت برای پیشبرد اهداف عالی انقلاب با تمام توان مقابل انحرافات می ایستاد.

به گزارش پارس به نقل از رسا، انقلاب اسلامی از ابتدای پیروزی بستر تحولات و اتفاقات تاریخی عبرت آموزی بوده است که با هوشیاری خواص و تببین صحیح آنها می تواند مسیری روشن برای پیمودن ادامه این راه پر فراز و نشیب را فراهم سازد. ششم فرودین نیز یکی از روزهایی بود که حادثه ای مهم در تاریخ انقلاب ورق خورد که می تواند عبرت آیندگان باشد. در این روز مقارن با ایام نوروز سال1368 آقای منتظری که به دلیل سوابق انقلابیش از سوی مجل خبرگان به عنوان قائم مقام رهبری منصوب شده بود به دستور امام خمینی(ره) طی پیامی تاریخی عزل شد.


ساده لوحی آقای منتظری در برخورد با تحولات سیاسی انقلاب اسلامی و ایجاد پایگاهی امن برای منافقین و عناصر ضدانقلاب در دفترش همچنین حمایت های بی پرده از آنان از دلایلی بود که امام را به این تصمیم واداشت.


در این بین ارتباط اطرافیان ناسالم آقای منتظری با عناصر بیگانه و رسانه های اپوزیسیون هم قابل توجه است.


حجت الاسلام والمسلمین ری شهری وزیر اطلاعات وقت در خاطرات خود(سنجه انصاف ص274) می گوید: پیام امام به مهاجرین جنگ تحمیلی(2/1/68) به روشنی نشان می داد که ایشان تصمیم خود را در مورد برکناری آقای منتظری گرفته ؛ اما دو روز بعد از این پیام ، حادثه ای پیش آمد که ظاهرا موجب تسریع در این امر و تشدید برخورد امام با منتظری شد و آن این بود که نامه محرمانه منتظری به امام که مربوط به هشت ماه قبل می شد و در آن نامه ، آقای منتظری نسبت به اعدام منافقین اعتراض کرده بود از رادیو بی بی سی منتشر شد.


برای این جانب تاکنون مشخص نیست که چه کسی نامه یاد شده را به بی بی سی داده؛ لیکن به نظر می رسد پس از انتشار پیام امام به مهاجرین جنگ و روشن شدن تصمیم امام در مورد برکناری آقای منتظری، برخی از هواداران ایشان که دسترسی به آن نامه داشته اند، برای نشان دادن منشا اختلاف امام و آقای منتظری، نامه مورد اشاره را منتشر کرده باشند.


آقای منتظری در مورد پخش نامه خود به امام از رادیو بی بی سی می گوید : با کمال تعجب مشاهده شد فردای آن روز که من نامه 4/1 را برای بیت امام فرستادم، نامه محرمانه من خطاب به مرحوم امام که درباره اعدام ها بود و مربوط به هشت ماه قبل می شد، از طریق بخش فارسی رادیو بی بی سی خوانده شد و پیدا بود که اگر امام این قضیه را می فهمیدند به شدت عصبانی می شدند، بخصوص اگر به ایشان بگویند این نامه از طریق بیت من برای بی بی سی فرستاده شده است. (خاطرات آقای منتظری ص 672)


پس از این حادثه امام خمینی(ره) در تاریخ 6 فرودین 68 طی نامه ای خطاب به آقای منتظری مخالفت خود را با رهبری آینده ایشان صریحا اعلام کرد.


کوتاه سخن اینکه رییس بخش فارسی بنگاه خبرپراکنی بی.بی.سی 20 سال پس از این حادثه در ایام فتنه 88 با حضور در منزل آقای منتظری با وی به گفت‎وگوی اختصاصی پرداخت و اتهامات واهی وی به نظام را به ابزاری برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی مبدل کرد

جامعه شناسی سیاسی درباره "ریاست جمهوری خاتمی" چه می گوید؟

از منظر ملاحظات نظام سیاسی،شکاف نخبگان حاکم باید مهار شود. کاندیداتوری خاتمی، معنایی جز تداوم شکاف نخبگان سیاسی ندارد و این در حالی است که کانون های اصلی قدرت در تلاشند تا شکاف درونی ناشی از ریاست جمهوری احمدی نژاد را با کمترین هزینه ممکن مهار و مدیریت کنند.
عصر ایران؛ هومان دوراندیش - این روزها بحث کاندیداتوری خاتمی نقل محافل سیاسی داخل و خارج کشور است و هر کس دلیلی در ضرورت آمدن یا نیامدن خاتمی به عرصه انتخابات ریاست جمهوری می آورد. نفس این "گفتگوی ملی" البته مبارک است و اگر آلوده هتاکی و هیجانات سیاسی نشود، می تواند به رشد عقلانیت در جامعه ایران کمک کند؛ چه عقلانیت – دست کم در عالم سیاست و اجتماع - فراورده ای ست که از دل ارتباط و گفتگو بیرون می آید.

این یادداشت می کوشد تا نگاهی به جنبه ای مغفول مانده در بحث از کاندیداتوری محمد خاتمی در انتخابات پیش رو داشته باشد.    

در جامعه شناسی سیاسی، "دولت و جامعه " را از یکدیگر تفکیک می کنند و آنها را دو حوزه متقابل متعامل در نظر می گیرند. دولت به این معنا، نظام سیاسی است و جامعه، عرصه فعالیت نیروهای اجتماعی ای که هنوز وارد نظام سیاسی نشده اند.

بنابراین اگر بخواهیم از منظر جامعه شناسانه به موضوع کاندیداتوری خاتمی در انتخابات آتی نگاهی همه جانبه بیندازیم، باید این موضوع را نه فقط از چشم انداز جامعه بلکه از چشم انداز دولت (نظام سیاسی) نیز بررسی کنیم.

باید افزود که توجه به این تفکیک به این معنا نیست که در بحث های مطرح شده درباره کاندیداتوری خاتمی، ملاحظات دو سوی ماجرا (دولت و جامعه) لحاظ نشده است. اما شاید نکاتی که در ادامه و بر مبنای این تفکیک به آنها اشاره می کنیم، در بحث از کاندیداتوری خاتمی، مورد توجه واقع نشده باشد.

نکته اول به "انتظارات جامعه از خاتمی" بازمی گردد. ساموئل هانتینگتن در کتاب موج سوم دموکراسی، در بحث از فرایندهای گذار به دموکراسی در سال های پایانی قرن بیستم، دو فرایند دموکراتیزاسیون و لیبرالیزاسیون را از یکدیگر تفکیک می کند.

بر این اساس، دموکراتیزاسیون فرایندی است که به فروپاشی و یا استحاله نظام سیاسی ای می انجامد که در معرض امواج دموکراسی خواهی جامعه قرار گرفته است. آنچه در آلمان شرقی و رومانی کمونیستی رخ داد، مصداقی از فروپاشی بود و آنچه در اسپانیا و شیلی حادث شد، نوعی استحاله بود.

دموکراتیزاسیون از نظر هانتینگتن اگر چه در فرم های گوناگونی (فروپاشی، جابجایی، تغییر شکل) محقق می شود، ولی این فرم های گوناگون یک ویژگی مشترک دارند و آن اینکه، ساخت قدرت موجود را تغییر می دهند و کانون اصلی قدرت را از مدار اقتدار خویش خارج می سازند.

مثلاً در آفریقای جنوبی، ساخت قدرت در اختیار سفیدپوستانِ منتفع از آپارتاید بود ولی فرایند "جابجایی" در دموکراتیک شدن این کشور، منجر به تغییر این وضع شد. پس از انتخاب ماندلا به ریاست جمهوری، دیگر ساخت قدرت موجود در اختیار سفیدپوستان غیردموکرات نبود.



و یا در شیلی و برزیل، نظامیان در کانون ساخت قدرت موجود بودند ولی پس از وقوع دموکراتیزسیون در این دو کشور، نظامیان به تدریج از کانون قدرت به حاشیه قدرت رانده شدند.

لیبرالیزاسیون اما فرایندی ست که کانون محوری ساخت قدرت موجود در دولت (نظام سیاسی) را تغییر نمی دهد بلکه دامنه آزادی های اجتماعی را وسیع تر کرده و آزادی های سیاسی نوپدیدی را برای جامعه به ارمغان می آورد.     

مثلاً اصلاحات میخائیل گورباچف در شوروی و بوتا در آفریقای جنوبی، مصادیقی از لیبرالیزاسیون بودند. در شوروی، پروژه آزادسازی در فضای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی جامعه، با نقش محوری حزب کمونیست این کشور اجرا می شد که گورباچف در راس آن قرار داشت. در آفریقای جنوبی هم آزادسازی سیاسی و اجتماعی به همین سبک و سیاق پیش می رفت.



دموکراتیزاسیون قاعدتاً باید نتیجه منطقی فرایند لیبرالیزاسیون باشد ولی در بسیاری از موارد، لیبرالیزاسیون آغاز شده از سوی نظام سیاسی، به دلیل مواجهه نظام با چشم اندازهای خطرناک این فرایند، متوقف می شود (همانند اصلاحات بوتا در آفریقای جنوبی) و یا در نهایت، کار به گونه ای پیش می رود که زمام امور از دست زمامدار امور خارج می شود و روند وقایع به از دست رفتن شاکله منافع کانون های اصلی قدرت می انجامد. چنانکه در شوروی چنین بلایی بر سر حزب کمونیست این کشور آمد.

زمانی که خاتمی رئیس جمهور ایران شد، اکثریت رای دهندگان به خاتمی، انتظاراتی از او داشتند که آن انتظارات در یک کلام مصداق دموکراتیزاسیون بود. خاتمی هم ابتدا سعی کرد بر مبنای آن انتظارات پیش برود ولی از آنجایی که او، برخلاف گورباچف در شوروی و دکلرک در آفریقای جنوبی، بالاترین مرجع قدرت نبود، ترمز پیشروی اش کشیده شد!

به درستی معلوم نیست که خاتمی برنامه سیاسی خودش را مصداق دموکراتیزاسیون می دانست یا لیبرالیزاسیون. برخی از شعارهای او دال بر این بود که او و اطرافیانش به تحقق وضعیتی در نظام سیاسی و جامعه ایران می اندیشند که مصداق دموکراتیزاسیون است. ولی هر چه بود، اصلاحات خاتمی در عمل به لیبرالیزاسیون بدل شد. یعنی در دوران خاتمی، اوضاع نشر کتاب بهتر شد، مطبوعات فراوانی منتشر شد، سخت گیری بابت نوع پوشش شهروندان کمتر شد، احزاب سیاسی مجال بیشتری برای فعالیت پیدا کردند و روابط ایران و جهان لیبرال نیز تا حد زیادی ترمیم شد.

اما هیچ یک از تحولات فوق منجر به تغییر بنیادی ساخت قدرت در نظام سیاسی ایران نشد و از قضا همین امر یکی از علل بدل نشدن پروژه لیبرالیزاسیون خاتمی و یارانش به پروژه دموکراتیزاسیون بود.



حال اگر از منظر نیروهای اجتماعی دموکراسی خواه جامعه ایران در کاندیداتوری خاتمی تامل کنیم، باید ببینیم که این گروههای اجتماعی، از ریاست جمهوری خاتمی چه می خواهند؟

 اگر انتظار این گروهها این است که ریاست جمهوری خاتمی به گشایش و بهبودی نسبی در فضای سیاسی – اجتماعی – فرهنگی – اقتصادی کشور بینجامد، کاندیداتوری خاتمی برای این نیروهای اجتماعی، به صرفه است. اما اگر این گروهها از خاتمی انتظار تحقق دموکراتیزاسیون داشته باشند و با این امید به شکلی گسترده از او حمایت کنند تا او به قدرت برسد ولی در نهایت با لیبرالیزاسیونی نه چندان پررنگ مواجه شوند، بدیهی است که " آن همه به این نمه (!) نمی ارزد " و از دل آن حمایت پررنگ و رویت این دستاوردهای کمرنگِ نهادینه نشده، چیزی جز یاس و سرخوردگی نصیب نیروهای اجتماعی دموکراسی خواه جامعه ایران نخواهد شد.

 تجربه نشان می دهد که سانتی مانتالیسم ذاتی جنبش دموکراسی خواهی در ایران، مانع از آن می شود که گروههای تشکیل دهنده این جنبش، به لیبرالیزاسیونی سرد و عقلانی از دولت خاتمی اکتفا کنند. انتظارات آنها بیش از این حرفهاست؛ چرا که میراث دار صد سال ناکامی تاریخی جامعه ایران در گذار به دموکراسی اند. با وجود چنین انتظاراتی، نهایتاً کار به هو کردن خاتمی بابت محقق نشدن وعده هایش کشیده می شود ( 16 آذر 1383، دانشگاه تهران). 

 

نکته دوم اما به تلقی نظام سیاسی از "ریاست جمهوری خاتمی" بازمی گردد. به قدرت رسیدن خاتمی از منظر نظام سیاسی چه حکمی دارد؟ در ادبیات گذار به دموکراسی، معمولاً از "شکاف نخبگان حاکم" به عنوان پدیده ای مثبت در فرایند دموکراتیزاسیون یاد می شود و اصلاً این پدیده، خودش می تواند یکی از علل شکل گیری و پیشرفت دموکراتیزاسیون باشد. تاکید بر شکاف نخبگان حاکم، تاکیدی برآمده از نظریه فیلد، هیگلی و برتن در مبحث گذار به دموکراسی است.

ریاست جمهوری خاتمی در سال 76 زمینه ساز تشدید کم نظیر شکاف نخبگان حاکم در جامعه ایران شد. تز "حاکمیت دوگانه" نیز ترجمانی از همین وضعیت بود. مبنای این شکاف، جمهوریت – اسلامیت نظام سیاسی ایران بود. پس از کناررفتن دولت خاتمی، ابتدا به نظر می رسید که شکاف نخبگان حاکم در ایران امروز ترمیم شده است اما عملکرد احمدی نژاد به گونه ای بود که شکاف مذکور نه تنها ترمیم نشد بلکه تشدید هم شد. اگر دوران خاتمی، علائق ایدئولوژیک متعارض مبنای پیدایش شکاف مذکور در نظام سیاسی ایران شد، این شکاف در دوران احمدی نژاد عمدتاً مبتنی بر منافع متعارض نخبگان حاکم بود نه علائق متعارض آنها.

پس در شانزده سال گذشته، ریاست جمهوری خاتمی و احمدی نژاد به شکاف نخبگان حاکم در ایران دامن زده است. بدیهی است که این پدیده مطلوب نظام سیاسی و کانون های اصلی قدرت در ایران امروز نیست. هر سیستمی در برابر تنش و تعارض درونی، تا حدی می تواند مقاومت کند. حکمرانی بر مبنای تعارض های بنیادی اجزای حکومت، نمی تواند الی الابد ادامه یابد.

بنابراین از منظر ملاحظات نظام سیاسی در ایران، شکاف نخبگان حاکم باید مهار و منتفی شود. کاندیداتوری خاتمی، معنایی جز تداوم این وضع ندارد و این در حالی ست که کانون های اصلی قدرت در شرایط فعلی در تلاشند تا شکاف درونی ناشی از ریاست جمهوری احمدی نژاد را با کمترین هزینه ممکن مهار و مدیریت کنند. پس چگونه ممکن است آنها پس از مهار دشوار این شکاف، عرصه را برای شکل گیری شکاف درونی دیگری باز کنند که برآمده از به قدرت رسیدن دوباره خاتمی است؟

  پس اگر جامعه و دولت را دو حوزه متقابل متعامل در نظر بگیریم، باید گفت که خاتمی به عنوان کسی که می خواهد رئیس جمهور آینده ایران شود، در معرض دو خواسته متعارض است. از یکسو، هواداران دموکراسی خواه او، حتی اگر به لیبرالیزاسیون هم قناعت کرده باشند، خواستار اتخاذ سیاست هایی از جانب دولت او هستند که عملاً معنا و پیامدی جز تداوم "شکاف نخبگان حاکم" در ایران ندارد، از سوی دیگر گروههای اصلی قدرت در نظام سیاسی، خواستار در پیش گرفتن رویه ای از سوی خاتمی و یارانش هستند، که معنا و پیامدی جز منتفی شدن پروژه های حداکثری (دموکراتیزاسیون) و حداقلی (لیبرالیزاسیون) خاتمی ندارد.

باید افزود که پروژه حداقلی خاتمی و یارانش (لیبرالیزاسیون) شکاف نخبگان حاکم را منتفی نمی کند بلکه فقط از تشدید و تعمیق سریع آن می کاهد.

 در چنین شرایطی باید پرسید که خاتمی چگونه می خواهد در خط لیبرالیزاسیون حرکت کند ولی به شکاف نخبگان حاکم دامن نزند؟ این راه برای خاتمی، چیزی جز یک "راه طی شده" نیست. حتی اگر خاتمی به کانون های اصلی قدرت تضمین بدهد که طول و عرض برنامه سیاسی اش را کمتر از دوره قبلی زمامداری اش در نظر می گیرد و از تندروی های پیشین خودش (در شعار) و یارانش (در عمل) پرهیز و ممانعت می کند، باز هم چه دلیلی دارد که نظام سیاسی پذیرای رئیس جمهوری باشد که هر چقدر هم دست پایین را بگیرد، باز هم زمامداری اش از حیث تشدید شکاف نخبگان حاکم در ایران، نامطلوب تر از زمامداری چهره هایی چون ولایتی، قالیباف، متکی و باهنر است؟

هر چند که می توان گفت انتخاب خاتمی، انتخابی مشروعیت زاست؛ ولی بی تردید تشدید و تداوم شکاف نخبگان حاکم نیز، وضعیتی مشروعیت زداست. ممکن است برخی از اعضای تشکیل دهنده طبقات و اقشار گوناگون جامعه، با هدف تداوم و تشدید شکاف نخبگان حاکم، خواستار ریاست جمهوری خاتمی باشند. از این منظر، ریاست جمهوری خاتمی، وسیله ای مناسب برای تحقق هدف مذکور است ولی بی تردید این هدف با اهداف استراتژیک نظام سیاسی ایران، تعارض بنیادی دارد.

ریاست جمهوری خاتمی برای نظام سیاسی و جامعه ایران، مصداق "بازگشت به گذشته" است. شاید نیروهای اجتماعی دموکراسی خواه این "فلاش بک" را دوست داشته باشند و در آن فایده ای کوتاه مدت یا درازمدت ببینند، ولی مراکز اصلی قدرت، هیچ سود و ثمری در این "عقبگرد" نمی بینند. 

۷ اتفاقی که پس از حمله کره شمالی رخ خواهد داد

-->

۷ اتفاقی که پس از حمله کره شمالی رخ خواهد داد

۱۳۹۲/۰۱/۱۷ ۰۹:۵۷
اگر کره شمالی همانگونه که در روزهای گذشته تهدید کرده است دست به حمله به همسایه جنوبی بزند این هفت اتفاق رخ خواهد داد.
۷ اتفاقی که پس از حمله کره شمالی رخ خواهد داد

به گزارش پارس به نقل از الف، در روز های گذشته تهدیدهای کره شمالی نسبت به آمریکا و کره جنوبی جدی تر شده است. عده ای از تحلیلگران بر این باورند که رهبر جوان کره شمالی راهی به غیر از جنگ ندارد.روسیه و چین نسبت به گذشته حمایت کمتری از کره شمالی دارند و با توجه به مانور جدید مشترک کره جنوبی و آمریکا، کیم جونگ اون حکومتش را در خطر دیده است و می خواهد بجنگد تا بیشتر زنده بماند.عده ای هم معتقدند که کره شمالی با استفاده از قدرت هسته ای خود در پی باج خواهی است و در نهایت می خواهد به مشوق های جدید غرب در پی تعطیلی برنامه هسته ای کشورش برسد. جمع دیگری از تحلیلگران این تهدیدات را محصول اعتماد به نفس کاذب رهبر کره شمالی می دانند و عده ای هم بر این عقیده اند که او قصد دارد به رویای از دست رفته پدر بزرگش رنگ حقیقت ببخشد. رویای کیم ایل سونگ برای یکی شدن دو کره و تشکیل یک حکومت کمونیستی واحد که در سال ۱۹۵۰ با شکست مواجه شد.

هرکدام از تحلیل ها هم که درست باشد در نهایت نمی توان احتمال حمله نظامی کره شمالی را در نظر نگرفت و نسبت به یکی از مکان های کاملا نظامی دنیا بی تفاوت بود. نیروهای نظامی سه ارتش از هشت ارتش اول دنیا در این منطقه حضور دارند.آمریکا، چین و کره جنوبی و همچنین نباید ارتش کره شمالی را دست کم گرفت که با رتبه ۲۳ در جهان جزء ارتش های قدرتمند و غیر قابل پیش بینی است. {۱}

نگاهی کوتاه به ارتش دو کره :

اول آنکه این جنگ می تواند یکی از مرگبارترین درگیری ها در تاریخ معاصر باشد. کره شمالی دارای یکی از ارتش های بزرگ جهان است.این کشور دارای بیش از یک میلیون سرباز است در حالی که همسایه خود در کره جنوبی تقریبا ششصد هزار سرباز را در اختیار دارد. ایالات متحده همچنین حدود ۳۰۰۰۰ سرباز پیاده نظام در کره جنوبی مستقر دارد و در صورت حمله به کره جنوبی موظف به حفاظت از آن کشور است. اگرچه کره شمالی از لحاظ تکنولوژی پایین تر از کره جنوبی و ایالات متحده می باشد اما در جنگیدن سطح پایین تری ندارد. ارتش کره شمالی به خوبی آموزش دیده و کارشناسان نظم بسیاری را برای آن ارتش پیش بینی می کنند و معتقد هستند که آنها مانند ژاپنی ها در جنگ جهانی دوم تا لحظه مرگ خواهند جنگید. کره شمالی مقدار زیادی از تولید ناخالص داخلی اش را صرف سلاح و مصارف نظامی کرده است. این کشور همچنین چندین دهه است که برای واکنش احتمالی از سوی ایالات متحده و کره جنوبی آماده شده است و پناهگاه های پنهانی زیادی ساخته است.

اما ارتش کره جنوبی که اکنون هشتمین ارتش قدرتمند جهان است در این جنگ تنها نخواهد بود و آمریکا و ژاپن اولین کشورهایی هستند که مواضع کره شمالی را هدف گرفته و از کره جنوبی دفاع می کنند. اما خود ارتش کره جنوبی هم امکانات زیادی دارد. فن آوری نظامی کره جنوبی هم سطح و یا حتی در برخی موارد فراتر از ایالات متحده بوده است. مسلط به تکنولوژی موشک های بالستیک، فن آوری هسته ای جت های جنگنده (از نوع کره جنوبی از F۱۵k ) و سایر تجهیزات پیشرفته نظامی که در اختیار ارتش این کشور است. سلاح های کره جنوبی نسبت به کره شمالی کمتر ولی به لطف تجهیزات مدرن ارائه شده توسط ایالات متحده به مراتب پیشرفته تر است.این در حالی است که گفته می شود بخش عمده ای از تجهیزات کره شمالی به طور جدی منسوخ شده است، عمر برخی این تجهیزات به زمان اتحاد این کشور با اتحاد جماهیر شوروی سابق در دوران جنگ سرد بازمیگردد.

هفت اتفاقی که پس از حمله کره شمالی رخ خواهد داد

نخست: کره شمالی از طریق زمین حمله خود را آغاز می کند

لئون پانتا این هفته در مصاحبه ای با CNBC هشدار داد که ما به اندازه کافی بینش و اطلاعات لازم از آنچه در کره شمالی اتفاق می افتد نداریم. اما بر اساس ارزیابی های محرمانه ایالات متحده و سازمان ملل متحد و تجزیه و تحلیل مستقل توسط دانشمندان نظامی، می توانیم برخی از حدس ها را ارائه کنیم. وی در خصوص چگونگی حمله کره شمالی گفت : برتری نیروی انسانی با نسبت حدودا ۳ به ۲ به نفع کره شمالی است و به همین خاطر کره شمالی با حمایت آتش توپخانه زمینی حمله خواهد کرد. تعداد نفرات نظامی پیاده کره شمالی با توجه به ارزیابی اطلاعاتی سازمان ملل متحد و ایالات متحده ۱.۱۰۰۰۰۰ نفر است که از این حیث در جهان چهارم است. البته کره جنوبی در مقابل، با حدود ۶۹۰.۰۰۰ نفر قوی خواهد بود. البته کره شمالی با همان نسبت تانک، توپخانه، هواپیما و موشک بیشتری دارد. {۲}

دوم؛ کره جنوبی سریع تر و هوشیارانه تر واکنش نشان می دهد

در کل، نیروهای مسلح کره جنوبی تبدیل به یکی از ارتش های توانا جهان شده است که بیشتر قادر به ارائه دفاع رو به جلو است که وضعیت بسیار خوبی در مقابل هر گونه حمله احتمالی کره شمالی خواهد داشت.{۳}

سوم، با مداخله آمریکا، ژاپن و سایر کشورها جنگ به ضرر کره شمالی پیش می رود

کره شمالی می تواند آغاز گر جنگ باشد اما نمی تواند پایان دهنده آن باشد.پر واضح است که کشورهایی مانند ژاپن و امریکا در اولین لحظات درگیری به دفاع از کره خواهند برخواست و مواضع کره شمالی را هدف قرار خواهند داد. دیگر کشورهای عضو ناتو هم به تبعیت از امریکا کره شمالی را هدف قرار خواهند داد. سربازان پیاده کره شمالی در وهله اول برای رسیدن به جزیره جنوبی باید به دیدار حدودا ۲۸۰۰۰ سرباز آمریکایی که در منطقه غیرنظامی بین دو کشور مستقر هستند بروند.این سربازان آمریکایی از طریق ژاپن و یک پایگاه نظامی بزرگ در گوام از از سمت هوا حمایت می شوند. اما در آن سو کره شمالی تنها است. چین و روسیه دیگر حامیان سابق کره شمالی نیستند. پس از فروپاشی شوروی، کشور روسیه که مشی سرمایه‌داری را در نظر گرفته بود مانند سابق از متحدانش حمایت نکرده است و اکنون روسیه در موقعیتی نیست که در چنین شرایطی به کره شمالی کمک نظامی بدهد.

چهارم؛ سیاستمداران چین وضعیت سختی برای تصمیم گیری خواهند داشت

چین در این بازی عاملی غیر قابل انکار است.چین که تاکنون نقش آرام بخش را در منطقه ایفا کرده است باید دید که آرامش و خونسردی اش چه قدر دوام می آورد چین با وجود اصلاحات اقتصادی متحد کره شمالی برای چند دهه بوده است. همچنین چین در سال ۱۹۵۰ در جنگ کره به کمک کره شمالی آمد و حمایت های نظامی زیادی را از پدر بزرگ رهبر کنونی کره شمالی اعمال کرد. پس از آن دوران دولت چین نیز چنان رشد اقتصادی خود شد که نمی‌توانست مثل گذشته یاور برخی از این کشورها از جمله کره شمالی باشد و اکنون شاهد این موضوع هستیم که چین دیگر حمایت خاصی از کره شمالی نمی کند. پکن پس از تحریکات اخیر کره شمالی نارضایتی خود را از وضع ایجاد شده اعلام کرد و اخیرا به قطعنامه سازمان ملل متحد در پاسخ به اعلام کره شمالی از آزمایش هسته ای در ماه فوریه رای مثبت داد.در همین زمینه و در پی فاصله گرفتن چین و کره شمالی، پی جی کراولی دستیار وزیر امور خارجه در دوره اول اوباما در اخبار NBC گفت که رفتار نامنظم کیم اصلی "سرخوردگی" در پکن ایجاد کرده است و چین نمی خواهد یک انفجار اتمی از کره شمالی ببینند.{۴}

چین نیز می داند که در صورت در گرفتن جنگی همه جانبه و سخت در منطقه، کره شمالی در نهایت توان مقابله با کشورهای روبه رو را ندارد و جنگ به احتمال زیاد به ضرر کره شمالی به پایان برسد. اما نکته ای که تصمیم گیری را برای سیاستمداران چین سخت خواهد کرد نفوذ گسترده آمریکا در امتداد مرز خود است که پس از جنگ نفوذ امریکا را در این منطقه بیش از پیش خواهد کرد.لذا برخی از تحلیلگران که البته نظرشان در اقلیت است می گویند که چین به همین دلیل در این جنگ به نفع کره شمالی دخالت خواهد کرد.

فراموش نکنیم که ارتش ۲۳۰۰۰۰۰ نفری چین در جهان بزرگترین ارتش از حیث نفرات است. وزارت دفاع ایالات متحده امریکا در سال گذشته در گزارش سالانه خود به کنگره امریکا اعلام کرد که پس از رخ دادن چنین جنگی احتمالا بسیاری از نیروهای چینی در کره شمالی مستقر خواهد شد. البته چین اعلام کرده است که برنامه‌های ارتش کشورش شامل آماده باش برای ورود به کره شمالی جهت کسب اطمینان از تامین امنیت تاسیسات هسته‌ای و پیشگیری از هر نوع بحران هسته‌ای است.

پنجم؛ بحران غذایی در کره شمالی بیداد می کند

بحران غذایی همواره از مشکلات کره شمالی است و گفته می شود میلیون ها نفر در آن کشور از گرسنگی رنج می برند. برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد و موسسات تحقیقاتی آمریکا درباره وقوع فاجعه انسانی در اثر کمبود مواد غذایی در کره شمالی هشدار دادند. لازم به ذکر است در پی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، این کشور با قحطی شدیدی در دهه ۱۹۹۰ میلادی رو به رو شد که به مرگ حدود نهصد هزار تا دو میلیون نفر انجامید{۵} این موضوع نگرانی ها را برای وضع گرسنگان کره شمالی جنگ زده بیشتر می کند.

اما برخلاف کره شمالی، جزیره جنوبی دارای یک اقتصاد صنعتی با تکنولوژی بالا است که شرکای تجاری بسیاری در سطح جهان دارد و از آنجا که زیرساخت های شهری از جمله مخابرات و سیستم های حمل و نقل در شهرهای کره جنوبی فوق العاده هستند رسیدگی به وضع مردم جنگ زده کشور راحت تر خواهد بود.

ششم؛ کشتار میلیونی مردم

پیش بینی می شود اگر این جنگ با همین کیفیتی که اعلام می شود رخ بدهد نابودی مطلق و هرج و مرج در هر دو طرف از شبه جزیره ایجاد شود. کره شمالی طبق گفته رهبرانش در حمله به کره جنوبی از سلاح اتمی استفاده می کند. در عین حال اگر کره شمالی توانسته باشد به فناوری ساخت کلاهک هسته‌ای قابل نصب در موشک بالستیک قاره‌پیما دست یافته باشد این کار می‌تواند امنیت امریکا را نیز با تهدیدی واقعا جدی روبه رو کند و در صورت استفاده از چنین موشک هایی علیه امریکا، امریکا به حمله متقابل هسته ای دست خواهد زد. تقریبا ۳ میلیون نفر کشته برای چنین جنگی که طرفین می خواهند از سلاح هسته ای هم استفاده کنند تخمین زیادی نیست. قدرت تخریبی سلاح های اتمی کره شمالی هم نسبت به سال های گذشته افزایش یافته است.

کره شمالی در سال‌های ۲۰۰۶، ۲۰۰۹ و ۲۰۱۳ میلادی، آزمایش‌های هسته‌ای را در عمق زمین انجام داد.اما آزمایش سوم کره شمالی که همین امسال در سال ۲۰۱۳ انجام شد حاکی از افزایش قدرت تخریب سلاح های هسته ای این کشور بود. وزارت دفاع روسیه گفته است که قدرت آزمایش اتمی پیونگ یانگ در سال ۲۰۱۳ بیش از ۷ تا ۱۰ کیلوتن بوده است که نسبت به سال ۲۰۰۹ افزایش زیادی داشته است.پیش بینی می شود که اگر کره شمالی فرصت این را داشته باشد که به شهر سئول حمله هسته ای کند و چندین بمب ۱۰ کیلوتنی را به کار ببرد حداقل حدود نیمی از مردم سئول با خطر مرگ روبه رو هستن. دما و فشار گرمای چند ميليون درجه اي وحشتناکی که تا فاصله حدودا ۱۰۰۰ متري از مركز انفجار باعث مرگ تمامی موجودات زنده می شود.

هفتم، فروپاشی حکومت کمونیستی در کره شمالی

همان طور که گفته شد کره شمالی آغاز کننده جنگی است که پایان دهنده آن نخواهد بود. کره شمالی قطعا در این جنگ خطرناک ظاهر می شود اما بسیاری از کارشناسان اشاره دارند بر این نکته که غرب به احتمال زیاد برنده این جنگ خواهد بود و شاید به همین دلیل است که مقامات در واشنگتن برنامه ریزیکاملی دارند برای آنکه ابتدا با تهدید مقابله کنند و سپس غافلگیرانه نقشه سقوط دولت کیم جونگ اون را در خاک این کشور پیاده کنند.

علاوه بر هفت مورد بالا، احتمال رخ دادن اتفاقات زیاد دیگری هم وجود داردکه اشاره به همه آنها در حوصله این مقاله نمی گنجد اما از مهمترین آنها می توان به آوارگی مردم دو کره و حرکت پناه جویانه آنها به سمت چین و ضربه به اقتصاد جهان و افزایش قیمت نفت اشاره کرد

دولت شب انتخابات سیب زمینی نمی دهد،هدیه عوض شده است!

حال و هوای انتخاباتی ساعات اخیر کشور در دست سه تفنگدار کرمانی است که می خواهند ریاست جمهوری را فتح کنند. یکی از این کرمانی ها می گوید مگر زمانی که رئیس جمهورتان کرمانی بود ضرری دیدید؟!
کد خبر: ۳۱۱۶۷۱
تاریخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۰

 فضای سیاسی در ساعات آینده تحت تاثیر مذاکرات هسته ای ایران و گروه 1+5 خواهد بود که از امروز صبح در آلماتی قزاقستان شروع شده است. ظاهرا فضای پیش از مذاکرات، زمینه را برای ایجاد توافقی نسبی فراهم کرده است.

 

اما در عرصه انتخاباتی، مصاحبه هایی از دو تن از ائتلاف راست سنتی منتشر شد، مصاحبه هایی که در آن محمد رضا باهنر و مصطفی پور محمدی هر دو از کرمان، ازشعارهای خود برای انتخابات گفتند و در این میان باهنر گفت که می تواند مشکل نقدینگی در کشور را یک سال تا یک سال و نیم جمع کند.


مصطفی پور محمدی در پاسخ به پرسشی که از وی پرسیده شد که کرمانی ها قصد دارند امسال ریاست جمهوری را به دست آورند گفت مگر سالی که رئیس جمهورتان کرمانی بود ضرر کردید؟ منظور وی دوره هشت ساله ای بود که هاشمی رفسنجانی از شهر رفسنجان و استان کرمان ریاست جمهوری ایران را بر عهده داشت. هم اکنون هم سه کرمانی احتمالا در انتخابات امسال شرکت می کنند محمد رضا باهنر، مصطفی پور محمدی و اکبر هاشمی رفسنجانی.


وابستگی مصطفی پور محمدی به هاشمی رفسنجانی موضوعی نیست که بر کسی پوشیده باشد. وی ظاهرا در دوره وزارت کشور هم گزارش های موجود را به جای رئیس جمهور، به اکبر هاشمی رفسنجانی می داد، موضوعی که در نهایت باعث برکناری اش از وزارت شد.

 

اما مهدی چمران رئیس شورای شهر تهران هم مجددا تاکید کرده است که تمایل وی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال جاری محفوظ است. اما به نظر می رسد سخنان مهدی چمران بیشتر درباره مطرح ماندن وی برای حضور در انتخابات شورای شهر است که به صورت همزمان با انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود. وی پیشتر گفته بود برای ارائه یک لیست از کاندیداها به سر لیستی خودش با محمد باقر قالیباف صحبت کرده است.

 

اما در بین پایداری ها هنوز دعوا در مورد مدرک لنکرانی ادامه دارد، ماجرا از آنجا آغاز شد که برخی از رسانه های این گروه در مصاحبه ای وی را با عنوان پروفسور خطاب کردند، همین موضوع کافی بود تا مخالفان این گروه از واژه کردانیسم برای وی استفاده کرد و گفتند که این رسانه های می خواهند یک شبه لنکرانی را پروفسور کنند و تلاش های این رسانه ها برای توجیه آن نیز ادامه یافت. موضوعی که به نظر نمی رسد مشکل اصلی جامعه ما باشد.

 

اما در حوزه فعالیت های انتخاباتی دولت هم همان طور که پیش بینی می شد در حال تدارک مسائل انتخاباتی است که فصل مشترک همه آنها پول است. برنامه هایی همچون اینکه دولت صدد افزایش یارانه ها ، افزایش حقوق ها ، کم کردن قیمت خودرویی را که از صد درصد بالا برده است و... است

 

این نوع اقدامات دولتی در سال 88 نیز رخ داد و مورد اعتراض قرار گرفت و حتی توزیع سیب زمینی رایگان در آن مقطع سوژه ی طنز رسانه ها و کاندیداهای رقیب محمود احمدی نژاد نیز شد ولی گویا دولت این بار هم قصد دارد از امکانات خود برای تاثیرگذاری روی رای مردم استفاده کند و تنها این بار دنبال جایگزینی موارد جدیدی به جای سیب زمینی است. البته در آن زمان دولتی ها توزیع سیب زمینی را جنگ تبلیغاتی می دانستند، اما چندی پیش یکی از مقامات دولتی، با افتخار اعلام کرد که ابتکار طرح توزیع سیب زمینی متعلق به وی بوده است!و او کسی نبود جز استاندار کهگلویه وبویر احمد. وی چندی پیش تایید کرد که توزیع سیب زمینی در آستانه انتخابات 88 ریاست جمهوری به پیشنهاد وی صورت گرفته است.


وی در این باره گفته بود که : مقدار زیادی سیب زمینی در زمان استانداری من در لرستان مانده بود. من گفتم بدهید به بهزیستی و کمیته امداد که متاسفانه ده درصد هم مصرف نشد و اگر می پوسید بحران ایجاد میکرد. فقط بدشانسی این بود که درست در زمان انتخابات این مشکل به وجود آمد و ربطی به انتخابات نداشت!

 

دور جدید این اقدامات که فعلا مقدمه و خبرهای آن در حال اعلام شدن است بالا بردن حقوق ها است. اتفاقی که با این وضعیت مالی و اقتصادی دولت امکان پذیر نیست و بیشتر شبیه یک شعار است و در نهایت می تواند برای چند ماه اجرایی شود و آسیب هایی به جای بگذارد. جالب اینکه حتی همین افزایش حقوق ها توان رقابت با شتاب رشد تورم را ندارند و خانوارها همچنان درگیر اولیه های زندگی خود خواهند بود.

 

اولین خبر از این نوع را وزیر آموزش و پرورش داد و اعلام کرد که معوقه های حقوق بازنشستگان پرداخت می شود و حقوق فرهنگیان نیز 20 درصد افزایش پیدا می کند.

 

خبر بعدی از این دست را روز گذشته رحیم ممبینی، معاون بودجه معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهوری اعلام کرد و گفت: در صورت تصویب هیات دولت میزان افزایش حقوق کارمندان در سال 92 ، 25 درصد می شود. بنا به پیشنهاد رییس جمهوری و در صورت تصویب هیات دولت ضریب ریالی برای افزایش حقوق در سال جاری 25 درصد خواهد بود.

 

چنین وعده هایی همچنان تا شب انتخابات از طرف کسانی که به بیت المال دسترسی دارند و می توانند از آن ببخشند تا اهداف سیاسی خود را تامین کنند، ادامه خواهد یافت؛ فعلا که چهارصد هزار نفر در صف استخدام در دولت هستند! تا جایی هشتصد هزار نفر بازنشسته شده را بگیرند!

نخستین برنامه تحلیلی اصلاح‌طلبان به خاتمی ارائه شد+ متن کامل برنامه

نخستین برنامه تحلیلی اصلاح‌طلبان به خاتمی ارائه شد+ متن کامل برنامه
 
تاریخ انتشار : جمعه ۱۶ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۱۸
اولین بخش از مجموعه تحلیلی بیم‌ها و امیدها، باید و نبایدها که از سوی فعالان اصلاح‌طلب تدوین شده است، به سید‌محمد خاتمی ارائه شد.

 
به گزارش تسنیم ، اولین بخش از مجموعه تحلیلی بیم‌ها و امیدها، باید و نبایدها که به‌درخواست سید‌محمد خاتمی و همت جمعی از ‌کارشناسان و فعالان فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اصلاح‌طلب تدوین شده است، به خاتمی ارائه شد.

 
عبدالله نوری، معصومه ابتکار، محمد‌علی نجفی، مجید انصاری، مرتضی الویری، سید‌‌محمد‌رضا خاتمی، محمد ستاری‌فر، سید عبدالواحد موسوی‌لاری، غلام‌حسین کرباسچی و محمد محمدی‌گرگانی از‌جمله تهیه کنندگان این مجموعه هستند.

 
ادامه نوشته

"سیزده بدر" روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی

جشن پوریم؛ رقص یهود در هولوکاست ایرانیان
از جشن پوریم چه می دانید؟ هولوکاست واقعی را یهودیان در کجا و علیه چه کسانی اجرا کردند؟ آیا از کشتار ده ها هزار ایرانی به دست یهودیان اطلاعی دارید؟ آیا روز "13 بدر" نوروز و خروج از خانه ها ریشه در قتل عام ایرانیان باستان دارد؟ با گزارش ویژه مشرق از پایکوبی صهیونیست ها در سالروز کشتار ایرانیان همراه شوید.
مشرق-- به مناسبت روز سیزدهم فرودین و فرا رسیدن روز طبیعت و با توجه به استقبال مخاطبان از گزارش ویژه مشرق با عنوان  "جشن پوریم" که به زمینه های وقوع تاریخی این روز و چگونگی نحسی این روز برای ایرانیان پرداخته بود، نگاهی دوباره به این رویداد تاریخی مهم می اندازیم.

جشن «پوریم» یکی از سنت‌های قدیمی قوم یهود است که در دهه‌های اخیر و پس از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است. این به اصطلاح جشن که همزمان با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی برگزار می‌شود، در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون ده‌ها هزار نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.
ادامه نوشته

رئیس جمهور به خاطر فرهاد رهبر دانشگاه تهران را منحل می کند؟

حضور رئیس دانشگاه تهرانی که رئیس جمهور دستور عزل وی را داده در تلویزیون مشخص کرد، که وزیر علوم تا کنون علیرغم دستور رئیس جمهور؛ فرهاد رهبر را برکنار نکرده است و گویی در درون دولت در این باره اختلاف نظر هایی وجود دارد. اختلاف نظر هایی که شاید ریشه ای قدیمی تر داشته باشد. اما آیا مانند تجربه سابق، رئیس جمهور به خاطر فرهاد رهبر دانشگاه تهران را منحل خواهد کرد؟
کد خبر: ۳۱۱۰۰۲
تاریخ انتشار: ۱۱ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۰
فرهاد رهبر را زمانی که ریاست سازمان مدیریت و برنامه ریزی را بر عهده داشت، همه با آن نامه معروفش به احمدی نژاد می شناسند، نامه ای که خود فرهاد رهبر در آن گفته بود با ارسال آن قصد مکدر کردن رئیس جمهور را ندارد. وی حتی  برای اینکه اقتدار رییس جمهور را حفظ کند، نوشته بود علی رغم مخالفت هایش با تصمیم رئیس جمهور درباره سازمان مدیریت، پیشنهادی دارد که حضورا عرض خواهد کرد. پیشنهادی که مشخص نشد بالاخره عرض شد یا نشد. 

نامه فرهاد رهبر به رئیس جمهور و مخالفت وی با تصمیمات اقتصادی رئیس جمهوری، به مهر ماه سا 85 بر می گردد، نامه ای که  کمتر از یک ماه پس از نگارش آن، فرهاد رهبر برکنار شد.

در آن نامه، رهبر، اقداماتي نظير واگذاري مسووليت هيات عالي گزينش به معاون اجرايي، انتقال شوراي عالي اشتغال به وزارت ، واگذاري مسووليت هماهنگي اجراي تبصره 13 قانون بودجه سال 1385 به مجموعه‌اي ديگر و ايجاد تشكيلات موازي در اين راستا، ايجاد واحدي موازي با معاونت فني سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور ، را نمونه‌هايي از تصميم‌گيري‌هاي رئیس جمهور در راستاي انحلال تدريجي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور دانسته بود. 

به هر حال رئیس جمهور، انتقادات فرهاد رهبر را تحمل نکرد و او را بر کنار کرد، در جلسه تودیع وی، رئیس جمهور ضمن تمجید از فرهاد رهبر گفت که درهای دولت به روی وی باز است و او در جای دیگری خدمت خواهد کرد. این جای دیگر هم جایی نبود جز دانشگاه تهران. دانشگاه مادر در ایران. جایی که فرهاد رهبر در آن کسوت استادی  داشت. 

دوران پنج سال و چند ماهی که فرهاد رهبر ریاست دانشگاه تهران را بر عهده داشت ، علیرغم انتقادات فراوانی که به کار او وارد بود، هیچگاه بین او و رئیس جمهور اختلافاتی که علنی شود به وجود نیامد، اما به ناگاه  در آخرین روزای سال نود ویک، رئیس جمهور خواستار عزل فرهاد رهبر و رئیس دانشگاه تربیت مدرس به دلیل امنیتی کردن جو دانشگاه ها شد. گویی پس از پنج سال ریاست فرهاد رهبر بر دانشگاه تهران، ندایی از غیب از رئیس جمهور خواسته بود که فرهاد رهبر را برکنار کند. دلیل عزل فرهاد رهبر از دانشگاه تهران، را قریب به اتفاق تحلیل گران موضوعی تبلیغاتی ارزیابی کردند، تا جایی که صادق زیبا کلام از اساتید دانشگاه تهران در نامه ای به احمدی نژاد نوشت که اگر بنا است به این دلیل فرهاد رهبر برکنار شود، شریعتی رئیس دانشگاه علامه که ید طولایی در بازنشسته کردن اساتید دارد، تقدم بیشتری دارد. 

با وجود این تحولات، در روزهای گذشته، فرهاد رهبر به تلویزیون رفت، نه به عنوان کارشناس یا رئیس سابق دانشگاه تهران، بلکه به عنوان رئیس دانشگاه تهران و در مورد دستور رئیس جمهور برای برکناری اش گفت که زیاد به این خبرها توجه نکنید . مجری برنامه خطاب به وی ادامه داد که به خیلی از این خبرها توجه نکردیم ، اما انجام شد و حتی سازمان مدیریت هم منحل شد؛ که فرهاد رهبر گفت یعنی قصد دارید دانشگاه تهران را هم منحل کنید؟ 

اما به  هر حال حضور رئیس دانشگاه تهرانی که رئیس جمهور دستور عزل وی را داده در تلویزیون مشخص کرد، که وزیر علوم تا کنون علیرغم دستور رئیس جمهور؛ فرهاد رهبر را برکنار نکرده است و گویی در درون دولت در این باره اختلاف نظر هایی وجود دارد. اختلاف نظر هایی که شاید ریشه ای قدیمی تر داشته باشد، چرا که اگر وزیر علوم بنا بود به دستور رئیس جمهور در برکناری فرهاد رهبر توجه می کرد، احمدی نژاد مستقیما دستور بر کناری وی را صادر نمی کرد.

به نظر می رسد وزیر علوم تا کنون مقاومت کرده است. مقاومت فرهاد رهبر هم که زبانزد خاص و عام است. وی در سازمان مدیریت هم علی رغم اختلاف با رئیس جمهور آنقدر ماند تا سازمان مدیریت به نوعی منحل شد، حال مشخص نیست که مقاومت وی در دانشگاه تهران هم به قیمت انحلال این دانشگاه تمام خواهد شد یا نه. به هر حال وی پیشتر گفته است، خدمت را توفیق می داند و خود به دست خویش باعث سلب توفیق خود نخواهد شد!

سرانجام پرونده واردات 500 دستگاه پورشه چه شد؟

سرانجام پرونده واردات 500 دستگاه پورشه چه شد؟

سال 91 سالی بود که همچون سال های گذشته شاهد شعار "مبارزه با مفاسد اقتصادی" بودیم .اگرچه این شعار بسیار و بسیار از زبان دولتی ها شنیده شد ولی علی رغم نقدهای بسیاری که از سوی کارشناسان و رسانه ها مطرح شد ،همچنان در حد همان شعار ماند.

پیک خبر : سال 91 سالی بود که همچون سال های گذشته شاهد شعار "مبارزه با مفاسد اقتصادی" بودیم .اگرچه این شعار بسیار و بسیار از زبان دولتی ها شنیده شد ولی علی رغم نقدهای بسیاری که از سوی کارشناسان و رسانه ها مطرح شد ،همچنان در حد همان شعار ماند.
شاید یه جرات بتوان گفت یکی از مصادیق فساد اقتصادی استفاده از رانت هایی است که با دست اندازی به جایگاه و سمت بتوان به آن دست یابی پیدا کرد.
سال 91 سالی مملو از مشکلات اقتصادی ناشی از نوسانات ارز بود که گریبان گیر بسیاری از افراد جامعه شد، اما در این بین و در حالی خبرها حاکی از کمبود ارز مرجع برای واردات دارو است ،خبر واردات خودروی پورشه توجه افکار عمومی را متوجه خود می کند.
ای خبر در حالی در جامعه منعکس می شود که واردات خودرو پورشه در کنار یکسری از خودروهای دیگر ممنوع شده است .اما بابا این وجود شاهد واردات 500 دستگاه پورشه از از جزيره ابوموسي با ارز نامعلوم به کشور هستیم.
چه کسی وارد کننده پورشه ها است؟
سوال اينجاست كه 500 پورشه دست‌اول توسط چه كساني وارد كشور شده‌است و اين واردكننده‌هاي ناشناس! ارز مورد نياز براي واردات ماشين‌هاي لوكس را از كجا تامين كرده‌اند. جالب اينجاست كه دولت چند وقت پيش از محدوديت و كنترل‌هاي شديدتر بر واردات و صادرات كالاها خبر داده بود و محدوديت‌هاي سفت و سختي در ارائه ارز به واردكنندگان اختصاص داده‌ بود.
همان زمان هم يكي از انتقادات به دولت اين بود كه برخي با لابي‌هاي خاص خود به ارزهاي دولتي كشور دست پيدا مي‌كنند و از اين مسير به كسب سود مي‌پردازند. سود واردات خودرو هم در چنين شرايطي مسلما سر به آسمان مي‌گذارد و واردكنندگان ناشناس را در كار خود مصمم‌تر مي‌كند.
در چنين شرايطي كه ارز دولتي و حتي مبادله‌اي حتي به سختي به دست نيازمندان واقعي آن، كه توليدكنندگان و صاحبان بنگاه‌هاي صنعتي هستند مي‌رسند دست‌يابي عده‌اي براي واردات «پورشه» آن هم به تعداد بالا تاسف‌انگيز به نظر مي‌رسد. شايد اگر شرايط اقتصادي كشور مناسب بود و با معضلاتي از قبيل كمبود ارز مورد نياز كشور، نرخ تورم پرشتاب، نقدينگي افسارگسيخته و مشكلات ديگري از اين دست روبه‌رو بوديم مي‌شد واردات خودروهاي لوكس را طبيعي داسنت. در اين وضعيت اما نمي‌توان از اين موضوع به سادگي گذشت.
ردپای جریان انحرافی د واردات 500 دستگاه پورشه
به هر روي اما خبرنگار شفاف،با بررسی های فراوان در اين زمينه به پشت‌پرده واردات گسترده ۵۰۰ دستگاه پورشه و ارز استفاده شده براي واردات اين خودروي گران‌قيمت دست پيدا كرده‌است كه نشان‌دهنده ردپاي مشخص جريان انحرافي در اين موضوع است.
بر اساس اين اطلاعات «م.ح» مشاور حقوقي يكي از سران جريان انحرافي، از حدود سال ۸۴ تاكنون دست به واردات انحصاري خودروهاي پورشه و مازراتي از شيخ‌نشين دوبي زده‌است.
از سوي ديگر او كه به واسطه نزدیکی به حلقه جریان انحرافی نقشي پنهان به عهده‌ دارد با سمت مشاور حقوقي آقاي«ز» كه خود يكي از چهره‌هاي پنهان جريان انحرافي‌است به فعاليت خود ادامه مي‌دهد و چندي پيش دست به واردات ۵۰۰ دستگاه پورشه از دوبي زده‌است.
گفته مي‌شود او در طول سه سال گذشته با استفاده از روابط و رانت‌هاي جريان انحرافي با نمايندگي پورشه در شيخ‌نشين‌هاي عربي ارتباط برقرار كرده و از اين راه پول‌هاي كلاني به دست آورده‌است. روابط او با شيخ‌نشين‌هاي عربي به جايي رسيده‌ كه او اكنون به یکی از واردكنندگان اصلی پورشه و مازراتي در كشور تبديل شده‌ و در شرايط خاص اقتصادي فعلي هم همچنان به اين كار ادامه مي‌دهد.
نكته‌اي كه در اين ميان حائز اهميت است نوع ارزهايي‌است كه «م.ح» با آن دست به واردات خودروهاي لوكس مي‌زند. او با استفاده از رانت های ویژه جریان انحرافی توانسته به منشا ارزهاي دولتي دست پيدا كرده و با استفاده از ارز ۱۲۲۶ توماني، دست به واردات پورشه بزند. اين در حالي‌است كه دولت چندي پيش واردات خودرو و كالاهاي لوكس به كشور با ارز دولتي و حتي ارز مبادلاتي را ممنوع كرده‌است.
خانم (ب) چه کسی است؟
عزت‌الله يوسفيان ملا نماینده مجلس شورای اسلامی در این رابطه گفت: متاسفانه وقتي پاي برخي اطرافيان .... به ميان مي‌آيد بايد با كمي احتياط به موضوع رسيدگي كرد. ما اطلاعات دقيقي از فرد واردكننده اين خودروها نداريم اما خبرهايي از اين فردي كه شما مي‌گوييد شنيده‌ايم. البته خبرهايي هم از همكاري خانم«ب» داريم كه نمي‌دانيم درست است يا خير. اين موضوع نياز به بررسي بيشتري دارد.
تصمیمات مجلس برای برخوردبا واردکنندگان
در جلساتي كه ما نمايندگان مجلس با يكديگر داشته‌ايم اين بحث مطرح شد و نمايندگان نظر خود را بيان كردند. نظرات در يك چيز مشترك بود و آن هم لزوم برخورد قانوني با اين موضوع بود. نمايندگان تصميم گرفتند در يك تحقيق و تفحص ريشه اين موضوع را پيدا كنند و ببيند فردي كه اين خودروها را وارد كشور كرده‌است چه كسي‌است و با چه ارزي دست به ايت كار زده‌است.
رمزگشايي از واردات 500 دستگاه پورشه
برخي نمايندگان مجلس پس از رسانه‌اي شدن اين موضوع عنوان كردند كه ثبت سفارش وارد اين ماشين‌ها پيش از ابلاغيه ممنوعيت واردات خودرو بوده و اصولا در اين ميان بي‌قانوني خاصي صورت نگرفته‌است. نكته‌اي كه اما پنهان ماند اين بود كه «م.ح» با چه روشي به كسب سود از واردات پورشه پرداخته‌است؟
حتي اگر ارزهاي استفاده شده در واردات 500 دستگاه پورشه به صورت مبادله‌اي بوده باشد باز هم سود آنچناني نصيب وارد كننده نمي‌كند. بنابراين در اين ميان بايد يك اتفاق ديگر هم صورت گرفته باشد كه چنين وارداتي را براي واردكننده سودآور كرده‌باشد.
به نظر مي‌رسد واردكنندگان 500 دستگاه پورشه با دستكاري قيمت خريداري شده اين خودروها دست به افزودن سود خود زده باشند. به طور مثال اگر هر دستگاه پورشه در شيخ‌نشين دوبي و از سوي نمايندگي براي فروش 200 هزار دلار عنوان شده باشد اين واردكنندگان نرخ هر دستگاه را 100 هزار دلار عنوان كرده‌اند. با اين شيوه قيمت تمام شده هر دستگاه پورشه در سربرگ‌هاي واردات پايين‌تر از قيمت اصلي درخواهد آمد. از سوي ديگر با ورود اين خودرو به كشور و افزوده شدن نرخ تعرفه واردات باز هم قيمت اين خودرو نسبت به ديگر خودروها ارزان‌تر محاسبه خواهد شد.
از اين طريق اين واردكنندگان توان اين را پيدا مي‌كردند كه بتوانند خودروي وارد شده را با قيمت عادي خود در بازار به فروش رسانند و از اين راه سود بيشتري نصيب خود كنند. اطلاعاتي كه به دست شفاف رسيده نشان مي‌دهد اصلي‌ترين قانون‌شكني در اين ميان در سربرگ‌هاي واردات صورت گرفته‌است و اين موضوع اهميت بيشتري پيدا خواهد كرد.
با این حال چیزی که مشهود به نظر می رسد ادامه روند بی قانونی در دولتی است که همچنان شعار قانون مداری و مبارزه با مفاسد اقتصادی سر می دهد.

 

منبع : آخرین نیوز

آقای اصغرزاده شما گروگان‌گیر‌ بودید!

تهمینه میلانی:

آقای اصغرزاده شما گروگان‌گیر‌ بودید!

یک مناظره صریح سیاسی - هنری دربارهٔ «آرگو»

برای بررسی «آرگو» از دو صاحب نظر سیاسی و سینمایی دعوت شد تا در كنار هم درباره این فیلم و حاشیه‌های پیرامون آن سخن بگویند. ابراهیم اصغرزاده از دانشجویان پیرو خط امام كه در جریان تسخیر سفارت آمریكا نقش داشته و تهمینه میلانی فیلم‌سازی كه علاوه بر ساخت فیلم، نسبت مسائل اجتماعی و سیاسی نظر دارد.

ادامه نوشته

قالیباف برای تایید صلاحیت رحیم مشایی رایزنی می کند!

خدا می داند این یک شب برای کاندیدای ریاست جمهوری چه گذشته است که بلافاصله پشیمان شده است/ از یک سو امام جمعه تهران می گوید یک نفر پس از مشورت با وی قید کاندایداتوری را زده است، اما از سویی دیگر نماینده ای مدعی می شود که رئیس جمهور به یک نفر گفته است که حتما کاندیدا شود/ در روز دوازده فروردین هم خاطره ای از امام نقل کنیم که بر اساس آن آیت الله بروجردی به امام گفته است عمامه ای برایت ببندم که هیچوقت باز نشود!
کد خبر: ۳۱۱۱۴۴
تاریخ انتشار: ۱۲ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۷:۰۰
خبر درگذشت احمد صدر حاج سید جوادی، از نمایندگان اولیه مجلس و از وزرای دولت موقت مهندس بازرگان، از اخبار مهم  فضای سیاسی کشور است.  یکی از رسانه ها نقل کرده است که وی پیش از انقلاب هم در کسوت وکیل دادگستری ظاهرا وکالت آیت الله خامنه ای و دکتر علی شریعتی را بر عهده داشته است.

اما در فضای انتخاباتی کشور، هنوز بیست و چهار ساعت از اعلام کاندیداتوری علی نیکزاد وزیر راه و شهر سازی نگذشته بود که یکی از سایت های منسوب به طرفداران دولت، به نقل از یکی از مقامات عالی رتبه دولت ،خبر کاندیداتوری علی نیکزاد، را تکذیب و اعلام کرد که منظور وی از حضور در انتخابات، به معنای رای دادن در انتخابات است و نه کاندیداتوری در انتخابات. 

این در حالی است که پیر موذن از نمایندگان مجلس بلافاصله پس از اعلام کاندیداتوری نیکزاد اعلام کرد که محمود احمدی نژاد به نیکزاد گفته است که خود را کاندیدای ریاست جمهوری کند. اما احتمالا فقط و خدا و چند تن دیگر می دانند که در بیست و چهار ساعت گذشته چه بر سر علی نیکزاد رفته است که در نهایت مجبور شده است بگوید منظورش رای دادن در انتخابات بوده است، به هرحال تا انتخابات زمان زیادی نمانده است. پیش از نیکزاد هم بودند افرادی که حضور خود در انتخابات را تکذیب می کردند، اما اکنون ائتلاف در ائتلاف تشکیل داده اند. 

اما شاید یکی از مهم ترین تحرک انتخاباتی در ساعات اخیر، از سوی یکی از رسانه های دولتی رقم خورد و این رسانه نوشت که به دلیل وجود پرونده های قضایی بسیار، شورای نگهبان قطعا صلاحیت محمد باقر قالیباف را تایید نخواهد کرد. 

البته این تحرک انتخاباتی بیش از یک خبر است . انتشار چنین خبری برای و در انفعال قرار دادن ائتلاف 1+2 است تا این نگرانی را در این ائتلاف ایجاد کند تا حد ممکن  از معرفی قالیباف به عنوان کاندیدای نهایی اجتناب کنند. مرور تحلیل رسانه های دولتی نشان می دهد که آنان در میان اصولگرایان،رقیب خود را قالیباف می دانند و می کوشند در فازهای مقدماتی مبارزات انتخاباتی به سراغ وی بروند. هم بر اساس چنین تحلیلی است که آنان در فاز پیش مقدماتی، با پخش نوار علیه علی لاریجانی در مجلس وی را از دور رقابت با کاندیدای دولت خارج کردند. 

در واقع اعلام عدم تایید صلاحیت قالیباف دو مزیت برای کاندیدای دولت دارد: اول اینکه ائتلاف 1+2  یا در نهایت اصولگرایان را در مورد کاندیداتوری نهایی قالیباف دچار تردید می کند و دوم اینکه با طرح چنین سناریویی، در صورت تایید صلاحیت قالیباف با وجود پرونده هایی که آنان مدعی وجود آن هستند، آنان نیز می توانند تایید صلاحیت کاندیدای احتمالی خود را که احتمال می دهند تایید نشود را از شورای نگهبان بگیرند. بر اساس چنین سناریویی تایید قالیباف از سوی شورای نگهبان، رایزنی بی مزد قالیباف برای تایید صلاحیت اسفندیار رحیم مشایی است. 

اما در کنار این سناریو، رونمایی از نخستین انمیشن تبلیغاتی محمد باقر قالیباف در فضای اینترنت و بحث های موجود درباره جلسات فرهنگی وی در مشهد که به نام فعالیت فرهنگی ، به کام تبلیغات انتخاباتی  و به هزنیه شهرداری انجام می شود، در همین ابتدا شهردار تهران را با چالش هایی مواجه کرده است.

اما ائتلاف راست سنتی(متشکل از باهنر، آل اسحاق ، پور محمدی،ابوترابی و متکی) نیز در ساعات اخیر دچار تنش هایی شدند و یکی از اعضای ائتلاف یعنی متکی، سخن یکی دیگر از اعضای ائتلاف، یعنی باهنر را تکذیب کرد.

در این ارتباط،نماینده منوچهر متکی در شورای دبیرخانه ائتلاف 5 نفره اصولگرایان اظهارات رئیس ستاد انتخاباتی محمدرضا باهنر دیگر نامزد عضو این ائتلاف را مبنی بر اینکه خروجی ائتلاف اکثریت اصولگرایان یک نفر خواهد بود را ردکرد .وی گفت هنوز نسبت به تعداد نهایی اعضای این ائتلاف و نیز یک یا دو نفر نامزد منتخبی که از ائتلاف اکثریت اصولگرایان در نیمه اردیبهشت ماه بر اساس میزان مقبولیت و رای آوری نهایی خواهند شد اتخاذ نشده است و اطرافیان نامزدهای این ائتلاف باید از اظهارات نادرست و شتابزده خودداری کنند.

این تکذیبیه و هشدار متکی دو معنا بیشتر ندارد، اول اینکه این ائتلاف که خود را ائتلاف اکثریت اصول گرایان ! می نامند بنا ندارد بیش از یک کاندیدا برای انتخابات معرفی کند، البته در حال حاضر و دوم اینکه در حال حاضر این تک کاندیدای این ائتلاف منوچهر متکی نیست! درباره ائتلاف ها و انتخابات در ایران بیشتر خواهیم نوشت. 

اما حسن ختام روایت فضای سیاسی کشور، ماجرای عمامه ای است که آیت الله بروجردی برای امام می بندند و به امام می فرماید عمامه ای برایت بسته ام که هچگاه باز نخواهد شد. ماجرا از این قرار است مرحوم حاج احمد آقا نقل می کند که آقای صانعی نقل می کرد که امام خمینی (ره) در خوابی اینگونه بیان می کند: وقتی در زندان قزل قلعه بودم و حوادث بعد از خرداد 42 جریان داشت شبی در خواب دیدم که مرتبا در حال بستن عمامه هستم ولی عمامه هایم، باز می شوند در این حال مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (ره) آمدند و گفتند بده من یک عمامه ای برایت بپیچم که هرگز باز نشود. در ادامه تصویر دستونشته مرحوم حاج احمد آقا به نقل از سایت جماران منعکس می شود.


معارض 7ساله سوری با کلاش و سیگار+عکس

یک عکاس ایتالیایی عکس‌هایی از یک کودک خردسال سوری گرفته که جزو معارضان است و سلاح حمل می‌کند.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، روزنامه صهیونیستی تایمز اسرائیل از وجود یک کودک 7 ساله در بین معارضان سوری خبر داد.

بر اساس این گزارش، یک عکاس ایتالیایی به نام «سباستیان پیکولومینی» از این کودک 7 ساله در حال حمل سلاح AK-47 و کشیدن سیگار عکس گرفته است.

این کودک 7 ساله که «احمد» نام دارد در حال حاضر در بین معارضان سوری در شهر حلب قرار دارد. وی فرزند یکی از معارضان سوری است.

این در حالی است که شماری از قوانین و معاهدات بین‌المللی تصریح دارند نباید از کودکان به عنوان نفرات نظامی در جنگ استفاده شود و یا امنیت آنان در جریان درگیری‌های مسلحانه نادیده گرفته شود.

در مورد مقررات بین المللی، کنوانسیون حقوق کودک مصوب سال ١٩٨٩ به طور مشخص استفاده از کودکان زیر سن ١٥ سال به عنوان نیروی نظامی را منع کرده و در مورد کودکان تا سن ١٨ سال نیز، «سربازگیری اجباری» آنان را مجاز ندانسته است. پروتکل داوطلبانه الحاقی به این کنوانسیون، ممنوعیت سربازگیری را به تمامی افراد زیر ١٨ سال تعمیم می دهد.

«اعلامیه سازمان ملل راجع به حفاظت از زنان و کودکان در شرایط اضطراری و درگیری» مصوب سال ١٩٩٨ نیز حاوی لزوم خودداری از استخدام کودکان به عنوان نیروی نظامی و همچنین حفاظت از آنان در جریان عملیات جنگی است، و معاهده رم برای تاسیس دادگاه کیفری بین المللی اعلام می‌کند که سربازگیری و استخدام افراد زیر ١٥ سال از مصادیق جنایت جنگی محسوب می شود و قابل پیگرد قانونی است.

علاوه بر این، معاهدات بین المللی مربوط به قوانین جنگی، شامل کنوانسیون های ژنو، حاوی منع سربازگیری افراد زیر ١٥ سال است و تاکید دارد که در صورت الزام به استفاده از افراد ١٥ تا ١٨ سال هم، باید اولویت به افراد با سن بالاتر داده شود.

نامه سرگشاده صادق زیباکلام خطاب به احمدی نژاد

 

نامه سرگشاده صادق زیباکلام خطاب به احمدی نژاد

جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد
ریاست جمهوری اسلامی ایران دامه اقباله
احتراما به استحضار آن مقام منیع می رساند که در آخرین روزهای سال گذشته در نامه ایی خطاب به وزیر علوم خواهان برکناری روسای دانشگاه تهران و تربیت مدرس شدید. دلیل این اقدام را از جمله" فضای امنیتی و سیاسی" که آنان در این دانشگاهها برقرار نموده اند اعلام داشتید. حقیر علم و اطلاع چندانی از وضعیت دانشگاه تربیت مدر س ندارم و پیرامون آن نمی توانم اظهار نظری داشته با شم. اما در خصوص دانشگاه تهران بایستی بگویم که این اظهار نظر حضرتعالی شگفت زده ام نمود. شگفتی ام از دو بابت بود. نخست آنکه برایم جالب بود که جنابعالی پس از گذشت نزدیک به 8 سال از ریاست جمهوری تان و درست در ماههای پایانی آن متوجه فضایی که در دانشگاههای کشور در طی این مدت حاکم بوده افتاده اید. آقای رئیس جمهور،اگر جنابعالی در طی این دو دوره ریاست جمهوری تان، بالاخص در سالهای دورآن دوم ریاست تان بعد از 22 خرداد 88 سری به دانشگاههای کشور می زدید و فضای سیاسی آنها را با سالهای قبل از ریاست جمهوری تان مقایسه می کردید باورتان نمی شد که این همان دانشگاه قبل از به قدرت رسیدن اصولگرایان در سال 84 می باشد. آنقدر فضای دانشگاهها بعد از 22 خرداد 88 محدود، سنگین و بسته شد که بوصف نمی آید. آنوقت جنابعالی بعد از طی این سالها ، و آنهم بعد از آنکه هزاران دانشجو در طی این سالها دچار مشکل شدند و بسیاری مع الاسف از ادامه تحصیل باز ماندند، بصرافت افتاده اید که در دانشگاهها چه می گذرد.
من حمل بر صحت می کنم و فرضم بر این است که دغدغه شما در این فقره نه از باب خرده حساب های سیاسی با روسای این دو دانشگاه است، و نه از باب تبلیغات انتخاباتی بلکه اصالتا به آنچه عنوان کرده اید باور دارید. در آنصورت مواجهه می شوم با شگفتی دومم. اینکه چرا دکتر فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران بعنوان "مقصر" برگزیده شده؟ کارنامه ایشان بعد از 22 خرداد 88 در مقایسه با کارنامه بسیاری از روسای دانشگاههای دیگر بمراتب "سفید"تر و قابل قبول تر است. کافیست جنابعالی کارنامه مدیریت دانشگاه تهران را با فی المثل کارنامه جناب حجت الاسلام دکتر شریعتی ریاست دانشگاه علامه مقایسه نمایید. آیا مستحضر هستید از22 خرداد 88 باین سو جناب شریعتی چه تعداد اساتید این دانشگاه را بدلایل سیاسی بازنشسته، اخراج و ممنوع التدریس کرده اند؟ ایضا بسیاری از دانشگاههای شهرستانها. یقیننا اگر هدف جنابعالی کنار زدن حجاب ترس و سلطه ارعاب فکری حاکم بر دانشگاهها و باز گردانیدن فضای آزاد اندیشی در محیط های علمی باشد، بر کناری ریاست دانشگاه تهران انصافا می بایستی در انتهای لیست تان باشد. اگر هدف جنابعالی بواقع بوجود آوردن یک فضای علمی باز در دانشگاههای کشور است بنحوی که اساتید و دانشحویان از یک حداقل امنیت شغلی و حرفه ایی بر خوردار بشوند در آنصورت و با عرض پوزش می بایستی با ستحضار شریفتان برسانم که کارنامه و عملکرد وزارت علوم که وزیر متبوعه آن زیر نظر شخص شخیص خودتان خدمت می نمایند بمراتب سیاه تر از بسیاری از دانشگاهها است. نمی دانم جنابعالی چه میزان اشراف بر سیاست های وزارت علوم از 22 خرداد 88 باین سو داشته اید؟ آیا مستحضر هستید که مدتهاست که دیگر دانشگاهها حق استخدام استاد ندارند و وزارت علوم خود راسا این کار را انجام می دهد؟ به بیان دیگر، دانشگاهی مثل تهران با نزدیک به 70 سال سابقه و وجود اساتیدی با تجربه و باسواد حق ندارد یک استاد جدید برای خودش استخدام نماید و یک هسته ایی در وزارت علوم بصورت مخفی گزینش اساتید را برای تمامی دانشگاههای کشور انجام می دهند. تصور نمی کنم خیلی پیچیده باشد که بتوان حدس زد که ملاک و معیار اعضاء آن کمیته مخفی کدامین می باشند. تصور نمی کنم نتوان حدس زد که که برای وزارت علوم از 22 خرداد 88 باین سو، چه میزان ملاک و معیارهایی همچون استعداد، توان و کارنامه علمی و تحقیقاتی یک داوطلب استخدام در دانشگاه ملاک و معیار بوده و چه میزان گرایشات ایدئولوژیک و تمایلات سیاسی وی. آیا مستحضر هستید چه میزان متقاضی استخدام در دانشگاهها، یا اساتیدی که قرار دادی هستند برای تبدیل وضعیت شان چگونه سالهاست در بلاتکلفی بسر می برند؟ آیا مستحضر هستید همان مختصر استقلالی را که دانشگاههای کشور از آن برخوردار بودند بعد از 22 خرداد 88 پایمال گردید و تمامی امور دانشگاهها زیر نظر وزارت علوم قرار گرفت؟ آیا مستحضر هستید ظرف قریب به چهار سال گذشته صدها دانشجو بواسطه دلایل سیاسی یا محروم از تحصیل شدند یا با سپردن انواع و اقسام تعهد با ادامه تحصیل شان بصورت "مشروط" موافقت شده است؟ آیا مستحضر هستید که کسر قابل توجه ایی از این "تنبیهات و متنبه سازی" ها توسط خود وزارت علوم صورت گرفته؟ آیا مستحضر هستید گزینش وزارت علوم چگونه مانع از ورود بسیاری از متقاضیان ورود به تحصیلات عالیه در مقاطع فوق لیسانس و دکترا شده است؟
آیا بنظر جنابعالی با عنایت به کارنامه وزارت علوم و با عنایت به عملکرد امثال مدیریت دانشگاه علامه ظرف 4 سال گذشته، می بایستی همچنان بسروقت دکتر فرهاد رهبر بروید که یکصدم قلع و قمع های دانشگاه علامه ویکهزارم قلع و قمع های وزارت علوم را بعد از 22 خرداد 88 نداشته است؟ اما اگر قرار است که ریاست دانشگاه تهران بنا بر دلایل دیگری برکنار شوند، پس در آنصورت پای مسائل دیگرهمچون وجود فضای سیاسی نامطلوب در دانشگاهها و امثالهم را بمیان نکشید چون ازاین بابت با بودن وزارت علوم ، دانشگاه علامه و بسیاری داشگاههای دیگروعملکردی که آنان بعد از 22 خرداد 88 داشته اند، تصور نمی کنم به این زودی ها نوبت به دانشگاه تهران و دکتر فرهاد رهبر برسد.
با احترام و عرض ادب
صادق زیباکلام

انتهای خبر/ قدس آنلاین / کد خبر: 112268

خاتمی، مشایی را شکست می دهد

 
صادق زیبا کلام

خاتمی، مشایی را شکست می دهد

صادق زیبا کلام از اساتید علوم سیاسی دانشگاه تهران معتقد است:اگر شورای نگهبان مشایی را تایید صلاحیت کند قطعا بخشی‌هایی از...

صادق زیبا کلام از اساتید علوم سیاسی دانشگاه تهران معتقد است:اگر شورای نگهبان مشایی را تایید صلاحیت کند قطعا بخشی‌هایی از جامعه که طرفدار احمدی‌نژاد هستند به مشایی رای خواهند داد.

وی که با آریا گفت‌وگو می‌کرد، در پاسخ به این سوال که آیا مشایی می‌تواند بیش از کاندیدای اصلاح‌طلبان رای بیاورد،گفت:پاسخ دادن به این سوال دشوار است قطعا اگر آقای خاتمی نامزد اصلاح‌طلبان شوند به راحتی رحیم مشایی را شکست خواهند داد اما مشایی در برابر کاندیداهای اصولگرایی چون دکتر ولایتی،سعید جلیلی،ذوالنور و روانبخش و سایر نامزدهای اصولگرا قطعا پیروز خواهد بود.

زیباکلام رقابت و پیروزی عارف بر مشایی را منوط به حمایت اصلاح‌طلبان از عارف دانست و گفت:عارف به دو شکل می‌تواند در انتخابات نامزد شود یعنی یا به عنوان یک کاندیدای اصلاح‌طلب مستقل و به صورت انفرادی نامزد شود که در این صورت اقبالی در برابر مشایی نخواهد داشت اما اگر چنانچه آقایان هاشمی و خاتمی،عارف را تایید کنند یعنی در جلسه‌ای که آرزوی بنده است همه چهرهای شاخص اصلاح‌طلب مثل موسوی خوئینی‌ها،موسوی لاری،سیدعلی‌اکبر محتشمی،غلامحسین کرباسچی، حسین مرعشی و محمدرضا خاتمی و کسانی که در حقیقت جامعه آنها را به عنوان اصلاح‌طلب می‌شناسد به علاوه دو نماینده از سوی آقای هاشمی دور یکدیگر جمع شوند و تکلیف جنبش اصلاحات را مشخص کنند.

عسگراولادی: قفل ماجرای موسوی و کروبی باز نشود در انتخابات دچار مشکل می‌شویم

گروه سياسي: دبیر کل جبهه پیروان خط امام رهبری در مورد موضع‌گیری اخیرش درباره موسوی و کروبی گفت: این موضوع قفلی است که اگر باز نشود در انتخابات آینده هم دچار مشکل خواهیم شد.
عسگراولادی: قفل ماجرای موسوی و کروبی باز نشود در انتخابات دچار مشکل می‌شویم
به گزارش فارس، حبیب الله عسگراولادی که در جمع اعضای شورای مرکزی تشکل‌های عضو این جبهه در خراسان رضوی سخن می‌گفت در ادامه گفت: قفل این بود که فتنه را به کروبی و موسوی نسبت می‌دادند؛ در حالی که مقام معظم رهبری فرمودند که فتنه‌گر آمریکا و رژیم صهیونیستی است و من از همین سخن آقا استنباط کردم و گفتم که فتنه جای دیگری است و بین مفتون و فتنه‌زده تفاوت است.
وی همچنین گفت: در جمهوری اسلامی سایه دو رهبر را داشته و داریم، شش رئیس جمهور و رئیس مجلس و چهار نخست وزیر را پشت سر گذاشتیم که در حال حاضر وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، خواهیم دید که هر یک اقدامات مثبت و منفی داشتند. چكيده سخنان دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری در ادامه می‌آید:

در واقع دولت آینده باید مطالبات رهبری و مردم را مد نظر داشته باشد و نگوید من هفتمینم و ملاحظه هیچ کس و هیچ برنامه‌ای را نداشته باشد. امروز شرایط ما سخت است ولی اینگونه نیست که نتوانیم آنها را جمع کنیم ما در حال حاضر ۴۵ کاندیدا داریم که ۲۵ نفر از آنها اصولگرا و بقیه اصلاح‌طلب و مستقل هستند. تقریبا در حال حاضر در جبهه برنامه نوشتیم و برنامه، گفتمان و تیم و مصادیق را تعیین و به جامعتین ارائه کردیم و عجله‌ای هم نداریم.

برای جمع کردن اصولگرایان در زیر پرچم جامعتین تلاش می‌کنیم. البته برای رسیدن به وحدت تلاش هم کرده‌ایم، اما الان نمی‌گوییم که نتیجه چه شده است. وقتی سه نفر آقایان ولایتی، حدادعادل و قالیباف اعلام ائتلاف و کاندیداتوری کردند من با آقای ولایتی تماس گرفتم و گفتم عجله کردید؛ می‌خواهم بیایم و در این خصوص صحبت کنم که آقای ولایتی به بنده گفت که من می‌آیم، اما گفتم نه خودم باید بیایم. در همین زمان آقای قالیباف هم که قبلاً برای جلسه‌ای هماهنگ کرده بودیم به دیدن من آمد و حدود یک ساعت صحبت کردیم؛ وی به من گفت که ما با علما و حضرات آیات مهدوی‌کنی و یزدی صحبت کردیم که آیت‌الله مهدوی گفت با عسگراولادی صحبت کنید و الان می‌پرسم که نظر شما چیست؟ گفتم عجله کردید؛ گفت کسی را معرفی کنید؛ گفتم نه پیش داوری می‌شود، اما برای تیم باید حداقل هشت و حداکثر ۱۲ نفر باشد؛ نه ۳ نفر؛ در این راستا وی هرچه اصرار کرد که حداقل خصوصیات افراد را بیان کنم، بنده گفتم اجازه ندارم و باز هم به وی تأکید کردم که باید با تیم حرکت کنند. آن جلسه تمام شد و در شورای جبهه به بحث پرداخته و در نتیجه از هشت نفر مطرح شده به سه نفر رسیدیم؛ در هشت نفر اولیه حتی اسم من، حبیبی، بادامچیان و غفوری‌فرد هم بود که نتیجه را به روحانیت اعلام کردیم و دیدیم که سکوت کردند، البته هنوز هم درباره آقایان تقوی، ابوترابی و پورمحمدی نظر نداده‌اند.

پس از جلسه با آقای قالیباف با ولایتی در محل کارشان به مدت یک ساعت حرف زدیم، بنده گفتم که شش نفر الان مطرح هستند؛ یعنی شما و آقایان قالیباف، آل اسحاق، حدادعادل، متکی و باهنر که یکی از شهر مشهد، یکی زنجان، دو نفر تهرانی‌الأصل، یک نفر از استان گلستان و یک نفر هم کرمانی است. ولایتی هم در پاسخ به بنده گفت که پیشنهاد شما چیست که بنده عرض کردم تا به حال هر کاری کردید ما مخالفتی نداریم، ولی الان باید روحانیت مبارز، شش نفر را دعوت کنند و بگویند با هم بیایید کار کنید. اولین کار این است که هر چه که جامعتین گفتند، بپذیرید و روحانیت هر چند نفری که می‌خواهد معرفی کند؛ دوم اینکه با همه اصولگرایان صحبت کنید و از وحدت ناامید نباشید؛ حتی با دوستان جبهه پایداری هم مذاکره کنید و روش انتخاب نهایی و قبول نظر جامعتین را به آنها بگویید و پس از این هر کس که نامزد نهایی شد؛ بقیه کنار بروند تا آن شخص رأی بیاورد.

درباره محسن رضایی باید بگویم که وی نیروی بسیار خوبی است، اما عجله کرد و زود اعلام کرد که من به نفع هیچ‌ کس کنار نمی‌روم و معاون هیچ‌کس هم نمی‌شوم. حتی به سعیدی‌کیا گفتم که وقتی گفتی وزیر کسی نمی‌شوم از دایره خارجی، شما باید صبر می‌کردید. هر کس که به این صورت بگوید، قطعاً خودش را کنار زده است؛ باید صبر می‌کردند تا به مصداق می‌رسیدیم.

یکی از ایرادات و نقاط ضعف رئیس جمهور ما در این دوره این بود که آقای رئیس جمهور هر روز با خلوص نیت از اتاقش بیرون می‌آمد و برنامه می‌داد، خود برنامه می‌داد، چرا که تیم نداشت و هر کس که از اطرافیانش رشد می‌کرد را کنار می‌گذاشت؛ به عنوان مثال دستجردی وزیر بهداشت که به حق خوب کار کرد؛ به او گفتند فلانی را بردار چون برادر فلانی است، اما نکرد، بنابر این دیدیم که چه شد.
در دولت نهم و دهم مشورت پایمال شد. مشورت از نظر قرآن ارزش زیادی دارد؛ ما در دولت نهم و دهم مشورت را از دست دادیم و اینها ضعف است. قانون‌ستیزی از دیگر ضعف‌ها در این دولت بود. چیزی که مجلس تصویب و شورای نگهبان تأیید کند، قانون است، هم امام و هم آقا همین روال را تأیید کرده‌اند، اینکه کسی بگوید من این روال را قبول ندارم، صحیح نیست. درباره جنگ و صلح هم براساس قانون فقط رهبری می‌توانند نظر بدهند؛ نه کس دیگری و اینکه اشخاص دیگری در این باره صحبت کنند، صحیح نیست.

چاوز به بهشت رفت! افرادی که در بهشت به استقبال چاوز آمدند چه کسانی بودند؟ + فیلم

چاوز به بهشت رفت! افرادی که در بهشت به استقبال چاوز آمدند چه کسانی بودند؟ + فیلم

پخش یک انمیشن از تلویزیون دولتی ونزوئلا نشان می دهد که هوگو چاوز، رئیس جمهور فقید این کشور به بهشت وارد می شود و مورد استقبال برخی از رهبران درگذشته آمریکایی لاتین همچون سیمون بولیوار و چوگوارا قرار می گیرد.

به گزارش سایت آمار و نظرسنجی دیساپ به نقل از تابناک، در این انمیشن، چاوز در لباسی به رنگ پرچم ونزوئلا دیده می شود. وی در حالی که در حال قدم زدن در یکی از مناطق سرسبز ونزوئلا است، به محض دیدن انقلابیون درگدشته که وی تاثیر زیادی از آن پذیرفته است، لبخند می زند و به سوی آنان می رود.

بر اساس این گزارش افرادی که چاوز به سمت آنان می رود عبارتند از: چه گوارا رهبر انقلابی کوبا، سیمون بولیوار، بانوی اول آرژانتین اوا پرون، سالوادرو آلنده رئیس جمهور درگذشته شیلی، انقلابی معروف نیکاراگونه سزار ساندینو و نفر آخر رهبر استقلال ونزوئلا.

 

 

دانلود

 


 افرادی که در این ویدئو چاوز به سمت آنان می رود عبارتند از: چه گوارا رهبر انقلابی کوبا، سیمون بولیوار، بانوی اول آرژانتین اوا پرون، سالوادرو آلنده رئیس جمهور درگذشته شیلی، انقلابی معروف نیکاراگونه سزار ساندینو و نفر آخر رهبر استقلال ونزوئلا.

 چه گوارا:

«ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا» که بیشتر به نام «چه‌گوارا» یا «ال‌چه» شناخته می‌شود، پزشک، چریک، سیاستمدار و انقلابی مارکسیست، در آرژانتین زاده شد و در بولیوی دستگیر و کشته شد. 

گوارا یکی از اعضای جنبش ۲۶ ژوئیه فیدل کاسترو بود. این جنبش در سال ۱۹۵۹ قدرت را درکوبا به‌دست آورد. چه‌گوارا چندین پست مهم در دولت جدید کوبا از جمله سفیر، رییس بانک مرکزی و وزیر صنایع را بر عهده داشت و پس از آن با امید برانگیختن انقلاب در دیگر کشورها کوبا را ترک کرد. 
وی ابتدا در سال ۱۹۶۶ به جمهوری دموکراتیک کنگو رفت و سپس به بولیوی سفر کرد.

در اوایل اکتبر ۱۹۶۷ چه‌گوارا در بولیوی طی عملیاتی که توسط سازمان سیا طرح‌ریزی شده بود دستگیر شد. برخی باور دارند که سیا ترجیح می‌داد گوارا را برای بازجویی زنده در دست داشته باشد، اما در هر صورت او به‌وسیله ارتش بولیوی در نزدیکی وایه‌گرانده در مدرسه روستای لا ایگه را در سانتا کروز دلاسیه‌را به دستور«بارریه نتوس» دیکتاتور نظامی کشته شد.پس از مرگ چه‌گوارا، او به عنوان یک تئوریسین، متخصص در فنون جنگی، و جنگ‌آور تبدیل به قهرمان جنبش‌های انقلابی سوسیالیستی در سراسر جهان شد. 

 سیمون بولیوار:

«سیمون بولیوار»، فرمانده انقلابی و سیاستمدار ونزوئلایی، یکی از چندین رهبر جنبش استقلال‌طلبانه در آمریکای جنوبی بود. بولیوار در ۲۴ جولای ۱۷۸۳ در خانواده‌ای اشرافی در کاراکاس به دنیا آمد. اجدادش از مأموران برجسته و عالی رتبه کشور اسپانیا وابسته به خاندان سلطنتی پادشاهی اسپانیا بودند. خاندان وی در آن زمان از ثروتمندترین خانواده‌های اسپانیایی بوده‌اند. 

مبارزه جدی استقلال‌طلبانه مردم ونزوئلا برای آزادی در ۱۸۱۰ آغاز گشت و فرماندهی آنرا ژنرال «فرانسیسکو د میراندا» به‌عهده داشت. او از بولیوار دعوت به همکاری و پیوستن به سپاه مبارز آزادیخواه ونزوئلا با درجه سرگردی کرد. بولیوار به این سپاه آزادی‌طلب پیوست. از آوریل سال ۱۸۱۰، کلنل بولیوار به یکی از رهبران عمده جنبش آزادی‌بخش ونزوئلاتبدیل شد. با این حال، در ژوئن سال۱۸۲۱ بود که پس از پیروزی در کارابوبو توانست اسپانیایی‌ها را از خاک ونزوئلا بیرون براند.

از آن پس سیمون بولیوار تلاش خود را معطوف آزاد کردن سایر مستعمرات اسپانیا در قاره آمریکای جنوبی کرد. جنگ در پس جنگ بولیوار موفق شد جمهوری بزرگ کلمبیا را متشکل از کشورهای کلمبیا، ونزوئلا و اکوادور آزاد تشکیل دهد. او مبارزات استقلال طلبانه دیگر کشورهای آمریکای لاتین مانند پاناما، بولیوی و پرو را نیز رهبری کرد.

بولیوار در ۱۷ دسامبر سال ۱۸۳۰ در نزدیکی شهر سانتامارتا در کلمبیا به علت ابتلا به بیماری سل درگذشت. تندیس او سوار بر اسب پس از مرگش ساخته و در شهر لیما پایتخت پرو برپا شد. هم اکنون تندیس او در بسیاری از شهرهای جهان برپاست. در سال ۱۳۸۵ شهرداری تهران بلواری را در شمال جنت آباد(تهران) به نام سیمون بولیوار نام نهاد.

 اوا پرون:

«اِوا پِرون» معروف به «اویتا» فعال سیاسی و یکی از قدرتمندترین و محبوب ترین زنان کشورآرژانتین بود. او همسر دوم«خوآن پرون» رئیس جمهور آرژانتین و از سال ۱۹۴۶ تا زمان مرگش در سال ۱۹۵۲بانوی اول این کشور بود.

اوا پرون در سن ۳۳ سالگی در سال ۱۹۵۲ به دلیل سرطان درگذشت و پیش از مرگش کنگره آرژانتین به وی لقب رسمی «رهبر روحانی ملت» را اعطا کرده بود. زندگی اوا پرون موضوع کتاب‌ها، فیلم‌های سینمایی، نمایش‌ها و تئاترها و سریال‌های بسیاری در سراسر جهان، بویژه در آمریکای لاتین بوده‌است. در سال ۲۰۱۱ اما کتابی که به نام «راهنمای سیاست‌های زشت آمریکای لاتین» منتشر شده، مدعی است که اوا پرون کشورش را به پناهگاهی امن برای نازی‌های بسیاری مبدل کرد که پس از جنگ جهانی دوم و شکست آلمان هیتلری، متواری شده‌بودند.


 سالوادور آلنده:

سالوادور آلنده سیاستمدار مارکسیست و از بنیان‌گذاران حزب سوسیالیست شیلی بود. او از نوامبر ۱۹۷۰ تا سرنگونی و مرگ‌اش در پی کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ میلادی، رئیس‌جمهور شیلی بود. از او به عنوان اولین رئیس جمهور مارکسیست که با رأی و دموکراسی به قدرت رسید نام می‌برند.

آلنده بیش از چهل سال در صحنه سیاسی شیلی و حزب سوسیالیست شیلی حضور داشت. او پیش از رسیدن به ریاست جمهوری در انتخابات ۱۹۷۰ در مقام‌های سناتور، نماینده و وزیر کابینه فعالیت می‌کرد. وی پزشک بود و مدتی به عنوان وزیر بهداشت خدمت نمود. آلنده سه بار در سال‌های ۱۹۵۲، ۱۹۵۸ و ۱۹۶۴ کاندیدای ریاست جمهوری شده و شکست خورده بود تا این که در ۱۹۷۰ بالاخره در انتخابات برنده شد.

پس از رسیدن به ریاست جمهوری، او برنامه سوسیالیستی جنجال‌برانگیزی به نام راهی به سوی سوسیالیسم را پیاده کرد و بسیاری از صنایع را ملّی اعلام کرد. در سال اول حکومت او نرخ رشد اقتصادی به ۸/۶ درصد و نرخ بیکاری به ۳/۶ در صد رسید؛ اما در سال دوم، تورم بسیار افزایش یافت، صادرات ۲۴٪ کاهش یافت، واردات ۲۶٪ افزایش یافت، در حالی که نرخ واردات مواد غذایی ۱۲۶٪ بود. در ماه مه ۱۹۷۳ دادگاه عالی شیلی، دولت را به اتفاق اکثریت آرا به نقض قوانین و جلوگیری از اقدامات قانونی پلیس و تصمیمات نادرست قضایی محکوم نمود. 

در اوت سال ۱۹۷۳ دیوان عالی کشور از آلنده به دلیل ناتوانی در اجرای قانون زمین شکایت کرد و نمایندگان مجلس نیز اعلام نمود که آلنده بر خلاف قانون اساسی، قوانین مجلس را به اجرا نمی گذارد. طی این قطعنامه اعلام شد که دولت آلنده تلاش در به دست گرفتن کل اختیارات کشور نموده، اصل تفکیک قوا را رعایت نکرده و قانون اساسی را نقض نموده‌است. با این حال آلنده در ماه سپتامبر همان سال تلاش کرد طی لایحه‌ای قانون اساسی را تغییر دهد که دولت او در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ و با کودتای نظامی به رهبری ژنرال پینوشه، فرمانده ارتش، سرنگون شد. اسناد فراوانی حاکی از حمایت و پشتیبانی دولت وقت ایالات متحده از این کودتا وجود دارد. طبق اعلام رسمی، آلنده با یک کلاشینکف اهدایی از سوی فیدل کاسترو خودکشی کرده‌است.

 سزار ساندینو:

اوگوستو سزار ساندینو، «سرخ پوست بزرگ مرد» (از ۱۸ مه ‌۱۸۹۵ تا ۲۱ فوریه ۱۹۳۴) در خانواده‌ای مرفه و زمین دار پرورش یافت و مدت‌ها در شرکت‌های آمریکایی کار کرده بود. وی ارتشی به نام «ارتش دفاع از حاکمیت ملی نیکاراگوئه» فراهم ساخت. وی را زاپاتای آمریکای مرکزی نام نهاده‌اند. ساندینو ارتشی شورشی به راه انداخت وتا ۱۹۳۳با عملیات چریکی علیه حضور امریکا مبارزه کرد. این عملیات ساندینو را به سمبل وطن پرستی برای نیکاراگوا وسایر مخالفین مداخلات امریکا تبدیل کرد. ساندینو بلافاصله با پایان دادن به شورش بادولت «ساکاسا» قرارداد متارکه جنگ را امضا کرد. تنش بین گارد ملی وساندینو ادامه یافت وسرانجام در سال ۱۹۳۴ ساندینو توسط افسران گارد ملی به قتل رسید. ساندینو به قهرمان بسیاری ازمردم نیکاراگوا تبدیل شد، ونام اوبیش از ۴۰سال پس از قتلش درتلاش‌های انقلابی برای سرنگونی دولت وتغییر بنیادی جامعه نیکاراگوا، توسط ساندنیست‌ها به نشانه انقلاب تبدیل گردید.

 فرانسیسکو د میراندا:

«سباستین فرانسیسکو د میراندا رودیگز»، چهره انقلابی ونزوئلا، 28 مارس 1750 در کاراکاس متولد شد. اگرچه طرح های خود وی برای استقلال مستعمرات آمریکایی اسپانیا شکست خورد، اما از وی به عنوان پیشرو و طلایه دار راهی یاد می شود که بعدتر سیمون بولیوار طی نمود.

میراندا زندگی رومانتیک و ماجراجویانه ای داشت. وی که یک ایده آلیست بود، برنامه ای آرمانی را برای آزادسازی و متحد کردن همه مستعمرات آمریکایی اسپانیا طراحی نمود؛ اما ابتکارات نظامی وی به نیابت از آمریکای مستقل، در سال 1812 به پایان رسید. وی در این سال به دشمنانش تحویل داده شد و چهار سال بعد، یعنی در سال 1816، در یک زندان اسپانیایی درگذشت. اما به هر حال، ظرف 14 سال پس از مرگش، اغلب مستعمرات اسپانیایی آمریکا مستقل شدند.