«افشـــين» كجا بازي مي‌كند؟! سوال عجيب رييس فدراسيون ازپدر دژآگه!

«افشـــين» كجا بازي مي‌كند؟!
كارلوس كرش ظهر ديروز در كنفرانس خبري قبل از بازي با قطر با ديدن جمعيت خبرنگاران از آنها تشكر كرده و اظهار اميدواري كرد در شب بازي با قطر با حضور اين جمع علاقه‌مند و هواداران تيم ملي قطر را شكست داده و به دور بعد صعود كنند.
کد خبر: ۲۳۰۴۱۵
تاریخ انتشار: ۱۱ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۴:۱۰
 علي كفاشيان پس از پايان مراسم و صرف ناهار به همراه مهدي تاج راهي زمين شماره يك آزادي شد تا با تماشاي تمرين تيم ملي از آخرين شرايط آنها باخبر شود. اكثر گزارشگران برنامه‌هاي ورزشي سيما با ديدن او در محل تمرين به دنبال گفت‌وگو درباره آخرين وضعيت انتخابات فدراسيون و شايعات مربوط به آن بودند.

به نوشته روزنامه گل : کفاشيان پس از اين گفت‌وگوها به سمت نيمكت كنار زمين رفت تا با پدر اشكان دژآگه ديدار كند. زماني كه دو نفر روبه‌روي يكديگر قرار گرفتند كفاشيان از حال و احوال افشين پرسيد. پدر دژآگه مانده بود كه افشين كيست. رييس پرسيد: شما پدر افشين هستيد كه ناگهان به او يادآور شدند افشين نه! اشكان، اما كفاشيان دوباره پرسيد:افشين كجا بازي مي‌كند؟ اينجا بود كه پدر اشكان جواب داد:

آقاي كفاشيان اشكان دژآگه است و در ولفسبورگ بازي مي‌كند. ظاهرا رييس هنوز نتوانسته ياد و خاطره افشين قطبي را فراموش كند. سوال آخر كفاشيان درباره محل زندگي آنها در آلمان بود كه سيد محمد دژآگه به برلين اشاره كرد. واكنش رييس در اين باره هم جالب بود. كفاشيان گفت: همان شهري كه يك زماني يك ديوار داشت و به دو قسمت تقسيم شده بود.

اعتیاد آورترین ماده جهان معرفی شد

مت‌آمفتامین به اعتقاد بسیاری از درمانگران و پژوهشگران، اعتیادآورترین ماده جهان است و مبتلایان به آن، از وابستگی شدید روانی رنج می‌برند.
کد خبر: ۲۳۰۰۹۴
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۹
روابط عمومی ستاد مبارزه با مواد مخدرگزارش داد ؛ دکتر آذرخش مکری روز چهارشنبه در نشست علمی پژوهشی که با عنوان «نگاهی به اصول رواندرمانی برای درمان مصرف شیشه و امکان توسعه آن در ایران» در مجموعه فرهنگی شقایق برگزار شد، گفت: از سال 2001 رشد مت‌آمفتامین در منطقه خاورمیانه به‌ویژه ایران به شدت افزایش یافت و در حال حاضر نیز این ماده بعد از حشیش شایع ترین ماده غیرمجازی است که مورد سوء مصرف قرار می‌گیرد.

به گزارش عصرایران: عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: مت‌آمفتامین به اعتقاد بسیاری از درمانگران و پژوهشگران، اعتیادآورترین ماده جهان است و مبتلایان به آن، از وابستگی شدید روانی رنج می‌برند.

دکتر آذرخش مکری روز چهارشنبه در نشست علمی پژوهشی که با عنوان «نگاهی به اصول رواندرمانی برای درمان مصرف شیشه و امکان توسعه آن در ایران» در مجموعه فرهنگی شقایق برگزار شد، گفت: از سال 2001 رشد مت‌آمفتامین در منطقه خاورمیانه به‌ویژه ایران به شدت افزایش یافت و در حال حاضر نیز این ماده بعد از حشیش شایع ترین ماده غیرمجازی است که مورد سوء مصرف قرار می‌گیرد.

وی افزود: به اعتقاد بسیاری از درمانگران و پژوهشگران، مت‌آمفتامین اعتیادآورترین ماده جهان است و مبتلایان به آن، از وابستگی شدید روانی رنج می‌برند.

این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران ادامه داد: در درمان اعتیاد باید توجه داشت که با قطع مصرف اکثریت عوارض مصرف مواد، ظرف 3 ماه برطرف می‌شوند و بهبودی عوارض نیز اکثراً در کمتر از یک ماه نیز فراگیر است؛ درواقع قطع مصرف مهمترین اقدام در برطرف شدن عوارض اعتیاد است.

مکری در ادامه، اعتیاد را یک بیماری خواند و گفت: معتادان در اتصال عاطفی به دیگران دچار اشکال هستند، آنان برای رفع استرس به جای انسان‌های دیگر به خود یا اشیاء (در این مورد مواد مخدر) روی می‌آورند.

وی تاکید کرد: قطع مواد مخدر به‌عنوان عامل اتصال عاطفی و متصل شدن به انسان دیگر (درمانگر) اساس بسیاری از درمان‌ها است.

مکری با بیان اینکه رابطه درمانی نقش بسیار مهم و شاید مهم‌ترین نقش را در روان‌درمانی اعتیاد دارد؛ بیان داشت: معتادان در تنظیم هیجانی و بیان عاطفی خود مشکل دارند، بنابراین باید این بیماران از وابستگی عاطفی به مواد، به اتصال سالم بین فردی روی بیاورند و درمانگر نیز باید به‌عنوان عاملی مهم در فرایند درمان عمل کند.

وی همچنین در ادامه مراحل درمان اعتیاد به متامفتامین را به ترتیب تنظیم رفتاری اولیه، پایدارسازی، التیام منش و شخصیت و نوسازی شخصی برشمرد.

مکری بیان داشت: حدود 2300 مرکز درمان اعتیاد به مواد مخدر (MMT) در کشور وجود دارند و در این مراکز به طور متوسط 2 تا 3 نفر روانشناس بالینی و عمومی، مددکار، مشاور مشغول به کار هستند.

وی گفت: آمفتامین معضل بزرگی است و راه حل دیگری برای آن متصور نیست و مسوولین عالی‌رتبه باید از گسترش درمان آن با هر روش و رویکردی حمایت کنند تا امکان رشد روان‌درمانی و درمان‌های غیر دارویی در کشور بوجود آید.

«اظهارات افراد خارج از دبیرخانه ستاد، مندرج در سایت الزاماً به معنای موضع رسمی ستاد مبارزه با موادمخدر نمی باشد.»   

ورزش احتياج به هوش دارد، اينها به درد بانك مركزي مي‌خورند؟ درود به شرافت آنهايي كه راي سفيد دادند!

ورزش احتياج به هوش دارد، اينها به درد بانك مركزي مي‌خورند؟
اگر 218 عضو فدراسيون فوتبال دو سطر انگليسي بلد بودند تيم ملي اميد و سپاهان حذف نمي‌شدند
کد خبر: ۲۳۰۴۲۱
تاریخ انتشار: ۱۱ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۴:۴۷
رييس و دبير سابق فدراسيون فوتبال ايران، هنوز هم جايگاه قابل توجهي در فيفا دارد. مدير فوتبالي سابق فدراسيون با توجه به تصويب قانوني با اسم قانون 65 ساله‌ها، از حضور در انتخابات فدراسيون فوتبال جا ماند.

به نوشته روزنامه گل : سيد داريوش مصطفوي كه قبلا بازيكن تيم ملي ايران بوده، حضور خوبي در فدراسيون فوتبال ايران داشت و با توجه به سوابق ورزشي و تحصيلي‌‌اش، حالا به يكي از منتقدان انتخابات آينده فدراسيون تبديل شده است: «درود به شرافت آنهايي كه راي سفيد دادند!»
صحبت‌هاي تند و انتقادي شما در مورد انتخابات اخير فدراسيون تا حدي بود كه شنيديم صداي شما را در يكي از برنامه‌هاي زنده تلويزيوني قطع كرده‌اند!
من براي دوستان و همكاران شما احترام زيادي قايل هستم. اين دوستان وقتي صحبت‌هاي من قطع شد، با من صحبت كردند و گفتند كه مي‌خواهند مرا به يك برنامه زنده تلويزيوني دعوت كنند، تا با در اختيار داشتن وقت بيشتر در مورد خيلي از چيزها صحبت كنم.

قبول كرديد؟
قبول كردم و شرط گذاشتم كه اين برنامه حتما قبل از انتخابات فدراسيون باشد چون صحبت‌هاي زيادي دارم كه مي‌دانم براي اهل فوتبال جالب است. با توجه به اين موضوع و استقبال اين دوستان از طرحي كه من دارم به خوبي مشخص مي‌شود كه آنها چه موضعي دارند.
وضعيت انتخابات فدراسيون فوتبال را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
گروهي كه بدترين عملكرد را در فدراسيون داشته‌اند، حالا مدعيان اصلي انتخابات فدراسيون هستند و با اعتماد به نفس خاصي براي رياست كانديدا مي‌شوند، هيچ كس هم جلوي اينها نمي‌ايستد. چون بعضي‌ها دوست دارند كه سرجايشان باشند و دچار اختلاف و درگيري نشوند، مقابل اين افراد حرفي نمي‌زنند. طرف آمده و مي‌گويد كه فلان ميليارد تومان درآمدزايي كرده‌ايم! من نمي‌گويم كه اين مبلغ كم است يا زياد! اصلا به من چه ربطي دارد كه در مورد اين چيزها چه حرف‌‌‌هايي مي‌زنند! اما كاش پنج هزار تومان درآمدزايي مي‌كردند و به جايش تيم را به جام جهاني مي‌بردند. توي فدراسيوني كه با حضور 218 نفر كارمند، رييس، تداركاتچي، مدير، معاون، مشاور و... دو تا سطر انگليسي را نتوانستند ترجمه كنند و ديديد كه چه بلايي سر فوتبال ايران، سپاهان و تيم اميد آمد. باز هم مي‌‌گويم كه من برخلاف بعضي‌ها فعلا نمي‌خواهم در مورد برخي از بخور بخورها صحبت كنم و تنها صحبت من در مورد فوتبال و مسايل فوتبال است.
شما در مورد قانون 65 ساله‌ها هم صحبت‌هاي زيادي داشتيد؟

آقايان با توجه به خواسته‌ها و اهدافشان قوانيني را وضع مي‌كنند كه خنده‌دار است. مي‌گويند رييس فدراسيون نبايد 65 سال بيشتر داشته باشد. من مي‌خواهم بدانم كه چرا اين قانون در كشور پرجمعيت چين كه اين همه نيروي انساني دارد وضع نمي‌شود. چرا بلاتر با 79 سال سن در فيفا رياست مي‌كند. اينها قانون گذاشتند كه سيد داريوش مصطفي را از فوتبال دور كنند و نگذارند كه او جزو گزينه‌هاي رياست باشد. كيومرث هاشمي، محمدحسن انصاري‌فرد و رغبتي از يك طرف و صفايي فراهاني، خبيري و غفاري از طرف ديگر با هم معامله كردند. يادم هست كه وقتي آن اتفاق‌هاي مربوط به من به وجود آمد و دبير موقت شدم، به علي‌آبادي گفتم كه كيومرث هاشمي نبايد باشد و او هم گفت كه هاشمي ديگر نمي‌آيد. من ماندم و تيم را درست كردم و قلعه‌نويي را سرمربي تيم ملي كردم. كره جنوبي را در تهران 2 بر صفر برديم و در سئول هم يك– يك مساوي شديم. چهار امتياز از كره گرفتيم و بعد از اين صفايي آمد و ما رفتيم. قلعه‌نويي را هم آنقدر توي كارش گذاشتند كه آن اتفاق‌ها افتاد. من مي‌خواهم از شما بپرسم كه كجاي دنيا نيروهاي كارآمد و با تجربه را از فعاليت منع مي‌كنند و با قانون‌هاي مندرآورد راه آنها را مي‌بندند. اينها مي‌خواستند كه رقيب نداشته باشند. مي‌خواستند يك آدم بي دست و پا بيايد و رييس شود تا كار دست خودشان باشد.

اگر مرجع مادر فيفا است، پس چرا قانون ما مطابق با فيفا نيست. مگر مي‌شود كه يك دبير كل همه كاره باشد. گويا بعضي از دوستان نمي‌دانند كه مرجع اصلي فيفاست. هاوه‌لانژ رييس قبل حدود 86 سال سن داشت. بلاتر 79 ساله است. حتي در پاكستان، افغانستان و هند هم اين خبرها نيست. در ژاپن، كره، چين هم اينطور نيست. در كشورهاي اروپايي و صاحب فوتبال هم كه اين صحبت‌ها و اين ايده‌ها خندهدار است.
فكر مي‌كنيد كه چرا اين اتفاق‌ها افتاد؟
معلوم است... با توجه به اساسنامه‌اي كه آقايان در زمان کمته انتقالي نوشتند، مشخص است كه چه بلايي سرمان مي‌آيد. اين يك توهين آشكار بود كه فيفا آمد و براي ما انتخابات انجام داد. در حالي كه دنا به سرعت رو به جلو مي‌رود، اينها اساسنامه پنجاه سال پيش فيفا را اجرا مي‌كنند. كجاي اساسنامه فيفا در مورد مساله سن و يا زدوبند نوشته كه شما چنين قوانيني مي‌گذاريد.
مجمعي كه در آن سرمربيان تيم ملي، مديران ورزشي، مديران فدراسيون و بزرگان فوتبال حضور ندارند به چه دردي مي‌خورد. در مجمع فوتبال بايد بزرگاني مثل دايي، پروين، علي كريمي، مهدوي‌كيا، بهزادي، كلاني، كاشاني، وطنخواه، عارف قلي‌زاده، آقا حسيني و آدم‌هايي كه از لحاظ ورزشي، اخلاقي و تحصيلات الگو هستند حضور داشته باشند. امام گفت كه مجلس عصاره فضايل ملت است. پس اگر قرار است كه در مملكتمان چنين راهي را برويم، چطور در فوتبال وضعيت چنين نيست؟ چرا ما در فوتبال نبايد يك مجلس قوي داشته باشيم؟ ما بايد براي هيات‌هاي استان‌هاو مديركل‌ها احترام قائل شويم و بدانيم كه آنها در پيشرفت فوتبال نقش موثري دارند. اين مجلس فوتبالي كه از آن حرف مي‌زنم بايد از بزرگان، قديمي‌ها، با اخلاق‌ها، تحصيلكرده‌ها و آدم‌هاي فوتبالي اينچنيني تشكيل شود. اين نيست كه جمعي از شب قبل بدانند چه كسي رييس مي‌شود!‌ اين نيست كه بعضي از راي‌ها قبلا گرفته شده باشد! اين انتخابات به چه دردي مي‌خورد؟

به نظر، بعضي از چهره‌هاي سرشناس فوتبال مثل محمد دادگان هم جايشان در اين انتخابات خالي است و به نوعي اين موضوع هم براي اهالي فوتبال عجيب است؟
من هم با شما موافق هستم. متاسفانه بعضي از آنهايي كه بايد باشند، به راحتي كنار كشيدند. هم كنار كشيدند و هم البته از بقيه حمايت نكردند. با اين كار فضا براي آنهايي كه لايق نبودند بيشتر باز شد. بعد از انقلاب ما دوبار به جام‌جهاني رفتيم كه هر دو بار هم توسط مديران فوتبالي بود. چون همه چيز فوتبالي بود. ولي پس از آن ماجرا فرق كرد. مجمع دست خودشان افتاد و هرچيز كه آنها خواستند اتفاق افتاد. ما بايد يك هيات پنج نفره از عصاره‌هاي فوتبال داشته باشيم و در كنار آن مجلسي كه حداقل هشتاد عضو تحصيلكرده، با اخلاق و فوتبالي با سوابق خوب و ملي داشته باشيم. شايد نبود همين فيلترها و همين دقت‌ها بود كه باعث شد آدم‌هايي مثل مديران فعلي روي كار بيايند و به اين راحتي روي صندلي رياست فوتبال بنشينند. بعضي‌ها معمولا سري در سازمان ورزش دارند و انگشتي در فوتبال!
در مورد قريب هم همين نظر را داريد؟
حداقل تفاوت قريب با بقيه گزينه‌ها در اين است كه او يك دوره آموزشي قوي را در استقلال گذرانده و اين مي‌تواند به قريب كمك كند تا نسبت به بقيه شرايط بهتري داشته باشد. البته مي‌گويند كه مي‌خواهند قريب را به استقلال بفرستند! با اين كار هم استقلال را از داشتن فتح‌ا...‌زاده محروم مي‌كنند و هم فدراسيون را از نداشتن قريب. چون اگر قريب هم برود، ديگر كسي در فدراسيون فوتبال براي رقابت باقي نمي‌ماند.
مي‌گويند كه كفاشيان بعد از چهارسال راه و چاه را پيدا كرده و ياد گرفته! مي‌گويند حيف است كه او از رياست فدراسيون كنار برود.
اين حرف‌ها خنده‌دار است... كسي كه از روز اول با توپ غريبه است و كرايف و دل‌بوسكه را نمي‌شناسد، بعد از چند سال خوشگذراني و خنده به كجا رسيده است؟‌ اين را مطمئن باشيد كه مردم ما به اين شوخي‌ها و خنده‌ها، مي‌خندند ولي مي‌دانند كه دليل اين خنده‌ها چيست. مي‌دانند كه يك ماسك خنده روي صورت بعضي‌هاست و مي‌دانند كه به وقتش چطور در مورد آنهايي كه گولشان زده‌اند تصميم‌گيري كنند. مردم ما هميشه قاضيان خوبي بوده‌اند و موقع حسابرسي، مو را از ماست بيرون مي‌كشند. ما به دنبال اين هستيم كه فوتبال را درست كنيم. بايد فوتبال اين مملكت پس از گذراندن روزهاي سختش به جايي برسد، نه اينكه نقدش كنيم تا دوباره همان شرايط سابق را حفظ كنيم.
فكر مي‌كنم كه اگر من سوال نپرسم و فقط شما صحبت كنيد، خيلي بهتر است!
(خنده) احتياجي به سوال نيست. ما در مورد چيزهايي صحبت مي‌كنيم كه اتفاق افتاده. هركس بيشتر در جهت آب شنا كند و باوجود بعضي از مسايل حرف دل مردم را بزند و درست انتقاد كند، حداقل در دل مردم جايگاه بهتري دارد. اما حالا شرايط طوري شده كه هركس بيشتر در جهت آب شنا كند موفق‌تر مي‌شود. نه در فوتبال ما بلكه در تمام رشته‌ها وضعيت به همين صورت است. چرب‌زباني و تملق‌گويي، ريشه‌هاي ما را از پا در مي‌آورد و فكر مي‌كنم كه هركس مملكتش را دوست دارد، بايد به جاي شنا كردن در مسير آب، به فكر ساختن مملكتش باشد و انتقادهاي سازنده داشته باشد.
خدا از سر آن كساني كه اين آدم‌ها را به فوتبال آوردند،‌نگذرد. تيپ بعضي‌ها به درد فوتبال نمي‌خورد. ورزش و فوتبال احتياج به هوش و درايت دارد. حداقل بايد ورزش و فوتبال را بشناسيد. اما بعضي‌ها به جاي فوتبال به درد بانك مركزي مي‌خورند!
از كفاشيان خبر داريد؟
حتما يادتان هست كه از كفاشيان شكايت كرده‌ام. حالا به آخر خط رسيده‌ام و دوست دارم بدانم سرنوشت اين ماجرا با توجه به تهمت‌هايي كه به من نسبت داده شد،‌ چه مي‌شود.
راستي خبر داريد كه در انتخابات يكي از فدراسيون‌ها فقط يك كانديدا براي رياست حضور داشته و چون راي‌دهندگان او را قبول نداشته‌اند، برگه‌هايشان را سفيد به داخل صندوق انداخته‌اند...
... راست مي‌گويي... درود به شرافتشان...

نمی گذارم رد صلاحيتم موجب سوءاستفاده دشمن شود

کد خبر: ۲۳۰۴۶۶
تاریخ انتشار: ۱۱ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۸:۳۳
عضو مجلس خبرگان رهبري با اشاره به اينكه در شرايط كنوني مشاركت حداكثري مردم در پاي صندوق‌هاي راي حائز اهميت است و اجازه نمي‌دهم رد صلاحيت بنده مورد سوءاستفاده دشمنان قرار گيرد، گفت: حضور حداكثري مردم تصور خام دشمنان را نقش بر آب مي‌كند.

حجت‌الاسلام سيد محمود علوي در گفت‌وگو با «خبرگزاري دانشجو»، با اشاره به اينكه ما در هر شرايطي سرباز نظام، ولايت و مقام معظم رهبري هستيم، در خصوص عدم تاييد صلاحيتش براي حضور در مجلس نهم گفت:‌ اگر در عرصه‌اي توفيق حضور پيدا نكنيم، در عرصه‌هاي ديگر وظيفه سربازي خود را انجام مي‌دهيم.

وي ادامه داد:‌ در ارتباط با صلاحيتم حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارم، اما در فضاي انتخابات كوچك‌ترين سخني را روا نمي‌دانم؛ چرا كه آنچه براي ما مهم است فضاي مشاركت حداكثري مردم است.

عضو مجلس خبرگان رهبري با اشاره به اينكه حضور حداكثري مردم در پاي صندوق‌هاي راي منجر به ياس و نااميدي دشمنان خواهد شد، افزود: دوستداران نظام چشم اميدشان به ام‌القراي دنياي اسلام يعني جمهوري اسلامي ايران است؛ به همين دليل راضي نيستم در اين شرايط سخني گفته شود كه كوچك‌ترين تاثير منفي در فضاي انتخابات بگذارد.

علوي بيان داشت:‌ خواست ما از مردم هوشمند، فهيم و هميشه حاضر در صحنه ايران اسلامي اين است كه به نداي ولي‌امرمسلمين پاسخ گفته و همچون هميشه با حضور حداكثري خود پيام ارتباط ناگسستي خويش با نظام مقدس جمهوري اسلامي و رهبر انقلاب را به جهانيان مخابره كنند.

وي خاطرنشان كرد: حضور پررنگ مردم در هر انتخاباتي داراي اهميت است، اما در انتخابات 12 اسفند تاثير تعيين‌كننده‌تري دارد؛ چرا كه چشم جهانيان در حال حاضر به حضور مردم ايران در انتخابات دوخته شده است؛ زيرا بر اساس باوري نادرست، دشمنان اين گونه تبليغ مي‌كنند كه با توجه به حوادث سال 88 مشاركت همچون گذشته نخواهد بود.

عضو مجلس خبرگان رهبري تصريح كرد: با شناختي كه از مردم هوشمند ايران اسلامي داريم مطمئنيم اين بار نيز ملت ايران اين باور خام دشمنان را نقش بر آب خواهند كرد.

علوي ادامه داد: ‌مهم‌ترين پيام مشاركت حداكثري مردم در عرصه بين‌الملل اين است كه مردم مسلمان ايران منافع ملي كشور و نظام خود را فداي مسائل و مشكلات داخلي نمي‌كنند.

وي ادامه داد: ‌مردم ما درك مي‌كنند كه اگر مشكلاتي در عرصه سياسي، اقتصادي و فرهنگي در كشور وجود دارد به ذات پاك، طاهر و مقدس اصل نظام و انقلاب ارتباطي ندارد، بنابراين در هر عرصه‌اي كه پاي اصل نظام در ميان بوده، مردم حضور يافته و مشكلات داخلي مانع حضور آنها نشده است.

عضو مجلس خبرگان رهبري خاطرنشان كرد: اين واقعيت اين پيام را مخابره خواهد كرد كه ملت ايران به رشدي رسيده كه منافع ملي را در جايگاه رفيع خود مدنظر قرار مي دهد و آن را متاثر از مسائل و مشكلات داخلي و شخصي خود نمي داند.

علوي افزود: در ارتباط با مسئله رد صلاحيتم در انتخابات حرف‌هاي زيادي دارم كه اگر مصلحت نظام را در لب فرو بستن ببينم، سكوت خواهم كرد؛ زيرا آسيب ديدن خود را ترجيح مي‌دهم بر اينكه آسيبي هر چند اندك به نظام، اين ميراث شهدا برسد.

وي خاطرنشان كرد: آنچه مهم است اينكه آرزوي سوءاستفاده دشمنان انقلاب و ولايت از اين گونه مسائل را بر دل آنها خواهم گذاشت.

عضو مجلس خبرگان رهبري اضافه كرد: اجازه نخواهم نداد مسائل و مشكلاتي كه براي شخص بنده پيش آمده مورد سوءاستفاده دشمنان قرار گيرد.

علوي گفت: بنده پيشامد رخ داده را امتحان الهي مي‌دانم و اميد به فضل خدا دارم كه آن را به گونه‌اي كه رضايش در آن باشد، پشت سر بگذارم.

وي در پايان از همه كساني كه خود را آماده فعاليت در ستاد انتخاباتيش كرده بودند، تشكر كرد و گفت: از افرادي كه قصد دادن راي به اينجانب را داشتند، تشكر مي‌كنم و بابت زحماتي كه در اين مدت كشيدند از آنها پوزش مي‌طلبم.

قاضی مرتضوی به تامین اجتماعی می‌رود؟

در میان نام‌های مطرح‌شده چهره‌هایی چون علی سعیدلو، محمد علی‌آبادی و مهم‌تر و جالب‌تر از همه سعید مرتضوی به چشم می‌خورد.
کد خبر: ۲۳۰۲۸۰
تاریخ انتشار: ۱۱ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۹
سایت خبری قانون نوشت:

به نظر می‌رسد تامین اجتماعی به این زودی‌ها قصد دیدن روی ثبات را ندارد؛ درحالی که از رفتن مدیرعامل پیشین و آمدن سرپرست جدید 2 ماه هم نمی‌گذرد؛ خبرها حاکی از آن است که مدیرعامل این سازمان بزرگ بیمه‌ای کسی غیر از سید مجید موسویان خواهد بود.

این روزها نام‌هایی برای تصدی صندلی مدیرعاملی این سازمان بر سر زبان‌هاست که شانس برخی از آنها بیشتر از سایرین است.

در میان نام‌های مطرح‌شده چهره‌هایی چون علی سعیدلو، محمد علی‌آبادی و مهم‌تر و جالب‌تر از همه سعید مرتضوی به چشم می‌خورد.

گفته می‌شود بخت مرتضوی برای تصدی این پست از سایر کاندیداها بیشتر است و حتی عده‌ای مدیرعاملی او را قطعی می‌دانند.

هرچند باید دید این تغییر مهم چه زمانی نهایی می‌شود، اما به نظر نمی‌رسد سرپرستی موسویان در سال آینده ادامه داشته باشد.

ناگفته‌های لاریجانی درباره کنفرانس برلین

آنقدر ماجرا فصاحت‌بار بود که حتی روزنامه‌های دوم خردادی هم تلاش کردند از کنار آن بگذرند. نوارهای آن جلسات از دو کانال به دست ما رسید و معلوم شد که برخی از آقایان حتی در نزد اجانب ، حرمت منافع ملی را حفظ نکرده اند لذا در معاونت سیاسی، برنامه‌ای تدوین شد که حدود نیم ساعت بود و اجمالاً ماجرای زشت آن جلسه را روشن می‌کرد . این برنامه را با من در میان گذاشتند. من موافق بودم که پخش شود .
کد خبر: ۲۳۰۱۸۸
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۶:۲۱
علی لاریجانی در گفت وگویی ، ماجرای کنفراس برلین ، تحصن مجلس ششم و ماجرا 18 تیر را از مهمترین چالش‌های مدیریتی خود در صدا و سیما عنوان کرد.

به گزارش خبرآنلاین رییس مجلس شورای اسلامی در گفت و گوی مشروحی درباره پخش کنفرانس برلین در دوره ریاستش بر صدا و سیما گفت: در آن زمان یک حرکت مشکوکی در آلمان صورت گرفت که تحت عنوان یک NGO، عده‌ای از افراد از جریان دوم خرداد را دعوت کرده بودند و در آن جلسه هم رفتار زشتی رخ داد و هم حرف‌های بد و ضدانقلابی مطرح شد که در رسانه های داخلی انعکاس نداشت . آنقدر ماجرا فصاحت‌بار بود که حتی روزنامه‌های دوم خردادی هم تلاش کردند از کنار آن بگذرند. نوارهای آن جلسات از دو کانال به دست ما رسید و معلوم شد که برخی از آقایان حتی در نزد اجانب ، حرمت منافع ملی را حفظ نکرده اند لذا در معاونت سیاسی، برنامه‌ای تدوین شد که حدود نیم ساعت بود و اجمالاً ماجرای زشت آن جلسه را روشن می‌کرد . این برنامه را با من در میان گذاشتند. من موافق بودم که پخش شود . پس از پخش آن ، فشارها و سروصداها بلند شد اما تا حد زیادی اشتباهات سیاسی رخ داده را روشن کرد.

لاریجانی همچنین درباره علت بازپخش این برنامه هم گفت: فشار و توهین در این زمینه زیاد بود و تصور می‌کردند با این روش، صداو سیما عقب‌نشینی می‌کند. از طرفی عده زیادی از مردم که حساس شده بودند، آن برنامه را ندیده بودند. در جلسه‌ای با مدیران، اکثراً مخالف پخش مجدد آن بودند، اما من نظرم این بود که باید پخش مجدد شود که اولاً مردم در جریان قرار بگیرند و ثانیاً افراطیون تصور نکنند که صدا و سیما با هیاهو از حرف حق خود عقب‌نشینی می‌کند . همان روزها برای اینکه مطلب روشن‌تر شود و آقایان بدانند مسئولی نیستم که از زیربار موضوع فرار کنم خودم در برنامه شبکه دو بعد از خبر حضور یافتم و توضیح دادم که این ماجرا چه بود و چرا صداوسیما آن را پخش کرد.

وی در بخش دیگری از این گفت و گو درباره استعفا و تحصن نمایندگان مردم در مجلس ششم گفت: اقدام نمایندگان مجلس ششم در مسئله تحصن، کار خلاف امنیت ملی بود و نوعی ساختار شکنی نظام در آن نهفته بود. اما با هر دلیل و با هر تحلیلی که این کار صورت گرفت، شاید تصور می‌کردند با حضور خبرنگاران خارجی، موجی از اعتراضات مردم و پیوستن آنان به این تحصن سامان می‌یابد. صداوسیما در مقابل این حرکت ضد امنیتی، روشنگری کرد و معلوم شد مردم در طول این مدت از اینگونه رفتارها ناراحت هستند. عصبانیت آقایان از این بود که چرا تحصن آنها موجی در جامعه ایجاد نکرد!

لاریجانی که در 18 تیر 1378 نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی نیز بود درباره ماجرای کوی دانشگاه گفت:به نظر من یکی از حوادث مهم امنیتی در کشور ما که همچنان در هاله‌ای از ابهام ماند همین موضوع 18 تیر بود و با اطلاعیه دبیرخانه شورای‌عالی امنیت ملی که خیلی هم مفصل بود روشنگری در این ماجرا نشد. ماجرا از بسته شدن روزنامه سلام آغاز شد و به کوی دانشگاه کشیده شد و درگیری‌هایی به وجود آمد و چند روز ادامه یافت. صبح روز شنبه ظاهراً 20 تیر بود که جلسه‌ شورای‌عالی امنیت ملی تشکیل شد و موضوع مطرح شد و در آنجا همه مسائل و مشکلات را بر سر فرمانده نیروی انتظامی که آن زمان سردار هدایت لطفیان بود خراب کردند و پیشنهاد دادند که شورا وی را عزل کند.

وی ادامه داد: من احساس کردم صحنه‌سازی تصنعی است، گفتم ما هنوز بررسی کافی نکرده‌ایم و ضمناً مرجع عزل و نصب فرمانده نیروی انتظامی ما نیستیم و فرماندهی کل قواست، لذا چنین اقدامی نمی‌توان کرد. قرار شد شورای امنیت کشور به سرپرستی وزیر کشور موضوع را دنبال کند. آنجا پیشنهاد کردم بنده به عنوان نماینده رهبری در شورای عالی، در آن جلسات شرکت کنم که همین‌طور هم شد . جلسات از فردای آن روز در دفتر وزیر کشور تشکیل می‌شد و حوادث را پیگیری می‌کرد، تا شب یک‌شنبه بیانیه‌ای صادر شد اما رفتار و گفتارها در جلسات حکایت از سازمان‌یافتگی موضوع می‌کرد ، لذا بعد از جلسه با محافظین خود در شهر دوری زدم و دیدم آنچه به ما گزارش می‌دهند با آنچه در شهر می‌گذرد متفاوت است.

فردای آن روز موضوع را از طریق آقای دکتر روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی دنبال کردیم و جلسه‌ای در دبیرخانه گذاشته شد.

من هم شرکت کردم . هر چند دولت با ورود سپاه برای حل مسئله مخالفت می‌کرد به بهانه اینکه فضا را نظامی‌ می‌کند ولی بعد از کش و قوس در این مسئله، تصویب شد سپاه ، امنیت را بر عهده گیرد و خیلی زود ماجرا خاتمه یافت و این نشان می‌داد که مسئله‌ای در مدیریت ماجرا بوده است . البته نکات زیادی در این حادثه وجود دارد که مجال طرح آن فعلاً وجود ندارد و شاید بعدا به شکل تفصیلی به آن بپردازم.

روح‌الامینی: احمدی‌نژاد در رخدادهای پس از انتخابات، بی‌تقصیر نبود

روح‌الامینی:
احمدی نژاد، رئیس جمهوری کنونی، در رخدادها و فرایند پیش آمده بی تقصیر نبود. برخی افراد می‌توانستند کاری کنند که هیزم به آتش نریزند. تعدد فهرست انتخابات تا اندازه‌ای پذیرفتنی است، که به برگزاری اصلح در فضایی آزاد کمک می‌کند، ولی گذشتن از یک تعداد معقول پذیرفته نیست.
کد خبر: ۲۳۰۱۱۲
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۳
دبيرکل حزب توسعه و عدالت ايران اسلامي، گفت: ضرورت مشارکت در انتخابات توجيه عقلاني، عرفي، شرعي و ملي دارد که نبايد از آن چشم پوشيد، زيرا تنها راه اصلاح جامعه از طريق صندوق‌هاي رأي است.

به گزارش خبرگزاری‌ها، شب گذشته، عبدالحسين روح‌الاميني با حضور در دانشگاه زنجان، گفت: کساني که راهي جز اهداف انقلاب و مسير مردم هميشه در صحنه برگزیدند، با شکست روبه‌رو شدند، زيرا مردمي که براي به دست آ‌وردن اين انقلاب از مال و جان و عزيزان خود هزينه کرده‌اند، به راحتي از آن نخواهند گذشت.

وي افزود: مشاهير اصلاح‌طلب به دلیل برخي بهانه‌ها، به راحتي و با يک خيال واهي، راه خود را براي هميشه از خانواده مردم انقلابي ايران جدا كردند و از حمايت‌هاي همه‌جانبه آنها محروم شدند. هر فرد در هر مقامي که باشد، اگر از اصول موضوعه انقلاب، رهبري، قانون اساسي و قرآن که مبناي هويتي ما به‌شمار مي‌روند فاصله بگيرد، محکوم به شکست خواهد بود.

دبيرکل حزب توسعه و عدالت ايران اسلامي با اشاره به اينکه در اين دور از انتخابات مجلس با دو موضوع مهم روبه‌رو هستيم، خاطرنشان کرد: اصل مشارکت مردم از تک‌تک پيشرفت‌هاي علمي و فناوري‌ها بسيار مهمتر است و با توجه به رخدادهای اخير، در دفع بسياري از فتنه‌ها مؤثر خواهد بود و موضوع دوم نيز بحث کارآمدي مجلس نهم است که در ادامه مجلس هشتم و در زماني که نظام سياسي کشور در حال تحول است، آغاز به کار خواهد کرد.

وي با تأکيد بر اينکه در مورد عملکرد همه مجالس دوره‌هاي پیش نمي‌توان قضاوت يکپارچه کرد، ادامه داد: همه مجلس‌ها از آغاز انقلاب اسلامي با فرازها و فرودهايي روبه‌رو بوده است و در مجلس گذشته نيز بدون توجه به حضور اصلاح‌طلبان يا اصولگرايان، از مترقي‌ترين دوره‌هاي نظام قانونگذاري در حوزه بهداشت و درمان در برنامه پنجم توسعه بوده و بايد توجه داشت که نکته منفي اين مجلس، نظارت ضعيف آن بر امور است.

روح‌الاميني با بيان اينکه اين دوره از مجلس بايد عصاره فضايل ملت باشد، تأکيد كرد: همه کانديداها معتقد به اصول مبنايي نظام هستند. در عرصه رقابت انتخاباتي دو نکته مغفول مانده است که بايد مورد توجه قرار گيرد؛ يکي اينکه کساني که کارنامه مسئوليتي در حوزه‌هاي مديريتي ندارند، بايد برنامه ارائه دهند، زيرا نقد و بررسي کانديداها بايد با توجه به سوابق يا برنامه‌هاي کاري صورت بگيرد و از پرداختن به حواشي پرهيز شود که متأسفانه در اين باره، در صحنه سياسي کشور آسيب‌شناسي جدي صورت نگرفته است.

وي با تأکيد بر اينکه «انتخابات بهترين فرصت براي تصميم‌گيري در مسايل کشور است و نبايد خودمان را از اين فرصت محروم کنيم»، افزود: من در اين دوره کانديداي نمايندگي نشدم تا جلوي اين شايعه و تفکر نادرست را که مي‌خواهم از خون پسرم سوء‌استفاده کنم بگيرم. ما يک کشور يکپارچه با هر زبان و از هر قوم و قبيله هستيم که نبايد برخي مسايل حاشيه‌اي را دستاويز کنيم، زيرا تاکنون ملت ايران از پس مسائل حاشيه‌اي به خوبي برآمده است.

اين عضو شوراي عالي جبهه ايستادگي با بيان اينکه «آن‌هايي که اصل نظام را قبول ندارند، بايد راه خود را از نظام جدا کنند»، يادآور شد: همه اصول و قوانين نظام بايد در کنار هم مورد توجه قرار بگيرد، زيرا برخي از اين اصول زيربناي اصل‌هاي ديگر است. اکنون در دنياي مجازي و عصر رسانه و ارتباط زندگي مي‌کنيم و اگر به استقبال تحولات نرويم، تحولات ما را با خود خواهند برد و از ما عبور خواهند کرد. شايد بتوانيم جريان آن را به تعويق بيندازيم، اما کم‌کم به سمتي مي‌رويم که رودررويي با اين تحولات ناگزير خواهد بود و به همين دليل بهترين روش، آمادگي علمي و توليد فکري و فرهنگي در اين زمينه است تا در اين جريان غرق نشويم.

وي با اشاره به اين جمله امام(ره) كه «ملاک، حال فعلي افراد است»، اظهار کرد: فساد در نظام و خيانت به بيت‌المال از سوي هر کس و با هر پيشينه‌اي که باشد، امري غيرقابل قبول و بالاتر از هر جرم و جنايتي است که بايد با آن برخورد جدي صورت گيرد و پیش از اينکه نظام قضايي وارد عرصه برخورد شود، اين مردم هستند که با امر به معروف و نهي از منکر سد راه اين‌گونه رخدادها خواهند بود.

وي با اشاره به اينکه «انتخابات يک فرصت براي ملت ايران است»، خاطرنشان کرد: اگر از اين فرصت استفاده نکنيم، همين فرصت تبديل به تهديدي بر عليه ما و فرصتي براي آمريکا خواهد بود که از همان اوايل انقلاب در پي ضربه زدن به انقلاب نوپاي اسلامي بود.

به گزارش ايسنا، دبيركل حزب توسعه و عدالت ايران اسلامي همچنين در جمع خبرنگاران گفت: پيش‌بيني مي‌شود اردوگاه بزرگ اصولگرايان ـ البته با کارکرد متفاوت ـ وارد مجلس نهم شود که در اين باره بايد تا خرداد سال آينده صبر کرد.

وي با بيان اينكه «تعدد فهرست انتخابات تا اندازه‌ای پذیرفته است، اما گذشتن از حد معقول، پذیرفته نيست»، افزود: در روزهاي پاياني تبليغات، می‌بینیم كه چهار فهرست اصلي در کشور وجود دارد و اين نشان‌دهنده يک رقابت مطلوب است. فهرست‌هايي که يک‌شبه و بدون ريشه در يک جريان سياسي وارد عرصه رقابت مي‌شوند، هيچ محل تأثير و توجهي در فرآيند انتخابات نخواهند داشت.

روح‌الاميني با تأکيد بر اينکه «مجلس آينده مجلسي خواهد بود که در قالب اقليت‌هاي متفاوت و فراکسيون‌هاي متعدد شکل مي‌گيرد و با يک آرايش و شکل جديد آغاز به کار مي‌كند»، يادآور شد: در هر دوره حضور مردم بيش از 50 درصد بوده است و قطعاً در اين دوره نيز حضور مردم بيش از اين ميزان خواهد بود.

اين عضو شوراي عالي جبهه ايستادگي در ادامه خاطرنشان کرد: وقتي مردم با حضور همه‌جانبه و پرشور خود، فضاي غبارآلود سال 88 را پشت ‌سر گذاشتند، همين امر گواه حضور پرشور مردم در انتخابات اين دوره از مجلس شوراي اسلامي است.

روح‌الاميني در پايان، در پاسخ به پرسشي درباره اهميت فرهنگ و پرداختن به امور فرهنگي، اظهار کرد: با توجه به اينکه فرهنگ در همه حوزه‌ها مظلوم واقع شده و مغفول مانده است، بايد گفت که حوزه سياسي، حوزه‌اي است که مي‌تواند در امر فرهنگ بسيار مؤثر باشد. اگر نمايندگان شايسته‌اي که عصاره فضايل ملت باشند به مجلس راه يابند، قطعاً اين حضور در امور فرهنگي نيز بي‌تأثير نخواهد بود. البته نبايد از سياست هم غافل شويم تا مبادا به دست اصحاب قدرت و ثروت ـ که سياست را در راه منافع خود مي‌خواهند ـ بيفتد، چراكه در اين صورت فرهنگ نيز با بي‌اعتنايي مورد غفلت واقع مي‌شود.

عضو جبهه ایستادگی ایران اسلامی گفت: در مجلس هفتم که در دست دولت اصلاحات بود و مجلس هشتم که در دست دولت کنونی بود، حضور مردم بیش از 50 درصد بود و قطعا در این دوره حضور مردم بیش از این میزان خواهد بود.

به گزارش مهر، عبدالحسین روح الامینی شامگاه سه‌شنبه در جمع خبرنگاران در محل دانشگاه زنجان افزود: پیش بینی می‌شود اردوگاه بزرگ اصولگرایان البته با کارکرد متفاوت وارد مجلس نهم شود البته من پیشگو نیستم و باید تا خرداد سال آینده صبر کرد.

وی ادامه داد: در مجلس هشتم، شاهد حضور اردوگاه بزرگ اصولگرایان بودیم که در یک گوشه مطهری و دوستانش، موافق سؤال از رئیس جمهور بودند و در یک سوی دیگر، حسینیان و آقاتهرانی در فراکسیون انقلاب اسلامی از یک جبهه ولی با کارکرد متفاوت حضور داشتند.

روح الامینی افزود: تعدد فهرست انتخابات تا اندازه‌‌ای پذیرفته است که به برگزاری اصلح در فضایی آزاد کمک می‌کند؛ اما گذشتن از یک تعداد معقول قابل قبول نیست.

عضو جبهه ایستادگی ایران اسلامی تصریح کرد: در روزهای پایانی تبلیغاتی چهار فهرست اصلی در کشور وجود دارد که نشان دهنده یک رقابت مطلوب است.

روح‌الامینی تأکید کرد: فهرست‌هایی که یک شبه و بدون ریشه در یک جریان سیاسی وارد عرصه رقابتی می‌شوند، هیچ محل تأثیر و توجهی در فرایند انتخابات نخواهند داشت.

وی تأکید کرد: مجلس آینده مجلسی خواهد بود که در قالب اقلیت‌های متفاوت و فراکسیون‌های متعدد شکل خواهد گرفت و با یک آرایش و شکل جدید آغاز به کار خواهد کرد.

عضو جبهه ایستادگی ایران اسلامی با اشاره به حضور بیش از 50 درصدی مردم در دو انتخابات پیشین مجلس گفت: در مجلس هفتم که در دست دولت اصلاحات بود و مجلس هشتم که در دست دولت کنونی است، در هر دوره حضور مردم بیش از 50 درصد بوده است و قطعا در این دوره حضور مردم بیش از این میزان صورت خواهد گرفت.

روح الامینی با اشاره به فتنه 88 یادآور شد: وقتی مردم با حضور همه جانبه و پرشور خود فضای غبارآلود آن دوران را پشت سر گذاشتند، همین امر گواه حضور پرشور مردم در انتخابات این دور از مجلس شورای اسلامی است.

وی با تأکید بر اینکه احمدی نژاد رئیس جمهوری کنونی در رخدادهای و فرایند پیش آمده بی تقصیر نبود، تأکید کرد: برخی افراد می‌توانستند کاری بکنند که هیزم به آتش نریزند.

تأثیر جریان انحرافی بر مجلس نهم بی ثمر است

عضو جبهه ایستادگی ایران اسلامی تصریح کرد: با همه این اتفاقات، تأثیر جریان انحرافی بر مجلس نهم بی ثمر است، زیرا پس از رخدادهای اخیر و کنونی، کسی را سراغ نداریم که ادعای حمایت از جریان انحرافی را داشته باشد یا منتظر انتخاب کاندیدایی برای حمایت از این جریان باشد.

روح الامینی همچنین درباره وضعیت فرهنگی کشور گفت: با توجه به اینکه فرهنگ در همه حوزه‌ها مظلوم واقع شده و مغفول مانده است، تأکید کرد: حوزه سیاسی حوزه‌ای است که می‌توان در امر فرهنگ بسیار مؤثر باشد اگر نمایندگان شایسته که عصاره فضایل ملت باشند به مجلس راه یابند، قطعا این حضور در امور فرهنگی نیز بی تأثیر نخواهد بود.

وی تصریح کرد: نباید از سیاست غافل شویم تا به دست اصحاب قدرت و ثروت که سیاست را در راه منافع خود می‌خواهند، بیفتد و از این راه فرهنگ نیز با بی اعتنایی مورد غفلت واقع شود.

ریشه‌های کسری بودجه دولت با این همه درآمد نفتی چیست؟

چه شد، دولتی که درآمدهای چند صد میلیارد دلاری ناشی از صادرات نفت دارد، با کسری بودجه روبه‌رو شد؟ دولت میلیاردها دلار درآمد داشته، ولی این میلیاردها دلار درآمد، میلیاردها دلار هزینه برای او درست کرده است.
کد خبر: ۲۳۰۰۲۴
تاریخ انتشار: ۰۹ اسفند ۱۳۹۰ - ۲۲:۵۴
از آنجا که کسری بودجه در اقتصاد ایران، دامان بسیاری از واحد‌های تولیدی و سازمان‌ها، از جمله سازمان تأمین اجتماعی را گرفته، عامل تشدید بسیاری از مشکلات در حوزه درمان و تولید نیز شده است.

حال ریشه‌های کسری بودجه چیست و اگر استمرار یابد، چه پدیده‌هایی به بار خواهد آورد؟! موضوع آنقدر مهم است که بی‌توجهی به آن و تلاش نکردن برای رفع آن، اخلاق را از جامعه ایرانی حذف خواهد کرد؛ آنچه شروع آن را می‌توان از کسری بودجه دید.

به گزارش «تابناک»، کسری بودجه عاملی برای بسیاری از سیاست‌های اقتصادی شده و این‌ها در حالی است که نه تنها اوضاع بهتر نمی‌شود، بلکه هزینه‌ها روز به روز افزایش می‌یابد.

این که چه شد که دولتی با درآمدهای چند صد میلیارد دلاری ناشی از صادرات نفت با کسری بودجه روبه‌رو شد، بحث جداگانه‌ای می‌خواهد، ولی بسیار خلاصه پاسخ این است، در صورت این که درآمدهای فراوان بادآورده، زمینه خلق ثروت واقعی را فراهم نکند، اول از همه خود و دوم ثروت‌های واقعی موجود را از میان می‌برد.

بنابراین، دولتی موفق است که درآمدهای خیره کننده نفتی او را خیره نساخته و در اموری هزینه کند که نتیجه‌اش بالا بردن توان بخش خصوصی و بهبود فضای کسب و کار شود تا از این رهگذر، بستر خلق ثروت واقعی (رشد همراه با بهره‌وری) فراهم شود. حال این که، به هر صورت در اقتصاد ایران، روش دولت برای خصوصی‌سازی، رویکرد فروش شرکت‌های دولتی بوده و درآمدهایی را هم که از این بابت به دست آورده، در راه توانمندسازی بخش خصوصی به کار نبرده است.

برای حمایت از بخش خصوصی، جهت توانمندسازی آن، کار چشمگیری نشد و بسیار کوته‌نگر، درآمدهای نفت صرف خرید کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای برای تولید شد و نتیجه‌ای جز ناکارآمدی برای شرکت‌های تولیدی نداشته است. در حالی که این درآمدها، می‌توانست در راهی هزینه شود که نتیجه‌اش این شود که خود خالق تحقیق و توسعه باشیم، نه این که خریدار، فرآورده‌های ناشی از تحقیق و توسعه خارجی. چنین رویکردی به اقتصاد که ساده‌ترین و زیان‌آورترین راه بود، عاملی شد که بیش از 60 درصد تولید داخلی ناشی از زحمات کشور‌های دیگر باشد.

هزینه‌های این روش به خوبی امروز مشخص است. توان تفکر و نوآوری از شرکت‌های تولیدی گرفته شده و در ساخت، طراحی، توسعه و تعمیر نیازمند شرکت‌های خارجی هستند، بهره‌وری و سرمایه‌های انسانی و اجتماعی در وضعیت نامطلوبی قرار گرفته و بدتر از همه این که بازدهی سرمایه‌های فیزیکی نیز منفی شده است.

با یک مثال به راحتی آنچه را در اقتصاد ایران رخ داده، می‌توان بیان کرد. کودکی را تصور کنید که مادرش مرتب به او غذا می‌دهد و از او می‌خواهد تا می‌تواند بخورد. اگر متناسب با امکانات و ظرفیت بچه به او غذا داده نشود و بیش از آنچه در توان دارد، به او غذا بدهد، این غذا به جای آنکه هضم شده و به رشد بچه کمک کند، رشد او را تهدید کرده و برای او خطرناک می‌شود.

در اقتصاد ایران نیز از آنجا که به موهبت نفت، درآمدهای فراوانی داشته‌ایم، تا می‌توانستیم از این درآمدها برای واردات کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای (85 درصد واردات از جنس کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای است) برای رشد بیشتر بهره برده‌ایم و گامی در راه بالا بردن ظرفیت جذب خود برنداشتیم و این عاملی شد که سرمایه‌های انسانی به سرمایه‌های اجتماعی تبدیل نشده و گوشه‌ای خاک بخورد.

هزینه‌های این روش برای تولید آنقدر بالاست که عملا دولت را در هزینه‌های بالا گذارد. بلی؛ دولت میلیارد‌ها دلار درآمد داشته، ولی این میلیارد‌ها دلار درآمد، میلیارد‌ها دلار هزینه برای او درست کرده و این هزینه‌ها به گونه‌ای بوده که عملا دولت را از استمرار این روش بازداشته است.

حال نیز قرار نیست روش تغییر کند. شوکی به بخش‌های تولیدی اعمال شد تا آنها همان روشی را که دولت تا دیروز انجام می‌داده است، انجام دهند؛ منتهی قضیه بدتر شده است، به گونه‌ای که جنس واردات از کالاهای سرمایه‌ای و واسطه‌ای به سمت کالاهای مصرفی حرکت کرده است، چرا که در شرایط رکود تورمی، به راحتی می‌توان کالاهای مصرفی ارزان را گرانتر فروخت و هزینه‌های این روش بسیار کمتر از تولید است.

مطالب گفته شد، مقدمه‌ای بود برای این که مشخص شود چرا دولت با کسری بودجه روبه‌رو شده است. حال اگر بخواهیم با این مقدمه، امروز به اقتصاد ایران نگاه کنیم، بسیار صریح و بدون هیچ شوخی، باید گفته شود، اگر قرار باشد هنوز هم درآمدها در راستای افزایش هزینه‌ها خرج شود، بی گمان، آسیب بسیار بزرگی به اقتصاد ایران وارد خواهد شد، چرا که این راه، افزون بر آنکه دولت را در کسری بودجه قرار خواهد داد، با تشدید کسری بودجه دولت، بانک‌ها، بخش‌های خصوصی، تولید کنندگان، تأمین اجتماعی و بسیاری از سازمان‌های وابسته به دولت را قربانی کسری بودجه دولت می‌کند و بنابراین، ادامه این روند، بی‌گمان از داشته‌های امروز اقتصاد ایران خواهد کاست.

بنابراین، باید مشخص شود که دولت می‌خواهد درآمدها را در چه راهی خرج کند، چرا که خرج کردن نادرست، عامل تشدید رکود تورمی در اقتصاد ایران است.

هم اکنون حساب ذخیره ارزی به علت کسری بودجه دولت و گذراندن روش‌های ضد توسعه‌ای فدا شده است. در لایحه بودجه 91 نیز، دولت بانک‌ها را موظف کرده که نزدیک دوازده میلیارد دلار به شرکت‌های دولتی‌اش وام بدهد. همچنین قرار شده است که دولت، نزدیک 65 میلیارد دلار از مردم قرض کند. می‌بینیم که در این راه، روز به روز قربانی‌ها اضافه می‌شوند و کار به جایی می‌رسد که دیگر ذره‌ای اخلاق در اقتصاد ایران باقی نخواهد ماند، چرا که همه بر سر پول دعوا خواهند کرد.

بنابراین، خواهش می‌کنیم و از مجلس تقاضا می‌شود که دولت را از خرج کردن درآمد در راهی که کسری بودجه جامعه را افزایش می‌دهد، برحذر دارد.

هم اکنون به علت کسری بودجه و این نحوه درآمدزایی دولت، فضا برای بخش خصوصی تنگ و تنگ‌تر شده و قرار است منابع مردم و بانک‌ها برای دولت و شرکت‌های دولتی هزینه شود که به این ترتیب، عملا چیزی برای بخش خصوصی باقی نخواهد ماند؛ بنابراین، دولت باید در گام بعدی، این خسارت را به بخش خصوصی جبران کند؛ به این معنا که این درآمدها را در راه توانمندسازی بخش خصوصی، آن هم با حمایت از مراکز تحقیق و توسعه و سرمایه‌گذاری برای آن، خرج کند، چرا که در غیر این صورت، افزون بر آنکه بر کسری بودجه و تورم خواهد افزود، دست به سیاست‌های ضد توسعه‌ای از جمله، افزایش نرخ ارز، بهره و قیمت‌ها خواهد زد، چرا که ناکارآمدی، سفته بازی و افزایش هزینه‌های تولید، راهی جز این باقی نمی‌گذارد و این راه از آنجا که رکود تورمی را تشدید می‌کند، بیشتر بر داشته‌های مثبت ما لطمه زده و خسارت‌های جبران‌ناپذیر تشدید رکود تورمی را بر جامعه تحمیل خواهد کرد.

این همه کلاس دشمن شناسی و دریغ از یک کلاس دوست شناسی!

سئوال این است که آیا شناخت دوستان و از دست ندادن آنان، مگر آموزش نمی خواهد ،مگر یافتن دوست ها و نگه داشتن آن هنری کم تر از شناخت دشمنان است ؟
کد خبر: ۲۲۹۱۱۲
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۸:۳۳
  ایرانیان یک عادت روانی و فرهنگی دارند و آن هم توجه بیش از حد به دشمن و غفلت از شناخت دوستان است ، به همین جهت است که هر ساله با ریزش هایی روبرو هستیم که دربسیاری از اوقات می توانستیم از وقوع آن جلوگیری کنیم و نکردیم و گاهی اوقات هم خود تبر به ریشه دوستان زدیم و ندانستیم که هزار دوست کم و یک دشمن بسیار.

به گزارش «تابناک» ، در طول سال در دانشگاه ها ، پایگاه های مقاومت و دیگر نهادهای فرهنگی کلاس های متعددی با عنوا دشمن شناسی ، غرب شناسی و ... تشکیل می شود و مخاطبان با اندیشه و روش و رویکرد دشمنان به ایران و ایرانی آشنا می شوند که البته در جای خود مطلوب است . اما سئوال این است که آیا شناخت دوست و از دست ندادن آنان مگر آموزش نمی خواهد ،مگر یافتن دوست ها و نگه داشتن آن هنری کم تر از شناخت دشمنان است ؟

در چند سال اخیر چه تعداد از دوستان انقلاب را با ندانم کاری ها از دور و بر انقلاب پراکنده ایم و در بهترین حالت آنان به دوستانی منفعل تبدیل کرده ایم که در بزنگاه های حساس از کمک آنان محروم شده ایم . چرا اصرار بر این است که همه دوستان به مانند ما فکر کنند و اگر در حلقه دوستان کسی به گونه ای دیگر اندیشید اساس دوستی او را از بیخ و بن بر می کنیم ؟ شبنامه و انواع اقسام تبلیغات علیه آنان منتشر کنیم ؟

 اتفاقا آموزش دوست شناسی ، از آن مسائلی است که باید بیش از همه به برخی از مسئولان تذکر داده شود آنان که چون خود را محور حق و حقیقت می دانند ، همواره با درک خود به قضاوت درباره دیگر دوستان می نشینند و اگر نتوانستند دوستی را تحمل کنند وی را از فهرست دوستان خارج و دشمن تلقی اش می کنند ، آن زمان آموزش می دهند که آن دوست سابق و این دشمن فعلی را بشناسیم . حال اگر خود آنان دوست را می شناختند ، دشمنش نمی کردند . برخی خود را معیار شناخت فتنه دانسته و هر کس غیر خود را غیر دوست می نامند و آنقدر در این کار مبالغه می کنند که حلقه یاران را کم و خود را کاسب فتنه می بینند و عده ای دیگر هم جبهه دوستان را گم و به گاه حادثه خاموش و کز کرده ، حلقه دوستان را تنها می گذارند. این هر دو گروه مشکلی اصلی شان این است که دوست را نمی شناسند حال یا آگاهانه و یا نااگاهانه .

 برخی گویی فراموش کرده اند که همه فرزندان انقلاب در صحنه های دشوار پیش رو باید دست در دست هم دهند و چرخ انقلاب را به پیش ببرند . اینان چنان نفرت را  نسبت به دوستان پراکنده اند که در روزی که باید به گرد هم جمع شوند ، نفرت پراکنی این روزها همه را دلزده خواهد کرد و رغبت کار گروهی حول منافع کشور را از دست می دهند .

آنچه که تا کنون کشور از ناحیه آن دچار خسران شده اتفاقا نه از ناحیه دشمن ، بلکه از ناحیه از دست دادن دوست های بیشماری است که اگر ندانم کاری های سیاستمداران آنان را دشمن نکرده باشد ، حداقل دیگر دوست هم باقی نمانده اند. ماهست دشمن دشمنی است و در دل همین دشمنی هاست که فرزندان انقلاب تا کنون نقاط قوت خود را شناخته اندو انقلاب را به پیش برده اند .

اما گویا سیاستگزاران فرهنگی ضرورتی برای وجود کلاس های دوست شناسی در کشور نمی بینند ، لازم است به آنان تذکر داده شود که بیش از هز عامل دیگری در مقابل دشمن ، لازم است بر دوست ها اتکا شود و بارها تاکید شده است انسان متضرر کسی است که دوست نداشته باشد و بدتر از اوکسی که دوستی داشته باشد و به راحتی او را از دست بدهد.

پاسخ دکتر علی مطهری به سخنان حجت‌الاسلام پناهیان + جوابیه آقای پناهیان

علاقه من به نظام و ولایت فقیه از این افراد اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست. من پیکر در خون غلتیده و سر سوراخ شده پدر خود را که در بیست و یک سالگی دیده‌ام، همچنان در برابر چشم دارم. هنوز از یادآوری صحنه‌ای که دستان استاد از فرط ناراحتی از شنیدن سخنان آشوری (از بنیانگذاران فرقان) درباره قرآن می‌لرزید، به خود می‌لرزم، ولی نمی‌توانم درباره انحراف در تفسیر ولایت فقیه ساکت بمانم.
کد خبر: ۲۲۹۱۸۶
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۸:۲۵
  چندی پیش یکی از سایت‌های خبری، بخش‌هایی از سخنرانی حجت‌الاسلام پناهیان در مطلبی با نام «پاسخ به ادعای مطهری» را منتشر کرده که این سخنرانی با واکنش دکتر علی مطهری، نماینده اصولگرای مجلس هشتم روبه‌رو شده است و وی در مطلبی به مطالب مطرح در سخنان حجت الاسلام پناهیان پاسخ داده است که متن کامل پاسخ دکتر مطهری در ادامه می‌آید:

علی مطهری نوشته است که جناب پناهیان گفته‌اند:

«برخی از نمایندگان اصول‎گرای مجلس که از حداقل درایت سیاسی برخوردار نیستند، می‌گویند كه مجلس نباید تابع اشارات رهبری باشد، بلکه فقط باید تابع فرامین و حکم حکومتی باشد! در حالي‌ كه مجلسي که چنین باشد، به نقطه امید دشمن تبدیل خواهد شد و امنیت و اقتدار کشور را کاهش خواهد داد. به نماینده اصول‌گرا می‌گوییم، چرا رسانه بیگانه سخنان تو را پخش می‎کند، می‌گوید من نمی‎دانم چرا این ‎کار را می کند! ما باید ببینیم مواضع کدام یک از نامزدها در بی بی سی با اشتیاق پوشش داده می‌شود و به اين افراد رأی ندهیم».

با گذشت از تعبیر توهین‌آمیز ایشان که کاش لااقل حرمت لباسی را که پوشیده اند نگه می‌داشتند، در اینجا در سه بخش به ادعاهای ایشان پاسخ می‌دهم.

بخش نخست: تفسیر خودساخته آقای پناهیان از ولایت فقیه

 با تعبیر ایشان که «مجلس نباید تابع اشارات رهبری باشد» و این تعبیر را به اینجانب نسبت داده‌اند، نوعی بی‌اعتنایی بنده به رهنمودهای رهبری به مخاطب القا شده است. سخن من دربارۀ ولایت فقیه که بارها تأکید کرده ام حاوی دو نکته اساسی است: اول این که برای طرح هر موضوعی در مجلس لزومی ندارد ابتدا از نظر موافق رهبری اطمینان حاصل کنیم تا مجلس به یک موجود دست و پا بسته تبدیل شود. بله، اگر رهبری لازم دیدند در مورد مسأله ای امر یا نهی کنند صد در صد اطاعت می‌کنیم. دوم آن که اگر رهبری نظری (غیر از موارد حکم حکومتی) در باب مطلبی ارایه دادند ـ گرچه معمولا با توجه به تجربیات و بینش های رهبری راهگشاست ـ اما هیچ ایرادی ندارد که کسی نظر مخالفی ابراز کند و الا باید حتی مشاور عالی داشتن رهبری را امری ضد ولایت فقیه تلقی کنیم!

نه فقط در مورد ولی فقیه بلکه حتی در مورد معصومان هم چنین است، یعنی پیامبر (ص) و ائمه ـ علیهم السلام ـ نه تنها اجازه طرح نظر مخالف را می داده اند بلکه گاهی آن را می‌پذیرفته اند.

داستان حباب بن منذر از مسلمات تاریخ اسلام است. وقتی مسلمانان به جنگ بدر می رفتند، پیامبر(ص) به تشخیص خود لشکر اسلام را در نقطه ای فرود آورد. مرحوم حجت الاسلام دکتر آیتی که به تعبیر شهید مطهری بهترین متخصص در تاریخ صدر اسلام است در کتاب تاریخ پیامبر اسلام چنین نقل می کند:

«حباب بن منذر گفت: ای رسول خدا! آیا خدا فرموده است که در اینجا منزل کنیم و پیش و پس نرویم، یا از نظر تدبیر جنگ هر جا که شایسته باشد می توان فرود آمد؟ رسول خدا فرمود: نه، امری در کار نیست، باید طبق تدبیر و سیاست جنگ رفتار کرد. حباب بن منذر گفت: اگر چنین است اینجا جای مناسبی نیست، بفرمای تا سپاه اسلامی پیش روند و در کنار نزدیکترین چاه به دشمن فرود آیند.  رسول خدا پیشنهاد وی را پذیرفت و دستور داد تا سپاهیان اسلامی در کنار نزدیکترین چاه به دشمن فرود آمدند» (تاریخ پیامبر اسلام، ص 259).

از جناب پناهیان تعجبی نیست که از این جریانات تاریخی در منابر خود نگویند. تعجب آن است که تا آنجا در تفسیر ولایت فقیه بیراهه روند که صریحا بر خلاف مبانی علم کلام در شیعه و با روشی «اشعری مسلک» می گویند «ولایت از عدالت بالاتر است!». هر طلبه مبتدی که اندک معلومات کلامی داشته باشد، می‌داند که شیعه بر اساس حسن و قبح عقلی نمی‌پذیرد که حتی در مورد خداوند بگوییم که عدل آن است که خداوند انجام می دهد بلکه باید گفت چون عدالت است خداوند انجام می‌دهد.

 دلایلی که ایشان در توجیه بالاتر بودن ولایت از عدالت آورده اند به غایت سست و قیاس مع الفارق است. از جمله اینکه چون ایراد مالک اشتر به امیرالمؤمنین (ع) - که معصوم بوده و فعلشان حجت است - در مورد منصب دادن به ابن عباس بر مبنای توهم عدالت خواهی مالک اشتر بوده، پس ولایت از عدالت بالاتر است! این در حالی است که خود آیت الله خامنه ای در سفر اخیر به کرمانشاه طبق گزارش موجود در سایت ایشان «با اشاره به مغالطه عده‌ای در تعبير حضرت امام مبنی بر ولايت مطلقه فقيه، خاطرنشان كردند: آنها سعی كردند نظر امام را به معنای بی‌اعتنايی ولايت فقيه به قوانين تفسير كنند، اما امام بزرگوار ملت، ضمن تأكيد بر ولايت مطلقه فقيه، خود بيشتر از همه به رعايت قوانين، اصول، مبانی و جزييات احكام شرعی مقيد بود». تأکید رهبر انقلاب بر التزام رهبری به «قانون» است ولی ولایت فقیه به تقریر آقای پناهیان حتی در چهارچوب «عدالت» هم نمی گنجد!

در اینجا مجال بررسی دیگر استدلال‌های مشعشع جناب پناهیان بر اصل بودن ولایت نسبت به عدالت نیست، ولی ممکن است این پرسش برای برخی خوانندگان پیش آید که اگر این حرف‌ها این قدر سست است، چرا هیچ یک از علما در نقد آن سخنی نگفتند با آنکه از تلویزیون هم پخش شد.

پاسخ روشن است: معرکه تبلیغاتی که به دست رسانه های تخریب گر است . قبل از آنکه بفهمند و یا بدانند ناقد چه گفته، همین قدر که مطلع شوند حرف امثال آقای پناهیان را تکرار نکرده در مدت یک روز نه تنها فرد، متهم به ضدیت با ولایت فقیه می شود بلکه جمعیت خودجوش! نیز در مقابل منزلش سبز می شود.

بخش دوم: جنجال و شادی دشمن، تنها ملاک نیست

وارد بخش دوم استدلال جناب پناهیان می‌شوم که هر گاه دشمن مطلبی را با آب و تاب نقل کرد معلوم می‌شود، آن سخن یا عمل غلط بوده است. پس با توجه به تصویر زیر جای شکرش باقی است که جناب پناهیان یک بار هم که شده جانب عدالت را گرفته و ناخواسته حمله به خانۀ سردار علایی را محکوم کرده اند. این هجوم برای مدت مدیدی پر بیننده ترین خبر «بی بی سی» را تأمین کرده بود.




مثال‌ها از این دست بی شمار است. آیا جناب پناهیان ندیدند همۀ رسانه‌های دشمن چگونه حکم حکیمانۀ حکومتی رهبر انقلاب در لغو عزل وزیر اطلاعات را ناشی از اختلاف در بالاترین سطح حکومت دانسته و جنجال خبری به راه انداخته و شادی ها کردند؟ آیا ایشان با همین استدلال این اقدام نجات بخش رهبر بزرگوار انقلاب را هم ـ که نمونه بارزی از ایستادن در برابر استبداد بود  ـ محکوم می فرمایند؟!

بخش سوم: سخنی با برخی جوانان پاک و انقلابی

اما سخنی با برخی جوانان حزب‌اللهی. شهید مطهری در کتاب علل گرایش به مادیگری یک علت مهم رو گرداندن غرب از دین و مذهب را تصویر غلط از رابطه حاکم با مردم می‌داند. سخن من دقیقا همان حرف شهید مطهری است؛ اما افسوس که برخی جوانان پاک و انقلابی می پندارند امثال آقای پناهیان درک عمیقی از معارف اسلامی داشته و به جای خواندن کتب شهید مطهری معلومات خود را از منابر این چنینی می گیرند. شهید مطهری می‌نویسد:

«عده ای در استدلال‌های خود برای اینکه پشتوانه‌ای برای نظریات سیاسی استبداد مآبانه خود پیدا کنند به مسأله خدا چسبیدند و مدعی شدند که حکمران در مقابل مردم مسئول نیست، بلکه او فقط در برابر خدا مسئول است ولی مردم در مقابل حکمران مسئولند و وظیفه دارند. مردم حق ندارند حکمران را بازخواست کنند که چرا چنین و چنان کرده ای؟». (مجموعه آثار ج1، ص 553)

آنگاه شهید مطهری به کلام امیر المؤمنین(ع) استناد می‌کند (این از همان فرازهایی است که یافتنش در سخنرانی های جناب پناهیان آسان نیست):
«حق تعالی با حکومت من بر شما برای من حقی بر شما قرار داده است و شما را همان اندازه حق بر عهده من است که مرا بر عهدۀ شماست. حق همواره دو طرفی است؛ کسی را بر دیگری حقی نیست مگر اینکه آن دیگری را هم بر او حقی است. و اگر کسی باشد که بر دیگران حق دارد و دیگران بر او حقی ندارند او تنها خداست و آفریدگانش را چنین مزیتی نیست، زیرا او بر بندگانش توانایی و قدرت دارد و قضای گوناگون او جز بر عدالت جاری نمی گردد» (نهج البلاغه، خطبه 207 . در اینجا هم می بینیم نکته پیشین که کار خداوند هم در چهارچوب عدالت است در جملۀ آخر مورد تأکید حضرت است و ایشان حتی در مورد خداوند و یا الوهیت نمی فرماید فوق عدالت است! چه رسد به ولایت).

با وجود تأکید امیرالمومنین بر دو طرفه بودن حق، آیا هرگز دیده ایم امثال آقای پناهیان و یا جبهه پایداری یک بار هم که شده درباره «حق مردم بر ولی فقیه» سخن بگویند؟ 

آری، هم ضد انقلاب و بی بی سی و هم امثال جبهۀ پایداری و جناب پناهیان هر دو ولی فقیه را فردی جلوه می دهند که نمی توان در برابر سخن او حرفی زد با این تفاوت که گروه اول مغرضانه ولی فقیه را فردی مستبد و ظالم معرفی می کنند و گروه دوم با بی توجهی ولایت فقیه را تا حد استبداد عادل تنزل می دهند.

این تنها برخی فرمایش‌های پیامبر(ص) و امیر المؤمنین(ع) نیست که در سخنان جناب پناهیان اثری از آن پیدا نمی شود بلکه هر گاه مطالبی از رهبر بزرگوار انقلاب به مذاق جناب ایشان خوش نیاید، نمودی در سخنانشان پیدا نمی کند.

بی‌شک، هر مریدی ابتدا در رفع «خون دل» مرادش می‌کوشد، حال عدالت بالاتر از ولایت باشد یا پایین‌تر. وقتی ولی فقیه عادل فرمودند قضیه حمله به کوی دانشگاه دل انسان را خون می‌کند، ایشان چه میزان پیگیری فرمودند؟ در تبیین سخنان بسیار روشنگرانه رهبری در سفر کرمانشاه دربارۀ ولایت فقیه چقدر کوشیدند؟ آنجا که گفتند: «نمايندگان مجلس و مسئولان قوه قضاييه با اختيارات كامل و قانونی، وظايف خود را انجام می‌دهند و ممكن است تصميماتی بگيرند كه رهبری با آن مخالف باشد اما رهبری نه حق دارد نه می‌تواند و نه قادر است كه در اين مسائل دخالت كند مگر در جايي كه اتخاذ سياستی، به كج شدن راه انقلاب منجر می‌شود كه طبعا در اين هنگام به مسئوليت‌های خود عمل خواهد كرد».

 باید هشیار بود که وقتی کسانی به طرزی غیرمعمول جایگاه ولایت فقیه را بالا بردند (جایگاهی که هیچ یک از بزرگان و از جمله رهبر انقلاب آن را نمی پذیرند) و بیش از اندازه «ولایت، ولایت» کردند، شاید انگیزه هایی از جمله دو مورد زیر در کار باشد:

 افرادی هستند که پرونده‌های رسیدگی نشده دارند و می‌خواهند در جامعه حالتی روانی به وجود آورند که نام آنان یادآور ولایت فقیه باشد و هر نوع مخالفت با آنان نفی رهبری تلقی شود تا بلکه بتوانند از این طریق از به جریان افتادن پرونده هایشان جلوگیری کنند. 

دومین گروه، کسانی هستند که در شرایط کنونی می‌خواهند از طریق مبالغه در جایگاه ولایت فقیه، با استفاده از احساسات پاک جوانان انقلابی  پست و مقامی برای خود دست و پا کنند و البته خوشبختانه جناب پناهیان از هیچ کدام از دو گروه فوق نیستند.

من جوانان پاک و مؤمنی را که خالصانه بنده را ضد ولایت فقیه معرفی کرده و گاهی از توهین مستقیم و چشم در چشم نیز فروگذار نکرده اند بخشیده و خواهم بخشید، اما از آنان تقاضا دارم به جای حرفهای سطحی به دنبال مطالعه عمیق باشند. آنگاه روشن خواهد شد که آیا ولایت فقیه آن چیزی است که شهید مطهری می گوید و در کلام رهبر بزرگوار نیز وجود دارد یا آنچه برخی فتنه بازان به خورد جوانان پاک و انقلابی می‌دهند.

خود قضاوت کنید: ما در اسلام حق داریم از عملکرد خداوند پرسش کنیم که مثلا چرا فلان کودک معلول به دنیا آمد؟ چرا در عالم، شر وجود دارد؟ از عملکرد پیامبر(ص) پرسش کنیم که چرا حضرت، همسران متعدد داشتند؟ درباره عملکرد امامان معصوم پرسش کنیم که چرا امام حسن (ع) صلح کرد و چرا امام رضا (ع) ولایتعهدی مأمون را پذیرفت؟ شیعه که مکتبی عقل گراست به این پرسش‌ها افتخار کرده و آن را تضعیف الوهیت، نبوت و امامت نمی داند. اما نوبت به ولایت فقیه که می‌رسد یکدفعه افرادی مانند آقایان پناهیان، روانبخش، رسایی و بی ریا در قامت اسلام شناس وارد شده و می گویند فقط از اطاعت مطلقه حرف بزنید و طرح هر پرسشی تضعیف و بلکه ضدیت با ولی فقیه است!  

علاقه من به نظام و ولایت فقیه از این افراد اگر بیشتر نباشد کمتر نیست. من پیکر در خون غلتیده و سر سوراخ شده پدر خود را که در بیست و یک سالگی دیده ام همچنان در برابر چشم دارم. هنوز از یادآوری صحنه ای که دستان استاد از فرط ناراحتی از شنیدن سخنان آشوری (از بنیانگذاران فرقان) درباره  قرآن می‌لرزید به خود می‌لرزم، اما نمی‌توانم درباره انحراف در تفسیر ولایت فقیه ساکت بمانم. من به فضل خداوند برای دفاع از نظام اسلامی و جایگاه واقعی ولایت فقیه که بزرگانی چون شهید مطهری و رهبر انقلاب در تبیین آن کوشیده و می‌کوشند و ثمره آن دیندار ماندن جوانان است، تهمت‌ها را به جان خواهم خرید و تا زمانی که قلبم در سینه می‌تپد در صحنه خواهم بود.



متن جوابیه حجت الاسلام پناهیان

بسم الله الرحمن الرحیم

 جناب آقای علی مطهری سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

       از آنجا که شما در مرقومۀ خود مطالبی را به بنده نسبت داده‌اید که صحیح نبوده، و ضمن آن برخی از دیدگاه‌های خود دربارۀ ولایت فقیه را که قابل نقد می‌باشد بیان فرموده‌اید، به این وسیلۀ نکاتی را در پاسخ به فرمایشات جنابعالی متعرض می‌شوم. این نامه نه برای اهمیت داشتن رفع اتهام، که به دلیل امکان سوءاستفاده از مطالب شما و شبهاتی که مطرح فرموده‌اید و اهمیت دیگر مطالبی که ظاهراً به سرعت و طبیعتاً توأم با بی‌دقتی از جانب شما بیان شده، نگاشته می‌شود.

       مقدمتاً باید بگویم بنده همیشه ارزشمندترین فائدۀ هر رخداد سیاسی، خصوصاً انتخابات را، رشد سیاسی و بصیرت جامعه می‌دانم؛ و خوشحالم از اینکه این گفتگو موجب رونق این فایدۀ مهم گردد. برای بنده مهم‌تر از اینکه چه کسانی به مجلس راه یابند، شفافیت و سلامت هر چه بیشتر فضای سیاسی جامعه اهمیت دارد. چون چنین فضای روشنی دیر یا زود جلوی عوام‌فریبی‌ها را خواهد گرفت و موجب ثبات هرچه بیشتر جامعه در صراط مستقیم انقلاب خواهد شد.
       طبیعی است سخن دربارۀ آنچه شما فرموده‌اید مجال بیشتری می‌طلبد و ممکن است در این مختصر حق مطلب ادا نشود. لذا پیشاپیش از مجمل بودن برخی نکات و نیز طولانی شدن کل نوشته، از جنابعالی و خوانندگان محترم پوزش می‌طلبم.

       در همین آغاز کلام به عرض می‌رسانم که بنده احترام شما را خصوصاً به دلیل پدر بزرگوارتان لازم می‌دانم و امیدوارم شما نیز تحمل شنیدن سخن مخالف را داشته باشید.


*** 1- دربارۀ تبدیل شدن مجلس به یک موجود دست و پا بسته ***

       ابتدا فرموده‌اید: «برای طرح هر موضوعی در مجلس لزومی ندارد ابتدا از نظر موافق رهبری اطمینان حاصل کنیم تا مجلس به یک موجود دست و پا بسته تبدیل شود.» برای روشن شدن اذهان عمومی عرض می‌کنم که اساساً رهبری معظم در اکثر مواردی که از ایشان تقاضای دخالت می‌شود حتی از بیان نظر خود پرهیز می‌نمایند و به شدت به گردش امور طبق روال طبیعی و قانونی معتقد و ملتزم هستند؛ و حتی از اختیارات خود تا آنجا که بر مصالح عالی نظام خللی ایجاد نشود، استفاده نمی‌کنند، و بر این امر مراقبت و عنایت خاص دارند. نه تنها مجلس شورای اسلامی، بلکه مجمع تشخیص مصلحت و یا شورای عالی انقلاب فرهنگی را، که اعضاء آن را خود انتخاب می‌کنند، نیز غالبا در تصمیمات خود آزاد می‌گذارند، و به تشخیص‌های مسئولین و قانون‌گذاران احترام می‌گذارند. اگرچه رهنمودهای کلی خود را بیان داشته و بر اجرای آنها نظارت دقیق دارند.
       این مطلب را به آن دلیل عرض کردم که خوانندگان متن شما تصور نکنند گروهی دائم به دنبال کسب نظر از ایشان در امور غیر مهمه هستند، و رهبری هم دائماً در حال اظهارنظرهای غیرضروری می‌باشند. این القاء فرمایش شماست و اجحافی بزرگ در حق نظام و رهبری است. در چنین موقعیتی سخن شما ضمن ایجاد ذهنیت تقابل موهوم اختیارات مجلس و رهنمودهای رهبری، برای بعضی‌ها پز استقلال‌طلبی برای مجلس را به همراه دارد، که مسلماً ضمن متهم ساختن سیرۀ رهبری، فریب افکار عمومی را به همراه خواهد داشت و حرمت شرعی دارد. خصوصا اگر برای رای آوردن باشد.

       سخن شما در استقلال مجلس در برابر نظرات رهبری، خصوصاً به دلیل تکرار آن و بلند گفتن آن، و به دلیل تعارض آن با واقعیت، ابتداءً سخن بیهوده‌ای است، و سپس القاء غلط دارد. و پس از آن زمینۀ بی‌اعتنایی فرصت‌طلبان به همان اشارات و رهنمودهای کلان رهبری را فراهم می‌کند. اینچنین می‌شود که دشمنان کلام شما را تکرار می‌کنند و دوستان به آن اعتراض می‌کنند.

       یک نمونه از این سیرۀ رهبری را بنده ـ که اتفاقاً کمتر هم خدمت بزرگان می‌رسم ـ یکبار در حضور خود شما تجربه کردم. وقتی که شما در حضور ایشان و جمعی دیگر، از وضع فرهنگی دولت به خصوص در اهمال دولت در برخورد با بی‌حجابی‌ها انتقاد کردید، ایشان به شما با این مضمون پاسخ دادند: شما از راه‌کارهای نظارتی و قانونی خودتان در مجلس برای اصلاح امور استفاده کنید. چرا به من می‌گویید؟ من هم به سهم خودم پیگیری می‌کنم.

*** 2- چرا ما بر انتقاد از رهبری تاکید نمی‌ورزیم؟ ***

       ولی آنچه درباره انتقاد رهبری گفته‌اید، همه اتهاماتی است که به نیروهای معتقد به ولایت وارد کرده‌اید. ما آنچه رهبری در باب انتقاد فرموده‌اند نیز قبول داریم. ولی شما علی القاعده باید آداب و شرایط آن را هم بدانید. خود شما در جایی اجمالا گفته‌اید: باید ابهت و احترام رهبری حفظ شود(مصاحبه با خبرآنلاین)؛ اما لازم است در باب این آداب چند جمله‌ای به عرض برسانم:

       چون رهبر عزیز ما بسیار انتقادپذیر هستند، تصور می‌کنم هرکس صادقانه انتقادی دارد می‌تواند بدون بوق و کرنا به ایشان ارائه نماید؛ و یقین داریم ایشان از کنار هیچ سخن کارشناسانه‌ای بی‌تفاوت عبور نمی‌کنند. مگر آنکه کسی مقاصد دیگری از علنی کردن انتقاد خود داشته باشد که معمولا چنین مقاصدی شوم و پلید به نظر می‌رسد. مثل اینکه بعضی‌ها مایلند از این طریق کسب وجاهتی کنند و یا به تضعیف جایگاه رهبری برای تسهیل نیل خود به منفعت‌طلبی‌هایشان بپردازند. در این میان کسانی هم هستند که بازی‌خوردگان صحنۀ سیاستند و از سر صدق به اشتباه می‌افتند و به نفع دیگرانی که پشت صحنه‌اند به میدان فرستاده می‌شوند.

       ضمن آنکه ایشان انتقادات علنی را هم همیشه بزرگوارانه مورد مداقه قرار داده‌اند و بردبارانه‌تر از هرکس برخورد کرده‌اند. و زمینۀ طرح انتقاد را هم فراهم نموده‌اند، و حتی مانع از حذف آن از رسانه نیز شده‌اند. البته مردم هوشمند ما هم اهل قضاوت و داوری دربارۀ انتقادات مطرح شده نیز می‌باشند. چه بسا کسی از رهبری به صورت علنی انتقادی را مطرح نماید و خود مردم نه تنها این انتقاد را وارد ندانند بلکه به اغراض و امراض احتمالی پشت صحنۀ آن پی ببرند و پاسخ دندان‌شکنی به انتقاد کننده بدهند. طبیعی است در چنین صورتی شما نمی‌توانید مردم را از قضاوت دربارۀ انتقادکنندگان منع نمایید.

       دیگر اینکه کوبیدن بر طبل انتقاد از رهبری را رفتاری ابتداءً بیهوده و سپس مغرضانه می‌دانم؛ چرا که ایشان را شخصیتی بسیار انتقادپذیر می‌دانم؛ و بلکه تا آنجا که شخص بنده تجربه کرده‌ام ایشان بی‌شک «انتقاد پذیرترین» فرد سیاسی این مملکت هستند.

       ضمن آنکه ما و شما می‌دانیم هرکسی شایستگی انتقاد از رهبری را ندارد و بیان مسائل پیچیده نیز معمولا بیشتر به عوام‌فریبی می‌انجامد تا اصلاح امور. کسی که پیشینۀ سوء او معلوم است و انحراف افکارش پیداست و عملکردش بدتر از گفتارش می‌باشد، و یا از اطلاعات کافی برخوردار نیست، انتقاد او از ارکان نظام چه ارزشی دارد و عرصۀ سیمرغ چه جولانگاه اوست.

       به اضافه اینکه تاریخ منتقدین از رهبری هم نشان داده است آنان که دیروز بر این امر اصرار می‌ورزیدند اکثراً امروز دین و ایمان هم ندارند چه رسد به اعتقاد به نظام، و در آغوش دشمنان این نظام مشغول خوش رقصی می‌باشند.
       شاید تفاوت ما با شما این باشد که اگر کسی انتقادی از رهبری کرد ما در بررسی صحت و سقم سخن او و نیز قصد و غرض احتمالی او موشکافانه دقت به خرج می‌دهیم تا به سهولت کسی نتواند از اقتدار نظام بکاهد. اگر سخن سخیفی بود به سهم خود برای تنویر افکار عمومی مقابل انتقادکننده با منطق و برهان، مانند هر حق‌طلبی می‌ایستیم؛ و معتقدیم سخن باطل گفتن در مقام انتقاد از رهبری مصونیت از نقد نمی‌آورد. و اگر مبانی انتقادش غلط بود به روشنگری علیه مبانی او می‌پردازیم و به اندازه‌ای که می‌توان اطمینان حاصل کرد که انتقاد باطل کسی به صورتی مکارانه مصالح نظام را نشانه گرفته است و بوی نفاق می‌دهد، علیه او فریاد می‌زنیم. کاری که کمتر از شما دیده‌ایم. و اگر ببینیم انتقاد او بهانه‌ایست تا جامعه را به تشنج بکشاند و نظام را سست نماید، تا پای جان و تا آنجا که قانون اجازه می‌دهد با او مقابله می‌کنیم. و این فعالیت را یاری نظام می‌دانیم. هر چند در مواردی مانند سخنان سخیف آقای علایی، تظاهرات در مقابل خانۀ ایشان ضرورتی نداشت و تنها سوژه‌ای چند روزه به دست دشمن داد. و اگر کسانی مثل حضرت‌عالی اشتباهات فاحش او را درمی‌یافتید و او را نقد می‌فرمودید شاید دیگر کسی ضرورتی برای فریاد کشیدن بر سر او احساس نمی‌کرد.

       البته باید دربارۀ فرق انتقاد و تخریب در جایی مفصلا گفتگو کنیم، تا جلوی برخی عوام‌فریبی‌ها و غرب‌زدگی‌ها گرفته شود. و دربارۀ احکام مربوط به تکلیف ولی فقیه در پذیرش و یا عدم پذیرش رای دیگران در شرایط گوناگون نیز باید جداگانه سخن گفت تا حقائق مهم‌تری آشکار شود.

       راستی شما و همفکران شما که اینقدر انتقاد به رهبری را که نوعی نظارت بر رفتار ایشان است، تکرار می‌فرمایید، چرا در جریان طرح نظارت خودِ مجلس بر نمایندگان مجلس، می‌فرمودید: «سند رقیت و بردگی خود را امضا نکنیم»؟نامه اصلاح‌طلبان فتنه‌گر به شما در دفاع از زندانیان فتنه و همچنین دفاع از بیانات شما در باب انتقاد از رهبری که اخیرا انتشار یافته، جریانش چیست؟ بنده وقتی این نامه را دیدم، یاد شکواییه‌های اعضای تروریست سازمان منافقین به آقای منتظری افتادم. آنها نیز قبل از اجرای حکم اعدام که به دستور شخص امام و پس از جنایت‌های آنها در کشتار مردم صادر شده بود، چنین مظلوم‌نمایانه به منتظری استغاثه می‌کردند و او نیز فریب می‌خورد. امیدواریم شما فریب نخورید.

       آیا شما این کلمات امام را دقیقاً مرور کرده‌اید: «غلط می‏کنی قانون را قبول نداری! قانون ترا قبول ندارد. نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت، که ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمی‏توانی قبول نداشته باشی... بعد از اینکه یک چیزی قانونی شد دیگر نق زدن در آن، اگر بخواهد مردم را تحریک بکند، مفسد فی‌الارض است؛ و باید با او دادگاه‌ها عمل مفسد فی‌الارض بکنند.» (صحیفه امام،ج14ص377) «بستن بازار در هر جا و راه افتادن در کوچه و محله‏ها بدون اینکه از طرف وزارت کشور اجازه داده شده باشد، این انحراف است و محرّم (حرام) است و قوای انتظامی و نظامی و پاسداران و بسیج و تمام ملت موظف‏اند، شرعاً مکلف‏اند به تکلیف الهی که جلوگیری از این مفسده‏ها بکنند.» (صحیفه امام،ج14ص318) چرا شما در فتنه اینچنین موضع‌گیری نکردید؟ راستی علت علاقه شدید بی‌بی‌سی فارسی، رادیو اسرائیل و صدای آمریکا به مواضع و فرمایشات شما چیست؟

       ضمن اینکه اگر شما ما را متهم می‌کنید به ندیده گرفتن فرمایشات حضرت آقا دربارۀ جواز انتقاد از رهبری، که اتهام ناروایی است، من برای شما یادآوری می‌کنم سخن ایشان را که در پاسخ به سوالی در همین زمینه فرمودند: «... شما می‌گویید چرا به رهبری انتقاد نمی‌کنند! اوّلاً که عیبجویی از رهبری مگر چه حُسنی دارد؟ رهبری‌ای که در نظام جمهوری اسلامی اشاره‌ی انگشتش باید بتواند در یک لحظه‌ی خطرناک و حسّاس، مردم را به جانفشانی وادار کند، آیا این مصلحت است که یک نفر به میل خودش بیاید بایستد و بدون حق و بدون موجب، نسبت به او بدگویی کند؟! آیا این به نظر شما کار خیلی خوبی است؟! این کار بد است؛ رواج نداشته باشد، بهتر است.» (12/ 04/ 1377- جلسۀ پرسش و پاسخ با مدیران مسؤول و سردبیران نشریات دانشجویی)
       البته شما باید به کامل کلام ایشان که در پاسخ به سوال درباره انتقاد از رهبری بیان فرموده‌اند، مراجعه بفرمایید. تا برایتان معلوم شود هرکسی می‌خواهد باب انتقاد را بگشاید، باید بتواند باب عیب‌جویی را ببندد، والا نتیجه‌ای جز بی‌بند و باری و هرج و مرج در جامعه نخواهد داشت. و یقیناً منتقد دلسوز و عاقل هیچ‌گاه زمینۀ پدید آمدن چنین نتیجه‌ای را فراهم نمی‌کند.

*** 3- تفاوت انتقاد از رهبری با مشورت دادن  ***

       شما انتقاد از رهبری را عین مشورت دادن به او گرفته‌اید و این تشبیه غلطی است. گفته‌اید اگر انتقاد کردن غلط است پس مشورت دادن هم غلط است. در حالیکه فرق بسیاری بین مشورت دادن و انتقاد کردن هست که امید است نظر خود را اصلاح بفرمایید. «انتقاد» بعد از این است که کسی عملی را انجام داده و یا رأیی را اعلام کرده، ولی مشورت مربوط است به قبل از اقدام. و شما خوب می‌دانید مقام معظم رهبری بیشترین بررسی‌های کارشناسانه و رایزنی‌های عالمانه را برای کوچکترین رهنمودها و راهبردهای خود به کارمی‌گیرند. لذا اگر کسی بر ضرورت مشورت دادن به رهبری به گونه‌ای مبالغه‌آمیز در جامعه حرف بزند، برای هر شنونده‌ای این‌گونه القا می‌شود که ایشان مشورت‌پذیر نیستند، و این ظلم بزرگی است. شما گفته‌اید اینها مشورت دادن به رهبری را ضدیت با ولایت فقیه تلقی می‌کنند، شما واقعا تا این حد دیگران را می‌توانید نادان فرض نمایید که چنین اتهاماتی را در حق ایشان روا بدارید؟

*** 4- دربارۀ انتقاد از معصومین(ع)  ***

       دربارۀ انتقاد از معصومین(ع) هم جای بحث مفصلی دارد که چنین مواردی اکثراً در مقام آموزش و رشد امت بوده است و نیز در مواردی است که به بیان حکم خدا و یا اجرای فرامین الهی مربوط نباشد. والا شما خوب می‌دانید هیچ شیعه‌ای به صورت مطلق انتقاد از معصوم(ع) را صحیح نمی‌داند. اما آنچه را شما از قطعات تاریخ امثال «حباب» فرمودید ما نیز دیده‌ایم و گفته‌ایم. ولی چون اکثر کسانی که در تاریخ از پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) انتقاد می‌کردند از منافقین بوده‌اند، لذا آنان را بیشتر بیان کرده‌ایم. همچنین مواردی را هم دیده‌ایم و گفته‌ایم که معصومین(ع) چنین یارانی هم داشته‌اند که نسبتشان با معصوم(ع) از نسبت حضرت موسی(ع) با خضر(ع) بهتر بوده است.
       مانند «حضین ربعی» در جنگ صفین که در میان گفتگوی یاران امیرالمؤمنین(ع) در حضور آن حضرت برای پذیرش حکمیت یا ادامۀ جنگ، برخواست و گفت: «ای مردم، به راستی این دین بر پایه تسلیم نهاده شده، پس با قیاس آن را پراکنده نکنید و با دلسوزی بیجا نابودش مسازید. ... ما در میانه خویش دعوت‌کنندۀ بر حقّی داریم که ورود و خروجش را در هر معرکه و در هر مورد دیده و ستوده‏ایم‏، و او در گفته خویش راستین و بر کردۀ خود امین است، پس اگر او گوید: نه، ما نیز گوییم: نه، و اگر او گوید: آری، ما نیز گوییم: آری.» (ثُمَّ إِنَّ الْحُضَیْنَ الرَّبَعِیَّ...؛ وقعة الصفین/485؛ و ترجمه آن با نام «پیکار صفین»، ترجمه: پرویز اتابکی‏)

       یا مانند آن شیعۀ تنوری که وقتی امام صادق(ع) به او فرمود: کفشت را در بیاور و داخل تنور شو، بدون تامل این کار را کرد، و به شخصی که از خراسان آمده بود و حضرت را به قیام دعوت می‌کرد، فرمود: در خراسان شما چندتا از این‌گونه شیعیان دارید؟ گفت: یکی هم نیست! (فَقَالَ لَهُ الصَّادِقُ ع: أَلْقِ النَّعْلَ مِنْ یَدِکَ وَ اجْلِسْ فِی التَّنُّورِ...؛ ‏(مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص237)

       و مانند عبدالله بن ابی یعفور که به امام صادق(ع) عرض کرد: اگر شما اناری را دو نیم کنی و بگویی نیمی از آن حلال و نیمی دیگر حرام است، من شهادت می‌دهم که همین‌گونه است و حضرت دو بار به او فرمودند: «رَحِمَکَ اللَّهُ رَحِمَکَ اللَّهُ»(رجال کشی/249).
       آیا به نظر شما ایرادی دارد به‌جای آنکه منتقدین معصومین(ع) (نه مشورت دهندگان) را مورد توجه ویژه و الگو قرار دهیم و بر طبل جواز انتقاد بر معصوم(ع) بکوبیم، شیعۀ تنوری را تبلیغ کنیم و مبانی آن را بیان کنیم؟ آیا ایرادی دارد که چنین قله‌هایی را جوانان بامعرفت ما بهتر می‌پسندند؟ شما چرا ناراحت می‌شوید آسیب‌های انتقاد از معصومین(ع) را ذکر کنیم که این یک واقعیت بوده است که اکثر انتقاد‌کنندگان یا از منافقان بودند و یا از معاندان شدند؟

*** 5- دربارۀ حق مردم بر ولی بر اساس روایتی از امیرالمومنین(ع) ***

       اما دربارۀ «حق مردم بر ولی بر اساس روایتی از امیرالمومنین(ع)» چند سال پیش در دانشگاه امام صادق(ع) تصریح داشته‌ایم، اما در این باره چه زمانی باید تاکید ورزید؟ آیا اگر حقی ضایع نشده باشد بر طبل «حق مردم بر ولی» کوبیدن یک فریب برای شوراندن مردم و یا القای فضای نامطلوب سیاسی نیست؟ آیا شما یادتان نیست وقتی کسانی امثال سروش و اصلاح طلبان به خارج گریختند، ابتدا همین‌گونه، بدون آنکه جایی داشته باشد، بر حق مردم در مقابل ولی تاکید افراطی می‌کردند؟ آیا شما متوجهید در زمانی که فتنه‌گران و دشمنان می‌خواهند نظام را به خوردن حق مردم متهم کنند، تاکید زیادی بر این اصل چه بار سیاسی دارد؟

       جوانان ما از درک سیاسی بالایی برخوردارند و نه تنها معنای «کَلِمَةُ حَقٍّ یُرادُ بِهَا الباطِل» را می‌دانند بلکه مصادیق آن را هم می‌شناسند. لذا برخی از کلمات شما را تا در کنار کلمات آنان می‌بینند، برنمی‌تابند و دردمندانه شما را ضد ولایت‌فقیه می‌نامند و البته چنین اتهامی نارواست، ولی به سخنان خود نیز توجه بیشتری بفرمایید. حتماً شما بهتر از بنده می‌دانید کافی است کلمۀ حقی در جای خود بیان نشود، به گونه‌ای که نتوان به صورت معقول از ارادۀ حقِ آن دفاع کرد، در این صورت مصداق «یراد بها الباطل» قرار خواهد گرفت. شما در کتابخانه مشغول مباحثۀ علمی نیستند، بلکه در صحنۀ سیاست مشغول اعلام موضعید. پس باید تمام لوازم باطل سخن صحیح نابجای خود را بپذیرید.
       بنده به صورت جدی نگران این مطلب هستم که بیانات شما در زمینه‌های فوق، حلقه‌ای از سلسله بافته‌های ضد رهبری باشد که در انواع نامه‌نگاری‌ها، صحبت‌های تلویزیونی و سایت‌ها رواج پیدا کرده است. و حکایت از یک برنامۀ حساب‌شده در پشت پرده دارد که نوعاً از جانب نیروهای سابقاً اصول‌گرا مطرح می‌شود. نمی‌دانم این‌گونه سخنان ضعیف، که مدتی است به حاشیه زدن علیه رکن اساسی نظام ما مشغولند، دنبال چه اهدافی هستند؟ و این‌گونه حرکات در کدام اتاق فکر برنامه‌ریزی شده است؟

       شاید یکی از فرق‌های اساسی ما و شما در این باشد ما ولایت را مهم‌ترین حافظ حق و منافع مردم می‌دانیم و معتقدیم ولی فقیه بیش از هر عنصر دیگری از قبیل رسانه‌ها، نخبگان سیاسی و یا احزاب تضمین‌کننده و تحقق دهندۀ حقوق مردم می‌باشد. به همین دلیل تصور می‌کنیم وقتی بر اقتدار ولایت تاکید می‌نماییم، عامل ضمانت احقاق حق مردم را نیز تقویت کرده‌ایم. جوامع دمکراتیک غربی با وجود رسانه‌های به اصطلاح آزاد و احزاب به اصطلاح مردمی و نخبگان سیاسی به اصطلاح منتخب مردم، کجا توانسته‌اند حقوق مردم را حفظ نمایند؟

*** 6- دربارۀ ملاک بودن استقبال دشمن از مواضع اشخاص ***
       اما دربارۀ اینکه عرض بنده را مردود شمرده‌اید که گفته‌ام «ما باید ببینیم مواضع کدام یک از نامزدها در بی‌بی‌سی با اشتیاق پوشش داده می‌شود و به این افراد رأی ندهیم» و گفته‌اید استقبال دشمن ملاک نیست، متاسفانه بنده نمی‌توانم نظر شما را قبول کنم.

       اولا به دلیل نظر حضرت امام(ره) که برایم حجت است؛ که فرموده‌اند: «و ما هم نباید توقع داشته باشیم که اینها برای ما خوب بگویند، اگر خوب بگویند، معلوم می‏شود ما خیانتکاریم! ... اگر چنانچه امریکا از ما تعریف کند و روزنامه‏های امریکا از ما تعریف کنند، آن وقت است که باید مردم بگویند این چه است قضیه؟»(صحیفه امام، ج9، ص527) و در جای دیگری فرموده‌اند: «منحرفین هرچه شما را بدگویی کنند برایتان بهتر است. مصیبت آن وقت بود که از شما تعریف کنند. اگر چهار مرتبه امریکا ... تعریف کنند از یک کسی، تعریف کنند از یک چیزی، وقتی تعریف کردند، مردم می‏فهمند این عیبی دارد که اینها تعریف می‏کنند از او، لکن خدا خواسته است که اینها نفهمند.»(صحیفه امام، ج17، ص250-بیانات در جمع نمایندگان مجلس)

       ثانیاً به این دلیل که جدا از اتکاء به فرمایش حضرت امام هر عاقلی می‌تواند بداهت این موضوع را درک نماید؛ و شما نیز دلیلی بر مدعای خود نیاوردید، جز مثالهایی که قیاس مع الفارق است و ربطی به مانحن فیه ندارد. مانند نامۀ مقام معظم رهبری برای ابقای یک وزیر که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بیگانه داشته است. آیا شما واقعاً تشخیص نمی‌دهید که خوشحالی دشمنان ما دربارۀ این نامه بخاطر چه بوده است؟ آیا خوشحالی رسانه‌های دشمن به خاطر برخورد مقتدرانه و حکیمانۀ رهبری بوده است یا بخاطر اینکه تصور کرده‌اند در بالای نظام، ساز مخالفت با رهبری وجود دارد؟ شکی نیست که دشمنان ما به هرگونه مخالفتی که با رهبری باشد، اشتیاق فراوان دارند و این خبر را هم به همین دلیل منعکس می‌کردند. مواضع شما را هم به همین دلیل در بوق و کرنا می‌کنند. شما مطمئن باشید هرگاه سخنی ناصواب بگویید و یا حتی سخن صحیحی را نابجا بگویید، به‌ویژه اگر بوی مخالفت با رهبری بدهد، مورد اشتیاق دشمن خواهد بود و محل امید دشمنان قرار خواهید گرفت که امیدوارم همۀ آنان را ناامید بفرمایید.

*** 7- دربارۀ تأکید بیش از اندازه بر ولایت  ***

       اما اینکه فرموده‌اید: هر کس ولایت ولایت کند حتماً مشکلی دارد که بیش از اندازه بر ولایت تاکید می‌کند، باید به عرض برسانم: طبق بررسی‌های انجام شده در وصیتنامه‌های شهدا، همانطور که به طور متوسط در هر وصیت‌نامه‌ای چهار مرتبه ذکری از اباعبدالله(ع) و کربلا به میان آمده است، چهار مرتبه هم بر ولایت فقیه تاکید و تصریح شده است.(ماهنامه معرفت/شماره 65/ص117) من نمی‌دانم چرا شهدا در اوج صفای باطن و نورانیت ضمیر که وصیت‌نامه می‌نوشتند این‌همه بر ولایتمداری تاکید می‌کردند؟ آیا آنها در آستانۀ شهادت از تعادل خارج می‌شدند یا به اوج تعادل می‌رسیدند؟

       ضمن آنکه حتماً روایت «لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَة»(کافی،ج2 ص18) را هم شنیده‌اید. ضمناً باید در آینده دربارۀ اندازۀ تاکید بر ولایت و تکرار آن با هم سخن بگوییم تا مقدار متعادل آن معلوم شود. سخن گفتن دربارۀ ولایت و بیان حکمت‌ها و اسرار آن تازه در جامعۀ ما آغاز شده است و شما در مقابل چشم‌های حیرت‌زدۀ دشمنان ولایت خواهد دید که چگونه این اصل نورانی جهانگیر خواهد شد و به هیچ‌وجه با ندانم‌کاری‌های شما و همفکرانتان تضعیف نخواهد گردید.


*** 8- دربارۀ تقدم «تثبیت ولایت» بر «اجرای عدالت» در فرمایش امیرالمؤمنین(ع) ***

       اما آنچه به عنوان انحرافات عقیدتی بنده در سخنرانی فاطمیه، بهار امسال، مطرح فرمودید: که بنده اشعری مسلک شده‌ام و از عقائد شیعی عدول کرده‌ام و «ولایت را بالاتر از عدالت دانسته‌ام»، محض رفع سوء تفاهم به عرض می‌رسانم بنده نه تنها چنین سخنی نگفته‌ام بلکه حرفی که بشود چنین برداشتی از آن کرد را هم بر زبان نرانده‌ام؛ و تاکنون جز چند رسانۀ ضدانقلاب کسی چنین برداشتی از سخن بنده نداشته است و علماء بسیاری از بندۀ حقیر بخاطر آن سخنرانی تشکر کرده‌اند. بنده در آن سخنرانی گفته‌ام: «تثبیت ولایت» بر «اجرای عدالت» مقدم است و سند به قول شما به غایت سست بنده هم نص صریح کلام امیرالمومنین(ع) بوده است که در پاسخ به معاویه که «اجرای عدالت در مورد قاتلان عثمان» را به عنوان شرط بیعت اعلام کرده بود، فرموده‌اند: «واجب است بر مسلمانان که هیچ اقدامی (برای اجرا یا اقامۀ عدالت) نکنند، تا اینکه امامت و رهبری در جامعه مستقر شود؛ و الْوَاجِبُ فِی‏ حُکْمِ‏ اللَّهِ‏ وَ حُکْمِ الْإِسْلَامِ عَلَی الْمُسْلِمِینَ أَنْ لَا یَعْمَلُوا عَمَلًا وَ لَا یُحْدِثُوا حَدَثاً وَ لَا یُقَدِّمُوا یَداً وَ لَا رِجْلًا وَ لَا یَبْدَءُوا بِشَیْ‏ءٍ قَبْلَ أَنْ یَخْتَارُوا لِأَنْفُسِهِمْ إِمَاماً عَفِیفاً عَالِماً وَرِعاً عَارِفاً بِالْقَضَاءِ وَ السُّنَّةِ یَجْمَعُ أَمْرَهُمْ.»(مستدرک‌الوسائل/7/123) حالا این استدلال اگر مشعشع است لطفا احترام کلام حضرت امیر(ع) را نگه دارید. نباید دربارۀ همۀ موضوعات و مباحث تنها با آنچه خود آموخته‌اید قضاوت کنید، و اخلاق علمی اقتضاء می‌کند تا جایی که ممکن است سخن دیگران را حمل به صحت فرمایید.

       آنچه دربارۀ انتقاد مالک اشتر نسبت به نصب ابن عباس در آن سخنرانی(رجانیوز/کدخبر:88083) ذکر شد هم، شاهدی بر این ماجرا بود که «حتی برخی از ولایتمداران، علی را متهم به بی‌عدالتی می‌کردند.» اگر شما چنین اتهاماتی را به حضرت علی(ع) روا می‌دانید ما چنین فضایی را موجب غربت علی(ع) می‌دانیم. البته معلوم است اینکه مالک اشتر چنین سوالی را از علی(ع) پرسیده است، دلیل بر کفر یا نفاق او نیست، ضمن آنکه آنقدر در راه امیرالمؤمنین(ع) فداکارای داشته است، که هیچ‌کس این سؤال او را تضعیف مولا نمی‌داند. ولی وقتی در آن جامعه، مالک برای چنین مسئلۀ نستباً ساده‌ای دچار اشکال می‌شود، وای بر حال عموم افراد آن جامعه که چقدر راحت می‌شد آنها را علیه امیرالمؤمنین(ع) فریب داد. بیان این مطلب برای تحذیر از آن بود که وقتی می‌توان نسبت به عدالت علی(ع) تردید در جامعه انداخت، باید مواظبت کرد چنین اتهامات ناروایی در جامعۀ ولایی ما رواج نیابد. آیا تاریخ برای عبرت گرفتن نیست؟ آیا صرف اینکه «پرسش آزاد است» می‌تواند ما را نسبت به فضای جامعه و تبعات منفی برخی ‌پرسش‌گری‌های نابجا بی‌تفاوت نماید؟

       آری ما با این‌همه کینه‌توزی‌ها و دشمنی‌ها که از جانب منفعت‌طلبان، و بی‌خردان داخلی، و جریان استکبار جهانی، نسبت به ولایت فقیه روا شده است، حق داریم نگران مظلومیت مولایمان باشیم. و نظر سید حسن نصراللهِ قهرمان و هوشمند را صحیح می‌دانیم که مقام معظم رهبری را در ایران مظلوم می‌دانند.(خبرگزاری فارس؛16 /03 /90) آیا شما دیدگاه سید حسن نصرالله را قبول دارید و برای رفع مظلومیت‌های رهبری در بحران‌ها و در میان خواص بی‌بصیرت اقدامی کرده‌اید؟

       راستی چرا در همان موقع که سخنرانی بنده ایراد شد این انتقاد را بیان نفرمودید و نبوغ خود را در پیدا کردن اشکالی که کسی بر آن واقف نشده بود آشکار نساختید؟ آیا بنده حق ندارم این سوءظن را به شما پیدا کنم که چون آن سخنرانی در انتقاد از آقای رئیس جمهور که شما مخالف او بودید تلقی می‌شده، عجالتاً سکوت کردید؟ نکند خدای ناکرده شما هم وارد سیاست‌بازی شده‌اید؟ و یا واقعاً از اتهامات کیهان و رجانیوز ترسیده‌اید و یا جو خفقانی وجود دارد؟ پس چرا شما اینچنین راحت می‌توانید بنده را تا مرز اشعری مسلکی، انحراف خوارج و گروه فرقان ببرید و کسی به شما کاری ندارد؟ ولی تا یک سایت علیه برخی از مقامات هم‌نظر شما انتقادی وارد بداند محکوم به تعطیلی می‌شود؟ و اگر کسی علیه ایشان سرمقاله‌ای بنویسد محکوم به دستگیری می‌شود؟ چرا شما به راحتی می‌توانید دانشجویان شریفی را که علیه حکم نابجای مجلس دربارۀ وقف اموال دانشگاه آزاد تظاهرات کرده‌اند اراذل خطاب کنید و ساندیس‌خور بنامید، و کسی از همفکران شما به شما تذکری نمی‌دهد؟ چرا هیچ یک از نمایندگان محترم مجلس که با شما همراهی دارند بی‌احترامی‌ها و اهانت‌های شما به دیگران را محکوم نمی‌کنند؟

       راستی شما چگونه آن تجمع نابجا بر در خانۀ بعضی‌ها را می‌بینید، ولی اینکه آنان با زبان نیش‌دار خود علیه اساس نظام تبلیغ می‌کنند را نمی‌بینید؟ راستی چرا شما دستان لرزان پدر گرامی خود را در برابر «تفسیر به رأی قرآن» می‌بینید و به حق به یاد دارید، ولی به ناحق «ناراحتی و خشم حضرت امام(ره) در برابر منتظری» را و «آرزوی مرگ کردن امام در برابر سخنان سخیف و ظالمانه منتظری»(صحیفه امام،ج21ص332-نامه به منتظری) را فراموش می‌کنید و در سخنانی برای او دلسوزی می‌کنید و به محصور بودن او اعتراض می‌نمایید؟ البته بنده سوالات بسیار و درد دل‌های فراوانی با شما برادر دلسوز دارم که علاقمندم در مجالی دیگر با شما در میان بگذارم.
       ولی اساساً برفرض که کسی در سخنانش اشتباهی کرده باشد، چرا اشتباه او را بر سر رقبای انتخاباتی خود می‌کوبید و وقتی با آنان به مناظره نشسته‌اید، آنان را به کلام اشتباه دیگری محکوم می‌کنید؟ آیا این ناشی از تقوای سیاسی شماست؟ آیا سیرۀ پدر گرامی شما این بود که در مقام نقد اینقدر بی‌دقتی به خرج دهد؟ استاد شهید مطهری، دکتر شریعتی را ـ که آنقدر پر اشتباه می‌دانست ـ اینقدر به باد اتهام و اهانت نمی‌گرفت.
       بنده وقتی به جسارت‌های شما در تصریح بر سخنان باطل می‌نگرم و سهولت اهانت به دیگران را در سیرۀ شما مشاهده می‌کنم بیشتر به ضرورت حضور دیگر ولایتمداران انقلابی در مجلس شورای اسلامی پی می‌برم که بتوانند با شهامت مقابل کج‌روی‌ها ایستادگی کنند و بی‌مهابا از اصول انقلاب دفاع نمایند.
       اگرچه اینکه بنده را به جریان‌های رقبای انتخاباتی خودتان ملحق کرده‌اید، و خواسته‌اید کار خود را آسان کنید و با یک تیر دو نشان بزنید، ولی مطمئن باشید من با تمام جریان‌های اصولگرا که مقابل ساده‌اندیشی‌های امثال جنابعالی بایستند و شما از فهرست خود خارج نمایند، همراه خواهم بود و همکاری خواهم کرد.

*** 9- دربارۀ برخی از نمایندگان که ذره‌ای از درایت سیاسی برخوردار نیستند ***
       اما نسبت به اینکه بنده را توهین‌کنندۀ به خود دانسته‌اید، شاید مربوط می‌شود به آن کلام که گفته‌ام «برخی از نمایندگان که ذره‌ای از درایت سیاسی برخوردار نیستند.» از شما سوال می‌کنم اگر بنده این عقیده را نسبت به شما و برخی از نمایندگان هم‌فکر شما داشته باشم و حضور شما را در عرصۀ سیاست و بر اریکۀ قدرت و قانون گذاری ناصواب بدانم، چگونه باید ابراز کنم؟ چطور انتقاد از ولی فقیه و حتی از معصومین(ع) به قول شما جایز است، ولی انتقاد از یک نمایندۀ مجلس توهین محسوب می‌شود؟ بنده که هنوز دست به افشاگری گسترده و بیان انتقادات کامل خود از جانب‌عالی و همفکرانتان در مجلس شورای اسلامی نزده‌ام.

       اما آیا این درایت سیاسی است که نظر حضرت امام(ره) دربارۀ مفسد فی‌الارض بودن کسانی که «رأی شورای نگهبان را رد کنند و علیه آن اقدام کنند» را قبول ندارید و یا آن را صریحاً ابراز نداشته‌اید؟(صحیفه امام،ج14،ص377) آیا این درایت سیاسی است که رهبری را در خشکانیدن ریشۀ فتنه مدد نمی‌رسانید؟ آیا این درایت سیاسی است که در ایام مرگ منتظری نوشتید «به منتظری گفتم اگر پدر من بود وضع شما اینگونه نبود.»(تابناک) آیا نمی‌دانید امام به منتظری فرمودند: برای اینکه از قعر جهنم نجات پیدا کنید توبه کنید؟(صحیفه امام،ج21،ص331) اگر بنده بپذیرم شما درایت سیاسی دارید، پس باید امام راحل را به دور از درایت بدانم. این نوعی حسن‌ظن است که مواضع غلط سیاسی کسی، تنها به نبود درایت سیاسی تحلیل شود؛ و الا تحلیل‌های دیگری هم می‌توان داشت. چنانچه حضرت امام در همان نامه، ابتداءً آقای منتظری را به ساده‌لوحی توصیف فرمودند و سپس در ادامۀ آن نامه بیان داشتند که شما با این ساده لوحی که دارید، مملکت را به دست منافقان و لیبرال‌ها خواهید داد. راستی شنیده‌ام اصلاح‌طلب‌های لیبرال‌منش، شما را در لیست خود قرار داده‌اند؟

       برادر بزرگوار همانطور که حضرتعالی در نامۀ خود مرقوم فرموده‌اید علاقۀ شما نسبت به ولایت فقیه بر ما پوشیده نیست. به تفسیر شما دربارۀ ولایت فقیه هم اگر کاری نداشته باشیم، که از مواضعتان تا حدودی معلوم است، می‌خواهم عرض کنم: علاقه کافی نیست، ولایتمداری در عمل باید ثابت شود.

       در خاتمه از اینکه تلویحاً شنوندگان منابر بنده را سطحی‌نگر قلمداد فرموده‌اید، با آنکه بی‌احترامی به ایشان است و من از جانب شما از آن بزرگواران عذرخواهی می‌کنم، از شما تشکر می‌کنم که خواسته‌اید بار مسئولیتی سنگین را از دوش بندۀ ضعیف بردارید. همچنین از توهین‌هایی که تلویحاً و تصریحاً در حق بندۀ ناچیز روا داشته‌اید، به دلیل حق بزرگی که پدر گرامی شما بر من دارند درمی‌گذرم.
       با تشکر
       علی‌رضا پناهیان

ورود قطب سوم، معادلات انتخابات را بر هم زد

گزارش «تابناک» از رقابت‌های انتخاباتی:
تا پیش از آغاز جدی رقابت‌های انتخاباتی گمان نمی‌رفت که معادلات انتخاباتی این گونه پیش رود، چرا که اکنون قطب سومی با افرادی شاخص وارد فضای انتخاباتی شده که همه معادلات به سود این قطب سوم در حال رقم خوردن است.
کد خبر: ۲۲۹۸۰۰
تاریخ انتشار: ۰۹ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۸:۴۳
 تا پیش از آغاز جدی رقابت‌های انتخاباتی، تصور بر این بود که رقابت در میان اصولگرایان بین جبهه متحد اصولگرایی و جبهه پایداری خواهد بود؛ جبهه‌ای که هر کدام لیست سی نفره‌ای ارایه دادند، با اندک اشتراکاتی که گویی همدیگر را به صورت کلی قبول ندارند.

به گزارش «تابناک»، اما با شدت گرفتن رقابت‌های انتخاباتی، قطب سومی وارد کارزار انتخاباتی شد که معادله پیشین را بر هم زد. این قطب سوم که متشکل از کاندیداهای صدای ملت به سرلیستی علی مطهری  و جبهه ایستادگی است که دیگر چهره‌های شاخص آن، می‌توان به حمید رضا کاتوزیان، دکتر امیدوار رضایی و همچنین علی عباسپور اشاره کرد.

اکنون این دو لیست که اشتراکات فراوانی با هم دارند،  در صدر نظرسنجی‌ها هستند و احتمالا شمار چشمگیری از کاندیداهای این لیست‌ها در مرحله نخست انتخابات مجلس، جواز حضور در مجلس را به دست خواهند آورد. مشخصه اصلی این دو گروه  نه تنها انتقاد به دولت، بلکه انتقاد به سیاست‌های ایستای موجود در مجلس و امور اقتصادی و رفاهی مردم است. گویا، دلیل اقبال مردم به این کاندیداهای مشترک جبهه ایستادگی و صدای ملت هم انتقاد آنان به وضع موجود و هم اعلام برنامه برای آینده کشور است.

بر پایه این گزارش، به جرأت می‌توان گفت در میان لیست‌های انتخاباتی این تنها جبهه ایستادگی است که برنامه دولت ائتلافی و فدرالیسم اقتصادی را برای کارآمد کردن نظام سیاسی و اقتصادی کشور اعلام کرده است، حال آن که با مرور سایت‌های و منابع اطلاع‌رسانی گروه‌های دیگر جز شعار نمی‌توان برنامه خاصی را دید.

این در حالی است که این جبهه برای محقق کردن و یا زمینه‌ریزی چنین برنامه‌هایی در مجلس و به دنبال آن در نهادهای دیگر، افرادی متخصص دیگری را در لیست خود گذاشته است. به عبارت دیگر، حضور افرادی در لیست جبهه ایستادگی برای پر کردن لیست نبوده است، بلکه متناسب با برنامه‌های مطرح از سوی این جبهه افراد هم در فهرست انتخاباتی قرار گرفته‌اند.

زندگینامه و سوابق اعضای فهرست «جبهه ایستادگی» در تهران

زندگی نامه، سوابق علمی،سیاسی،اجتماعی و فرهنگی اعضای فهرست «جبهه ایستادگی ایران اسلامی» در حوزه انتخابیه تهران منتشر شد.
کد خبر: ۲۲۹۳۷۷
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۳:۵۵
به گزارش «تابناک» ، پایگاه اطلاع رسانی جبهه ایستادگی ایران اسلامی زندگی نامه و سوابق اجرایی اعضای لیست جبهه ایستادگی در حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر را منتشر کرد.

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد حسن ابوترابی (کد انتخاباتی: 1274)


حجت الاسلام والمسلمین سید محمد حسن ابوترابی فرزند آیت الله حاج سید عباس ابو ترابی در سال 1332 در خانواده‌ای اهل علم در قم متولد شد و از دوران کودکی، تحت سر پرستی برادر بزرگوارش قرار گرفت و از سال سوم دبستان، همزمان با حضور حاج سید علی اکبر ابوترابی در مدرسه نواب، به مشهد مقدس عزیمت کرد. وی در سال 1344 به همراه برادر به نجف اشرف رفت و ضمن ادامه تحصیل در مدرسه ایرانی آن دیار، تحصیلات حوزوی را آغاز کرده و به همراه برادر، ضمن آشنایی با چهره های سیاسی حوزه علمیه نجف، به ویژه آشنایی و ارتباط نزدیک با فرزند بزرگوار امام خمینی(ره) شهید حاج آقا مصطفی خمینی، در جریان فعالیت های سیاسی قرار گرفت.

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد حسن ابوترابی که پس از پیروزی انقلاب توانسته بود به همراه پرسنل لشکر 16 زرهی قزوین، آرامش را به کردستان بازگرداند، با فرمان حضرت امام(ره) به عنوان مسئول عقیدتی- سیاسی وزارت دفاع به فعالیت پرداخت و به قدری حضور وی در خط نبرد با دشمن بعثی مشهود بود که چندین بار تا مرز شهادت پیش رفت.

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد حسن ابوترابی با اعتماد مردم شریف قزوین برای سه دوره ششم، هفتم و هشتم برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب شد . وی در دوره ششم مجلس شورای اسلامی توانست ضمن عضویت در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با تشکیل هسته های مشورتی از زبده ترین اساتید دانشگاه های کشور در نطق ها و مذاکرات صحن علنی مجلس، منطقی ترین و مستدل ترین تحلیل ها را ارایه دهد.


ابوترابی در دوره های هفتم و هشتم مجلس به سمت نائب رئیسی مجلس و در دوره هشتم به معاونت قوانین برگزیده شد.

سید محمد ابوترابی در سال 1390 با حکم مقام معطم رهبری به عضویت هیئت عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه منصوب شد.
 

دکتر امیدوار رضایی میرقائد (کد انتخاباتی:8547 )

امیدوار رضایی در دی ماه 1335 در یکی از ایلات قدیمی و اصیل ایرانی ایل بختیاری در مسجدسلیمان متولد شد. وی علیرغم شرایط سخت اقتصادی توانست به دانشگاه شهید بهشتی راه یابد و در نهایت دکترای خود را در رشته جراحی مغز و اعصاب اخذ کند. ایشان ضمن فعالیت سیاسی در دانشکده و سپس دانشگاه تهران همراه شهید دقایقی و دیگر دوستان به شهرهای مختلف سفر می‌کرد و با پخش اعلامیه های امام و کتب سیاسی و دینی مردم را به فعالیت های مبارزاتی دعوت می‌کرد.

  دکتر امیدوار رضایی همچنین دوره های فوق تخصصی کوتاه مدت مرکز جراحی مغز و اعصاب برلین آلمان و مرکز جراحی مغز و اعصاب هانور آلمان را زیر نظر پرفسور سمیعی گذرانده است.

 فعالیت های سیاسی – فرهنگی - اجتماعی:
- عضو انجمن اسلامی دانشجویان شهید بهشتی (ملی سابق از 1355تا 1363)
- عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی کشور
- نماینده مردم مسجدسلیمان، لالی، هفتکل و اندیکا در دوره پنجم مجلس شورای اسلامی (عضو هیأت رئیسه مجلس - نایب رئیس اول کمیسیون بهداشت و درمان - عضو کمیسیون تلفیق بودجه سالانه از طرف کمیسیون بهداشت و درمان – عضو کمیسیون تلفیق برنامه پنج ساله سوم )
- نماینده مردم مسجدسلیمان، لالی، هفتکل و اندیکا در دوره ششم مجلس شورای اسلامی (عضو هیأت رئیسه کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات- عضو کمیسیون تلفیق برنامه 5 ساله چهارم )
- نماینده مردم مسجدسلیمان، لالی، هفتکل و اندیکا در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی ( رئیس کمیسیون بهداشت و درمان - عضو کمیسیون تلفیق - رئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و رومانی، ایران و مقدونیه - دبیر کمیته مبارزه با مواد مخدر مجلس شورای اسلامی)
- نماینده مردم مسجدسلیمان، لالی، هفتکل و اندیکا در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی ( عضو هیئت رئیسه مجلس - عضو کمیسیون بهداشت و درمان - رئیس فراکسیون ورزش - رئیس فراکسیون صنایع غذایی - عضو هیئت تطبیق مصوبات دولت با قوانین - رئیس گروه های دوستی پارلمانی ایران و بحرین، ایران و عمان، ایران و هند)
- نایب رئیس شورای عالی نظام پزشکی ایران
- عضو شوای مرکزی بسیج جامعه پزشکی ایران
- عضو انجمن جراحان مغز و اعصاب ایران
- عضو شورای اصلاحات در سلامت کشور
- عضو شورای پزشکی قانونی کشور
فعالیت های علمی-آموزشی و اجرائی:
- استاد تمام جراحی مغز و اعصاب دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
- ریاست بیمارستان لقمان حکیم تهران
- مشاور معاونت اجرائی رئیس جمهور
- معاون آموزشی، پژوهشی و دانشجوئی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان
- قائم مقام ریاست دانشگاه زاهدان
- عضو هیئت امنای دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
- عضو هیئت امنای دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز
- رئیس و عضو هیئت مدیره باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال
- فعالیت های علمی پژوهشی و تألیف دهها عنوان کتاب و مقالات در زمینه های مختلف پزشکی از دانشیاری تا استادی
 

دکترعلی مطهری (کد انتخاباتی: 7824)

دکتر مطهری از ابتدای شهادت استاد مطهری مسئولیت خود را در تدوین و تنظیم آثار چاپ نشده پدر و به طور کلی نظارت بر نشر آثار آن اسلام شناس گرانقدر و مورد تایید امام خمینی(ره) به خوبی احساس کرد و این کار را از هر کار دیگری واجب تر شمرد. لذا پس از انقلاب فرهنگی و بازگشایی دانشگاه ها رشته تحصیلی خود را علی رغم موفقیت در رشته مکانیک و گذراندن 81 واحد درسی، تغییر داد و خود را به دانشکده الهیات دانشگاه تهران یعنی یکی از پایگاه های استاد مطهری منتقل نمود و تحصیلات خود را تا اخذ درجه دکترا در رشته فلسفه و کلام اسلامی ادامه داد و از سال 1375 در همین دانشکده به تدریس پرداخت و عضو هیئت علمی گروه فلسفه این دانشکده شد.

مهمترین محصول تلاش علمی دکتر مطهری از سال 1358 تا کنون تدوین و تنظیم دقیق و انتشار بیش از 63 کتاب جدید از استاد شهید مطهری است که به موجب این تلاش بارها مورد تمجید بزرگان قرار گرفته است. وی دارای چند مقاله علمی و کتابی به نام اصلاح طلبی نیز هست.

هم اکنون دکتر مطهری علاوه بر تدریس در دانشگاه تهران و مدیریت علمی انتشارات صدرا( مرکز نشر آثار استاد مطهری) عضو هیئت مدیره «بنیاد علمی فرهنگی استاد شهید مطهری» نیز هست و این بنیاد مسئولیت جهانی کردن اندیشه آن اسلام شناس بزرگ را بر عهده دارد.

دکتر مطهری در مقالات و سخنرانیها و مصاحبه های خود همواره بر تحقق اهداف اولیه انقلاب اسلامی مانند عدالت اجتماعی، آزادی تفکر و آزادی بیان، استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، نظام حقوق زن در اسلام، عمران و آبادانی و گسترش معنویت و اخلاق اسلامی تاکید داشته است و بدیهی است که در صورت ورود دوباره به مجلس شورای اسلامی برای تحقق این اهداف تلاش خواهد کرد.

دکتر مطهری همچنین 2سال به عنوان نماینده قوه مقننه در شورای نظارت بر صدا و سیما فعالیت داشته و پس از آن تا کنون نماینده قوه مقننه در هیئت نظارت بر مطبوعات بوده است.

اهم برنامه های دکتر مطهری برای مجلس نهم ارائه طرح هایی برای بهبود وضعیت اقتصادی و فرهنگی کشور و نیز تلاش برای قرار دادن بیشتر دولت در ریل قانون است.
 

حجت الاسلام و المسلمین کازرونی (کد انتخاباتی: 7127)

حجت الاسلام و المسلمین محسن کازرونی متولد 1339 در تهران است. دوران طفولیت و نوجوانی وی همراه با مصاحبت عالم ربانی شیخ محمد باقر اصفهانی امام جماعت مسجد محل که از نیکان و صاحبان نفس بود، سپری شد. در سال 1353 پس از اتمام دوره راهنمایی به سفارش آن عالم بزرگوار، به مدرسه آیت الله مجتهدی در تهران وارد شد و در این مدرسه به تحصیل علوم دینی از قبیل صرف و نحو و فقه و اصول ابتدایی مشغول شد.

در سال 1358 به قصد تکمیل علوم حوزوی به شهر مقدس قم مهاجرت کرد و از محضر اساتیدی چون آیات عظام ستوده، اعتمادی، انصاری شیرازی، وحید خراسانی وشیخ جواد تبریزی بهره برد. تلمذ وی در محضر آیت الله تبریزی به مدت هفده سال به طول انجامید که حاصل این حضور، تقریر یک دوره کامل اصول و خارج فقه مکاتب شیخ انصاری می باشد.

در خلال همین سال ها ، آشنایی با افراد انقلابی مثل شهید محمد کچوئی و عده ای از اعضاء هیئت موتلفه، فضای ذهن وی رابه سمت مسائل سیاسی سوق داد و با سیل خروشان مردم انقلابی همراه شد. علاوه بر مبارزات سیاسی، تدریس و تحقیق و پژوهش، سر لوحه کارهای وی بود که نتیجه آن، پرورش شاگردانی در حوزه و تالیف کتبی است که برخی از آنها عبارتند از:

کوثر قرآن، امامت و ولایت، سیمای پر فروغ سید الشهدا(ع) ،شرح چهل حدیث از امام هشتم همراه با شرح قصیده دعبل بن علی خزایی، خلوتگه راز، تفسیر حکیم ، نگاهی گذرا به حیات فقهی شیخ صدوق و ..
    وی از سال 1384 تا کنون بنا به دستور مقام معظم رهبری، امامت جمعه کرج و نمایندگی معظم له را در کارنامه خود دارد و از بدو ورود به کرج، علاوه برکارهایی که لازمه امامت جمعه می باشد، به تدریس در حوزه علمیه امام صادق(ع) مشغول است و تا کنون 700 ساعت نوارهای تدریس خارج اصول و فقه و رجال، آماده برای طلاب و روحانیون می باشد.

 حجت الاسلام و المسلمین کازرونی از سال 1385 از طرف جامعتین- جامعه روحانیت مبارز وجامعه مدرسین حوزه علمیه قم، با رای بالغ بر هفتصد هزار از استان تهران به عضویت مجلس خبرگان در آمد و همزمان نیز عضویت جامعه روحانیت مبارز تهران را که به دبیر کلی آیت الله مهدوی کنی می باشد پذیرفت.

دکتر حسین مظفر (کد انتخاباتی: 7827)

حسین مظفر در سال 1331 در پاکدشت به دنیا آمد و به لحاظ سوابق مذهبی خانوادگی، همزمان با تدریس دروس آموزشی در قبل از انقلاب، به تعلیم مفاهیم انقلابی اهتمام ورزید.
مظفر در سال 1354 در زمانی که دانشجوی رشته راه و ساختمان در دانشگاه فنی و مهندسی کرمان بود، به علت فعالیت انقلابی، تحت تعقیب ساواک کرمان قرار گرفت و با کمک عناصر انقلابی دانشگاه از دانشگاه متواری و مجبور به ترک تحصیل شد.
با شروع جنگ تحمیلی، با وجود مسئولیت های مهم و علی رغم محدودیت های ناشی از مسئولیت های ناشی از مسئولیت های کلیدی در آموزش و پرورش که داشت، بارها به جبهه های حق علیه باطل شتافت و به عنوان نیروی بسیجی و رزمی، رزمندگان اسلام را یاری می داد و پس از چندین بار جراحت و شرکت در عملیات های مختلف، در یک حمله شبانه بر اثر انفجار مین دشمن به افتخار جانبازی 35 در صد نائل گردید.

مظفر در عملیلت مرصاد به همراه پدر و برادران خود در مقابله با منافقین کوردل شرکت نمود و در حالیکه پدر بزرگوارش 8 سال سابقه حضور در جبهه ها و توفیق شرکت در 14 عملیات رزمی را داشت و مادر گرامیش نیز 18 ماه در پادگان علم الهدی اهواز رزمندگان اسلام را یاری می بخشید،3 تن از برادرانش به نام های حسن،علی و رضا در یک زمان و در کنار هم به شهادت می رسند و یکی از برادرانش هم در عملیات دیگر مجروح شیمیایی می گردد.
وی   که دارای مدرک دکتری تخصصی در رشته برنامه ریزی و خط مشی گذاری است، با داشتن 91 مقاله در زمینه های علمی، آموزشی، فرهنگی، سیاسی و مدیریتی و شرکت در دهها کنفرانس علمی داخل و خارج کشور، در حال حاضر عضو هیات علمی و استادیار دانشگاه است.

گزیده ای از مسولیت ها و سوابق مدیریتی
- وزیر آموزش و پرورش در دولت هفتم
- عضو منتخب رهبری در مجمع تشخیص مصلحت نظام از سال 1380 تا کنون
- نماینده مردم تهران در مجلس هفتم
- رئیس شورای نظارت بر صدا و سیما
- عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی
- عضو منتخب مردم تهران در شورای عالی هلال احمر ایران
 

مهندس محمدرضا باهنر (کد انتخاباتی: 1814)

متولد سال 1331 در کرمان است. فعالیت سیاسی ضد نظام شاهنشاهی را از دوره دانشجویی آغاز کرد که منجر به دستگیری و حبس وی توسط ساواک شد. او که دارای مدرک مهندسی معماری از دانشگاه علم و صنعت و فوق لیسانس برنامه ریزی اقتصادی از دانشگاه علامه طباطبایی است، در حال حاضر نماینده مجلس دوره هشتم مجلس شورای اسلامی است.

باهنر در دوره دوم ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) در روز تحلیف، سخنرانی مهمی درباره دولت و قوه قضاییه وقت انجام داد و حرف های صریحی عنوان کرد که تا سال ها بعد مورد بحث محافل بود.

سوابق مدیریتی:
- معاون استاندار کرمان
- نماینده مجلس 6 دوره(دور دوم نماینده بافت کرمان،دور 3،4،5،6،8نماینده تهران دور هفتم نماینده کرمان)
- عضو هیات رئیسه و نایب رییس مجلس شورای اسلامی
- معاون نظارت مجلس شورای اسلامی
- عضو کمیسیون اجتماعی مجلس
- رییس کمیسیون تلفیق برنامه پنجم
- عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام 2 دوره
فعالیت سیاسی:
- عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی
- عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین
- نایب رییس جبهه پیروان خط امام و رهبری
- دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین
- رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس هفتم
- نایب رییس فراکسیون اصولگرایان مجلس هشتم
- عضو شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان
- مسئول تشکیلات استان تهران حزب جمهوری اسلامی با حکم حضرت آیت الله خامنه ای
 - عضو موسس شورای هماهنگی نیروهای انقلاب
- طی ادوار مختلف نمایندگی، عضویت در کمیسیون های عمران، اقتصاد، اجتماعی
- در کمیسیون بودجه های سالیانه، نایب رییس یا عضو کمیسیون بودجه
- دوره 4 و5 عضو هیات رییسه مجلس
- دوره هفتم و هشتم نایب رییس مجلس
- عضویت همزمان در 2 کمیسیون زیربنایی و سیاسی- امنیتی مجمع تشخیص مصلحت نظام
- عضو کمیسیون تدوین سند چشم انداز بیست ساله در مجمع تشخیص
- از مجلس چهارم به بعد عضو ارشد فراکسیون اصولگرایان مجلس
- فعالیت مستمر سیاسی طی سال های متمادی از حزب جمهوری، تشکل های همسو با روحانیت و…
- شرکت در اجلاس های مختلف بین المللی به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران بویژه اجلاس بین المجالس
 
مهندس مهرداد بذرپاش (کد انتخاباتی: 1825)

مهرداد بذر پاش، فرزند شهید منصور بذر پاش و متولد تهران است. او در سال 1377 در رشته مهندسی صنایع وارد دانشگاه صنعتی شریف شد و پس از اخذ مدرک کارشناسی در سال 1383 در مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت اجرایی با گرایش برنامه ریزی استراتژیک، به دانشگاه علامه طباطبایی وارد و در سال 1385 فارغ ا لتحصیل شد.علاوه بر این، وی دوره های آموزشی علمی و کاربردی مختلفی گذرانده و سمینارهای موفقی در زمینه مدیریت اجرایی و برنامه ریزی استراتژِک برگزار کرده است.

معاونت رئیس جمهور و رئیس سازمان ملی جوانان، مشاور اجتماعی رئیس جمهور، نایب رئیس هیات مدیره و مدیر عامل گروه خودروسازی سایپا،ریاست هیات مدیره ومدیر عامل شرکت پارس خودرو، مشاور شهردار تهران، مشاور مدیر عامل صندوق مهر امام رضا(ع) در امور کار آفرینی، عضو یت در هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران ،ریاست فرهنگسرای خاوران از سوابق مدیریتی بذر پاش است.

سوابق مدیریتی :
 - معاون رئیس جمهور ورئیس سازمان ملی جوانان
 - مشاور اجتماعی رئیس جمهور
 - دبیرشورای عالی جوانان
 - نایب رئیس هیات مدیره و مدیرعامل گروه خودروسازی سایپا
 - رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل شرکت پارس خودرو
 - رئیس هیات مدیره انجمن خودروسازان ایران
 -رئیس فرهنگسرای خاوران (جوان)
 -عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران
 -عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران
 -مشاور شهردار تهران
 -صاحب امتیاز و مدیر مسئول روزنامه وطن امروز
 -عضو هسته مرکزی گزینش نهاد ریاست جمهوری
 -مشاورمدیرعامل صندوق مهرامام رضا (ع)در امور کارآفرینی
سوابق فرهنگی اجتماعی:
 -مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف
 -عضو شورای فرهنگی دانشگاه صنعتی شریف
- عضو شورای مرکزی مجمع صنعتی نشریات دانشجویی کشور
-  عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور
-  مدیر مسئول نشریه دانشجویی بهاران (دارنده عنوان نخست نشریات دانشجویی)
-  عضو هیئت رئیسه فدراسیون تیراندازی جمهوری اسلامی ایران
-  عضو هیئت رئیسه فدراسیون اتومبیلرانی و موتورسواری جمهوری اسلامی ایران
 
فرشته محمدعلی (کد انتخاباتی: 7481)

فرشته محمد علی متولد سال 1345 در تهران می باشد. وی دارای مدرک لیسانس از مدرسه عالی قضایی قم و فوق لیسانس حقوق اسلامی از مدرسه عالی شهید مطهری و دانشگاه آزاد (دانشجوی ممتاز)، می باشد. ایشان همچنین حقوقدان و پژوهشگر در زمینه مسائل فرهنگی- اجتماعی بوده و از سال 1361 از محضر علامه جعفری بهره برده اند. خانم محمد علی اولین بانوی محقق در زمینه نهج البلاغه بوده اند که در سیزدهمین کنگره نهج البلاغه در حسینیه ارشاد نیز سخنرانی داشته اند. ایشان فعالیت های زیادی نیز در حوزه بانوان داشته اند که از آن جمله می توان به طرح ملی پارک بانوان و ارائه راهکارهای حمایتی از بانوان شاغل و آسیب های اجتماعی آن ها اشاره کرد. 

مشاغل و مسئولیتها:
- مدرس مراکز آموزش عالی فرهنگیان، تربیت معلم و آموزش و پرورش، آموزش خانواده (جمعاً 25 سال)
- مشاور مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران (5 سال)
- مسئول رسیدگی به امور فرزندان محترم شاهد و ایثارگر در آموزش و پرورش (20سال)
- مشاور حقوقی و اجتماعی شورای شهر تهران
- دبیر تشکلهای غیر دولتی شورای شهر تهران
- کارشناس مجمع بانوان عضو شورای اسلامی شهر سراسر کشور
- عضو کمیته تحقیق و پژوهش فرهنگی معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی
- از مسئولین جمعیت پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و اعتیاد
- همکاری با امور بانوان وزارت کشور
تألیفات و طرحها:
- تألیف دانشنامه در زمینه آئین داوری در نهج البلاغه امام علی (ع) به مشاوره
- استاد فقید علامه محمد تقی جعفری و توفیق شاگردی ایشان از دوران نوجوانی
- تدوین طرح ملی (پارک بانوان) و ارائه به مجلس شورای اسلامی (در اکثر شهرها اجرا شده)
- تدوین طرح ملی (سازمان نظام تشکلهای غیر دولتی (NGO) و ارائه به مجلس و دولت
 
حجت الاسلام علی عسگری(کد انتخاباتی: 5412)

در سال ١٣٣٩ در خانواده‌ای خوش‌نام و سنتی دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی مربوط به علوم جدید و قدیم را در شهرستان سپری نمود و با عشق وافری که به فراگیری علوم اسلامی داشت، راهی حوزه علمیه مشهد شد.

در مسیر تلاش روشن‌گرانه و انقلابی که داشت قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در شمال خراسان همراه دوست و هم‌رزم خود حجت الاسلام اسماعیل رجبی دستگیر و مورد شکنجه و اذیت مأمورین حکومت قرار گرفت. پس از فراز و نشیب‌های پیش‌آمده در فضای سیاسی و اجتماعی کشور در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، چون کانون تفکر اسلام ناب و مبارزات در قم بود، به آن‌جا عزیمت نمود و ضمن انجام فعالیت‌های سیاسی از محضر اساتید سطوح عالی حوزه علمیه قم از جمله آیت‌ الله العظمی فاضل‌لنکرانی در فقه و اصول کسب فیض نمود و در جهت فراگیری علوم عقلی در زمره شاگردان درس آیات عظام امینی و جوادی‌آملی قرار گرفت.

ارتباط فکری و سیاسی با مجاهد نستوه شهید محمد منتظری و متفکر نامی آیت الله شهید بهشتی سبب شد تا ابتدا در تأسیس سازمان دفاع از مستضعفین ایران و سپس با حضور فعال در تشکیلات حزب جمهوری اسلامی، نقش‌آفرین باشد.

عضویت در سپاه و حضور فعال در جبهه و دفاع مقدس - برگزاری کنگره های جهانی حضرت رضا علیه السلام - نظارت بر ذبح شرعی و انجام ماموریت های فرهنگی در فرانسه از سوی دفترمقام معظم رهبری – قائم مقامی دفتر رهبری معظم انقلاب و عضویت در شورای مدیریت حوزه علمیه تنها بخشی از مسئولیت های او در خراسان بزرگ بود .

مقبولیت مردمی و کارآمدی وی باعث شد تا در دور هفتم مجلس شورای اسلامی با رای مردم مشهد و کلات به خانه ملت راه یابد.

عضویت در کمیسیون ویژه اقتصادی اصل ٤٤ قانون اساسی و تصویب لایحه جامع اجرای اصل ٤٤ که نویدبخش اقتصاد تولیدی و انقلاب اقتصادی مورد نظر مقام معظم رهبری است، بخش دیگری از کارنامه ایشان در مجلس هفتم است. همچنان که یکی دیگر از اقدامات ایشان در مجلس هفتم عضویت در هیئت تحقیق و تفحص از دیوان داوری لاهه بود که گزارش آن در صحن علنی مجلس برای اولین بار قرائت گردید.

پس از اتمام دوره چهار ساله مجلس هفتم، به عضویت شورای مشورتی امور قوای سه‌گانه مجمع تشخیص مصلحت نظام درآمد و به عنوان مشاور و رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک آن مجمع انجام وظیفه می‌نماید.

در مقطع زمانی اشتغال در مرکز یاد شده ضمن حضور فعال در مجلس شورای اسلامی در تبیین سیاست‌های کلی نظام و آثار تحقیقاتی تولید شده در مجمع و مصوبات آن ، در ده‌ها جلسه و کنفرانس علمی ـ پژوهشی، حضوری چشمگیر داشت.
به‌ طوری که مناظره‌های او در صدا و سیما و مراکز علمی با صاحبان صلاحیت‌های فکری و سیاسی و نگارش مقالات متنوع و تحلیلی در نشریه‌های علمی و روزنامه‌های کشور از او چهره‌ای ملی ارائه نمود. در این رابطه چاپ بیش از یکصد عنوان کتاب، جزوه درسی، مقاله و یادداشت روزآمد و مفید به قلم ایشان، بهترین گواه این مدعاست.
با این حال استاد عسگری در خدمت خادمی بارگاه ملکوتی حضرت رضا (علیه آلاف التحیه و الثناء) حضور فعال داشته و آن را مهم‌ترین افتخار زندگی خویش می‌داند و از هیچ خدمتی در این رابطه فروگذار نبوده و نیست و بارها گفته‌اند.
 
حجت الاسلام دکتر مرتضی چیت سازیان (کد انتخاباتی: 2521)

مرتضی چیت سازیان متولد سال ۱۳۴۱ در شهر کاشان در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود . تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در همان شهر گذرانید و در سال ۱۳۵۹ با مراجعت به شهر تهران، دیپلم ریاضی – فیزیک را در دبیرستان البرز اخذ نمود. دوران دبیرستان وی مصادف شد با سال های پایان حکومت ستمشاهی که حضور فعالی در تظاهرات برای پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی داشت.در همان سال با وجود بورسیه شدن در رشته مهندسی نفت دانشگاه لندن به علت علاقمندی به علوم اسلامی وارد حوزه شد و همزمان علوم دانشگاهی را در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشگاه شهید مطهری با موفقیت تحصیل نمود. در سال ۱۳۷۰ در آزمون دکتری شرکت نمود و موفق به پذیرش در رشته فقه و مبانی حقوق از دانشگاه تهران شد و پایان نامه خود را تحت عنوان حقوق مالکیت های فکری دفاع نمود. در طی این مدت افتخار حضور در درس خارج نزد بسیاری از علماء و فضلا را کسب نمود که حضور مستمر ۱۹ ساله در درس خارج فقه مقام معظم رهبری (دام ظله العالی) مهم ترین آنها می باشد. در دورانی که در جبهه ی علمی کشور مشغول به خدمت بود ، از حضور در جبهه های حق علیه باطل نیز غافل نشد و در دوران هشت سال جنگ تحمیلی رزمندگان اسلام را یاری نمود.
ولی هم اکنون استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید مطهری و مذیر گروه فقه و حقوق دانشگاه علوم حدیث می باشد.

سوابق علمی           
- استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید مطهری
- سابقه ی تدریس در دانشگاه های علم و صنعت، امیر کبیر، مذاهب اسلامی، تربیت معلم، مطهری، علوم قضایی، علوم حدیث، آزاد اسلامی
- راهنمایی و مشاوره پایان نامه های مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد
- دارای مقالات مختلف در موضوعات گوناگون
سوابق اجرایی
- مدیریت سابق امور روحانیون دفتر مقام معظم رهبری با حکم ریاست دفتر معظم له
- امام جمعه موقت شهر قدس استان تهران به مدت 3 سال
- مسوول گزینش دانشگاه شهید مطهری
- سابقه اعزام به کشورهای آلمان، دانمارک، اتریش، انگلیس، لبنان، هند، ترکیه، مالزی، سنگاپور و عربستان برای تبلیغ دین مبین اسلام
- عضو ستاد شاهد حوزه ای بنیاد شهید و ایثارگران انقلاب اسلامی
- همکاری با عقیدتی، سیاسی وزارت جهاد کشاورزی
- همکاری با ستاد امر به معروف و نهی از منکر
- همکاری با دبیرخانه ی جشنواره مطبوعات
 
بهنام ملکی (کد انتخاباتی: 8127)

بهنام ملکی به سـال 1344 در خانـواده‌ای متدین و علم‌پرور متولد شد. با پایان تحصیلات متوسطه به دانشگاه تهـــران راه یافت و پس از کسب موفقیت در آزمون کارشناسی ارشد به اخـــذ درجه فوق لیسانس علوم اقتصادی نایل گردید. پس از طی پنج دوره تخصصــی و علوم حوزوی در مقطع دکتری اقتصاد فارغ‌التحصیل شد.
دکتر ملکی از جمله فعالین حرکتهای علمی اجرایی بوده و به منظور تلفیق تئوری با عمل تاکنون عهده‌دار وظایفی چون عضویت در هئیت علمی دانشگاه آزاد اسلامی ـ واحد تهران جنوب ، عضو هئیت مؤسس و نایب رئیس کانون فارغ التحصیلان ـ دانش آموختگان ـ اقتصاد دانشگاه‌های کشور ، عضو هئیت علمی و دبیر تحقیقات اقتصادی اجتماعی وزارت جهاد ، نماینده وزارت جهاد در وزارت بازرگانی ، کشور و کار ، مدیر کل بررسیهای اقتصادی ، مسئولیت‌های مختلف در مناطق جنگی جنوب کشور ، معاونت اداری مالی پشتیبانی رادیو ، رئیس هئیت بازرسی امور مالیاتی بازرسی کل کشور ، مشاور رادیو و مسئول هماهنگی برنامه‌های اقتصادی شبکه‌ها ، مدیر پژوهش‌های اقتصادی ـ مدیر اخبار و برنامه‌های اقتصادی شبکه خبر ، عضو شورای اقتصاد سازمان صدا و سیما ، مدیریت گروه اقتصاد شبکه چهار سیما ، تولید 2000 ساعت برنامه تلویزیونی،معاون بنیاد ملی نخبگان هدایت و راهنمایی بیش از 100 پایان نامه دانشجویی و مسئولیتهای دیگر در دستگاههای اجرایی ، تفنینی و پژوهشی را عهده‌دار بوده است. از این رو وی نقش مؤثری در تصمیم سازی برخی سیاستگذاری‌های اقتصادی نظیر نقد نظام آموزشی (تولید علم) ، اصلاح قانون مالیاتهای مستقیم ، لایحه مبارزه با پول‌شویی، تشکیل حساب ذخیره ارزی و فضا سازی فرهنگی دفاع از تولیدات ملی بویژه در حوزه فن‌آوریهای برتر (نانو، بیو، فن‌آوری اطلاعات، هسته‌ای ،اختراعات سلولهای بنیادین و ... ) را در سابقه فعالیت‌های خود به ثبت رسانده است.
 
دکتر الهام امین زاده (کد انتخاباتی: 1721)

دکتر الهام امین زاده دانش آموخته رشته حقوق بین الملل و عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران است. وی در دور هفتم مجلس شورای اسلامی، نماینده مجلس ایران در اجلاس کامبوج برای تدوین منشور حقوق بشر آسیایی بود و در حال حاضر استاد دانشگاه امام صادق(ع) و علا مه طباطبایی است.
 از فعالیت های پارلمانی وی در دور هفتم مجلس شورای اسلامی به مواردی می توان اشاره کرد:
 نائب رئیسی کمیته سیاست خارجی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، طراح و مدافع قوانینی در خصوص بیمه دندانپزشکی، حقوق زنان، مجروحین شیمیایی مصوب در مجلس، رئیس منتخب کشورهای آسیایی در کمیته زن و جوان در کشور های پاکستان و فنلاند، ریاست هیئت پارلمانی شرکت کننده در سمینار حقوق زنان نروژ، عضو کمیته حقوقی شورای عالی ایرانیان خارج از کشور، ریاست گروه دوستی ایران و فنلاند، عضو گروه دوستی ایران فلسطین- ایران فنلاند، نایب رئیسی کمیته سیاست خارجی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی.
از فعالیت های اجرایی امین زاده می توان به معاونت دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، ریاست کمیته پژوهشی انجمن حمایت از مصدومین شیمیایی، عضویت در کمیته علمی اجلاس ائتلاف جهانی علیه تروریسم برای صلح عادلانه و عضویت در کمیته حقوقی و سیاسی جمعیت دفاع از ملت فلسطین اشاره داشت.
 

 دکتر لاله افتخاری (کد انتخاباتی: 1527)

در سال 1338 در شهرستان شاهرود در خانوده ای مذهبی و اهل علم متولد شد. وی علیرغم اشتیاق به تحصیل و اخذ رتبه اول تحصیلی، بدلیل اعمال محدودیت های دینی و نامناسب بودن فضای آموزشی، نزد مادر به فراگیری علوم حوزوی پرداخت. در سن 16 سالگی به راهنمایی پدر و مادر با عزیمت به سمنان ، در حوزه علمیه آن شهر به تدریس و اداره آنجا مشغول گردید ولی پس از چند ماه بر اثر مزاحمتها واشکال تراشی های ساواک مجبور به بازگشت به شهر خود شد.
در زمان جنگ تحمیلی پدر و همسر او به فرمان امام (ره) به جبهه های جنگ عزیمت و هر دو درسال 1365 در عملیات کربلای 4 به درج رفیع شهادت نائل گردیدند. پس از شهادت دو عزیز ، وی از پایه سوم دبیرستان به ادامه تحصیل پرداخت و پس از عزیمت به شهرهای مشهد و تهران ، جهت تحصیل در مقاطع عالیه ضمن انتخاب به عنوان دانشجوی نمونه کشور، در سال 80 مدرک دکترای علوم قرآن و حدیث خود را با درجه عالی از دانشگاه تهران اخذ نمود و پس از پایان تحصیل به تدریس و تحقیق در حوزه و دانشگاه مشغول گردید.
دکتر افتخاری در سالهای 82 و 86 از سوی مردم شریف تهران، ری، اسلامشهر و لواسانات به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب شد.
 فعالیت های علمی ، آموزشی و نخبگان:
-  مدیریت گروه الهیات دانشگاه شاهد و احیا و بازسازی آن
 - راه اندازی گروه علوم قرآنی و فقه در دانشگاه شاهد
 - عضو هیئت رئیسه کمیسیون آموزش وتحقیقات در مجلس هشتم
 - عضو هیت جذب اساتید دانشگاه شاهد
 - استادیار دانشگاه شاهد
 - سابقه تدریس در حوزه از سال 1352
 - تدریس در دانشگاه های شاهد، علوم حدیث، اصول الدین و علامه طباطبایی(ره)
 - مؤسس و رئیس فراکسیون حمایت از مخترعان، نخبگان و نوآوران مجلس شورای اسلامی (دوره هفتم و هشتم )
 - عضو کمیسیون پژوهشهای قرآنی شورای عالی انقلاب فرهنگی
 - رئیس کمیته پیگیری امور دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در خارج از کشور
- عضو کمیته آموزش عالی مجلس شورای اسلامی
- عضو شورای مرکزی رشد مرکز فناوری نخبگان پارک فناوری پردیس
 
حبیب ا... حبیبی (کد انتخاباتی: 2542)

حبیب ا... حبیبی متولد سال 1343 می باشد. وی مدرک دکترای خود را در رشته حقوق تجارت بین الملل اخذ کرده است.
 از جمله سوابق ایشان می توان به:
 - سابقه ماموریت فرهنگی در خارج از کشور
 - کارشناس ارشد حقوقی کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران
 - مشاور بازرگانی کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران
 - دبیر کل اتحادیه کشتیرانی های کشور و رئیس دفتر حقوقی کشتیرانی اکو
 - مدرس دانشگاه
 - نویسنده کتب و مقالات متعدد حقوقی ( مسلط به زبان انگلیسی)
 - حضور در جبهه های حق علیه باطل ( نیمی از دوران دفاع مقدس)
 اشاره کرد.
 

ناصر داوودی راد (کد انتخاباتی: 2857)
 
وی دارای مدرک کارشناسی در رشته حسابداری و کارشناسی ارشد و دکتری در رشته مدیریت آموزشی می باشد. و اولین دوره تربیت مربی کارآفرینی را در دانشگاه تهران گذرانده است.
 از جمله فعالیتهای اجتماعی ایشان در حوزه کارآفرینی را می توان در موارد ذیل خلاصه کرد:
 - عضو مجمع خیرین مدرسه ساز کشور
 - طراح و موسس کمیته کارآفرینی مجمع تشخیص مصلحت نظام
 - عضو شورای تخصصی کارآفرینی شهرداری تهران
 - نماینده ایران و مشاوره اتحادیه کشوری مسکن مهر در نمایشگاه بین المللی بنگلور هند (جهت معرفی پروژه ملی مسکن مهر ایران)
 - دبیر کانون کارآفرینان استان تهران ( وابسته به نظام کارآفرینی جمهوری اسلامی ایران)
 - بازرس انجمن صنفی مجریان آموزش کارآفرینی کشور
 - عضو کمسیون توانمند سازی و مشارکتهای مردمی ( حوزه کارآفرینی)شهرداری تهران
افتخارات وعناوین ملی و استانی
 - پ‍ژوهشگر نمونه و برتر دانشگاهی سال 80
 - مدیر برتر ملی وکشوری در بخش تعاون سال 90
مسئولیتهای اجرایی
 - مدرس دانشگاه
 - مدیر عامل ورئیس هیئت مدیره تعاونی مسکن مهر شماره 6 منطقه 22 تهران ( وزارت تعاون)
 - مدیرموسسه خوارزم ( دانش بنیان)
 - دبیر کانون کارآفرینان استان تهران ( وابسته به نظام کارآفرینی جمهوری اسلامی ایران)
 - بازرس انجمن صنفی مجریان آموزش کارآفرینی کشور
 - عضو کمسیون توانمند سازی و مشارکتهای مردمی ( حوزه کارآفرینی)شهرداری تهران
 
محمد نبی رودکی (کد انتخاباتی: 4258)
در سال ۱۳۳۷ در شهر شیراز متولد شد. وی در خانواده ای مذهبی رشد کرد. رودکی پس از اخذ مدرک دیپلم، عازم خدمت سربازی شد. در همان دوران نیز مبادرت به پخش اعلامیه های انقلابی در محیط پادگان می نمود. وی بعد از صدور فرمان امام(ره) مبنی بر فرار سربازان از خدمت ، در سال ۱۳۵۶ از پادگان فرار نمود و در کنار نیروهای انقلابی و برای سازماندهی تظاهرات مردمی در مسجد جامع شیراز به فعالیت مشغول شد .
با شروع جنگ تحمیلی در شهریور ۱۳۵۹ عازم مناطق جنگی شد . در همان روزهای اول جنگ در جریان مقاومت غرور آفرین خرمشهر، برادرش صمد رودکی به فیض عظمای شهادت نائل گردید. خبر شهادت برادر، زمانی به وی رسید که در جبهه ایلام مشغول نبرد بود .
ی در ابتدای جنگ به عنوان فرمانده تیپ امام سجاد (ع) استان فارس و در سال ۱۳۶۱ به عنوان فرمانده لشکر ۱۹ فجر منصوب گردید و در کنار فرماندهان شهیدی چون حاج ابراهیم همت (فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله) ، حاج مهدی باکری    ( فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا) ، حاج حسین خرازی (فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین (ع) )، مهدی زین الدین ( فرمانده لشکر ۱۷ علی ابن علی طالب (ع))، و بسیاری از فرماندهان و رزمندگان شهید، در ۸ سال دفاع مقدس انجام وظیفه نمود .
پس از پایان دوران دفاع مقدس مفتخر به کسب مدال های فتح با عناوین شجاعت و مدیریت از دست مقام معظم رهبری گردید.
وی با شرکت در انتخابات مجلس هفتم و کسب ۱۱۴ هزار رای مردم شریف شیراز و با بالاترین رای ممکن در تاریخ انتخابات مجلس شورای اسلامی حوزه انتخابیه شیراز، به مجلس راه یافت و با سمت نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس مشغول به فعالیت گردید .
محمد نبی رودکی پس از پایان دوره هفتم مجلس به عنوان مشاور عالی شهردار تهران منصوب گردید.
 
پرویز سروری (کد انتخاباتی: 4587)
پرویز سروری 5 اسفند 1338 در همدان دیده به جهان گشود و همان سال همراه والدین خود به تهران عزیمت و در یکی از محلات جنوب تهران ساکن شد.
فعالیت های فرهنگی و مذهبی سروری از سال 1354 تا 1355 سبقه سیاسی گرفت و حضور در سخنرانی ها و آشنایی با کتب استاد مطهری، شهید مفتح و دکتر شریعتی فصل جدیدی در زندگی سیاسی او باز کرد.
سروری با پیروزی انقلاب اسلامی، در کمیته های جهاد سازندگی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به خدمت پرداخت و توسط سپاه پاسداران مامور تشکیل جلسات فرهنگی و مذهبی در مدارس و مساجد شهر کرمان شد. سپس مسئول فرهنگی منطقه 7 کشوری سپاه پاسداران در استان های ایلام، کردستان،همدان و کرمانشاه شد و در اعزام به کردستان، همراه گروه دانشجویی مفتخر به اشنایی با شهید بروجردی گرید .
وی از سال 1356به همراه شهید پیچک و دکتر شیر دل و سایر دوستان، اقدام به تشکیل جلسات و تیم مطالعاتی نمود که بسیاری از جوانان شرکت کننده در آن جلسات از موثر ترین نیروهای انقلاب بوده و هستند.
سروری دارای مدرک کارشنا سی مدیریت دولتی از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد علوم دفاعی است. از سوابق ایثار گری وی می توان به 31 ماه حضور در جبهه جنگ تحمیلی ونیز مسئولیت تبلیغات و انتشارات سپاه سوریه و لبنان اشاره کرد.
وی علاوه برنمایندگی مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر در دوره هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و دبیر مجمع نمایندگان شهر تهران در مجلس شورای اسلامی است.
سوابق مدیریتی:
- معاون اداری ،کارگری و اصناف نیروی مقاومت بسیج
- معاون فرهنگی نیروی هوایی سپاه
- فرمانده سپاه غرب تهران مقارن با اعزام سپاه محمدرسول الله(ص) به جبهه
- فرمانده بسیج وزارتخانه ها و ادارات کل کشور
- عضو هیئت رئیسه نیروی مقاومت بسیج
پرویز سروری ریاست کمیته ویژه مجلس در بررسی حوادث پس از انتخابات سال 1388 ،ریاست کمیته بررسی موضوع کهریزک و سخنگویی هیئت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در بررسی حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 را بر عهده داشت.
 
محمد سلیمانی (کد انتخاباتی: 4741)

محمد سلیمانی متولد1333 و دارای دکترای مخابرات است. ایشان در کابینه اول احمدی نژاد وزیر ارتباطات و فناوری بود.
سوابق تحصیلی
 -  کارشناسی از دانشگاه شیراز
 -  کارشناسی ارشد از دانشگاه پیر و ماری‌کوری، پاریس
 - دکترای مخابرات ( الکترونیک فرکانس بالا) از دانشگاه پیر و ماری‌کوری مدرسه عالی برق SUPELEC فرانسه
سوابق اشتغال
 -معاون‎دانشجویی وزارت‎فرهنگ‎و آموزش‎عالی‎.
 - ریاست‎سازمـان‎پـژوهـشهـای‎علـمـی‎و صنعتی‎.
 - معاون پژوهشی‎‎دانشگاه‎علم‎و صنعت.
 - ریاست‎‎مرکز تحقیقات عالی‎الکترونیـک‎در صنایع‎الکترونیک‎ایران‎.
 - مدیر صنعت‎سامانه‎های‎فضایی‎صنـایـع‎مخابرات‎ایران‎.
 فعالیت‌های علمی، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی
 - تدریس و رهبری فعالیتهای علمی پژوهشی در زمینه مخابرات در دانشگاه علم و صنعت
 -ارائه بالغ بر 102 مقاله علمی و 72 طرح کارشناسی ، ارشد و دکترا
 - مشارکت فعال در طرحهای مهم همچون طراحی و ساخت ماهواره کوچک و ماهواره زهره و طرحهای پوشش راداری
 - تألیف و ترجمه 14 عنوان کتاب و 8 متن پایه درسی چاپ شده
 - انتخاب به عنوان پژوهشگر نمونه دانشگاه علم و صنعت در سال 1383 و پژوهشگر نمونه جشنواره سلمان فارسی
 
فرزاد سلیمانی (کد انتخاباتی: 4728)
سوابق اجرایی:
- عضو هئیت علمی دانشگاه پیام نور در گروه فنی مهندسی
- رئیس فراگیر دانشگاه پیام نور کل کشور
- رئیس دانشگاه پیام نور گلستان
- مخترع برتر در بین اساتید دانشگاه پیام نور با بیش از 40 عنوان اختراع
- مدرس دانشگاه های سراسر کشور بیش از ده سال
- مدیر مسئول و صاحب امتیاز ماهنامه دانستنیهای مواد
- رئیس بازرسی بسیج دانشگاه پیام نور کل کشور
- مشاور فرهنگی امام جمعه گلستان
- معاونت گردان 123 عاشورا
- رئیس هیات بازرسی از سازمان تبلیغات اسلامی در خصوص صیانت ازحریم امنیت عمومی و حقوق شهروندان
- رئیس هیات بازرسی از سازمان آمار ایران در خصوص صیانت ازحریم امنیت عمومی و حقوق شهروندان
- مدیر عامل کارخانه تولیدی آلومتال
- مدیر تولید کارخانه پروفیل خاوران
- مدیر تولید کارخانه سیم و کابل
- بازرس فنی مخازن نفت ، خطوط لوله و اسکله در جزیره خارک
- عضو شورای حل اختلاف حوزه 4009
 
طاهره صاحب الزمانی (کد انتخاباتی: 5154)

طاهره صاحب الزمانی متولد همدان ودارای مدرک کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی بوده و دارای سابقه تدریس و مدیریت به مدت 18 سال است.
 ایشان دارای مسئولیت و نقش های ذیل بوده است:
- عضو حوزه مدرسین آموزش وپرورش
- عضویت و همکاری با سازمان تبلیغات اسلامی
- عضویت و همکاری با حوزه علمیه کوثر
- عضو مدرسین موسسه علمی وآموزشی رزمندگان اسلام (معراج اندیشه)
- عضو بسیج فعال فرهنگیان تهران
 مقالات:
1-شیعه در اسلام2-تعلیم وتربیت اسلامی3-نقش پدر ومادر در تربیت اسلامی 4-حجاب وعفاف اسلامی 5- نقد وبررسی نظریه وحدت شخصی وجود 6-مهدی موعود (عج)7-امتحان واسترسهای ناشی از آن8-شیعه واقعی کیست؟9-نقش جرات مندی در پیشرفت تحصیلی و اجتماعی دانش آموزان 10-روح وحقیقت نماز11-فلسفه ارکان نماز12- فرهنگ عاشورا و فرهنگ انتظار13- راهکارهای عملی به جهت تبیین ،جذب وتعمیق فریضه انسان ساز نماز (قابل استفاده در کلیه مدارس کشور 13- نقد وبررسی نظریه وحدت شخصی وجود با رویکرد کلامی و فلسفی.
 
علیرضا طاهر نژاد (کد انتخاباتی: 5215)

علیرضا طاهر نژاد در سال 1346 در تهران دیده به جهان گشود. وی پس از اخذ مدرک کارشناسی علوم تربیتی و کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، از پایان نامه دکترای مدیریت خود در دانشگاه مالزی دفاع کرد. ایشان هم اکنون استاد دانشگاه می باشند.
 فعالیت های اجرایی
 - مسئول روابط عمومی نهضت سوادآموزی تاکستان به مدت 1 سال(1363)
 - مسئول فرهنگی اداره ارشاد اسلامی تاکستان به مدت 1سال (1368)
 - مسئول روابط عمومی فرمانداری تاکستان به مدت 1سال (1368)
 -  مدیر مجتمع آموزشی علامه امینی وابسته به حوزه علمیه تاکستان
 - عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی زنجان از سال 1365 الی 1367 به مدت 2 سال
 - مسئول و محقق، مصاحبه گر و ارزشیابی گزینش سپاه
 - معاون واحد و ارزشیابی تیپ 82 صاحب الامر
 -  مسئول پرسنلی و گزینشی صنایع ش.م-ه در وازرت سپاه
 - مدیر مجتمع آموزش جمهوری اسلامی ایران در هندوستان دهلی نو از سال 1383 لغایت 1385
 -حضور داوطلبانه در جنگ حدود16 ماه
 - مسئول بسیج اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان به مدت 1 سال
 - معاونت آموزشی وفرهنگی دانشگاه تربیت معلم حکی فردوسی کرج
 - سرپرست دانشگاه تربیت معلم حکیم فردوسی
 - کارشناس و کارشناس مجری شبکه 4 صدا وسیما برنامه اردیبهشت
 - همکاری ومشاوره در خصوص سرمایه گذاری های صنعتی وخدمات صنعتی شرکت راهنما صنعت ایرانیان
 
علی عباس‌پورطهرانی فرد (کد انتخاباتی: 5271)
 
علی عباسپور تهرانی فرد متولد 1329، استاد دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف در گروه قدرت، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات دوره های هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
    تحصیلات او تحصیلات ابتدایی را در دبستان روزبه ومتوسطه رادر دبیرستان علوی به پایان رساند. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مهندسی برق در دانشگاه امیرکبیر با کسب رتبه اول به پایان رساند وهمزمان با استخدام در این دانشگاه، موفق به اخذ مدرک فوق لیسانس دررشته مهندسی هسته ای از دانشگاه تهران بارتبه عالی شد. او توانست بااستفاده از بورس تحصیلی وارد ام آی تی شود و درجه تخصصی مهندسی و فوق لیسانس مدیریت سوخت نیروگاههای هسته ای را دریافت کند.
    دکترعباسپورتهرانی فرد، سپس به دانشگاه برکلی در کالیفرنیا درآمریکا رفت و دررشته مهندسی انرژی هسته ای دکترای خود راگرفت. همزمان با تحصیل در آمریکا بافعالیت انجمن اسلامی دانشجویان درآمریکا و کانادا آشنا گردید و با عضویت دراین انجمن سعی در رسیدن به اهداف نظام اسلامی و سازماندهی دانشجویان مسلمان ایرانی درآمریکا نمود. پس ازاخذ درجه دکترای مهندسی به ایران بازگشت و در دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف استخدام گردید که چندی بعد به عنوان ریاست دانشکده برگزیده شد. ایشان همچنین سابقه تدریس در دانشگاه تورنتو کانادا و فعالیتهای تحقیقی وپژوهشی درزمینه‌های تخصصی در این دانشگاه را دارد.
    وی با همکاری دانشگاه صنعتی شریف ودانشگاه آزاد اسلامی اقدام به راه اندازی رشته‌های دکترای مهندسی برق، فوق لیسانس ودکترای مهندسی بیوالکتریک، بیو مکانیک وپرتو پزشکی نمود.اخیراً نیز لیسانس مهندسی پرتو پزشکی را در دانشگاه آزاد اسلامی راه اندازی کرده است.
 
حجت السلام و المسلمین مصباحی مقدم (کد انتخاباتی: 7815)

در سال 1330 درمشهد مقدس ودر خانوده ای مذهبی متولد شد. وی همزمان با اوج گرفتن انقلاب اسلامی به طور گسترده درراهپیمایی های مردمی علیه رژیم منحوس پهلوی حضور یافت. در خصوص دیگر مبارزات وی در آن دوران می توان به حضور در درگیری های طلاب با ساواک و نیروهای گارد شاهنشاهی در 19 دیماه سال 56 در مدرسه فیضیه قم اشاره کرد. همین فعالیت های انقلابی موجب شد تا دو بار به دستگاه اطلاعاتی رژیم پهلوی (ساواک) احضار شود که یکبار آن در شهر قم بوده و بار دوم در گچساران احضار شده است.
حجت الاسلام والمسلمین مصباحی مقدم با شروع جنگ تحمیلی به جبهه های جنگ حق علیه باطل شتافت و به مدت 6 ماه در کنار سایر رزمندگان کشورمان به مقابله با دشمن متجاوز بعثی پرداخت. با این حال، فعالیت های انقلابی، وی را از تحصیل در مدارج بالای علمی بازنداشت. این روحانی انقلابی در سال 1362 در رشته اقتصاد کارشناسی ارشد گرفته و سه سال بعد به عضویت شورای عالی آموزش و پرورش درآمد که این عضویت تاکنون ادامه دارد. ریاست مرکز تحقیقات اسلامی سپاه پاسداران و همچنین ریاست گروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در قم را می توان از دیگر فعالیت های علمی حجت الاسلام مصباحی مقدم در دهه60 ذکر کرد.
 از جمله فعالیت های علمی - تحقیقاتی حجت الاسلام مصباحی مقدم دردهه 70 می توان به مواردی چون ریاست دانشکده الهیات دانشگاه تهران در سال های 75 تا 77، معاونت پژوهشی دانشگاه امام صادق(ع)، عضویت در هیات امنای پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی طی دو دوره چهارساله و ریاست بر گروه اقتصاد شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی دانشگاه ها از سال 75 اشاره کرد که تاکنون ادامه دارد.
علاوه بر این ها حجت الاسلام مصباحی مقدم فعالیت های تحقیقاتی پژوهشی بسیاری را پیگیری کرده است که برخی از آنها برای اولین بار توسط ایشان کلید خورده است. در این زمینه مواردی چون تالیف 9 کتاب تحقیقی تخصصی در خصوص اقتصاد اسلامی، ارائه بیش از سی مقاله آموزشی تحقیقاتی در مجلات معتبر کشور و یا در کنفرانس های خارجی، راه اندازی دو دوره فقه الاقتصاد در دانشگاه امام صادق (ع) و راهنمایی حدود سی رساله دکتری، بیش از پنجاه پایان نامه کارشناسی ارشد و تدریس در دانشگاه امام صادق(ع) با رتبه دانشیاری را می توان نام برد.
    گفتنی است وی در سال 1378 به عضویت در شورای مرکزی تشکل انقلابی و باسابقه جامعه روحانیت مبارز درآمد .
 
حجت الاسلام والمسلمین سید ابوالحسن نواب (کد انتخاباتی: 8417)

سید ابوالحسن نواب در زمستان سال ۱۳۳۷ در خانواده‌ای روحانی و شناخته شده در شهرضا به دنیا آمد؛ خاندانی که به مرحوم سلطان العلما، صاحب معالم، نسب می‌برد. دوازده ساله بود که درس طلبگی را شروع کرد و تا دو سال در شهرضا ماند. دیدارش با شهید بهشتی در شهرضا را سکوی پرتاب خود می‌داند؛ دیداری که باعث شد از پدرش بخواهد به او اجازه دهد به قم و مدرسة حقانی برود. تا پیروزی انقلاب اسلامی در این مدرسه طلبگی کرد و پس از آن به بخش آموزش مؤسسة «در راه حق» رفت و در گرایش‌های تخصصی چون فلسفه، تفسیر و جامعه‌شناسی آموزش دید. هم‌زمان شرکت در دروس خارج فقه و اصول آیات عظام شیخ مرتضی حائری یزدی، شبیری زنجانی، مظاهری اصفهانی و شیخ جواد تبریزی را نیز از دست نداد.
    ایشان از سال ۱۳۸۳ به تهران منتقل شده است و تاکنون مشاغل اجرایی، مشورتی، علمی، فرهنگی و سفرهای خارجی متعددی به شرح زیر تجربه کرده است:
الف) مشاغل اجرایی
 - نمایندگی ولی فقیه در تدارکات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مدت سه سال از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۴
 - رئیس دانشکدة عقیدتی سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در قم به مدت چهار سال از ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸
 - مسئول امور روحانیان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حکم مقام معظم رهبری به مدت چهار سال از ۱۳۶۸ تا پایان ۱۳۷۱
 - معاون امور بین‌الملل سازمان تبلیغات اسلامی به مدت دو سال از ۱۳۷۲ تا۱۳۷۳
 - معاون ارتباطات سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به مدت سه سال از ۱۳۷۴ تا پایان ۱۳۷۶
 - قائم مقام مجمع جهانی اهل بیت(ع) از ۱۳۷۷ تا پایان ۱۳۸۲
 - قائم مقامی مؤسسة امام خمینی به پیشنهاد حضرت آیت‌الله مصباح و تأیید مقام معظم رهبری (از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۰)
 - رئیس مرکز خدمات حوزه‌های علمیه با تأیید مقام معظم رهبری به مدت چهارده سال(۱۳۷۶ تا پایان ۱۳۸۹)
 - رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب (۱۳۷۳ تا ۱۳۸۲)
 -مدیر مسئول مجله هفت آسمان (از سال ۱۳۷۸ تاکنون)
 - معاونت سیاسی جامعة روحانیت مبارز از سال ۸۴ تاکنون
 - مشاور فرهنگی دبیر شورای عالی امنیت ملی در سال ۱۳۸۴
 - رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب
 - عضو شورای سیاست‌گذاری بین‌الملل دفتر رهبری
 - عضو شورای سیاست‌گذاری ادیان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
 - عضو هیئت امنای جامعة المصطفی العالمیه به دستور مقام معظم رهبری از اسفند۱۳۸۹ تاکنون
 
حسن غفوری فرد (کد انتخاباتی: 5457)
 
حسن غفوری فرد متولد تهران 1322  و دارای دکترای فیزیک هسته ای از آمریکا است.
      مشاغل اجرایی
    - نماینده دوره های اول - پنجم و هفتم
 - رییس دانشگاه بین الملی امام خمینی ره قزوین از سال 85
 - رییس هیات نظارت و بازرسی شورای عالی انقلاب فرهنگی
 - استاندار خراسان
 - وزیر نیرو در کابینه های شهید باهنر - مهدوی کنی و مهندس موسوی
 - رییس کمیته بین المللی المپیک
 -  موسس، بینانگذار و رئیس دکتری علوم و تکنولوژی هسته ای و برق در دانشگاه صنعتی امیرکبیر
 - از موسسین و دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین معاون رییس جمهور و رییس سازمان تربیت بدنی
 - مشاور تحقیقاتی رییس جمهور 1372 تا 1384
 -  نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی دوره پنجم و عضو هیات رییسه از 75 تا 79
 - رییس دوره دوم خانه احزاب و عضو هیات رییسه خانه احزاب در 4 دوره متوالی.
 
حسین فدایی آشتیانی (کد انتخاباتی: 5712)

حسین فدایی در سال 1334 در شهرستان ری در خانواده ای مذهبی متولد شد. وی قبل از پیروزی انقلاب به همراه تعدادی از جوانان معتقد در راه اندازی گروه توحیدی بدر شرکت داشت و در اثنای مبارزه، به دلیل تکیه بر نقش محوری روحانیت در فعالیت سیاسی، با حجت الاسلام شاه آبادی همراه شد و درجهت مبارزه با رژیم شاه، چندین بار به زندان افتاد ودر نهایت در روز 22 بهمن 1357 توسط مردم، از زندان آزاد شد.
    حسین فدایی از موسسین و اعضای شورای اصلی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تا سال 65 بود که در این سازمان به همراه آیت الله راستی کاشانی نماینده امام(ره) در جهت تثبیت خط ولایت و فقاهت گام برداشت و در مقابل طیف انحرافی این سازمان مقاومت کرد و در این سازمان نقش جدی در انهدام گروهک فرقان و برخی گروهک های التقاطی داشت.
    ضرورت ارتباط گسترده فرماندهی سپاه و وزیر سپاه با مجلس شورای اسلامی و تعیین نماینده ای مشترک که مورد اعتماد در امور ذی ربط باشد ،منجر به نمایندگی وی از سوی مسولان سپاه در امور مجلس شورای اسلامی گردید.
    حسین فدایی پس از پایان جنگ، به مدیر کلی بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران منصوب گردید. سازماندهی ماموریت ها، رسیدگی به نیازهای عاجل جانبازان، راه اندازی بخش مشاوره و مددکاری جانبازان و برنامه ریزی جهت ایجاد اشتغال جانبازان و توسعه کمی و کیفی فعالیت های بنیاد استان از جمله اقدامات مدیریت وی در این دوران است.
    در جهت ساماندهی نیروهای انقلاب، فدایی به همراه مرحوم حجت الاسلام علی اکبر ابوترابی، محمود احمدی نژاد، داود دانش جعفری،علی دارابی و مجتبی شاکری "جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی "را تاسیس کرد که این جمعیت نقش محوری در توجه جریان اصولگرا به مفاهیم اساسی مهمی چون "تحول خواهی "،"گردش نخبگان"،"احترام به خرد جمعی"و.. داشت.
    وی که دانش آموخته اقتصاد بازرگانی و صاحب مقالات و تحقیقات گوناگون در امور اعتقادی و سیاسی، اخلاقی و ولایت فقیه است ، در دور هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی نماینده مردم تهران ،ری،شمیرانات و اسلامشهر بود.
سوابق سیاسی و مدیریتی:
- رئیس هیئت نظارت بر انتخابات سومین دوره شوراهای شهر و روستا
- مدیر کل بنیاد مستضعفان و جانبازان تهران
- معاون مرکز جهانی علوم اسلامی
- دبیر کل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی
- موسس جمعیت ایثارگران
- نائب رئیس کمیسیون اصل 90
- عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصاد
 
ایراندخت فیاض (کد انتخاباتی: 5784)

دکتر ایراندخت فیاض در سال 1346 در یک خانواده متدین و فرهنگی دیده به جهان گشود. از آنجایی که پدر ایشان فردی فرهنگی و علاقمند به ادب و هویت اسلامی _ ایرانی بودند از همان سالهای اولیه ایشان را در مسیر پژوهش و تحصیل مداوم قرار داد . به گونه ای که در سال 1364 ایشان وارد دانشگاه شیراز دررشته روانشناسی بالینی شدند و در سال 1368 مدرک کارشناسی خود را اخذ کردند . پس از کسب مدرک کارشناسی ارشد در رشته روان شناسی تربیتی از دانشگاه الزهرا ،در سال 1385 مدرک دکترای تخصصی خود را در رشته تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت از دانشگاه تربیت معلم تهران(خوارزمی ) اخذ نمودند.
    ایشان از سال 1370 تا کنون با مراکز آموزش عالی همکاری داشته اند و در سال 1377 رسماً به عضویت هیئت علمی دانشگاه شیراز در آمدند و همزمان سمت معاونت اداری _مالی و معاونت دانشجویی _ فرهنگی دانشکده روان شناسی را به عهده گرفت و با توجه به سوابق درخشان ایشان در دانشگاه شیراز در سال 1386 به درخواست دانشگاه علامه طباطبایی تهران به این دانشگاه منتقل شدند. هم اکنون نیز ریاست دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی را بر عهده دارند.
    وی علاوه بر سوابق درخشان آموزشی و پژوهشی ، سمت های اجرایی را نیز در سطح ملی عهده دار بوده اند . از سال 1379 به عضویت کمیسیون تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی در آمدند و از سال 1388 تاکنون رسماً ریاست این کمیسیون را برعهده دارند. همچنین ایشان به عنوان دبیر شورای تخصصی تحول ونوسازی نظام آموزشی کشور، مسئولیت هماهنگی و هم سویی دستگاه های آموزشی فرهنگی کشور (وزارت علوم ، بهداشت ، آموزش و پرورش) را برعهده داشته اند.
    افزون بر این دکتر فیاض عضو شوراها و کمیسیون های متعدد فرهنگی کشور از جمله : شورای عالی راهبردی نخبگان کشور، شورای راهبردی تحول نظام آموزش کشور ، شورای سیاست گذاری طرح شهاب ، گروه هماهنگی و برنامه ریزی تربیت معلم ، کار گروه بازنگری سر فصل های علوم انسانی بوده و درحال حاضر عضو هیئت امنای دانشگاه شهید رجایی و دانشگاه پیامبر اعظم (ص) و دبیر انجمن علمی خانواده ، حقوق بشر و سبک زندگی اسلامی می باشند.
    ایشان در سال 1386 به عنوان چهره ماندگار فرهنگی استان فارس انتخاب گردیدند و به عنوان استاد بسیجی دانشگاه شیراز ، مفتخر به دریافت مدال طلا شده و در سال 1388 استاد نمونه آموزشی در دانشگاه علامه طباطبایی شناخته شدند. در سال 1390 به عنوان مدیر پروژه اعتبار سنجی سند تحول نظام آموزشی کشور توسط رئیس جمهور محترم مورد تقدیر ویژه قرار گرفتند. تجربه عملی و اجرایی ایشان و تعامل و آشنایی نزدیک با دستگاه های فرهنگی و آموزشی کشور و کمیسیون های مربوطه در مجلس شورای اسلامی و شورای عالی انقلاب فرهنگی می تواند بستر مناسبی را برای نقش آفرینی ایشان به عنوان نماینده مجلس شورای اسلامی در تحقق حقوق شهروندان فراهم آورد و مجلس شورای اسلامی را در جهت تصویب قوانین دقیق علمی و کارآمد یاری رساند.
 
حمید رضا کاتوزیان (کد انتخاباتی: 7125)
 حمیدرضا کاتوزیان عضو جامعه اسلامی مهندسین است. کاتوزیان نماینده تهران در دوره‌های هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی بوده‌است. او در مجلس هفتم نایب رییس کمیسیون صنایع و معادن و در مجلس هشتم رئیس کمیسیون انرژی می‌باشد.
 
محمداسماعیل کوثری (کد انتخاباتی: 7218)
محمد اسماعیل کوثری که در حال حاضر نماینده دوره هشتم مجلس شورای اسلامی است، عضو گروه توحیدی صف قبل از انقلاب بود و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی با حضور در جبهه های حق علیه باطل و فرماندهی لشگر 27 محمد رسول الله به افتخار جانبازی 70 درصد نائل آمد.

وی مسئول عملیات سپاه 11 قدر در دفاع مقدس بود. از دیگر سوابق کوثری می توان به جانشینی تیپ 20 زرهی رمضان، جانشینی فرمانده قرارگاه ثارالله تهران، جانشینی سپاه یکم ثارالله، فرماندهی بسیج استان تهران وریاست اداره امنیت ستاد کل نیروهای مسلح اشاره نمود.
اسماعیل کوثری دارای مدرک کارشناسی جغرافی سیاسی و کارشناسی ارشد مدیریت امور دفاعی است. وی در حال حاضر دانشجوی دکتری علوم دفاعی و امنیت ملی و استاد دانشگاه امام صادق(ع) در امور دفاعی است.
کوثری که در راه پاسداری از دستاورد های انقلاب اسلامی در مقابله جدی با جریان انحراف و مفاسد مالی در تلاش است، مفتخر به دریافت مدال درجه یک فتح از فرمانده معظم کل قوا است.
 
مصطفی رضا حسینی قطب آبادی (کد انتخاباتی: 4241)

مصطفی رضا حسینی قطب آبادی داری مدرک کارشناسی ارشد شهر سازی از دانشگاه علم وصنعت ایران می باشد و دارای تجارب اجرایی و ستادی در وزارتخانه های کشور٬ ارشاد اسلامی٬ علوم٬ تحقیقات و فن آوری و شهرداری می باشد .
وی تا کنون مسئولیتهای ذیل را به عهده داشته است .
- سرپرست اداره ارشاد اسلامی شهربابک
- رئیس انجمن کتابخانه های شهربابک
 - رئیس شورای آموزش و پرورش شهربابک
 - فرماندار شهرستان شهربابک
 -  کارشناس وزارت کشور
 - معاون مدیر کل بازرسی و پاسخگویی به شکایات وزارت علوم تحقیقات و فناوری
 - کارشناس قسمت های مختلف شهرداری کرج
 -  بازرس ویژه شهرداری کرج
 - معاون معماری و شهر سازی شهرداری کرج
 
جواد محمدی (کد انتخاباتی: 7512)

 دکتر جواد محمدی در سال 1348 در شهر ری متولد شد. ایشان دکترای پزشکی عمومی خود را از دانشگاه علوم پزشکی تهران و PHD  خود را در رشته ایمونولوژی و ژنتیک از دانشگاه کارولینسای سوئد اخذ کرد.
   از سوابق اجرایی ایشان می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
 - مدیر کل دفتر مطالعات و ارتباطات بین الملل و سرپرست اداره کل ارتباطات و رسانه دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  
 - رئیس گروه نظارت و ارزیابی و گروه دانش افزایی و توانمند سازی هیئت عالی جذب اعضای هیئت علمی مراکز آموزش عالی کشور
 - عضو شورای تحول نظام آموزشی کشور و شورای تخصصی مهندسی فرهنگی کشور
 - عضو کمیسیون آینده نگاری تحولات علمی و فرهنگی در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی
 - سرپرست رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سوئد
 - مسئول طرح و برنامه ستاد کشوری سال امام علی (ع)
 - مسئول امور بین الملل ستاد نماز جمعه تهران

متن کامل جوابیه «علی مطهری» به روزنامه کیهان !!!!

نمی دانم روش «چزاندن» و یا متهم ساختن هر کس که با شمااختلاف دارد چه لذتی برایتان دارد و یا تا کنون این رفتار شما چه نتیجه ای جز دورکردن افراد از رهبر بزرگوار انقلاب (به دلیل جایگاه شما) داشته که دست بردار نیستید. یادآوری توصیه های دینی و نصیحت دوستان هم که اثر نکرده است.از دشمنانتان دو نمونه می آورم شاید اثر کند.
کد خبر: ۲۲۹۸۸۰
تاریخ انتشار: ۰۹ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۹

دکتر علی مطهری نماینده اصولگرای مجلس هشتم ، در پاسخ به مطلبی که در روزنامه کیهان نوشته شده ، پاسخی برای این روزنامه ارسال کرده است که این روزنامه متن کامل پاسخ وی را منتشر نکرده است . متعاقبا آقای مطهری متن کامل پاسخ خود را برای انتشار در اختیار «تابناک» قرار داده است ، متن این جوابیه به شرح زیر است :


باسمه تعالی
سردبیر محترم سایت تابناک

با عرض سلام، جوابیه زیر ابتدا برای روزنامه کیهان ارسال گردید ولی این روزنامه حاضر نشد، بیش از ده درصد آن را آنهم گمشده در میان توضیحات خود منتشر کند. خواهشمند است متن کامل و سانسور نشده پاسخ اینجانب به آقای شریعتمداری در آن سایت محترم درج گردد.
با تشکر، علی مطهری


جناب آقای شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان
 
با عرض سلام،

آن گونه که در شماره کیهان مورخ یکشنبه 7 اسفند 90 آمده، نامه ای با امضای «جمعی از جوانان اصلاح طلب» در فضای اینترنتی منتشر شده و برای شما و همکاران این پرسش را پیش آورده است که «باید دید مراد این جماعت از رادمردی و مروتی که به آقای علی مطهری نسبت می دهند کدام است؟!»

البته برای آنکه ذهن خوانندگان را برای جمله مذکور آماده فرمایید ابتدا نویسندگان نامه را همان «هتاکان به عاشورا و امام» دانسته اید.  این تمهیدات و  گذاشتن علامت «؟!» در مقابل پرسش مذکور، معنایی جز القای همسویی، همدلی و یا همراهی اینجانب با آنان به خوانندگان، آن هم در آستانۀ انتخابات ندارد، به ویژه آن که قاعدتا اکثر خوانندگان شما مثل بنده از اصل این نامه در سایت های فیلترشدۀ اینترنتی بی خبر بودند .

در این مختصر سه نکته تقدیم می شود:

1. بدیهی است که تکلیف گروه اندک هتاک نسبت به عاشورا و امام روشن بوده و عمل آنان شدیدا محکوم است ولی مساوی دانستن هر اصلاح طلب با «هتاک به امام حسین (ع) و امام خمینی» گرچه سود فراوانی برای اهداف جنابعالی و کیهان دارد، عقلا و شرعا درست نیست و افراد بسیاری را بی دلیل از حول نظام پراکنده می کند همچنانکه کرده است، مخصوصا وقتی که اتهام زننده عنوان «نماینده ولی فقیه» را یدک بکشد. نویسندگان نامه مذکور، خود را چیزی بیش از «اصلاح طلب» نخوانده اند و امضای فرد خاصی هم پای آن نیست و انتساب آن به آقای مزروعی به منابع نامعلوم اطلاعاتی کیهان بر می گردد. چگونه «رجما بالغیب» نویسندگان نامه را دشمنان امام حسین(ع) می دانید؟

2. «ضد انقلاب» به اصطلاح کیهان به سه گروه اطلاق می شود:

الف) کسانی که به خاطر منافع شخصی، عقاید ضد دینی و یا کینه توزی، ضد نظام و انقلاب هستند. از این عده، گاهی پاره کردن عکس امام و البته به ندرت توهین به سید الشهدا(ع) برمی آید گرچه معلوم نشد پاره کردن عکس امام کار چه کسانی بود.

 ب) کسانی که «ضد انقلاب کیهانی» هستند، یعنی اگر امروز موضعی بر ضد نظام داشته، سکولار شده و یا دشمن رهبر بزرگوار انقلاب شده اند، به سبب برخوردهای خشن و تهمت آلود رسانه ای و عملی کیهان و کیهانیان است. این گروه ابتدا منتقد بوده اند اما کیهان به خاطر چند انتقاد، آنان را پیاده نظام یا عامل ناآگاه یا آگاه دشمن، توطئه گر و یا وابسته به اجانب خوانده است و مثلا با استناد به سایتهایی مثل دیده بان حقوق بشر– که کیهان مواضع دیگرش را شدیدا رد می کند - اثبات کرده که از این و آن پول گرفته اند. آنان نیز در مقابل، تندتر شده و نهایتا کارشان به اموری مانند دستگیری در نیمه شب و زندان انفرادی و غیر انفرادی کشیده و نهایتا ضد نظام شده اند و گاهی به نظریات باطلی در باب دین نیز اعتقاد پیدا کرده اند. این گروه بهتر است به جای  ضد انقلاب، «ضد انقلاب کرده شده توسط کیهان و کیهانیان» نامیده شوند.

 ج) کسانی که برخی ایده های اصلاح طلبانه داشته و انتقاداتی دارند ولی هرگز بر ضد نظام و رهبری نیستند. به دلایلی که فرصت توضیح آن نیست، کیهان علاقه عجیبی دارد که گروه دوم و سوم را هم با گروه اول یک کاسه کرده و همه را با واژگانی مانند «هتاکان به امام حسین (ع) و پاره کنندگان عکس امام» خطاب کند. با همین منطق، معترضان می توانستند با بی انصافی، «حادثه کهریزک » را به همه راهپیمایان 9 دی نسبت دهند ، ولی این کار را  نکردند.

هیچ ایرادی ندارد – اگر مایه افتخار نباشد -  که گروه دوم و سوم علیرغم آنکه برخی اختلافات بسیار اساسی فکری با بنده دارند و بعضی از آنان مواضع من درباره اموری مانند حجاب و یا مشروعیت داشتن ولی فقیه از طرف خدا را کاملا مردود پنداشته و ندرتا به تمسخر هم می گیرند، انصافی در کلام یا قلمم دیده و به من نامه بنویسند.

امیدوارم با این توضیحات، علامت (؟!) از ذهن حضرتعالی رفع شده باشد و نیازی نیست زحمت کشیده تیتر بزنید: «ابراز افتخار علی مطهری از ارتباط با ضد انقلاب!»؛ تهمت نیوزها زحمتش را خواهند کشید.

3. نمی دانم روش «چزاندن» و یا متهم ساختن هر کس که با کیهان اختلاف دارد چه لذتی برای شما دارد و یا تا کنون چه نتیجه ای جز دورکردن افراد از رهبر بزرگوار انقلاب (به دلیل جایگاه شما) داشته که دست بردار نیستید. یادآوری توصیه های دینی و نصیحت دوستان هم که اثر نکرده است. از دشمنانتان دو نمونه می آورم شاید اثر کند.

نمونه اول وزارت دفاع آمریکاست با آنهمه جنایت. پنتاگون پس از آنکه اعلام کرد در محل زندگی بن لادن فیلمهای مستهجن یافت شده، بلافاصله- با هر نیتی - اضافه کرد که شواهدی به دست نیامده که بن لادن این فیلمها را تماشا می کرده است. اما کیهانیان چطور؟ برای آنکه حال یک مخالف را بگیرند از پخش فیلم خصوصی حتی فرزند او هم ابایی ندارند و شاید عمل به فرمان هشت ماده ای امام (ره) را چنین تبلور می بخشند!

نمونه دوم سایتی است که ملغمه ای است از انواع مطالب: توهین به روحانیت و رهبری، ترویج سکولاریسم، تحلیلهای درست، غلط و گاهی کینه توزانه، و البته رساندن صدای برخی مظلومان . چندی پیش همین سایت، مطالبی جنجالی را به عنوان سخنرانی آقای حداد عادل در جمع هادیان سپاه منتشر کرد و ایشان آن را تکذیب کرد. سایتی که هیچ ادعای دین ندارد و نویسندگان زنش بی حجاب، مردش بی محاسن و برخی تجربه زندان انفرادی هم داشته اند - فورا تکذیب آقای حداد را در همان صفحه اول سایت با این تیتر بزرگ منتشر کرد: اصلا در جمع هادیان سپاه سخنرانی نداشته ام.

 آیا شما و یا همفکرانتان مثل گردانندگان برخی بخشهای خبری شناخته شده رسانه ملی، هرگز اجازه نشر یا پخش تکذیبیه از گروه دوم و سوم را حتی از ذهن شریف عبور داده اید؟ آری، اگر با منتقدان و مخالفان «رادمردی و مروت» داشتیم امروز اوضاع طور دیگری بود. فتنه های درون را خاموش نکردیم که فتنه های بیرون چنین طولانی شد و البته هنوز هم دیر نیست.

خواهشمند است جوابیه مذکور مطابق قانون مطبوعات عینا و در همان صفحه درج گردد. همان طور که در گذشته تجربه شده است، امتناع از انتشار یا تقطیع آن، تعداد خوانندگان «متن کامل و سانسور نشده» جوابیه را از جمله در سایتهای خبری چندین برابر خواهد کرد. قبلا از همکاری شما تشکر می کنم.

باز هم ای‌میل‌ها از دسترس خارج شدند؛  محدودیت اینترنت، خواست چه کسی است؟

باز هم ای‌میل‌ها از دسترس خارج شدند؛
محدودیت اینترنت، خواست چه کسی است؟
باز هم ای‌میل قطع شد؛ اصلا وقتی اینترنت ابزار جاسوسی باشد، طبیعی است که نیاز به جایگزین دارد و حتما جایگزین هم تفاوت‌های بسیاری خواهد داشت، وگرنه می‌شود‌‌ همان آش و‌‌ همان کاسه! البته می‌پذیریم که ایراداتی هم هست، ولی آیا می‌توان گفت که چون وسیله‌ای مثل موبایل قابلیت سوءاستفاده دارد، یا ممنوع شود و یا تولید نوع ملی و پاک آن در دستور کار قرار بگیرد؛ قانون چه می‌گوید؟!
کد خبر: ۲۲۷۹۲۹
تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۶
از مرداد سال ۸۵ که سلیمانی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات وقت که خبر راه اندازی «اینترنت ملی» را داد، بیش از پنج سال می‌گذرد، ولی هر چه پیش می‌رویم، نه تنها ابهامات کمتر نمی‌شود، بلکه هر روز با اظهارنظرهای گوناگونی روبه‌رو می‌شویم که پاسخی برای پرسش‌های مطرح ندارند و حتی موجب پدید آمدن پرسش‌های بیشتری در ذهن کاربران رو به افزایش این شبکه جهانی می‌شوند؛ اظهار نظرهایی که بیشتر سیاسی هستند تا...!


به بالای متن خبر توجه کنید: «سرویس اقتصادی»! متوجه تغییرات پدید آمده به مرور زمان شدید؟

به گزارش «تابناک»، «پنج میلیون ترابایت اطلاعات در اینترنت موجود است که این رقم، معادل یک کتابخانه با پنجاه هزار میلیارد کتاب یا یک میلیارد فیلم ضبط شده DVD برآورد می‌شود. در همین حال، تاکنون ۵۵۵ میلیون دامنه اینترنتی و دویست میلیون وبلاگ به ثبت رسیده است و دو میلیارد نفر در دنیا، کاربر اینترنت هستند که پیش‌بینی می‌شود، این رقم در سال ۲۰۲۰ به ۵ میلیارد نفر افزایش یابد».

معاون فنی وزارت اطلاعات در همایش ملی دفاع سایبری گفت: «یکی از مشکلات پیش‌ روی به دلیل تحریم‌های موجود، استفاده از ضدبدافزارهای به روز است، چون با توجه به تحریم‌ها، به روز کردن آنها در بسیاری از موارد شدنی نیست و این موجب می‌شود تا ما به طراحی ضدبدافزار بومی روی آوریم؛ بنابراین، سازمان پدافند غیرعامل نیز باید یکی از اهداف خود را طراحی ضدبدافزار ملی و بومی قرار دهد»، چرا که «شبکه اینترنت عامل تهدید یا ابزار جاسوسی نیست، بلکه خود تهدید و جاسوس است».
در ادامه این همایش، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات گفت: «حمایت از بومی‌سازی نرم افزار و ایجاد زیرساخت‌های امن ارتباطی، از جمله مهمترین تصمیمات راهبردی در عرصه دفاع سایبری است که در این راستا، نخستین مرحله از این شبکه خرداد ماه سال ۹۱ به زیر بار می‌رود».
اشتباه نکنید، قصد بزرگنمایی دنیای مجازی را نداریم؛ اینها سخنان وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات است که روز گذشته در جمعی بیان کرد تا به این نتیجه برسد که در کنار این فرصت‌های پیش آمده، تهدیدهایی هم هست که اگر کنترل نشوند، به طور قطع، تهدیدهای آن بیش از فرصت‌های آن خواهد بود».

اینجاست که گویا، رخدادهای سال‌های اخیر در تغییرات ایجاد شده در طرح اولیه تأثیر بسزایی گذاشته‌اند؛ جایی که دیگر بحث بر سر مزایای اینترنت ملی نیست، بلکه بیشتر اظهارنظر‌های مسئولان، به قابل اطمینان نبودن اینترنت برمی‌گردد؛ به عبارتی بهتر، گویا اولویت ایجاد شبکه ملی به اینجا رسیده که قرار است، جایگزین اینترنت کنونی شود.

اکنون کافی است تا نگاهی به مطالب نقل شده از سوی مسئولان در چند وقت اخیر بیندازیم تا دریابیم که سایت‌هایی چون گوگل، یاهو، فیس‌بوک و حتی کل «اینترنت» ابزار جاسوسی خوانده شده‌اند و به صورت مقطعی و یا همیشه از دسترس خارج شده‌اند.

این در حالی است که پشتوانه همه این اظهارنظر‌ها، مبحثی است که نخست در برنامه چهارم توسعه مورد توجه قرار گرفت و بعد‌ها به قانون پنجم توسعه هم راه پیدا کرد؛ جایی که در مهمترین ماده مربوط به فناوری اطلاعات در این برنامه (فصل چهارم، ماده ۴۶)، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مکلف شده است که شبکه ملی اطلاعات ایجاد کند تا همه دستگاه‌های اجرایی و واحدهای تابعه (تا پایان سال دوم) و 60 درصد خانوار‌ها و همه کسب و کار‌ها (تا پایان برنامه) بتوانند به شبکه ملی اطلاعات و اینترنت متصل شوند؛ آن هم تا جایی که باید سرانه پهنای باند و دیگر شاخص‌های ارتباطات و فناوری اطلاعات در پایان برنامه به جایی برسد که کشورمان در رتبه دوم منطقه قرار بگیرد و سهم این صنعت در تولید ناخالص داخلی، در سال آخر برنامه به 2 درصد برسد.

به عبارت بهتر، این برنامه به معنای ایجاد بیش از دوازده میلیون پورت پرسرعت اینترنت در کشور است و گویا، اشاره‌ای به جایگزینی شبکه‌ای به جای اینترنت ندارد. بدین ترتیب که قرار است یک شبکه ملی اطلاعات تدارک دید و بستر امنی برای اشتراک اطلاعات در درون کشور فراهم کرد تا با پیوستن همه ارگان‌ها به آن، گامی کارساز در راه رسیدن به دولت الکترونیک برداشته شود؛ گامی بزرگ که قرار است کشورمان را در سال ۹۵ (سال پایانی برنامه پنجم توسعه) به جایگاه دومی منطقه برساند.


این تصویر شماتیک، شاید بهترین روش برای نشان دادن تفاوت اینترنت و اینترانت باشد: رایانه‌ای که از آن برای خواندن این مطلب استفاده می‌کنید، در پایین‌ترین ردیف قرار دارد و از طریق خطوط تلفن به یک ISP متصل شده است (همان switch‌های نشان داده شده در تصویر) که سرانجام به یک خدمات دهنده بزرگ‌تر (مثل مخابرات در کشور ما) می‌رسد؛ تا اینجا یک شبکه گسترده داریم که می‌تواند اینترانت ملی هم نام بگیرد، ولی هنگامی به این شبکه اینترنت خواهند گفت که از طریق حلقه بالایی نشان داده شده (خط قرمز نشان داده شده)، به شبکه‌های دیگر کشور‌ها هم اتصال داشته باشد.

تأکید مقامات مسئول نسبت به راه‌اندازی شبکه اینترنت ملی در همایش‌ها و مراسم‌ گوناگون، موجب شده داغ شدن تنور شایعات در این باره شده است، تا جایی که فرضیه‌های گوناگونی راجع به نحوه اجرای آن مطرح می‌شود که شاید شایع‌ترین آن‌ها، این سه دسته هستند: ۱ـ اینترانت ملی، ۲ ـ اینترانت در کنار اینترنت محدود شده و ۳ ـ اینترنتی با لیست سفید. این حدسیات در شرایطی مطرح می‌شوند که متصدیان راه اندازی اینترنت ملی تا کنون اظهارنظری درباره چگونگی اجرای این طرح نداشته‌اند و گویا از فضای مبهم پدید آمده احساس نگرانی ندارند؛ درست برخلاف بسیاری از کاربران اینترنت فعلی که نسبت به انتشار اخباری درباره اینترنت ملی واکنش نشان می‌دهند و به گواه نظرات رسیده به «تابناک»، بیشتر نگران هستند.
اکنون کافی است آنچه درباره «شما» (مخفف شبکه ملی اینترنت) شنیده‌ایم، در کنار این قانون بگذاریم تا میزان سلیقه اعمال شده در طرح اولیه دستمان بیاید؛ طرحی که نه از بدافزار‌ها سخنی به میان آورده و نه اینترنت را جاسوس خطاب کرده، ولی از سوی دیگر، هم به امنیت شبکه توجه داشته و هم توسعه را در دستور کار قرار داده است.

البته منکر این نیستیم که بستر فعلی اینترنت ایرادات بسیاری دارد و به تیغ دو لبه شبیه است، ولی برایمان سوال شده که اگر این بستر تا این اندازه پر خطر است که قادر به کنترل آن نیستیم و می بایست تعویض شود (یا کاربردش محدود شود و یا هر روش حذفی دیگری بر آن اعمال شود)، چه تضمینی برای امنیت نوع داخلی آن هست که در برنامه توسعه، به ایجاد آن اشاره شده است؟

آیا جاسوسان به این شبکه جدید نفوذ نخواهند کرد یا پس از مدتی خواهیم گفت که این هم امن و پاک نیست و بهتر است این تیغ دوم را هم از سر راه برداریم؟

و اصلا چگونه است که از یک طرف گاهی افتخار می‌کنیم که شمار مسیرهای ارتباطی بین‌الملل کشورمان (درگاه یا به زبان انگلیسی: Gate Way) را از چهار لینک STM۱ در سال ۸۴ که بیشتر از مسیر کابل دریایی جاسک فجیره تأمین می‌شد، به ۱۰۴ لینک STM۱ در سال ۸۸ رسانده‌ایم که از ۹ درگاه بین‌المللی تأمین می‌شوند، ولی از سوی دیگر با چرخشی عجیب، این همه دستاورد را به کام دشمن می‌خوانیم و اینترنت را جاسوس می‌دانیم؟


سه سال پیش، قرار بود به شبکه فلگ متصل شویم و با قرار گرفتن در این حلقه جهانی پرسرعت اینترنت مابین آفریقا و اروپا و آسیا، تفاوت سرعت اینترنت‌مان محسوس شود. بماند که به این هدف رسیدیم یا نه، آیا به نظر شما هنوز در همان راه هستیم یا اهدافمان هم تغییر کرده است؟ اگر آری، بنا بر کدام قانون و مصوبه؟!

پس از تحریر:

با خبر شدیم که از صبح امروز، برای بار دوم در یک ماه اخیر و بار چندم در چند سال گذشته، خدمات ای‌میل سایت‌های بزرگ جهانی مثل گوگل و یاهو از دسترس کاربران ایرانی خارج شده است.

اینجاست که با حجم زیاد پیام‌های کاربرانی روبه‌رو می‌شویم که از وضع موجود گلایه دارند. براستی اگر این سرویس‌های اینترنتی سالم نیستند، چرا تا روز گذشته فعال بودند و اصلا چه دلیلی هست که دوباره تا چند دقیقه، ساعت و یا روز دیگر فعال شوند؟!

چرا هاشمی حکم دانشجو را امضا نمی کند؟

چرا هاشمی حکم دانشجو را امضا نمی کند؟
عضو هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی گفت: قانون این بوده که طبق مصوبه هیأت امنا، تمام کاندیداها در جلسه هیأت امنا برنامه هایشان را برای دانشگاه آزاد ارائه دهند و رزومه ها نیز بررسی می شد اما هیچ کدام از این دو اتفاق رخ نداد و شرح حال کاندیداها و برنامه ها در جلسه دوم هیأت امنا بررسی نشد.
کد خبر: ۲۲۸۰۷۷
تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۳:۴۲
دبیر هیأت موسس دانشگاه آزاد اسلامی با اعلام اینکه آیت الله هاشمی رفسنجانی در چارچوب قانون و اساسنامه این دانشگاه، حکم ریاست فرهاد دانشجو را امضا می کند، تاکید کرد: شرح حال کاندیداهای اصلی ریاست این دانشگاه از سوی وزیر علوم برای ما ارسال نشد.

حمید میرزاده در گفتگو با خبرنگار مهر در پاسخ به پرسش مهر که آیت الله هاشمی رفسنجانی حکم ریاست فرهاد دانشجو در دانشگاه آزاد اسلامی را امضا می کند یا نه، تاکید کرد: رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی به دنبال اجرای قانون است و اعلام کرده قانون هر چه می گوید آن را قبول دارد.

وی گفت: قانون هم در اساسنامه جدید دانشگاه آزاد اسلامی، چارچوب تعیین کرده و اگر طبق قانون عمل شود، آیت الله هاشمی رفسنجانی هم مشکلی ندارد.

عضو هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی گفت: قانون این بوده که طبق مصوبه هیأت امنا، تمام کاندیداها در جلسه هیأت امنا برنامه هایشان را برای دانشگاه آزاد ارائه دهند و رزومه ها نیز بررسی می شد اما هیچ کدام از این دو اتفاق رخ نداد و شرح حال کاندیداها و برنامه ها در جلسه دوم هیأت امنا بررسی نشد.

میرزاده درباره این موضوع که اعضای هیأت امنا تا 10 دی ماه فرصت داشتند تا شرح حال کاندیداهای مورد نظر خود را برای وزیر علوم ارسال کنند تا پس از آن در اختیار سایر اعضای هیأت امنا به منظور بررسی وضعیت علمی و اجرایی نامزدهای ریاست دانشگاه آزاد قرار گیرند، تاکید کرد: هیچ شرح حالی از کاندیداها به دست ما نرسید و وزیر علوم این رزومه ها را یکجا به جلسه هیأت امنا آورد و در تاریخی که اعلام شده بود تا اعضای هیأت امنا رزومه کاندیداها را بررسی کنند، شرح حال این افراد به هیچ وجه به دست ما نرسید.

وی گفت: هیچ رزومه ای پیش از جلسه 21 دی ماه به دست ما نرسید و در آن جلسه بود که رزومه افراد توسط وزیر علوم و در پوشه ای در اختیار اعضا گذاشته شد.

عضو هیأت امنای دانشگاه آزاد اظهار داشت: چطور می شود که 10 رزومه در یک جلسه بررسی شود.

وی تأکید کرد: نمی توانم در این باره دروغ بگویم بنابراین شرح حال کاندیداها نرسید تا فرصتی برای بررسی آنها داشته باشیم.