خصلت‌هاى سه‌گانه بنده خوب خدا

خصلت‌هاى سه‌گانه بنده خوب خدا

اینکه انسان خداوند را دوست داشته باشد، مقام با ارزشى است، چرا که بنده چنان معرفت و ‌شناختى مى‌یابد که تنها به خدا محبت مى‌ورزد و دوستى دیگران را فراموش مى‌کند؛ مسلماً این مقام مهمى است و مهمتر از آن اینکه خدا انسان را دوست بدارد.

 خداوند به کسى که به مقام رضا راه یافته، سه خصلت عطا مى‌کند: «فَمَنْ عَمِلَ بِرِضائى اُلْزِمْهُ ثَلاثَ خِصال: اُعَرِّفُهُ شُکْراً لا یُخالِطُهُ الْجَهْلُ»هر کس به خواست و رضاى من عمل کند، سه خصلت به او عطا مى‌کنم، به او سپاسگزارى را مى‌آموزم که با جهل همراه نمى‌گردد.پس ویژگى و خصلت اول، شکر و سپاسگزارى از خدا، همراه با باور و آگاهى است. انسان بالطبع ناسپاس است، پیوسته غرق در نعمتهاى بى شمار خداست، ولى بدان توجه ندارد، اما وقتى نعمتى از او گرفته شود، فریادش بلند مى‌شود.
 
میلیون ها نعمت دارد و حقش را ادا نمى‌کند، اما وقتى یکى از آنها کم مى‌شود، داد و فریادش بلند مى‌شود و به التماس و گریه و نذر و نیاز و دعا روى مى‌آورد! تازه آنها که اهل ایمان و توسلند، به توسل و دعا روى مى‌آورند و الا دیگران تنها قیافه هایشان را درهم مى‌کشند و ناامید مى‌شوند:«وَ لاَنْ اَذَقْنا الاْنْسانَ مِنّا رَحْمَةً ثُمَ نَزَعْناها مِنْهُ اِنَّهُ لَیَۆُسٌ کَفُورٌ» هود/9.اگر ما انسان را از نعمت و رحمتى برخوردار کردیم (تا شکر کند) سپس(به جهت کفران او) آن نعمت را از او باز گرفتیم، سخت به ناامیدى و کفران در مى‌افتد.
 
در آیه دیگر مى‌فرماید: «... وَ اِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَیَۆُسٌ قَنُوطٌ» فصلت/49.وقتى شر و آسیبى به او رسد، مأیوس و ناامید مى‌گردد. باز در جاى دیگر مى‌فرماید: «اِنَّ الاْنسانَ لَظَلوُمٌ کَفّارٌ»- ابراهیم/34.انسان سخت ستمگر و کفران پیشه است.در مقابل این گروه، خداوند به بندگانى که طالب رضاى او هستند، مقام حق‌شناسى و شکرگزارى عطا مى‌کند، و علاوه این حق‌شناسى با جهل آمیخته نیست، بلکه نعمتهاى خدا را مى‌شناسند و در مقام شکرگزارى بر مى‌آیند.
 
ما چون به همه نعمتهایى که خدا به ما عطا کرده، واقف نیستیم، اگر هم شکرى به جا آوریم، محدود خواهد بود و در کنار آن ده ها ناسپاسى و ناشکرى از ما سر مى‌زند.در همان حال که پى به نعمتى برده‌ایم و از آن شکرگزارى مى‌کنیم، از نعمتهاى فراوان دیگر غافلیم، پس آن شکرگزارى همراه با غفلت و جهل نسبت به سایر نعمتهاى خداست.«وَ ذِکْراً لایُخالِطُهُ النِّسْیانُ وَ مَحَبَّةً لا یُوْثِرُ عَلى مَحَبَّتى مَحَبَّةَ الْمَخْلُوقینَ»به او توجه و ذکرى عطا مى‌کنم که با فراموشى همراه نمى‌گردد و محبتى بدو مى‌دهم که باداشتن آن هیچ محبتى را بر محبت من ترجیح ندهد .
 
براى ما خیلى دشوار است به یاد خدا باشیم، در شبانه روز وقتى براى چند دقیقه به نماز مى‌ایستیم، گرچه در ظاهر عبادت مى‌کنیم، ولى دلمان با خدا نیست و از یاد و توجه به او غافلیم؛ اما مۆمنى که مرهون لطف و عنایت خداوند مى‌باشد و دلش سرشار از عشق و محبت به خداست، نمى‌تواند او را فراموش کند.خدا یاد و توجه‌اى به او داده که همراه با نسیان و فراموشى نیست، لذا هیچ‌گاه از یاد او غافل نمى‌گردد، او عاشق خداست و عاشق هیچ‌گاه معشوقش را فراموش نمى‌کند ـ این یاد و توجه ویژگى دومى است که خدا به او مى‌دهد.
 
ویژگى و خصلت سوم که خدا به رضا دهنده به خواست خود عنایت مى‌کند، این است که نسبت به خود محبتى در دل او ایجاد مى‌کند که هیچ‌گاه محبت دیگرى را بر آن ترجیح نمى‌دهد.وقتى انسان در دنیا به چیزى محبت پیدا مى‌کند، بالاخره روزى محبوب بالاترى براى او یافت مى‌شود که در نتیجه، محبت به محبوب اول از دلش خارج مى‌گردد: دائماً علاقه ما به اشیا و اشخاص بر همین منوال است، امروز به کتاب خوب و قشنگى علاقه داریم و فردا علاقه مان به کتاب بهترى جلب مى‌گردد.
 
امروز به خانه‌اى دل خوش مى‌شویم و فردا که خانه بهترى فراهم ساختیم، بدان دل خوش مى‌شویم. امروز رفیق خوبى داریم و بدان محبت مى‌ورزیم، اما وقتى رفیق بهترى یافتیم، رفیق اول را فراموش مى‌کنیم ـ این قاعده در محبتهاى دنیایى هر روز مصداق تازه‌اى پیدا مى‌کند، ولى کسى که دلش وابسته به خداست، هیچ محبتى را بر محبت به خدا ترجیح نمى‌دهد، زیرا محبوبى بالاتر از خدا براى او یافت نمى‌شود.
 
«فَاِذا اَحَبَّنى اَحْبَبْتُهُ وَ اَفْتَحُ عَیْنَ قَلْبِهِ اِلى جَلالى، فَلا اُخْفى عَلَیْهِ خاصَّةَ خَلْقى»وقتى که او مرا دوست داشت، من نیز او را دوست مى‌دارم و چشم دلش را براى نظاره به جلالم مى‌گشایم و بندگان خاص و برگزیده‌ام را از او پنهان نمى‌کنم.توصیف مقام محبت بنده به خداوند و محبت خداوند به بنده، براى ما ممکن نیست و زبان از بیان این واقعیت عاجز است، این موهبت و مقام رفیعى است که تنها براى دوستان و اولیاى خدا قابل درک است.
 
اینکه انسان خداوند را دوست داشته باشد، مقام با ارزشى است، چرا که بنده چنان معرفت و ‌شناختى مى‌یابد که تنها به خدا محبت مى‌ورزد و دوستى دیگران را فراموش مى‌کند؛ مسلماً این مقام مهمى است و مهمتر از آن اینکه خدا انسان را دوست بدارد.خداوند متعال مى‌فرماید:«یا اَیُّها الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِى اللّهُ بِقَوْم یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ...» مائده/54اى کسانى که ایمان آورده اید، هر که از شما از دین خود مرتد شود، به زودى خدا قومى را مى‌فرستد که آنها را دوست مى‌دارد و آنان نیز خدا را دوست مى‌دارند.
 
علاوه بر محبتِ متقابل بین عاشق و معشوق و بنده مۆمن و خدا، خداوند دوست و عاشق خود را محبوب خلق نیز مى‌گرداند. البته براى او محبوب گشتن در بین مردم فى نفسه ارزش و بهایى ندارد، بلکه از آن جهت که لطف خدا چنین محبوبیتى را بر او ایجاد کرده، بدان ارزش مى‌دهد والا دوستدار خدا فقط به خدا توجه دارد و کارى ندارد به اینکه دیگران او را دوست بدارند، یا نه. براى او فرق نمى‌کند که همه مردم دوستش باشند یا دشمنش، ولى لطف خدا در حق او ایجاب مى‌کند که محبوب همگان گردد. در این باره خداوند در قرآن مى‌فرماید:«اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً» مریم/96.
 
آنان که به خدا ایمان آورند و نیکوکار شوند، خداى رحمان آنان را (در نظر خلق) محبوب مى‌گرداند.نمونه بارز مۆمنان صالح و پاک باخته خداوند، امام، رضوان اللّه علیه، بود که نه تنها دوستان، او را دوست مى‌داشتند، بلکه دشمنان نیز از ژرفاى دل او را دوست مى‌داشتند و اگر به دشمنى و مخالفت با او بر مى‌خاستند، براى این بود که منافع خود را در خطر مى‌دیدند.
 
چنانکه بزرگترین دشمن على(علیه السلام) معاویه بود، اما وقتى یکى از اصحاب على(علیه السلام) نزد او مى‌رود، مى‌گوید از فضایل على(علیه السلام) برایم بگو و چون فضایل على(علیه السلام) براى او گفته مى‌شود مى‌گرید! چرا که فطرت او طالب نیکى ها و خوبى ها بود؛ ولى بر اثر دل بستن به دنیا و پیروى شیطان و فراموش کردن خدا، از آن منحرف شده بود و براى رسیدن به هواها و خواسته هاى خود، با على(علیه السلام) و اولاد و اصحابش دشمنى مى‌ورزید.
 
«فَاُناجیهِ فى ظُلَمِ اللَّیْلِ وَ نُورِ النَّهارِ حَتّى یَنْقَطِعَ حَدیثُهُ مِنَ الْمَخْلُوقینَ وَ مُجالِسَتُهُ مَعَهُمْ»در تاریکى شب و روشنى روز با او مناجات مى‌کنم، تا از سخن گفتن با مردم اجتناب جسته، از هم نشینى با آنها گریزان گردد.تا حال محب خدا دنبال فرصتى بود که با خداى خود مناجات کند، اکنون به مقامى رسیده که خدا با او نجوا مى‌کند. یک عاشق دلباخته، پیوسته دنبال لحظه‌اى است که با محبوب خود اُنس گیرد و با او به نجوا بنشیند، اکنون چنان شده که محبوب با او نجوا مى‌کند و مسلماً این بزرگترین سرور و شادمانى اوست و چه افتخارى از این بالاتر.
 
منبع : سایت آیت الله مصباح یزدی

«دلیل واقعی حمایت روسیه از بشار اسد چیست؟»،

تحلیلی خواندنی از میزان واقعی نفوذ روسیه در سوریه
پشت پرده حمایت روسیه از سوریه چیست؟
 
 

 گروه بین الملل: «دلیل واقعی حمایت روسیه از بشار اسد چیست؟»، «آیا روسیه تا آخر خط از سوریه حمایت می کند؟»، «آیا پوتین نهایتا بر سر سوریه با غرب معامله خواهد کرد؟»، «اساسا میزان نفوذ روسیه در سوریه چقدر است؟»، «آیا اگر حمایت روس ها نباشد، بشار اسد ساقط می شود؟» اینها و چندین سؤال این چنینی، پرسش هایی هستند که در موضوع بحران سوریه خودنمایی می کنند و یافتن پاسخ آنها به فهم ماجرا کمک شایانی خواهد کرد. نضال حماده، تحلیل گر برجسته و مطرح لبنانی اخیرا در مطلبی ، سعی کرده به برخی از این پرسش های جواب دهد. نظر به اهمیت موضوع و تحلیل های خواندنی حماده، ترجمه کامل نوشته او را تقدیم می کنیم:

 به گزارش رجانیوز، اخیرا «ایگال بالمور»، سخنگوی رسمی وزارت امور خارجه اسرائیل، در برنامه «در جوّ» (که توسط روزنامه نگار فرانسوی «ایف کالفی» تهیه می شود) در شبکه 5 تلویزیون فرانسه، شرکت کرد. در جواب به سؤالی پیرامون سفر پوتین رئیس جمهور روسیه به اسرائیل، بالمور گفت: پوتین در این سفر از منافع روسیه در سوریه سخن گفت و گفت که روسیه حاضر نیست از حضورش در سوریه و از منافعش در آنجا دست بکشد.

به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه اسرائیل، پوتین گفت که روسیه از شخص بشار اسد حمایت نمی کند بلکه خواستار حفظ نظام فعلی سوریه است و تا زمانی که موسکو شخصی را نیابد که به او اطمینان داشته باشد و کسی باشد که بتواند سوریه را اداره کند و از منافع روسیه در آنجا حمایت کند، تا آن زمان روسیه به هیچ وجه از حمایت بشار اسد دست نخواهد کشید و از همه اوراقش برای دفاع از او استفاده خواهد کرد.
 
ایگال بالمور افزود: روسیه خواستار حضور ترکیه در سوریه نیست و این در حالی است که ترکیه ای ها عجله داند تا جای ایران را در آنجا تصاحب کنند، اگرچه ترکیه هرگز در این راه دست به ماجراحویی نظامی نخواهد زد. این آخرین کلام سخنگوی وزارت امور خارجه اسرائیل در آن برنامه بود.
 
تلاش روسیه برای بازی با کارت سوریه و کسب نفوذ 
 
این معادله، اساس بازی بین الملی و منطقه ای پیرامون سوریه است. از همین رو فشارهای غربی ها و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس از مطالبه ساقط کردن نظام سوریه به مطالبه کناره گیری شخص بشار اسد از ریاست جمهوری تبدیل شده است. ولی موسکو این منطق را هم رد می کند؛ گاهی به صورت مستقیم و گاهی به صورت غیر مستقیم (مثلا با گفتن اینکه این ملت سوریه است که تعیین می کند چه کسی بر آن حکومت کند یا اینکه این ملت سوریه است که سرنوشت رئیس جمهور خود را تعیین می کند.) موسکو وقتی چنین رفتاری در پیش می گیرد، یعنی در حال تعامل با واقعیت های سوریه است، واقعیت هایی که نمی تواند آن را به زور یا با تحمیل، تغییر دهد؛ چراکه اولا نفوذ مسکو در دمشق به آن حدی نیست که رئیس جمهور سوریه و اطرافیان او به درخواست روسیه مبنی بر کناره گیری اش از ریاست جمهوری گردن نهند و ثانیا، مسئله سوریه باعث شده که روسیه وجهه بین المللی خود را احیا کرده و نفوذش را (که حدود ربع قرن بود از دست داده بود)باز به دست آورد.
 
حالا امروز، همه با زبان دوستانه با روسیه صحبت می کنند (از باراک اوباما گرفته تا فرانسوی ها و بریتانیایی ها، کشورهای حاشیه خلیج فارس هم که دیگر جای خود دارند) و تمام این نفوذ روسیه از جریان بحران سوریه است. مسکو نه یک روبل پول خرج کرده است، نه یک گلوله شلیک نموده و نه یک سرباز به صحنه درگیری ها فرستاده؛ همه این نفوذ، اول و آخرش از طریق تمسک مسکو به حفظ نظام هم پیمانش بشار اسد رخ داده است. و البته باید توجه کرد که اگر نظام سوریه نظام ضعیفی بود، غرب هیچ فرصتی برای تحرک به مسکو نمی داد و همان کاری که در لیبی کرد را در اینجا هم تکرا ر می کرد بدون اینکه روسیه بتواند هیچ کاری بکند.
 
دلیل اصلی بقای بشار اسد: معادله قدرت خود سوری ها
 
در همین باره، یک طرف معارض سوری برای خود من از یک مسئول فرانسوی که با او دیدار داشته نقل می کرد که روس ها وقتی با بشار اسد پیرامون طرح اتحادیه عرب برای اجرای سناریوی یمن در سوریه سخن گفته بودند [یعنی امضای توافقی بین مخالفان و دولت مبنی بر واگذاری تدریجی قدرت و در گام اول، کناره گیری رئیس جمهور از قدرت با دریافت مصونیت قضایی]، بشار اسد جوابی قاطع و محکم و قوی به روس ها داده و گفته بود: هرگز سناریوی یمن در سوریه اجرا نخواهد شد و احدی در دنیا نمی تواند کاری را که نمی خواهم به من تحمیل کند.
 
فلذا می بینیم که معادله اصلی، قدرت خود بشار اسد و توانش در بقا و حفظ نظامش و برخورداری اش از حمایت بخش وسیعی از مردم سوریه (گذشته از حمایت ارتش و دیپلماتهای کشورش) است. این معادله است که باعث شده بشار اسد آن چیزی باشد که برای همپیمانش روسیه امکان آن وجود ندارد که بخواهد یا بتواند بر سر او با دیگران چانه زنی کرده یا سازش نماید. این یک دلیل ساده دارد: اینکه مسکو چیزی را از بشار اسد بخواهد که روسیه توان دستیابی به آن را ندارد و اسد هم آن را نمی پذیرد [یعنی درخواست کناره گیری اسد] موجب خواهد شد روسیه در یک چشم به هم زدن تمام نفوذ و مورد توجه واقع شدن بین المللی اش را از دست بدهد، نفوذ و توجهی که آن را در یک چشم به هم زدن و تنهابا بلند کردن دست به عنوان رأی منفی در شورای امنیت به دست آورده است. لذا، روسیه نه برای استعفای اسد فشاری وارد خواهد کرد و نه اساساً توان آن را دارد که بخواهد او را به کناره گیری مجبور کند و نه جز او همپیمان مطمئنی دارد که از حضور و منافعش در سوریه حمایت کند.
 
نقش ایران در قضایا
در این بین، معادله ایران هم مطرح است و این همانی است که نظام سوریه مشخصا در موضع روسیه به آن استناد می کند. از همین روست که روسیه که نفوذ ایرانی ها را نزد حکام دمشق می شناسد ایران را به عنوان یک طرف شریک در هر راه حلی برای ماجرای سوریه می شمرد و در همان حال، ایران هم بر مسکو فشار می آورد که در موضع فعلی اش در حمایت از نظام سوریه (و از بشار اسد که به عنوان عامل اطمینان حفظ این نظام) باقی بماند. از همین رو بشار اسد قبل از کنفرانس ژنو پیش دستی کرده و رد هرگونه راه حل غیر سوری برای بحران سوریه را اعلام نموده است، آن هم مشخصا از طریق رسانه های ایرانی. این همان معادله ای ست که ترکیه می خواهد آنرا در سوریه تمام کند. 
 
تضاد منافع روسیه و ترکیه
 
روس ها از نفوذ ترکیه در بخش آسیایی شوروی سابق (که کشورهایش هم پیمان روسیه محسوب می شوند) نگران هستند. روس ها که از نفوذ کلیسای کاتولیک به طرز مشخصی بهره مند هستند، هزار سال جنگ منافع با ترک ها را در پشت سر دارند (مشخصا از زمان سقوط قسطنطنیه ی ارتدکس) و می بینیم که یونان و قبرس ارتدکس هم شدیدترین و عمیق ترین دشمنان  آنکارا در این منطقه هستند.
 
از نظر مسکو، ترکیه در حال تلاش برای نبردی خصومت آمیز با اوست و قصد دارد روسیه را از طریق امضای قرارداد خط لوله انتقال گاز نابوکو، در محاصره اقتصادی قرار دهد. این خط لوله قرار بود گاز طبیعی ترکمنستان و کشورهای حاشیه دریای خزر را به ترکیه وسپس از طریق بلغارستان به اتریش و مجارستان منتقل کند. و این خط لوله به هیچ وجه از اراضی روسیه رد نخواهد شد و از طریق این خط لوله، غرب تلاش خواهد کرد از اتکایش به گاز روسیه بکاهد.
 
روسیه با ترکمنستان وارد مذاکرده شد و در نتیجه، ترکمنستان هم از موافقت نامه احداث این خط لوله عقب نشینی کرد. از همین رو غربی ها به سراغ آذربایجان که همسایه ایران است رفتند و با او قرار داد را امضا نمودند. و از اینجا بود که منافع روسیه و ایران در تعارض تام با ترکیه قرار گرفت، از ماجرای گاز گرفته تا قضیه سپر دفاع موشکی و حالا هم ماجرای سوریه. سوریه ای که (طبق گفته منابع مطلع فرانسوی) هواپیمای فانتوم ترکیه را با صلاح ضد هوایی ای ساقط کردند که به وسیله رادار بسیار پیشرفته «پانتسیرا 5» روسی هدایت می شد.

روش جالب موساد برای کسب اطلاعات از جوانان‬

روش جالب موساد برای کسب اطلاعات از جوانان‬
 

رجا نیوز : یك مسوول امنیتی لبنان گفت: دستگاه جاسوسی رژیم صهیونیستی به منظور دستیابی به اطلاعات از كشورهای عربی، تعداد زیادی سایت های ارتباط اجتماعی راه اندازی كرده و ماموران این سازمان با اسم مستعار دختران، جوانان عرب را به دام انداخته و آنها را تخلیه اطلاعاتی می كنند.

به گزارش ایرنا، روزنامه لبنانی 'الجمهوریه' در شماره روز پنجشنبه خود نوشت: شیوه عمل دستگاه جاسوسی رژیم صهیونیستی كه یكی از اهداف اصلی آن جمع آوری اطلاعات از 'حزب الله' و دیگر مناطق لبنان است؛ با بسیاری از دیگر سازمان های جاسوسی متفاوت بوده و این سازمان به منظور دستیابی به اهداف خود از طرق مختلف وارد می شود.
 
این روزنامه افزود: یكی از این راه های كسب اطلاعات از جوانان كشورهای عربی ، استفاده از پایگاه های الكترونیكی است كه اهداف خود را انسانی و اجتماعی معرفی می كنند، اما در حقیقت از آنها به منظور استخدام جاسوس و مزدور بهره گرفته می شود.
 
در همین چارچوب اخیرا یك پایگاه اینترنتی با عنوان 'تروریسم كافی است' آغاز بكار كرده و هدف اصلی آن رصد فعالیت های حزب الله بوده و در ظاهر این امر را مقابله با آنچه كه تروریسم می نامد، معرفی می كند.
 
در این سایت اسامی جمعیت ها و گروه های سوییسی كه در ظاهر به امور كمك به مجروحان و از كارافتادگان اهتمام دارند، نوشته شده و شعارها و موضوعات زیادی در خصوص حقوق بشر و آزادی های فردی در آن به كار رفته است.
 
به گفته یك مسوول امنیتی لبنانی، بیشتر شبكه های جاسوسی اسراییلی كه در سال ۲۰۰۹ توسط نیروهای امنیتی كشف شدند، از پایگاه های خبری اینترنتی استفاده می كردند تا از این طریق عكس ها و اطلاعات خود را به شكل حرفه ای منتقل كنند كه از جمله این پایگاه ها، می توان از سایت خبری 'كوالیس' نام برد كه در ظاهر تنها به منظور انتشار خبرهای مطبوعاتی به كار می رفت و در عمل برنامه ای برای ارتباط میان مزدوران و جاسوسان رژیم صهیونیستی بود.
 
به گفته یك كارشناس رایانه ای ، رژیم اشغالگر ، بیش از ۱۰۰ شركت تخصصی در رابطه با فناوری اطلاعات در اختیار دارد.
 
همچنین بنابر اسناد به دست آمده از شبكه های اطلاعاتی كه متخصصان اسراییلی به شكل مستقیم آنها را هدایت می كنند، رژیم صهیونیستی به دنبال جذب جوانان جهان سوم بویژه در كشورهای سوریه، لبنان، اردن و عراق است.

کد خبر:130471 -

آنچه نمایندگان خوب است برای انتخاب رئیس جدید بدانند!!!!؟؟؟؟

آنچه نمایندگان خوب است برای انتخاب رئیس جدید بدانند
تفاوت معنادار پیام رهبر انقلاب به مجلس هفتم و هشتم و
پیامی روشن برای انتخاب رئیس جدید
 
 
 

 سنجش عملکرد مجلس هشتم، موضوعی است که به ویژه در ماه‌های جاری مورد بحث و بررسی گسترده مطبوعات و کارشناسان مسائل سیاسی در داخل کشور قرار گرفت نکته ای که علاوه بر ترکیب مجلس به نحوه اداره امور مجلس نیز مرتبط بوده است. اما آنچه نهایتا از مجموع این بحث‌ها و همچنین مناظرات انتخاباتی خارج شد، عدم رضایت کلی مردم و دلسوزان انقلاب اسلامی از عملکرد این مجلس بود، امری که موجب عدم راهیابی نزدیک به 200 نماینده مجلس هشتم به دوره نهم نمایندگی مردم شد.

به گزارش رجانیوز به نظر می رسد در مقابل جدل‌های رسانه‌ای، آنچه بهترین عیار برای سنجش میزان موفقیت مدیریت مجلس در دوره هشتم به حساب می‌آید، مقایسه نحوه برخورد رهبر معظم انقلاب با این مجلس نسبت به مجلس هفتم باشد، امری که به واسطه رقابت علی لاریجانی به عنوان رئیس مجلس هشتم و غلامعلی حداد عادل به عنوان رئیس مجلس هفتم، برای ریاست نهمین دوره مجلس، می‌تواند راهگشای انتخاب نمایندگان مردم نیز باشد.

"وقف غیرقانونی اموال دانشگاه آزاد" و "طرح حقوق مادام‌العمر مسئولان"، ماجرای" طرح نظارت بر نمایندگان " با وجود تاکید مستقیم شخص رهبر معظم انقلاب بر تهیه و اجرای آن، مواضع عجیب و سوال برانگیز در قبال فتنه عظیم 88، کشمکش دائمی با دولت به بهانه حفظ استقلال مجلس و مواردی از این دست، اتفاقات کوچکی نیست که بتوان به راحتی آنها را نادیده گرفت. هر چند که نمی‌توان مواضع بجا در موضوعات خارجی را از مجلس هشتم نادیده گرفت.

اما شاید همین مسائل و حواشی بی شمار موجود پیرامون مجلس هشتم بوده باشد که پیام رهبر معظم انقلاب به مجلس نهم را بسیار متفاوت از پیام به مجلس هشتم کرده است. چنانکه اگر پیام ایشان به مناسبت آغاز به کار مجلس هشتم، در تقدیر از عملکرد مجلس هفتم به ویژه رویکردهای حاکم بر آن، با پیام رهبر انقلاب برای آغاز فعالیت مجلس نهم که امروز در صحن علنی قرائت شد، مقایسه شود، نکات راهگشا و جالبی برای انتخاب رئیس جدید مجلس به دست خواهد داد.

رهبر معظم انقلاب در پیامی که پس از پایان مجلس هفتم به ریاست حداد عادل برای نمایندگان ارسال کردند، با نام بردن از رئیس مجلس، به تجلیل از رویکرد حاکم بر مجلس هفتم پرداخته و فرمودند: "همچنین لازم است که به اقتضای قدر‌شناسی و انصاف، از عموم نمایندگان مجلس هفتم بویژه از رئیس فرزانه و پرتلاش و بُردبار مجلس جناب آقای دکتر حدادعادل و هیئت رئیسه محترم آن تشکر کنم."

ایشان کارنامه مجلس هفتم را تحسین برانگیز خوانده و نوشتند: "مجلس هفتم با رویکرد ارزشی و شجاعانهٔ خود در مسائل جهانی و ملی، ‌ و با دفاع از حقوق ملت در برابر بیگانگان، و با تلاش در راه رفع مشکلات مردم و با حرمت نهادن به آرامش فضای سیاسی و پرهیز از آشفته‌سازی و جنجال‌آفرینی، ‌ کارنامهٔ تحسین‌برانگیزی به جای گذاشت."

این در حالی است که چهار سال بعد و زمانی که مجلس نهم آغاز بکار کرد، نه تنها خبری از تجلیل اینچنینی نسبت به مجلس هشتم وجود نداشت، بلکه رهبر انقلاب به صراحت نگرانی خود از نادیده گرفته شدن محسنه مجلس هفتم یعنی " حرمت نهادن آرامش فضای سیاسی و پرهیز از آشفته‌سازی و جنجال‌آفرینی" را اعلام کنند. ایشان اصلی‌ترین توصیه خود به مجلس نهم را موضوعی قرار دادند که زمانی مجلس هفتم را به جهت رعایت آن تحسین کرده بودند و اینچنین نوشتند: "همچنین لازم است از عموم نمایندگان مجلس هشتم و رئیس و هیئت رئیسهٔ محترم آن، به خاطر خدماتی که در دورهٔ مسئولیت خویش بر آن توفیق یافتند، صمیمانه تشکر کنم...

اکنون در طلیعهٔ مجلس نهم، اصلیترین توصیهٔ اینجانب به نمایندگان محترم آن است که در جایگاه خطیری که با رأی مردم به دست آورده‌اند، تنها به مسئولیت الهی و اَدای وظیفهٔ سنگین نمایندگی از ملّت بیندیشند و انگیزه‌ها و حُب و بُغض‌های شخصی و گروهی و طائفی و محلی را در قانون‌گذاری که مهم‌ترین وظیفهٔ مجلس شورای اسلامی است و نیز در نظارت بر اجرای قانون و البته در موضع‌گیری‌هایی که فضای کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد، دخالت ندهند...

همکاری حقیقی و صمیمی با قوای دیگر و پرهیز از چالش‌های ناموجّه نیز یک شاخص مهم دیگر و دارای سهم تعیین‌کننده در اتحاد ملّی است که دلسوزان کشور همواره بر آن پای فشرده و منافع عمومی و وجاهت چهرهٔ ملت ایران در چشم جهانیان را در گرو آن دانسته‌اند."

شاید معنای این تفاوت در تعابیر و توصیه‌ها برای دو دوره مدیریتی چهارساله مجلس آنقدر روشن باشد که نیاز به توضیح و تفسیر نداشته باشد ولی آنچه روشن است اینکه رهبر معظم انقلاب، "چالش‌های ناموجه" را میان قوا نمی‌پسندند، حال بهانه این چالش‌ها حفظ "استقلال مجلس" باشد یا هر بهانه دیگری و طبیعی است که این نکته متاثر است از رویکردی که بر اداره مجلس حاکم است.

به نظر می‌رسد این تفاوت برای انتخابی که فردا بر عهده نمایندگان مجلس نهم است راهگشا باشد چنانکه رهبر معظم انقلاب در بخشی از پیام خود به نمایندگان مجلس هشتم فرمودند :" عزیزان من! دوران نمایندگی کوتاه، و مسئولیت شما سنگین، و هر فعل و ترک و گفت و سکوت شما در دیوان الهی ثبت و ماندگار است. سوگندنامه را که باید با نیت و جِدّ خوانده شود، همواره در یاد نگهدارید و خود را با آن تطبیق کنید، بدین ترتیب حسنهٔ ماندگاری از خود بر صحیفهٔ الهی باقی خواهید گذارد."

این کار آگاهانه انجام گرفته است!رسانه‌هایی که جایگاه رهبری را هزینه انتخاب رئیس مجلس کردند !!!

این کار آگاهانه انجام گرفته است!

رسانه‌هایی که جایگاه رهبری را هزینه انتخاب رئیس مجلس کردند

پیش از انتخاب رئیس و هیأت رئیسه مجلس نهم، برخی از رسانه‌ها مطالبی نوشتند و این گونه القا کردند که رهبری تمایل دارد، حداد عادل رئیس مجلس شود. اینان که یک روز برای تصاحب ریاست جمهوری دین و اعتقادات مردم را و روز دیگر برای رسیدن به ریاست مجلس، رهبری را هزینه می‌کنند، آیا روزی خواهد رسید که برای سود شخصی و جناحی، همه نظام و انقلاب را هزینه کنند و از روی هر آنچه هست، بگذرند؟!

کد خبر: ۲۴۸۰۷۸

تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۲

در چند روز گذشته تا اندازه‌ای تکلیف رئیس و هیات رئیسه مجلس نهم مشخص شد؛ اما در این میان، آنچه ماند، زشتی کار برخی از رسانه‌ها بود که این گونه جلوه دادند که رهبر انقلاب تمایل دارد، حداد عادل رئیس مجلس بشود و رهبری را هزینه تمایل نفسانی خود کردند.


به گزارش «تابناک»، یکی از همین رسانه‌ها در مطلبی، پیام رهبر انقلاب برای افتتاح مجلس را پیام آشکاری برای نمایندگان جهت انتخاب حداد عادل برای ریاست مجلس شورای اسلامی تفسیر کرد و نوشت: منظور رهبر انقلاب و کدهایی که در این پیام هست و همچنین تشویق‌هایی که از ریاست مجلس هفتم توسط ایشان شده و اتفاقا برای رئیس مجلس هشتم صورت نگرفته، یعنی اینکه تلویحا نظر رهبری بر انتخاب گزینه‌ای غیر از علی لاریجانی برای ریاست مجلس نهم بوده است.

روشن است که رئیس مجلس در درون مجلس برگزیده می‌شود که البته شد و جهت‌گیری مخرب رسانه‌ها و شخصیت‌های سیاسی و شب‌نشینی‌های گوناگون، باعث نشد نمایندگان تحت تأثیر قرار بگیرند و هر کدام از کاندیداهای ریاست مجلس به اندازه وزنشان از نمایندگان رأی گرفتند؛ رأیی که اتفاقا همیشگی نیست و هر زمان که نمایندگان تشخیصی غیر از انتخاب کنونی‌شان دهند، آن آرا را پس خواهند گرفت.

اما نکته این است که چنین رسانه‌هایی تا چه اندازه از رهبری، جایگاه ایشان و حتی استفاده ابزاری از مقدسات مردم برای رسیدن به هدف خود بهره می‌گیرند؟

به نظر می‌رسد، هزینه کردن از رهبر انقلاب و یا هر شخصیت دیگری در راستای اهداف جناحی و سیاسی برای این رسانه‌ها و این افراد، حد و مرزی ندارد و آنان هر کجا، بوی منفعت سیاسی به مشامشان بخورد، نه تنها از رهبر انقلاب، بلکه از همه مقدسات استفاده می‌کنند تا این کالا و جیفه بد بوی سیاست را به سود خود ببرند.

در این میان، آنچه ابدا برای اینچنین رسانه‌هایی مهم نیست، کلیت انقلاب و نظام سیاسی و البته جایگاه رهبری است.

تصور کنید یک رسانه ضد انقلاب از چه ترفندها و کلک‌هایی باید بهره می‌گرفت تا به مخاطب القا کند که رهبر انقلاب ایران به دنبال ریاست کسی است که با خانواده رهبری نسبت فامیلی دارد؟ آن وقت در همین ایران و در رسانه‌هایی که اصطلاحا ولایت‌مدار هستند و البته رمزخوان، این تلقی برای مردم پدید می‌آید و در دوره ارتباطات، این رسانه‌های به اصطلاح خودی، تلقی اشتباه خودشان را که در مجموع هزینه‌سازی برای رهبری و انقلاب است، به رسانه‌های بیگانه هم صادر می‌کنند و آن رسانه‌ها، دیگر لازم نیست تلاش برای اثبات چنین مسأله‌ای را در خلال گزارش‌های خود ـ به صورت تلویحی ـ به خورد مردم ایران دهند، چون یک رسانه به اصطلاح خودی، آشکارا برای رسیدن به ریاست فرد مورد علاقه‌اش، این هزینه را از رهبری کرده و دیگر همه چیز آماده است که ضربه‌ای دیگر به انقلاب زده شود.

* آیا این آخرین مورد از این دست خواهد بود؟


از آنجا که چنین سیاستی از سوی اینچنین رسانه‌هایی، نخستین مورد نبوده است، قطعا آخرین مورد آن نیز نخواهد بود. در رویکردی که این رسانه‌ها و شخصیت‌های سیاسی دارند، نه جایگاه رهبری اهمیت دارد و نه حرمتی برای مقدسات مردم باید قائل بود، بلکه هدف رسیدن به قدرت با هر وسیله‌ای است. روزی برخی از اصلاح‌طلبان، هدف این رویکرد ماکیاولیستی از قدرت قرار گرفتند و خانواده و آبروی خود را دادند تا پله‌ای برای به قدرت رسیدن چنین افرادی باشند؛ امروز کلیات نظام و رهبری باید هزینه این جاه‌طلبی بیمارگونه سیاسی این رسانه‌ها و شخصیت‌ها را بپردازند.

اما پرسش نهایی این است که حد قدرت‌طلبی این رسانه‌ها و شخصیت‌های سیاسی چیست؟ اینان که یک روز برای تصاحب ریاست جمهوری، دین و اعتقادات مردم را هزینه می‌کنند و روز دیگر برای رسیدن به ریاست مجلس رهبری را هزینه می‌کنند، آیا روزی خواهد رسید، برای سود شخصی و جناحی، همه نظام و انقلاب را هزینه کنند و از روی هر آنچه هست، بگذرند؟

براي دل خودم

براي دل خودم

 

اگر روزي تهديدت كردن بدان دربرابرت ناتوانند.

اگر روزي خيانت ديدي بدان قيمتت بالاست

اگر روزي تركت كردند بدان با تو بودن لياقت مي خواهد.

 اگر دشمني پيدا كردي بدان در راه رسيدن به هدفي موفق بودي.

 

 

خطر محرومیت از المپیک پشت گوش ورزش

خطر محرومیت از المپیک پشت گوش ورزش

باز هم تصمیمات ناگهانی می‌رود که کار دست ورزش کشورمان بدهد و این بار عزل و نصب‌های یکی، دو ماه گذشته در برخی فدراسیون‌ها که شگفتی همه را برانگیخته بود، با نامه رسمی IOC در حال محروم کردن ورزش ایران از شرکت در المپیک است؛ موضوعی که روزنامه‌های امروز به آن پرداخته بودند.

کد خبر: ۲۵۴۰۵۷

تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۵

حضور سران سه قوه در مشهد و در همایش قوه قضائیه، خود به تنهایی قابلیت پر کردن صفحات روزنامه‌های صبح امروز را دارد؛ به ویژه که هر سه تن، احمدی‌نژاد و لاریجانی‌ها، هم سخن گفته باشند و این سخنان از نگاه روزنامه‌ها متفاوت آمده باشد.

اما سخنان صادق لاریجانی درباره توهم خط قرمز برخی‌ها، سخنان محمود احمدی‌نژاد درباره مشروعیت نظام و ارتباط آن با رضایت مردم و پرداختن به سخنان متفاوت سران سه قوه در این همایش، مهمترین تیترهای روزنامه‌های صبح امروز بود.

ملت ما در گزارش یک خود با نام «خوش و بش پر حاشیه سران قوا» به بازتاب سخنان سران سه قوه در این نشست پرداخته و در بخشی به سخنان آملی لاریجانی درباره خط قرمز‌ها پرداخته و از قول وی نوشته است: «آمدند و گفتند خط قرمز داریم. مگر در کتاب و سنت و قرآن خط قرمز تعریف شده است؟ این خط قرمزی که می‌گویند، توهم است. از روزی هم که آمدم، گفتم خط قرمز نداریم. فامیل و دوست آشنا نداریم. هرچند فامیل و آشنا در بیرون محترمند، ولی در دستگاه قضا اینها تعریفی ندارند»؛ سخنانی که از نظر کیهان هم جالب به نظر رسید و این روزنامه با تیتر «دستگاه قضا، محل خط قرمز‌ها نیست» به استقبال سخنان آملی لاریجانی رفته بود.

روزنامه خراسان هم تیتر یک خود را «اظهارات صریح و متفاوت سران قوا در مشهد» اختصاص داد و در بخشی از گزارش خود به بازتاب سخنان انتقادی علی لاریجانی در برخورد با مفاسد اقتصادی پرداخت و نوشت: «بعید می‌دانم از این کمیسیون‌ها و جلساتی که نماینده‌های قوا تشکیل می‌دهند، حادثه مهمی خارج شود»!

اعتماد در گزارش خود به سخنان احمدی‌نژاد پرداخته که در آن از لزوم رعایت حقوق اساسی مردم سخن گفته بود. احمدی‌نژاد از منع شکنجه و آزادی اجتماعات در قانون اساسی کشور گفت و اعتراف‌گیری را نکوهید و پس از پایان سخنانش هم سالن را ترک کرد تا شنونده سخنرانی برادران لاریجانی نباشد.

اما مهمترین فراز سخنان احمدی‌نژاد از نگاه روزنامه آرمان، آنجایی بود که رئیس دولت دهم گفت: «رضایت مردم به معنای مشروعیت نظام است» و سرانجام ایران هم هشدار رئیس‌جمهور درباره اینکه «مبادا قدرت و ثروت جای حق بنشیند» را برای گزارش خود برگزید.

خلاصه آن که ایران برای دومین بار در دو روز گذشته، به مقایسه عملکرد دولت با دولت‌های گذشته پرداخته است. البته در این باره باید گفت، این روزنامه، این نوع گزارش‌ها را بیشتر در هفته دولت یا در روزهای انتخابات منتشر می‌کرد، ولی امروز پس از آنکه روز گذشته به مقایسه خصوصی سازی دولت خود و هاشمی پرداخت، درباره موضوع مسکن سازی دولتی در سه دولت پیشین کار کرده و آن را به عنوان گزارش یک خود برگزیده و نوشته است: «ساخت خانه دولتی در زمان سه رئیس جمهور، هاشمی: ۷۰ هزار، خاتمی: ۲۷۰ هزار، احمدی‌نژاد ۵/۲ میلیون».

این روزنامه در این گزارش همچنین به اجرای پروژه‌های ساخت مسکن مهر دولت احمدی‌نژاد پرداخته است. ایران در بخشی دیگر با تیتر «تهدید المپیکی» به نامه IOC که روز گذشته منتشر شده بود و در آن ایران به محرومیت از فعالیت‌های المپیکی تهدید شده بود پرداخته است؛ موضوعی که روزنامه‌های بسیاری به آن پرداخته و آن را دست‌مایه گزارش خود قرار داده بودند.

آرمان هم با انتشار جزییات نامه IOC نوشته که در آن به کمیته ملی المپیک ایران هشدار داده شده که نباید هیچ انتخاباتی در فدراسیون‌ها با فشار دولت انجام شود؛ ماجرا به عزل و نصب‌های چند رئیس فدراسیون از جمله فدراسیون شنا بازمی‌گردد که در یکی، دو ماه گذشته و در آستانه المپیک انجام شده است و هم‌اکنون این تصمیمات یک شبه برای تغییر رئیس فدراسیون می‌رود تا دامن ورزش ایران را بگیرد.

«دولت، پول‌دار‌ها و بی‌پول‌ها را از هم جدا می‌کند»؛ این بخشی از گزارش یک روزنامه جهان صنعت درباره «تعیین دو نرخ برای شیر» است که نوشته، سرانجام اعتراض مردم به نرخ شیر باعث شد تا دبیر انجمن صنایع فرآورده‌های لبنی اعلام کند: «از این پس، شیر به صورت دو نرخی عرضه می‌شود»؛ بنابراین، اقشار مرفه و کم درآمد شیر را با بهای متفاوتی دریافت خواهند کرد.

این روزنامه در ادامه گزارش خود آورده است: مشخص نیست دولت چگونه می‌خواهد این دو قشر را از هم جدا کند! گذشته از آن، پیشنهاد دهنده این طرح هم تا کنون از معیار دولت برای شناخته شدن مصرف کننده پول‌دار و مصرف کننده بدون پول سخنی نگفته است؛ اما چیزی که مشخص است، این که شیر و فرآورده‌های لبنی از هفدهم تیر با دو نرخ عرضه می‌شوند»!

نماینده مجلس: یکی از بانک‌ها 100 میلیون رشوه خواست!

بالاخره چه کسی راست می‌گوید؟

نماینده مجلس: یکی از بانک‌ها 100 میلیون رشوه خواست!

«قرار بود، برای راه‌اندازی کارخانه سیمان سمنگان و اشتغال‌زایی در آن منطقه، یکی از بانک‌ها مقداری ارز و تسهیلات به آن پروژه بدهد، ولی ۱۰۰ میلیون رشوه خواستند. کتبا نامه‌ای به وزیر امور اقتصاد و دارایی نوشتم و موضوع را توضیح دادم اما پاسخی نیامد، حضوری هم که با مدیرعامل آن بانک صحبت کردم، وی گفت: «شایعه است و روال کار این گونه نیست».

کد خبر: ۲۵۴۲۶۵

تاریخ انتشار: ۰۸ تير ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۰

امروز سخن از فساد اقتصادی و رشوه‌خواری در نظام مالی و اداری کشور به محافلی راه پیدا کرده که نشان می‌دهد، این بحث تا چه اندازه در کشور جدی است و چگونه به ساحت جامعه و اقتصاد ضربه وارد می‌سازد. سخن گفتن از رشوه‌خواری بانک‌ها برای انجام وظایفی که بر گردن آنهاست، به مجلس و شورای نگهبان رسیده است.

به گزارش «تابناک»، شاید ماجرای فساد مالی بزرگ و فساد در بیمه ایران، نمونه‌هایی از آن چیزی است که مدت‌هاست در کشور باب شده بود، ولی در لایه‌های زیرین جامعه بود و بروز نمی‌کرد؛ اما پس از افشا شدن این دست اتفاقات در کشور بود که مسئولان پی به عمق فاجعه بردند و اکنون سخن از رشوه‌گیری و فساد در کشور، به انتقادات علنی نمایندگان در مجلس تبدیل شده است.

بنا بر این گزارش، اما این روز‌ها زیاد شاهد انتقادات نمایندگان و کار‌شناسان از عملکرد اقتصادی دولت و وضعیت کلی اقتصاد کشور هستیم؛ اما کمی در خصوص این جمله که دیروز موسی الرضا ثروتی در مصاحبه با خانه ملت بیان کرده دقت کنید:

«برای راه‌اندازی کارخانه سیمان سمنگان و اشتغال‌زایی در آن منطقه، قرار بود یکی از بانک‌ها مقداری ارز و تسهیلات به آن پروژه بدهد اما ۱۰۰ میلیون رشوه خواستند؛ کتبا نامه‌ای به وزیر امور اقتصاد و دارایی نوشتم و موضوع را توضیح دادم اما جوابی نیامد، حضوری هم که با مدیرعامل آن بانک صحبت کردم، وی گفت: «شایعه است و روال کار این گونه نیست».

حال نگاهی به جملات دیروز محمود بهمنی در دفاع از بانک‌ها و سازمان‌های زیر نظرش بیندازید که در خصوص رد انتقادات از بانک‌ها برای در اختیار نگذاشتن تسهیلات به تولید بیان شده:

«بانک‌های دولتی و خصوصی با ارائه تسهیلات در این بخش، نقش موثری ایفا کردند و باید با اطلاع‌رسانی صحیح از فشار‌ها و انتقاد‌ها به شبکه بانکی جلوگیری شود».

اقتصاد کشور امروز در وضعیتی است که نظام بانکی برای کمک به راه اندازی یک واحد تولیدی در کشور ـ انجام بخشی از وظایفش ـ درخواست رشوه می‌کند. وزیر اقتصاد در جریان امر قرار می‌گیرد، اما واکنشی نشان نمی‌دهد و بعد رئیس کل بانک مرکزی با تمام وجود از عملکرد نهادهای زیر نظرش ـ نهادهایی که باید بر آنها نظارت کامل و دقیق داشته باشد ـ دفاع می‌کند.

البته دفاع این روزهای بانک مرکزی و مسئولین اقتصادی از عملکرد خود چیز جدیدی نیست. نکته در اینجاست که با وضعیت پدید آمده و رواج باج خواهی و رشوه‌گیری به شکل علنی در اقتصاد کشور، سخن از این می‌شود که مشکل تولید نقدینگی نیست و پایین بودن بهره‌وری و ساختار و کیفیت و... است.

اما در این میان، چه کسی باید از وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی بپرسد، مشکل شما چیست؟ اگر مشکل صنعت و تولید و مردم در این است، مشکل نهادهای تحت نظارت شما برای رشوه‌گیری و باج خواهی در قبال انجام وظایف قانونی چه می‌تواند باشد و این بی‌تفاوتی یا دفاع در مقابل چیست؟

باید توجه داشت که اختلاس و فساد مالی به یکباره ظهور نمی‌کند. جریان فساد از لایه‌های زیرینی آغاز می‌شود که رصد آن‌ها به شدت دشوار است؛ اما پس از مدت زمانی چند و در صورت جلوگیری نکردن از این امر، کار به آنجا می‌رسد که این فساد و رشوه خواری، آشکارا در سطح جامعه و اقتصاد رواج می‌یابد و به یک روزمره تبدیل می‌شود.

همچنین نباید فراموش کرد که ضعف در سیستم های مالی و اداری کشور که منجر به بروز پدیده اختلاس و ارتشاء میشود، ناشی از ضعف نظارت است. بخش های نظارتی یک اصل در بازار پول و سرمایه است چرا که هر هنگام این مهم ضعیف شده است مشکلی در سیستم بانکی به وجود آمده است و لذا باید مکانیزم های نظارتی را در کشور کنترل کرد.

بی گمان، دفاع یا بی‌تفاوتی در مقابل این پدید، در کنار ضعف نظارت و کنترل، بیش از هر چیز دیگری تسریع کننده جریان آن است. برگزاری دادگاه و محاکمه متخلفان، آخرین حلقه زنجیر فساد اقتصادی است و هرچند این امر برای تحقق عدالت اقتصادی و اجتماعی لازم و ضروری است، برای جلوگیری از فساد کافی نخواهد بود.

جلوگیری از پدیده اختلاس و فساد مالی هنگامی محقق خواهد شد که در عین دفاع از عملکرد مثبت نهاد‌ها، در مقابل بی‌قانونی آن‌ها بی‌تفاوت نباشیم و در جایی که می‌دانیم، بخش مهمی از مشکلات ناشی از ضعف عملکرد نهادهای زیر نظارتمان است، بی‌جهت و بدون منطق از عملکرد آن‌ها دفاع نکنیم؛ چیزی که متأسفانه امروز به ندرت آن را می‌بینیم.

مبلغ درخواستي نكونام از فتح الله زاده 15000000000 ريالللللللللللللل

مبلغ درخواستي نكونام از فتح الله زاده 15000000000 ريالللللللللللللل ؟؟!!!

کد خبر: ۲۵۴۵۷۵

تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۰

وقتي فتح الله زاده از نكونام خواست به خاطر استقلال تخفيف بدهد وي مبلغ يك ميليارد و دويست ميليون تومان را پيشنهاد داد.

 به گزارش جام، مذاکرات باشگاه استقلال با جواد نکونام همچنان دارد. این بازیکن که برای گذران تعطیلات به کشورمان بازگشته، مذاکرات گوناگونی با مسئولان باشگاه استقلال داشته و حتی سه شنبه شب با امیر قلعه نویی هم شام خورده است. استقلالی ها خیلی دوست دارند جواد نکونام را جذب کنند و ظاهرا مذاکرات روند مثبتی را طی کرده است.

 در آخرین گفتگویی که علی فتح الله زاده با جواد نکونام داشته از وی خواسته مبلغ پیشنهادی اش را اعلام کند که این بازیکن ابتدا رقم یک میلیارد و پانصد میلیون تومان را پیشنهاد کرد اما وقتی فتح الله زاده از وی خواست به خاطر استقلال تخفیف بدهد نکو مبلغ یک میلیارد و دویست میلیون تومان را پیشنهاد داد.

این رقم به احتمال زیاد از سوی مسئولان باشگاه استقلال تامین خواهد شد از همین رو فتح الله زاده با کنایه گفته که دسته چک برادرش را برای جذب نکونام قرض گرفته است. اما پرسش این است که آیا به واقع جواد نکونام حاضر خواهد شد فصل بعد با پیراهن استقلال در میادین فوتبال ظاهر بشود؟! اگر نکونام با استقلال قرارداد ببندد به واقع انتقالی عجیب و دور از ذهن در فصل نقل و انتقالات امسال رخ داده است.

با رفتن آندرانیک تیموریان به تیم الخریطیات قطر استقلال در پست هافبک دفاعی شدیدا نیاز به بازیکن دارد و شاید همین احساس نیاز باعث بشود بازیکن تیم اوساسونا به خاطر علایقش به استقلال قید بازی در لالیگا را بزند. تا 48 ساعت دیگر همه چیز مشخص می شود و نکو نظر نهایی اش را اعلام خواهد کرد.

 

قرارداد یک فوتبالیست ۴۰۰ برابر من است!

قرارداد یک فوتبالیست ۴۰۰ برابر من است!

کد خبر: ۲۵۴۳۹۱

تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۹۱ - ۰۹:۳۴

شناگر جوان تیم ملی گفت: فصل گذشته قراردادی امضا کردم که امسال یک فوتبالیست هم سن من 400 برابر آن پول دریافت می‌کند.

 

افشین عسگری در گفت‌وگو با فارس ، درباره دوبار شکستن رکورد ملی شنا اظهار داشت: حدود یک ماه پیش در مسابقات کاپ مالزی حضور داشتیم و در دو نوبت صبح و عصر توانستم رکورد ملی را جابجا کنم.

 

وی ادامه داد: برای شکستن رکورد ملی حدود دوسال برنامه‌ریزی کرده بودم. در رقابت‌های لیگ هم به این رکورد نزدیک شدم، اما نتوانستم رکوردشکنی کنم. قبل از اعزام به مالزی تمرینات بسیار خوبی برگزار کردیم و توانستم به دلیل تمرینات مناسب عملکرد خوبی هم داشته باشم.

 

شناگر جوان تیم ملی درمورد کار کردن با یورگ وویت خاطرنشان کرد: وویت مربی سرشناس و خوبی است. پس از رقابت‌های مالزی با وی تمرینات را آغاز کردیم و فصل جدید تمرینات را هم باید با وی سپری کنیم. زمان کمی با وویت تمرین کرده‌ام و نمی‌توانم خیلی در خصوص وضعیتش اظهار نظر کنم، اما در تکنیک‌های جزیی و از نظر روانی عملکرد خوبی دارد.

 

عسگری که پس از 2 بار جابجایی رکورد ملی در مسابقات کاپ آزاد مالزی از سوی فدراسیون شنا مورد تقدیر قرار گرفت و یک سکه طلا دریافت کرد، درمورد اختلاف پاداش و قرارداد بین شناگری که رکورد ملی را جابجا می‌کند با برخی بازیکنان فوتبال تصریح کرد: فوتبال با تمام رشته فرق می‌کند. شنا بین رشته‌های مظلوم بازهم مظلوم است و بهای زیادی به آن داده نمی‌شود. برای فصل گذشته قراردادی امضا کردم که امسال یک فوتبالیست 22 ساله و هم سن من 400 برابر آن پول می‌گیرد.

 

وی افزود: یکی از بزرگترین مشکلات ما در شنا عدم وجود اسپانسرهای مناسب است. در طول فصل یک ورزشکار تمام مبلغ قراردادش را باید از اسپانسر بگیرد، اما متاسفانه اسپانسری برای حضور در شنا ابراز علاقمندی نمی‌کند و علت اینکار را عدم پخش تلویزیونی مسابقات شنا مطرح می‌کنند.

 

شناگر جوان تیم ملی گفت: با این وضعیت من چند سال آینده باید چه کار کنم؟ اگر حالا چند سال عمرم را در شنا بگذارم و رکورد ملی جابجا کنم پس از دوران حرفه‌ای‌ام کجا باید بروم؟ در مجموع آینده روشنی برای خودم نمی‌بینم.

 

به گزارش فارس عسگری در رقابت‌های کاپ آزاد مالزی، ابتدا در رقابت‌های مقدماتی ماده 50 متر پروانه با ثبت زمان 25 ثانیه 17 صدم ثانیه توانست رکورد قبلی این ماده را که متعلق به حمید مبرز بود را به میزان 16 صدم ثانیه کاهش داد تا ضمن جابجایی این رکورد ملی به فینال ماده 50 متر پروانه راه پیدا کند. عسگری در بعد از ظهر همان روز در فینال ماده 50 متر پروانه با ثبت زمان 25 ثانیه و 9 صدم ثانیه رکورد صبح خود را به میزان 8 صدم ثانیه کاهش داد و به مدال نقره این ماده دست یافت.

پشت پرده تعلیق فدراسیون قایقرانی

ناصر طالبی گفت: کمیته ملی المپیک باید از فدراسیونش دفاع می‌کرد.
 ایسنا: سرپرست دبیری فدراسیون قایقرانی در گفت‌وگو با خبرنگار شبکه ایران اظهارداشت: نامه‌هایی که به ایران زده شده از هیچگونه سندیت و مرجع قانونی برخوردار نیست و برای همین ما از رییس فدراسیون جهانی توضیح خواستیم. اتفاقات باعث شد تحمل را کنار بگذاریم و وارد عمل شویم، چون قداست کمیته ملی المپیک این بود که از فدراسیونش دفاع کند.

وی افزود: ما مطمئنیم شخصی از داخل نامه نگاری کرده و نمی‌خواهیم اسم این فرد را بیاوریم. در هر حال مدیر روابط بین الملل فدراسیون در زمان ریاست دنیامالی تمام مکاتبات را با فدراسیون جهانی انجام داده و رونوشت آن را برای کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش فرستاده است.

ناصر طالبی در ادامه اظهارداشت: یک دلیل این حرف من این است که سایت فدراسیون بسته شده و آقایان وقتی می‌خواستند بروند تمام اطلاعات را تخلیه و پاک کرده‌اند. درحال حاضر فدراسیون قایقرانی هیچ منبع و ماخذی ندارد. دیگر اینکه در نامه اخیر عنوان شده تمام فعالیت‌های جاری و آینده براساس قوانین و مقررات ICF تعلیق می‌شود. این نامه از طرف رییس فدراسیون جهانی نیست چون هیچ مرجعیتی ندارد.

گناه بزرگ ماریو بالوتلی این بود که خداوند بزرگ وی را سیاه پوست آفرید !

البته گناه بزرگ ماریو بالوتلی این بود که خداوند بزرگ وی را سیاه پوست آفرید !
تابناک: شب گذشته تیم ایتالیا با درخشش خیره کننده ماریو بالوتلی، در دیداری سخت و نفس‌گیر، تیم فوتبال آلمان را شکست داد تا به عنوان دومین تیم فینالیست جام چهاردهم شناخته شود. گلهای ایتالیا را بالوتلی در دقایق ۲۰ و ۳۶ به ثمر رساند.

بالوتلی سیه چرده علاوه بر به ثمر رساندن دو گل زیبا نمایش درخشانی داشت و بیشترین نقش را در برتری ایتالیا ایفا کرد ولی در کمال تعجب همگان آندرا پیرلو هافبک ایتالیا به عنوان بهترین بازیکن میدان انتخاب شد تا نژادپرستی آشکار در قلب یورو ۲۰۱۲ و مدعیان حقوق بشر نمایان شود .

البته گناه بزرگ ماریو بالوتلی این بود که خداوند بزرگ وی را سیاه پوست آفرید !

مقایسه حداقل دستمزد در دوران سه رئیس جمهور+ نمودار

طی سال 89 و تا پایان بهار سال 91 ارزش دلاری ارزش حداقل دستمزد در مقابل دلار 24 درصد کاهش پیدا کرده است.
خبرآنلاین: طی سال 89 و تا پایان بهار سال 91 ارزش دلاری ارزش حداقل دستمزد در مقابل دلار 24 درصد کاهش پیدا کرده است.
 
 اقتصاد ایران هنوز زیر تیغ جراحی است، وزیر اقتصاد در ابتدای سال توصیه به صبر کرد، وی عنوان کرد نمی توانیم انتظار داشته باشیم اصلاحات به سرعت نتیجه بدهد، این یک واقعیت است، اصلاحات اقتصادی در هیچ یک از کشورهایی که تجربه مشابه هدفمندی را پشت سر گذاشته اند زیر پنج سال وارد دوره بهبود نشده است .
 
اما نباید فراموش کرد در این دوره پنج ساله و زمانی که اقتصاد کشور زیر تیغ جراحی است یک حرکت دست اشتباه از سوی جراح می تواند بیمار را به ورطه دشواری بیندازد، در مورد اقتصاد ایران هم باید گفت دو اشتباه اتفاق افتاد، اول زمان آغاز اجرای این به اصطلاح عمل جراحی و دوم بازی با بازارهای مالی.
 
دولت در مورد انتخاب زمان برای اجرای قانون هدفمند سازی دقیقا زمانی را انتخاب کرد که اقتصاد جهانی با بحران مواجه شده بود و با این تصور غلط که در طوفان بحران اقتصاد جهانی، ایران جزیره ثبات است؛ اجرای قانون هدفمندسازی را آغاز کرد.
 
همین حرکت اشتباه باعث شد دولت به غیر از گرفتاری های داخلی برای مهار تبعات حذف یارانه ها مجبور به تحمل هزینه های ناشی از بحران اقتصاد جهانی نیز باشد، این دو عامل به شدت هزینه های دولت را برای اجرای اصلاحات افزایش داد.
 
دومین اشتباه در همین جا اتفاق افتاد، دولت برای تامین هزینه های فزاینده وارد بازار پولی شد، استقراض از بانک مرکزی و تزریق دلارهای نفتی به اقتصاد کشور اولین گام بود و در گام بعدی استفاده بانک مرکزی از اهرمهای پولی به شکل یک دلال، نتیجه ای جز به هم ریختگی بازار نداشت و البته از کار افتادن دیگر سیاستهای تشویق در بخش های مولد که می بایست در غالب تسهیلات پلکانی در اختیار تولید کنندگان قرار می گرفت.
 
نمود این روند بر روی سبد مصرف خانوارها به شکل کاهش قدرت خرید به رغم پرداخت یارانه نقدی قابل مشاهده است، مقایسه حداقل دستمزد با نرخ برابری دلار نشان می دهد، در حالی که طی سال 89 حداقل دستمزد 303 هزار تومانی معادل 290 دلار بود در بهار سال 91 می بینیم دستمزد 389 هزارتومانی معادل 221 تومان ارزش دارد.
 
این کاهش ارزش باعث کوچک شدن سفره ایرانیان می شود و در یک مدار بسته به زیان بخش تولید تمام می شود، چون دیگر توانی برای خرید کالای تولید شده وجود ندارد.
 
بر مبنای همین نکته سال پیش جمشید پژویان، رئیس شورای رقابت و تئوریسین طرح تحول اقتصادی گفت که اگر بازار ارز مهار نشود هدفمندی با شکست مواجه خواهد شد.
بازتاب وضعیت اسف بار بخش های تولیدی نیز در ادامه بحران دلار در بورس به نمایش درآمده است، افت شدید شاخص های بورس تنها ناشی از حرکت اشتباه دست جراح اقتصاد ایران است و این علائم بالینی نشان می دهد بیمار زیرعمل شرایط سختی را طی می کند.
 
مقایسه حداقل دستمزد در دوران سه رئیس جمهور
 
رشد حداقل دستمزد در سالهای 71 تا 91 نشان می دهد که در سالهای فعالیت دولت هاشمی رفسنجانی از 71 تا 75 حداقل دستمزد ها از ماهی 7500 تومان با 185 درصد رشد به 21 هزار تومان افزایش پیدا کرده است. در همین دوران مقایسه حداقل دستمزد با نرخ دلار دربازار ازاد نشان میدهد قدرت خرید این دستمزد 80 درصد افزایش یافته و از 37 دلار در ماه به 67 دلار رسیده است.
در دوره فعالیت دولت محمدخاتمی از 76 تا 83 حداقل دستمزد از 26هزار تومان با افزایش 316 درصد به 108 هزار تومان رسیده است و ارزش این دستمزد در مقایسه با دلار به نرخ آزاد نشان می دهد که حداقل دستمزد ماهانه از 55 دلار به 124 دلار افزایش پیدا کرده است که نشان از رشد 127 درصدی قدرت خرید این دستمزدها دارد.
 
در دوره فعالیت دولت محمود احمدی نژاد از سال 84 تا ابتدای تابستان 91 حداقل ذستمزد از 122 هزار تومان با 218 درصد رشد به 389 هزار تومان رسیده است و ارزش این دستمزد در مقایسه با دلار به نرخ آزاد نشان می دهد که قدرت خرید حداقل دستمزد ماهانه مزد بگیران ایرانی در این دوره از 136 دلار با 124 درصد رشد به 290 دلار در سال 89 رسیده است و بعد از آن طی سال 90 و بهار سال 91 به دلیل افزایش بی رویه قیمت دلار به 221 دلار کاهش یافته است. برآیند تغییرات قدرت خرید حداقل دستمزد تا پایان بهار سال 91 معادل 63 درصد است. شاید بتوان گفت این افت و خیز شدید در قدرت خرید مردم طی دو سال اخیر مبنای اصلی نقد عملکرد دولت محمود احمدی نژاد بین عامه مردم قرار گیرد.

 

 

گمانه زنی های انتخاباتی آغاز شد

گمانه زنی های انتخاباتی آغاز شد
با وجود اینکه نزدیک به یک سال تا انتخابات دهم ریاست جمهوری باقی مانده اما گمانه زنی ها بر سر کاندیداهای احتمالی احزاب و گروه های سیاسی آغاز شده و بازار انتخاب کاندیداها در رسانه ها و محافل سیاسی داغ است. اگر چه اصولگرايان كم و بيش مهم‌ترين داعيه دار انتخابات آتي هستند اما به نظر مي‌رسد اصلاح طلبان نیز بیکار ننشسته اند و بر سر مشاركت در انتخابات به اجماع رسيده‌اند.
شفاف: با وجود اینکه نزدیک به یک سال تا انتخابات دهم ریاست جمهوری باقی مانده اما گمانه زنی ها بر سر کاندیداهای احتمالی احزاب و گروه های سیاسی آغاز شده و بازار انتخاب کاندیداها در رسانه ها و محافل سیاسی داغ است.

اگر چه اصولگرايان كم و بيش مهم‌ترين داعيه دار انتخابات آتي هستند اما به نظر مي‌رسد اصلاح طلبان نیز بیکار ننشسته اند و بر سر مشاركت در انتخابات به اجماع رسيده‌اند.

کاندیدای احتمالی اصلاح طلبان چه کسی است؟

هر چند هنوز گمانه زنی ها در میان اصلاح طلبان در خصوص کاندیدای احتمالی برای انتخابات ریاست جمهوری ادامه دارد اما منابع غیر رسمی از احتمال کانداتوری دکتر عارف، معاون اول دولت اصلاحات، از سوی اصلاح طلبان خبر داده اند. البته این اخبار تایید نشده است.

با این حال، محمد‌علی ابطحی عضو مجمع روحانیون مبارز به فارس گفته که اظهار ‌نظر درباره اینکه چه کسی محور اصلاح‌طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری باشد زود است.

عضو مجمع روحانیون مبارز درباره نحوه ورود اصلاح‌طلبان به انتخابات ریاست جمهوری گفت: جریان اصلاح‌طلبی یک جریان اصیلی است که در بدنه جامعه قرار دارد  و با اینکه ظهور و بروز ندارد اما طبیعی است که در ایام انتخابات فعال شود.
 
ابطحی تصریح کرد: همه جریانات سیاسی حاضر در کشور باید در انتخابات ریاست جمهوری فعال شوند از این رو اصلاح‌طلبان نیز باید در این راستا برنامه‌های خود را تدوین کنند.
 
عضو مجمع روحانیون مبارز اظهار داشت: با توجه به اینکه جمع زیادی از اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس نهم شرکت کردند انتظار می‌رود که در انتخابات ریاست جمهوری نیز فعالیت جدی داشته باشند.

 از سوی دیگر اما اصولگرايان نيز اگر‌چه به صورت پراكنده‌اي وارد گود شده‌اند اما همه شواهد حاكي از اين است كه به زودي مباحث انتخاباتي در اردوگاه آنان بسيار گسترده‌تر و منسجم‌تر خواهد شد. تحركات جديد محسن رضايي و علي لاريجاني تایید کننده این گمانه زنی است.

کاندیدای جامعه مهندسی، علی لاریجانی

در این میان جامعه اسلامي مهندسين حمايت از علي لاريجاني را علنی کرد تا فعالیت های انتخاباتی نمایندگان مجلس برای حمایت از کاندیداهای ریاست جمهوری رسما آغاز شود.

در اين راستا دو تن از اعضای جامعه اسلامی مهندسین پیش بینی کردند که به احتمال زیاد اصولگرایان و جبهه پيروان خط امام و رهبری در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم از علی لاریجانی حمایت خواهد کرد.

 حسن غفوری فرد عضو شورای مرکزی حزب موتلفه در پاسخ به این سوال که گزینه نهایی اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم کیست، گفت: گزینه اصولگرایان دکترعلی لاریجانی خواهد بود.

مصطفی میریان عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین نیز در خصوص کاندیداتوری علی لاریجانی برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و احتمال حمایت جبهه پیروان خط امام و رهبری از وی گفت: فعلا در ظاهر قضیه و با توجه به رای بالای لاریجانی در انتخابات ریاست مجلس احتمالا ایشان کاندیدای جبهه پیروان خط امام و رهبری در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم باشد.


محسن رضايي  و ائتلاف با معتدل ها

از سوی دیگر با توجه به شواهد موجود احتمال ائتلاف اصولگرایان معتدل با اصلاح طلبان معتدل دور از دسترس نیست. در حالي كه پيش از اين برخي اصلاح طلبان از احتمال ائتلاف با اصولگرايان معتدل خبر داده بودند، جبهه ايستادگي هم ازاحتمال ائتلاف با اصلاح طلبان معتدل سخن گفت.
 
 در اين راستا عضو شورای عالی جبهه ایستادگی با بیان اینکه این جبهه محسن رضایی را اولی برای ریاست جمهوری می داند، تاکید کرد: جبهه ایستادگی آمادگی ائتلاف با تمام گروه‌هاي سیاسی معتدل از اصلاح طلب و اصولگرا را دارد.

رئوفیان البته ائتلاف یکپارچه و اتحاد میان اصولگرایان را ناممکن دانست و گفت: ظهور لیست های متعدد در ایام انتخابات مجلس نهم نشان‌دهنده این است که امر ائتلاف غیر محتمل است.

وی البته از هم‌‌اكنون به ساز و كار انتخاباتي اصولگرايان اشاره كرد و در تبيين مواضع جبهه متبوعش گفت: کسانی که متولی ایجاد هماهنگی و وحدت بین احزاب و گروه های جریان اصولگرایی قرار می گیرند، نباید تنها محدود به چند حزب و گروه قدیمی باشند و باید در تصمیم گیری‌ها از نظرات تمام گروه‌ها استفاده شود و پیشنهادات آنان مورد توجه قرار گیرد.

مو تلفه ، همچنان درگیر انتخاب کاندیدا

اما حزب موتلفه از دیگر احزاب اصولگرایی است که فعالیت های انتخاباتی را آغاز کرده و در حال رایزنی برای انتخاب کاندیدا است. در اين راستا دبير كل و ديگر اعضاي اين حزب از معرفي كانديداي مستقل توسط اين حزب خبر دادند . در تازه‌ترين تحولات اين جبهه اما ، يحيي آل اسحاق كه از وي به عنوان يكي از گزينه‌هاي اصلي موتلفه براي انتخابات رياست‌جمهوري نام برده مي‌شد، خبر كانديداتوري خود را گمانه زني رسانه‌اي خواند و آن را رد کرد.

قائم ‌مقام حزب مؤتلفه اما با تأکید بر اینکه از هم‌اکنون نمی‌توان نامزد ریاست‌جمهوری را مطرح کرد، گفت: مؤتلفه در حال حاضر بر روی گزینه مستقل بحث می‌کند و در زمان خود آن را اعلام خواهیم کرد.
 
اسدالله بادامچیان قائم‌مقام حزب مؤتلفه اسلامی ، درباره نامزد حزب مؤتلفه برای انتخابات آینده ریاست‌جمهوری اظهار داشت: تصمیم ما این است که برای انتخابات آینده نامزد معرفی کنیم و رجال سیاسی مذهبی هم در مؤتلفه حضور دارند.
 
قائم‌مقام حزب مؤتلفه با بیان اینکه ما نامزدهای خود را به اصولگرایان معرفی می‌کنیم، تصریح کرد: همه کسانی که در معرض نامزدی هستند را مورد بررسی قرار می‌دهیم تا اصلح را انتخاب کنیم.
وی ادامه داد: اگر نامزد اصولگرایان اصلح باشد موتلفه به نفع آنها عمل می‌کند اما اگر نامزد ما اصلح باشد انتظار داریم آنها از کاندیدای ما حمایت کنند.

بادامچیان با تأکید بر اینکه در حال حاضر نمی‌توان شخص را مطرح کرد، گفت: درحال حاضر بر روی گزینه مستقل بحث می‌کنیم و در زمان خود آن را اعلام خواهیم کرد.

به این ترتیب بازار گمانه زنی های انتخاباتی از هم اکنون رونق دارد و باید منتظر ماند و دید نتیجه این گمانه زنی ها در نهایت چه خواهد بود؟

رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان عالی قضایی:همکاری قوای سه گانه لازم، فریضه و قطعی است

رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان عالی قضایی:

همکاری قوای سه گانه لازم، فریضه و قطعی است

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، امکانات و ثروت داخلی، مردم خوب، وجود منابع انسانی و نداشتن بدهکاری جهانی را از نقاط قوت ایران برشمردند و افزودند: در شرایط کنونی، دشمن با همه توان وارد میدان شده تا دسترسی جمهوری اسلامی به این منابع و نقاط قوت را کاهش دهد، ولی از سوی دیگر، مسئولان نیز همه توان خود را به کار گرفته‌اند تا این توطئه خنثی شود.

کد خبر: ۲۵۴۱۴۹

تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۱ - ۱۴:۲۱

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار رئیس، مسئولان عالی و قضات قوه قضاییه، ارتقای دستگاه قضایی به منظور تحقق عدالت قضایی در جامعه را مهمترین هدف برشمردند و با تبیین برخی نکات مهم برای رسیدن به این هدف، همکاری همه دستگاه‌ها به ویژه قوای سه گانه را در شرایط کنونی فریضه و لازم دانستند و تأکید کردند: دولت، مجلس و قوه قضاییه، همه در جبهه واحد دفاع از اسلام، ملت ایران و استقلال و هویت کشور در مقابل تلاش همه جانبه قدرت‌های استکباری، قرار دارند و باید با پرهیز از مسائل حاشیه‌ای و اختلافی، به یکدیگر کمک کنند.

به گزارش «تابناک» در این دیدار که در تالار اماکن متبرکه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس و در سالروز شهادت آیت‌الله بهشتی و ۷۲ تن از یاران انقلاب اسلامی در هفتم تیر سال ۱۳۶۰، برگزار شد، رهبر انقلاب اسلامی ضمن تجلیل از شهید بهشتی و شهدای هفتم تیر، ارتقای قوه قضاییه و تحقق عدالت قضایی مورد نظر نظام اسلامی را زمینه ساز حل بسیاری از مشکلات و برچیده شدن مفاسد دانستند و افزودند: با توجه به ظرفیت‌های موجود در کشور، قطعاً می‌توان با تلاش و ابتکار و به‌کارگیری ظرفیت‌ها، به هدف بزرگ ارتقای دستگاه قضایی رسید.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در تشریح زیر ساخت‌های مورد نیاز برای ارتقای قوه قضاییه، خاطرنشان کردند: تدوین برنامه‌ای جامع، کامل، دقیق و همه جانبه، یکی از اساسی‌ترین کار‌ها برای ارتقای این قوه است.

بنا بر گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، ایشان تأکید کردند: تدوین برنامه جامع، کار بسیار مهمی است؛ اما مهمتر از آن، اجرایی و عملیاتی شدن این برنامه جامع و حرکت شتابنده برای اجرا آن است.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: منظور از حرکت شتابنده، شتاب‌زدگی در حرکت نیست؛ بنابراین، باید با حوصله و دقت اما بدون دیرکرد، این کار انجام شود.

رهبر انقلاب اسلامی، اتقان احکام قضایی را یکی دیگر از پیش نیازهای ارتقای قوه قضاییه برشمردند و خاطرنشان کردند: احکام قضایی باید از آنچنان استحکام محتوایی برخوردار باشند که اگر در معرض نظر متخصصان امور فقهی و حقوقی قرار گیرند، قاضی صادر کننده آن، هیچ دغدغه‌ای نداشته باشد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای تأکید کردند: تصمیم برای اتقان احکام دادگاه‌ها باید در قوه قضاییه فراگیر شود زیرا نقض پی در پی احکام دادگاه‌های بدوی، نشان دهنده نقض محتوایی و شکلی احکام است.

ایشان همچنین با تأکید بر لزوم کاهش توسل به زندان در مجازات‌ها، به عنوان یک سیاست جاری در قوه قضاییه، خاطرنشان کردند: باید تا آنجا که ممکن است، مجازات زندان به حداقل برسد، زیرا زندان یک پدیده نامطلوب است و تبعات گسترده‌ای برای زندانیان، خانواده‌های آنان و حتی محیط کار افراد دارد.

رهبر انقلاب اسلامی حفظ آبروی افراد را یکی از مسائل بسیار حساس و مهم برشمردند و خاطرنشان کردند: بخش چشمگیری از این موضوع، متأسفانه به فضاسازی‌ها و شایعه‌سازی‌های برخی مطبوعات و پایگاه‌های رایانه‌ای مربوط می‌شود؛ اما قوه قضاییه نباید به هیچ وجه تحت تأثیر این جوسازی‌ها قرار گیرد.

ایشان کادرسازی برای مناصب مدیریتی و مسئولیت‌های ارشد قوه قضاییه را از دیگر لوازم ارتقای دستگاه قضایی برشمردند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنان خود، همکاری قوای سه گانه را یکی از نیازهای کنونی کشور دانستند و افزودند: امروز قدرت‌های زورگوی دنیا، همه توان خود را متمرکز کرده‌اند تا شاید بتوانند به نظام جمهوری اسلامی و حرکت عظیم آنکه الهام بخش دنیای اسلام است، خدشه‌ای وارد کنند.

ایشان بیداری کنونی در دنیای اسلام و شوق روزافزون توده‌های مردم به آرمان‌های اسلامی را نتیجه حرکت پیش رونده جمهوری اسلامی ایران در افکار عمومی دنیای اسلام دانستند و خاطرنشان کردند: هر موفقیت و یا پیشرفت علمی نظام اسلامی، حرکت‌های عظیم اجتماعی مردم همچون انتخابات پرشور و همچنین ایستادگی و مقاومت جمهوری اسلامی در مقابل زورگویی‌های استکبار، هر کدام، مشوقی برای ملت‌ها به منظور پیگیری استقلال بر پایه اسلام است و بر همین اساس، قدرت‌های زورگو همه توان خود را بر ملت ایران متمرکز کرده‌اند تا شاید این کانون اصلی را از رونق بیندازند.

رهبر انقلاب اسلامی جنجال‌های گوناگون ضد نظام اسلامی به ویژه در زمینه حقوق بشر و انرژی هسته‌ای را در همین چهارچوب ارزیابی و تأکید کردند: این قدرت‌های زورگو که به دروغ نام خود را جامعه جهانی می‌گذارند، تلاش دارند جمهوری اسلامی ایران را از پشتوانه مردمی خود محروم کنند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در تشریح این توطئه افزودند: هدف اصلی قدرت‌های استکباری از اعمال تحریم‌ها، مردم ایران هستند تا فشار‌ها باعث شود مردم به ستوه بیایند و از نظام اسلامی جدا شوند؛ اما به فضل الهی در این توطئه نیز شکست خواهند خورد زیرا آن‌ها مردم و مسئولان ما را همچنان نشناخته‌اند.

ایشان تأکید کردند: این خدعه دشمن، برای مردم به خوبی شناخته شده است و به همین دلیل مردم در عرصه‌های گوناگون، حضور پرشورتری دارند و مسئولان نیز حقاً و انصافاً تمام تلاش خود را به کار گرفته‌اند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تلاش همه جانبه آمریکا برای محاصره جمهوری اسلامی ایران، افزودند: آن‌ها خودشان امروز در محاصره مشکلات جدی و حل نشدنی هستند، در حالی که ایران به لطف خداوند، همه امکانات مورد نیاز را دارد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای، امکانات و ثروت داخلی، مردم خوب، وجود منابع انسانی و نداشتن بدهکاری جهانی را از نقاط قوت ایران برشمردند و افزودند: در اوضاع کنونی، دشمن با همه توان وارد میدان شده تا دسترسی جمهوری اسلامی به این منابع و نقاط قوت را کاهش دهد، ولی از طرف دیگر مسئولان هم تمام توان خود را بکار گرفته‌اند تا این توطئه خنثی شود.

ایشان تأکید کردند: در چنین شرایطی، همکاری همه دستگاه‌ها و قوای سه گانه لازم، فریضه و قطعی است.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: هرگونه واگرایی نیرو‌ها و قوای سه گانه از یکدیگر، به ضرر کشور است؛ بنابراین، همه باید با یکدیگر همکاری کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: دولت، مجلس و قوه قضاییه، همه در یک جبهه و آن هم جبهه دفاع از اسلام، ملت شریف ایران و استقلال و هویت کشور قرار دارند و بر همین اساس، کمک به یکدیگر باید اصل قرار گیرد و برخی بگومگو‌ها و خدشه‌ها در کار یکدیگر، حذف شوند.

ایشان خاطرنشان کردند: اگر هر یک از طرف‌ها بخواهد همواره به کار طرف دیگر بپردازد، مشکل حل نخواهد شد؛ بنابراین، هر یک از قوا از جمله قوه قضاییه باید وظیفه خود را کامل انجام دهند و با قوای دیگر همکاری کنند.

رهبر انقلاب اسلامی، بار دیگر بر تخلف ناپذیر بودن وعده الهی مبنی بر یاری تلاش کنندگان در راه حق، تأکید کردند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای همچنین از تلاش‌های رئیس قوه قضاییه و مسئولان، قضات و کارکنان دستگاه قضایی تشکر و قدردانی کردند.

در آغاز این دیدار، آیت الله آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه در گزارشی از عملکرد سه ساله دستگاه قضایی، ضمن اشاره به دو عامل مهم مورد تأکید رهبر معظم انقلاب از جمله حفظ «اقتدار قوه قضاییه» و «اعتماد عمومی جامعه» مجموعه‌ای از اقدامات دستگاه قضایی را برای رسیدن به این اهداف تشریح کرد.

رئیس دستگاه قضا توسعه و بازسازی، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، توجه ویژه به موضوع نظارت، راه‌اندازی معاونت مطالعات راهبردی، تدوین برنامه جامع، برخورد قاطع با مفاسد اقتصادی و مقابله بی‌امان با قاچاقچیان و برهم زنندگان امنیت اجتماعی، ساماندهی مسائل مرتبط با ثبت اسناد و املاک در کشور، توجه ویژه به موضوع پیشگیری از جرایم و حضور فعال در مجامع بین‌المللی برای مقابله با هجمهٔ غرب درباره حقوق بشر را از جمله اقدامات دستگاه قضا برشمرد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام : مدعیان خاک ایران از سرنوشت صدام عبرت بگیرند

در جمع مردم تبریز عنوان شد؛

مدعیان خاک ایران از سرنوشت صدام عبرت بگیرند

تحرکات برخی دولت‌های دست‌نشانده در منطقه، دسیسه دشمن برای تضعیف ایران اسلامی است، ولی دشمن و سرکرده آن، آمریکا باید بداند ایران از حق مسلم خود در هیچ زمینه‌ای کوتاه نخواهد آمد. گویا، به زانو درآوردن صدام، درس عبرتی برای همه شد تا خیال خام تصاحب حق و سرزمین ایران اسلامی را به ذهن خود راه ندهند و همان گونه که مي‌بینیم، امروز ایران با اقتدار در همه زمینه‌ها از چنان صلابتی برخوردار است که دوست و دشمن به آن اذعان دارند.

کد خبر: ۲۵۴۴۶۷

تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۹۱ - ۱۷:۲۸

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: ادعای تملک بر جزایر سه‌گانه و خلیج فارس، کاری ناپسند و ناپذیرفته است.

به گزارش «تابناک» از تبریز، محسن رضایی ظهر امروز در جمع مردم تبریز در مصلای امام خمینی (ره) این شهر گفت: ماه شعبان ماه پاسداران اسلام از نخستین آن یعنی امام حسین (ع) تا آخرین آنکه مهدی موعود (عج) است، بوده و این پرچم پاسداری از اسلام تا ظهور منجی باید در اهتزاز باشد.

وی تصریح کرد: پاسداران ایران اسلامی و به ویژه خطه آذربایجان در همه دوران‌ تاریخی کشور ـ چه در زمان انقلاب و چه در دوران هشت سال دفاع مقدس ـ و حتی امروز در عرصه‌های سازندگی با همه وجود از اسلام و انقلاب دفاع کرده و خاطرات بسیاری از فداکاری‌های آنها در ذهن ضبط و ثبت شده است.

رضایی گفت: یاد شهدای این خطه از جمله باکری‌ها، یاغچیان، تجلایی، شفیع‌زاده، حقیقت‌پور، آذرآبادی‌ها و دیگر عزیزانی را که جان خود را در راه این نظام در طبق اخلاص گذاشتند، گرامی می‌داریم و هرگز دلاوری‌های آنان را در میدان دفاع از تمامیت ارضی و آرمان‌های نظام با مدیریت بی‌نظیری که داشتند، از یاد نخواهیم برد.

دبیر مجمع تشخیص مصحلت نظام در ادامه از ائمه جمعه استان ـ که بزرگانی چون آیت‌الله قاضی، مدنی، مشکینی و ملکوتی را به عنوان تأثیرگذاران در روند پیروزی انقلاب و دفاع مقدس به جامعه تقدیم نمود ـ تشکر کرده و آنان را فخر میهن به ویژه آذربایجان دانست.

وی افزود: امروز نیز آیت‌الله مجتهدشبستری چون ستونی محکم در منطقه حاضر بوده و از سنگر ائمه جمعه به پاسداری از آرمان‌های انقلاب، خون شهدا و حفظ استقلال پرداخته و با تدبیر خود، هر گونه توطئه در منطقه و پیرامون را رصد کرده و با آگاه ساختن مردم، توطئه‌های آنان را خنثی می‌کند.

رضایی تصریح کرد: دفاع از اسلام و انقلاب تمام شدنی نبوده و منحصر به زمان و شرایط خاصی نیست، ماه شعبان ماه یادآوری پاسداری از اسلام و ماه یادآوری این تکلیف بزرگ است که نباید فراموش کرد.

وی تأکید کرد: پاسداری زمان و لباس خاص ندارد، بلکه هر کس در دلش ذره‌ای ایمان و علاقه به ایران اسلامی هست با قلم، زبان، گام‌ها، اندیشه و حرکت خود از آن دفاع کرده و اجازه تعرض به آن را نمی‌دهد.

اقدام مردم تبریز علیه توطئه رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان ستودنی است


رضایی در ادامه به احساس مسئولیت و مقابله با توطئه دشمنان اسلام به ویژه رژیم صهیونیستی توسط مردم تبریز اشاره کرد و گفت: کار‌هایی که توسط عوامل نفوذی صهیونیست‌ها در باکو انجام می‌شود، به ضرر مردم جمهوری آذربایجان بوده و دولتمردان این کشور نباید از چنین کار‌های ضد اسلامی حمایت کنند.

وی افزود: مردم جمهوری آذربایجان پس از رهایی از سلطهٔ شوروی، می‌خواهند دین و مذهب خودشان را داشته باشند، ولی رژیم منحوس اسرائیل، این اجازه را به مردم این کشور نمی‌دهد و برای همین، نباید دولتمران آذربایجان کورکورانه از اسرائیل پیروی کنند.

رضایی در ادامه به واکنش مردم تبریز به برخی از کار‌های ضد اسلامی در باکو اشاره کرد و گفت: هنوز هم مردم تبریز وقتی می‌بینند کار‌های ضد اسلامی حتی در بیرون از مرز‌های کشور رخ می‌دهد، به پا می‌خیزند و به پاسداری از اسلام می‌شتابند؛ از جمله این اقدامات هم خیزش مردم این خطه در مقابل مقاصد ضد اسلامی سران جمهوری آذربایجان است که مردم تبریز نشان دادند در برابر بی‌حرمتی به اسلام ساکت نمی‌مانند.

وی تصریح کرد: این عملکرد مردم تبریز، نشانه ولایتمداری و پاسداری از ارزش‌های ناب اسلامی است که ستودنی و بی‌مانند بود.

دولت جمهوری آذربایجان به خواسته‌های اسلامی مردم این کشور پاسخ دهد


رضایی گفت: دولت آذربایجان ضمن پرهیز از افتادن به دام رژیم صهیونیستی، باید به دنبال مطالبه حق ملت خود بوده و اجازه دهد که مردم این کشور با آزادی کامل به حق خود برسند و به دور از فشار‌های تحمیلی زندگی کنند.

وی افزود: این حرکت آگاهانه مردم تبریز در محکومیت حرکت‌های ضداسلامی دولت باکو، نشانه بیداری بوده و ثابت کرد، پاسداری از حق و اسلام را وظیفه خود دانسته و در هر شرایط یا زمان و مکانی آن را اعمال خواهند کرد.

حق ایران در منطقه ضایع شدنی نیست


دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنان خود، به تحرکات برخی دولت‌های دست نشانده در منطقه اشاره کرد و تملک بر جزایر سه‌گانه و خلیج فارس را کاری ناپسند و ناپذیرفته خواند.

وی گفت: اینکه دولتی به راحتی بیاید و اعلام کند این جزایر متعلق به آنهاست یا با تغییر نام خلیج فارس درصدد تصاحب آن باشند، خیالی خام است که ملت ایران با درس بزرگی که به صدام داد، ثابت کرد به احدی اجازه نخواهد داد تا حق وی را نادیده بگیرد.

ایران در هیچ زمینه‌ای کوتاه نخواهد آمد


رضایی در ادامه به حقوق ملت ایران اشاره کرد و افزود: این دسته از تحرکات برخی دولت‌های دست‌نشانده در منطقه، دسیسه دشمن برای تضعیف ایران اسلامی است؛ اما دشمن و سرکرده آن، آمریکا باید بداند ایران از حق مسلم خود در هیچ زمینه‌ای کوتاه نخواهد آمد.

وی اظهار کرد: گویا، به زانو درآوردن صدام، درس عبرتی برای همه شد تا خیال خام تصاحب حق و سرزمین ایران اسلامی را به ذهن خود راه ندهند و همان گونه که می‌بینیم، امروز ایران با اقتدار در همه زمینه‌ها از چنان صلابتی برخوردار است که دوست و دشمن به آن اذعان دارند.

دبیر مجمع تشخیص مصحلت نظام همچنین یادآور شد، مسأله برخورداری از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای حق مسلم ایران است و ملت هم درصدد است از این دانش در پیشرفت‌های علمی استفاده کند و کسی حق گرفتن این انتخاب را ندارد.

به گزارش فارس از تبریز، محسن رضایی همچنین ظهر امروز در جمع مردم تبریز در مصلای امام خمینی (ره) تبریز اظهار کرد: در حالی که غربی‌ها همواره ایران را محکوم به همکاری نکردن در مذاکرات می‌کردند، امروز خود پشت پرده کارشکنی کرده و به آن دامن می‌زنند.

کارشکنی‌های بیرون از صحنه مذاکرات هسته‌ای محکوم به شکست است


رضایی گفت: ایران به هیچ وجه دنبال ماجراجویی نبوده و امروز در باب مذاکرات هسته‌ای، شاهد کارشکنی از بیرون این صحنه هستیم که محکوم به شکست است.

وی افزود: متأسفانه در عرصه مذاکرات هسته‌ای، هستند از کشورهای منطقه که با غرب همکاری کرده و آب به آسیاب دشمن اسلام و ایران اسلامی می‌ریزند که باید از این کار پرهیز کنند.

ایران به هیچ ‌وجه عقب‌نشینی نمی‌کند


رضایی گفت: ایران راهی را آغاز کرده است که به آن ادامه خواهد داد و به هیچ‌ وجه از موفقیت‌های به دست آمده و حق خود عقب‌نشینی نمی‌کند.

وی افزود: ایران امروز در صحنه جهانی از اقتدار و وجهه‌ای برخوردار است که با پیشرفت در علوم گوناگون، بر جایگاه بالایی ایستاده و همین، حسد دشمنان را برانگیخته تا با روش‌ها و ترفندهای گوناگون، به دنبال کمرنگ کردن نقش آن در عرصه بین‌الملل بوده و هر بار بهانه‌ای جدید می‌تراشند تا به هدف شوم خود برسند.

اقتدار جهانی، مستلزم پیشرفت‌های اقتصادی است


دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه به بحث زندگی اقتصادی در کشور اشاره کرد و گفت: اگر می‌خواهیم اقتدار در عرصه جهانی داشته باشیم، باید به بهبود بخش‌های اقتصادی توجه کنیم و به دنبال رفع بیکاری و گرانی باشیم.

وی تأکید کرد: امسال که به فرموده رهبری، سال تولید ملی نام گرفته و نشان‌دهنده تدبیر و دغدغه ایشان برای مقابله با توطئه‌های رنگارنگ دشمن در عرصه‌های اقتصادی برای به زانو درآوردن ایران بوده، باید با مدیریت قوی به دنبال پیشرفت‌های اقتصادی باشیم تا در دفاع از منافع و منابع ملی دچار مشکل نشویم.

مدیریت انقلابی و ارزشی، کلید رهایی از معضلات اقتصادی است


رضایی در ادامه مدیریت انقلابی و ارزشی را کلید رهایی از دشواری‌های اقتصادی امروز جامعه دانست و افزود: برنامه‌ریزی نادرست در ساختن سد، مدیریت نادرست بخش کشاورزی و بازگو نکردن حقیقت درباره معضل دریاچه ارومیه را باید در اعمال مدیریت‌های نادرست ارزیابی کرد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: در بحث خشک شدن دریاچه ارومیه، هر چند عوامل گوناگونی دخیل هستند، رخدادهای دیگری هم روی داده که باید برای مردم بازگو شود.

کجاست آن مدیریت بچه‌های زمان جنگ که با دست خالی مشکلات را حل می‌کردند؟


وی اظهار کرد: کجاست آن مدیریت بچه‌های زمان جنگ؟ کجا هستند باکری‌ها تا نشان دهند با دست خالی، ولی با ایمانی قوی در کنار مدیریتی انقلابی و ارزشی، می‌شود به پیش رفت و قله‌های را یکی پس از دیگری فتح کرد؟
 
رضایی افزود: برای این نظام خون‌های زیادی ریخته و جوانان برومند و رشیدی فدا شده‌اند؛ پس باید برای حفظ این خون‌ها، مدیریت‌ها درست و معضلات در بخش‌های گوناگون به ویژه در امر اقتصاد حل شود.

تحریم‌ چیز جدیدی نیست؛ باید از تجربیات استفاده کرد


دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه به بحث تحریم‌ها اشاره کرد و اینکه تحریم بهانه‌ای شده تا اعلام کنند، وضعیت اقتصادی امروز حاصل آن است، نادرست بوده و باید از این دست بهانه‌جویی‌ها پرهیز کرد.

وی گفت: درست است که در تحریم‌ هستیم اما این چیز جدیدی نیست؛ باید از تجریه‌ها استفاده کرد و آنها را به کار بست.

دست روی دست گذاشتن و منتظر نتایج مذاکرات شدن مشکلی را حل نمی‌کند


وی افزود: اینکه دست روی دست بگذاریم و منتظر نتایج مذاکرات هسته‌ای باشیم، کاری را پیش نبرده و مشکلی را حل نخواهد کرد.

رضایی در این باره تأکید کرد: در این باب دشمن به دنبال عقب‌نشینی ماست و ایران ضمن آنکه با دست پر باید به این مذاکرات ادامه دهد، باید برنامه‌هایی داشته باشد که غرب وادار به عقب‌نشینی شده و از اعمال تصمیم‌های نادرست علیه ایران خودداری کند و حق ایران را در برخورداری از انرژی صلح‌ آمیز هسته‌ای به رسمیت بشناسند و دست از تحریم‌ها علیه ایران بردارد.

وی در ادامه ولایتمداری، جهت‌گیری‌های الهی و پشتوانه مردمی را عامل موفقیت و پیشرفت دانست و افزود: ولایت در این کشور، موجب انسجام ملی شده و جهت‌گیری‌های الهی نیز برکات زیادی برای ما به ارمغان آورده است؛ افزون بر آنکه پشتیبانی مردم از نظام عامل موفقیت در همه عرصه‌ها بوده و باید قدردان این ملت بود که در هر زمان و مکانی که لازم شده به میدان آمده و حمایت کرده‌اند.

باید با ارزش‌های انقلابی و مدیریت درست به جنگ مشکلات و معضلات رفت


رضایی در ادامه گفت: به هیچ ‌وجه فعالیت‌های قوای سه‌گانه در کشور را نباید نادیده گرفت؛ اما بر این باوریم با ارزش‌های انقلابی و مدیریت درست باید به جنگ مشکلات و معضلات رفت.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: امروز نمی‌توان با روند و سیستم‌های گذشته،  مشکلات پیش آمده را حل کرد؛ بنابراین، نیاز به جهشی در سال تولید ملی داریم تا موانع پیش روی پیشرفت‌های بیشتر در کشور رفع شود.

گفتنی است، پیش از این مراسم، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور در مراسم گرامیداشت جانباز شهید رنجبر خجسته که توسط هیأت انصار الحسین برگزار شد، حضور یافته بود.

یوسف رنجبر خجسته، جانباز ۷۰ درصد به علت عارضه قلبی دعوت حق را لبیک گفت.
وی در سال ۱۳۶۱ با عنوان بسیجی داوطلب به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل رفت و اندکی بعد در مرحله سوم عملیات بیت المقدس در منطقه شلمچه، دو پا و دست چپ وی قطع شد و به درجه جانبازی رسید.

دکتر رضایی با حضور در این مراسم، یاد و خاطره شهیدان دوران دفاع مقدس را گرامی داشت.

سید علی خمینی : افراطیون در هر لباسی در خط امام نیستند

سید علی خمینی:

افراطیون در هر لباسی در خط امام نیستند

تا وقتی امام در قلب مردم زنده باشد تخریب او ادامه خواهد داشت

نباید ناتوانی مسوولان و اشتباه افراد را به پای دین نوشت/گفتمان امام در ایران وجهان طرفداران بسیاری دارد/ تا زمانی که امام در قلب مردم زنده است تخریب ها ادامه خواهد داشت.

کد خبر: ۲۵۴۴۸۵

تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۹۱ - ۱۹:۲۷

یادگار امام با بیان اینکه افراطیها در بسیاری از موارد در لباس دوست ظاهر می شوند به نقل خاطره ای از ایت الله رضا استادی پرداخت و گفت : ایشان که از طرف جامعه مدرسین برای بررسی دادگاهها به سبزوار رفته بودند در جایی نقل کرده اند که منافقین قبل از انکه نفاقشان ظاهر شود در نقاط مهم حاضر شده بودند و مثلا در سبزوار برای بسیاری پرونده سازی می کردند و دایما فریادشان بلند بود که چرا با اینها برخورد نمی کنید اینها را زندانی نمی کنید اموالشان را مصادره نمی کنید و مانند اینها.

به گزارش ایلنا،حجت الاسلام و المسلمین سید علی خمینی که به مناسبت بزرگداشت شهدای هفتم تیر در گلوگاه از توابع استان مازندران سخنرانی می کرد گفتمان امام را بر پایه دو رکن معنویت و عقلانیت دانست و اظهار داشت: اگر سراسر زندگی امام را خلاصه کنیم می توانیم آن را در قالب دو کلمه ی معنویت و عقلانیت بیان کنیم ، زیرا این دو عنصر در سرتاسر زندگی امام همراه هم وجود داشته و تمامی پیروزی هایی که امام در طول زندگی داشتند همه و همه مرهون این دو عنصر است.

*امام گفتمان خود را بر پایه معنویتِ فعال استوار کرد

یادگار امام در ادامه به تشریح عنصر معنویت پرداخت و خاظر نشان کرد: امام در زمانه ای که سخن از معنویت مطرح نبود و اگر هم بعضی دم از معنویت می زدند مرادشان معنویت منفعلانه بود گفتمان خود را برپایه ی معنویت فعال استوار کردند.

سید علی خمینی ادامه داد: معنویت منفعل همان است که پس از دوران مدرنیسم تبلیغ می شد و مفاد آن این بود که جایگاه دین داری و دین ورزی منحصر است در کنج خانه یا درون کلیسا و دین نه توان حضور اجتماعی دارد و نه حق دخالت در امور اجتماعی مردم را دارا ست. اما معنویت فعال که به معنای حضور دین در عرصه اجتماع است به این معنا است که دین برای جامعه حرف دارد و دارای تاثیرات بسیار است.

* توصیه ی امام به مسوولان

وی هم چنین به تشریح عنصر عقلانیت در گفتمان امام پرداخت و افزود: عقلانیت یعنی تصمیم گیری بر پایه کارِ کار شناسی و مدیریت بر پایه روشهای عقلایی.

یادگار امام ادامه داد: امام در تمام طول زندگی اجتماعی خود بدون بهره گیری از نظر کارشناسان و تصمیم گیری بر اساس اقتضای شرایط هیچ عملی را انجام نداد و بارها شاهد بودیم که امام می فرمودند فلان مسئله نظر من نبود و من با آن مخالف بودم اما طبق نظر کارشناسان عمل کردم.

سید علی خمینی به توصیه امام به مسوولان اشاره کرد و گفت: امام خطاب به مسوولان می فرمودند که لازم نیست همه اسرار مملکت را با مردم در میان بگذارید اما همیشه به نحوی تصمیم گیری کنید و طوری رفتار کنید که اگر بعداً لازم شد به مردم گزارش بدهید در پیش گاه آنان شرمنده نشوید.

*گفتمان امام در ایران وجهان طرفداران بسیاری دارد

حجة الاسلام والمسلمین سید علی خمینی با بیان اینکه گفتمان امام که بر پایه معنویت و عقلانیت استوار است اگر به خوبی عرضه شود در ایران و جهان طرفداران بسیاری خواهد داشت گفت: این اندیشه بود که مردم ایران را به خود جذب کرد و می تواند به خارج از مرزها نیز صادر شود.

*دو گروه، مخالف اندیشه ی امام

یادگار امام در بخش دیگر سخنانش به دشمنیها و مخالفتهایی که با گفتمان امام صورت گرفته اشاره کرد و با بیان اینکه می توان مخالفان اندیشه امام را به دو گروه عمده ی "مخالفان حضور اجتماعی دین" و "افراطیون" تقسیم کرد گفت: دین گریزان و در تعبیری عام تر آنانکه مخالف حضور فعال دین در عرصه ی اجتماع هستند با اندشه ی امام که بر پایه ی حضور دین در عرصه ی جامعه استواراست مخالفند و مخالفتها کرده اند.

سید علی خمینی ادامه داد: راه کار این گروه در مخالفت با اندیشه ی امام این است که هر مشکلی را به پای دین می نویسند، اگر گرانی می شود، می گویند حکومت دینی مشکل دارد.اگر فساد سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی می بینند، می گویند حکومت دینی بهتر از این نمی شود، در حالیکه این یک مغالطه است و نباید ناتوانی مسوولان و اشتباه افراد را به پای دین نوشت.

وی افزود: مگر کشورهایی که اساسا خدا را منکر بودند با این مشکلات روبرو نبودند مگر غربیها که به سراغ دین فعال نرفته اند با انواع مشکلات روبرو نیستند ایا انها هم مشکلشان دین و حکومت دینی است؟

*افراطیون به هر لباسی که باشند در خط امام نیستند

یادگار امام به گروه دیگری که با گفتمان امام مخالف است اشاره نمود و تصریح کرد: افراطیون به هر لباسی که باشند در خط امام نیستند و در بسیاری از مواقع دشمنیها با گفتمان امام داشته اند.

سید علی خمینی با بیان اینکه افراطیها در بسیاری از موارد در لباس دوست ظاهر می شوند به نقل خاطره ای از ایة الله رضا استادی پرداخت و گفت : ایشان که از طرف جامعه مدرسین برای بررسی دادگاهها به سبزوار رفته بودند در جایی نقل کرده اند که منافقین قبل از انکه نفاقشان ظاهر شود در نقاط مهم حاضر شده بودند و مثلا در سبزوار برای بسیاری پرونده سازی می کردند و دایما فریادشان بلند بود که چرا با اینها برخورد نمی کنید اینها را زندانی نمی کنید اموالشان را مصادره نمی کنید و مانند اینها.

یادگار امام نتیجه گرفت: همین هایی که امروز از اینطرف بام افتاده اند در ابتدا هم بیشترین افراطها را داشته اند و حتی در دشمنی هم افراطی عمل کرده و راه ترور را در پیش گرفتند و قریب دوازده هزار نفر از مردان و زنان این مرز و بوم را به شهادت رساندند و امروز فریادشان بلند است که چرا با ما برخورد کرده اید؟

*تا وقتی امام در قلب مردم زنده باشد تخریب او ادامه خواهد داشت

سید علی خمینی در پایان سخنانش با اشاره به بیت شعری که مقام معظم رهبری در هنگامی که بعد از ترورشان در بیمارستان بودند و خواندند که:"بشکست اگر سر من به فدای چشم مستت سرخم می سلامت شکند اگر سبویی "افزود: عشق خمینی در قلب ملت ما زنده است و دشمنان نیز تا وقتی امام در قلب مردم زنده باشد در توهین و تخریب امام از هیچ تلاشی فرو گذار نخواهند کرد چون می دانند که هویت نظام ما به امام و راه امام است چون می فهمند که ملت اگر ببینند که نظام به سمت ارمانهای امام حرکت می کند تمام مشکلات را تحمل می کنند و ذره ای عقب نشینی نخواهند کرد اما اگر امام کمرنگ شود این علقه هم کمرنگ خواهد شد.

گفته‌ها و نا‌گفته‌‌های روزنامه‌های صبح امروز

گفته‌ها و نا‌گفته‌‌های روزنامه‌های صبح امروز

اوضاع خوب نیست، اما هیچ گاه دولت هاشمی را فراموش نکنید!

یک لحظه تصور کنید که شاید این همه گرانی و بی‌تدبیری را با یادآوری اینکه در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی هم گرانی بوده، نادیده گرفت و از آن سخنی نگفت؟!

کد خبر: ۲۵۴۲۵۲

تاریخ انتشار: ۰۸ تير ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۵

کم کم به هنگام عملیاتی شدن تحریم‌های نفتی اتحادیه اروپا نزدیک می‌شویم.

در این باره، روزنامه جهان صنعت با این موضوع به سراغ بیژن نامدار زنگنه، یکی از وزرای سابق نفت رفته تا تأثیر این تحولات را بر بازار نفت بررسی کند؛ این گفت‌وگو با نام «مجبور به ارزان فروشی نفت می‌شویم» در این روزنامه منتشر شده است.

زنگنه در این باره می‌گوید: «اتحادیه اروپا، تنها خریدار ۱۸ درصد نفت ایران است، بازار نفت وسعت زیادی دارد و می‌توان با اتخاذ راهکارهای صحیح، مشتریان دیگری پیدا کرد. البته نباید انتظار داشته باشیم با همین قیمت بتوانیم نفت خود را به فروش برسانیم».

دنیای اقتصاد، روزنامه اقتصادی دیگری است که این ماجرا را موضوع گزارش یک خود قرار داده و در صفحه نخست خود با تیتر «رئیس کل بانک مرکزی تحلیل کرد؛ علل نوسان ارز و طلا» به آن اشاره کرده و در گزارش خود می‌نویسد: «رییس کل بانک مرکزی در تحلیلی نوسان اخیر قیمت در بازار ارز و سکه را معلول عوامل روانی مطرح کرد. محمود بهمنی، رییس کل بانک مرکزی معتقد است: نوسان اخیر بیش از آنکه ریشه اقتصادی داشته باشد، متأثر از عوامل سیاسی و روانی است، زیرا در بخش واقعی اقتصاد اختلالی ایجاد نشده که منجر به افزایش قیمت شود. بهمنی نوسان رخ داده را مقطعی عنوان کرد و به مردم هشدار داد: با توجه به آنکه روند رو به رشد قیمت دلار در روزهای آتی تداوم ندارد، سرمایه‌گذاری در بازار تحت تأثیر این نوسان مقطعی زیان سنگینی به ‌دنبال دارد».
 
اما سخنان بهمنی، تنها حرف‌های اقتصادی روزنامه‌ها نبود. این روز‌ها مسائل اقتصادی حرف اول روزنامه‌ها را می‌زند. البته مسأله و مشکل آنقدر هست که به هر روزنامه‌ای، موضوعی اختصاصی برسد. حضور وزرای صنعت، معدن و تجارت و جهاد کشاورزی که این روز‌ها به وزرای گرانی مشهور شده‌اند و پاسخ آنان درباره مدیریت قیمت‌ها و کنترل بازار، نتوانست نمایندگان مجلس را قانع کند تا علی لاریجانی با ادبیات خاص خود بگوید: «مشکل گرانی مایحتاج مردم جدا از خصومت دشمنان خارجی از کاستی تدبیر درونی هم رنج می‌برد».

اعتماد حضور وزرا و بررسی وضعیت گرانی در مجلس را موضوع گزارش یک خود قرار داده و با تیتر «مجلس نگران گرانی‌ها» در صفحه نخست این روزنامه منتشر شده و در جایی از قول غضنفری نوشته که دلار ۱۸۰۰ تومانی تأثیراتش را بر بازار خرده فروشی گذاشته است. اکنون باید دید، آقای بهمنی که عوامل روانی را عوامل گرانی دلار می‌داند، چه پاسخی برای تأثیر این گرانی بر بازار دیگر کالا‌ها دارد که این بار دیگر دلیلش عامل روانی نیست.

اما در حالی که انتقاد‌ها و اعتراض‌های اقتصادی در روزنامه‌های صبح امروز بارها به چشم می‌خورد، روزنامه ایران در ادامه گزارش دو روز پیش خود، این بار نرخ تورم دولت احمدی نژاد را با دولت‌های هاشمی، خاتمی و موسوی مقایسه کرده است.

این جدول که بدون هیچ تیتری در صفحه نخست این روزنامه چاپ شده، در آن متوسط نرخ تورم دولت میرحسین موسوی، ۱۹.۳ درصد، هاشمی، ۲۵.۲، خاتمی، ۱۵.۷ درصد و احمدی نژاد ۱۵.۸ درصد آمده است.

وقتی به صفحات درونی این روزنامه می‌رویم تا گزارش مربوط به این جدول را بیابیم، در صفحه شش، تیتر «دولت هاشمی رکورددار تورم در اقتصاد ایران» را می‌بینیم. این روزنامه در این گزارش نوشته است: «اگرچه اکنون شاهد نوسانات بازار هستیم، اما هیچ ‌گاه نباید گرانی‌های سال ۷۴ را فراموش کنیم». به هر حال این نوعی فرار به جلو روزنامه ارگان دولت که در روزی که وزرای آن برای پاسخ‌گویی به وضع گرانی‌ها به مجلس رفته‌اند، به ما توصیه می‌کند که گرانی‌های سال ۷۴ را فراموش نکنیم.

این روزنامه در گزارشی دیگر به وضع نا‌مناسب بورس در روزهای گذشته می‌پردازد و به مردم توصیه می‌کند «از بازار خارج نشوید» و در گزارش خود نوشته که سهامداران نگران نباشند. افت روزهای اخیر شاحص بورس زودگذر است و به زودی وضعیت عادی به بورس بازمی‌گردد.

اما اگر از موضوعات اقتصادی ـ که نقش اول روزنامه‌های این روز‌ها هستند ـ بیرون رویم، چند موضوع اجتماعی جالب توجه نیز در روزنامه‌های امروز صبح به چشم می‌خورد؛ موضوعاتی که با مصرف مشروبات الکلی در ارتباط بود؛ نخستین مورد، دستگیری بازیگر سینما و تلویزیون در حال مستی در خیابان‌های شهر و دوم، تأیید حکم اعدام دو نفر در مشهد به جرم مصرف مشروبات الکلی.

در این باره، روزنامه آرمان در صفحه رخدادهای خود به این موضوع پرداخته و از قول شریعتی، رئیس دادگستری مشهد نوشته است: متأسفانه این خبرنگاران هنوز کاری را که رخ نداده، تحریف می‌کنند. در خبر‌ها گفتند که چهار تیر حکم اعدام اجرا می‌شود، در حالی که ما تنها حکم اعدام را صادر کردیم، ولی هنوز اعدام نکردیم.

وی در ادامه گفت: بنا بر قانون، کسی که سه بار شرب خمر کند، به اعدام محکوم می‌شود.

افزون بر این، دو موضع وزیر بهداشت به سخنان چند روز پیش سردار رادان درباره تذکر به بیمارستان‌های خصوصی به دلیل آرایش و کراوات واکنش نشان داد و در مصاحبه‌ای با خانه ملت ـ که اعتماد آن را در صفحه حوادث خود منتشر کرده بود ـ گفت: در حوزه سلامت، کارهای مهمتری داریم و سرانجام اینکه هفت صبح نیز در گزارشی جالب به موضوع گوشی‌های تلفن همراه پرداخته و آمار جالب توجهی منتشر کرده است: ۷۵ میلیون نفر جمعیت؛ ۹۵ میلیون گوشی تلفن همراه!

افشاگری یک بازیگر از فساد در سینما

افشاگری یک بازیگر از فساد در سینما

بعد از 8 سال سکوت مطلق در سینما ایران نظرم را درمورد ابزار ماندگاری در عرصه سینما که متاسفانه ارتباطات برخی بازیگران با عوامل فیلم است می دانم، البته فکر می کنم سکوت 8 ساله من پاسخ مناسبی به این سوال است.

کد خبر: ۲۵۴۵۳۶

تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۳۹۱ - ۰۹:۲۱

برخی ستارگان با ارتباطات غیراخلاقی محبوب شدند که به اعتقاد من این نه تنها محبوبیت نیست بلکه باعث شرمندگی و تاسف است.
 
مرجان محتشم بازیگر سینما و تلویزیون در گفتگو با باشگاه خبرنگاران درباره ابزار ماندگاری یک بازیگر در عرصه سینما اظهار داشت: بعد از 8 سال سکوت مطلق در سینما ایران نظرم را درمورد ابزار ماندگاری در عرصه سینما که متاسفانه ارتباطات برخی بازیگران با عوامل فیلم است می دانم، البته فکر می کنم سکوت 8 ساله من پاسخ مناسبی به این سوال است.

وی در ادامه گفت: کسانی در سینمای ایران قدرت کاذب بدست آوردند که لیاقت ماندن در این عرصه را نداشتند و برخی که مردم دوستشان دارند از صحنه حذف می شوند در واقع یکسری قربانی ماندگاری گروه دیگر می شوند.

محتشم با بیان اینکه من نان موقعیتم را نخوردم افزود: من در اوج موقعیت کاری ام در مصاحبه های مکرر بیان کردم که به صورت مداوم کار نخواهم کرد، به دلیل اینکه به هر قیمتی حاضر نیستم در عرصه سینما باشم با اینکه عاشق کارم هستم.

محتشم تاکید کرد: محبوبیت بین مردم چیزی نیست که بتوان به راحتی آن را بدست آورد ولی متاسفانه برخی ستارگان به دلیل ابزار شدن و ارتباطات غیراخلاقی که باعث شرمندگی و تاسف است محبوب شدند که به اعتقاد من این محبوبیت نیست.

وی ادامه داد: چرا مرجان محتشم به عنوان یک بازیگر بدون حاشیه  و کسی که اکثریت مردم از هر قشر و تیپی اعم از جامعه مذهبی و یا جامعه مدرن و ... قبولش دارند و باید به خاطر اعتقاد به خدا و نپذیرفتن یکسری روابط غیراخلاقی از جامعه هنر حذف شوند و انگ مغرور بودن را بخورد؟!

محشتم افزود: من از مرجان محتشم بودن ضربه خوردم زیرا برای من پارامتر های اخلاقی مهم تر از هر موضوع دیگری است حتی به قیمت 8 سال سکوت و مدت ها جدایی از کاری که دوستش داشته باشم و به خاطر این دل آزردگی ها حاضر به ادامه فعالیت در عرصه سینما با این وضعیت نیستم.

بازیگر سریال «پس از باران» ادامه داد: همانطور که گفتم جایی برای کسانی که بخواهند با اعتقاد به خدا در عرصه ی سینما فعالیت سالم داشته باشند نیست و متاسفانه برعکس کسانی که تن به ارتباطات نامشروع می دهند در این عرصه بالا می روند.

وی با بیان اینکه این روزها با یک بیماری دست و پنجه نرم می کند درباره شرایط بیمه خود گفت: من حتی در حال حاضر یک دفترچه بیمه هم ندارم و اکنون با این شرایط گاهی از طریق طراحی داخلی ساختمان امرار معاش می کنم و از طرفی حتی نوشته های من هم به دلیل مرجان محتشم بودن چاپ نمی شود.

آیت‌الله خامنه‌ای از دیدگاه دوست و دشمن / امام خامنه‌ای کیست؟

آیت‌الله خامنه‌ای از دیدگاه دوست و دشمن / امام خامنه‌ای کیست؟

گزارشی کوتاه از مقاله مؤسسه کارنگی برای صلح

سایت رهبران شیعه : فارس

منزل پدرى من که در آن متولد شده‌ام، تا چهار ـ پنج سالگى من، یک خانه 60 – 70 مترى در محّله فقیرنشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیرزمین تاریک و خفه‌اى!

آیت‌الله خامنه‌ای از دیدگاه دوست و دشمن
امام خامنه‌ای کیست؟

تیرماه ۱۳۱۸ خورشیدی مصادف شده بود با ۲۸ جمادی الاول ۱۳۵۸ قمری، منزل «حاج سید جواد خامنه اى» که مانند بیشتر روحانیون و مدرسّان علوم دینى بسیار ساده بود، فرزندی پا به عرصه خاکی گذاشت که پدرش نام او را « سیدعلی» انتخاب کرد.

رهبر بزرگوار از وضع و حال زندگى خانواده‌شان چنین مى‌گویند:

«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خیلى پارسا و گوشه‌گیر… زندگى ما به‌سختى مى‌گذشت. من یادم هست شب‌هایى اتفاق مى‌افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیّه مى‌کرد و… آن شام هم نان و کشمش بود.»

امّا خانه‌اى را که خانواده سیّدجواد در آن زندگى مى‌کردند، رهبر انقلاب چنین توصیف مى‌کنند:

«منزل پدرى من که در آن متولد شده‌ام، تا چهار ـ پنج سالگى من، یک خانه ۶۰ – ۷۰ مترى در محّله فقیرنشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیرزمین تاریک و خفه‌اى! هنگامى که براى پدرم میهمان مى‌آمد (و معمولاً پدر بنابراین که روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیرزمین مى‌رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه‌اى که به پدر ارادتى داشتند، زمین کوچکى را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم.»
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده‌اى فقیر امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صمیمی، این‌گونه پرورش یافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سید‌محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه‌تأسیس اسلامى «دارالتعّلیم دیانتى» ثبت‌نام کردند و این دو دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند.
تحصیل در حوزه علمیه «نجف اشرف» و حضور در حوزه عملیه شهر قم در سال ۱۳۴۱ باعث همراهی ایشان با قیام مردمی «حضرت امام خمینی(ره)» شد. بازداشت‌های مکرر ایشان توسط ساواک که تعداد آن به عدد شش رسیده بود منجر شد تا رژیم سفاک پهلوی، ایشان را به شهر ایرانشهر تبعید کند. همراهی با جریانات انقلاب اسلامی تا پیروزی این حرکت مردمی در بهمن ماه ۱۳۵۷ ادامه داشت، پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز همچنان پرشور و پرتلاش به فعالیّت‌هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزدیک تر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى‌نظیر و بسیار مهّم بودند.
آنچه که پیش رو دارید نظرات چهره‌های برجسته سیاسی، دینی و اجتماعی و برخی از سیاستمداران است که رویکرد و عملکرد آنها نسبت به انقلاب اسلامی معاندگونه است؛ پیرامون شخصیت مقام معظم رهبری است:

* امام خمینی(ره) خطاب به مقام معظم رهبری در زمان ریاست جمهوری ایشان: هر موقعی‌که شما به سفر می‌روید، من مضطرب هستم تا برگردید. خیلی سفر نروید!

* پیام امام خمینی (ره) به مناسبت سوءقصد به جان مقام معظم رهبری در ۶ تیر ۶۰

بسم‌الله الرحمن الرحیم
جناب حجت‌الإسلام آقاى حاج سیدعلى خامنه‏اى دامت افاضاته
خداوند متعال را شکر که دشمنان اسلام را از گروه‌ها و اشخاص احمق قرار داده است، و خداوند را شکر که از ابتداى انقلاب شکوهمند اسلامى هر نقشه که کشیدند و هر توطئه که چیدند و هر سخنرانى که کردند ملت فداکار را منسجم‏تر و پیوندها را مستحکم‏تر نمود و مصداق “لازال یُؤیّدُ هذا الدّین بالرجل الفاجر “[۱] تحقق پیدا کرد. اینان هر جا سخن گفتند خود را رسواتر کردند و هرچه مقاله نوشتند ملت را بیدارتر نمودند و هرچه شخصیتها را ترور کردند قدرت مقاومت را در صفوف فشرده ملت بالاتر بردند. اکنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما که از سلاله رسول اکرم و خاندان حسین‌بن‌على هستید و جرمى جز خدمت به اسلام و کشور اسلامى ندارید و سربازى فداکار در جبهه جنگ و معلمى آموزنده در محراب و خطیبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمایى دلسوز در صحنه انقلاب مى‏باشید، میزان تفکر سیاسى خود و طرفدارى از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اینان با سوء‌قصد به شما عواطف میلیون‌ها انسان متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان جریحه‏دار نمودند.
اینان آن‌قدر از بینش سیاسى بى‏نصیبند که بى‏درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پیشگاه ملت به این جنایات دست زدند، و به کسى سوء قصد کردند که آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین انداز است. اینان در این عمل غیرانسانى به جاى برانگیختن و رعب، عزم میلیون‌ها مسلمان را مصمم‏تر و صفوف آنان را فشرده‏تر نمودند. آیا با این اعمال وحشیانه و جرایم ناشیانه وقت آن نرسیده است که جوانان عزیز فریب‌خورده از دام خیانت اینان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزیز خود را فداى امیال جنایتکاران نکنند و آنان را از شرکت در جنایات آنان برحذر دارند؟ آیا نمى‏دانند که دست زدن به این جنایات، جوانان آنان را به تباهى کشیده و جان آنان به دنبال خودخواهى مشتى تبهکار از دست مى‏رود؟ ما در پیشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقیة اللَّه- ارواحنا فداه- افتخار مى‏کنیم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه که شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مى‏برند. من به شما خامنه‏اى عزیز، تبریک مى‏گویم که در جبهه‏هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به این ملت مظلوم خدمت نموده، و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.
والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.
روح اللَّه الموسوى الخمینى
[۱] مسند احمد؛ ج ۲؛ ص ۳۰۹؛ کنزالعمال؛ ج ۱؛ ص ۴۵؛ ح ۱۱۵
منبع: صحیفه‌ امام؛ ج ‏۱۴؛ ص ۵۰۴

* ختم صلوات برای سلامتی

فرزند آیت‌الله العظمی بهجت با اشاره به همزمانی روزهای پایانی عمر پدر بزرگوارشان با سفر رهبر انقلاب به استان کردستان، در بیان حالت روحی ایشان، به حساسیت این مرجع تقلید نسبت به سلامت رهبری اشاره می‌کند و می‌گوید: این موضوع سبب شد تا معظم‌له برای سلامتی رهبر انقلاب چندین ختم ویژه صلوات و ذکر را گرفتند و مداومت بر این ختم‌ها که برای سلامتی رهبر انقلاب بوده است تا آخرین ساعت عمر حضرت آیت‌الله بهجت ادامه داشته است. برخی نیز از پیش‌بینی رهبری آقا چند سال پیش از رهبری توسط ایشان خبر داده‌اند.

* به تقوایش پی بردم

شهید آیت‌الله مطهری می‌فرمایند: سیدعلی خامنه‌ای از نمونه‌های ارزنده‌ای است که برای آینده موجب امیدواری است. من از اخلاص آقای خامنه‌ای تعجب می‌کنم، ایشان هیچ به دنبال خودنمایی نیست که بخواهد خودش را مطرح کند و خودش را نشان بدهد، من در جریان کمیته استقبال از حضرت امام بیشتر به تقوای ایشان پی بردم.(به نقل از همسر شهید مطهری)
شهید مطهری در پنجم بهمن ۱۳۵۳ به تجلیل از شخصیت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای پرداخته است. آیت‌الله خامنه‌ای در آن زمان توسط شهربانی استان خراسان بازداشت شده بود. در گزارش ساواک آمده است: “مطهری در محل دانشکده الهیات دانشگاه تهران، ضمن اظهار تأسف از بازداشت سیدعلی خامنه‌ای اظهار داشته: ما کمتر نمونه ارزنده چون [آیت‌الله]خامنه‌ای داریم و این نیروها هم باید با این‌گونه هدر روند و گوشه‌های زندان تلف گردند. مطهری پس از ستودن [آیت‌الله]خامنه‌ای او را از عوامل مؤثر در روشن کردن افکار اجتماع دانسته است… ”

* خوشا به حال او

آیت‌الله دکتر شهید بهشتی، چند ساعت قبل از شهادت‌شان با اشاره به پیامی که حضرت امام به آیت‌الله ‌خامنه‌ای فرستاده بودند، فرمودند: خوشا به حال آقای خامنه‌ای که ولی امر مسلمین چنین پیامی را برای ایشان فرستاده است و این پیام نه برای دنیای ایشان، بلکه برای آخرت او هم بسیار ارزشمند است و من آرزو دارم با چنین پیامی از ولی امر مسلمین از دنیا بروم.

* خورشید اینجا تابید و رفت

روزی بعد از ملاقات حضرت آقا با آیت‌الله بهاءالدینی از ایشان می‌پرسند که آیا دیروز مقام معظم رهبری به اینجا آمده بود؟ ایشان در جواب می‌فرمایند: بله چند دقیقه خورشید اینجا تابید و رفت، او چون خورشید دارای خیر و برکات است.
قبل از ریاست جمهوری، روزی آقا به بیت حضرت آیت‌الله العظمی بهاءالدینی می‌روند. آقای بهاءالدینی می‌فرماید: “خورشید لحظه‌ای تابید و رفت. ” زمانی برای امضای قائم مقامی رهبری، خدمت حضرت آیت‌الله بهاءالدینی می‌رسند، ایشان امضا نمی‌کنند. هر چه از فرستادگان آقای منتظری اصرار از ایشان انکار، تا آنجا که خود آقای منتظری شخصاً خدمت ایشان می‌رسد و تمام کتاب‌هایی را که درباره ولایت فقیه نوشته است، جلوی روی آقای بهاءالدینی می‌چیند. آیت‌الله بهاءالدینی تمام کتب را جمع می‌کنند و به آقای منتظری می‌گویند: “ولایت‌فقیه نوشتنی نیست، فهمیدنی است. ” بعد که از ایشان می‌پرسند: آقا چرا ایشان را تأیید نکردید، مگر شخص دیگری هم می‌تواند؟ می‌فرمایند: نظر ما سیدعلی خامنه‌ای است. آقای بهاءالدینی فرموده است: “البته هیچ کس حاج‌آقا روح‌الله نمی‌شود، ولی آقا سیدعلی خامنه‌ای حقیقت ولایت‌فقیه هستند و رهبر. از همه به امام نزدیک‌تر است. کسی که ما به او امیدواریم، آقای خامنه‌ای است. شما از ما قبول نمی‌کنید، ولی این دید ماست، نزد ما محرز است آقا سیدعلی خامنه‌ای رهبر آینده هستند. ”
یکی از روزها که حضرت آقا تشریف برده بودند به جمکران، حدود ساعت دو شب به حضرت آیت‌الله العظمی بهاءالدینی خبر می‌دهند که آقا صبح بعد از نماز می‌خواهند تشریف بیاورند منزل شما. تیم حفاظت ساعت چهار صبح برای آماده کردن شرایط به منزل ایشان می‌روند که متوجه می‌شوند آقای بهاءالدینی، پیرمرد نود ساله جلوی در خانه ایستاده‌اند. می‌گویند: آقا چرا با این کهولت سن اینجا تشریف دارید؟ ایشان می‌فرمایند: برای دیدن رهبر بزرگ انقلاب، من از همان ساعتی که شما زنگ زدید آمده‌ام استقبال.

* تضعیف شما را حرام می‌دانم

مرجع تقلید جهان تشیع، حضرت آیت‌الله العظمی گلپایگانی، برای رهبر معظم عبای ظریفی هدیه فرستادند و فرمودند: اگر دیدم کاری را شما انجام می‌دهید و خلاف مطلب اسلامی است، من تذکر می‌دهم، اگر تغییر دادید بسیار خوب، اگر تغییر ندادید من دیگر صحبت نمی‌کنم و تضعیف شما را حرام می‌دانم. عمده عظمت شماست. شما رهبر مسلمین هستید و نمی‌خواهم صحبتی کنم در یک فرعی که شما را تضعیف کرده‌ام.(۶)(به نقل از حجت‌الاسلام راشد یزدی)

* امید آینده اسلام

مرحوم آیت‌الله طالقانی تصریح می‌فرمودند: آقای خامنه‌ای امید آینده اسلام است. آیت‌الله العظمی میلانی در سنین جوانی ایشان را مجتهد خطاب می‌کند.

* رهبری تالی تلو معصوم(ع)

علامه گران‌قدر آیت‌الله مصباح یزدی می‌فرمایند: اگر امثال بنده شبانه‌روز تسبیح به دست بگیریم و فقط خدا را شکر کنیم که خدا چنین رهبری را به ما داده، والله معتقدم که از عهده شکر این نعمت برنمی‌آییم. رهبر عزیز ما تالی تلو معصوم(ع) است.

* مثل رهبر عظیم‌الشأن

شهید محراب، عارف عامل، آیت‌الله دستغیب می‌فرمایند: چیزی که بنده نسبت به این شخص بزرگ فهمیده‌ام این است که فردی است خدایی، هوا‌پرست نیست، مقام نمی‌خواهد، قدرت نمی‌خواهد به دست بگیرد، امتحان خویش را پیش از پیروزی و بعد از پیروزی داده است. در هر پستی که بوده، امتحان خودش را داده است. کسی که امام جمعه تهران باشد، آن وقت در جبهه برود، در سنگرها از اسلام دفاع کند، این مرد بزرگ، مقامی برای خودش قائل نیست، به عینه مثل رهبر عظیم‌الشأن. امام فرموده: به من خدمتگزار بگویید بهتر است از اینکه رهبر بگویید. آقای علی خامنه‌ای هم این‌جوری است، مقام نمی‌خواهد، مقام روی او اثر نمی‌گذارد.

* گوش‌شان به دهان حضرت حجت(عج) است

علامه عظیم‌الشأن حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی، جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید. علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است. این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا می‌کند که بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه عارف آیت‌الله طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را کسی نشناخت جز امام زمان(عج). راهی که حسن‌زاده در پیش دارد، خاک آن توتیای چشم طباطبایی. جناب علامه حسن‌زاده در مقدمه یکی از کتاب‌های خود خطاب به حضرت آقا می‌نویسد: با سلام و تحیت خالصانه و ارائه ارادت بی پیرایه و درود نوید جاوید به حضور آن قائد ولی وفی و رائد سائس حفی، مصداق بارز “نرفع درجات من نشاء ” تقدیم می‌گردد و عرض می‌شود “یا ایها العزیز جئنا ببضاعه مزجاه ” دادار عالم و آدم، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد.
(التمسک بذیل الولایه، حسن حسن‌زاده آملی)
آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید، عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه، کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده، قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را، مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند. خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.

* روح بزرگ ایثارگر

در قسمتی از پیام شهید رجایی به حضرت آقا، چنین آمده است: به قطع و یقین می‌دانم که روح بزرگ ایثارگر آن برادر مجاهد، شهادت در راه اسلام و انقلاب اسلامی را فیضی عظیم و الهی می‌داند و در راه بندگی خدا و خدمت به اسلام و امام و امت شهیدپرور از بذل جان خویش دریغ نداشته و ندارد.

* شهید صدوقی: محضر مبارک آیت‌الله العظمی آقای خامنه‌ای…

در سال ۵۶ به اتفاق آقای صدوقی و تعدادی از آقایان دیگر، تصمیم گرفتیم برویم به افرادی که در تبعید هستند، سری بزنیم. چون مقام معظم رهبری به ایرانشهر تبعید شده بودند، خدمت ایشان رسیدیم. به امامت آقای صدوقی نماز مغرب و عشا را خواندیم. من شنیده بودم که در سمت ایرانشهر، کفش‌های خوبی تولید می‌شود، لذا تصمیم گرفتم به بازار بروم و یک جفت کفش بخرم. کارم یک الی دو ساعت طول کشید. به خانه آقای خامنه‌ای تلفن زدم که دیگر آقای صدوقی و آقای خامنه‌ای برای صرف غذا منتظر من نباشند و شام را میل کنند. وقتی برگشتم دیدم این دو بزرگوار هنوز مشغول بحث هستند. من وارد که شدم، آقای صدوقی به من گفت: “ماشاءالله، ماشاءالله این آقای سید‌علی آقا خیلی مُشت‌شان پر است. ” صبح روز بعد رفتیم چابهار برای زیارت آقای مکارم؛ در این فاصله، اسم آقای خامنه‌ای از دهان آقای صدوقی نیفتاد؛ از بس مجذوب ایشان شده بود.
بعد از زیارت آقای مکارم، گفتم کنار دریا برویم تا مدتی استراحت کنیم. ایشان گفت من می‌خواهم برگردم پیش آقای خامنه‌ای و بعد حدود دو ساعتی با هم بحث کردند. از لحاظ علمی آقای خامنه‌ای، مورد تأیید صددرصد آقای صدوقی بود.
در زمان انقلاب، بین حزب جمهوری اسلامی و امام جمعه بندرعباس اختلافی در گرفت. آقای صدوقی به من گفتند تا درباره اختلاف آن‌ها، گزارشی بیاورم. بعد از تهیه و دادن گزارش آن به آقای صدوقی، ایشان پرسیدند: کی به تهران می‌روی؟ گفتم فردا. ایشان پاکتی را به من دادند. پشت پاکت نوشته بود: “تقدیم به محضر مبارک آیت‌الله‌ العظمی آقای خامنه‌ای ” پسر آقای صدوقی اعتراض کردند که آیا ایشان به مقام آیت‌اللهی رسیده‌اند؟ آقای صدوقی از بالای عینک به پسرش نگاه کرد و گفت: “بله که آیت‌الله‌ هستند. “(حجت‌الاسلام راشد یزدی)

* سیدنا علی

در نامه‌ای که شهید آیت‌الله مصطفی خمینی برای یکی از آشنایان نوشته بودند، آمده است: آقایان خامنه‌ای را خصوصاً سیدنا علی را سلام برسانید. شهید محراب آیت‌الله العظمی صدوقی قبل از انقلاب به آقای خامنه‌ای می‌گفتند: آیت‌الله.

* اللهم اید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای

شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در قنوت دعاهای مختلف می‌خواند؛ ولی در پایان قنوت دعای “اللهم اید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای. اللهم حفظه و وفقه و ثبته ” را همیشه قرائت می‌کرد.

* سر ما و فرمان شما

سید شهیدان اهل قلم، شهید سیدمرتضی آوینی می‌نویسد: بسیارند کسانی که می‌دانند شمشیر زدن در رکاب شما برای پیروزی حق، از همان ثواب در پیشگاه خدا برخوردار است که شمشیر زدن در رکاب حضرت حجت(عج) و نه تنها آماده، که مشتاق بذل جان هستند. سر ما و فرمان شما.
شهید آوینی بعد از رحلت امام خمینی، خطاب به حضرت آقا می‌نویسد: عزیز ما، ‌ای وصی امام عشق، آنان که معنای ولایت را نمی‌دانند، در کار ما سخت درمانده‌اند. اما شما خوب می‌دانید که سرچشمه این تسلیم و اطاعت و محبت در کجاست؟ خودتان خوب می‌دانید که چقدر شما را دوست می‌داریم و چقدر دل‌مان می‌خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم، سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم. ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما بازیافتیم. لبخند شما،‌ شفقت شما را داشت و شب انزوای ما را شکست. سر ما و قدم‌تان که وصی امام عشق هستید و نایب امام زمان ـ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف.

* نعمت‌های خدا را خود فراهم می‌کند

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی فرموده بودند: امام خمینی ـ ‌رحمت الله علیه ـ مظهر مهابت بود و رهبری مظهر محبت. خداوند متعال به امام نعمت‌ها را یک‌جا داد و امام هم این نعمت‌ها را برای استقرار نظام جمهوری اسلامی مصرف کردند؛ ولی نعمت‌ها به حضرت آقا را، خدا تدریجی به ایشان می‌دهند و در هر زمان متناسب با شرایط خدا نعمت‌هایی را به ایشان می‌دهد. یعنی شرایط آن نعمت را خود آقا فراهم می‌کند.(به نقل از استاد پرورش)

* آقای خامنه‌ای هست

آقای هاشمی رفسنجانی نقل می‌کند: من نسبت به حضرت امام روی بازتری داشتم و مسائل را بی پرده با ایشان مطرح می‌کردم. یک روز که خصوصی خدمت معظم‌له رسیده بودم، بی‌پرده در مورد قائم مقامی رهبری و مشکلاتی که احتمالاً پیدا می‌شود، صحبت کردم. حضرت امام(ره) در آن جلسه فرمود: شما در بن بست نخواهید بود، آقای خامنه‌ای در میان شما هست؛ چرا خودتان نمی‌دانید؟!
این جلسه مربوط به اواخر عمر حضرت امام(ره) است. در همان روزها امام برای مقام معظم رهبری، کلمه برادر را به کار می‌بردند. قطعاً این تعبیر بی‌معنا نبود. ما آن روزها از این تعبیرات، به موضوع رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای منتقل نشدیم. اما گفته‌های امام خمینی(ره) نشانگر این است که معظم‌له، آیت‌الله خامنه‌ای را شایسته این کار می‌دانستند. چنانچه به حاج احمد آقا فرموده بودند: “الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند. ”

* آیت‌الله شاهرودی: علم اعطایی خدا را دیدم

چهارشنبه شب‌ها، آقا جلسه‌ای دارند که ده تن از علما جمع می‌شوند. آقایان محمدی گیلانی، خزعلی، بهجتی، امامی‌کاشانی، مؤمن، شیخ محمد‌ یزدی، سید‌جعفر کریمی، آقای شاهرودی و آملی لاریجانی حضور دارند.
گاهی هم ما آنجا می‌رویم. یک‌بار خیلی غوغا و سر و صدا شد. بحث پیرامون یک مسئله فقهی پیچیده بود. بعد از اتمام جلسه، آقای شاهرودی به من گفت، امشب من “العلم نور یقذف الله فی قلب من یشاء ” را درک کردم. یعنی آقا مچ همه را پیچانده بود. (به نقل از حجت‌الاسلام راشد یزدی)

* هر چه ایشان گفت، گوش کنیم

در سال ۶۹ بنده به حاج احمدآقا خمینی گفتم که شما طی یک سخنرانی اعلام کردید که “هر کس بین اطاعت از مقام معظم رهبری و امام راحل(ره) تفاوت قائل باشد، در خط آمریکاست ” که ایشان با تأیید دوباره این سخن گفتند، بنده از روی اعتقاد این حرف را زده‌ام. بعد ایشان فرمودند: برخی از این افراد دور من را گرفته‌اند که بنده را در مقابل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای قرار دهند که من متوجه شدم و توی دهن‌شان زدم.
حاج احمدآقا در ادامه فرمود: باید به این احمق‌هایی که می‌گویند آقای خامنه‌ای نباید رهبر شود، گفت “پس چه کسی؟ ” اگر نظر آن‌ها بر روی فلانی است، او که حتی توانایی اداره خانواده خود را ندارد چه برسد به یک مملکت.
همچنین ایشان فرمودند: سه سال قبل از عزل منتظری، یعنی سال ۱۳۶۵، سران قوای سه‌گانه کشور در جماران جلسه داشتند که آن روز آقای منتظری نیز با امام راحل(ره) ملاقاتی داشت، آن‌ها مشغول بحث و گفت‌وگو بودند که یک‌دفعه امام خمینی برخلاف معمول بدون زدن در، با ناراحتی وارد اتاق می‌شود.
بنا به گفته حاج‌احمدآقا، در این جلسه خود ایشان، میرحسین موسوی با منصب نخست‌وزیری، موسوی اردبیلی رئیس قوه قضاییه، هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس و آیت‌الله خامنه‌ای نیز با سمت ریاست جمهوری حضور داشتند.
امام(ره) با ناراحتی تمام گفتند: بنده از اول گفتم منتظری به درد رهبری نمی‌خورد، مجلس خبرگان رأی بر شایستگی او داد و بنده به خاطر التزام به قانون پذیرفتم، ولی امروز به صورت صریح این سخن را تکرار می‌کنم.
در آن وضعیت سکوت عمیقی در جلسه حاکم شد که آیت‌الله خامنه‌ای با طرح این سئوال که پس چه کسی عهده‌دار رهبری شود؟ سکوت را شکستند که در همین لحظه امام بدون کوچک‌ترین مکثی انگشت اشاره را به سوی حضرت خامنه‌ای گرفتند و گفتند: “خود شما، مگر شما از دیگران چه کم دارید؟ ”
وی گفت: سکوت بیشتر شد تا حدی که نفس‌ها به شماره افتاد. خود مقام معظم رهبری خطاب به امام گفتند: “این مسئله که شما می‌فرمایید موضوع جدیدی است، بنده می‌خواستم شما به اعضای این جلسه حکم ولایی کنید که ما حق دم زدن از این جلسه را نداریم تا زمانی که خود شما حکم بفرمایید. ” امام نیز این حکم را کردند. (به نقل از آیت‌الله خزعلی)
حاج احمد آقا می‌فرمایند: باید در کنار نظام‌مان پشت سر رهبری قرار بگیریم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره‌های شناخته شده انقلاب که سالیان سال در زندان‌های سفاک پهلوی به سر برده… هیچ کس حق شکستن حریم رهبری را ندارد. حرمت رهبری نظام اسلامی، از اصول خدشه‌ناپذیر انقلاب اسلامی ماست. همه باید به دستور رهبری عمل کنند… ما امروز موظف هستیم پشت سر مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حرکت کنیم. هر چه ایشان گفت، گوش کنیم. اگر روزی حرکت ما با حرکت ولی نخواند، بدانید که نقص از ماست… قاطع‌تر پشت رهبری باشیم و نگذاریم رهبرمان احساس تنهایی کنند. همان‌طور که نگذاشتید امام احساس تنهایی کند. اطاعت از خامنه‌ای، اطاعت از امام است. هر کس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست و هر کس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از آیت‌الله خامنه‌ای است، در خط آمریکاست.
من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد کرده‌ام که کوچک‌ترین قدمی را علیه رهبری و بر خلاف رهبری و حتی بر خلاف میل رهبری بر ندارم. و اگر شما مردم هم چنین پیمانی را تجدید کنید، مطمئن باشید که ما در تمام زمینه‌ها بر آمریکا پیروز می‌شویم… به حسن و برادرانش این توصیه را می‌نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام کشور را می‌خواهند. هرگز گرفتار تحلیل‌های گوناگون نشوند که دشمن در کمین است.
مرحوم حاج احمد آقای خمینی می‌فرمودند: بر خود واجب می‌دانم شهادت دهم زندگی داخلی آیت‌الله خامنه‌ای، نه از باب اینکه رهبر عزیز انقلاب ما به این حرف‌ها نیاز داشته باشند، بلکه وظیفه خود می‌دانم تا این مهم را به مردم مسلمان و انقلاب ایران بگویم. من از داخل منزل ایشان مطلع هستم، مقام معظم رهبری در خانه، بیش از یک نوع غذا بر سر سفره ندارند. خانواده معظم‌له روی موکت زندگی می‌کنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس آنجا بود، من از زبری فرش به موکت پناه بردم.
در ملاقاتی که مقام معظم رهبری با حاج احمدآقای خمینی داشته‌اند، ایشان می‌فرماید: حضرت امام بارها از جناب‌عالی به‌عنوان مجتهدی مسلم و بهترین فرد برای رهبری نام بردند.

* استعداد مرجعیت

حاج آقای میردامادی، دایی حضرت آقا، نقل می‌کنند: مرحوم آقا سیدهاشم میردامادی، پدربزرگ مادری آقا و مرحوم آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای پدر ایشان عنایت خاصی به حضرت آقا داشته‌اند و بارها می‌فرمودند: علی آقا آینده خوبی دارد. آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حائری به آقای خامنه‌ای فرموده بود: آقای آقا سیدعلی‌آقا من با این استعدادی که در شما می‌بینم، شما یا یک مرجع تقلید می‌شوید یا حداقل عالم برجسته خطه خراسان.

* کسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنیا، هم‌پاى آقا ندیده‌ام

مرحوم بهلول می‌گوید: من در طول مدت عمرم، امرا و صاحب منصبان زیادى را دیده‌ام؛ اما کسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنیا، هم پاى “آقا ” ]آیت الله خامنه‌ای [ ندیده‌ام. انسان وقتى زندگى روزمره او را از نزدیک مى‌بیند، حس مى‌کند که ذره‌اى میل به دنیا در او وجود ندارد.
واقعاً در این مقطع، من هیچ کس را در تقوا و اعراض از مال و مقام دنیا، مثل او نمى شناسم. آخرین بارى که در خدمت وى بودم، به من گفت: آقاى بهلول! خاطرتان هست که قبل از انقلاب، یک شب در مسجد طرقبه منبر بودید؛ پس از اتمام مجلس، وقتى خواستید از مسجد بیرون بیایید، چون تاریک بود، من آمدم دستتان را بگیرم و کمکتان کنم؛ اما دستتان را کشیدید و گفتید: من چشمانم خوب مى‌بیند؛ تا جایى که هنوز زیر نور ماه، خاطره مى‌نویسم؛ حالا چطور؟ حالا هم بینایى تان در همان حد هست؟ من گفتم: آقا! حالا زیر نور خورشید هم دیگر نمى توانم بنویسم. بعد آقا گفت: اخیراً کمتر به ما سر مى زنید. گفتم: آقا! شما متعلق به همه مردم ایران هستید؛ من اگر وقت شما را بگیرم، مثل این است که وقت همه ایرانى ها را گرفته‌ام.

* مرحبا به سیدحسن

قبل از انقلاب، وقتی حضرت آقا جوان بودند، همراه شهید هاشمی‌نژاد سفری به رشت داشتند، در زمان حضورشان در رشت درباره اینکه آیا شخص عالم و عارفی هست که برای کسب فیض به دیدار ایشان بروند از مردم می‌پرسند. نشانی شخصی به نام آقا سیدصفی را به آقا می‌دهند که گویا دارای کراماتی بودند. حضرت آقا به همراه شهید هاشمی‌نژاد، قصد دیدار آقا سیدصفی را می‌کنند و به منزل ایشان می‌روند. آقا سیدصفی در حالی که عده‌ای شیخ و مرید دور ایشان حلقه زده بودند، هنگامی که چشمشان به حضرت آقا می‌افتد، بلند می‌شوند و با حالت استقبال به طرف آقا می‌آیند و آقا را این‌گونه خطاب می‌کنند که: مرحبا به سیدحسن، این در حالی بوده که طرفین همدیگر را نمی‌شناخته و ندیده بودند. آقا می‌فرمایند من سید حسینی هستم نه حسنی، آقا سیدصفی اشاره می‌کنند که مادر شما سیدحسنی هستند و شما از طرف مادر حسنی هستید. سپس با حضرت آقا مشغول صحبت می‌شوند و اشاره می‌کنند که شما در آینده مقامی پیدا می‌کنید که امور این مملکت تحت امر شماست، حضرت آقا هم می‌پرسند: شما از آینده من گفتید، آینده خودتان را هم دیده‌اید؟ آقا سیدصفی با تأمل و درنگ می‌گوید: من و همسرم یک سال بیشتر زنده نیستیم...
یک‌سال دیگر که حضرت آقا در طرقبه مشهد بودند، ماجرای تصادف خونینی را در روزنامه می‌خوانند که نام آقاسیدصفی نیز در بین کشته‌گان بوده است.(به نقل از حجت‌‌الاسلام و المسلمین کاظم صدیقی)

* رهبر، خود شما

مرحوم حاج احمد آقای خمینی تعریف کرده‌اند: در سال ۶۵، جلسات هفتگی سران قوا در دفاتر یکی از آن‌ها یا در جماران، البته بدون حضور امام برگزار می‌شد. در یک جلسه‌ای که در جماران تشکیل شده بود، من، آیت‌الله خامنه‌ای، آقای موسوی‌اردبیلی، آقای میرحسین موسوی، آقای هاشمی رفسنجانی حضور داشتیم. از قرار اتفاق، در همان روز آقای منتظری نیز با امام جلسه داشتند. در آن سال، هر وقت امام با آقای منتظری ملاقات می‌کرد، بعد از جلسه برافروخته و عصبانی بودند، به‌طوری که در چهره‌شان مشخص و نمایان بود. در وسط جلسه بودیم که ناگهان امام بدون در زدن، یک‌دفعه با حال عصبانیت شدید و برافروختگی وارد اتاق شدند و رو به ما فرمودند: "من از اول با قائم‌مقامی آقای منتظری مخالف بودم، ایشان به درد رهبری بعد از من نمی‌خورد. " جلسه امام که تمام شد، همه سران قوا و من، در یک سکوت سنگینی فرو رفتیم و همه متحیر از این جملات بودیم؛ چون سابقه نداشت و حضور غیر منتظره امام هم نشان از اهمیت موضوع بود. بعد از مدتی سکوت، آقای خامنه‌ای شروع به صحبت کردند که: آقای منتظری شاگرد شما بودند و در زمان شاه، مبارزات داشتند و زندان طولانی‌مدت رفتند و... و از آقای منتظری تعریف کردند و در آخر هم آقای خامنه‌ای گفتند که خُب اگر ایشان نباشد چه کسی باشد: امام بلافاصله و با اشاره به حضرت آقا فرمودند: خود شما.(به نقل از آقای حبیبی دبیر کل مؤتلفه)
امام خمینی بعد از حادثه انفجار مسجد ابوذر در سال ۶۰ که قبل از ریاست جمهوری حضرت آقا، اتفاق افتاد، فرمودند: "خداوند ذخیره انقلاب را حفظ کرد. " علی‌محمد بشارتی نقل می‌کند: در تابستان سال ۵۸ هنگامی که مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشی داشتیم که آقای شریعتمداری در مشهد گفته بود: "من بالاخره علیه امام اعلام جنگ می‌کنم. " خدمت امام رسیدیم و ضمن ارائه گزارشی، خبر مذکور را هم گفتند. ایشان سرش پایین بود و گوش می‌داد. این جمله را که گفتم، سربلند کرد و فرمود: "این‌ها چه می‌گویند؟! پیروزی ما را خدا تضمین کرده است. ما موفق می‌شویم، در اینجا حکومت اسلامی تشکیل می‌دهیم و پرچم را به صاحب پرچم می‌سپاریم. " پرسیدم: خودتان؟ امام سکوت کردند و جواب ندادند.
حضرت امام می‌فرمایند: یک نفر را مثل آقای خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگذار، و بنای قلبی‌اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمی‌کنید، ایشان را من سال‌های طولانی می‌شناسم.
حضرت امام خمینی در پیامی به مناسبت ترور آیت‌الله خامنه‌ای نوشتند: اکنون دشمنان انقلاب، با سوءقصد به شما که از سلاله رسول اکرم(ص) و خاندان حسین بن علی(ع) هستید... عواطف میلیون‌ها انسان متعهد را در سراسر کشور، بلکه جهان، جریحه‌دار نمودند... من به شما خامنه‌ای عزیز تبریک می‌گویم که در جبهه‌های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی، سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.

* خامنه‌ای، دنیا و آخرت ماست

حجت الاسلام سیدحسن نصرالله، رهبر مقاومت اسلامی لبنان می گوید: خداوند تعالی، پیامبر یا امام معصوم(ع) را ـ به آن خاطر که معصوم‌اند ـ به ولایت امر برمی‌گزیند، صفاتی چون علم و زهد و حکمت و شجاعت و ابهت در او متجلی است و هنگامی که امام معصوم(ع)، غایب است بر ماست که به دنبال این صفات در شخصی بگردیم که بیش از دیگران آن‌ها را در خود داراست. البته باید فقیهی عادل باشد و نه فقط کسی که از حرام الهی اجتناب می‌کند. او باید زاهد دنیا و شجاع و کاردان و حکیم و بصیر و مدبر باشد. در امتداد زمان و طول تاریخ ما، فقهایی از این نوع بوده‌اند و زمانه از فقهایی این‌چنین خالی نبوده است. امانت را به دوش کشیدند و از آن به تناسب ظرف زمانی و شرایطی که در آن حضور داشتند محافظت کردند. تا اینکه خداوند تعالی به مرجع بزرگ و فقیه گرانقدر این زمانه، امام خمینی(ره) توفیق داد تا این پیروزی تاریخی مداوم را به وجود آورد. شخصیت امام خمینی(رحمت الله علیه) به نحوی در چشم‌ها و عقل‌ها و قلب‌ها بروز یافت که هیچ کدام از ما تصور نمی‌کرد در طول تاریخ ما، فقهایی به این بزرگی بروز یافته باشند، البته در تاریخ ما فقهای بسیار بزرگی بوده‌اند اما ظرف زمانی و شرایط آن‌ها متفاوت بوده است.
مسأله مهم آن است که در این زمانه، ‌امام خمینی(ره) ظهور کرد که گر چه معصوم نبود اما این ویژگی‌ها و اوصاف در او جمع بود: علم،‌ شجاعت، اخلاص، زهد، ورع، عرفان و تدبیر. به این واسطه بود که بعد از قرن‌های متمادی مظلومیتی که ابتدا داشت و انتها نداشت، به مدد الهی توانستیم در این زمان و به دست امام خمینی(ره) دولت آل محمد را برپا کنیم که این دولت نیز هر روز بیشتر از روز قبل خود، عزت و قوت و کرامت به دست آورد. سپس حضرت امام رحلت کردند و ولی فقیه جدیدی برای ما متجلی شد که شخصیت و صفات امام خمینی را دارا بود به نام آقای خامنه‌ای که او همان امام خمینی است که اینک ولی امر ماست.
ای خواهران و برادران! برای ما و همه مسلمین در سراسر جهان یک ولی امر وجود دارد و حال اگر بیشتر مسلمانان نمی‌خواهند از ایشان تبعیت کنند مشکل خودشان است چنانچه پیش‌تر نیز بسیاری از مردم، از پیامبر و امامان معصوم تبعیت نکردند ولی این بدان معنا که امام، امام و پیامبر، پیامبر نبود نمی‌باشد. ما ولی امری داریم که نائب امام مهدی(عج) است. اطاعتش بر ما واجب است. ما از پاکی و صفات نیکو و پرهیزگاری و به طور هم‌زمان، شجاعت، قدرت، حکمت، تدبیر و بصیرت او آگاهیم. او با آمریکا و اتحادیه اروپا و کشورهای تحت سلطه‌شان که منطقه خلیج را پر کرده‌اند به مبارزه برخاسته است. خدا بر ما منت نهاده که او را به ولایت امر ما برگزیده است. او مردی آگاه و شخصیتی استثنایی است که اگر همه حوزه‌های علمیه و کشورهای اسلامی‌مان را جست‌وجو کنیم، فقیهی از میان فقهای شیعه نمی‌یابیم که این‌چنین بزرگی‌ها و صفات متعالی در او جمع شده باشند بدان پایه که در رهبر ما حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان ولی امر جمع شده‌اند.
اگر آخرت را بخواهیم، آخرت ما با ولی امر و نائب حضرت حجت(عج) است و همچنین اگر عزت و شرف و کرامت دنیا را نیز بخواهیم، به آن نمی‌رسیم مگر با ولی امر. حتی برای این جنبش مقاومت بزرگ که بدان توجه شده است و در جهان عرب یک پدیده استثنایی است و ما به‌واسطه آن سرمان را بالا گرفته‌ایم و به آن افتخار می‌کنیم، اگر شخصی به‌نام روح الله الموسوی الخمینی نبود، اثری از آن در لبنان نمی‌بود و بعد از آن نیز اگر شخصی به نام سیدعلی حسینی خامنه‌ای نبود، استمرار نمی‌یافت.

* مجری شریعت محمدی(ص) است

دکتر محمد نمر احمد زغموت، رئیس مجلس‌اسلامی فلسطین در لبنان می گوید: و روایات پیامبر بر وحدت اسلامی تأکید دارند؛ به همین خاطر، سخنان و افکار امام خامنه‌ای ـ خداوند ایشان را نصرت دهد ـ که به مثابه امانت‌دار امت و امیر مسلمانان‌اند در دعوت دائمی مسلمانان به وحدت، دور از ذهن نیست مانند تأکید ایشان بر عدم تفرقه و جدایی مسلمانان که عامل ضعف‌شان می‌باشد، لذا از خداوند می‌خواهیم که صف‌های مسلمانان را واحد گردانده و بر آنچه مورد رضایت اوست جمع‌شان کند.
می‌دانیم که مسلمانان مؤمن در برابر تهدیدات و فشارهای مستکبران، خضوع نمی‌کنند و سرشان را بالا گرفته و آزادانه سخن می‌گویند و به بندگی تن نمی‌دهند. ما سخن امام حسین(ع) را می‌دانیم که فرمود: "هیهات منا الذلة " و امروز جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری است که بر این شعار تطبیق می‌کند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید می‌کنند که بر همه ملت‌های مسلمان واجب شرعی است تا از نهضت ملت مظلوم فلسطین دفاع کنند و در این راه بر لزوم همکاری بین دولت‌های اسلامی و تلاش دولت ایران تأکید می‌کنند که در واقع ایشان به تکلیف شرعی‌شان عمل می‌کنند. ایشان به‌خوبی از جایگاه بلند فلسطین و قدس در میان مسلمانان و آزادی‌خواهان جهان، مطلع‌اند، لذا برای انجام تکلیف شرعی در قبال مسئلة فلسطین و فلسطینی‌ها قیام کرده‌اند و پرچم جهاد را بر دوش گرفته‌اند و تاکید می‌کنند که جهاد در امت اسلامی تا روز قیامت پابرجاست.
دکتر زغموت به این سخن از آیت‌الله خامنه‌ای اشاره کرده "انقلاب اسلامی در ایران برای حاکمیت ارزش‌های معنوی بوده است " و افزود: حاکمیت ارزش‌های معنوی، مبتنی بر اصول اسلامی است و امروز جمهوری اسلامی ایران، به رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، در روش و عمل و قوانین خود بر اسلام متکی است و هر فشاری هم که بر آن وارد کنند جز این اصول بر آن حکم نخواهد کرد.
دکتر زغموت به تأکید آیت‌الله خامنه‌ای در زبان و عمل بر التزام به قرآن‌کریم و لزوم پایبندی مسلمانان به روح تعالیم قرآنی اشاره کرده و افزود: آیت‌الله خامنه‌ای به حدیث نبوی که می‌گوید "خیرکم من تعلم القرآن و علمه " باور دارند و قصد دارند این سیره را در میان مسلمانان گسترش دهند و از مسلمانان می‌خواهند که قرآن را بخوانند و قانون و کتاب‌شان که به‌وسیله آن خداوند را در دنیا و آخرت‌ ملاقات خواهند کرد را بفهمند. شکی نیست که ایشان به خوبی این مسائل را می‌دانند و مطابق با آن رفتار می‌کنند.
ما به آیت‌الله خامنه‌ای نگاه یک رهبر شیعی را نداریم، بلکه ایشان را یک رهبر اسلامی از خاندان مولای ما رسول‌الله(ص) می‌دانیم که شریعت محمدی را اجرا می‌کند و بدون توجه به اختلاف مذاهب، به وحدت مسلمین دعوت می‌نماید و نمی‌گوید که ایران، شیعی یا سنی است بلکه می‌گوید ایران، اسلامی است.
آیت‌الله خامنه‌ای چیزی را که امام خمینی به ارث گذاشتند ادامه داده‌اند و امام خمینی بر حرکت جهادی در راه خدا و مقابل مستکبرین تأکید کردند و آیت‌الله خامنه‌ای همان مسیر را پیمودند و در واقع آن‌ها امروز، راه سرورم رسول‌الله(ص) را پوئیدند.
از خدا می‌خواهم که صفوف مسلمانان را وحدت بخشد و پشتیبان آن‌ها باشد و پایدارشان کند و آنان را بر دشمنان‌شان از قبیل طاغوت‌ها و سپس مفسدان زمین، صهیونیست‌های تروریست غاصب سرزمین فلسطین پیروز نماید و از خداوند می‌خواهم که مسجد الأقصی را زیر سایه "لا اله الا الله و محمد رسول الله " و جهاد به ما بازگرداند و آیت‌الله خامنه‌ای در رأس مجموعه آزادکنندگان أقصی باشند.

* در برابر نسیم، برکاتش ودیعة خداست

"عفاف الحکیم "، مسئول انجمن‌های زنان حزب الله و رئیس انجمن حمایت از زنان در امور اجتماعی لبنان می گوید: ما در لبنان همیشه منتظر خطابه‌ها و سخنان مقام‌معظم‌رهبری هستیم و از تمام توصیه‌های ایشان در زمینه‌های مختلف بهره‌مند می‌شویم، به‌ویژه در این برهه زمانی حساس که ما به رهبری مخلص و الهی نیازمندیم که توانایی راهبری جامعه اسلامی را داشته باشد و به جرأت می‌توانم بگویم که این رهبری در شخصیت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای نمایان است؛ شخصیتی که فرزانگی‌اش طمأنینه و اعتماد را در وجود هر شخص وفادار به اسلام می‌کارد.
----------
بدون شک جهت‌گیری‌های استوار و مقاوم مقام‌معظم‌رهبری، تأثیر بزرگی در وجدان مسلمانان، به‌ویژه میان مردم لبنان دارد و استقامت مردم لبنان در مواجهه با رژیم اسرائیل و استکبار جهانی از برکات رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است که از چشمه‌های حکمت و فرزانگی که خداوند در وجود ایشان به ودیعه نهاده است، سرچشمه می‌گیرد.
----------
بنده به‌عنوان شرکت‌کننده در همایش‌های مختلف و پی‌گیر دائمی حضور مقام ‌معظم ‌رهبری در مجالس گوناگون و مناسبت‌های مختلف، حاضران در این مجالس و همچنین کسانی که در پی تحکیم وحدت اسلامی و برجسته‌سازی قضیه فلسطین در سطح جهانی هستند را نسبت به اظهارات قاطع ایشان امیدوار می‌بینم و آنان نقش آیت‌الله خامنه‌ای را در جهان اسلام و تصمیم‌گیری برای قضیه فلسطین برجسته و سرنوشت‌ساز می‌دانند.
----------
بدون تردید جمهوری اسلامی ایران امروزه در قلب هر مسلمان واقعی دارای جایگاه بلندی است، من در طی مسافرتم به کشورهای اسلامی مختلف میزان علاقه، اثرپذیری و تقدیر دیگران نسبت به رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را مشاهده کرده‌ام و مسلمانان واقعی می‌دانند که تنها راه خلاص آنان از تفرقه، لبیک و تمسک به وحدت اسلامی است که رهبر معظم انقلاب آن را ندا می‌دهد و در پی تحکیم آن است و زعامت ایشان به ما قدرت مقاومت در برابر دشمنان را می‌دهد.
----------
ما افتخار می‌کنیم که "جمعیت القرآن‌الکریم " لبنان جزئی از انجمن قرآنی ایران است و وجود هشت هزار حافظ قرآن کریم در لبنان ـ که پیش از این بی‌سابقه بوده است ـ نتیجه تأثیر جمهوری اسلامی ایران و نقش حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در گسترش حضور قرآن در منازل ما و جامعه ماست.

* در سیمایش نور قرآن پیداست

شیخ محمد احمد بسیونی، قاری مشهور و شناخته‌شدة مصری می گوید: از نظر توجه به قاریان و حافظان قران کریم، در میان حاکمان دولت‌های اسلامی، نظیر و مشابهی نیست. رهبر انقلاب اسلامی ایران، توجه خاصی به قراء و فعالان عرصه قرآن دارند و قراء ایرانی و غیرایرانی را به یک میزان تکریم می‌کنند. به‌علاوه اینکه خودم تأثر شدید ایشان از قرائت آیات قرآن و جاری شدن اشک از چشمان ایشان در هنگام تلاوت‌ها را دیدم و نور قرآن را در سیمای ایشان مشاهده کردم.
بسیونی، برقراری مسابقات سالانه قرآن‌کریم و حفظ آن، با عنایت خاص رهبر انقلاب اسلامی را از ویژگی‌های خاص ایشان دانست و افزود: از زمانی که ایشان تصدی فعالیت‌های مذهبی و قرآنی را به عهده دارند امکان گسترش مفاهیم و ارزش‌های اسلامی در جمهوری اسلامی ایران در سطحی عالی و همچنین گسترش بیشتر این‌گونه فعالیت‌ها در سطح جهانی، میسر شده است.
شکی نیست که نقش و رهبری بارز امام خمینی و امام خامنه‌ای، عنصری اساسی در تبیین چهره انقلاب اسلامی ایران داشته است. آیت‌الله خامنه‌ای یکی از بارزترین رهبران جهان اسلام در گسترش موفق تعالیم اسلامی‌اند که در این راه پایداری و مقاومت کرده‌اند.
----------
بسیونی، از آرزوی خویش برای پیروزی جمهوری اسلامی ایران بر دشمنانش سخن گفت و افزود: ایران مواجهه با هجمه فرهنگی و تبلیغاتی گسترده از سوی دشمنانی است که او را خطرناک و تروریست معرفی می‌کنند در حالی که واقعیت جز این است و جمهوری اسلامی ایران با تدبیر رهبر شایسته خود در راستای تقویت وحدت و تحکیم روابط مسلمین گام برمی‌دارد.
او تأثر رهبر انقلاب اسلامی ایران از تلاوت آیات قرآن را دلیل صفا و خلوص قلبی ایشان می‌داند که این تأثر از کلام وحیانی در جهان اسلام، کم‌نظیر است.

* یکتای عالم روحانیت

 

زین‌العابدین حیدری، خبرنگار شبکه ماهواره‌ای الفرات عراق می گوید: چندی پیش که هیات بلندپایه عراقی به تهران آمده بود. یکی از اشخاصی که در این جمع، خدمت رهبری رسیده بود، بعد از این دیدار چنین می‌گفت که "بسیاری از اعضای خانواده من از روحانیون بنام عراق هستند و در عراق نیز با محافل روحانیت عراق ارتباطات زیادی دارم، اما وقتی آیت‌الله خامنه‌ای را دیدم به شدت تحت تاثیر اخلاق و منش ایشان قرار گرفتم و ایشان تنها روحانی بود که با دیدنشان بی‌اختیار اشک ریختم. "
این شخص بعد از این دیدار مدام این جمله را تکرار می‌کرد که "من روحانی ندیده نیستم اما آیت‌الله خامنه‌ای در میان علما و روحانیون جهان اسلام وجهه ممتازی دارند. "
"ایشان در پی وقوع رخدادهای بعد از انتخابات ایران و در حالیکه اکثر رجال سیاسی راه اشتباه را طی می‌کردند، با درایت و حکمت توانستند ایران را از این مرحله عبور دهند؛ گرچه دشمنان ایران در یک تلاش دست‌جمعی، سعی می‌کردند ایران هرچه بیشتر در این وضعیت بماند. در زمانی که غنی‌سازی اورانیوم برای مدتی از سوی ایران به حال تعلیق درآمد، این رهبر ایران بود که دستور داد تا چرخه سوخت دوباره به راه افتد و امروز هم با درایت ایشان، غرب در مقابل ایران هسته‌ای به یک بن‌بست رسیده است.

* اگر اهل بهشت باشم، دعایتان می‌کنم

شیخ محمود عید، مدیر مرکز اسلامی آرژانتین می گوید: مردم آرژانتین به انقلاب اسلامی ایران خیلی علاقه‌مندند؛ زیرا انقلاب اسلامی ایران در مقابل استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و صهیونیست ایستاده است.
پنج سال پیش با گروه ۲۲ نفری از فارغ‌التحصیلان طلاب خارجی به محضر مقام معظم رهبری رفتیم و دو نفر از طلاب ـ یکی از ترکیه و دیگری از پاکستان ـ قرار بود سخنرانی کنند. بعد از طلبه ترکیه‌ای، آن طلبه دیگر هنگام سخنرانی دچار اضطراب شد و دستانش به شدت می‌لرزید، حضرت آقا فرمود اگر به خاطر من است که من صفر و هیچ هستم، شما راحت باشید.
وقتی این سخن را شنیدیم، همگی به گریه افتادیم. بعد از مراسم به نوبت دست ایشان را بوسیدیم. در این میان یک طلبه آذربایجانی به ایشان گفت: در روز قیامت ما را دعا کنید. آیت‌الله خامنه‌ای فرمود: اگر من اهل بهشت باشم، دعایتان می‌کنم و اگر شما اهل بهشت باشید، مرا دعا کنید. آن دیدار، شیرین‌ترین خاطره عمر من است و همیشه دعا می‌کنم دوباره تکرار شود.

** سر تعظیم سیاستمداران

*پوتین: مسیح را در ایران دیدم

چند سال پیش پوتین، رئیس‌جمهور وقت روسیه، برای نخستین بار در طول سی سال انقلاب به ایران سفر کرد.
پوتین، شخصیتی بسیار چارچوب‌مند و منضبط بر اصول دیپلماسی است، اما با این حال چندبار پرسیده بود که دیدار با رهبر جمهوری اسلامی آیا انجام می‌شود یا نه. دیدار انجام شد. در این دیدار رهبری به نکاتی از تاریخ شوروی و قبل از آن اشاره می‌کنند که برای رئیس‌جمهور وقت روسیه جدید بوده است، پس از دیدار مسئولین دستگاه دیپلماسی می‌گفتند رفتار وی تغییر کرده بود و شخصاً و نه از طریق وزیر خارجة خود، به وزیر خارجه وقت کشورمان گفته بود که شما حتماً سفری به روسیه داشته باشید تا با هم گفت‌وگو کنیم.
در برگشت به کشور روسیه، خبرنگاری از وی درباره نظرش راجع به رهبری ایران می‌پرسد و وی در پاسخ می‌گوید: "من مسیح را ندیده‌ام، اما تعاریف او را در انجیل شنیده و خوانده‌ام، من مسیح را در رهبری ایران دیدم ". (به نقل از حجت‌الاسلام مروی)

*کوفی عنان: با دیدنش همه را فراموش کردم

کوفی‌عنان، دبیر کل سازمان ملل متحد بود. هنگام خروج از تهران و در پاویون فرودگاه گفته است:
در دوران نوجوانی که بوده‌ام در مورد شخصیت‌های کاریزما مطاله می‌کردم و همیشه این سئوال برای من مطرح بود که اگر زمانی من روبه‌روی یک شخصیت کاریزما قرار گیرم چه عکس‌العملی خواهم داشت. وی افزود: کسانی که مرا به سازمان ملل آوردند، شخصیت‌های برجستة دنیا بودند و من به آن‌ها علاقه‌مند بودم و هر کدام مثل ژاک شیراک، برای من امتیازاتی داشتند. من به شدت تحت تأثیر ژاک شیراک بودم. طوری‌که وقتی ایشان صحبت می‌کرد بدون مکث حرف‌هایی صریح می‌زد. "گورباچف " و "هلموت کهل " هم همین‌طور بودند. این‌ها کسانی بودند که نیاز به مکث نداشتند. من این‌ها را دوست داشتم. در ملاقات با (حضرت آیت‌الله العظمی) خامنه‌ای احساس کردم که کسی را مثل او ندیده‌ام. شخصیت معنوی ایشان چنان مرا گرفت که از خود پرسیدم چرا شخصیتی مثل من دبیر کل سازمان ملل باشد و از معنویات چیزی نداشته باشد! با دیدن آقای خامنه‌ای هم آن شخصیت‌هایی که مرا جلب کرده بودند فراموش کردم و تحت تأثیر شخصیت معنوی ایشان قرار گرفتم. من شخصیت‌های معنوی در دنیا زیاد دیده بودم، ولی از هیچ‌یک، از مسائل سیاسی اطلاع نداشتند. با دیدن آقای خامنه‌ای در من اوج قداست، آن شخصیت‌های سیاسی از ذهن من پاک شد. من تعجب می‌کنم ایران با چنین شخصیتی چرا در بعضی جا‌ها می‌لنگد. بعید می‌دانم به سازمان ملل هم بروم شخصیت ایشان از ذهن من پاک شود.

* دکوئیار: شخصیتی به هوشمندی او ندیدم

خاویر پرز دکوئیار دبیرکل سازمان ملل در بحبوحه جنگ تحمیلی به ایران آمد، دیداری هم با رئیس‌جمهور (آقای خامنه‌ای) داشت.
دکوئیار پس از آن دیدار پرسیده بود: رئیس‌جمهور شما از کدام دانشگاه علوم سیاسی فارغ التحصیل شده است. دکوئیار افزوده بود من مدرک دکترای علوم سیاسی دارم و ۳۰سال است کار سیاسی می‌کنم و چند سال است دبیرکل سازمان ملل هستم، در این مدت شخصیت‌های سیاسی و رئیس‌جمهورهای بسیاری را دیده‌ام اما تاکنون شخصیتی به سیاستمداری و هوشمندی او ندیده‌ام.

* بنی‌صدر: اگر امام بود، صدها بار به او احسنت می‌گفت

ابوالحسن بنی‌صدر، اولین رئیس‌جمهور ایران بود که به حکم مجلس شورای اسلامی و تائید امام خمینی، به دلیل خیانت‌های مکررش، از مقام خود عزل شد، در گفت‌وگو با آبزرور گفت:
اگر ایشان [امام خمینی(ره)] زنده بود، صدها بار به آقای خامنه‌ای احسنت می‌گفت. دلیل این تحسین این است که آقای خامنه‌ای به خوبی توانسته نظامی که آقای خمینی ایجاد کرد را حفظ کند.
بنی‌صدر در حالی این اعتراف را انجام داده که پیش از آن نیز وابستگان آمریکا و رژیم صهیونیستی به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بارها تأکید کرده‌اند که مدیریت آیت‌الله خامنه‌ای موجب شکست طرح‌های آنان شده است.

** قدرتمندترین رهبر جهان
نویسنده مقاله “بازخوانی آیت‌الله خامنه‌ای، نگاه جهان به قدرتمندترین رهبر در ایران ” گرچه خواسته آرای معظم‌له را از میان سه دهه سخنرانی‌ها و اقدامات ایشان بررسی کند و به طور دقیق، جزء به جزء آ‌ن‌ها را نیز مطالعه و بررسی نموده است، اما در خلال متن خویش نتوانسته، بغضش را از انقلاب اسلامی مخفی کند و تحلیل‌های خود را به‌عنوان یک ایرانی مقیم و مزدور آمریکا، به نحوی کینه‌توزانه ارائه داده است که در این گزارش از ذکر عمده این کینه‌ورزی‌ها صرف نظر کرده‌ایم.
بازخوانی این مقاله مفصل، از آنجا که یک مؤسسه آمریکایی با هدف برآورد روابط ایران و آمریکا در آینده، بدان پرداخته است، قابل توجه می‌باشد که اینک گزارشی از آن را تقدیم شما می‌داریم.
نکته قابل توجه آن است که روایت غرض‌مند این افراد نیز نتوانسته رهبری قدرتمندانه و اندیشه توانمند آیت‌الله خامنه‌ای را پنهان کند. یُریدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَی اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ (توبه: ۳۲)
با خواندن این مقاله بهتر می‌فهمیم که به راستی، عقول دنیایی مملو از هوس‌های شیطانی، توان درک انسان‌های بزرگ و الهی را ندارند و این‌چنین است که عاقبت با مؤمنان و شکست برای کافران خواهد بود. خواندن این گزارش به خوبی اقتدار و صلابت و زیرکی آیت‌الله خامنه‌ای را نشان می‌دهد و البته این سؤال را نیز ایجاد می‌کند که آمریکا از رابطه با ایران چه سودی می‌برد که این‌چنین در صدد دستیابی به آن است و رهبر انقلاب را مانع بزرگ آن می‌داند؟!
———-
نویسنده این مقاله این‌چنین سخن خود را آغاز کرده است که: “شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد که به اندازه آیت‌الله خامنه‌ای برای مسائل جاری جهان اهمیت داشته باشد، اما در عین حال، تا این حد هم برای جهانیان ناشناخته باشد ” و در ابتدا سعی در تبیین چرایی اهمیت بررسی افکار و اندیشه‌های ایشان نموده و در عبارتی، به اینکه ایشان پیش از تصدی رهبری، یک چهرة “میانه‌رو ناشناخته ” بوده است تاکید می‌کند و علائم آن را در علاقة ایشان به موسیقی و شعر و به دست کردن ساعت مچی می‌بیند!
وی در ادامه به نفوذ ایران در منطقه و برخی کشورها از جمله عراق، لبنان و فلسطین اشاره کرده و بالا رفتن قیمت نفت را به افزایش توان ایران تعبیر کرده است! وی اشاره می‌کند که مسیر حرکت جمهوری اسلامی در نوشته‌ها و سخنان امام خمینی موجود است و بر همان مبنا نیز آیت‌الله خامنه‌ای چهار هدف انقلاب ایران را “عدالت “، “استقلال “، “خودکفایی ” و “معنویت دینی ” می‌داند که از این پس، نویسنده سعی می‌کند نظرگاه ایشان در این چهار زمینه را استخراج و بیان کند.
او همچنین نواب صفوی و امام خمینی را دو شخصیت مؤثر بر آیت‌الله خامنه‌ای می‌داند که رفتار سیاسی ایشان را شکل و جهت داده‌اند و سپس به ذکر تاریخچه‌ای مخدوش از دوران ریاست جمهوری و پیش از رهبری ایشان ارائه می‌دهد و سپس تأکید می‌کند که از آنجا که رهبری در ایران سیاست‌های کلی را تعیین می‌کند و نفوذ فراوانی دارد، مهم‌ترین شخصیت در ایران است.
او نظرگاه ایشان در باب عدالت را مخالف سرمایه‌داری می‌داند و در تحلیل نظرگاه ایشان عاجز می‌ماند. وی توجه به توده‌های جامعه و همچنین تولید احتیاجات ضروری جامعه خصوصاً در زمینة مواد غذایی را مورد توجه ایشان می‌داند و می‌افزاید که ایشان اسلام را به‌عنوان بهترین روش برای برپایی عدالت معرفی می‌کند و روحیة ظلم‌ستیزی اسلام را برای جوانان دنیا جذاب می‌دانند که خود عاملی برای تبلیغ اسلام است.
او در اندیشه ایشان بین سه مؤلفه رشد علمی، خودکفایی اقتصادی صنعتی و استقلال سیاسی، ارتباطی وثیق دیده که هر یک را مقدمه‌ای برای تحقق دیگری دانسته‌اند و نهایتاً به تأکید ایشان بر اینکه دور نگاه داشتن کشورها از این عوامل، از جمله خود ایران در زمان شاه، برنامة ابرقدرت‌ها و غرب برای تسلط بر سایر کشورهاست، اشاره می‌نماید و از منظر ایشان، تحریم‌ها را عامل خودکفایی بیشتر ایران می‌داند.
وی در بخشی از گزارش خود، به روی کار آمدن احمدی‌نژاد اشاره کرده و آن را هم‌سو با خواست آیت‌الله خامنه‌ای می‌داند. او همچنین تاکید می‌کند که ویژگی‌های برشمرده شده از سوی ایشان در هفته‌های مانده به انتخابات بر احمدی‌نژاد تطبیق می‌کرده‌اند.
او، آیت‌الله خامنه‌ای را در سیاست خارجی، که بخش مهم این مقاله است، پیرو امام خمینی می‌داند و تأکید می‌کند که ایشان در طول این سه‌دهه، همواره بر شیطان بزرگ بودن آمریکا تأکید داشته‌اند و دشمنی خود با آن را به صراحت ابراز کرده‌اند و ریشة دشمنی آمریکا با ایران را در واقع نه به‌خاطر مسئله‌ هسته‌ای یا نفی اسرائیل و دفاع از حزب‌الله، بلکه به‌خاطر موقعیت استراتژیک ایران و ذخایر انرژی آن می‌دانند که اینک در اختیار یک کشور اسلامی قرار گرفته است. راهبرد مقابله در برابر فشارهای شورای امنیت و آمریکا نیز “مقاومت ” معرفی شده، چرا که ایشان معتقدند هر چقدر در برابر ابرقدرت‌ها کرنش کنی و کوتاه بیایی به همان اندازه فشارهای آن‌ها بیشتر خواهد شد.
او، ضمن اشاره به توجه بسیار زیاد آیت‌الله خامنه‌ای در ترسیم “نقشه‌های آمریکا علیه انقلاب “، برای مردم ایران، به تبیین ایشان دربارة نحوه فروپاشی شوروی و انقلاب‌های رنگی نیز توجه داشته و با تعجب بسیار از این توجه زیاد، تأکید بر انجام تهاجمات فرهنگی ضداسلامی توسط غرب و آمریکا و بیدارگری درباره عوامل داخلی انهزام یک کشور در اندیشة ایشان را نیز مورد بررسی قرار داده‌ است.
او یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد توجه ایشان را مسأله فلسطین و اسرائیل دانسته و ضمن توضیح موضع ایشان، به راهکار برگزاری رفراندم میان همة فلسطینی‌ها که توسط ایشان مطرح شده بود، اشاره می‌نماید. نویسندة مقاله که در منطق مستحکم و قانونمند ایشان درمانده، تأکید می‌کند که اگر خود فلسطینی‌ها به صلح با اسرائیل روی بیاورند دیگر ایران نمی‌تواند چنین مسائلی را مطرح نماید!
او استراتژی ایشان برای گسترش نفوذ منطقه‌ای ایران در اندیشة آیت‌الله خامنه‌ای را شامل سه عنصر می‌داند: تأکید بر منافع و دشمنان مشترک ایران و جهان اسلام و سعی در جا انداختن آن در سران منطقه، حمایت از دموکراسی و انتخابات مستقل در کشورهای اسلامی منطقه و به‌عنوان مثال پیروزی حماس در فلسطین، حزب‌الله در لبنان، اخوان‌المسلمین در مصر و شیعیان در عراق و نهایتاً ترکیب نفوذ فرهنگی و سیاسی با مسائل امنیتی منطقه که ایران می‌تواند در حل آن‌ها نقش داشته باشد.
او تأکید می‌کند که انرژی‌هسته‌ای در منظر آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان نشانه‌ای از موضوعاتی چون تلاش برای استقلال، ضرورت خودکفایی، بی‌عدالتی قدرت‌های جهانی و توجه بسیار زیاد اسلام برای کسب علم معرفی شده است، لذا ایشان دائماً بر لزوم پیشرفت علمی ایران تأکید کرده‌اند؛ چرا که رشد علمی، خودکفایی و استقلال سیاسی را حلقه‌های به هم متصل می‌دانند.
در ادامه این گزارش به تحلیل ایشان از حمله آمریکا به عراق اشاره شده و تأکید ایشان بر اینکه این حمله با هدف سیطره بر خاورمیانه انجام شده، ولی اینک آمریکا در خود عراق با مسائل زیادی روبه‌روست مورد توجه قرار گرفته است. او این اقدام آمریکا را از منظر ایشان به‌عنوان تلاش برای ایجاد حکومتی آمریکایی در منطقه، تهدید ایران و همچنین دفاع از اسرائیل، دانسته است.
او همچنین به وحدت‌طلبی ایشان با جهان اسلام اشاره می‌کند و تأکید ایشان بر اینکه ایران با اهل‌سنت مشکلی ندارد و آمریکا و اسرائیل را که دشمن اصلی همة جهان اسلام هستند و اینک نیز به دنبال آتش‌افروزی در منطقه می‌باشند، مورد توجه قرار داده است. در همین راستا به تأکیدات ایشان در حمایت از جنبش سنی‌مذهب حماس و رد شبهه تلاش ایران برای ایجاد هلال شیعی در منطقه اشاره شده است.
این مقاله که پس از هر بررسی، افادات بغض‌آلود نویسنده را در خود جای داده، در پایان به ایران پس از ایشان دل بسته و اظهار امیدواری نموده که در آن هنگام، آمریکا بتواند به منافع خود در رابطه با ایران دست یابد! زهی خیال باطل!
نهایتاً نیز برخی دستورالعمل‌ها برای سران دولت آمریکا ذکر کرده، هر چند اشاره نموده که با وجود آیت‌الله خامنه‌ای امید ایجاد شرایط داخلی یا خارجی مطلوب آمریکا دور از تصور است. به هر حال، این گزارش، در راستای بهبود روابط ایران و آمریکا “در شرایط حاضر “، چند نکته واقع‌بینانه را مطرح می‌نماید تا بر اساس آن‌ها استراتژی مطلوب! آمریکایی‌ها انتخاب گردد که خود جالب توجه‌اند:
۱٫ آیت‌الله خامنه‌ای باید متقاعد شود که آمریکا رویة خود در قبال ایران را تغییر داده و با احترام با آن برخورد خواهد کرد؛
۲٫ آیت‌الله خامنه‌ای هیچ‌گونه عقب‌نشینی یا شکست را برای ایران نخواهد پذیرفت و هیچ نوع فشاری نیز بر ایشان مؤثر نمی‌افتد.
۳٫ هر نوع برنامه‌ای باید در ارتباط با خود ایشان مطرح بشود، نه مقامی دیگر؛ وگرنه مانند تلاش‌های قبلی که در دورة اصلاح‌طلبان صورت پذیرفت بی‌نتیجه خواهد ماند!
آخرین جملات این گزارش نیز تأکید می‌کنند که تا زمانی که آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران است، دستیابی به روابط دیپلماتیک میان ایران و آمریکا میسر نخواهد شد و همچنان با وجود گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب فرهنگ “مرگ بر آمریکا ” در ایران حاکم است و گرچه مدارا با رهبر ایران بسیار سخت می‌باشد، اما باید دانست که اجرای هر برنامه‌ای برای دور زدن ایشان نتیجه نمی‌دهد.

* گزارشی کوتاه از مقاله مؤسسه کارنگی برای صلح

سایت رهبران شیعه : فارس

با تشکر از خواهر بزرگوارمان خانم سهیلا*

 

عشق قشنگ 1/5ميلياردي استقلالي‌ها!

برخي مي‌گويند بازيكنان استقلال با عشق و بازيكنان پرسپوليس با ماشين به تيم شان رفته‌اند كه وي در پاسخ گفت: بله. عشق يك و نيم ميلياردي خيلي قشنگ است.
کد خبر: ۲۵۴۳۵۶
تاریخ انتشار: ۰۸ تير ۱۳۹۱ - ۱۷:۳۲
مديرعامل باشگاه پرسوليس گابريل كالدرون را اصلي‌ترين گزينه براي هدايت سرخپوشان دانست و از مذاكرات ايميلي با اين مربي خبر داد.

به گزارش ايسنا، سردار رويانيان در تمرين امروز سرخپوشان در جمع خبرنگاران درباره‌ي انتخاب سرمربي جديد پرسپوليس گفت: مذاكرات را با كالدرون انجام داده‌ايم و منتظر جواب ايشان هستيم.

وي ادامه داد: ما از طريق ايميل با كالدرون كه جدي‌ترين گزينه‌ي هدايت پرسپوليس در فصل آينده است، مذاكره كرده‌ايم و در حال حاضر منتظريم ايشان پاسخ ايميل ما را بدهد.

رويانيان در پاسخ به اين سوال كه سرمربي جديد پرسپوليس بالاخره كي معرفي مي‌شود، گفت: فعلا ايشان گزينه اصلي ما هستند و منتظريم در 24 ساعت آينده پاسخ قطعي دريافت كنيم. شانس گابريا كالدرون آرژانتيني از ساير گزينه‌ها بيشتر است.

مدير عامل باشگاه پس از جلسه خود با بازيكنان درباره اين جلسه گفت: لازم بود كه صحبتي با بازيكنان داشته باشم. به هر حال در اين چند روز حرف‌هاي زيادي پيرامون مربي تيم به وجود آمده بود و طبيعي بود كه بايد بازيكنان را توجيه مي‌كرديم. من و علي پروين درباره مربي به زودي طي 24 ساعت آينده و حتي زودتر نظرمان را اعلام خواهيم كرد.علت تاخير در انتخاب مربي اين بود كه فردي كه گزينه اول ما بود، پيشنهاد مالي داده بود و من هم ظلم ديدم كه با اين مبلغ او را به پرسپوليس بياورم، چرا كه به مربيان ديگر ظلم مي‌شد، در حال حاضر دو مربي خارجي از بين چهار گزينه‌اي كه اعلام شده، منتظر تماس ما هستند تا به پرسپوليس بيايند.

رويانيان در پاسخ به اين سوال كه احتمال انتخاب يكي از گزينه‌هاي ايراني چقدر است؟ گفت: افرادي مثل دايي، مايلي كهن و درخشان مربياني خوبي هستند كه از پرسپوليسي‌هاي درجه يك هستند، اما نمي‌توانيم به همين راحتي براي اين مربي تصميم گيري كنيم و بايد بپذيريم كه اين كار خيلي سخت است. گفتمان فوتبال متفاوت است و اين گفتمان بايد عوض شود.

من مانده‌ام چطور به خاطر اخم كي‌روش جام حذفي را تعطيل مي‌كنند و براي ماه رمضان كه ماه ضيافت الهي است ليگ را تعطيل نمي‌كنند، اما به كسي كه مسلمان شده گير مي‌دهند و نمي گذارند كارمان درست انجام شود
مدير عامل پرسپوليس با اشاره به اين كه شانس گزينه‌هاي خارجي از مربيان ايراني بالاتر است، گفت: تصميم من اين است كه يك مربي خارجي هدايت اين تيم را در دست بگيرد. خبرنگاري از رويانيان پرسيد ممكن است مثل دفعات قبل درخواست هواداران را اجابت كرده و علي دايي را به پرسپوليس بياوريد، گفت: من دايي را دوست دارم، اما طبق آماري كه در دست من است، اولين گزينه هواداران خوزه مانوئل بود كه قهرماني‌هاي زيادي به دست آورده بود، اما نمي‌شد با پول كلان او را آورد. دومين گزينه هواداران كالدرون بود و سومين فرد هم متسو بود كه بايد خيلي از او تشكر كنم، اما با او برخورد بدي در ايران شد. مسئولين فدراسيون و برخي از رسانه‌ها برخورد خوبي با متسو نكردند.

دايي را دوست دارم، اما اولين گزينه هواداران خوزه مانوئل و دومين گزينه آنها كالدرون بود
رويانيان با انتقاد از فدراسيون فوتبال و سازمان ليگ گفت: من مانده‌ام چطور به خاطر اخم كي‌روش جام حذفي را تعطيل مي‌كنند و براي ماه رمضان كه ماه ضيافت الهي است ليگ را تعطيل نمي‌كنند، اما به كسي كه مسلمان شده گير مي‌دهند و نمي گذارند كارمان درست انجام شود. چرا نمي‌گذاريد بازيكناني كه به آنها گير مي‌دهيد كه فلان ماشين را سوار مي شوند، در ماه خدا خودسازي كنند؟ اگر راست مي‌گوييد اين چيزها را درست كنيد. ما فقط متسو را به خاطر اين تصميم‌ها نمي‌آوريم.

مدير عامل پرسپوليس افزود: گزينه اول ما كالدرون است كه امروز به او ايميل زده‌ايم و از او خواسته‌ايم كه مبلغ خود را پايين بياورد، منتظر جواب او هستيم تا تصميم نهايي خود را بگيريم.

عشق يك و نيم ميلياردي خيلي قشنگ است!
وي در ادامه گفت: من استعفا نكرده بودم، هر چند كه خيلي دوست دارم از فوتبال بروم، چرا كه بازي‌هايي كه در اين فوتبال اتفاق مي‌افتد برايم خيلي عجيب است. من به پروين گفتم كه شما به عنوان يك پرسپوليسي باشگاه را در دست بگير، اما او وقتي متوجه خواست من شد، قبول نكرد. در اين مدت براي ما مشكلات زيادي درست كردند، اما دليل اين كارها چه بود، اين كه ما مناعت طبع به خرج داديم و نگفتيم كه مشكل مالي داريم، ديگر از اين به بعد در باره هيچ باشگاه و هيچ شخصي صحبت نمي‌كنم و بايد سكوت كنم.

خبرنگاري از رويانيان پرسيد برخي مي‌گويند بازيكنان استقلال با عشق و بازيكنان پرسپوليس با ماشين به تيم شان رفته‌اند كه وي در پاسخ گفت: بله. عشق يك و نيم ميلياردي خيلي قشنگ است.

رويانيان همچنين در مورد اين كه پرسپوليس در فصل جديد ملي‌پوشان زيادي دارد و ممكن است به دليل اردوهاي زياد تيم ملي در مقاطع مختلف بازيكنان خود را از دست بدهد، گفت: ممكن است همه چيز براي ما مشكل ايجاد كند. از برنامه‌ريزي بازي‌ها گرفته تا داوري‌ها، اما اميدوارم اين طور نشود.

كريمي كاپيتان تيم است و ناز دارد و شايد به خاطر همين است كه هنوز قراردادش را ثبت نكرده است
مدير عامل پرسپوليس همچنين پس از گفت و گويش در جمع هواداران اين تيم حاضر شد و چند دقيقه به سوال‌هاي آنها پاسخ داد.

رويانيان در صحبت‌هايش به هواداران گفت: نبايد براي شما مهم باشد كه كدام مربي يا كدام بازيكن به پرسپوليس مي‌آيد، مهم اين است كه يك پرسپوليس بزرگ و قهرمان داشته باشيم. من خدمتگزار خوب شما هستم و تمام تلاشم را براي موفقيت اين تيم انجام داده‌ام، پس شما هم از ما حمايت كنيد، متاسفانه من مانده‌ام كه شما را به ورزشگاه محل تمرين راه دهم يا خير، چرا كه وقتي مي‌خواستيم متسو را بياوريم و در حالي كه اين مربي با عشق زياد تمايل به آمدن به پرسپوليس داشت برخي از افرادي كه خود را طرفدار پرسپوليس معرفي مي‌كردند با پخش بيانيه‌هايي جو را براي آمدن اين مربي خراب كردند. شما هم بايد ما را حمايت كنيد. پرسپوليس امسال هيچ چيزي كم ندارد.

در ادامه هواداران پرسپوليس درباره علت عدم ثبت قرارداد علي كريمي پرسيدند كه رويانيان با خنده‌اي پاسخ داد: به هر حال كريمي كاپيتان تيم است و ناز دارد و شايد به خاطر همين است كه هنوز قراردادش را ثبت نكرده، اما مطمئن باشيد كه او در پرسپوليس مي ماند و ما يك قرارداد طولاني مدت با او بسته‌ايم.

رويانيان درباره آخرين وضعيت خلعتبري هم گفت: اولين كسي كه با اين بازيكن صحبت كردم،‌من بودم . من حتي با خانواده اش صحبت كرده‌ام و او همشهري و دوست خوب من است و به ما هم قول داده كه در صورت آمدن به ايران در پرسپوليس بازي مي‌كند.

بازداشت عوامل هتاکی به سید حسن خمینی

بازداشت عوامل هتاکی به سید حسن خمینی

کد خبر: ۲۵۴۵۶۵

تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۳

سایت مشرق مدعی شد :
25 نفر از افرادی که در روز 14 خرداد شعارهایی علیه سید حسن خمینی داده اند بازداشت شده اند.
این افراد وابستگی حزبی و گروهی به جریان های سیاسی نداشته و بر اساس تحلیل های غلط این اقدام را انجام داده اند.

تصاویر: دیدار مسئولان قضایی با رهبر انقلاب

رئیس و مسئولان قوه قضائیه صبح امروز، در سالروز شهادت آیت‌الله بهشتی و روز قوه قضائیه با رهبر انقلاب اسلامی دیدار كردند. این دیدار در تالار اماكن متبركه آستان قدس رضوی برگزار شد.
کد خبر: ۲۵۴۱۲۶
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۱ - ۱۳:۲۶















عزت امروز ملت ایران از نتایج عمل به درسهای حیات بخش قرآن است

رهبر معظم انقلاب در جمع برگزیدگان بیست و نهمین دوره مسابقات بین المللی قران کریم:

عزت امروز ملت ایران از نتایج عمل به درسهای حیات بخش قرآن است

حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به طرحها و اقدامات امریکا و صهیونیزم برای مقابله با حرکتهای اسلامی ملتهای منطقه خاطرنشان کردند دشمنان خونخوار و غدار، در مقابل گسترش و تعمیق حرکتهای اسلامی ملتها مقاومت می کنند

عزت امروز ملت ایران از نتایج عمل به درسهای حیات بخش قرآن است

کد خبر: ۲۵۳۳۸۶

تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۳۹۱ - ۱۴:۳۲

در سالروز ولادت نورانی حضرت ابوالفضل العباس (ع)، استادان، قاریان و حافظان بر‌تر بیست و نهمین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم، در حضور حضرت آیت الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، محفل نورانی انس با قرآن تشکیل دادند و با تلاوت آیات آسمانی قرآن، به حمد و ثنای پروردگار کریم پرداختند.

به گزارش «تابناک» حضرت آیت الله خامنه‌ای در این دیدار که در تالار اماکن متبرکه آستان قدس رضوی برگزار شد، تدبر در آیات الهی، فهم معارف قرآنی و درس آموزی از قرآن مجید را نیاز اساسی ملتهای مسلمان خواندند و خاطرنشان کردند: تلاوت قرآن با صوت و الحان زیبا، هدف و اصل نیست و باید به عنوان مقدمه‌ای ضروری برای خشوع دل‌ها و ایجاد آمادگی برای درک و فهم معارف قرآنی، مورد توجه قرار گیرد.

ایشان، عشق و دلدادگی ملت ایران به قرآن کریم را موهبتی الهی و نیازمند شکرگذاری عمیق پروردگار دانستند و افزودند: ملت ایران مفتخر است که پرچم حاکمیت قرآن و اسلام را در دنیای مادی به اهتزاز درآورده و با صبر و استقامت، و تحمل دشواری‌ها، روزبروز بر تلألؤ این پرچم نورانی می‌افزاید و با هوشیاری، اقتدار و پیشرفت مستمر، مکر و توطئه‌های دشمنان را ناکام می‌گذارد.

بنا بر گزارشی که پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری منتشر کرده است، ایشان عزت اسلامی ملت ایران را از جمله نتایج عمل به درسهای حیات بخش قرآن برشمردند و افزودند: ملتهای مسلمان از این نمونه درخشان، می‌آموزند که اگر ملتی ایمان داشت، وعده‌های الهی را باور کرد، در راه قرآن و اسلام استقامت به خرج داد، و به لبخند و ترفند دشمن اعتماد نکرد، بر پیچیده‌ترین تجهیزات نظامی و گسترده‌ترین توطئه‌های سیاسی، اطلاعاتی و اقتصادی پیروز خواهد شد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای، با اشاره به طرح‌ها و اقدامات امریکا و صهیونیزم برای مقابله با حرکتهای اسلامی ملتهای منطقه خاطرنشان کردند: دشمنان خونخوار و غدار، در مقابل گسترش و تعمیق حرکتهای اسلامی ملت‌ها مقاومت می‌کنند اما ادامه حرکت ملت‌ها در مسیر قرآن، این توطئه‌ها را ناکام می‌گذارد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای، تشکیل هرچه بیشتر جلسات حفظ و قرائت قرآن کریم و گسترش آموزشهای مرتبط با این کتاب الهی را «موجب قرآنی شدن بیشتر» فضای عمومی کشور خواندند و افزودند: با وجود همه عوامل مخرب، شمار جوانان ایرانی که اهل معنویت و دعا هستند با جوانان کشورهای دیگر قابل قیاس نیست که این نیز جای شکر دارد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اذعان مراکز بین المللی به ۱۱ برابر بودن سرعت پیشرفت علمی ملت ایران نسبت به متوسط جهانی خاطرنشان کردند: این ملت با تکیه بر جوانان مؤمن خود، در همه زمینه‌های علمی، سیاسی و آبادانی به پیشرفت ادامه خواهد داد.

در این دیدار، حجت الاسلام والمسلمین محمدی نماینده ولی فقیه و رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه در گزارشی از بیست و نهمین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم اعلام کرد: در این دوره ۱۰۳ قاری و حافظ از ۶۸ کشور جهان در حضور ۱۴ داور بین المللی به رقابت پرداختند.

حجت الاسلام والمسلمین محمدی با اشاره به استقبال بسیار گرم مردم از این مسابقات، حضور گسترده جوانان در میان قاریان و حافظان قرآن را بشارت آفرین خواند و افزود: سازمان اوقاف براساس برنامه ریزی ۴ ساله، تلاش می‌کند به یاری پروردگار یک میلیون حافظ و یک میلیون قاری قرآن، پرورش دهد.

جنگ گفتمان ها در انتخابات 92

جنگ گفتمان ها در انتخابات 92

فرشاد مهدی‌پور

کد خبر: ۲۵۴۱۲۴

تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۱ - ۱۹:۱۰

یک فرضیه رایج در تحلیل گردش‌های گسترده سیاسی در ایران، تسلط منطق گفتمانی بر فرآیندهای انتخاب‌گری رای‌دهندگان است. این فرضیه که رفته‌رفته در قامت یک نظریه نیز خود را آراسته و سال‌هاست وجهی کانونی در تلاش‌های گروه‌های فعال در فضای انتخابات یافته، شواهد متعددی را دال بر تایید ایده گفتمان‌محور خود ارائه می‌کند؛ بررسی این وضعیت در سالی رو به انتخابات، می‌تواند برخی سوالات اساسی را هویدا کند.

بخش اعظم این ادله‌، مربوط به دوره بیست و چند ساله اخیرند؛ اولین مورد، به برگزیده شدن شبه‌گفتمان سازندگی اشاره دارد که اگر چه تغییرات وسیع در هرم حکم‌‌رانی ملی زمینه‌ساز آن بود اما در اصل جنگِ پشتِ سر گذاشته شده و سازندگی را (که مفهومی تقابلی با آن دارد) در مرکز قرار می‌دهد. توجه به این نیز نکته که سازه‌های اصلی این روی‌کرد در اواخر عمر رهبر کبیر انقلاب قابل مشاهده است و مثلا ایشان در نیمه دوم سال 67، سیاست‌های ناظر به بازسازی را ابلاغ می‌کنند، بسیار با اهمیت است. با این وجود، همین شبه‌گفتمان، در انتخابات ششمین دوره ریاست‌جمهوری، زیر انتقادهای شدید گفتمان تازه به میدان درآمده عدالت اجتماعی به نمایندگی احمد توکلی دچار خدشه شده و نگرانی‌هایی را درباره تداوم آن برمی‌انگیزد که مثلا توطئه مادام‌العمرکردن ریاست‌جمهوری به سردمداری آن وزیر به ینگه دنیا گریخته، یکی از مهم‌ترین راه‌کارهای مقابله با آن به شمار می‌رفت.

تفوق دولت دوم هاشمی‌رفسنجانی بر عرصه‌های اقتصادی و بروز نوعی انسداد سیاسی-فرهنگی (هم‌زمان با پیدایش حزب دولت‌ساخته کارگزاران)، گفتمان جامعه‌مدنی را محیای ورود به صحنه کرد و در حالی‌که علی‌اکبر ناطق‌نوری نماد تداوم هاشمی شناخته می‌شد، سیدمحمد خاتمی با تاکید بر توسعه سیاسی (و فرهنگی)، کرسی ریاست جمهوری را از آن خود ساخت. ولی این گفتمان نیز در انتخابات خرداد 80 بار دیگر از زاویه همان گفتمان عدالت که این‌بار شعار دولت پاک را سرلوحه خود قرار داده و باز هم به نمایندگی توکلی، مورد تعریض قرار گرفت و در بازار متشتت اصول‌گرایان حاضر در صحنه، بالاترین رای را از آن خود کرد.

چهار ساله دوم دولت هشتم و ناکارآمدی اقتصادی، زمینه‌ها را برای تقویت زیرساخت‌های گفتمان‌ عدالت‌خواهی فراهم کرد. این گفتمان که به‌مرور دارای ادبیاتی قدرت‌مند‌تر نیز شده و در صحنه عمل نیز نمونه‌هایی عملی پیدا کرده بود (که در این‌جا نباید از نقش پرقدرت رسانه و نهادهای مذهبی واسط مانند مساجد غفلت کرد)، در چهره محمود احمدی‌نژاد متبلور شد و او به عنوان ضدگفتمان مسلط (در میانه شعارهای: هاشمیِ 2005، 25 هزار تومانیِ کروبی و وطنمِ معین) توانست آرای وسیع مردم را از آن خود کند و به‌گونه‌ای جالب توجه همین اتفاق در خرداد 88 تکرار شد. نامزد مدعی و شکست‌خورده انتخابات مذکور، فاقد گفتمانی محوری بود و ایده‌هایی نظیر تاکید بر حذف گشت ارشاد کاملا منطبق بر گفته‌های احمدی‌نژاد از سال 85 به بعد به شمار می‌رفت. در چنین فترتی روشن بود که توجهات غیرمرکزگرا می‌تواند توفیقات بیش‌تری را به‌دست آورد و در صحنه عمل هم چنین شد. تجاوب نسبی مردم تهران و سکون اغلب نقاط پیرامونی کشور، تاییدی دیگر بر این مدعاست.
***

اکنون در آستانه انتخابی دیگر، روی‌کرد گفتمانی برای سامان‌دهی تبلیغات انتخاباتی، غلبه خود را بر اساس مجموعه ادله و شواهد تاریخی مذکور حفظ کرده و بسط می‌دهد. «گفتمان عدالت» که با عمل‌کرد غیرشفاف و ابهام‌برانگیز دولت، دچار آسیب‌های اساسی‌شده یکی از اصلی‌ترین ایده‌های مطرح است که توان بسیج‌سازی توده‌ای را نیز ممکن است در خود داشته باشد و برخی نامزدهای احتمالی، با اتکای به آن قصد حضور در صحنه را دارند. «گفتمان پیش‌رفت» نیز که ادبیات گسترده‌ای طی هشت سال گذشته برای آن تولید شده در کانون توجهات قرار دارد، اما ممکن است وجه نخبه‌گرایانه آن مانع از برقراری ارتباط درونی با مخاطبان وسیع در سطح ملی شود. ایده‌ای دیگر، «شبه‌گفتمان کارآمدی» است که دقیقا روی پاشنه آشیل دولت کنونی بنا شده و وضعیت آشفته اقتصادی نیز می‌تواند زمینه‌های مناسبی برای فراگیری آن فراهم کند؛ اما ضعف درونی و کم‌بود عقبه‌های محتوایی ممکن است به‌کلی آن‌را از مرکزیت ساقط و غیرموثر سازد.

در مقابل ظهور گفتمان‌های رقیب را نیز نباید از نظر دور داشت، چرا که به اقتضای شرایط سیاسی، نامزدی یک چهره اصلاح‌طلب می‌تواند برهم‌زننده بسیاری از معادلات تلقی شود. چنین چهره‌ای احتمالا هم‌پیوندی جهانی (تنش‌زدایی بین‌المللی) را سرلوحه برنامه‌های خود قرار می‌دهد و از آن‌جا که سنجه نگاه جهانی نیز در 2 انتخابات اخیر (پس از آغاز مناقشه هسته‌ای) در نگاه رای‌دهندگان ایرانی بسیار اثرگذار جلوه می‌کند (و این گزاره الزاما به معنای تبعیت از نگاه جهانی نیست و نمونه‌های اخیر، عکس آن‌را نشان می‌دهد)، می‌توان درنظر داشت که چنین ایده‌‌ای ممکن است توانایی بروز گسترده را بیابد.

منطق اصلی تحلیل بالا، تبعیت فضای عمومی در ایران از گفتمان نامزد پیروز است که ذیل تقابل با گفتمان رئیس‌جمهور وقت شکل می‌گیرد. این دوگانه‌گرایی اگر چه ممکن است توصیفی از تحولات بیست و چند ساله اخیر به‌دست دهد اما چندان معلوم نیست که تمامی جابجایی‌ها را بتوان در این‌ چارچوب معنادار کرد؛ به‌تعبیری دیگر، فضای کنونی ساخته شرایطی تعاملی است و گفتمان، تنها یک متغیر تاثیرگذار به‌شمار می‌رود (که معمولا هم پس از وقوع ماجرا، مورد شناسایی قرار می‌گیرد) و اگر نامزدی تمامی همت خود را بر این عنصر متمرکز کند، شاید نتواند توان لازم بر پوشش دادن به جهات لازم دیگر منتخب‌شدن را کسب کند. نگاهی به فهرست مردان مطرح برای ورود به صحنه رقابت‌ها، تا حدودی این نکته را روشن‌ می‌کند که جست‌وجو برای یافتن گفتمانی قدرت‌مند تا چه میزان مورد توجه قرار داشته و همین امر ممکن است تداخل‌گفتمانی را ایجاد کرده و موجب ناکامی ایده‌های مذکور در صحنه عمل گردد. تجربه 2 دهه اخیر نشان می‌دهد که هیچ نامزدی با اتکا به یک عامل موثر نتوانسته رای انتخاب‌گران را به‌دست آورد.

تعليم و تربيت را فداي توسعه نكنيم تربیت کوشش برای به فعلیت رساندن استعداد‌ها بر حسب اقتضای زمان است.

تعليم و تربيت را فداي توسعه نكنيم

رضا داوري اردكاني

کد خبر: ۲۵۲۴۵۰

تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۲

مدرسه محل تمرین چیزی که به دیروز تعلق دارد و برای زندگی دیروز مناسب بوده، نیست. مدرسه جایی است که در آن به گفته امام علی (ع) فرزندان باید برای زمان خودشان یعنی آینده بار آیند.
اکنون باید پرسید، زمان فرزندان چیست و چگونه می‌توان کمترین آشنایی اجمالی با آن پیدا کرد؟
این چیزی است که صاحبنظر تعلیم و تربیت باید به آن بیندیشد. ما اکنون آینده را با اجرای برنامه‌های توسعه اجتماعی ـ اقتصادی در نظر می‌آوریم و می‌کوشیم که آن را بسازیم.

تربیت کوشش برای به فعلیت رساندن استعداد‌ها بر حسب اقتضای زمان است. توضیح سخن اینکه استعدادهای آدمیان نامحدود است و تمام استعداد‌ها هرگز محقق نمی‌شود. پس تربیت قاعدتا باید ناظر بر فعلیت بخشیدن به برخی استعداد‌ها باشد. آموزگاران و مربیان هر دوره، کدام استعداد‌ها را به فعلیت می‌رسانند؟

مسلما آنان اختیار ندارند با میل خود معین کنند، مردمان برای چه کارهایی آماده شوند. با توجه به این نکته باید دو صورت تربیت را از هم جدا کرد: معمولا وقتی از تربیت می‌گوییم، مدرسه و آموزش و پرورش مدرسه‌ای در نظر می‌آید، ولی تربیتی هم در بیرون از مدرسه صورت می‌گیرد که اثر و اهمیتش کمتر از تربیت مدرسه نیست و حتی می‌توان گفت تربیت مدرسه تناسبی با تربیت منتشر در خانه و جامعه دارد و آن را تکمیل و تحکیم می‌کند.

هر مردمی در هر زمان و تاریخی تعلقات و خواست‌ها و مطلوب‌هایی دارند و برای رسیدن به آن‌ها وسائلی فراهم می‌آورند تربیت هم راهی برای سامان دادن به نظام زندگی و رسیدن به غایات آن است. پیداست که این غایات را هم اشخاص معین نمی‌کنند: به عبارت دیگر، غایات اجتماعات بشری غایات اشخاص نیست، بلکه این اشخاص و افرادند که به غایات عالم خود مایل می‌شوند. در ادوار قدیم تاریخ این همبستگی آشکار‌تر بوده است، زیرا علم و تربیت به حکومت وابستگی نداشته و به حکم قواعد و رسوم مستقر و متداول تعلیم و تحصیل می‌شده است، ولی از آغاز تجدد، نه تنها حکومت (و دولت که به معنی سیاسی‌اش در جهان تجدد پدید آمده است) کار تربیت را به دست گرفته، بلکه آموزش عمومی به تدریج در بیشتر کشور‌ها اجباری شده است.

در این آموزش عمومی و اجباری، اشخاص با اصول و قواعد حاکم بر زندگی بار می‌آیند و علوم مناسب زمان خود را می‌آموزند. گویی تجدد تن و جان آدمیان را برای خود می‌پرورد و البته در این میان، مجالی هم برای دخالت حکومت و دولت در کار مدرسه و دانشگاه و پژوهشگاه پیش می‌آید. حکومت قدیم هر چه بود و هر چه می‌کرد، معمولا سودای مداخله در آموزش و تربیت مردمان نداشت و نمی‌توانست داشته باشد.

در زمانی که آدمی با صفت افرازساز شناخته می‌شود و حتی آدمیان نیز باید بسازند و ساخته شوند، حکومت اگر رشته آموزش و پرورش را در دست نگیرد، دست‌کم در آن به راه‌های گوناگون دخالت می‌کند. این دخالت کمتر ناشی از میل و علاقه حکومت‌ها و حکمرانان و بیشتر به اقتضای نظم تجدد و طبیعت سیاست جدید است.

در اروپای متجدد حکومت‌ها نگفتند در مدارس چه درس‌هایی بخوانند و دانشمندان در چه مسائلی پژوهش کنند. دانش جدید به تدریج که پیش می‌رفت، مدرسه هم دگرگون می‌شد و صاحبنظران به تعلیم و تربیت و تحول آن می‌اندیشیدند. طراحی برنامه‌های آموزش هم بیشتر به عهده آنان بود. حکومت هم می‌پذیرفت که طرح‌های صاحب‌نظران پس از اینکه به درجه‌ای از مقبولیت رسید، در آموزش و پرورش اجرا شود.

در واقع دولت و دانش و درس و مدرسه، کم و بیش با هماهنگی در راهی که از قرن هجدهم همواره شده بود، پیش می‌رفتند. در چنین وضعی سیاست چگونه در تربیت و آموزش دخالت نکند؛ اما دخالت سیاست در آموزش و پرورش بیشتر غیرمستقیم است. شاید گاهی هم سیاستمداران ـ به ویژه در این اواخر ـ دخالت‌های مستقیم در تعلیم و تربیت کرده باشند؛ برای نمونه، هنگامی که شوروی نخستین سفینه فضایی را از جو زمین گذراند، کندی رییس جمهور آمریکا احساس کرد که باید در برنامه‌های آموزش و پرورش آمریکا تجدیدنظر شود.

ژنرال دوگل در فرانسه نیز وقتی به ریاست جمهوری رسید، جمعی از دانشمندان را مأمور تجدیدنظر در برنامه‌های آموزش مدارس کرد. وجه دیگری از دخالت حکومت و دولت در علم نیز وجود دارد و آن وقتی پیش می‌آید که دولت و مؤسسات دولتی و به ویژه مراکز نظامی و مالی، پژوهش‌هایی را سفارش می‌دهند و با سفارش خود تا اندازه‌ای جهت سیر پژوهش را تعیین می‌کنند. این وضع اگر تعادل و تناسب رشد و بسط علم را بر هم زند، ممکن است خطرناک باشد.

شاید گفته شود، پژوهش به دانشگاه تعلق دارد و جهت سیر آن اگر اثری در برنامه آموزش بگذارد، اثرش محدود به دانشگاه است. این اشکال در شرایطی که میان مدرسه و دانشگاه دیوارهای بلند وجود دارد، بی‌وجه نیست اما در جامعه سیال هر تحولی در دانشگاه پدید آید، در برنامه مدارس نیز تأثیر می‌گذارد. در جهان رو به توسعه و توسعه نیافته نیز که نظام و برنامه‌های آموزش و پرورش را از اروپا و آمریکا گرفته‌‌اند، دولت‌ها کار تعلیم و تربیت را در دست دارند.

اگر در اروپای غربی و آمریکای شمالی، دولت و حکومت چشم به دهان صاحبنظران و مربیان داشتند و با نظر آنان سیاست علم و آموزش را تدوین و اجرا می‌کردند، در جهان متجددمآب کار حکومت به یک اعتبار آسانتر بود، زیرا طرح سازمان مدرسه و نظام تعلیم و تربیت را از یک کشور اروپایی یا آمریکای شمالی می‌گرفت و معمولا در آن هیچ تصرفی نمی‌کرد و حتی به شرایط اجرای آن نمی‌اندیشید، چنان که مجلس شورای ملی ما در زمانی قانون تعلیمات اجباری را تصویب کرد که در بسیاری از نقاط کشور، هنوز مدرسه نبود و اگر بود، همه مردم نه می‌خواستند و نه می‌توانستند فرزندان خود را به مدرسه بفرستند و عجبا که حکومت و دولت هم قانون را با سکوت کنار گذاشتند و کار خود را ادامه دادند.

ما پیش از آن هم مدرسه عالی (دارالفنون و مدرسه سیاسی و...) را پیش از دایر شدن دبیرستان راه‌اندازی کرده بودیم؛ با این همه، همه برنامه‌های اقتباس شده ـ از اروپا و بیشتر از فرانسه‌ ـ را نباید مطلقا نامناسب دانست، به ویژه که گاهی همت و علاقه برخی از مؤسسان مدارس جدید نظمی کم و بیش متناسب با شرایط فرهنگی به مدرسه و آموزش می‌داد تا زمانی که مدرسه کم بود و دبیرستان دایر نشده بود، مشکل، چندان بزرگ نبود اما به تدریج که مدرسه و تعلیم و تربیت توسعه می‌یافت، مسائلی مانند کتاب درسی و روش آموختن نیز جدی می‌شد. پس باید کسانی باشند که بدانند نظم و نظام مدرسه جدید چگونه است و چه چیز‌ها باید در آن آموخته شود و چه کسانی با چه مهارت‌هایی می‌توانند در مدارس تدریس کنند. پس کم کم این نیاز پیدا شد که کسانی بروند و در اروپا و آمریکا درس تعلیم و تربیت بخوانند.

در دهه نخست قرن چهاردهم هجری شمسی در زمان نخست وزیری مخبرالسلطنه هدایت که اعزام دانشجو به خارج نظم قانونی پیدا کرد، شرط کردند شماری از دانشجویان اعزامی درس تعلیم و تربیت بخوانند.

توجه کنیم که نخستین مدارس عالیه و حتی مدارس متوسطه و ابتدایی در آغاز برای تربیت صاحبان مشاغل ساخته شد. دارالفنون، افسر و پزشک و داروساز و مهندس توپخانه تربیت می‌کرد و مدرسه علوم سیاسی برای تربیت کسانی دایر شد که وزارت امور خارجه به آن‌ها نیاز داشت و سرانجام دانشسراهای مقدماتی و دارالمعلمین و دانشسرای عالی (که از همه بزرگتر بود) برای تربیت معلم دایر شدند. در مدتی نزدیک به صد سال، کوشش شد که از روش‌ها و برنامه‌های تعلیم و تربیت کشورهای پیشرفته پیروی شود و البته تا آنجا که می‌توانستند می‌کوشیدند در این اقتباس، شرایط کشور را در نظر داشته باشند.

در مدارس دارالفنون و سیاسی و دارالمعلمین هم علاوه بر ملاحظاتی که می‌بایست رعایت شود، به سابقه علم و تربیت در ایران نیز بی‌اعتنا نبودند؛ البته حکومت هم ملاحظات خاص خود را داشت؛ برای نمونه، با اینکه امیرکبیر در کار دارالفنون از شرایط زمان غافل نبود، باز هم ناصرالدین شاه اظهار نگرانی می‌کرد که مبادا سخنی گفته شود که مایه نارضایتی علما یا خلاف مصلحت حکومت باشد و می‌دانیم که او بالاخره پیشرفت دارالفنون را برای حکومت خود مضر دانست. وجهی از مشکل اخذ و اقتباس علم و برنامه آموزش و پرورش را در این رعایت‌ها و نگرانی‌ها می‌توان حس کرد.

صرف‌نظر از گفته معروف میرزا ملکم خان و تقی‌زاده که فرنگی شدن از مغز سرتا ناخن پا را سفارش کرده بودند، استادان تعلیم و تربیت در مدارس عالی ما هرچند مباحث و مطاوی و آرا و اقوال صاحب‌نظران اروپایی و آمریکایی تعلیم و تربیت را تعلیم و ترویج می‌کردند، به کلی غافل از شرایط فرهنگی و سیاسی کشور نبودند. وقتی در زمان وزارت فرهنگ محمد درخشش قرار شد که طرحی برای تحول در نظام آموزش و پرورش تهیه شود، هیأتی که بیشتر اعضای آن در اروپا و آمریکا درس تعلیم و تربیت خوانده بودند، مأمور تهیه طرح شدند.

این هیأت بیشتر به نظام جدید آموزش فرانسه نظر داشت. جلال آل احمد نخستین صورت کتاب غرب زدگی خود را برای قرائت و طرح در آن شورا نوشت و با اینکه دربردارنده تعرض‌های آشکار به شخص شاه بود، آن را برای اعضا خواند. این سخنرانی بیشتر سیاسی تلقی شد و اعضای هیأت را به تأمل در نظامی که پیشنهاد شده بود، برنینگیخت و مانع پذیرفتن طرح کوتاه شدن دوره دبستان و راه‌اندازی دوره راهنمایی نشد. اعضای هیأت نیندیشیدند که اولا فراهم آوردن امکانات راهنمایی تحصیلی بسیار دشوار است. دوم آن که اگر قرار است دانش آموز استعداد و علاقه خود را بازشناسد، نباید ذهن او را با مطالب پراکنده پر کنند و مجال فکر و تشخیص را از او بگیرند.

راستی ما از این دوره راهنمایی برای تشخیص استعداد‌ها و علایق و توانایی‌ها چه استفاده‌ای کرده‌ایم؟ سه سال راهنمایی در حقیقت چه تفاوت اساسی با دوره سه ساله اول متوسطه دارد، جز اینکه نامش نامناسب و برنامه‌اش نامناسب‌تر است؟!

مدرسه محل تمرین چیزی که به دیروز تعلق دارد و برای زندگی دیروز مناسب بوده، نیست. مدرسه جایی است که در آن به گفته معجزه مانند مولای آزادگان علی امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ‌ فرزندان باید برای زمان خودشان یعنی آینده بار آیند. زمان فرزندان چیست و چگونه می‌توان کمترین آشنایی اجمالی با آن پیدا کرد؟ این چیزی است که صاحبنظر تعلیم و تربیت باید به آن بیندیشد.

ما اکنون آینده را با اجرای برنامه‌های توسعه اجتماعی ـ اقتصادی در نظر می‌آوریم و می‌کوشیم آن را بسازیم. در این وضع هم مهم این است که توانایی طراحی آینده و برنامه ریزی و آینده سازی و حتی نیاز به آن در همه جا به یک اندازه نیست. غرب جدید در آغاز بسط خود به برنامه ریزی نیازی نداشت و در راه علم و تکنولوژی به حکم نظم ارگانیک بی‌برنامه پیش می‌رفت و موانع را هم غالبا از سر راه برمی‌داشت.

بعد‌ها که راه دشوار شد، ناگزیر به برنامه ریزی رو کرد و در این راه هم ناتوان نبود اما وقتی قدرت ساختن در جنب میل به مصرف و نابودسازی، برتری خود را از دست داد، برنامه ریزی در اقتصاد و جامعه و به ویژه در آموزش و پرورش دشوار شد. در جهان دنباله رو جهان متجدد، برنامه ریزی معمولاروگرفت نامنظم پیشرفت‌های جهان توسعه یافته برای اوضاع و زمان‌ها و شرایط متفاوت است. جهان توسعه نیافته همواره می‌خواسته است و می‌خواهد به وضع اکنون جهان توسعه یافته برسد؛ اما تا مسافتی از راه گذشته تجدد را بپیماید، زمان کنونی یا اکنون تجدد، با سرعت بیشتر تغییر کرده است.

پس باید از اکنون جهان توسعه یافته بگذرد و می‌گذرد اما نمی‌پذیرد که به یک یا دو قرن پیش بازگردد و مگر ممکن است که کشوری مثلا در وضع ابتدای قرن نوزدهم دانمارک و اتریش قرار گیرد. در چنین وضعی، ناگزیر از تاریخ دویست، سیصد ساله تجدد طرح‌ها و اقدام‌هایی برگرفته می‌شود که در ظاهر با شرایط موجود تناسب داشته باشد. این برنامه‌ها معمولا مناسب از آب درنمی‌آیند و به این جهت مجریان کمتر توانایی اجرای آن را داشته‌اند و دارند.

مشکل بزرگ در برنامه ریزی غفلت از امکان‌ها و توانایی‌های اجرا کنندگان است و این غفلت تا حدی طبیعی است، زیرا آدمیان دوست نمی‌دارند که ضعف‌ها و ناتوانایی‌های خود را تصدیق کنند و نمی‌دانند و نمی‌پذیرند با این تصدیق شاید اندکی توانایی به دست آورند. گاهی این غفلت به جایی می‌رسد که دیگر نام غفلت به آن نمی‌توان داد. تصویب قانون تعلیمات اجباری در زمانی که در بزرگ‌ترین شهر کشور تعداد مدرسه از عدد انگشتان دست تجاوز نمی‌کرد، یک غفلت معمولی نبود بلکه نشانه ناتوانی از ادراک جهان جدید و امکان‌ها و راه‌های آن و تمیز ندادن توانایی و علم از ناتوانی و جهل بود. عیب نیست که آدمی در طلب بالا‌ترین مراتب کمال باشد. این هم امکان دارد که آدمیان از یک نظم و نظام زندگی بگذرند و طرحی دیگر در اندازند اما مردمی که برای زندگی خود از نظمی مستقر گرته برداری می‌کنند و کمال را در پیمودن راه طی شده می‌دانند باید گام به گام پیش روند و هر گامی را با دقت بردارند.

صاحب‌نظران آموزش و پرورش در اروپا و آمریکا بیشتر و بهتر می‌توانسته‌اند به مدرسه بیندیشند، زیرا در عالم زندگی آن‌ها تناسبی میان مدرسه و فضای بیرون از مدرسه وجود داشته است اما در جهان توسعه نیافته اگر صاحبنظری پیدا شود باید ابتدا بیندیشد که چگونه می‌توان مدرسه را در متن جامعه در جای مناسب قرار داد. چنانک ه گفته شد آموزش و پرورش از سیاست جدا نیست اما در جهان رو به توسعه و توسعه نیافته چون سیاست بنیاد استوار ندارد، کار آموزش و پرورش هم دشوار است و در مقابل، بسیاری از گرفتاری‌های سیاست هم به آموزش و پرورش و مسائل آن بازمی‌گردد.

اینکه اهل تعلیم و تربیت ما به کارهای تخصصی خود می‌پردازند و توجه‌شان بیشتر به روش‌ها و تکنولوژی‌های آموزش و برنامه ریزی‌های درسی و... است، بی‌وجه نیست اما مخصوصا باید توجه شود که اگر تدابیر جزیی که در تعلیم و تربیت جهان توسعه یافته کم و بیش کارساز می‌شود در جهان توسعه نیافته کمتر نتیجه می‌دهد وجهش این است که در آنجا مقدمات برای اعمال تدابیر جزیی فراهم شده است.

اگر در جهان متجدد سواد همگانی شد و همه باید به مدرسه بروند برای این بود که قوام جامعه جدید و سیر تحول آن بدون مشارکت همگانی میسر نمی‌شد، اما در جایی که کودکان و جوانان باید درس بخوانند و ندانند که فردا چه وظیفه و جایگاهی در زندگی دارند، شاید خود را گرفتار ضرورتی بی‌فرجام بیابند. آن‌ها باید به مدرسه بروند و درس بخوانند و چرا نخوانند و اگر به مدرسه نروند و درس نخوانند چه کنند؟ اما درس و مدرسه جدید برای ساخت آینده است، پس جوانانی که در مدرسه درس می‌خوانند باید دست‌کم به اجمال مقام و جایگاه خود را بیابند و بازشناسند.

بدون این شناخت طراحی برنامه آموزش و پرورش دشوار و شاید غیرممکن باشد. وضعی که مدرسه ضرورتا وجود دارد و نمی‌توان آن را حذف کرد، آموزش و پرورش بیشتر توجیه اخلاقی دارد و البته در حقیقت امری شبه اخلاقی است. به عبارت درست، وقتی چند میلیون دانشجو درس‌هایی می‌خوانند که نمی‌دانیم چه تعلقی به آینده دارد و در آینده از آن‌ها چه فوایدی عاید می‌شود و در عین حال نمی‌توانیم مانع درس خواندن جوانان شویم. تنها توجیهی که باقی می‌ماند، این که مگر درس خواندن و باسواد بودن، بهتر از درس نخواندن و بی‌سواد ماندن نیست. این پرسش، پرسش جدلی در یک وضع شبه اخلاقی است. اگر حقیقتا اخلاقی بود باید بتوانیم راهی دیگر اختیار کنیم یا دس‌کم درس خواندن و مدرسه رفتن را یک وظیفه اخلاقی... و نه یک تحمیل یا در بهترین صورت پیروی از رسم و برای به دست آوردن اعتبار و حیثیت بدانیم.

تا وقتی پاسخ این پرسش که چرا همه باید به مدرسه بروند، روشن نشود (خواهش می‌کنم که با غرور و بی‌اعتنایی مگویید علم شرف است و آموختنش نیاز به توجیه ندارد و خیلی زود پرسش را بیجا مخوانید اگر حقیقتا علم را مایه شرف می‌دانید و برای کسب شرفش می‌آموزید پس چرا شریف‌ترین علوم را نمی‌آموزید و تقدم و اولویت را به کاربردی‌ترین دانش‌ها که اگر کاربرد نداشته باشند هیچ شرفی ندارند، می‌دهید) مدرسه و آموزش معنای درست خود را پیدا نمی‌کند. شاید بگویند که این پرسش در شرایط کنونی، پاسخ روشنی که مقبول همه قرار گیرد، ندارد و طرح آن ممکن است ما را از کار و راه باز دارد.

بخش اول گفته درست است. ما اکنون نمی‌توانیم به درستی بگوییم که چرا همه باید به مدرسه بروند و برای چه در دانشگاه‌ها بیش از تعدادی که نیاز داریم، متخصص تربیت می‌کنیم. ولی بخش دوم گفته بی‌وجه است و شاید جزء اول را هم از اعتبار بیندازد. اندیشیدن به پرسش، هرگز کسی را از راه باز نمی‌دارد، مگر آنکه اندیشیدن با دادن پاسخ منفی و سلبی اشتباه شده باشد و مگر چگونه می‌توان در پاسخ به پرسش گفت که پس به مدرسه و دانشگاه نرویم و درس نخوانیم. البته اگر چنین پاسخی داده شود، نه تنه ناامید کننده، است بلکه در آن جهل بر علم تقدم یافته است. فکر کردن نفی و اثبات نیست. اگر فرض کنیم که تعدادی از بهترین فارغ التحصیل‌های دانشگاه‌های ما برای ادامه تحصیل به جای دیگر می‌روند و بسیاری از آن‌ها هرگز بازنمی‌گردند، می‌توانیم متأسف باشیم که چرا باید از امکانات محدود ما برای کشورهایی که امکان‌های بسیار دارند و قدری از آن امکان‌ها و مزیت‌ها را احیانا با استیلابه دست آورده‌اند، دانشمند و کار‌شناس تربیت کنیم (یا چرا بهترین استعدادهای کشور باید به عنوان مواد خام به رایگان صادر شوند) اما چه کنیم که دانشجو و فارغ التحصیل و دانشمند را نمی‌توانیم از طلب کمال و از رفتن به جایی که شرایط پژوهش فراهم‌تر است بازداریم. مهاجرت دانشمندان با اینکه در ظاهر ساده به نظر می‌آید، یک مسأله بسیار پیچیده و دشوار سیاسی است.

برای اینکه این مشکلات در حدود توانایی‌های ما قرار گیرد، از پرسش نباید بترسیم. ترسیدن از پرسش راه‌ها را می‌بندد و در نتیجه جهل و جاهلانه رفتن به عنوان ضرورتی طبیعی توجیه می‌شود. اگر پرسش از وضع آموزش را صلاح نمی‌دانیم، ندانستن و غفلت را صلاح دانسته‌ایم. پرسیدن و فکر کردن نه تنها ما را از راه بازنمی‌دارد بلکه ما را به درک توانایی‌ها و ناتوانی‌ها و عیب‌ها و حسن‌ها راه می‌نماید. البته پرسش متعلق به تفکر، پرسش صرفا صوری و رسمی نیست. پرسش صوری و صرفا لفظی منشا هیچ اثری نمی‌شود. کافی نیست که بخواهیم و دوست بداریم که محصول مدارس باسواد و کاردان و متخلق به اخلاق پسندیده باشند. مهم این است که بدانیم از چه راهی و با چه زاد و توشه راه باید رفت تا به این مقاصد عالی رسید. گاهی به نظر می‌رسد با اعلام این مقاصد و نیات خوب، مقصود حاصل شده است. در راه دشوار و ناهموار توسعه احتمال بسیار هست که حادثه‌ای توسعه اقتصادی ـ اجتماعی را کند یا تند کند. دولت و حکومت هم می‌توانند اثرگذار باشند. همچنین این احتمال هست که در وضع رکود و کندی توسعه اقتصادی ـ اجتماعی آموزش و پرورش هم تشریفاتی و صوری شود و اگر توسعه‌ای هست، صرفا کمی باشد. این توسعه کمی گاهی کار پیشرفت را دشوار‌تر می‌کند و از جمله لوازمش افزایش بیکاری آشکار و پنهان است. در این وضع هم نمی‌توان از توسعه آموزش جلوگیری کرد ولی آیا چاره‌ای وجود ندارد که با آن، درس و مدرسه را از صورت یکنواخت و احیانا ملال آور بیرون آورند.

نجات مدرسه از یکنواختی که در آن، اختیار دانش آموز تقریبا هیچ است، در عالم نظر چندان دشوار نیست چنان که در دهه‌های اخیر، طرح‌ها و پیشنهادهای بسیار برای برداشتن حصار کلاس‌های درس و زدودن ملال از برنامه‌های درسی عنوان شده است اما مشکل ظاهرا از آنچه می‌پندارند، بزرگتر است. در کشور ما هم ظاهرا هیچ کس جرأت نمی‌کند به تمامیت برنامه‌های درسی دست بزند، زیرا این گمان که نوجوانان هرچه بیشتر بیاموزند و هر چه برنامه مدرسه پر‌تر و فشرده‌تر باشد، بهتر است در اذهان چنان رسوخ یافته است که در آن، شک روا نمی‌دارند. اگر همه دانش آموزان مدارس به دانشگاه می‌رفتند، از آنجا که کنکور دانشگاه و برنامه درسی دبیرستان و تحصیلات دانشگاهی به هم بسته‌اند، فشرده بودن برنامه‌های درسی تا اندازه‌ای می‌توانست موجه باشد اما وقتی بیشتر دانش آموزان از راه یافتن به دانشگاه بازمی مانند، آیا بهتر نیست در مدرسه کلیات همه علوم را در حد ضرورت بیاموزند و برای مطالعه و بحث در مطالبی که دانش آموزان به آن علاقه دارند یا بر اثر مطالعه به آن علاقه پیدا می‌کنند، وقتی بگذارند.

اصلا چرا به جای اینکه محصلان یک کتاب سیصد صفحه‌ای بخوانند و پنج صفحه آن را یاد نگیرند و به خاطر نسپارند، کاری نکنیم که ضروری‌ترین مطالب یک درس را مثلا در صد صفحه گرد آورند و آن را به گونه‌ای تعلیم دهند که نه تنها همه آن را یاد بگیرند بلکه بدانند که چرا باید یاد بگیرند و یادگرفته‌ها را حفظ کنند. شاید شرایط برای اجرای این قبیل پیشنهاد‌ها و حتی اندیشیدن به آن‌ها فراهم نباشد ولی این‌ها اصلا پیشنهاد نیست، بلکه یادآوری است: تذکر به اینکه آموزش و پرورش صرفا یک تخصص نیست، بلکه جزیی مهم از سیاست است که در جهان کنونی به همه کاره‌ای که دیگر چندان کاری از دستش برنمی‌آید، تبدیل شده است.

مقصود این نیست که کار اهل تعلیم و تربیت را به سیاستمداران باید سپرد. سیاستمداران معمولاو به قاعده بی‌مدد دانشمندان نمی‌توانند تصمیم بگیرند اما به هر حال تصمیم گیری در جامعه بر عهده سیاست است و در آموزش و پرورش هم این سیاست است که در آخرین وهله باید تصمیم بگیرد. اکنون هر کس می‌خواهد در تعلیم و تربیت اقدام موثری بکند، باید بداند که اولا تعلیم و تربیت در قلمرو سیاست است و دوم آن که کار سیاست و به دنبال آن، تعلیم و تربیت در جهان کنونی از همیشه دشوار‌تر شده است، زیرا این جهان به سرعت دگرگون شونده، دیگر نیاز ندارد که با تصمیم (آزاد) سیاسی دگرگون شود، مگر آنکه آینده‌ای دیگر در راه باشد.

ـ اين متن تلخيص شده مقدمه كتاب تعليم و تربيت در ايران است كه از سوي دكتر داوري اردكاني در اختيار اعتماد قرار گرفته است.

پاسداری از تنگه‌های احد

پاسداری از تنگه‌های احد

بهمن کارگر

کد خبر: ۲۵۳۶۵۹

تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۱ - ۱۵:۱۹

سوم شعبان، تولد سالار شهیدان را بنیانگذاران نهال سپاه که امروز به نهادی برابر فرمایش ولی فقیه به «عمود خیمه انقلاب و نظام» شهره شده «روز پاسدار» نامیده‌اند و این انتخاب با نگاهی به عملکرد گذشته و موقعیت کنونی مجموعه سپاه، نشان از درستی این انتخاب داشته، زیرا امام حسین (ع) هم در جبهه حفاظت از ارزش‌های دین خدا تا مقابله نظامی آن و هم تا تقدیم جان و مال و اسارت وابستگان پیش رفت.

امروز به عینه می‌بینیم که دستاورد بیداری اسلامی در کشور‌ها چگونه به علت نبود رهبری و تشکیل نهادهای انقلابی در حرکت‌های سازماندهی شده ارتجاعی توسط استکبار جهانی به تاراج رفته و تغییر چهره می‌دهند.

تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ـ که از آغاز پیروزی انقلاب تاکنون با مجاهدت و ایثار از کیان انقلاب اسلامی تحت زعامت ولی فقیه پاسداری کرد ـ این تهدیدات و آسیب‌ها را که در کمین انقلاب‌هاست خنثی کرد.

دشمن کینه توز در هر جبهه، اعم از نظامی، فرهنگی و سازندگی با هر روش سخت و نرم سد محکم و کوه رفیعی به نام سپاه پاسداران را که برآمده از اراده ملتی خداجوی و خواهان رشد و تعالی است، می‌بیند و همین مقاومت و سرافرازی، باعث شده تا ماشین عملیات روانی و تبلیغات جبهه متفق و متحد کفر و شرک و نفاق با تحریف رویدادها و واقعیت‌ها در همه سنگر‌ها، نوک پیکان حمله را به سمت بازوی ذوالفقار به دست ولایت نشانه رود و خوشبختانه به فضل الهی، دشمن هر چه بیشتر این راه شیطانی را دنبال می‌کند، کمتر به هدف خود می‌رسد.

در یک سازمان به ویژه نظامی، میزان موفقیت را در شاخص‌های آمادگی و دستیابی به هدف ارزیابی می‌کنند و شاخص‌های پاسداری، رضایت و قرب الهی است و تا هنگامی بر این مسیر گام برمی‌داریم، پیروزیم.

برای پاسداران همین افتخار کافی است که مقام معظم رهبری فرمودند: «من در جمع شما پاسداران، حقیقتاً بوی بهشت را استشمام می‌کنم».

امروز سپاه که سردمدار حرکت جهادی در عرصه‌های نظامی، فرهنگی، سازندگی با تقدیم بسیاری از شهدا و جانبازان و آزادگان است، باید همان گونه که رهبر انقلاب فرمودند، بداند «هر مسئولیتی که در دست تک تک ماست تنگه احدی است که باید از آن پاسداری کنیم» و این شدنی نیست، مگر اینکه بنا به وصیت بنیانگذار جمهوری اسلامی (ره) نخست از خودمان پاسداری کنیم و سپس از انقلاب اسلامی، و پاسداری از نظام اسلامی را در کوتاه‌ترین وصیت‌نامه باقی مانده از جنگ، پاسدار شهید «احمد رضا احدی» چقدر زیبا ترسیم کردند:

 «به نام خدا ـ فقط نگذارید حرف امام (ولی فقیه) زمین بماند. همین والسلام».

* معاون اجتماعی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی

ترکیه: به جای ایران، از عربستان نفت می‌خریم!

کیوسک بین‌المللی «تابناک»

ترکیه: به جای ایران، از عربستان نفت می‌خریم!

ادعای دستگیری دو ایرانی در کنیا به اتهام طراحی اقدامات تروریستی، بازتاب سفر احمدی‌نژاد به ونزوئلا و مواضع وزارت خارجه روسیه در قبال مذاکرات هسته‌ای ایران، از جمله مهمترین مطالب امروز مطبوعات جهان درباره ایران است.

کد خبر: ۲۵۲۹۵۲

تاریخ انتشار: ۰۳ تير ۱۳۹۱ - ۰۹:۰۰

دستگیری دو فرد ایرانی در کنیا به اتهام طراحی اقدامات تروریستی، بازتاب سفر احمدی نژاد به ونزوئلا، مواضع وزارت خارجه روسیه در قبال مذاکرات هسته ای ایران، تأکید کوفی عنان بر نقش ایران در حل بحران سوریه و کاهش 20 درصدی واردات نفت ترکیه از ایران، از جمله مهمترین مطالب امروز مطبوعات جهان درباره ایران است. 

 

به گزارش «تابناک»، سفر محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری کشورمان به ونزوئلا و دیدار وی با هوگو چاوز، همتای ونزوئلایی خود، از جمله اخباری است که امروز مورد توجه برخی رسانه‌های جهان قرار گرفته است.

«دیلی استار» لبنان با اشاره به این سفر، دستور کار آن را امضای یکسری موافقتنامه‌ها میان دو «متحد نزدیک» دانسته است. این موافقتنامه‌های حوزه‌ای وسیع از ساختمان‌سازی گرفته تا فناوری را شامل می شود. این روزنامه همچنین با اشاره به روابط نزدیک ایران و ونزوئلا از زمان روی کار آمدن احمدی‌نژاد، به همسویی ونزوئلا با اهداف ایران در زمینه برنامه هسته‌ای اشاره کرده است.

 

 

خبرگزاری فرانسه و روزنامه «نیوز اینترنشنال» پاکستان از دیگر رسانه‌هایی هستند که این خبر را پوشش داده‌اند.

 

روسیه که از هنگام برگزاری گفت‌و‌گوهای ایران و 1+5 در مسکو تلاش بسیاری برای رسیدن به توافق انجام داده، همچنان بر ادامه مذاکرات و امکان رسیدن به توافق پایبند است. در همین راستا، خبرگزاری «ترند» اظهارات «الکساندر لوکاشویچ»، سخنگوی وزارت خارجه روسیه را منتشر کرده که گفته مذاکرات در سطح عالی متوقف نشده و جلیلی و اشتون پس از دیدار معاونینشان، بار دیگر با یکدیگر دیدار خواهند کرد. وی همچنین گفته فرصت برای گفت‌و‌گوهای جامع بر سر وضعیت فعالیت‌های هسته‌ای ایران فراهم است.

 

این اظهارات، همزمان با سخنان «سرگئی لاوروف»، وزیر خارجه روسیه ابراز می‌شود که ضمن مخالفت با تعیین هر گونه ضرب‌الاجل یا اولتیماتوم برای ایران، بر ضرورت ادامه گفت‌و‌گوها تا رسیدن به نتیجه مطلوب تأکید کرده است. این اظهارات لاوروف بازتاب گسترده‌ای در مطبوعات جهان پیدا کرده است.
روزنامه آمریکایی «واشنگتن پست» و روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آحارانوت» از جمله مطبوعاتی هستند که صبح امروز این خبر را منتشر کرده‌اند.

 

تأکید دوباره «کوفی عنان»، نماینده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب بر نقش ایران در حل بحران سوریه نیز دیگر خبر مهمی است که توجه بسیاری از رسانه‌ها را به خود جلب کرده است. «فاکس نیوز» ضمن انتشار این خبر به بالا گرفتن بحران سوریه در پی شکست طرح صلح اول عنان اشاره کرده و مواضع کشورهای منطقه‌ای در این بحران را نیز مورد بحث قرار داده است. 

 

 

«گالف تایمز» قطر و «حریت» ترکیه نیز از دیگر مطبوعاتی هستند که این خبر را مورد توجه قرار داده‌اند.

 

روزنامه «واشنگتن پست» از دستگیری دو فرد ایرانی تبار در کنیا به اتهام دست داشتن در طراحی حملات تروریستی خبر داده است. رئیس پلیس منطقه ساحلی کنیا خبر داده که این دو نفر چند روز پیش در «نایروبی» بازداشت شده‌اند و میزان پانزده کیلوگرم از یک ماده پودرمانند که گمان می‌رود مورد استفاده انفجاری دارد، از آنها به دست آمده است. به نوشته واشنگتن پست، سفارت آمریکا در کنیا، روز گذشته هشدار حمله تروریستی را صادر و اعلام کرده همه پرسنل این کشور که در شهر ساحلی «مومباسا» اقامت دارند، باید آنجا را ترک کنند.

 

 

در پایان، روزنامه «تودی زمان» ترکیه از کاهش 20 درصدی خرید نفت این کشور از ایران خبر داده است. به نوشته این روزنامه، شرکت نفتی «تورپاس» ترکیه اعلام کرده که واردات نفت ایران را تاکنون به میزان 20 درصد کاهش داده است. این شرکت اعلام کرده به واردات «میزان مطمئنی» نفت از ایران ادامه می‌دهد، ولی کاهش واردات خود را با خرید نفت از عربستان سعودی و لیبی جبران خواهد کرد.

ظلم مضاعف به بهشتي مظلوم

ظلم مضاعف به بهشتي مظلوم

کد خبر: ۲۵۴۰۳۸

متأسفانه در آستانه سالگرد هفتم تير امسال بعضي از رسانه‌هاي مجازي كه گردانندگان آنها در خارج از كشور مستقر هستند و تلاش مي‌كنند براي خود چهره‌اي آزادانديش دست و پا نمايند، فضاي رسانه‌اي خود را به عرصه‌اي براي تحريف وقايع سال‌هاي منتهي به فاجعه انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي تبديل كردند و به تكرار همان حرف‌هائي پرداختند كه منافقين در آن سال‌ها مي‌زدند.

تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۲

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

سي و يكسال پس از فاجعه هفتم تير و شهادت مظلومانه آيت‌الله بهشتي و 72 تن از ياران وفادار انقلاب اسلامي، هنوز هم اين فاجعه و اين شهدا مظلوم و ناشناخته مانده‌اند و عده‌اي تلاش مي‌كنند واقعيت‌هاي تاريخي مربوط به اين واقعه و اين شهدا را تحريف كنند.

تاريخ‌نويسان اگر با فاصله چند نسل بخواهند درباره وقايعي بنويسند كه نه خود آن وقايع را ديده‌اند و نه از زبان شاهدان عيني درباره آنها چيزي شنيده اند، مي‌توان احتمال داد كه در آنچه مي‌نويسند اشتباهاتي وجود داشته باشد. اين، يك امر طبيعي است هر چند اگر تاريخ نويسان دقت خود را بالا ببرند به ميزان افزايش دقت، درجه خطا را پائين مي‌آورند. اما اينكه افرادي از نسلي كه خود در زمان روي دادن يك واقعه تاريخي حضور داشته‌اند و منابع دست اول را نيز در اختيار دارند درباره آن واقعه مرتكب تحريف و دروغ پردازي شوند و يا به تحريف گران و دروغ پردازان مجال بدهند هر طور كه مي‌خواهند آن واقعه را برخلاف آنچه بود ترسيم كنند، چيزي است كه براي هيچ وجدان سالمي قابل قبول نيست.

متأسفانه در آستانه سالگرد هفتم تير امسال بعضي از رسانه‌هاي مجازي كه گردانندگان آنها در خارج از كشور مستقر هستند و تلاش مي‌كنند براي خود چهره‌اي آزادانديش دست و پا نمايند، فضاي رسانه‌اي خود را به عرصه‌اي براي تحريف وقايع سال‌هاي منتهي به فاجعه انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي تبديل كردند و به تكرار همان حرف‌هائي پرداختند كه منافقين در آن سال‌ها مي‌زدند. تلاش منافقين، گروه فرقان و ساير منحرفين در سال‌هاي 58 و 59 و 60 اين بود كه حزب جمهوري اسلامي و رهبران آن از جمله آيت‌الله بهشتي را انحصارطلب معرفي كنند و با ترور شخصيت آنها زمينه را براي ترور خود اين اشخاص فراهم نمايند. ترور آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در پنجم خرداد سال 1358، ترور آيت‌الله خامنه‌اي در ششم تيرماه 1360 و سرانجام انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي و به شهادت رساندن جمعي از اعضاي شوراي مركزي و مسئولان ارشد حزب جمهوري اسلامي و 27 نماينده مجلس شوراي اسلامي و 4 وزير و تعدادي از فعالان سياسي در همين چارچوب قرار داشت.

اين ترورها و جنايات كه در سرتاسر سال‌هاي 58 تا 60 ادامه داشت، نشان داد گروهك تروريستي منافقين و تمام كساني كه در انجام تبليغات عليه رهبران حزب جمهوري اسلامي و شخص آيت‌الله بهشتي فعال بودند، خودشان داراي همان ويژگي‌هائي بودند كه به رهبران حزب جمهوري اسلامي به ويژه آيت‌الله بهشتي نسبت مي‌دادند. آنها بعد از آنكه از توسل به تهمت و دروغ و شايعه پراكني طرفي نبستند و نتوانستند به اهداف شوم خود، كه منزوي ساختن آيت‌الله بهشتي و ساير ياران امام خميني بود، برسند به وحشيانه‌ترين ابزارها يعني ترور و انفجار متوسل شدند. منافقين حتي به خانواده‌هائي كه در ماه مبارك رمضان در خانه خود بر سر سفره افطار نشسته بودند رحم نكردند و اعضاي خانواده را در همان حال به شهادت رساندند. صحنه‌هاي دلخراش از قبيل سربريدن جوانان مذهبي به جرم نپذيرفتن دستورات سازمان تروريستي منافقين و ابراز علاقه به امام خميني و انقلاب اسلامي كه از جمله جنايات منافقين در همان سال هاست هنوز از ذهن نسل اول انقلاب محو نشده و در سينه تاريخ مضبوط است.

اينكه افرادي از همان نسل اول انقلاب، اين واقعيت‌ها را ناديده بگيرند و به عناصر منحرف و معاند ميدان بدهند در فضاي مجازي ايجاد شده توسط آنها همان حرف‌هاي منافقين را تكرار كنند، از رويدادهاي بشدت پندآموز تاريخ است. جالب است كه اين افراد با اين توجيه غيرمنطقي به چنين تحريف‌هائي ميدان مي‌دهند كه رسانه‌ها بايد عرصه اظهارنظرهاي گوناگون باشند تا در نتيجه تضارب آراء، مردم بتوانند از كليه نقطه نظرها مطلع شوند و امكان بيشتري براي انتخاب داشته باشند.

اين توجيه، با مغالطه روشني همراه است كه قطعاً خود صاحبان اين رسانه‌ها نيز از آن اطلاع دارند ولي به مصلحت نمي‌دانند به روي خودشان بياورند. آنها اظهار نظر را ماهرانه اما ناشيانه به جاي بيان وقايع تاريخي قرار داده‌اند و با اين ترفند زمينه را براي تحريف تاريخ فراهم ساخته‌اند. اگر اين افراد در همين ادعاي خود از ذره‌اي صداقت برخوردار بودند لااقل در كنار مطالبي كه در تحريف وقايع سال‌هاي اول انقلاب و فاجعه هفتم تير منتشر مي‌كنند، آنچه را كه خود شاهد بودند و در همان مقطع بارها به زبان آورده و حتي نوشتند نيز در معرض ديد قرار مي‌دادند. متأسفانه اين افراد نه تنها چنين نكردند بلكه حتي حاضر شدند با توسل به همان توجيه غيرمنطقي، رسانه‌هاي خود را به ابزاري براي حمايت از بهائيت و گروهك‌هاي ضد اسلام و ضد انقلاب تبديل كنند و مصداق روشني شوند براي تز ماكياوليستي و ماترياليستي "هدف وسيله را توجيه مي‌كند"!

آنچه مايه نگراني است و اين افراد را به سقوط مي‌كشاند اينست كه اين روند انحرافي به تدريج از عرصه‌هاي سياسي به عرصه‌هاي ديني و اعتقادي كشيده شده و دست اندركاران اين رسانه‌ها دچار انحراف شديدي در اين عرصه گرديده‌اند. آنها تمام انحرافاتي كه در بخش اعتقادات ديني دچار شده‌اند را نيز با دستاويزهاي غيرمنطقي توجيه مي‌كنند ولي خود نيز مي‌دانند كه اين قبيل توجيهات حتي براي خودشان نيز پذيرفتني نيست و صرفاً سرپوشي است كه بر استحاله فكري خود مي‌گذارند.

از اين افراد كه در بازار سياست به سوداگري مشغولند و براي به دست آوردن لقمه ناني ناچارند در بازار غيرت زدائي راه اندازي شده توسط سياست بازان غربي به دين فروشي روي بياورند، چنين انحرافاتي قابل تصور است. آنچه بهيچوجه قابل قبول نيست و براي شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي موجب مظلوميت مضاعف است، اينست كه بعضي از منسوبين ايشان با توسل به توجيهات شبه روشنفكرانه تلاش كنند اين اسوه غيرت ديني و عالم روشن ضمير روشن بين و ژرف نگر را به تمايلات‌ ملي گرايانه و حتي همراهي با گروه‌هاي منحرفي همچون جبهه ملي متهم نمايند. تأسف بالاتر در اينست كه اين افراد به جاي آنكه همت خود را مصروف مقابله با اتهاماتي كه معاندان وارد مي‌كنند نموده و ساحت شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي را از هر آنچه غير از واقعيت‌هاي وجودي وي بود منزه بدانند، تلاش مي‌كنند از زبان بزرگاني كه با اين متفكر بزرگ همراهي و همفكري داشتند سخناني بگيرند كه تأييدي باشد براي تهمت‌هاي نارواي دشمنان و معاندان، بزرگاني كه هوشمندانه در اين دام نمي‌افتند و با استدلال‌هاي منطقي و تكيه بر شواهد تاريخي اين تهمت‌ها را رد مي‌كنند.

در مناسبت سي و يكمين سالگرد شهادت مظلومانه آيت‌الله بهشتي، براي زدودن غبار مظلوميت از چهره اين عالم رباني و متفكر انقلابي، لازم است بر اين نكته تأكيد شود كه او به دليل برخورداري از سعه صدر همواره با همه انسان‌ها از هر گروه و حزب و فرقه‌اي حاضر به مذاكره و تبادل نظر بود اما حتي لحظه‌اي با كساني كه خارج از چارچوب اسلام ناب حركت مي‌كردند همفكر و همراه نبود. بزرگ منشي، دورانديشي و آزاد فكري شهيد بهشتي را نبايد به معناي تمايل وي به گروه‌ها و جناح‌هائي كه با اصول و آرمان‌ها و ارزش‌هاي ديني و انقلابي فاصله داشتند تلقي كرد. آيت‌الله بهشتي هيچ گرايشي به احزاب ملي نداشت اما همواره براي جذب آنها به اسلام تلاش مي‌كرد كما اينكه حتي با توده اي‌ها و پيروان مكتب‌هاي ماترياليستي حاضر به مناظره و بحث و گفتگو بود و اين كار را با اعتماد به نفس بالائي كه داشت و اعتقاد راسخي كه به درستي و اتقان اعتقادات اسلامي داشت انجام مي‌داد.

اين روش شهيد بهشتي همان سيره پيامبر و ائمه اطهار بود كه براي هدايت مردم از هيچ تلاش و كوششي خودداري نمي‌كردند. انتظار از انسان‌هاي منصف به ويژه منسوبين شهيد بهشتي اينست كه اگر به مقابله با معاندان و كساني كه درصدد تحريف واقعيت‌ها هستند نمي‌پردازند لااقل با آنها به شكل‌هاي مستقيم يا غيرمستقيم همراهي نكنند. سي و يك سال پس از شهادت مظلومانه آيت‌الله بهشتي اكنون جيره خواران رژيم منحط شاهنشاهي تلاش جديدي را براي ملكوك كردن چهره پاك و مجاهد شهيد بهشتي آغاز كرده‌اند. بر همه ما به ويژه منسوبين اين شهيد والامقام واجب است با اين توطئه حساب شده به مقابله برخيزيم و اجازه ندهيم اذهان نسل‌هاي جديد و آينده را نسبت به اين متفكر مظلوم و خدوم بدبين نمايند. آيا بي‌توجهي به اين توطئه‌ها و همراهي با بعضي تلاش‌هاي انحرافي ظلم مضاعف به بهشتي مظلوم نيست؟!

واکنش یک حقوقدان به اظهارات رادان -کراوات و منع هایی که به تازگی درباره آن بوجود آمده است،

واکنش یک حقوقدان به اظهارات رادان

کد خبر: ۲۵۴۰۷۰

تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۱

بهمن کشاورز، حقوقدان در یادداشتی در روزنامه اعتماد درباره کراوات و منع هایی که به تازگی درباره آن بوجود آمده است، نوشت:

در سال 1365 قانونی تحت عنوان قانون نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباس هایی که استفاده از آنها در ملاعام خلاف شرع است یا عفت عمومی را جریحه دار می کند تصویب شد که به موجب آن برای تولیدکنندگان و فروشندگان این قبیل البسه مجازات هایی تعیین شده بود. در همین قانون موضوع فیلم ها، عکس ها و پوسترهایی که می توانستند مستهجن یا مبتذل تلقی شوند مطرح و تعیین تکلیف شده بود.

در سال 1375 قانون مجازات اسلامی در قسمت تعزیرات تصویب شد که مواد 637 تا 641 آن مربوط به جرائم ضدعفت و اخلاق عمومی بود. ماده 640 این قانون، قانون سال 1365 را بعضا نسخ کرده و قانون مذکور صرفا درموارد تعارض قابل اجراست.

قانون دیگری که به البسه مربوط می شود قانون مربوط به مد و لباس است که در آن تدابیری برای تشویق تولیدکنندگان ایرانی به تولید البسه و پوشاک ملی با ویژگی های خاص ایرانی و محلی پیش بینی شده است. در این قانون مورد بازدارنده یی غیر از الزام نیروی انتظامی به ممانعت از فروش البسه دسته دوم خارجی که به صورت قاچاق وارد کشور می شوند مشاهده نمی شود.

از بررسی مواد 637 تا 641 قانون مجازات اسلامی (پیش گفته) نیز درباره موارد قابل انطباق بر مساله لباس و پوشاک صرف این معنا به دست می آید که قانونگذار در نظر داشته مواردی برای بازدارندگی وارد کردن و تجارت یا صادر کردن و کرایه دادن این قبیل اشیا پیش بینی کند و درباره به کار برنده و استفاده کننده ضابطه یی تصریح نشده است.

بنابراین آنچه باقی می ماند ماده 638 است که می گوید: «هر کس علنا در انظار عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید علاوه بر کیفر عمل به حبس یا شلاق محکوم می شود و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نیست ولی عفت عمومی را جریحه دار می کند ایضا به حبس و شلاق محکوم می شود.»

ما نمی دانیم در اینجا موضوع استعلام چه بوده است ولی به مفاد نظریه استناد می کنیم که ماده 638 را صرفا ناظر بر مواردی دانسته که کسی در انظار عمومی تظاهر به عمل حرام کند یا مرتکب عملی شود که هر چند دارای کیفر نیست ولی عفت عمومی را جریحه دار می کند.

تا آنجا که من می دانم استفاده از کراوات که چیزی در حد شال گردن است نه حرام است و نه عفت عمومی را جریحه دار می کند. بنابراین استفاده از آن در اماکن عمومی و معابر و انظار عمومی بلامانع و مباح به نظر می رسد.

خانواده‌های محروم و مستضعف نخوانند: ۴۵ میلیون تومان ناقابل؛ آن هم در دولت عدالت محور!

خانواده‌های محروم و مستضعف نخوانند

کاسبی به سبک دانشگاه تهران!

اگر از خانواده‌ای محروم هستید، اگر از‌‌‌ همان طبقه مستضعفی هستید که چشم و امید امام خمینی (ره) بودید، باید دیگر هوس نخبه شدن فرزندانتان را فراموش کنید، چون دانشگاه تهران پولی، دوره شبانه این دانشگاه را ۳۰۰ درصد افزایش داده است. ۴۵ میلیون تومان ناقابل؛ آن هم در دولت عدالت محور!

کد خبر: ۲۵۳۷۹۳

تاریخ انتشار: ۰۶ تير ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۵

دیگر از گذشته‌هایی که قانون اساسی از تحصیل رایگان همه شهروندان کشور سخن می‌گفت، خبری نیست؛ هرچند هنوز هم در قانون اساسی چنین بندی هست!

به گزارش «تابناک»، پس از مشکلاتی که سازمان سنجش برای داوطلبان دکترا پیش آورد و سرانجام هم معلوم نشد که چه شده و دانشجویان چه کار باید انجام دهند، اکنون از گوشه و کنار خبر می‌رسد که دانشگاه تهران، بدون هیچ گونه آگاهی‌رسانی، شهریه دوره شبانه خود را برای دانشجویان دکترا سه برابر کرده و این شهریه را از ۱۶ میلیون به ۴۵ میلیون تومان رسانده است.

بنا بر این گزارش، هرچند این خبر تا کنون رسما از سوی دانشگاه تهران اعلام نشده است، مقامات گوناگون دانشگاه تهران این خبر را تأیید کرده‌اند؛ خبری که مایه بهت مردم و البته مسئولان است. مسئولانی که مردمی بیندیشند و نخواهند از نمد مردم محروم برای خود کلاهی بدوزند.

اما در این میان نکاتی است که یادآوری می‌شود:


نخست: اینکه چگونه می‌شود، دوره شبانه بزرگ‌ترین دانشگاه کشور، ناگهان با افزایشی ۳۰۰ درصدی روبه‌رو ‌شود؟ این پرسشی است که تصمیم‌گیران این دانشگاه باید به آن پاسخ دهند. احتمالا مسئولان این دانشگاه برای درآمدهای مردم، افزایشی ۵۰۰ درصدی پیش بینی کرده‌اند و متناسب با این موضوع، دوره شبانه خود را ۳۰۰ درصد افزایش داده‌اند یا احتمالا توقع دارند خانواده دانشجویان از یارانه واریزی دولت، این ۴۵ میلیون فرزندان خود را بپردازند! واقعا چه منطقی پشت این مسأله است؟ نجابت مردم البته مدت زیادی است که باعث سوء استفاده مقامات مختلف شده است .


دوم: آنکه علمای دانشگاه تهران که چنین تصمیمی را گرفته‌اند، چرا آن را پنهان می‌کنند و آشکارا از آن سخن نمی‌گویند؟ آیا این کار به این دلیل نیست که آنان می‌خواهند دانشجویان را به اصطلاح دام بیندازند تا دانشجویانی که نه راه پیش دارند و نه راه پس، ناگزیر به پرداخت این ۴۵ میلیون تومان شوند؟ چون اگر دانشجویی پذیرفته و بعد متوجه شود که این مقدار پول را باید بپردازد و از خانواده کارگری و کارمندی هم باشد و پدر خانواده نتواند این مبلغ را تأمین کند و او بخواهد انصراف دهد، به صورت خودکار از آزمون سال بعد هم محروم می‌شود! مگر اینکه اگر خانه‌ای و آپارتمانی هست، فروخته شود تا پدر محروم خانواده، هزینه نخبگی فرزندش را بپردازد!

سوم: در دفترچه داوطلبان انتخاب رشته از وجود دوره شبانه نام برده شده، ولی گویا دانشگاه تهران دوره شبانه ندارد و به جای آن، دانشگاه تهران پولی جایگزین شده است؛ دانشگاه تهران پولی دیگر آخر طنز است!

اکنون باید پرسید اگر دوره شبانه وجود ندارد و به جای آن دانشگاه تهران پولی هست، چرا در دفترچه انتخاب رشته به آن اشاره نشده تا دانشجویان محروم از آن بگریزند؟

چهارم: در دفترچه انتخاب رشته نوشته شده که سقف شهریه دوره‌های شبانه و... نزدیک ۴۵ میلیون تومان است که خود دانشگاه، مقدار مبلغ را در این سقف مشخص می‌کند.

اکنون پرسش این است که چرا دانشگاه تهران، سقف را به یکباره در نظر گرفته است؟ چگونه برای مثلا آزادسازی قیمت‌ها و حذف یارانه‌ها، شیبی پنج ساله در نظر گرفته می‌شود تا فشار کمتری به مردم وارد شود، ولی در این باره، ضربه‌ای کاری به جسم رنجور خانواده‌های نخبه پرور اما محروم، زده می‌شود تا هوس دکتر شدن فرزندان خود را فراموش کنند؟

براستی چرا این گونه است؟


اکنون فضای تحصیلات تکمیلی در اختیار طبقه مرفه جامعه ایرانی قرار گرفته و در این باره باید گفت، دوره شبانه دانشگاه تهران نیز در اختیار پولدار‌ها قرار می‌گیرد و بیشتر خانواده‌های محروم ایرانی با این رویه باید قید تحصیلات تکمیلی را بزنند. شاید مسئولان دانشگاه تهران بر این باورند که این دانشجویان و خانواده‌های محروم آنان، هزینه فرار مغز‌ها را هم ندارند، پس از این ناحیه ضربه‌ای به کشور نمی‌خورد، باید پولدار‌ها را جذب کرد که فرار مغز‌ها نکنند، حال آنکه این بیچاره‌ها و فقیر‌ها تا قیامت بیخ ریش ما گیر هستند!

نکته پایانی اینکه دانشجویان و خانواده‌های محرومی که امیدی به اصلاح این روند ندارند، در گفت‌وگو با خبرنگار «تابناک» یک التماس داشتند و آن اینکه مسئولان دانشگاه تهران رسما بگویند، میزان شهریه ۳۰۰ درصد رشد داشته تا آنان با خیال راحت انصراف دهند! با این همه، آیا به کسی در این دولت می‌توان چشم داشت؟

ایران سلاح هسته‌ای نخواهد ساخت، چون ما نمی‌خواهیم!

ولادیمیر پوتین:

ایران سلاح هسته‌ای نخواهد ساخت، چون ما نمی‌خواهیم! ؟؟؟؟؟

درست از هنگامی که خبر تصمیم پوتین برای سفر به سرزمین‌های اشغالی منتشر شد، گمانه‌زنی‌ها درباره محتوای احتمالی گفت‌و‌گوهای وی با مقامات رژیم صهیونیستی نیز آغاز گشت. با این حال، جزییات منتشره از سخنان پوتین و نتانیاهو، نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از احتمالات پیشین درست نبوده است.

کد خبر: ۲۵۳۹۴۵

تاریخ انتشار: ۰۶ تير ۱۳۹۱ - ۲۱:۳۸

درست از هنگامی که خبر تصمیم پوتین برای سفر به سرزمین‌های اشغالی منتشر شد، گمانه‌زنی‌ها درباره محتوای احتمالی گفت‌و‌گوهای وی با مقامات رژیم صهیونیستی نیز آغاز گشت. با این حال، جزییات منتشره از سخنان پوتین و نتانیاهو، نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از احتمالات پیشین درست نبوده است.

به گزارش «تابناک»، منابع خبری نزدیک به کابینه رژیم صهیونیستی، امروز بخشی از محتوای گفت‌و‌گوی نود دقیقه‌ای ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی را منتشر کرده‌اند.

بنا بر این گزارش، پیشتر، برخی روزنامه‌های آمریکایی و اسرائیلی پیش‌بینی می‌کردند در این دیدار، مقامات اسرائیلی برای همراهی با سیاست‌های خود به روسیه فشار وارد کنند، ولی به نوشته این منابع اسرائیلی، مهمترین نکته مطرح در سخنان این دو، تأکید قاطع پوتین بر این مسأله بوده که ایران به بمب هسته‌ای دست نخواهد یافت.

پوتین همچنین گزارش‌های منتشر در این باره را که مذاکرات ایران و ۱+۵ در مسکو بی‌فایده بوده، رد و تأکید کرده است که دو طرف در این مذاکرات جدی و محکم ظاهر شده‌اند.

وی همچنین با اشاره به مذاکرات فنی و کار‌شناسی که قرار است به زودی میان دو طرف برگزار شود، گفته است: برای نخستین بار، مذاکرات با ایران وارد موضوعات اساسی شده و بنابراین، از مذاکرات «اشتون ـ جلیلی» اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

پوتین همچنین باور عمومی مبنی بر اینکه روسیه نقش خود را به یک بیننده منفعل محدود نموده، رد کرده و گفته است: برعکس، روسیه در پشت صحنه، تلاش بسیاری برای رسیدن به یک توافق انجام داده و توانی که در این راه صرف کرده، قابل توجه است.

پوتین در ادامه درباره میزان آگاهی این کشور از جزییات برنامه هسته‌ای ایران گفته است: «ما بیش از آمریکایی‌ها درباره آنچه پیرامون توانایی‌های هسته‌ای ایران در حال رخ دادن است، آگاهیم».

در پایان، پوتین به نتانیاهو گفته که استفاده اسرائیل از نیروی نظامی علیه برنامه هسته‌ای ایران ضرورتی ندارد. این در حالی است که اسرائیل دقیق می‌داند روسیه تا چه میزان برای جلوگیری از ساخت سلاح هسته‌ای توسط ایران تلاش کرده است.

وی همچنین در این باره اظهار داشته: «وجود سلاح هسته‌ای در دست ایران، با منافع روسیه در تضاد است؛ بنابراین، این کشور چنین سلاحی به دست نخواهد آورد».

گفته‌ها و ناگفته‌های روزنامه‌های صبح امروز : مرغ سال گذشته ۲۵۰۰، امسال ۷۰۰۰ تومان!

گفته‌ها و ناگفته‌های روزنامه‌های صبح امروز

مرغ سال گذشته ۲۵۰۰، امسال ۷۰۰۰ تومان!

«قیمت‌های کنونی کاذب است»؛ این را روزنامه ایران گفته و از پخش روزانه بیست تن مرغ ۴۴۰۰ تومانی خبر داده و نوشته است: قیمت‌های کنونی کاذب است و به زودی شاهد تعدیل قیمت‌ها خواهیم بود.

کد خبر: ۲۵۳۲۶۷

تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۲

گویا تابستان داغ و طولانی برای مجلس آغاز شده است. تعویق اجرای فاز دوم هدفمندی، دیدار با وزیر انگلیسی در کابل و هم‌اکنون افزایش بی‌سابقه و عجیب بهای مرغ، باعث شده تا بتوان روزهای پر کار و پر جدالی را برای مجلس متصور شد.

اکنون که علی اکبر صالحی به دلیل دیدار پرحاشیه‌اش با «ویلیام هیگ» به مجلس احضار شده است، فرا‌تر رفتن بهای مرغ از کیلویی شش هزار تومان ـ آن هم در آستانه ماه مبارک رمضان ـ شاید پای وزیر حهاد کشاورزی را به مجلس باز کند.

در این باره باید گفت، بهای مرغ که سال گذشته در مرز ۲۵۰۰ تومان بود، در فاصله یک سال به بیش از شش هزار تومان رسیده است.

روزنامه قدس با گزارشی با نام «مرغ، چاشنی استیضاح وزیر» به این موضوع پرداخته است.

افزایش بهای مرغ، روزنامه ایران را هم به واکنش واداشته است. پیشتر‌ها که این روزنامه از ترفندهای دولت برای سروسامان دادن به بازار لبنیات خبر می‌داد، سرانجام سپر انداخت و نوشت: دولت برای پایین آوردن بهای شیر به میدان آمد، ولی شیر کمیاب شد.

اکنون نیز در حالی که بهای بالای مرغ در چند روز اخیر، بازار مواد غذایی را به هم ریخته، این روزنامه، از پخش روزانه بیست تن مرغ ۴۴۰۰ تومانی خبر داده و نوشته است که قیمت‌های کنونی کاذب است و به زودی شاهد تعدیل قیمت‌ها خواهیم بود.

اما تیتر یک روزنامه ایران، پرده‌برداری از یک فتنه جدید است. از سال ۸۸ که عبارت «فتنه» وارد ادبیات سیاسی کشور شد، این کلمه کاربردهای گوناگونی پیدا کرد و اکنون روزنامه دولت از آن برای اختلاف‌های آماری بهره برده و از فتنه بی‌اعتبار کردن آمار رسمی سخن به میان آورده است.

«فتنه بی‌اعتبار کردن آمارهای رسمی»، تیتر یک روزنامه ایران است که در آن، این روزنامه به بررسی بی‌اعتمادی به مراکز آمار پرداخته و نوشته است: «پروژه بی‌اعتباری به مراکز آمار را چه کسانی کلید زده‌اند؟». به هر حال، آمار، چالش برانگیز‌ترین شاخصه دولت در چند سال اخیر بوده و همواره منازعات فراوانی بر سر آمار رسمی کشور در گرفته است.

اعتراف عبدالله گل به شکستن حریم هوایی سوریه و تجاوز به این کشور، باعث شد تا بحران سوریه، وارد فاز جدیدی شود. کیهان، امروز به بازتاب سرنگونی جنگنده ترکیه در سوریه پرداخته و نوشته است: «بشار اسد از اردوغان زهر چشم گرفت» و گفت که مقامات سوریه نشان دادند، از جنگ نمی‌ترسند و از حاکمیت خود دفاع می‌کنند.

روزنامه تهران امروز هم از ساقط کردن این جنگنده به عنوان پیام قاطع دمشق به آنکارا یاد کرد و شرق این تحولات را «آتش بدون دود» میان سوریه و ترکیه دانست.

اما روزنامه رسالت در سرمقاله امروز خود، ماجرای سوریه را «ناقوس جنگ در منطقه» خواند،ولی در عین حال این روزنامه تیتر یک خود را به سخنان علی لاریجانی در مراسم اهدای جایزه کتاب سال سپاه اختصاص داده که گفته بود: «تعرض به سپاه نادانی سیاسی بود» و در ادامه یادآور شده بود که برای حفاظت از انقلاب اسلامی، دستگاه دیگری جز سپاه نداریم.

سخنان لاریجانی در این مراسم و واکنش او به اتهاماتی که در ماجرای زمین‌خواری به او وارد شده، باعث شد تا او نقش پر رنگی در صفحه نخست روزنامه‌های امروز داشته باشد. لاریجانی در واکنش به اتهامات مطرح به وی که از مدت‌ها پیش نیز در رسانه‌ها نقل می‌شد، گفت: هر کسی که مدرکی در این زمینه دارد، به قوه قضائیه ارائه کند.
 
رئیس سازمان زندان‌های کشور هم روز گذشته سخنانی گفته که روزنامه آرمان، بخشی از آن را با نام «اصلا زندانی سیاسی نداریم» روی صفحه نخست خود جای داده است.

رئیس سازمان زندان‌های کل کشور، درباره وضعیت زندانیان سیاسی و نداشتن مرخصی‌های آنان گفت: نخست این که باید بگویم، ما زندانی سیاسی نداریم، ولی زندانی امنیتی داریم که در قانون برایش مجازات تعریف شده است. این افراد که مدعی شده‌اند، اصلا به این زندانیان مرخصی داده نمی‌شود، آیا یک بار شده بیایند و آیین‌نامه سازمان زندان‌ها را بخوانند؟

اما برگزاری نخستین حراج ایرانی در تهران هم با تصویری از رضا کیانیان که به عنوان نخستین حراج گردان ایرانی، چکش حراج را به دست گرفته بود، تصویر یک روزنامه‌های شرق، اعتماد و هفت صبح بود.

گفتنی است، شب گذشته با حضور نزدیک به هزار نفر از جمله مدیر حراج کریستی دبی، نخستین حراج هنری ایران در هتل پارسیان چکش خورد و تابلویی از سهراب سپهری، به بهای دو میلیارد و صد و پنجاه میلیون تومان فروخته شد.

هفت صبح از حراج دو میلیاردی با چکش رضا کیانیان نوشته و در گزارش خود از چشمان حیرت زده رئیس کریستی در تهران خبر داده است.