معرفی وزیر جدید برای وزارت علوم؛
سرانجام وزارت علوم پس دو ماه التهاب / فرجی دانا چه موضعی درباره فتنه دارد؟
به گزارش فرهنگ نیوز، فشار عناصر تندرو و افراطی اصلاحطلب بر دولت یازدهم، نهتنها موضوعی نیست که بتوان انکار کرد بلکه فشار این دسته از افراد بر دولت «تدبیر و امید»، اکنون دیگر حالتی علنی بهخود گرفته است.
جدیدترین مستند صوتی تجربه مذاكره ایران و آمریكا در سایت KHAMENEI.IR
جدیدترین مستند صوتی تجربه مذاكره ایران و آمریكا در سایت KHAMENEI.IR
به گزارش فرهنگ نیوز ، این مستند صوتی، بازخوانی تجربه مذاكره جمهوری اسلامی ایران و آمریكا در سال ۸۶ در موضوع عراق به روایت اعضای هیأت دیپلماتیك ایرانی مذاكرهكننده با آمریكاست.
رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اخیرشان در دانشگاه شهید ستاری، با تاكید بر بدبينی و بیاعتمادى جمهوری اسلامی به دولت ایالات متحدهی آمریكا، این دولت را دولتى غيرقابل اعتماد، خودبرتربين، غيرمنطقى و عهدشكن و دولتى سخت در پنجهى تصرّف و اقتدار شبكهى صهيونيسم بينالمللى دانسته بودند.
به مناسبت این سخنان، پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR مستند صوتی «تجربه مذاكره» را منتشر خواهد كرد.
این مستند صوتی، بازخوانی تجربه مذاكره جمهوری اسلامی ایران و آمریكا در سال ۸۶ در موضوع عراق به روایت اعضای هیأت دیپلماتیك ایرانی مذاكرهكننده با آمریكاست.
در این مستند صوتی از بیانات حضرت آیتالله خامنهای درباره مسئلهی مذاكره با آمریكا در موضوع عراق و بخشهایی از مصاحبه با آقایان كاظمی قمی، امیریفر و امیرعبداللهیان، سه عضو هیأت دیپلماتیك ایرانی مذاكرهكننده با آمریكا استفاده شده است.
برای دیدن پوستر با کیفیت بالا بر رو عکس کلیک کنید.
پاسخ احمدی نژاد به ممنوع الخروجی خاتمی
پاسخ احمدی نژاد به ممنوع الخروجی خاتمی
به گزارش فرهنگ نیوز ، محمود احمدینژاد رئیسجمهور سابق کشورمان در گفتوگو با تسنیم، در واکنش به اظهارات منتشره از علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در روزنامه لوموند که گفته بود، ممنوعالخروج بودن محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات جزء عادات بد دولت احمدینژاد بوده است، گفت: ممنوعالخروجی؟ احمدینژاد؟ این موضوع قضایی است. چه ربطی به ما دارد؟ من حتی اگر این اختیار را داشتم هرگز این کار را نمیکردم.
وی افزود: محمد خاتمی 8 سال در کشور رئیسجمهور بوده؛ گرچه ما ممکن است در شیوه اداره کشور اختلافنظر داشته باشیم ولی به هرحال فردی رئیس کشور بوده و اینکه رئیسجمهور بعدی بیاید بگوید او ممنوع الخروج شده چه معنایی میتواند داشته باشد؟
احمدینژاد با بیان اینکه فکر نمیکنم موضوع مطرح شده حرف درستی باشد، گفت: این درست نیست؛ ما هرچقدر هم اختلاف نظر و اختلاف سلیقه داشته باشیم، بالاخره اصول و خطوطی را رعایت میکنیم.
وی در پاسخ به این سوال که آیا شما قویا این موضوع را رد میکنید؟ گفت: من از شما و از این طرف و آن طرف شنیدم؛ بالاخره خوب است بعضی چیزها رعایت شود، حالا... ، من تازه شنیدم این حرف را، این در اختیار رئیسجمهور نیست؛ بلکه یک مسئله قضایی است و ربطی به رئیسجمهور ندارد؛ من تعجب میکنم.
رئیسجمهور سابق کشورمان اضافه کرد:من قضاوت نمیکنم و این چیزی است که ربطی به رئیسجمهور ندارد.
احمدینژاد در پاسخ به پرسش دیگری درباره اظهارات اخیر حجتالاسلام حسن روحانی مبنی بر اینکه دولت را با خزانه خالی و انبوهی از بدهی تحویل گرفته است، خاطرنشان کرد: این را مسئول مربوطه پاسخ میدهد و به زودی پاسخ داده میشود.
رئیسجمهور سابق کشورمان در پاسخ به این سوال که دانشگاه ایرانیان در چه وضعیتی قرار دارد با گفتن این جمله که "نه دیگر، داری مصاحبه را به کنفرانس خبری تبدیل میکنی" افزود: انشاءالله در آینده هم صحبت میکنم. همه چیز خوب است ، خداروشکر.
تغییر سبک زندگی ؛ هدیه تبلیغات تلویزیونی برای خانواده ایرانی
هدیه تبلیغات تلویزیونی برای خانواده ایرانی
به گزارش فرهنگ نیوز، بدون شک تلویزیون یکی از پر طرفدار ترین و پر مخاطب ترین ابزار های رسانه ای است که تا کنون به دست بشر اختراع شده و مورد استفاده قرار می گیرد؛ رسانه ای که با برنامه های متنوع هر روزه میلیون ها بیننده را به خود مشغول می دارد و ما گاه بی آن که خود متوجه باشیم ساعت ها به تماشای آن می نشینیم.
اگرچه افراد به فراخور نیازها و علائق خود نسبت به بهره گیری از برنامه های گوناگون و شبکه های مختلف تلویزیونی دست به انتخاب می زنند اما نکته ی حائز اهمیت اینجا است که یک مخاطب تلویزیون به طور ناخواسته همواره در معرض حجم وسیعی از اطلاعات و برنامه های تبلیغاتی قرار دارد که الگوی مصرف و سبک زندگی وی را هدف قرار می دهند؛ دریافت این اطلاعات از سوی مخاطب خواه نا خواه به بروز تأثیرات نامطلوب و گاه آسیب های جدی منجر خواهد شد.
* ترویج مصرف گرایی
یکی از مهمترین عوارض ناخوشایند این گونه تبلیغات را می توان در اصالت بخشیدن به مصرف گرایی، تجمل طلبی و مارک زدگی مشاهده کرد که متأسفانه امروزه نمودهای آن در جامعه به وفور نمایان است.

در این جا لازم به ذکر است که تبلیغات به خودی خود موضوعی مذموم به شمار نمی رود و تا زمانی که به عنوان روشی برای معرفی کالاها و محصولات تولیدی صاحبان صنایع و تولید کنندگان داخلی مورد استفاده قرار می گیرد در خور نکوهش نیست؛ اما مشکل از آن جایی آغاز می گردد که برنامه سازان تلویزیونی و تولید کنندگان آگهی های بازرگانی با استفاده از شگردهای گوناگون تبلیغاتی و برای دست یابی به سود بیشتر موجبات دامن زدن به فرهنگ مصرفی و گسترش میل به تجمل گرایی را در جامعه فراهم می آورند و از طریق زمینه سازی ذهنی و فرهنگی به تبدیل نیازهای کاذب به نیازهای واقعی بیننده می پردازند، در چنین شرایطی مخاطب در وضعیتی قرار می گیرد که استفاده از لوازم لوکس و خرید کالاهای هدف را تنها راه پیشرفت و کسب منزلت اجتماعی می پندارد.

* ترویج تجمل و بروز احساس ناکامی برای اقشار ضعیف
در تبلیغاتی از این دست تلاش می شود تا خانواده ی خوشبخت با نمایش دادن زندگی مجلل و خانه ای با انواع گوناگون لوازم رفاهی لوکس و غیر ضروری به تصویر کشیده شود. اما آن چه نباید از نظر دور نگاه داشته شود این است که رسانه ای همچون تلویزیون با توجه به حجم انبوه بینندگان دارای طیف های گوناگونی از مخاطبین است، مخاطبینی که تنها اقلیتی از آنان از قشر مرفه جامعه بوده و دارای قدرت خرید کالاهای تبلیغاتی می باشند اما سایر بینندگان که عمدتاً از اقشار متوسط یا ضعیف و کم در آمد جامعه می باشند به علت عدم توانایی در خرید محصولات جدید بیشترین آسیب روانی را متحمل شده و احساس سرخوردگی و ناکامی خواهند کرد که این امر در میان مخاطبین جوان عوارض و آثار وخیم تری به دنبال خواهد داشت.

بااین وصف و با توجه به نقش تأثیر گذار تلویزیون و آگهی های تبلیغاتی آنچه مسلم است ترویج مدگرایی و گسترش فرهنگ مصرفی و اسراف کارانه پیامد های منفی فراوانی درجامعه خواهد داشت که ایجاد حس رقابت اجتماعی، میل به خودنمایی و سوق دادن افراد به سوی اعمال بزهکارانه به منظور دست یابی به پول بیشتر از جمله مهم ترین آن هاست.
علاوه بر این تجمل گرایی به عنوان پدیده ای مذموم و یکی از نابهنجاری های اجتماعی در احادیث و روایات دینی و مذهبی نیز به شدت مورد نکوهش قرار گرفته و لزوم پرهیز از اسراف و تبذیر همواره مورد تأکید دین مبین اسلام است.

* زنان، هدف اصلی آگهی های تبلیغاتی
جای تردید نیست که استفاده از روش های نادرست تبلیغاتی با ایجاد چشم و هم چشمی موجب بروز و تقویت اختلافات خانوادگی خواهد شد چرا که زنان خانه دار که به طور معمول فرصت بیشتری برای تماشای برنامه های تلویزیونی را دارند بزرگ ترین گروه هدف آگهی های تبلیغاتی می باشند. با این وصف پرهیز از اسراف و تبذیر و دوری از تجمل گرایی و چشم و هم چشمی نیازمند ایجاد بستری مناسب از طریق فرهنگ سازی برای اصلاح الگوی مصرف است که بهترین راه کار آن بالا بردن سطح بینش و اطلاعات رسانه ای مخاطبین است، وظیفه ای که شاید هیچ نهاد یا رسانه ای به اندازه ی خود تلویزیون قادر به انجام آن نباشد.
بنابراین از مسئولان و برنامه سازان انتظار می رود با دقت نظر بیشتری نسبت به ساخت و نظارت بر محتوای تبلیغات رسانه ای اقدام نمایند و در کنار پخش اگهی های پر حجم بازرگانی در خنثی کردن آثار منفی این گونه برنامه ها نیز اهتمام ورزند.
شناسایی 3 دهک ثروتمند با روش جدید
معاون اول رئیس جمهور گفت: سه دهک ثروتمند جامعه برای حذف یارانه نقدیشان با روش جدید شناسایی خواهند شد.
گلشیفته فراهانی در تبلیغ شرکت مازراتی/ عکس
عکس/ مجری من و تو روی جلد روزنامه منسوب به مشایی
تغییر سیاسی تابلوی ورودی گرمسار!+عکس
این در حالی است که زادگاه حسن روحانی در شهر سرخه در نزدیکی سمنان است و هیچ ارتباطی با گرمسار ندارد اما آرادان که زادگاه محمود احمدی نژاد بود جز توابع گرمسار بود.
ایسنا
او دختر، خواهر، همسر و مادر شهید است +عکس
می گفتند هم فرزند شهید است هم خواهر دو شهید. البته فقط این هم نبود همسر و یک فرزندش را هم تقدیم میهن کرده بود. یک زن که 5 شهید را با دستان خودش به خاک سپرده و به تنهایی 6 فرزند دیگرش را بزرگ کرده است تا همه آن ها امروز به سهم خودشان آدم های موثری باشند برای جامعه...
دعای مادرم ما را میراث دار 5شهید کرد
از او می پرسم که چطور 5 مرد زندگی اش در راه دفاع از میهن شهید شده اند؟ می گوید: پدرم مرد با صفایی بود و البته مومن و انقلابی. مادرم هم دست کمی از او نداشت شاید بتوان گفت حتی با انگیزه تر هم بود. هردوشان یک پای ثابت تظاهرات علیه رژیم پهلوی در زمان انقلاب بودند. جنگ هم که شروع شد پدرم کشاورزی را رها کرد دست سه برادرم ابراهیم، حسین و مهدی را گرفت و رفت جبهه. می گفت این انقلاب مال ماست اگر من نروم یا پسرهایم را به جبهه نفرستم چه کسی از این انقلاب دفاع کند؟ یک روز مادرم که حالا 80 سال دارند و با وجود کهولت سن همچنان پُرانرژی هستند، در مراسم تشییع پیکر شهدا در حرم رضوی، رو می کند سمت گنبد و گلدسته ها و می گوید: چرا من لیاقت ندارم مادر شهید باشم؟او ادامه می دهد: اجابت دعای مادر چندان طول نکشید چون همان حدود بود که مهدی، برادر 16 ساله ام اولین شهید خانواده در جبهه مهران به شهادت رسید. این خواهر شهید از نحوه خبر شهادت اولین شهید خانواده این گونه روایت می کند: خبر داشتیم که پدر مجروح شده و در بیمارستان بستری است اما از شهادت مهدی فقط همسایه ها خبر داشتند. نمی دانم چرا ولی احساس می کردیم رفتارشان غیرعادی است. گویا پیکر مهدی را به درخواست پدرم در سردخانه بیمارستان امام رضا (ع) نگه داشته بودند تا خودش از تخت بیمارستان خلاص شود. پدرم با جراحتی که چشمانش را نابینا کرده بود به خانه آمد. خانه ما دیوار به دیوارخانه پدرم بود. هوا هنوز کاملا تاریک نشده بود که پدرم پیغام داد، بروم پیش آن ها.گفته بود بگویید مریم بیاید، دامادی برادرش است! اتفاقا آن روزها صحبت برگزاری مجلس دامادی برادرم ابراهیم هم بود. فکر کردم همان است که جدی شده، اما جشن عروسی در کار نبود پدر بدون آنکه خم به ابرو بیاورد خبر شهادت مهدی را به ما داد.
شارلاتانهای رسانهای با نقاب تدبیر و امید
شارلاتانهای رسانهای با نقاب تدبیر و امید
سایت وابسته به ستاد انتخاباتی محمدرضا عارف، از وقوع پدیده شارلاتانیزم رسانهای تحت عنوان حامیان دولت تدبیر و امید خبر داد.
وبسایت «امید» در گزارشی نوشت: با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید تعدادی پایگاه خبری و وبسایت با بهرهگیری از عنوان «تدبیر» و مشتقات آن سعی در منتسب کردن خود به جریانات و افراد نزدیک و درون دولت داشته و دارند. این وبسایتها تلاش میکنند خود را همسو و تاثیرگذار در دولت اعلام کرده و چنین به نظر برسند که مرجع اصلی اخبار مرتبط با دولت در فضای رسانهای غیررسمی هستند.
یکی از این وبسایتها که از عنوان خبرگزاری در معرفی خود استفاده میکند یکی از مهمترین و بارزترین نمونههای این سایتهاست که بدون داشتن مجوز، خود را خبرگزاری معرفی کرده و با فضاسازی رسانهای و برگزاری یک مراسم افتتاح پرزرق و برق و دعوت از تنی چند از چهرههای اصلاحطلب خود را وابسته به لایههای اصلی نزدیک به دولت تدبیر و امید مطرح کرد.
سایت وابسته به حامیان عارف میافزاید: سایت خبری مذکور در نخستین جلسه اعلام آغاز به کار در دفتر مجری سابق صداوسیما، به خبرنگاران معرفی شد و مراسم رسمی آغاز به کار این سایت در هتل بزرگ تهران با محوریت همان مجری سابق و دعوت وی از سیاسیون و فعالین رسانهای اصلاحطلب صورت گرفت. این مجری سابق، در گذشته چند تجربه ناموفق مطبوعاتی داشته که در مهمترین آنها چهارماه اداره غیرشفاف اقتصادی و مالی یک روزنامه به چشم میخورد که در نهایت منجر به تعطیلی و بیکاری تعدادی از اصحاب رسانه شد. خبرنگاران آن روزنامه بعدها اعلام کردند بخش اعظم دستمزد خود را هیچ وقت دریافت نکردهاند. چهره رسانهای مذکور همواره مدعی است که با اصلیترین چهرههای اصلاحات و دولت تدبیر و امید در لایههای اول مرتبط است، در مهمترین جلسات تصمیمساز سران اصلاحات حضور پررنگ دارد و حتی طرف مشورت برخی از وزراء و سران کشور است.
«امید» با تکذیب ارتباط وبسایت مورد اشاره با برادر رئیسجمهور، هدف اصلی چنین حرکتهایی را به دست آوردن منفعت مالی عنوان کرده است.
نامه نهاد ریاست جمهوری برای برکناری علیپور
نامه نهاد ریاست جمهوری برای برکناری علیپور
طی نامهای به علی کفاشیان از وی خواسته شده در سریعترین زمان ممکن حجتالاسلام علیرضا علیپور دبیر هیات رسیدگی به تخلفات فوتبال را برکنار کند.
پایگاه اطلاع رسانی دانا نوشت: این نامه از نهاد ریاست جمهوری به فدراسیون فوتبال ارسال شده است و مهر محرمانه خورده است.
علیپور در چند سال حضورش در کمیته تخلفات تلاش زیادی را انجام داد نا ناپاکی های فوتبال را به حداقل برساند و در این راه حتی باعث شد تا تعدادی از مربیان و بازیکنان مشهور برای مدتی از حضور در فوتبال محروم شوند.
البته کفاشیان هنوز در این خصوص اقدامی انجام نداده است و حتی در پاسخ به سوالی که از وی در خصوص ارسال این نامه سوال شد جواب روشنی نداد و فقط اعلام کرد که با علیپور مشکلی ندارد.
در حالی این خبر به بیرون درز کرده است که مشخص نیست چرا باید این نهاد طی نامه ای خواهان رفتن علیپور از فوتبال شود. سوالی که پاسخ آن طی روز های آینده مشخص می شود.
پایان 39 ماه افزایش تورم
پایان 39 ماه افزایش تورم
بررسیها نشان میدهد با وجود افزایش «تورم میانگین» در شهریورماه، روند افزایشی تورم متوقف شده است و بر اساس پیشبینیها، از آبانماه اقتصاد ایران شاهد کاهش شاخص تورم خواهد بود.
به گزارش قدس آنلاین به نقل از دنیای اقتصاد،پیشبینی میشود با فرض تداوم روند کنترلی تورم در ماههای آتی، نزول تورم تا سال 94 ادامه یابد و چشمانداز تورم تکرقمی تا پایان این سال نیز برآورد شده است. این در حالی است که به گفته برخی از کارشناسان، عواملی مثل «تغییر در انتظارات» به دنبال تحول در روابط خارجی و نیز «راهکارهای دولت در جبران کسری بودجه»، بر روند تورمی پیش روی اقتصاد کشور اثرگذار خواهد بود. بر این اساس، برخی از کارشناسان توصیه میکنند دولت به جای راهکارهای آزموده شده برای جبران کسری بودجه «مثل استقراض از بانک مرکزی» که اثرات تورمی بیشتری برای اقتصاد کشور دارد، از طریق تعدیل در قیمتها به دنبال ایجاد توازن در بودجه نامتوازن کنونی خود باشد.
تغییر مدیرمسوول «ایلنا»/تذکر به نشریههای «9 دی» و «یا لثارات الحسین»
تغییر مدیرمسوول «ایلنا»/تذکر به نشریههای «9 دی» و «یا لثارات الحسین»
در جلسهی امروز هیأت نظارت بر مطبوعات، با تغییر مدیرمسوولی «خبرگزاری کار ایران» از «مسعود رحمت حیدری» به «اسرافیل عبادتی ساری قیه» موافقت شد.
به گزارش (ایسنا)، در جلسهی امروز هیأت نظارت بر مطبوعات، شماری از تقاضاهای صدور مجوز نشریات بررسی شد که در آن، 10 نشریه مجوز انتشار دریافت کردند. در این بین، صدور مجوز برای 1 ماهنامه، 7 فصلنامه و 2 دوفصلنامه و شماری از درخواستهای تغییر مدیرمسوولی و تغییر وضعیت نشریات مورد بررسی قرار گرفت.
ازفروش کارخانه100میلیاردتومانی به12میلیاردتومان
ازفروش کارخانه100میلیاردتومانی به12میلیاردتومان وتبادل کامنتی دختر26ساله باوزیرامور خارجه وپخش مسابقه قویترین زنان ایران درتلویزیون تاشعارتبلیغاتی عجیب یک شهردارو رسوایی خانم مجری در برنامه زنده!
قدس آنلاین-قاانی:در بسته ویژه خبری امروز می توانید مطالبی درخصوص فروش یک کارخانه 100میلیاردتومانی به12میلیاردتومان وشعارتبلیغاتی عجیب یک شهردارو...را مطالعه کنید.
فروش کارخانه 100میلیاردتومانی به12میلیاردتومان! بهرام بیرانوند عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس نهم در تذکری خطاب به وزیر اقتصاد و بانک مرکزی گفت: کارخانجات نساجی بروجرد با ارزش صدها میلیارد تومان در سال 89 به گونهای وحشتناک واگذار شده که 12 میلیارد تومان به صورت نقدی دریافت شد و در حالی که 24 میلیارد تومان موجودی انبار است، قرار است در سال 96 این مبلغ به صورت اقساطی پرداخت شود که درخواست بررسی این موضوع را داریم.
خرازی نوشتهاش را در باره نوه امام اصلاح کرد
خرازی نوشتهاش را در باره نوه امام اصلاح کرد
صادق خرازی پس از انتشار یادداشت تندش در انتقاد از اظهارات منسوب به نعیمه اشراقی در صفحه فیسبوکش از تماس اشراقی با وی خبر داد و نوشت که نوه امام راحل گفته که: هرگز بخودم اجازه نمیدهم چنین جسارتی آن هم من که نوه حضرت امام هستم به امام و آرمانهای امام و شهیدانمان بکنم.
سفیر سابق ایران در فرانسه و معاون ستاد تبلیغات جنگ در دوران دفاع مقدس در صفحه فیسبوکش نوشت: لحظاتی قبل خانوم نعیمه اشراقی با من تماس گرفتند و گفتند: من هرگز چنین کاری نکردم و با فیسبوک و نام جعلی دیگری این اقدام صورت گرفته است و همچنین تاکید کردند برادر همسرم که فرزند مرحوم آیت الله طاهری اصفهانی است از شهدا و خانواده همسرم نیز از خاندان معظم شهدا هستند و من خاک کف پای شهیدانم و هرگز بخودم اجازه نمیدهم چنین جسارتی آن هم من که نوه حضرت امام هستم به امام و آرمانهای امام و شهیدانمان بکنم.
با توضیحاتی که سرکار نعیمه خانوم اشراقی دادند وظیفه شرعی و اخلاقی من است که حمل بر صحت کنم و توضیحات ایشان را بر هر نکته ای دیگری رجحان دهم! امیدوارم همه ما پاسدار فضیلت ها و آرمان شهیدانمان باشیم و خود را متعهد بدانیم که شهیدانمان سرچشمه بزرگواری و وحدت ملت ایران هستند. همه ما با هر دیدگاهی و هر مذهبی و ایمانی نمی توانیم نسبت به کسانی که با خون خود در برابر دشمن ایستادگی کردند و همچنین خانواده های ایشان که با شرف وعزت مقاومت وابستادگی وصبوری کردند بی تفاوت باشیم.
واکنش تند خرازی به اظهارات منتسب به اشراقی+واکنش نعیمه اشراقی
واکنش تند خرازی به اظهارات منتسب به اشراقی+واکنش نعیمه اشراقی
صادق خرازی پس از انتشار یادداشتی در انتقاد از اظهارات منسوب به نعیمه اشراقی در صفحه فیسبوکش از تماس اشراقی با وی خبر داد.
صادق خرازی سفیر سابق کشورمان در فرانسه و معاون ستاد تبلیغات جنگ در دوران دفاع مقدس در صفحه فیسبوکش نوشت: لحظاتی قبل خانوم نعیمه اشراقی با من تماس گرفتند وگفتند، من هرگز چنین کاری نکردم و با فیس بوک و نام جعلی دیگری این اقدام صورت گرفته است و همچنین تاکید کردند برادر همسرم که فرزند مرحوم آیت الله طاهری اصفهانی است از شهدا و خانواده همسرم نیز از خاندان معظم شهدا هستند و من خاک کف پای شهیدانم و هرگز بخودم اجازه نمی دهم چنین جسارتی آن هم من که نوه حضرت امام هستم به امام وآرمان های امام و شهیدانمان بکنم.
با توضیحاتی که سرکار نعیمه خانوم اشراقی دادند وظیفه شرعی و اخلاقی من است که حمل بر صحت کنم و توضیحات ایشان را بر هر نکته ای دیگری رجحان دهم !
امیدوارم همه ما پاسدار فضیلت ها و آرمان شهیدانمان باشیم و خود را متعهد بدانیم که شهیدانمان سرچشمه بزرگواری و وحدت ملت ایران هستند.
همه ما با هر دیدگاهی و هر مذهبی و ایمانی نمی توانیم نسبت به کسانی که با خون خود در برابر دشمن ایستادگی کردند و همچنین خانواده های ایشان که با شرف وعزت مقاومت وابستادگی وصبوری کردند بی تفاوت باشیم.
عصبانیت سیدمحمد خاتمی از اصلاحطلبان/ چرایی تعطیلی جلسات "کابینه در سایه" احمدی نژاد/ خواسته های غرب
حامیان هاشمی رفسنجانی در جلسه انتخاباتی خود گفته اند برای مجلس آینده باید نیروهای خود را در قالب دو لیست اعتدالیون و اصولگرایان وارد مجلس نماییم.
دروغ "بابک زنجانی" فاش شد
افشاگری 9 میلیاردتومانی داود احمدی نژاد علیه محمود/ با دولت روحانی توافق شده صدایش را درنیاورند
احمدینژاد از قانون عدول کرد و این میشود که در ثبت نام انتخابات دست مشایی را بلند و از جایگاه قانونی خود را خرج یک آدم میکند و سعی دارد شخصی را بر مردم تحمیل کند و احمدینژاد اگر انتخابی داشت باید من را معرفی میکرد ولی من را برادر قرار نداد. چراکه به وی انتقاد کردم.
متن این گفتوگو را در زیر بخوانید:
از ابتدا تا آخر گفتوگو علاوه بر صدای گفتوگو و شاترهای عکاسی پژواک انار خوردن مسئول اسبق بازرسی نهاد ریاست جمهوری نیز به گوش میرسید. در طول گفتوگو مشخص بود دل پری از مشایی دارد و بارها در طول مصاحبه بحثهایی را بیان کرد که ما مجبور به قطع دستگاه ضبط صوت شدیم و برای انتشار آنها منع داشتیم. از آنجایی که قبلا گفته بود سعید جلیلی نیز راه احمدینژاد را میرود و برای اینکه از جزئیات حضورش در انتخابات با خبر شویم سوال اول را اینگونه پرسیدیم:
شما یکی از چهرههایی بودید که برای ثبت نام در انتخابات آمدید، دلیلحضور و انصراف شما چه بود؟
همیشه خواست نظام این است که بازار انتخابات داغ باشد و هر کسی وظیفه دارد این بازار را داغ کند و من هم با حضورم بازار را داغ کردم.
به نفع جلیلی کنار رفتید؟
خیر. من به ایشان انتقاد شدید هم داشتم. برخی از دوستان گفتند به نفع ولایتی کنار بروم و چون ولایتی پختهتر از جلیلی بود برای ولایتی تبلیغ کردیم ولی تشکیلات ولایتی خیلی ضعیف بود و موفق نشد.
با توجه به روی کار آمدن آقای روحانی آیا باز هم اصولگرایان توان بازگشت به قدرت را دارند؟
نظام ما آزاد است و مردم نیز اختیار دارند.این موضوع به عملکرد این آقایان بستگی دارد، همانطور که به عملکرد احمدینژاد بستگی داشت و چون احمدینژاد عقلش را به دست جریان انحرافی داد و مردم نیز این را فهمیدن دیگر از آنها استقبال نشد. باید اشاره کنم رهبر انقلاب بالای سر این ملت است و هرجا که باید حرفی را بزند میزند و با کسی رو دربایستی ندارد.
دلیل اختلاف شما با احمدینژاد چه بود؟
جریان انحرافی که دور وی را گرفته بود وگرنه ما با برادرمان که پدر کشتگی نداشتیم.
خیلیها گفتند شما به دنبال سهم خواهی بودید و احمدینژاد هم به سینه شما دست رد زد و سبب شد شما به مخالفان او تبدیل شوید، این ادعا را قبول دارید؟
بله. ما دنبال سهم خواهی بودیم ولی سهم انقلاب و ولایت. سهم ما ولایت بود و ما میخواستیم هر کسی، هر کجا میآید و میرود مطیع ولایت باشد.
این اتفاقات بیشتر از زمانی شروع شد که پای مشایی به معادلات اصلی دولت باز شد این فرد از ابتدا با شما نسبت فامیلی داشت ولی چرا بعد از گذشت سالها رابطه شما با وی به اختلاف کشید؟
این فرد از ابتدا مشکل داشت و من از ابتدا به شدت مخالفت میکردم که مشایی فامیل ما شود و او را به عنوان فامیل قبول ندارم. ما از پدر و مادری که راه و رسم عقیدتی دیگری نیز داشته باشند تبعیت نمیکنیم و تنها به آنها احترام میگذاریم چه برسد به شخص دیگری.
چرا تلاش نکردید جلوی مشایی را بگیرید؟
ما نمیدانستیم مشایی تا چه حد در احمدینژاد نفوذ داشت ولی از ابتدا در او نفوذ کرده بود. باید بگویم انسان اگر در وادی غرور حرکت کرد هر کسی میتواند وارد وجودش شود و او را از راه خارج کند. وقتی انسان به وادی کبر افتاد دیگر درست بشو نیست. امام (س) نگفت خط قرمز من دولت است بلکه ایشان گفتند خط قرمز من قانون است. خط قرمز احمدینژاد عوض شد و گفت دولت من، خط قرمز من است و همین میشود که شانزده میلیارد تومان پول را میبرند و میگویند اشتباه شده است و برمیگردانیم، این یعنی چی؟
چرا اینطوری شد؟
چون قانون را قبول ندارند و خود را جای قانون قرار میدهند. نتیجه این میشود که وقتی امام (س) و رهبر انقلاب میگویند اختلاف افکنی حرام است این آقایان قوای دیگر را برنتافتند و رفتند در مجلس جنگ راه انداختند. از سوی دیگر وقتی قوه قضاییه مجرمان را احضار میکرد این آقایان نمیگذاشتند مجرمان به پیشگاه قانون بروند و این یعنی به حرف قانون و رهبری توجهی ندارند.
خیلیها اینکه احمدینژاد به پای دوستانش میایستاد را خصلت خوب وی معرفی میکردند، نظر شما چیست؟
در حکم الهی آمده است تا وقتی که نیروی من از مسیر قانون انحراف نداشته ما باید با تمام وجود از او دفاع کنیم ولی وقتی از مسیر قانون خارج شد چرا باید دفاع کرد. در جبههها نیز ما ارتشی، سپاهی، بسیجی و حتی فرمانده نیروی دریایی داشتیم که راه را اشتباه رفت و با او برخورد شد. احمدینژاد همه چیز را پس زد و در جامعه اختلاف ایجاد کرد و نظام را تضعیف کرد. ببینید یک وقتی بنده مسئولیتی ندارم حرفی میزنم انعکاسی ندارد ولی رئیس جمهور اگر دست به تضعیف نظام بزند مشکلات فراوانی را پیش میآورد...
مشکل چه بود؟
مشکل این بود که احمدینژاد از قانون عدول کرد و این میشود که در ثبت نام انتخابات دست مشایی را بلند و از جایگاه قانونی خود را خرج یک آدم میکند و سعی دارد شخصی را بر مردم تحمیل کند و احمدینژاد اگر انتخابی داشت باید من را معرفی میکرد ولی من را برادر قرار نداد. چراکه به وی انتقاد کردم.
رهبرمعظم انقلاب در سخنان اخیرشان با اشاره به تحرکات دولت یازدهم در سیاست خارجی فرمودند که از دیپلماسی این دولت حمایت میکنند ولی برخیها خود را فراتر از قانون میدانند و اظهاراتی را بیان میکنند که انگار ایشان با تمامی اقدامات دولت مخالفاند، نظر شما در این باره چیست؟
ما نباید نظر خودمان را به عنوان قانون و مصلحت نظام قرار دهیم. این دوستان که نیویورک رفتند اقدامات خوب وبد داشتند ولی باید دید که کدام بیشتر است که به نظر من اقدامات خوب دوستان بیشتر از برخی ایرادها بود. دولت منافعی که آمریکا میخواست در اختیار آنها نگذاشت. صدام هشت سال با ما جنگید و جنایات فراوانی داشت ولی در حال حاضر مصلحت نظام این است که از دولت عراق حمایت کنیم.
یعنی بنا به مصلحت هر اقدامی حتی رابطه با آمریکا نیز صورت میگیرد؟
بله. منافع ما در این است که از نظام عراق حمایت کنیم و اگر آمریکا نیز دست از شیطنت بردارد چه دلیلی دارد ما با آمریکا دشمن باشیم.
پس چرا برخی از دوستان هنوز اتفاق خاصی نیفتاده است با لنگه کفش به رئیس جمهور کشورمان حمله میکنند؟
این آدمها را رها کنید. این افراد تندرو هستند و درشأن یک مسلمان ایرانی نیست که با کفش و گوجه فرنگی به رئیس جمهور حمله کنند. دیپلماسی یعنی فریب و دو طرف سعی میکنند حرف خود را به کرسی بنشانند. باید دید نتیجه تدبیر و امید چه میشود و بعد از آن عکس العمل نشان دهیم و اینکه شتاب زده کاری کنیم و نظام را تضعیف کنیم، درست نیست.
به نظر شما اقداماتی که سبب تضعیف نظام میشود پا گذاشتن جای پای نتانیاهو و صهیونیستها نیست؟
آدم بیترمز و بیمنطق به اینجا میرسد. در گذشته منافقین انتقاد نابجا میکردند و امروز آلت دست استکبار جهانی هستند و دست به کشتار میزنند و تحت دستور اسرائیل بمب گذاری میکنند.
یعنی این تندرویها باعث این اقدامات میشود؟
بله، آدم اگر بیمنطق باشد به هر جایی کشیده میشود. اگر قرار است جلوی مخالفمان هم ایستادگی کنیم باید با منطق باشد. ما با منطق در برابر جریان انحرافی ایستادگی کردیم و هر چه گفتیم از فساد هزار میلیاردی تا هزاران دزدی از بیت المال که رو نشده است، درست از آب درآمد.
یعنی در همه این دزدیها دست جریان انحرافی در کار بوده است؟
یک شرکت خارجی به ایران پیشنهاد کرد تا از مازوت، بنزین تهیه کند. این طرح به دست ما رسید و با یکی از وزرای نفت آن زمان مشورت کردیم که او گفت این طرح غیر ممکن و مانند این است که از قره قورت، شیر تهیه کنیم. آنها میخواستند یک پالایشگاه به وسعت تهران احداث کنند و در آخر با استفاده از هزاران تن مازوت شاید یک قطره بنزین تهیه کنند و این یعنی اینکه میخواستند سرمایه ملت را بالا بکشند. راس این جریان یعنی مشایی به دست خط خودش به یکی از بانکها دستور داده بود که ۴۰۰ میلیون دلار به آنها تخصیص دهد که ما جلوی آن را با کمک معاون آن بانک گرفتیم که بعدها آن معاون بانک را نیز سرنگون کردند.
یعنی این معاون بانک توسط جریان انحرافی برداشته شد؟
بله مشایی هر کس را میخواست عوض میکرد و احمدینژاد او را خط قرمز خود میخواند و افراد هم از ترس اینکه جایگاه خود را از دست ندهند و اخراج نشوند دستورات او را انجام میدادند. من اگر جلوی احمدینژاد ایستادم برای این بود که افرادی را خط قرمز خود معرفی کرده بود که برای قانون هیچ احترامی قائل نبودند.
پس چرا آقای احمدینژاد دولتش را پاکترین دولت مینامید؟
وقتی آدم مغرور شود حق و باطل را تشخیص نمیدهد. وقتی برای یک دانشگاه خلاف قانون ۱۶ میلیاردتومان بدون اجازه بر میدارد دولت پاک کجاست؟ وقتی که غرور به میان بیاید عقل از بین میرود. عقل که از بین میرود، خلاف به این بزرگی نیز که صورت میگیرد باز هم از خلافکاران حمایت میکنندو میگویند ما کار را تازه شروع کردهایم و باید از اینها پرسید اگر کار شما این دانشگاه، اقدامات قبلی وکارهای اقتصادی بود باید گفت هیهات مناالذله.
نمونههای دیگر هم دیده بودید؟
یکی از دوستان به ما گفت وقتی که آگهی فروش فولاد خوزستان را دیدیم دو ماه قبل از آن به امیرمنصور خسروی گفته بودند که فولاد را بررسی کند و بعد هم آگهی فروش ۱۰ روزه زدند که فقط خسروی بتواند سهام را خریداری کند و از قبل نیز به وی گفته بودند که مسائل را بررسی کند و این اصل جرم است که ما ماجرا را به کمیسیون اصل نود ارجاع دادیم. جرم این انحرافیها یکی دوتا نیست در سایپا، مس سرچشمه و جاهای دیگر نیز پول خوردند. به ما گفتهاند این دوستانی که ۱۶ میلیارد را برده بودند طی نامهای به نهاد ریاست جمهوری گفتهاند که ۹ میلیارد و ششصد میلیون تومان دیگر نیز برداشتهاند و از آنها خواستهاند که آبروریزی نکنند و در خفا این پول را نیز بر میگردانند.
از اینگونه اقدامات در گذشته هم بوده است؟
بله، سال ۷۲ یکی از اعضای حزب توده را دستگیر کردیم که با پول جمهوری اسلامی به خارج رفته و خود را درمان کرده بود، در آن زمان یک میلیارد و نیم مفقود شد. ما نیز آنها را دستگیر کردیم که بعد از مدتی ما را نیز از کار بیکار کردند. در همین اواخر که در پدافندغیر عامل که انجام وظیفه میکردم از طرف جریان انحرافی پیام آوردند که از آنجا نیز برکنارت میکنیم و من گفتم که برای من اهمیتی ندارد.
در این دولت یازدهم چطور؟
اسنادی علیه وزرای این دولت نیز داریم که چه خلافهایی کردهاند ولی چون چشم ما به دهان مقام معظم رهبری است و ایشان هنوز اظهار نظر نکردهاند ما نیز سکوتمیکنیم.
لطف احمدی نژاد در حق پسر سیدمحمد خاتمی چه بود؟
عماد خاتمی گفت: بر خلاف تصور عموم، پدرم اغلب زود عصبانی میشود.
فرزند سید محمد خاتمی گفت:« از احمد آقای خمینی که با پدرم، عمویم رضا، و عمهام مریم خانم -همسر حجتالاسلام محمد علی صدوقی، امام جمعه فقیه یزد- آشنا بوده نقل می کنند که گفته مریم خانم وقتی عصبانی میشود وسطش پشیمان میشود، محمد آقا وقتی عصبانی میشود یک ساعت بعد پشیمان میشود، آقا رضا عصبانی شود، پشیمان نمیشود.
پدرم که بازنشسته شد، مبلغی به عنوان بازخرید در ماههای مرداد و شهریور 84 پرداخت کردند و دیگر حقوق بازنشستگی ندادند تا اردیبهشت یا خرداد 85 و ما در آن ماهها از پساندازمان خرج می کردیم. آن موقع معاونت اجرای ریاست جمهوری ـ آقای سعیدلو ـ باید دستور پرداخت را میداد، اما ماهها پرداخت حقوق بازنشستگی به تعویق افتاد و در نهایت یک جا پرداخت کردند که پدرم تصمیم گرفت کل این مبلغ را به عنوان هدیه قبولی در دانشگاه تهران برای خرید یک پراید به من بدهد که این ماشین را تا اسفند 90 داشتم. مادرم میگفت اگر آنها پرداخت حقوق بازنشستگی را ماهها به تعویق نمیانداختند ما نمیتوانستیم برای تو یک پراید بخریم ، چون هیچ وقت چنین رقمی در حساب ما نبود. این هم شاید لطفی بود که دولت احمدینژاد در حق من کرد.»
اینجا ، «جمهوری اسلامی ایران» است ، نه «جمهوری مداحان»
اخیراً دو تن از مداحان سیاسی، برای هاشمی و روحانی خط و نشان کشیده و علیه آنان سخنانی گفته اند. از جمله یکی از این دو ، رئیس جمهور را از معرفی جعفر توفیقی به عنوان وزیر علوم به مجلس برحذر داشته و فتوا داده(!) که اگر مجلس به توفیقی رأی اعتماد دهد، نان در شراب زده و خورده است.
به گزارش نامه، عصر ایران در این باره نوشت: در این باره چند نکته قابل ذکر است:
1 - می شود به روش گعده های دور همی، با گفتن این که "مگر این ها چه کاره اند که برای مملکت خط مشی مشخص می کنند؟" ، بحث را خاتمه داد. با این حال ، از باب آزادی بیان و این که همه شهروندان - اعم از مداح و غیر مداح - می توانند درباره امور کشورشان حرف بزنند ، بر اصل اظهار نظر سیاسی این افراد ، خدشه ای وارد نمی کنیم و آن را حق شهروندی ایشان می دانیم.
فقط امیدواریم ، این حق ، فقط شامل نورچشمی ها نشود و همه شهروندان ، چه وبلاگ نویس باشند ، چه فعال اجتماعی و سیاسی و چه مغازه دار و مداح و ... از این حق بدیهی برخوردار شوند.
2 - در سخنان برخی از این مداحان ، بی ادبی و هتاکی های آشکار وجود دارد و این در حالی است که از آنان، به عنوان کسانی که به نام اهل بیت عصمت و طهارت (ع) شناخته می شوند، انتظار می رود اگر احترام خود را نگه نمی دارند، لااقل حرمت عنوانی که یدک می کشند را داشته باشند و بدانند که منبر مداحی اهل بیت(ع)، محل به کار گیری الفاظ رکیک و توهین به این و آن نیست و با چاله میدان ، هیچ نسبتی ندارد.
لذا اگر نمی توانند ترک عادت کنند و در خور شأن جایگاهی که تصاحب کرده اند سخن بگویند ، کاری دیگر برای خود دست و پا کنند و این عرصه را به "اهل" واگذارند!
3 - "آزموده را آزمودن خطاست" و نیز روایت "مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود" از باورهای جدی انسان های عاقل است.
این مداحان در عرصه سیاسی ، آزمون خود را پس داده و رسماً و عملاً مردود شده اند. مگر این ها ، همانانی نبودند که روزگاری احمدی نژاد را به عرش اعلی رساندند ، در انتخابات برای او خودکشی کردند ، حتی در سفرهای استانی هم با او همراه شدند و ... نتیجه چه شد؟ احمدی نژادشان ، چیز دیگری از آب درآمد و ماه عسل چند ساله شان به دادگاه و دادگاهی کشی رسید.
بسیاری از مداحان سیاسی سرشناس هر اندازه که خوش لحن و صدا هستند، در سیاست بی بصیرت اند و برای اثبات این بی بصیرتی ، نیازی به کندوکار بسیار نیست و مروری بر آنچه در 8 سال گذشته رخ داد ، مؤید این مدعاست. اکنون نیز ادامه همان مسیر بی بصیرتی را طی می کنند و اعتباری بدانها نیست.
و سخن آخر این که اینجا ، "جمهوری اسلامی ایران" است ، نه "جمهوری مداحان" .
اشتباه نكنيد! اين اشخاص مسلمان نيستند/ از این پس به "دلاک" بگوییم: ماساژور!/ هاشمي در حال خرید كيهان/ كمپين جينپوشان در توئيتر
برگزاری مراسم افطار بین مسلمانان و یهودیان واشنگتن
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، مسلمانان ماه رمضان نهمین و مقدس ترین ماه تقویم قمری اسلامی و یهودیان روز 16 جولای با نام «Tisha B’av» را به روزه داری و عبادت می پردازند، که امسال این دو رویداد مذهبی با یکدیگر مصادف شدند، و از این رو مسلمانان مرکز اسلامی شهر «Lynnwood» یهودیان روزه دار معبد « B'nai Torah» را برای مراسم افطاری به این مرکز اسلامی دعوت کردند. در این مراسم افطاری که «دو دین، یک خدا» نام داشت، مسلمانان و یهودیان گردهم آمدند و با اشتراک گذاری آموزه ها و عقاید مرتبط با روزه داری مخصوص به دین خود، ماه رمضان و "Tisha B’av" را به رسمیت شناختند.
ضرب و شتم بانوی "آمر به معروف" سمنانی توسط زنان بدحجاب
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، متاسفانه برای چندمین بار است که در گوشه و کنار این مرز و بوم، اتفاقات ناگوار و دلخراشی همچون تعرض به آمرین به معروف و ناهیان از منکر رخ می دهد که این معضل رو به فزونی است.این برای چندمین بار متوالی و این بار در مرکز شهر سمنان است که شاهد ضرب و شتم یک بانوی محجبه آمر به معروف و ناهی از منکر هستیم.
چند روز پیش بود که در یکی از شهرهای استان سمنان یک طلبه آمر به معرف و ناهی از منکر ،مورد ضرب و شتم زنان بدحجاب قرار گرفت.با ارابه 88 کشته و زخمی اتوبان قم بیشتر آشنا شوید+تصاویر
این ماجرای تلخ از با ترکیدن لاستیک کم کیفیت چینی یکی از اتوبوس ها آغاز شده و باعث می شود اتوبوس به لاین مقابل منحرف شود و در حادثه بسیار هولناک با اتوبوس اسکانیای دیگری که در مسیر مقابل در حال حرکت بوده برخورد می کند و در جهنم هولناکی که به دلیل نقص در سیستم برقی این خودروها گفته می شود 44 مرد و زن و کودک زنده زنده می سوزند .
اصفهانی ها 13 سال با رشوه به رئیس کمیته داوران قهرمان لیگ برتر شدند!
حمید شجاع مربی تیم ثامن الحجج سبزوار در گفتگو با خبرنگار ورزشی باشگاه خبرنگاران اظهار کرد: زمانی که رحیمی رئیس فدراسیون هندبال بود و تیم های اصفهانی از تیم های داوری نفت می بردند چرا مربی تیم نیک اندیش اصفهان اعتراض نمی کرد؟! چون خود اصفهانی ها با پول دادن به کمیته داوران سپاهان را 13 قهرمان لیگ کردند احساس می کنند ما نیز یک میلیون را به عنوان رشوه داده ایم در حالی که اگر این پول رشوه بود ما علناً همه جا اعلام نمی کردیم. ثامن الحجج به تمامی بازیکنان ملی پوش نیز یک میلیون هدیه داده است، چرا آقایانی که ادعا دارند ما به داوران رشوه می دهیم زمانی که از ما کمک می گرفتند این حرف ها را نمی زند، ما به تمام تیم هایی که در حال حاضر مخالف ما صحبت می کنند به نوعی کمک مالی کرده ایم شخصی از ثامن الحجج آمده به تمامی هندبالی ها کمک مالی می کند و سطح هندبال ایران را ارتقا بخشیده است.
اهدا 12 عضو بدن آخرین از خودگذشتگی سرباز فداکـار
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، روزها به سختي سپري ميشد حامد براي آخرين بار كه به مرخصي رفت با كمك پدر به دنبال مكاني مناسب براي راهاندازي مغازه آرايشگري بود.آخرين مرخصياش بود انگار حس كرده بود چند روز بيشتر مهمان نيست. همراه دوستش از اردبيل به آستارا رفت اما اين سفر بيبازگشت بود. وقتي خبر حادثه تصادف و مرگ مغزي او را دادند پدر به تنها چيزي كه فكر ميكرد وصيت پسرش بود.
شهباز پورشهباز پدر 48 ساله حامد با اهداي اعضاي بدن پسرش نام او را ماندگار كرد. اين كارگر بازنشسته ميگويد: سه پسر داشتم، حامد فرزند دوم من بود. سالهاست كه در اردبيل زندگي ميكنيم دو سال قبل بود كه حامد در يگان ويژه نيروي انتظامي سنندج خدمت سربازي را آغاز كرد.
اظهارات نتانیاهو؛ سوژه جدید خنده ایرانیها! +عکس


نام دفاع مقدس در ذهن شما تداعي کننده چيست؟
دفاع مقدس ملت ايران برگرفته از مکتبي عاشورايي بود که با رهبري امام خميني (ره) براي حفظ اسلام و انقلاب اسلامي و عزت وطن شکل گرفت و بنابر فرمايش امام خميني (ره) «جنگ تا رفع فتنه» ادامه دارد.
لیسانسه های معتاد,اخرین ورژن خانمانسوزی/دانشگاه را سیاسی کنید تا اعتیاد برود/ دختران دانشجوی دررقابت
لیسانسه های معتاد , اخرین ورژن خانمانسوزی/دانشگاه را سیاسی کنید تا اعتیاد برود/ دختران دانشجوی دررقابت اعتیاد با پسران
پایگاه خبری تحلیلی قدس انلاین – سعید کوشافر: شاید الان وقتش نباشد , بویژه که ایام تعطیلی دانشگاهها است و دانشجوها بیشتر پیش خانواده هستند , اما بزودی تابستان تمام میشود باز دانشگاه , دانشجو و البته خوابگاه وامتحان همه تبعات ان که این روزها بلای خانمانسوز اعتیاد هم به ان اضافه شده , اعتیادی که در رنگ ولباسهای گوناگون خود را به همه خانواده ها و همه اقشار میرساند تا از زندگی انتقام بگیرد .
دراین میان چند سالی است که اعتیاد به مواد مخدر , بویژه مخدرهای صنعتی که استعمال انها اسانتر وترک انها دشوار تر است , سراغ قشر تحصیلکرده جامعه رفته است , شاید اگر دانشجویان را بتوان درزمره دوقشر جوان و تحصیلکرده به حساب اورد از هر دوجهت در تیررس این بلای خانمانسوز قرار گرفته , مساله ای که تا همین چند سال قبل انقدر نادر بود که مسوولان ترجیح میدادند انرا به طور کامل کتمان کنند.
موضوع موسوی و کروبی در شورای امنیت ملی
وزیر دادگستری خبر داد؛
موضوع موسوی و کروبی در شورای امنیت ملی
شهرخبر: حجتالاسلام مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری دولت روحانی در گفتگویی مشروح با ارگان دولت خبرهای جدیدی از وضعیت موسوی و کروبی و سایر زندانیان سال 88 ارائه داد.
مشروح گفتوگوی روزنامه ایران با وزیر دادگستری را در ادامه میخوانید:
زیباکلام: احمدینژاد عقل سیاسی جامعه را بالا برد
زیباکلام در گفتگو با عصر ایران، از پختگی و تحول نیروهای سیاسی جامعه ایران پس از هشتسال ریاست جمهوری احمدینژاد، میگوید.
* به نظر شما، به عنوان یک استاد علوم سیاسی و تحلیلگر مسائل سیاسی جامعه ایران، مهمترین درسی که جامعه و حکومت ایران از تجربه ریاست جمهوری محمود احمدینژاد میتواند بگیرد، چیست؟
من اساساً با درسگرفتن موافق نیستم! من معتقدم ریاست جمهوری آقای احمدینژاد معلول پارهای از شرایط سیاسی و اجتماعی بود. خیلی از ویژگیهای احمدینژاد، بعدها آشکار شد. کسر قابل توجهی از آن 17 میلیون نفری که در سال 84 به احمدینژاد رای دادند، از این ویژگیها بیخبر بودند و به دلیل وجود آن شرایط اجتماعی سیاسی خاص، در سال 84 به احمدینژاد رای داده بودند. بنابراین معتقدم اگر آن شرایط دوباره در سپهر سیاسی اجتماعی جامعه ایران ظاهر شود، هیچ بعید نیست که باز هم آن 17 میلیون نفر به کسی مثل احمدینژاد رای بدهند.
* آن شرایط دقیقا چه بود؟
ویژگی اصلی آن شرایط، سرخوردگی مردم از اصلاحطلبان و اصلاحات بود. ناامیدی مردم از تحقق اصلاحات وعده داده شده دولت خاتمی، نقشی اساسی در تحقق آن شرایط داشت. ویژگی دیگر، ایجاد فضایی بود دال بر اینکه انقلاب اسلامی از مسیر عدالتخواهی اقتصادی و اجتماعیاش منحرف شده است.
اصولگرایان و برخی از اصلاحطلبان تندرو، هاشمی رفسنجانی را در پیدایش این وضع مقصر میدانستند. اصولگرایان با تبلیغاتی که انجام داده بودند، این تصور را برای خیلی از مردم پدید آوردند که شخصی به نام اکبر هاشمی رفسنجانی، مقصر بیعدالتیهای اقتصادی و اجتماعی موجود در جامعه ایران است.
* حامیان احمدینژاد این نقد را به شانزده سال هاشمی و خاتمی وارد میکردند که رئیس جمهور در آن شانزده سال، در پی تحقق مطالبات مردم فقیر و محروم نبود و احمدینژاد با پرچمداری این مطالبات، به قدرت رسید.
من این حرف را کاملاً قبول دارم که آقای هاشمی در هشت سال دوران سازندگی، عمده تاکیداتش بر روی صرف سازندگی بود. در واقع، آقای هاشمی سازندگی را به صورت نوعی ایدئولوژی یا گفتمان درآورده بود و محرومین حق داشتند بگویند پس ما چی؟ اما پاسخ محرومین این است که شما در یک دوره، که دوره جراحی است و اقتصاد ایران باید یک جراحی عمیق را متحمل شود، سختی و ستم زیادی خواهید کشید ولی پس از جراحی، اوضاع برای شما بهتر خواهد شد.
تمام اقتصادهای دولتی، وقتی که به سمت اقتصاد ادام اسمیتی حرکت کردند، این درد و خونریزی ناشی از جراحی مذکور را تحمل کردند. حدود بیست سال پیش، حتی تا همین ده سال پیش، کم نبودند معلمان روسی و اوکراینی فقیرشدهای که به ترکیه میآمدند برای روسپیگری.
پس از پایان اقتصاد دولتی در شوروی و سایر کشورهای بلوک شرق، خیلی از واحدهای دولتی از تعداد نیروهایشان کم کردند. در نتیجه این وضع، چنان مصائبی ایجاد شد. اقتصاد دولتی وقتی میخواهد پوسته دولتیاش را بشکند و به سمت اقتصاد آزاد برود، این امر با مشکلات زیادی همراه است.
در ایران، حرکت به سمت اقتصاد آزاد در دوران ریاست جمهوری هاشمی، متاسفانه به صورت فاجعهآمیز درآمد زیرا به صورت ناقص اجرا شد (و عملاً اجرا نشد). در نتیجه اجرای ناقص آزادسازی اقتصادی، تمام مشکلات گذر از اقتصاد دولتی برای حقوقبگیران و اقشار ضعیف جامعه ایجاد شد، ولی مواهب اقتصاد آزاد مبتنی بر بازار، شامل حال آنها نشد.
بنابراین، پاسخ اقشار محروم این نبود که سیاست اقتصادی هاشمی غلط است. پاسخ این بود که اجرای چنین سیاستی، اجتنابناپذیر است. جوامع دیگر هم، وقتی که از یک اقتصاد فاسد یا ناکارآمد دولتی به سمت اقتصاد آزاد رفتند، این مشکلات و مصائب را تحمل کردهاند. جناح راست در طول سالهای متمادی، همه آن مشکلات و بدبختیها را به گردن هاشمی رفسنجانی و خانواده و همفکران او انداخت.
* نقد احمدینژاد و جریان راست رادیکال به هاشمی این بود که ما اساساً انقلاب نکردهایم که یک اقتصاد آزاد در ایران حاکم شود که حالا بخواهیم به طبقات فقیر و محروم جامعه، بگوییم شما مصائب گذار به اقتصاد آزاد را تحمل کنید. حق با چه کسی بود؟ هاشمی یا احمدینژاد؟
قطعا حق با هاشمی بود؛ برای اینکه نجات اقتصاد ایران جز در گام برداشتن به سمت اقتصاد آزاد نبود و نیست. الگوی اقتصاد آزاد در برزیل، کره جنوبی، مالزی، ترکیه و آرژانتین جواب داده است. ما چارهای جز انتخاب این الگو نداریم. بنابراین به هر دلیل و بهانهای که جلوی این رفرم تاریخی گرفته شود، ما عقب میافتیم.
* شما اسم این الگوپذیری را "رفرم تاریخی" میگذارید. احمدینژاد و راستگرایان رادیکال اسم این کار را تسلیمشدن ایران در برابر مناسبات اقتصادی نظام سلطه میگذاشتند.
شما هر اسمی میتوانید بر این الگوپذیری بگذارید؛ ولی اسم علمی این الگو، اقتصاد آزاد آدام اسمیت است. ما در ایران، بر اساس پارهای از ملاحظات سیاسی و ایدئولوژیک، این اصلاح اقتصادی را "تسلیمشدن در برابر نظام سلطه" نامیدهایم؛ ولی واقع مطلب این است که ما چارهای جز تن دادن به اقتصاد آزاد نداریم. اقصاد آزاد ربطی به نظام سلطه ندارد؛ بلکه به مناسبات و فرایندهای اقتصادی مرتبط است.
* احمدینژاد و حامیانش در سال 84 میگفتند این آموزه که طبقات محروم باید فشاری طاقتفرسا را تحمل کنند تا ما به اقتصاد آزاد برسیم، اصلاً جزو آموزههای انقلاب اسلامی و اسلام نبوده است. پس چرا باید این فشار را بر فقرا تحمیل کنیم؟
این آموزه نه ربطی به اسلام پیدا میکند نه به انقلاب اسلامی ربط دارد. برزیل و آرژانتین کشورهایی کاتولیکاند. مالزی کشوری چندملیتی با اکثریتی مسلمان است. ترکیه تاریخی متفاوت از این کشورها دارد ولی این کشور هم مثل سایر کشورهایی که نام بردم، به دنبال اقتصاد آزاد رفته است.
آقای احمدینژاد یکسری شعارهای قشنگ برای محرومین مطرح کردند بدون اینکه در عمل وضع محرومین بهتر شود. آیا بعد از هشت سال حکومت احمدینژاد، وضع محرومین از دوران آقای هاشمی بهتره شده است؟
* بهتر نشده است، ولی پس از پیروزی احمدینژاد در انتخابات 84، حزب مشارکت بیانیهای منتشر کرد و پذیرفت که به اندازه کافی به طبقات محروم جامعه توجه نکرده است. مقایسه شعارهای معین در سال 84 با حسن روحانی در سال 92، نشان میدهد اصلاحطلبان این درس را از احمدینژاد فراگرفتهاند که فقط به سود طبقات مدرن شعار ندهند.
من این حرف را قبول دارم ولی حرف من این است که اصولگرایان نیک میدانستند که سیاست اقتصادی هاشمی، اجتنابناپذیر است. کار آنها با هاشمی، مثل این بود که کسی به یک بیمار بگوید تو نباید آمپول بزنی چونکه آن سوزن درد دارد!
ما نمیتوانیم تا آخر دنیا این اقتصاد دولتی را ادامه بدهیم. البته در صورتی که درآمد نفتی درست و حسابی داشته باشیم، میتوانیم این اقتصاد دولتی را ادامه دهیم. ولی اگر روزی روزگاری این درآمد نفتی فرضی کم شود، ما باید همدیگر را بخوریم!
* سوال من این است که هشت سال زمامداری احمدینژاد چیزی به عقل سیاسی اصلاحطلبان اضافه کرده است؟
ممکن است چنین شده باشد؛ همانطور که آقای روحانی در کمپین انتخاباتیاش مراقب بود در چالهای که اصولگرایان برایش کندهاند نیفتند. ممکن است اصلاحطلبان به این نتیجه رسیده باشند که شعارهایشان فقط معطوف به دموکراسی و آزادی و جامعه مدنی و توسعه سیاسی نباشد بلکه وضع اقشار محروم جامعه را نیز در بر بگیرد.
برخی از اصلاحطلبان در پس ذهنشان این نکته وجود دارد که آنها، چه در دوران هاشمی و چه در دوران خاتمی، خوب عمل نکردهاند. یعنی جوری رفتار کردهاند که گویی توجهی به اقشار محروم جامعه ندارند. برعکس، احمدینژاد رفتاری را در پیش گرفت که گویی همه دردش بهبود وضع این اقشار است.
من میخواهم بگویم اگر اصلاحطلبان این درس را از احمدینژاد آموخته باشند، اتفاقاً درس بسیار نادرستی را از او فرا گرفته اند! اصلاحطلبان نباید این درس را از احمدینژاد بیاموزند. چرا؟ برای اینکه احمدینژاد و اصولگرایانی چون او، از سال 84 به این سو، فقط شعار حمایت از اقشار و لایههای محروم را سر دادهاند. یعنی در عمل نتوانستهاند گامهای اساسی و بلندمدتی را برای محرومین بردارند. تنها کار اینها این بود که به اقشار محروم ماهی 45هزار و پانصد تومان دادند. تازه این کار را هم به بدترین شکل ممکن انجام دادند. یعنی نه فقط به اقشار محروم، بلکه به صادق زیباکلام هم، که ماهی 3 میلیون تومان درآمد دارد، ماهی 45هزار و پانصد تومان دادند.
ما نباید گول ظاهر ماجرا را بخوریم و شعارهای پوپولیستی بدهیم. شعار پوپولیستی را دو سه سال میتوان سر داد. تا آخر دنیا که نمیتوان!
* یکی از ویژگیهای مثبت احمدینژاد از نظر برخی مسوولان، طرح شجاعانه ارزشهای انقلاب بود. در این باره چه نظری دارید؟
به نظر من، احمدینژاد در این زمینه هم، مثل قصه حمایت از محرومین، فقط شعار میداد. بنده معتقدم مهمترین شعار انقلاب اسلامی، آزادی و دموکراسی بود. بنابراین وقتی شما به من میگویید احمدینژاد سعی کرد شعارهای اصلی انقلاب را زنده کند، من از شما میپرسم احمدینژاد کدام شعار اصلی انقلاب را در عمل زنده کرد؟
* شعارهایی مثل استقلال و استکبارستیزی و ...
احمدینژاد در سالها نخست ریاست جمهوریاش سعی فراوانی کرد تا شعار اسکتبارستیزی یا آمریکاستیزی و نابودکردن اسرائیل را زنده کند. ولی سوال من این است که خواستههای انقلاب اسلامی، "مرگ بر آمریکا" گفتن و آرزوی نابودی برای اسرائیل بود یا آزادی مطبوعات و آزادی زندانیان سیاسی؟
* شعار "اسرائیل باید از بین برود" شعار امام خمینی بود و احمدینژاد هم این شعار را احیا کرد.در جریان پیروزی انقلاب اسلامی، موضوع حمایت از فلسطین مطرح بود، ولی نابودی اسرائیل اصلا و ابدا در شعارهای مردم و قطعنامههای پایان راهپیماییها مطرح نبود. در کدام یک از آن قطعنامهها این موضوع مطرح شد که نابودی اسرائیل، یکی از خواستههای این مردمی است که علیه رژیم شاه به پا خاستهاند؟
* شما چرا سخنان رهبر انقلاب را در نظر نمیگیرید. امام خمینی از آن سخنرانی سال 42 تا آخر عمر مخالف اسرائیل بود و "اسرائیل باید از بین برود" هم شعار امام بود دیگر. شما فقط برای نیروهای اجتماعی حق حرف زدن قائلید یا برای رهبر انقلاب هم چنین حقی قائلید؟
شما اگر در روز 22 بهمن 1357 از امام میپرسیدید آیا اسرائیل باید از بین برود، به احتمال زیاد ایشان جواب مثبت به سوال شما میدادند. ولی همه حرف من این است که امام در دوران انقلاب اصلاً به اسرائیل کاری نداشت. تنها جایی که پای اسرائیل به میان میآید، جاهایی بود که امام معتقد بود اسرائیل به رژیم شاه کمک کرده است؛ و گر نه امام نه با اسرائیل کاری داشت نه با یهودیان.
من معتقدم امام حتی با آمریکا هم کاری نداشت. بنابراین اینکه شما میگویید احمدینژاد شعارهای انقلاب را احیا کرد، جوابش این است که احمدینژاد فقط آمریکاستیزی و ضرورت نابودی اسرائیل را احیا کرد. ولی اینها شعارهای اصلی انقلاب اسلامی نبود. شعارهای اصلی، همان شعارهای آزادیخواهانه بود.
* در ایران انقلابی رخ داد و افرادی با ذهنیت و شکل و شمایل خاصی در جامعه ایران، در اثر انقلاب رخداده، ظاهر شدند. در سال 84، احمدینژاد به مراتب بیشتر یادآور ادبیات و آدمهای دهه ارزشگرای 1360 بود تا هاشمی و خاتمی. توضیح شما درباره این تفاوت چیست؟
من قبول دارم که اگر شما جنبه دموکراسیخواهی انقلاب اسلامی را کنار بگذارید، احمدینژاد خیلی بیشتر از خاتمی و روحانی و هاشمی و عارف به جریان حزب اللهی نزدیک بود. به عبارت دیگر، احمدینژاد در سال 84 خیلی بیشتر شبیه شهید رجایی بود تا خاتمی و هاشمی. از این نظر، حق با شماست.
* به نظر میآید که هاشمی و خاتمی در سال 84 در برخی از ارزشهای انقلابی دهه 60 تجدیدنظرهایی کرده بودند ولی احمدینژاد مخالف این تجدید نظرها بود. مثلاً تجدید نظر در سیاست خارجی و استکبارستیزی و مستضعفنوازی.
اگر جنبه آزادیخواهانه انقلاب اسلامی را کنار بگذاریم، احمدینژاد به آن فرهنگ و گفتمان دهه نخست انقلاب نزدیکتر بود. من این را قبول دارم.
* پس باید پرسید که در این موارد از حیث خط امامی بودن و در خط انقلاب بودن، حق با احمدینژاد بود یا هاشمی؟
با توجه به آنچه که در دهه 60 شکل گرفته بود و امام تا حدی مروج آن بود، من معتقدم احمدینژاد به امام خیلی نزدیکتر و شبیهتر بود تا هاشمی و خاتمی.
* احمدینژاد همان طور که اصلاحطلبان را متوجه بخشهای پایین جامعه کرد، ریاست جمهوری اش احتمالاً برای اصولگرایان هم درسهایی در بر داشته است. به نظر شما، اصولگرایان از این تجربه چه آموختهاند؟
من فکر میکنم که آقای احمدینژاد همه سیاسیون ایران را پختهتر کرد ولی هر جناحی را به یک شکل. اصلاحطلبان را پختهتر کرد. چرا؟ چون هیچ کس باور نمیکرد روزی برسد که رهبران اصلاحات صف ببندند برای رایدادن به هاشمی رفسنجانی. چه کسی باور میکرد که اصلاحطلبان با تمام وجود از هاشمی بخواهند که نامزد ریاست جمهوری شود؟
این تحول ناشی از پختگیای بود که علتش ریاست جمهوری احمدینژاد بود. احمدینژاد در عین حال اصولگرایان را هم خیلی پخته کرد. بزرگترین خدمت احمدینژاد به اصولگرایان، این بود که به آنها نشان داد عصر و زمانه و دوره آن شعارهای آرمانگرایانه و پوپولیستی سپری شده است.
* انگار خود احمدینژاد هم در این هشت سال درسهایی از تجربه زمامداری اش گرفت که در دو سال آخر، ادبیاتش خیلی تغییر کرد.
شاید احمدینژاد متوجه شد که همه این 75میلیون کشته مرده آن شعارهای رادیکال دهه 60 نیستند. شاید او متوجه شد که جامعه ایران متشکل از میلیونها تحصیلکرده دانشگاهی و انسانهای فرهیخته است که ضمن عدم تعارض با مذهب، خیلی دیگر به دنبال آن شعارهای رادیکال نیستند. توجه به همن نکات، شاید موجب تغییر ادبیات و موضعگیریهای روشنفکرانه احمدینژاد شد و او را به سخنگفتن از آزادی و حقوق ملت واداشت.
* درباره دوران زمامداری احمدینژاد این نکته هم مطرح شده است که در هشت سال اخیر، ادب و متانت در فضای سیاسی ایران و در کلام دولتمردان ما، کاهش یافت. در این باره چه نظری دارید؟
من اتفاقاً معتقدم اینجا هم آقای احمدینژاد بانی خیر شد. یعنی او نشان داد که این ادبیات سیاسی، خیلی جالب نیست. ادبیات و لحن احمدینژاد موجب شد که مردم قدر و منزلت کسانی چون سید محمد خاتمی، مهندس بازرگان، هاشمی رفسنجانی، دکتر مصدق، علی امینی و احمد قوام السلطنه را بیشتر بفهمند.
اگر احمدینژاد چنین لحن و ادبیاتی نداشت، شاید حسن روحانی 18 میلیون رای نمیآورد. یکی از دلایل رای بالای روحانی، این بود که ادبیات و شیوه سخنگفتنش درست نقطه مقابل ادبیات و طرز سخنگفتن احمدینژاد بود. روحانی سعی کرد مثل علی امینی، مثل مهدی بازرگان، مثل یک اریستوکرات، مثل یک آدم "اصلِ من زاده" سخن بگوید.
* "اصل من زاده" یعنی چه؟!
یعنی کسی که بزرگی و اصالت دارد. شما الان به خوبی میبینید سیاستمداران و روحانیانی که وزین و مودبانه حرف میزنند، قدر و منزلتشان بیشتر شده است. پس از این هشت سال، سیاستمدارانی که مودبانه حرف نمیزنند و پرخاش میکنند و ناسزا میگویند، دیگر خیلی نمیتوانند مردم را جذب کنند.
دانشمندان کیهان چگونه اصولگرایی را به جاسوسی پیوند می زنند
شبکه ایران/ یکی از حسن های انتخابات ریاست جمهوری یازدهم هویدا شدن عیار چهره ها و شخصیت هایی است که علاقمند هستند به عنوان تحلیل گر در فضای سیاسی و رسانه ای شناخته شوند. مهدی محمدی، خبرنگار سابق روزنامه کیهان از جمله همین افراد است. وی که پس از خروج از کیهان مدتی را در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی سپری کرد، در مقاطع مختلف به تحلیل فضای سیاسی کشور می پردازد. مرور گذرای دیدگاه های آقای محمدی در 4 مقطع منتهی به انتخابات و کنار هم قرار دادن آن ها منجر به نتایجی عجیبی می شود.
مهدی محمدی روز 24 تیر ماه سال جاری در گفت و گو با خبرگزاری فارس دیدگاهش درباره شعار اعتدال را مطرح و تاکید کرده که روحانی این شعار را با هدف مرزبندی با دو جریان فتنه و انحراف انتخاب کرده است. محمدی به این خبرگزاری گفته است: «آقای روحانی شعار اعتدال را برای مرزبندی با دو جریان تندرو انجام داد؛ در واقع او برای مرزبندی با جریان احمدینژاد و جریان انحرافی که در اواخر دولت دهم ایجاد شد و همچنین به منظور مرزبندی با بخش تندروی اصلاحات یعنی فتنه این شعار را مطرح کرد. روحانی سیاستمداری هوشمند است و مراقب طراحیهاست و نشانه این موضوع این است که برخی سران تندروی فتنه نسبت به اینکه روحانی با آنها همراهی نکرده و مسیری متفاوت را طی میکند ابراز نگرانی کردهاند بنابراین معتقدم روحانی از مدیریت این صحنه پیچیده بر خواهد آمد. آقای روحانی با یک حرکت خزنده برای استحاله رای 24 خرداد مواجه است که تلاش میکند رای او را به عنوان رای اصلاحات و فتنه تفسیر کند در حالی که رای به روحانی «نه» به احمدینژاد و تندروهایی بوده که آرامش و دورنمای اقتصادی مردم را مخدوش کردهاند و بنابراین رای به روحانی «آری» به هیچ جریانی نبود. تجمع نیروهای دلسوز میتواند در دولت او شکل بگیرد.»
آقای محمدی 2 سال قبل نیز در مصاحبه با خبرگزاری فارس به تببین شاخصه های اصولگرایی پرداخت و تاکید کرد که هر کس با دو جریان فتنه و انحراف مرزبندی داشته باشد، اصولگرا محسوب می شود:
«حضور در دایره اصولگرایی مستلزم مراعات کردن برخی خطوط قرمز است که در شرایطی فعلی میتوان برای آن دو محور در نظر گرفت که اگر این دو محور رعایت شود در قبال سایر شاخصها میتوان آسانگیرانهتر برخورد کرد. خط قرمز اول مرزبندی روشن، صریح و علنی با فتنه 88 است. خط قرمز دوم اصولگرایان جریان انحرافی است. این جریان سعی دارد در عرصههای مختلف ارزشهای انقلاب اسلامی را تحریف کرده و اصول جدیدی را جایگزین آنها کند. جریان انحرافی در سیاست خارجی بهدنبال برقراری رابطه با آمریکا، در سیاست داخلی درصدد نفی اصولگرایی به عنوان یک تفکر، در اقتصاد به دنبال مصرف منابع کشور برای دستیابی به اهداف سیاسی خاصشان هستند؛ آنها در فرهنگ نیز به طور کامل لیبرال بوده و ارزشهای فرهنگی انقلاب را به رسمیت نمیشناسد. جریان انحرافی در مبانی اعتقادی به ولایتفقیه به عنوان رکن اساسی جمهوری اسلامی و هسته مرکزی اسلام که امام راحل برای ما تبیین کردند، معتقد نیست. هر کس با این دو جریان یعنی فتنه 88 و جریان انحرافی مرزبندی انجام ندهد، قاعدتأ در دایره اصولگرایی قرار نخواهد گرفت.»
بر اساس منطق ارائه شده توسط آقای محمدی، دکتر حسن روحانی از آنجایی که با فتنه و انحراف مرزبندی کرده است در دایره اصولگرایی تعریف می شود. به عبارت دیگر از نظر محمدی، اصولگرایی با اعتدال گرایی قابل جمع است. اعتقاد محمدی درباره حسن روحانی از همخوانی کامل با مواضع حسین شریعتمداری برخوردار است. مدیر مسئول روزنامه کیهان نیز پس از انتخاب روحانی، وی را شخصیتی اصولگرا نامید و تاکید کرد که پیروزی او پیروزی اصولگرایان است.
اما مهدی محمدی در شرایطی دکتر حسن روحانی را اصولگرا می نامد که 3 ماه قبل اتهاماتی سنگین و اهانت آمیزی را متوجه وی کرده بود.
محمدی حسن روحانی را که چندی بعد منتخب ملت ایران شد، سردمدار سازش نامید که اطرافیانش مشغول جاسوسی برای غرب هستند!
محمدی در آن مقطع باز هم خبرگزاری فارس را برای مصاحبه انتخاب کرد و مواضع حسن روحانی را مضحک و تاسف آور خواند:
«صحبتهای امروز آقای حسن روحانی نشاندهنده این است که سردمداران و کارگزاران سازش در کشور تصور میکنند که مردم سوابق و عملکرد آنها را از یاد بردهاند و به همین دلیل است که با ادبیاتی صحبت میکنند که برای افرادی که از کارنامه آنها مطلعاند، مضحک و تأسفآور است. امیدواریم آقای روحانی بلایی که بر سر حق هستهای آورد، بر سر بقیه امور ملت ایران نیاورد. ملت ایران دیگر به هیچوجه نمیتوانند به کسی مثل ایشان برای حفاظت از بقیه حقوق خود اعتماد کنند چرا که هیچ اعتباری وجود ندارد که وی سایر حقوق ملت را پیش پای معامله جدید با غرب فدا نکند. من از آقای روحانی سؤال میکنم که همکاران اصلی ایشان و استراتژیستهای اصلی پرونده هستهای ایران در دوران وی، در حال حاضر کجا هستند و مشغول خدمترسانی به چه کسانی قرار دارد؛ چرا روزنامه والاستریت ژورنال نوشت، با حضور موسویان در آمریکا، پنجرهای بزرگی از اطلاعات برای آمریکاییها گشوده شده است! آقای سیروس ناصری الان کجاست؟ روحانی باید بگوید چه پاسخی دارد این افرادی که سالهای طولانی محرم اسرار وی به عنوان نفر اول امنیت ملی کشور بودند و الان هیچ اطمینانی وجود ندارد اطلاعاتی که در اختیار آنهاست، در راه اهداف و منافع دشمنان ملت ایران مصرف نشود.
حرفهای ناگفته و تحلیلهای فوقالعاده عمیق و دقیقی از عملکرد وی و دوستانشان در پرونده هستهای ایران وجود داشته که امیدواریم حضور آقای روحانی در صحنه ریاست جمهوری فرصتی باشد برای اینکه او از این فرار تاریخی خود دست بردارد و یک بار هم که شده به ملت ایران بابت این ابهامات وسیع و اشکالات وسیعی که در کارنامهاش قرار دارد، پاسخ دهد و اگر چنین فرصتی ایجاد شود حرفهای زیادی برای گفتن وجود خواهد شد که ظرف روزهای آینده اعلام خواهد شد.»
مهدی محمدی چندی بعد نیز صراحتا حسن روحانی را دروغگو خطاب کرد: «آقای روحانی در حالی صدا و سیما را متهم به دروغ گویی و تهمت زنی و منتقدان خود را متهم به بی سوادی کرد که خود در جلوی دوربین صدا و سیما حداقل چند دروغ بزرگ به مردم گفت و در مواردی هم نشان داد که بر خلاف آنچه ادعا می کند از دانش کافی برای حتی روایت تاریخ پرونده هسته ای – که خود زمانی مسئول آن بوده – هم برخوردار نیست، چه رسد به مدیریت آن.»
روشن است که بر اساس منطق آقای محمدی، اصولگرایی علاوه بر سازگاری با اعتدال، با دروغگویی و جاسوسی برای غرب نیز سازگاری دارد و قابل جمع است!
این در حالی است که سردار رضا سراج- از جمله شخصیت هایی که علاقه مند است به عنوان تحلیل گر شناخته شود- نیز دو هفته قبل از انتخابات گفته بود که گزینه غرب برای تغییر در نظام، کلید در دست دارد: «گزینه حداقلی تغییر که در حال شکل دادن به آن هستند کلید دارد. هنوز ایشان به صورت رسمی با هاشمی هماهنگ نشده است اما اگر ایشان رشد بکند ممکن است گزینه تغییر بشود.آنها منتظر هستند تا ببینند که این گزینه چه قدر رشد می کند.»
***
محمدی محمدی روزگاری "دانشمند کوچک" کیهان بود. این لقب را حسین شریعتمداری به دبیر سیاسی اش داده بود. حسین شریعتمداری آن روزها هنوز به وضع و حال کنونی اش دچار نشده بود و لذا تعریف و تمجیدش از افراد به طور کامل موجب شرمساری و خجالت نمی شد.
چه اعطای لقب "دانشمند کوچک" از سوی مدیر مسئول کیهان به محمدی را مدح بدانیم و چه ذم، امروز لابد خود محمدی هم با مرور اظهاراتش می پذیرد که شایستگی این عنوان دو کلمه ای را ندارد. تکلیف واژه "دانشمند" مشخص است. اهمیتی ندارد که این واژه نیز به سرنوشت واژگانی چون "عمار"، "بصیرت" و ... دچار شده است. اگر عمار بودن معنایش همین رفتارهایی است که از مدیر مسئول کیهان سر می زند، مهدی محمدی حتما یک "دانشمند بی نظیر" است!

مافیای پدیده شوم مکملهای غذای تقلبی و داروهای استروئیدی و نیروزا در کشور
داور ایرانی فدراسیون جهانی IFBB در گفتوگو با تسنیم خبر داد
چگونگی فعالیت مافیای داروهای نیروزا و آمپولهای غیرمجاز در کشور
اکبر خزایی در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در خصوص مافیای پدیده شوم مکملهای غذای تقلبی و داروهای استروئیدی و نیروزا در کشور اظهار داشت: در بین دست اندرکاران سابق فدراسیون بدنسازی و کمی عقبتر که پرورش اندام و بدنسازی زیر نظر فدراسیون وزنهبرداری فعالیت میکرد افرادی وجود داشتند که مافیای مکملهای تقلبی غذای و بعضاً قرص و آمپولهای غیرمجاز بودند.
وی افزود: این افراد در اوضاع وخیم فدراسیون گذشته اوضاع را برای سوء استفادههای شخصی مساعد دیدند که پرونده و گزارشات بی شمار مربوط به این افراد از سوی افراد فرهیخته و تحصیل کرده این ورزش به تاریخ حدود 5 سال پیش در حراست و بازرسی وزارت ورزش که آن زمان سازمان تربیت بدنی نام داشت موجود است.
خزایی بیان داشت: در آن زمان شخصی به نام «پائول چوا» رئیس کنفدراسیون پرورش اندام آسیا ABBF بود که رشوهخواری و فساد مالی وی در جامعه پرورش اندام جهان زبانزد بود تا جایی که به دلیل سرپوش گذاشتن مثبت شدن دوپینگ یکی از اعراب و شکایت ورزشکاری که حقش تضییع شده بود «پائول چوآ» روانه زندان هم شده بود و با تکرار مشابه در زمان دیگر در اخذ رشوههای متعدد و فروش مقام و مدالهای قهرمانی پیش از مسابقات با قیمتهای گزاف از سوی رئیس فدراسیون جهانی IFBB کنار گذاشته شد.
وی ادامه داد: در همان مراحل کنار گذاشتن «پائول چوآ» از سوی فدراسیون جهانی مسئولیت وقت فدراسیون ایران ارتباط تنگاتنگ و دوستی بسیار صمیمی با وی برقرار کرده بودند که یزدانراد دبیر وقت فدراسیون و اسطوره پرورش اندام به دلیل مخالفت با سیاستهای فدراسیون از سمتش ناجوانمردانه کنار گذاشته شد و اوضاع تا جایی پیش رفت که فدراسیون و مسئولان آن از سوی فدراسیون جهانی به صورت تعلیق در آمدند.
خزایی تصریح کرد: تمامی این افراد تعلیق شده به همراه «پائول چوآ» و برخی عواملش در سایر کشورها اقدام به تشکیلاتی بیپایه و اساس با نام WBPF کردند و هر ساله چندین ورزشکار و افرادی که در فدراسیون جهانی جایی نداشتند گرد هم میآمدند و مسابقاتی تحت عنوان قهرمانی آسیا و جهان برگزار کردند و نکته قابل تامل این است که مسابقات یاد شده عمدتاً در تایلند برگزار میشد و پس از آن به راحتی در رسانهها خود را قهرمان آسیا و جهان معرفی میکردند.
وی افزود: کمتر از 2 سال پیش به لطف مسئولان کشور آقای آشتیانی که سابقه مدیریتی درخشانی نیز در سایر ارگانها در کارنامهاش دارد به عنوان سرپرست فدراسیون بدنسازی انتخاب شدند که در اقدامات شایسته و بینظیر بیش از 80 درصد موانع و مشکلات فدراسیون را کنار گذاشتند که از جمله میتوان همکاری مجدد با فدراسیون جهانی IFBB و اعزام تیم ملی جمهوری اسلامی به مسابقات جهانی و آسیایی واقعی، کنار گذاشتن برخی از افراد از فدراسیون که در بین آنها افراد مشکلداری که در مطالب قبلی به آن اشاره کردم، انتخاب آقای امید جبلی به عنوان رئیس کمیته داوران که به حق و انصاف وی با استفاده از داورهای مومن، متعهد، فنی و جوان و نظارت و سازماندهی دقیق این کمیته که شاهرگ فدراسیون در مسابقات است باید اشاره کرد.
این داور ایرانی فدراسیون جهانی IFBB بیان داشت: حال به گوش میرسد عدهای از همان افراد سودجو مورد اشاره که دیگر در خوشگذرانی و سفرهای متعدد و سوءاستفادههای مکرر و به واسطه «پائول چوآ» در فدراسیون دستشان کوتاه شده، با محوریت یکی از مسیرهای انحرافی که هنوز در راس یکی از کمیتههای فدراسیون مشغول است برای برگرداندن شرایط فدراسیون به قبل به طور کامل، وقت خود را در وزارت ورزش میگذرانند تا شرایط را مجدداً به کام خویش و خود را جایگزین افراد فرهیخته کنند.
وی خاطرنشان کرد: جا دارد از مسئولان وزارت ورزش و سایر مسئولان ذیربط به دلیل انتخاب آقای آشتیانی صمیمانه تشکر کنیم و تقاضا نماییم حالا که با انتخاب وی و تلاش مضاعفشان مشکلات این فدراسیون تقریباً برطرف شده؛ با حمایتهای شایسته مسیر را برای پیشرفت هر چه بهتر هموار کنند تا خدای نکرده به دست افراد سودجو ورزشکاران و قهرمانان این رشته با مشکلات گذشته مواجه نشوند.





