عبدي: چرا و به چه کسی رأی میدهم؟
عبدي: چرا و به چه کسی رأی میدهم؟
کد مطلب : 12368
گروه سياسي: عباس عبدي در مقالهاي با عنوان «چرا و به چه کسی رأی میدهم؟» نوشته است: برای بازماندن روزنه امید به اصلاحات، در انتخابات شرکت میکنم.
در بخشهايي از مقاله اين روزنامهنگار آمده است: نگاه من نه تنها به وضع انتخابات که به وضع منطقه، از افغانستان و پاکستان در شرق کشور تا عراق و سوریه و... نیز هست. من هم مثل همه هموطنان، هر روز که خرید ميکنم دچار استرس ميشود و ميبینم که نگرانی در چشم مردمان دیگر هم موج ميزند، و همچون آنان چاره ای جز کاستن از سبد خرید ندارم.
...من به صفت حوزه تخصصی ام بیش از بسیاری دیگر با وضعیت ناهنجاری ها و تبعات سوء سیاست هایی جاری آشنا هستم، ولی نگاه خود را محدود به این ها نمی کنم و گمان ميکنم که بدتر از این هم ممکن است و آن از میان رفتن ساختار تامین کننده امنیت، هنگامی که جامعه با چالشی غیر قابل حل مواجه شود است. به همین دلیل هیچ علاقه ای به تضعیف بی حساب و کتاب نهاد برقرارکننده امنیت، بدون آن که از طریق دیگری تقویت و جایگزین شود ندارم. رأی به همین وضعیت ميدهم تا به اندازه رأی خودم به آن رنگ خود را بزنم و زده هم ميشود، و به همین میزان آن را تغییر دهم.
...ولی به چه کسی رأی خواهم داد؟ مسأله اصلی برای من، ابتدا مشارکت در انتخابات و سپس فعال شدن نیروهای منتقد است. منتقدین باید از رفتار آقای هاشمی درس بگیرند. همه رهبران منتقد با حذف خود، نه تنها کمکی به اصلاحات نکردند که بیش از همیشه اثرگذاری خود را در جامعه کاهش دادند، ولی آقای هاشمی پس از ردصلاحیتی که به مخیّله کمتر کسی خطور ميکرد، حتی تغییر لحن هم ندادند و جالب تر این که خواهان ایجاد حماسه سیاسی شدند و شنبه گذشته در مجمع تشخیص مصلحت کنار آقای جنتی جلسه گردانی کردند، و از اولین افرادی است که رای خواهد داد. بنده نیز از همین زاویه دید و انگیزه بود که حتی در انتخابات مجلس گذشته نیز شرکت کردم. از این رو مسئله اصلی ام در شرایط کنونی باز کردن این راه و بازگشت منتقدین به عرصه رسمی است و فردی که به آن رأی ميدهم در درجه دوم اهمیت دارد.
...البته میان آقایان روحانی و عارف ترجیحی را در نظر دارم، ولی به دلیل اهمیتی که برای وحدت نظر اصلاح طلبان قایل هستم، دوست ندارم که پیش از رسیدن به این وحدتِ نظر، ترجیح خود را بگویم و امیدوارم که اصلاح طلبان با همکاری آقایان روحانی و عارف، مصالح مردم و کشور و اقتضائات منافع ملی ایران را در نظر گرفته و به حکمیت گروه تعیین شده برای وحدت تن دهند. با قاطعیت نمی توانم بگویم، ولی احساسم این است که بر خلاف تصور، وضعیت پس از انتخابات ۲۴ خرداد ميتواند به بهبود روند جامعه ایران کمک کند و از تداوم مسیری که در این ۸ سال رفته، پیش گیری نماید، حداقل امید دارم که چنین شود. تحقق این هدف تا حدی منوط به اشتراک نظر و عمل عقلانی نیروهای منتقد است. اشتراکی که در مقایسه با گذشته تا حدودی عقلانی تر و واقع گرایانه تر شده است.
...من به صفت حوزه تخصصی ام بیش از بسیاری دیگر با وضعیت ناهنجاری ها و تبعات سوء سیاست هایی جاری آشنا هستم، ولی نگاه خود را محدود به این ها نمی کنم و گمان ميکنم که بدتر از این هم ممکن است و آن از میان رفتن ساختار تامین کننده امنیت، هنگامی که جامعه با چالشی غیر قابل حل مواجه شود است. به همین دلیل هیچ علاقه ای به تضعیف بی حساب و کتاب نهاد برقرارکننده امنیت، بدون آن که از طریق دیگری تقویت و جایگزین شود ندارم. رأی به همین وضعیت ميدهم تا به اندازه رأی خودم به آن رنگ خود را بزنم و زده هم ميشود، و به همین میزان آن را تغییر دهم.
...ولی به چه کسی رأی خواهم داد؟ مسأله اصلی برای من، ابتدا مشارکت در انتخابات و سپس فعال شدن نیروهای منتقد است. منتقدین باید از رفتار آقای هاشمی درس بگیرند. همه رهبران منتقد با حذف خود، نه تنها کمکی به اصلاحات نکردند که بیش از همیشه اثرگذاری خود را در جامعه کاهش دادند، ولی آقای هاشمی پس از ردصلاحیتی که به مخیّله کمتر کسی خطور ميکرد، حتی تغییر لحن هم ندادند و جالب تر این که خواهان ایجاد حماسه سیاسی شدند و شنبه گذشته در مجمع تشخیص مصلحت کنار آقای جنتی جلسه گردانی کردند، و از اولین افرادی است که رای خواهد داد. بنده نیز از همین زاویه دید و انگیزه بود که حتی در انتخابات مجلس گذشته نیز شرکت کردم. از این رو مسئله اصلی ام در شرایط کنونی باز کردن این راه و بازگشت منتقدین به عرصه رسمی است و فردی که به آن رأی ميدهم در درجه دوم اهمیت دارد.
...البته میان آقایان روحانی و عارف ترجیحی را در نظر دارم، ولی به دلیل اهمیتی که برای وحدت نظر اصلاح طلبان قایل هستم، دوست ندارم که پیش از رسیدن به این وحدتِ نظر، ترجیح خود را بگویم و امیدوارم که اصلاح طلبان با همکاری آقایان روحانی و عارف، مصالح مردم و کشور و اقتضائات منافع ملی ایران را در نظر گرفته و به حکمیت گروه تعیین شده برای وحدت تن دهند. با قاطعیت نمی توانم بگویم، ولی احساسم این است که بر خلاف تصور، وضعیت پس از انتخابات ۲۴ خرداد ميتواند به بهبود روند جامعه ایران کمک کند و از تداوم مسیری که در این ۸ سال رفته، پیش گیری نماید، حداقل امید دارم که چنین شود. تحقق این هدف تا حدی منوط به اشتراک نظر و عمل عقلانی نیروهای منتقد است. اشتراکی که در مقایسه با گذشته تا حدودی عقلانی تر و واقع گرایانه تر شده است.
+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 10:48 توسط خود من
|