ضرورت امروز نيرويي به نام بسيج را چه مي‌دانيد؟
ضروری‌ترین رسالت و ماموریت امروز بسیج، دفاع از هویت و موجودیت انقلاب در عرصه‌های گوناگون است که امام (س) از آن به عنوان دفاع همه جانبه نام بردند و بسیج پدیده‌ای است که می‌تواند در همه عرصه‌ها حضور داشته باشد. راهبردی که رهبرانقلاب برای نظام تبیین کردند،تقویت ساختار درونی قدرت است. مهم‌ترین ماموریت بسیج تقویت درونی ملت و نظام است و استحکام درونی قدرت به دلیل حضور بسیجیان است. البته از این مهم نمی‌شود گذشت که دیگر عزیزان نیز هستند ولی بسیجیان در اين عرصه پيشرو هستند.
 
 صحبت از امام (س) شد، ایشان تاکید فراوانی روی بسیج بیست میلیونی داشتند. در حال حاضر آيا بسیج از لحاظ كمي‌به آن بیست میلیون و از لحاظ کیفی به آن جایگاه که امام (س) انتظار داشتند،رسیده است؟
اگر از بدو تشكيل بسیج تا امروز مقایسه‌ای داشته باشیم به این نتیجه می‌رسیم که بسیج هم از لحاظ کیفی و هم کمی، رشد قابل توجهی داشته است. حتی برداشت‌ها از بسیج در آن روزهای اولیه یک طرفه و ناقص بود ولي امروز دید کامل و جامعی به بسیج وجود دارد. امروزه از پزشكان و مهندسان گرفته تا اصناف و لایه‌های مختلف اجتماعی در بسیج حضور دارند. این نشان دهنده عمق یافتن بسیج است. از سوی دیگر ملت ما نسبت به گذشته پخته‌تر شده و از لحاظ علمی، سیاسی و تحصیلی رشد کرده که بسیج نیز به‌عنوان مشتی از این خروار رشد کرده است.

  اين رشد از كجا نشأت مي‌گيرد؟
بخشی از این رشد مرهون حرکت کلی نظام است و بخشی مرهون فعالیت‌های خود بسیج است. اقداماتي که بسیج در حوزه علمی و تربیتی انجام داده باعث ارتقائ این نهاد شده است و امیدواریم این رشد ادامه داشته باشد و ما روزی شاهد آن بسیج مد نظر امام (س) و رهبر معظم انقلاب باشیم.

  امام (س) دستور تشکیل بسیج را به دلیل حمایت از مستضعفین صادر کردند، ولی بعد از مدتی این شاکله مردمی زیر لوای یک نیروی نظامی به نام سپاه رفت، به نظر شما درست بود که این نهاد از حالت مردمی به یک نهاد شبه‌نظامی تبدیل شود؟
تصمیمی که در آن زمان گرفته شد بسیار سنجیده و عاقلانه بود. چراکه در آن زمان بسیج مورد مصادره برخی از گروه‌های سیاسی واقع شده بود وبه‌جاي اينكه زیر چتر ولایت و رهبری باشد تابع سیاست دولت‌ها شده بود.

  مقداری واضح‌تر بیان می‌کنید؟
زمانی که بسیج ملی تشکیل شد، این نهاد زیر نظر رئیس جمهور بود و در آن مقطع از بسیج به‌عنوان یک اهرم استفاده می‌شد اما از وقتی متصل به سپاه پاسداران شد و به اين دليل كه سپاه در قانون اساسی زیر نظر ولی فقیه است بسیج نیز به یک ساحل امن رسید و از آمد و رفت دولت‌ها در امان ماند.

  مردمي‌بودن بسيج به اصالت آن نزديك‌تر‌نبود؟
باید اشاره کنیم که چه در آن زمان که زير نظر رئیس جمهور بود و چه الان که زیر نظر سپاه است اجزای تشکیل دهنده آن مردم هستند و شکی در این نیست. اتصال بسیج به سپاه باعث شد تا این این نهاد از اینکه در سلسله مراتب دستخوش تغییر دولت‌ها بشود از طریق سپاه به ولی فقیه متصل باشد. توجه داشته باشيد در مجلس شورای اسلامی آن زمان، کسانی‌که مانند بنی صدر مخالف اتصال بسیج به سپاه بودند سر از نا‌کجا آباد درآوردند.

  تبدیل شدن نیروی مقاومت به سازمان بسیج هم در این راستا بود؟
خیر. در هر استان چند رده از سپاه وجود داشت که باعث حجیم شدن ستاد‌ها و موازی کاری می‌شد.

  شایعاتی بود که برخی‌ها می‌خواستند اختیارات بسیج را کم و آن را از متن جامعه دور کنند و نظام نیز برای مقابله با اقدامات احتمالی آن را به سازمان تبدیل کرد تا تغییر و تحولات توان اعمال فشار به این نهاد را نداشته باشند، این ادعا درست است؟
خیر، چه در آن زمان چه الان کسی نمی‌تواند دخالتی در این امور داشته باشد چرا که بسیج در حوزه اختیارات رهبری است.

  هر دولتی که سر کار آمده است زورآزمایی خاصی با بسیج داشته،دلیل این امر چیست؟
به نظر من بعضی از مسئولان و ارگان‌ها از بسیج توقع دارند که مطابق خط مشی آن‌ها حرکت کند و وقتی که رویکرد مستقل بسیج را می‌بينند به مذاقشان خوش نمی‌آيد. افرادي نيز می‌خواستند بسیج در مشت گروه خاصی باشد و  برخی اوقات  با تعریف و تمجید و گاهي نیز با توهین و اتهام مي‌خواستند بسیج را در اختیار بگیرند. بسیج متعلق به نظام است و متعلق به ارگان و دولت خاصی نیست و باید خط را از رهبری بگیرد. شاید خیلی‌ها نیز از روی دلسوزی توصیه‌هایی راداشته باشند و نمی‌توان گفت همه سوءنظر دارند.

   شما مي‌پذيريدكه هر شخصي تعبير   خاص خود را از بسيج داشته باشد؟
یکی از توفیقات بسیج این است که همه راجع به آن اظهار نظر کنند و این یعنی همه احساس تعلق به بسیج دارند و این نکته مثبتی است و شاید کمتر جایی باشد که این همه اظهار نظر شود.

  انتقادهایی به بسیج به دلیل برخی اقدامات  خارج از كنترل خودسر‌ها وارد است، نظر شما دراین‌باره چیست؟
طبیعت بسیج مملو بودن از نیروی‌های جوان است و این افراد تازه به عرصه فعالیت‌های اجتماعي و فرهنگی قدم نهاده و ممکن است اشکال و اشتباهی در کار این افراد وجود داشته باشد و این را نمی‌توان کتمان کرد ولی اشتباه افراد و گروه‌های بسیجي را نمی‌توان به پای بسیج نوشت. بسيج يك كليتي دارد و آن حرکت کلی بسیج است که اگر کسی آن را متهم کند یا ناآگاه است يا عناد دارد. ولی اگر كسي به فرد یا طرحی در بسیج انتقاد داشته باشد ايرادي به آن نيست حال شايد اين اقدام  یا از روی دلسوزی  یا  به دنبال کوبیدن بسیج  باشد.
 
 مسئله دیگر این است که گاهی من در هویت نظامی تخلفی انجام می‌دهم باید سازمان قضایی نیروهای مسلح به جرم من رسیدگی کند ولی اگر من در لباس شخصی در خیابان مانند یک شهروند خلافی کردم انصاف نيست آن را به پای نظام نوشت. عين اين ماجرا در بسیج صدق مي كند، اگر فردی در بسیج و طبق دستورات مرکز مقاومت خود خلافی را انجام ‌دهد باید با وی برخورد شود ولی این فرد بسیجی شاید در کسوت دانشجو یا دانش آموز باشد و در این لباس اقدام خطا یا خودسرانه انجام دهد  این را نباید به پای بسیج نوشت.

 سردار، این نظر شماست مردم آن فرد را با پیش زمینه بسیجی می‌شناسند و تمام اقدامات وی را به پای نظام و انقلاب می‌گذارند و هر کس از بیرون گود این افراد را ببیند بسيج را متهم می‌کند.
حرف شما درست، ولی باید تفکیک صورت  گيرد ‌. بسیجی نباید کار خلاف انجام دهد و من اقدامات اشتباه را تایید نمی‌کنم ولی بسیجی بخشي از وقتش در اختیار بسیج است و اگر دراین بازه کار خلافي انجام دهد،بسیج باید پاسخگو باشد. از سوی دیگر نیز مسئولان در بسیج باید مراقبت کنند تا به خودسر‌ها در بسیج موقعیت داده نشود و نباید هرکاری که بسیجی انجام داد به پای بسيج نوشته شود.

 نظرتان در رابطه با اقدامات خودسرانه در حوزه سياست چيست؟
بحث مداخله در امور سیاسی نیز همینطور است. اگر بسیج با لباس و امکانات بسیج به نفع و علیه نامزدهای انتخاباتی کار کند خلاف است ولی اگر در کسوت شهروند کاری انجام دهد منعی ندارد. باید تفکیک شود، ما نمی‌توانیم به بیست میلیون جامعه فعال بگوییم تمام قوانین  یک فرد نظامی بر شما نیز مقرر است واین بیست میلیون را از عرصه خارج کنیم. در این صورت باید پرسید سیاست به دست چه کسانی خواهد افتاد؟ عرصه برای چه کسانی خالی می‌شود؟

 در انتخابات سال ۹۲برخی از بسیجیان بودند که به دلیل طرفداري از یک نامزد خاص طرد شدند. نظر شما در این‌باره چیست؟
این کار‌هاي سليقه اي درست نیست و خلاف است.
 برخی‌ها معتقد هستند اگر حضور همه جانبه بسیج در سال ۸۸نبود نيروهاي انتظامي توان جمع كردن حوادث را نداشتند.

نظام جمهوری اسلامی از آنچنان قدرت و عمق مردمی برخوردار است كه با اين بادها نمي لرزد. شاید فتنه گر‌ها قصد براندازی داشتند ولی نظام با این اقدامات به چالش جدی نمی‌افتد. فتنه ۸۸ سنگ بنای کجی بود که روند تضاد آرا و انتخابات آزاد را به یک لشکر کشی خیابانی تبدیل کرد و اگر این سنت باب می‌شد عاقبت بسیاری تیره و تاری در بر داشت. این بدعت بدی بود که گذاشته شد و اگر در آینده نیز اتفاقی بیفتد بر عهده کسانی است که در آن سال آن فتنه را بر پا کردند.

 به نظر شما ورود همه جانبه بسیج به حوادث سال ۸۸ کار درستی بود؟
در آن سال نقش بسیج تعیین کننده بود و بخشی از توان بسیج به عرصه آمد و خیلی‌ها منتظر بودند تا تکلیفی بر آن‌ها معلوم شود و دیدید که در ۹ دی چه جمعیتی وارد میدان شدند که عده‌ای از آن‌ها بسيجی با کارت بودند و برخی نیز بسیجی بدون کارت.

 البته پرسش قبلي ما ناشی از آن است که در سال ۸۸ به دلیل سلایق مختلفی که در خانواده‌ها براي انتخاب نامزدها وجود داشت سبب ایجاد اختلاف میان آن‌ها شد و این اتفاق خوبی نبود و ایراد به نظر می‌رسد، نظر شما چیست؟
تا حدی نه تنها ایراد نبود بلکه خوب است.اين اتفاق بیانگر احساس مسئولیت همگاني در كشور بود که گزینش‌شان از روی بصیرت خودشان باشد و از روی هیاهو و تحکم نباشد. اين اتفاق نشان مي‌داد كه مردم می‌خواهند از اعتقاد خود دفاع کنند و این از افتخارات نظام است که همه آگاهانه رای می‌دهند. ولی اگر این اختلاف نظر‌ها به تضاد و کشمکش برسد خوب نیست و همه باید به انتخاب دیگران احترام بگذارند.

 رابطه شما با دولت یازدهم چگونه است؟
خوب است  آقای رئیس جمهور حمایت خود را اعلام کردند و امیدواریم که همین‌گونه پیش رود.

 شما در سال ۸۴ که فرمانده بسیج بودید از نامه دولت نهم به آژانس مبنی بر فک پلمب تاسیسات هسته‌ای حمایت کردید، در صورتی که آن اقدام در قیاس با این توافق اخیر چندان مهم نبود ولی چرا سپاه اعلام حمایت خاصي از این توافق هسته‌ای نکرد؟
انشاا... خود دوستان سپاه توضیح دهند اما به نظر من آن چیزی که دوستان سپاه، بسیج و آحاد ملت باید دنبال کنند اين است كه از حرکت کلی نظام دفاع کنند. ما با حمایت از دولتمردان و هیات مذاکره کننده بايد از آن‌ها بخواهیم سعي كنند این تعهداتی که طرف مقابل داده است دچار بدقولی و بدحسابی نشود. دولتمردان ما باید در ادامه کار نیز همانطور که در این دوره با صلابت و ایستادگی بر حقوق مردم تاكيد داشتند همین مسیر را دنبال كنند.

 سخن شما صحیح است ولی برخی‌ها جلو‌تر از رهبری حرکت می‌کنند و بهانه به دست دشمنان می‌دهند آیا این تندروی‌ها دلیل خاصی دارد؟
این به دلیل آزادی بیان در ایران است و هر کسی می‌تواند عقیده خود را بيان كند.همانطور که در غرب افرادی هستند که در مجلس نمایندگان آمریکا حرف‌های نامربوط می‌زنند.

 و اما سخن آخر شما؟
در آخر به غرب توصیه می‌کنم اگر از تعهدات خود عقب بنشیند ایران نيز به تعهداتی که داده است پایبند نخواهد بود.