محدودیتهای آزادی عقیده

ممکن است مبنای اعتقاد انسان،مبنای دل بستن انسان،مبنای انعقاد روح انسان همان تفکر باشد.در این صورت عقیده اش بر مبنای تفکر است.ولی گاهی اعتقاد بشر کار دل است.کار احساسات است نه کار عقل.به یک چیز دلبستگی شدید پیدا میکند.روحش به او منعقد و بسته میشود نه تفکر.

متفکر شهید استاد مطهری ،منشأ عقاید را اغلب تقلید یعنی پیروی از اکابر و بزرگان قوم،پدران و مادران،محیط و یک سلسله عادتها و تعصبها و عواطف میدانند که اساسا آزادی عقیده در این موارد معنی ندارد و این اعتقادات را که هیچگونه ریشه فکری ندارند،انعقاد و جمود روحی میدانند که نسل به نسل آمده و قرآن هم روی این مطلب بسیار تکیه میکند.

          إنّا وَجَدنا آبائنا عَلی أُمَّةٍ وَ إنّا عَلی آثارِهِم مُقتدون.

 مشرکان بر رسولان گفتند :ما پدرانمان را بر آئینی یافتیم و البته ما بر آثار آنها اقتدا کننده هستیم.

آیا آدمی حق دارد که هر عقیده ای را برگزیند،با آن زندگی کند،آن را آشکار سازد و دیگران را نیز به آن بخواند؟برای عقایدی که مبتنی بر تفکر منطقی برهانی و عقلائی است باید احترام قائل بود و گزینش و بیان چنین عقایدی در چارچوب خاص اجتماعی آزاد است.تنها صاحبان چنین عقایدی حق دارند عقاید خود را آزادانه ابراز نمایند.اما آزادی در عقایدی که برآیند شیوه های غیر منطقی همچون تقلید و تعصب و منافع فردی و گروهی ،دلبستگی ها و احساسات باشد،به هیچ وجه جایز نیست.

عقیده مطلق آزاد نیست بلکه حدو مرز دادن به آزادی عقیده امری لازم و ضروری است،زیرا:

اولا ً:عقیده ای که انسان انتخاب میکند همیشه بر مبنای تفکر و اندیشه نیست بلکه اغلب عقاید بر اساس تقلید و پیروی کورکورانه از اکابر و بزرگان و پدر و مادر یا از محیط است و نیز گاهی بر اساس دل و احساسات عقیده ای بسته میشودو از آن جهت که دل بستگیها موجب تعصب و جمود و خمود و سکون است بشر نمیتواند در عقیده به طور مطلق آزاد باشد.

ثانیا ً:عقیده جلوی فکر و آزادی در تفکر را میگیرد زیرا وقتی که دل بسته شد چشم بصیرت،کور و گوش بصیرت کر می گردد.

ثالثا ً:عقاید باطل و غلط،باعث اسارت انسانها و خروج آنها از مسیر انسانیت میشود و به خاطر انسانیت و حقوق انسانیت باید این زنجیرها را از دست و پای او باز کرد مانند طبیبی که آزادی انسانهایی که از خارش بدن لذت میبرند میگیرد و به طبابت آنها می پردازد.

رابعا ً:از آن جهت که لازمه محترم شمردن بشر هدایت نمودن او در راه ترقی و کمال است،باید جلوی هر عقیده ای که لانسان را از راه تکامل باز می دارد،گرفته شود.آزادی در اعتقاداتی مجاز است که مبنای آن تفکر و اندیشه باشد،در واقع آزادی چنین عقیده ای به آزادی فکری مستند است.