از سانسور فریبکارانه صدا و سیما تا تصویر دامن خانم کارگردان!
آنچه دیشب از صدا و سیما به نام برنامه زنده جشنواره فیلم فجر پخش شد، نمایش تمام عیار سانسور، ریاکاری و دوچهره گی بود. اتفاقاتی که چهره ضد اخلاقی، ضدمردمی و ضد انقلابی آن در شام سالگرد پیروزی انقلاب مردمی ایران، کام مردم را تلخ کرد؛ چنانکه تصویر مشمئزکننده آن آبروی مدیریت رسانه و مشی ملی و مردمی بودن رسانه را مخدوش می کرد.
آن هم در روز پیروزی انقلابی که تاریخ ما آن را به نام ستیز با هرچه ضد آزادی و ضد سانسور و ضد دوچهره گی هاست می شناسد. عجبا که امروز همین رسانه ملی مدعی انقلاب و مبلغ آرمان های انقلابی، پیشتاز حذف مردم و نمایشگر سانسور شده است.
اول : شیوه پخش برنامه که با قطع مدام مراسم زنده، به نام خروج از سالن و سر زدن به محیط بیرونی و پخش یک مصاحبه بیهوده و مسخره انجام می شد، چیزی جز یک رفتار فریبکارانه نبود. رفتاری که به دلیل پخش نکردن حرف های هنرمندان درباره برخی فیلم ها همچون " عصبانی نیستم" و " قصه ها" انجام می گرفت.
اما مدافعان آرمان ها باید بدانند به فرض بد بودن این دو فیلم - که آنان به هزار شیوه حذف و توهین و نقد و فحش و فشار ... این فیلم ها را کوبیدند و کنارگذاشتند- آنچه منافع ملی ما را هدف قرارداده، این نوع فیلم ها نیستند بلکه رفتارهای فریبکارانه رسانه ملی ماست که در آینده باورهای نسل نو به آرمان های آزادی خواهانه انقلاب اسلامی را با خطری جدی روبرو کرده و خواهد کرد.
دوم: زشت ترین بخش این اتفاق زمانی بود که پخش تصاویر نرگس آبیار کارگردان فیلم شیار 143 روی سن را با تصاویر حضور دیگر هنرمندان زن روی سن مقایسه می کردید. همچنانکه می دانیم تصویربرداران صدا وسیما در تلویزیون موظفند تصاویر زنان را با پوشش دامن نشان ندهند و در برنامه دیشب نیز تصاویر عموم زنان حاضر با پوشش دامن یا سانسور می شد یا روی سن از نمای دور پخش می شد. اما تلویزیون در استفاده ای ابزاری از خانم نرگس آبیار، هنگام سخن گفتن او تصاویری باز و نزدیک از فضای پوشش او را به نمایش گذاشت! چرا؟ چون او درباره دفاع مقدس فیلم ساخته بود؟ چون او حرف های ارزشی می زد؟ چون او مورد توجه و سفارش برخی عناصر خودی بود؟
اگر پخش پوشش دامن در تلویزیون بد است، پس باید برای همه بد باشد و اگر نه، پس چرا ما در برنامه دیشب، تصویر هیچ زنی را از نزدیک با پوشش دامن جز او ندیدیم؟ این استفادهای ابزاری از افراد در تلویزیون - خصوصا در زمان انتخابات یا چنین برنامه هایی- بسیار رایج و شایع است و استدلال های نخ نمایشان این است که تصور می کنند با پخش اینها می توان مردم را اقناع کرد که " مردم ببینید یک زن دامن پوشیده مانتویی هم از انقلاب و آرمان های آن دفاع می کند"! حالا باز دم خروس تان را باور کنیم یا قسم حضرت عباستان را؟
سوم: همه این اتفاق زمانی زشت تر و ضد اخلاقی تر جلوه می کند که دقیقا 22 روز پیش در یکم بهمن ماه، رئیس دستگاه همین رسانه در گفت وگو با ایسنا سخن از آزادی و انعطاف در رسانه و ممنوع التصویر نبودن هنرمندان می زند!
لینک خبرهای رسمی زیر را ببینید:
تاکید ضرغامی بر ممنوعالتصویر نبودن هنرمندان در صداوسیما
«حسین پاکدل» بهدلیل «ممنوعالکار بودن» از مجری گری جشنواره فیلم فجرخط خورد
رئیس صدا و سیما که حتما در هنگام مصاحبه با ایسنا فضا و شیوه مدیریت دستگاه زیرمجموعه اش را فراموش کرده بوده، بد نیست یک بار به عنوان "مخاطب" یا همان "مردم" به برنامه دیشب بنگرد تا فراموش نکند که هم ممنوع التصویر داریم، هم سانسور و هم فریبکاری و استفاده ابزاری.
فراموش نکند که نه فقط خیل انبوه چهره های سیاسی حق حضور در رسانه "ملی" را ندارند بلکه حتی حسین پاکدل ها و سهیل محمودی ها و ساعد باقری ها و بی شماری از چهره های علمی و فلسفی هم ممنوع التصویر هستند. دایره این ممنوع التصویرها نه فقط به خطوط سیاسی و جریان های فکری ختم می شود بلکه حتی بین کسانی که منتقد صدا و سیما در خط خودی های جمهوری اسلامی هستند، گسترش داشته و دارد.
آقای ضرغامی! واقعا دم خروس تان را باور کنیم یا قسم حضرت عباستان را؟ این قصه ها البته ادامه دارد...
محمد رضا اسدزاده
منبع:خبر آنلاين
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 8:49 توسط خود من
|