حاکمیت باید از آزادیبیان دفاع کند
علیمطهری، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس و هیأت نظارت بر مطبوعات
حاکمیت باید از آزادیبیان دفاع کند
«اگر روزنامه تنها بخواهد واسطهای برای انتقال نظرات مختلف به جامعه باشد و رسالتی را برای خودش احساس نکند، این یک نقطه منفی است. یعنی هر روزنامهای در عین حال که بازتابدهنده افکار درجامعه باشد، نباید یک روزنامه بیخاصیت تلقی شود.»
قانون- میزان توسعه اجتماعی و سیاسی یک جامعه معمولا با میزان آزادی، رشد و بالندگی رسانههای آن کشور سنجیده میشود به این صورت که اگر رسانهها بتوانند محلی برای تضارب آراء و انتقاد از عملکرد نهادهای مختلف یک کشور باشند، خلأهای قانونی و اجرایی در مسیر توسعه شناسایی، و راهکاری برای برونرفت از مشکلات اندیشیده میشود. بدون شک مطبوعات در فضای آزاد رسانهای میتوانند نقطه اتکا هر نظامی برای حفظ پویایی و ثبات سیاسی و اجتماعیاش باشند. علی مطهری، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس و عضو هیأت نظارت بر مطبوعات است. به بهانه انتشار صدمین شماره روزنامه قانون با او گفتوگویی داشته و مباحثی در مورد وضعیت فعلی مطبوعات کشور مطرح کردم.
به نظر شما، وجود روزنامههای آزاد و مستقل در یک کشور چقدر ضرورت دارد؟
روزنامهها مانند دیدهبانهایی هستند که امور جامعه به ویژه عملکرد مسئولان را رصد میکنند و میتوانند به طور غیرمستقیم مانع بسیاری از تخلفات شوند. در کشورهای آزاد گاهی یک خبرنگار میتواند یک وزیر را مجبور به استعفا کند؛ به طور کلی، نقش روزنامهها در آگاهیبخشی به مردم و افزایش قدرت تجزیه و تحلیل سیاسی و اجتماعی مردم بسیار زیاد است.
با این تعریفی که از ضرورت وجود رسانههای آزاد دارید، فضای فعلی مطبوعات کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
در حال حاضر، فضای آزادی برای رسانهها مناسب نیست و نمیتوانیم ادعای دروغین داشته باشیم. متاسفانه بعد از حوادث انتخابات 88، محدودیتهای غیرضروری به وجود آمده است که هنوز هم ادامه دارد و نوعی سختگیری حتی در نقل حوادث انقلاب وجود دارد. گاهی برخی از رسانهها مصاحبهای با فردی انجام میدهند که مثلا خاطرهای از سال های گذشته انقلاب در آن گفتوگو نقل میشود؛ اگر در آن روایت از انقلاب نام آیتا... منتظری یا مهندس بازرگان برده شود، گاهی ایراد میگیرند. یا مثلا اگر روزنامهای عکس آقای خاتمی را برای یکی از شمارههای خود استفاده کند، بلافاصله مدیرمسئول آن را احضار میکنند و به او تذکر می دهند. به نظر من این سختگیریها اصلا ضرورتی ندارد. بنابراین نمیتوانیم بگوییم فضای امروز مطبوعات کشور در حد قابل قبولی آزاد است. البته نمیخواهم بگویم که مطبوعات در فضای کاملا بستهای فعالیت میکنند بالاخره راه انتقاد باز است، گاهی برخی از مطبوعات از بالاترین مقام اجرایی یعنی رئیسجمهور انتقاد میکنند اما با این حال برخی خط قرمزها وجود دارد که زائد است و آزادی مطبوعات را محدود میکند.
اگر روزنامهای بخواهد به شکل مستقل فعالیت کند و منعکس کننده همه صداها باشد، آیاچنین چیزی امکانپذیر است؟
البته خوب است که هر روزنامهای منعکسکننده همه صداها باشد. در واقع هر روزنامهای باید این ظرفیت را داشته باشد که صداهای مختلف بتوانند در آن جایی داشته باشند اما نباید به این معنی باشد که خود روزنامه هیچ خط مشی ثابت و خط سیاسی مشخصی را اختیار نکند. اگر روزنامه تنها بخواهد واسطهای برای انتقال نظرات مختلف به جامعه باشد و رسالتی را برای خودش احساس نکند، این یک نقطه منفی است. یعنی هر روزنامهای در عین حال که بازتابدهنده افکار درجامعه باشد، نباید یک روزنامه بیخاصیت تلقی شود.
حاکمیت چه حمایتهایی باید از روزنامه داشته باشد؟
به نظر من اگر یک روزنامه روی پای خودش بایستد و نیازی به حمایت اقتصادی دولت نداشته باشد از استقلال بیشتری برخوردار است و میتواند آزادانه دیدگاههای خود را بیان کند.
منظور من لزوما حمایت مالی نبود بلکه حمایتهایی را میگویم که بسترهای آزاد اطلاعرسانی را فراهم میکند.
اگر از مباحث اقتصادی و حمایتهای مالی بگذریم، حاکمیت باید از آزادی بیان و آزادی تفکر حمایت و دفاع کند، زمانی که به هر دلیلی حق روزنامهای ضایع شود، معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد یا هیأت نظارت بر مطبوعات باید از حقوق رسانهها و روزنامهنگاران دفاع کند.
از هیأت نظارت بر مطبوعات اسم بردید، شما هم یکی از اعضای این هیأت هستید، به اعتقاد شما نظارت بر مطبوعات چه حدودی دارد؟
نظارت در دو بخش تعریف میشود؛ یکی در بخش اجتماعی و سیاسی است، از این منظر نظارت باید در جهتی اِعمال شود که عملکرد یک روزنامه در جهت براندازی یک نظام نباشد، در واقع هیچ نظام و حکومتی چنین اجازهای را نمیدهد اما اینگونه نباشد که هر انتقاد و مخالفت را به معنای براندازی بدانیم. بخش دیگر نظارت در حوزه فرهنگ و اخلاق است. در عرصه اخلاقی در کشور، حساسیتهایی وجود دارد؛ اگر نشریهای بخواهد در مقابل فرهنگ جامعه عمل کند یا امور غیراخلاقی را اشاعه دهد، این موارد، خط قرمز است و هیأت نظارت در این موارد عکسالعمل نشان میدهد.
در حوزه اندیشه چه میزان محدودیت و نظارت را میپذیرید؟
در واقع تفکر و اندیشه باید آزاد باشد و هر کسی بتواند اندیشه خودش را عرضه کند مگر اینکه فریب و نیرنگی در کار باشد مثلا زمانی که کسی فکر غیراسلامی خود را در قالب آیات و روایات اسلامی عرضه کند این حالت مشمول آزادی بیان نمیشود.
چه نهادی می تواند این موضوع را تشخیص دهد؟ تفسیر این مسئله با کیست؟
این مسئله روشن است، زمانی که عقلا اینگونه حکم کنند، مشمول آزادی بیان نمیشود. اما زمانی که کسی میخواهد اندیشه خود را انتشار دهد و در واقع میخواهد مطلبی را بیان کند که صرفا نتیجه تفکرش بوده است، در این جا باید آزاد باشد.
در برخی از موارد همین تفسیرها و نیتمند نگاه کردن به مطالب منتشر شده باعث برخوردهایی با روزنامهنگاران میشود. آیا مرجع مشخصی وجود دارد که این تفسیرهای معتبر را انجام دهد؟
البته منظور من در اینجا انتشار مطالب با اهداف سیاسی و اجتماعی نیست، منظور من مواردی است که کسی میخواهد افکار خود را با پوسته دیگری منتشر کند مثلا زمانی که شخصی میخواهد تفکری فلسفی را به صورت عریان بیان میکند و احساس می کند که جامعه اسلامی این مسئله را نمیپذیرد اگر آن فرد مطلب خود را در پوستهای اسلامی بیان کند مشمول آن موردی است که از آن سخن گفتم؛ مرز آزادی بیان همین موارد است؛ موارد سیاسی و اجتماعی را این گونه تعبیر نمیکنم بلکه هر کس باید در بیان تفکرش آزاد باشد.
امروز یکصدمین شماره روزنامه قانون منتشر میشود؛ عملکرد این روزنامه را در این صد شماره چگونه ارزیابی می کنید؟
قانون روزنامهای معتدل محسوب میشود که در این شمارههای منتشر شده، از افراط و تفریط دوری کرده است.