اگر نیک بنگریم از همه مردم دنیا متنفریم!
اگر نیک بنگریم از همه مردم دنیا متنفریم!

ملتی هستیم همواره در حال "مرده باد" و "مرگ بر". از اعراب متنفریم، غربی ها را نفرین می کنیم. از شرق دور بدمان می آید و به غرب دور فحش می دهیم. اعراب را بی فرهنگ می دانیم و فرهنگ غرب را مبتذل می شماریم. چشم بادومی ها سگشان را می خورند و افریقایی ها پول نفت مارا!
فقط کافیست جایی چیزی در اینباره ببینیم یا بشنویم، چنان فحاشی رکیک و "مرده باد" و "مرگ بر" سر میدهیم که هر انسانی را به وحشت می اندازد!
انگار نه انگار که ذبح شرعی گوسفندی زیر پای عروس خانم به اندازه کشتار سگ در چین فجیع و دیدن آن صحنه به همان اندازه دردناک است.
انگار نه انگار که که اگر تسلیحات و توان نظامی امریکا و اروپا را داشتیم با این حجم تنفر دست هیتلر را از پشت بسته بودیم، و شاید آنها برای تحریم هایشان همین حجم تنفر را کافی می بینند!
انگار نه انگار که همین اعراب ظرف سی سال کشورشان را از ماسه های صحرا ساخته اند و ما کشورمان را نابود کرده ایم، همین مایی که اگر سالی یکبار برای طواف هتل آتلانتیس دوبی نرویم سالمان تحویل نمی شود!
انگار نه انگار که سیاستمدار ونزوئلایی یا افریقایی عاشق کشور و مردمش است و اگر پول ما آنجا خرج میشود از سیاست اوبرای ساختن وطنش است و حماقت ما!
درمرزهای کشورمان هر کس مثل ما نباشد محکوم است؛ خواه لر یا کرد، بلوچ، ترک، سیاه، زرد!
گویا فقط تبلیغ و تولید تنفر میکنیم؛ قوت غالب و غذای جان ما تنفر است! تنفر از ادیان دیگر، تفکرات دیگر، ایده های دیگر، اگر مصداقی برای این تنفر نیابیم آن را تولید میکنیم!
این تنفر را به فضای مجازی هم بسط داده ایم؛ تنفر از یک برنامه، تنفر از یک آدم، تنفر از یک ایده!
پیج می سازیم برای تنفر،تهمت، ناسزا و.......... آنجایی که از حقیقت یابی به اتهام زنی می افتیم تا به هرشکل که شده دشمن فرضی را نابود کنیم، حتی با انگ مجاهد و یا نوکر رژیم!
این تنفر ریشه دوانده در گوشت و پوست ما، این علاقه مفرط به نفرت از کجا می آید؟ مارا چه می شود؟