اين اصولگرايان پر رو!
کدامیک از ملت عذرخواهی کنند؟ كل اصولگرايان يا يك فرد به نام احمدي‌نژاد؟
کد مطلب : 9809
گروه سياسي: تحليل زير چكيده اي است از يك مقاله ارسالي به بهارنيوز توسط احسان یوسفی (دانشجوی علوم سیاسی و فعال دانشجویی) كه جريان اصولگرايي را نهيب زده كه دوستان؛ وقتتان بخير! بخوانيد:
کدامیک از ملت عذرخواهی کنند؟ كل اصولگرايان يا يك فرد به نام احمدي‌نژاد؟
این روزها اگر چه انتقادات زیادی به محمود احمدی‌نژاد وارد مي‌شود و از صدر تا ذیل دستگاه‌هاي حکوکتی و غیر حکومتی بر ایشان و دولت مي‌تازند اما آنچه که بیش از همه چیز جامعه را به فکر فرو مي‌برد حمایت‌هاي دیروز تمام قد از احمدی‌نژاد وانتقادی‌هاي بی پایان امروز بر ایشان است!
دیر زمانی نیست که آقایان اصولگرا در انتخابات ۸۴ و خصوصا ۸۸ نامزد محبوب خود را تنها منجی ملت و فردی عدالت محور و ساده زیست معرفی کردند که قرار بود با اشرافی‌گری مبارزه کند و به جای توسعه سیاسی به دنبال توسعه عدالت و ارزش‌هاي دینی باشد و چنان این با در دست داشتن رسانه‌هاي وابسته و غیر وابسته که اکثریت از پول بیت المال نیز ارتزاق مي‌شدند برچسب‌ها و تهمت‌هاي نابخشودنی و غیراخلاقی به رقیبان خود که از داشتن رسانه و تریبون‌هاي محدود نیز محروم بودند فضا را کدر و غبار آلود نشان مي‌دادند که تنها خودشان منجی ایران زمین هستند و اگر ملت ایران در انتخابات، کاندید محبوبشان را برگزینند یقینا سعادت دنیا و آخرت خود را تامین مي‌کنند و در غیر این صورت انتخابی جز این خیانت به وطن است و کشور را به بی راهه خواهد کشاند.

اما با آمدن منجی پر حاشیه اصولگرایان در حالی که وعده مبارزه با فساد اقتصادی را مي‌دادند و از عدالت سخن مي‌گفتند و به دنبال تروج رفاه و تبدیل ایران به ژاپن اسلامی بودند گذشت زمان از آن شعار‌هاي عوام پسندانه چیزی جز کاغذ‌ها و دیالوگ‌هاي تکراری بر جای نگذاشت به طوری که امروز فضای کشور در همه بخش‌ها از چنان شده است که حتي بزرگان اصولگرایی چنان با مدیریت معجزه انگیز تفکر خویش آشنا شده اند که به صداقت ادعا مي‌کنند رئیس جمهور بعدی که بر سر کار مي‌آید فوق العاده کارهای مشکل و سنگینی را درپیش خواهد داشت!

در کنار تفسیرهای مختلف شاید بتوان قریب به یقین دلیل چنین تصمیماتی را به عدم توفیق مدیریت اصولگرایان در خلال هفت سال گذشته در تحقق برنامه‌هاي اعلام شده ریشه‌یابی کرد. اگر نظری اجمالی به شعارها و سیاستهای محوری مسئولین بیندازیم به سهولت درخواهیم یافت که آقایان نتوانسته تقریبا به هیچ یک از اهدافشان دست یابند.
یکی از اهداف اصلی مسئولین مبارزه با فساد بود که متاسفانه نه تنها اثری از بهبود و مبارزه با آن در بخش عمومی جامعه در آن نمی بینیم بلکه بر اساس آمار سازمان بین المللی شفافیت (یکی از همان سازمانهایی که وقتی نرخ‌هاي رشد عملکرد دولت را اعلام میکنند به صحت آنها استناد مي‌شود) رتبه فساد ایران در سال ۲۰۰۴ از ۸۸ به ۱۶۸ در سال ۲۰۱۱ رسیده است. یعنی ما در خلال سالهایی که مبارزه با فساد جزء برنامه‌هاي جدی مسئولین بوده است ۸۰ پله در رده بندی سلامت اداری سقوط کرده ایم. صرف نظر از چنین آماری که گاه ممکن است نگاه سیاسی و فشار‌هاي خارجی بر آن حاکم باشد و مورد وصوق دوستان قرار نگیرد اما باز هم با این شرایط همه ما به وضوح شاهد واقعیات تلخ در این حوزه هستیم. نمونه بارز آن را مي‌توان به تخلف بزرگ بانکی ۳ هزار میلیاردی اشاره کرد که به نوبه خود بزرگترین تر ضربه را به اقتصاد کشور در طول انقلاب به نظام وارد کرد .

در بحث مبارزه با رشد تورم که مورد تاکید مسئولین نیز بود و دائما وعده تک نرخی کردن آن در اقتصاد و جامعه ایرانی را بیان میکردند بدان معنی بود که نرخ تورم که در سال ۸۴ حدود % ۱۰.۵ بود یک رقم کاهش پیدا کند تا به تک رقمی شدن تبدیل شود که پیش بینی این امر در برنامه چهارم توسعه صورت گرفته بود؛ اما آنچه که امروز خصوصا در این روزهای مانده به آخر سال شاهد هستیم تورم افسار گسیخته ۲۷ % درصدی؟

مسئولینی که وارث مقادیر قابل توجهی ذخیره ارزی بودند و درآمدهای افسانه ای ناشی از افزایش قیمت نفت نصیبشان شده بود امروز اعلام مي‌کنند که صندوق ذخیره ارزی منابعش صفر است؛ مسئولینی که قرار بود بودجه کشور را از وابستگی به نفت کاهش دهند و طرح ماندگار دکتر محمد مصدق را به اجرا در بیاورند که مبتنی بر اقتصاد منهای نفت بود متاسفانه نفتی ترین بودجه‌هاي تاریخ کشور را به مجلس ارائه مي‌کردند....مسولینی که شعار شایسته سالاری را مي‌دادند کمترین میزان تعهد و تخصص را در انتصاب مدیران از خود بر جای گذاردند که متاسفانه به قدری از فرصت‌هاي بدست آمده چشم پوشی کردند که حامیان دیروز خود منتقدین سرسخت امروزشان شده اند و بر دولت و رئیس آن مي‌تازند.

رئیس دولت به خاطر حمایت‌هاي شبانه روزی همین دوستان قدیمی بود که بر اریکه قدرت نشست و اگر امروز نقدی بر احمدی‌نژاد یا تیم او وارد است که یقینا باید صورت بگیرد، بیش از همه باید به حامیان و لیدرهای اصولگرایی دیروز ایشان باشد که با مهیا کردن شرایط و تخریب دیگر رقبا و دادن وعده‌هاي شفا بخش و ایجاد یک هاله ای از رفاه بی حد و مرز و عدالتی بی پایان مردم را به سوی خود بسیج کردند تا امروز با گذشت و مرور شعار‌هاي دیروز خود برای منحرف کردن افکار عمومی بر احمدی‌نژاد بتازند و او را در زیر عملکرد گذشته شان له کنند تا کسی به گذشته باز نگردد و وعده‌ها را جستجو نکند تا مشخص شود توسط چه کسانی بیان شد و قرار بود توسط چه عده ای محقق شود!

با این اوصاف کشورمان با وجود مسولینی که در بهترین شرایط و در کنار بهترین فرصتها برای جهش اقتصادی و سیاسی میتوانست با تدبیر و اندیشه و با بهره گیری از ظرفیت‌هاي نظام و استعدادهای درخشان و...جايگاه ایران را هم چون گذشته در سطح بین الملیی ارتقاء بخشد متاسفانه.....

و امروز همان دوستان ديروز به يكباره چهره منتقد گرفته و در حاليكه بیشترین سهم را در خلق اوضاع امروز داشته اند انگشت اتهام را به سوی رئیس دولت متوجه مي‌سازند تا تنها او را عامل این وضعیت مورد اعتراض جامعه قرار دهند و هدف سیبل نهایی واقع شود. منصفانه و متمدنانه اين بود كه امروز مدعیان اصولگرایی که اکثریت قریب به اتفاق آنان امروز خود را نامزد انتخابات ریاست جمهوری معرفی کرده اند خود را مورد نقد قرار مي‌دادند.

آنچه باید مورد نقد منصفانه و خالی از حب و بغض قرار گیرد نقد علت و علت‌هاي این معلولست؛ تا به این نتیجه رسید آیا احمدی‌نژاد باید از ملت عذرخواهی کند یا اصولگرایان حاضر در لایه‌هاي قدرت کشور که روزی حامی تمام قد احمدی‌نژاد و امروز منتقد ردیف اول ایشان هستند و از چنان اعتماد به نفسي هم برخوردارند كه اكثرشان با پر رويي تمام كانديداي رياست‌جمهوري هم شده‌اند!