حمله شدیداللحن و توهین آمیز روزنامه جوان به خاتمی !!!!!!
حمله شدیداللحن و توهین آمیز روزنامه جوان به خاتمی !!!!!!
قانونآنلاین-یک: امیرارجمند با همه بغضی که نسبت به ملت ایران دارد، گاهی حرف حساب میزند. او چند وقت پیش خطاب به حجاریان گفته بود «شما که از همان اول هم ادعای تقلب را دروغ میدانستید، پس چرا پشتوانه موسوی و کروبی شدید برای آن همه آشوب؟! موسوی و کروبی عمدتا به دلگرمی امثال شما و شخص آقای خاتمی توانستند آنچه در سر دارند عملی کنند و به کف خیابان بیاورند.»
دو: قطعا در خیانت و جرم موسوی و کروبی هیچ شکی نیست و حصر (آن هم بعد از دو سال محاربه) برای این دو مفلوک، چیزی در مایههای زندگی در قصر میماند که فی الواقع هم همین طور است! چه اینکه اگر کرامت نظام نبود، دیار باقی جای مناسبتری برای موسوی و کروبی بود. با این همه، آنچه موسوی و کروبی را در انجام جنایت، جسور و گستاخ کرد، تحریک لایه میانی فتنه بود؛ لایه میانی فتنه یعنی همین سعید حجاریان و بهزاد نبوی و تاج زاده و امثالهم.
سه: این وسط میماند نقش جناب خاتمی که اخیراً لاطائلات میبافد. خاتمی از آن رو که سال 88 و البته 89 عامل ارتباط سران فتنه با لایه میانی بود، هم در جنایت سران فتنه شریک است، هم در خباثت لایه میانی، و هم جزء سران فتنه است، هم در ردیف لایه میانی.
چهار: حق این است که خاتمی در ازای کرامت و بزرگواری نظام، ممنون و نادم و عذرخواه و پشیمان باشد، یا اینگونه طلبکارانه، اظهار فضل کند؛ «امروز بهترین موقعیتی است که بیاییم دلهایمان را از کینه پاک کنیم، زندانیها آزاد شوند، حصرها برداشته شود و همه کنار یکدیگر باشیم و با فضای برادری همه بتوانیم برای کشور کار بکنیم. مملکت در برابر مشکلات بزرگی قرار گرفته؛ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و مدیریتی، همه باید کنار هم کار کنیم. چند روز پیش یکی از اقتصاددانان بزرگ گفته بود؛ «اگر همه دست به دست هم بدهیم و تلاش کنیم، بعد از چهار سال به سال ۸۴ میرسیم.»این حرف درستی است. یعنی ما باید زمینه درست بکنیم به نقطه صفر برسیم. . . دگرگونی که ما میگوییم درون نظام است، نه بیرون نظام. وابستگی و دلبستگی ما به این نظام بسیار شدیدتر و بیشتر از کسانی است که ادعای وابستگی به آن میکنند. ببینید کدام ادبیات به این نظام و آرمانهای انقلاب نزدیکتر است، ادبیات ما یا ادبیاتی که در این سالها در جامعه مطرح شده است و کسانی با فحش و دروغ و تهمت و پروندهسازی، خودشان را انقلابی نشان میدهند؟ این نظام متعلق به ماست، ما هم متعلق به آن هستیم، البته نقدهایی هم داریم؛ میگوییم اجازه بدهید نقدمان را بکنیم، ادعایی هم برای بازگشت به قدرت نداریم!»
پنج: در این باره باید به نکاتی اشاره کرد؛
پنج/ 1: جناب خاتمی که سال 88 اوج کینه خود را نشان داد، متاثر از کدام ترحم بیاندازه، همگان را دعوت به برادری میکند؟! آیا بعد از آن همه خون ریخته شده، ما هنوز هم باید جواب خاتمی را بدهیم یا گله کنیم از دست فرشته عدالت؟! آیا در حق آقای خاتمی این همه مصلحت سنجی شد که به اینجا برسیم؟!
پنج/ 2: آقای خاتمی در حالی درخواست آزادی زندانیان محارب، و رفع حصر سران فتنه را دارد که دست خودشان در خون قربانیان فتنه به شدت آلوده است. من هرگز دوست ندارم ما به ازای خون پاک شهیدانی چون حسین غلام کبیری، از امثال خاتمی سخن بگویم، اما بیشک خون دیگرانی هم که در فتنه (و به هر دلیل) ریخته شد، گردن فتنهگران است. به راستی اگر ادعای دروغ تقلب نبود، اگر «تقلب، اسم رمز آشوب» نبود، اگر خاتمی و موسوی و کروبی «دوستان خوب نتانیاهو» نبودند و اگر حرمت قانون و رأی اکثریت، بلکه رأی 40 میلیونی ملت، پاس داشته میشد، آیا باز هم ماجرای کهریزک رخ میداد؟! و آیا باز هم کسی چون ندا آقاسلطان، قربانی دسیسه فتنهگران میشد؟!
پنج/ 3: ظاهراً سر تلخکامی با ما گذشته روزگار. آقای خاتمی به جای آنکه حرف از این خونها بزند، مشکلات کشور را لیست میکند و از همه تمنای همکاری دارد! گیرم با چهار سال کار، گند هشت ساله دولت احمدی نژاد جبران شود؛ جناب آقای خاتمی! در حق شما باید کدامین حکم نازل شود تا داغ دل مادر شهید غلام کبیری التیام یابد؟! و شما باید به سزای کدام خیانت تان برسید، بلکه آبروی ریخته شده، به جوی بازگردد؟!
پنج/ 4: فرمودهاید؛ «باید آنقدر کار کنیم تا تازه برسیم به سال 84.»اگر چنین است، میشود بگویید جز ادامه طرح هدفمندی، ادامه پروژه مسکن مهر، ادامه نیت معطوف به سفرهای استانی، ادامه زیرساختهای ورزشی، ادامه راهسازی و ادامه همه آن خدمات ریز و درشتی که در دو دولت قبل صورت گرفت، مشخصا دیگر برنامه اقتصادی دولت اعتدال چیست؟! واقعا خوب است احمدی نژاد، این همه کار مصداقی، انجام داده و الا دولت شیخ حسن، دقیقا چه کار دیگری را میخواست ادامه دهد، الله اعلم!!
پنج/ 5: آقای خاتمی! انتخابات ریاست جمهوری سال 84 یادتان هست؟! 8 سال دولت دست شما بود، اما هیچ کدام از نامزدها، حتی معین و مهرعلیزاده و رفسنجانی، یارای شان نبود که در تبلیغات، دولت خود را ادامه دهنده فلان طرح مشخص دولت اصلاحات یا بهمان پروژه ملموس اقتصادی دولتمردان حضرتعالی معرفی کنند!! از بازگشت به صفر سخن میگویید یا نقطه صفر؟! و آیا این سخن آقای علوی تبار هم برخاسته از ادبیات من و امثال من است که گفت؛ «اصلاحطلبان، آنقدر سرمست از قدرت شدهاند که حکایت اسبهای درشکه، مدام به هم لگد میاندازند و یکدیگر را گاز میگیرند.»
پنج/ 6: فحشی از این ناسزاتر که شمای وزیر ارشاد؛ مهاجرانی، و شمای معاون سیاسی وزیر کشور؛ تاج زاده، سخن از پیوند ادبیاتتان با انقلاب اسلامی بزنید؟؟!! «راهپیمایی علیه خدا هم آزاد است» فقط یکی از محصولات ادبیات لیبرال اطرافیان افراطی شما بود!! دروغی از این شاخدارتر که شما از جمله مدعیان «دولت راستگویان» باشید؟؟!! تهمتی از بهتان تقلب، بدتر؟؟!! و پروندهسازیای بدتر از پروندهای که شما در سال 88 علیه 40 میلیون رأی ملت درست کردید؟؟!!
پنج/ 7: جناب خاتمی! مادام که در برابر خون شهدای 88 تا کمر خم نشوید، نه این نظام، متعلق به شماست، نه شما تعلقی به این نظام دارید. خیالتان تخت! و اگر شما را نه تنفیذ راه دادند و نه تحلیف، دیگر دلیل نمیشود که اضافه بر سازمان سخن بگویید و. . . البته! نقدهایی هم به نظام داشته باشید!! فی المجلس - و از آنجا که در مثل، مناقشه نیست!- آنکه به نظام، نقد جدی دارد ماییم که چرا سنگها را بسته و سگها را آزاد گذاشته است؟؟!!
در این سطور آخر، میخواهم از امکانی سخن بگویم که دست خودمان است... که دست خودمان بود! آری، گمانم این روزها داریم کفاره گناه تفرقه را پس میدهیم و تقاص تکلیف گرایی بینتیجه را. . . خوب است از این نازنین بخواهیم که به جای اختیار خاموشی، از تکلیف مان بگویند در قبال نصایح سیدمحمد خاتمی. . . راستی، تا یادم نرفته بگویم؛ «اصلاحطلبان در صحنه نیستند، رقابت کنید با هم اصولگرایان!!. . . و فقط به تکلیف تان عمل کنید...»