یکی از ناظران مسایل سیاسی و امنیتی، این اقدام عناصر مسلح گردان‌های الفاروق را این گونه تفسیر می‌کند: عناصر مسلح از تابستان 2011، جنگی "سنی برضد نظام علوی" را آغاز کردند و از آن جا که آن‌ها رهبران شناخته شده‌ای ندارند و اکثر فرماندهانشان را تروریست‌ها و راهزنان و دزدها و جنایتکاران و قاچاقچی‌های مواد مخدر تشکیل می‌دهند، به همین سبب رهبر و نمادی غیر از صدام برای متمایز شدن از دیگران نیافتند. آن‌ها به این می‌بالند که صدام هشت سال بر ضد ایران جنگید، بنابراین برایشان اهمیت ندارد که صدام برای حمله به ایران از آمریکا و سازمان‌های اطلاعاتی این کشور دستور می‌گرفت و این مساله را نشریه "فارن پالیسی" به تازگی با استناد به اسناد انتشار یافته سیا، ثابت کرد. آن‌ها فقط در جستجوی یک سنی هستند که علیه شیعیان جنگیده باشد و این رویکرد با برنامه سیاسی آن‌ها در سوریه انطباق کامل دارد و دغدغه‌های طائفه‌ای و وهابی مسلک آن‌ها را خرسند می‌سازد.

گفتنی است گردان‌های فاروق که به صورت پراکنده در سوریه فعالیت می‌کنند، فرمانده واحدی ندارند و در هر منطقه فرماندهی آن‌ها به شکل مستقیم از اتاق عملیات ترکیه دستور می‌گیرد، این گردان‌ها در نبردهای القصیر و حمص خسارت‌های سنگینی را متحمل شدند و برخی از شاخه‌های آن نیز به جبهه النصره پیوستند.