گرایش بد جوانان به این دو کار زشت و عاقبت اعتیاد به آنها+ تصویر

درسوئد، شماری از نوجوانان معتاد به الکل و موادمخدرهستند تنها کسانی در مرکز معتادان پذیرفته‌ می شوند، که اعتیاد شدید و وضعیت اجتماعی نامناسبی ازجمله والدین معتاد دارند. با این حال تمامی شیوه های بکار رفته برای بازگرداندن آنها بی فایده بوده است.

به گزارش سایت رادیو سوئد، درمان نوجوانان معتاد به دشواری صورت می‌گیرد.

درسوئد، شماری از نوجوانان معتاد به الکل و موادمخدرهستند. شیوه‌‌های درمان برای کمک به آنها در ترک این اعتیاد ناکارآمد است.

یک بررسی که در مرکز پژوهش‌های بالینی در وِستِروُس انجام شده، نشان می‌دهد که بیشتر این نوجوانان، پنج سال پس از درمان نیز هنوز معتاد بوده‌اند.

این را کِنت نیلسوُن، از استادان این مرکز بیان می‌کند، با تاکید براین‌ که این نوجوانان از کمک‌های درمانی قابل توجهی نیز برخوردار شده بودند.

او و سارا لوُوِن‌هاگ از این مرکز در همکاری با مرکز کمک به معتادان "میرا اونگدوم" در طول 5 سال، حدود 150 نوجوان معتاد را تا سن جوانی زیر نظر گرفتند و درمان‌های لازم را نیز در اختیار آنها قرار دادند. اما به گفته‌ی سارا لوُوِن‌هاگ، به نظرمی‌رسد که این درمان‌ها کمترین تاثیری در بهبود آنها نداشته‌‌اند.

نوجوانانی که در مرکز معتادان پذیرفته‌ می شوند، افردی هستند که اعتیاد شدید و وضعیت اجتماعی نامناسبی ازجمله والدین معتاد دارند. این گونه افراد براساس بررسی انجام شده، باید خیلی زودتر و در شروع اعتیاد خود از کمک‌های لازم برخوردار شوند.

به گفته‌ی کِنت نیلسوُن، بسیاری از این نوجوانان در وضعیت فلاکت باری زندگی می‌کنند، اما تعداد کمی از آنها شرایط لازم را برای پذیرفته شدن در مرکز روانی کودکان و نوجوانان یا اداره خدمات اجتماعی دارند.

سارا لوُوِن‌هاگ نیز تاکید می‌کند که درمان نوجوانان معتاد هرچه دیرتر انجام شود، نتیجه‌ی کم‌تری خواهد داشت. به گفته‌ی او نمی‌توان وارد زندگی یک نوجوان 16 ساله شد، اقدامات زیادی انجام داد و امیدوار بود که نتیجه دهد. او تاکید می‌کند که این کمک و واردشدن به زندگی آنها باید خیلی خیلی زودتر شروع شود.
 

یکی از اقداماتی که براساس این نظریه معرفی شده، کار با دختران یا زنان جوان در مراکز خدماتِ درمانی برای مادران بارداری‌ست که در مرزاعتیاد قرار دارند‌. اما گفته می شود که هیچ دستورالعمل و یا راهنمایی در این مورد وجود ندارد.

سارا لوُوِن‌هاگ نیز بر وجود نوعی به هم‌ریخته‌گی و بی‌نظمی اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ دستورالعمل مشترکی در کشور وجود ندارد و مشخص نیست که چه کسی چه کاری را و چگونه باید انجام دهد. به گفته‌ی او تنها یک آشفته‌گی وجود دارد و کاری هم پیش نمی‌رود.