سوال اول: چرا سعید امامی برای تخریب روشنفکران از شریعتمداری استفاده کرد؟

سوال دوم: آیا هدف مشترکی میان این دو وجود داشت و آن را دنبال می‌کردند؟ نکته حائز اهمیت در اینجا این است که پس از برملا شدن قتل‌های زنجیره‌ای، شریعتمداری مدعی شد که سعید امامی را اصلا نمی شناسد و وی با روزنامه کیهان دشمنی داشته و حتی در یک برهه زمانی اعلام کرد که امامی اصلاح‌طلب بود. اما علاوه بر حضور شریعتمداری در برنامه هویت، چند مسئله دیگر وجود دارد که این ادعا را رد می‌کند. اولا حسین شریعتمداری، در دوران وزارت علی فلاحیان و معاونت سعید امامی، رئیس گروه اجتماعی وزارت اطلاعات شد که وی را مسئول گفت‌وگو با زندانیان و فیلم‌گرفتن از اعترافات آنها کردند، که البته بعدها بخش‌هایی از این فیلم ها در برنامه هویت به نمایش گذاشته شد. ثانیا در آن زمان که شریعتمداری به تازگی وارد موسسه کیهان شده بود، بعضا شنودهای معاونت امنیتی وزارت اطلاعات  سر از روزنامه کیهان در می‌آورد. بطور مثال یک بار مکالمه تلفنی عطاالله مهاجرانی با سعید سیرجانی که موجب شده بود در هیئت دولت بحث و جنجال به راه بیافتد، فردای آن روز در کیهان منتشر شد. البته این قبیل اتفاقات موجب بد عادت شدن این روزنامه و مدیرمسئول آن شد. بطوری که همچنان با گذشت سال‌ها دم از وجود اسناد و مدارکی می‌زند که مخالفان را به سازمان‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل و انگلیس مرتبط می‌سازد.

سوال سوم: این اسناد چگونه در اختیار این روزنامه قرار گرفته بود؟

سوال چهارم: آیا همه سازمان‌ها و وزارتخانه های دولتی موظف هستند اسناد خود را در اختیار حسین شریعتمداری بگذارد؟

سوال پنجم: چرا این اسناد و مدارک هرگز منتشر نمی شود تا با افشای آنها وظیفه خود در قبال انقلاب و اسلام ادا کند؟ مگر این وظیفه شهروند و تکلیف دینی همه ملت ایران نیست؟ پس چرا آقای شریعتمداری تکلیف شرعی خود را انجام نمی‌دهند؟ نکته بعدی در خصوص مدیر مسئول روزنامه کیهان  این است که زمانی که شریعتمداری به روزنامه کیهان با نیت کنترل و امنیتی کردن فضای فرهنگی با اتکا به تبلیغات، توجیه خشونت و سرکوب مخالفان (در این خصوص اگر لازم باشد، یادداشت‌های وی با ذکر تاریخ را منتشر می‌کنیم) وارد شد، مانند امروز برای از میان بردن و ترور شخصیت مخالفان فکری، همان کاری را انجام داد که در گذشته با تبحر کامل به آن پرداخته بود. یعنی سعی کرد با برملا ساختن ارتباط خویشاوندی و یا حتی دروغین مخالفان با منافقین، آبروی آنها را برباد دهد.البته به گونه‌ای که جایی برای شکایت از وی ایجاد نشود زیرا هرگز حاضر نیست برای نشر اکاذیب،هزینه‌ای جز تشدید بی‌آبرویی بپردازد.

به هرحال هرچند این مطلب به سبک یادداشت های کیهان نوشته و تنظیم شده بود اما هدف تخریب شخصیت مدیر مسئول این روزنامه نیست بلکه بیان ابهاماتی است که درخصوص عملکرد وی وجود دارد. لذا حال که فرصت پیش آمده است بهتر است حسین شریعتمداری با صداقت و شجاعت به سوالات پاسخ داده و یا در خصوص این عملکرد از ملت ایران عذرخواهی و طلب بخشش کند. در پایان لازم است این نکته را نیز یادآور شویم که در اینجا به جزئیات پرداخته نشد بلکه کلیات مورد بررسی قرار گرفت. لذا این تمام ماجرا نیست اما تو خود حدیث مفصل بخوان از این مطلب...

اما سوال پایانی:آقا شریعتمداری،طلا که پاک است،چه منتش به خاک است؟چرا هیچگاه حاضر به مناظره با شخصیت هایی مانند دکتر زیبا کلام و عمادالدین باقی و امثال این بزرگان نمی‌شوید؟