قدرت منطقه در دست چه کسی است؟ / سه مرد و یک خاورمیانه
حاج قاسم
«ژنرال پترائوس، شما باید بدانید که من، قاسم سلیمانی، سیاست ایران درخصوص موضوع عراق، لبنان، غزه و افغانستان را کنترل میکنم.»
این پیامی است که به نوشته روزنامه «والاستریت ژورنال»، سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران در اوایل سال ۲۰۰۸ با واسطه «احمد چلبی»، سیاستمدار عراقی به ژنرال «دیوید پترائوس»، فرمانده وقت نیروهای آمریکایی در عراق فرستاد. از این تاریخ به بعد است که آمریکاییها متوجه میشوند روایتهایی که از نفوذ سردار قاسم سلیمانی در عراق و برخی دیگر از کشورهای خارومیانه روایت میکنند، صحت دارد. اتفاقا از همین مدت به بعد آمریکاییها تلاش کردند تا با قراردادن نام سلیمانی در فهرست مقامهای تحریمشده، حوزه نفوذ او در منطقه را کاهش دهند.
قاسم سلیمانی در 20 اسفند 1336 در روستای دورافتاده رابرد کرمان متولد شد. 20 سال بعد و در روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی عازم کردستان شد تا با جنبشهای مسلحانه این منطقه مبارزه کند. داستان نبردهای کردستان برای همیشه سرنوشت سردار سلیمانی را تغییر داد. تجربه بهجا مانده از جنگهای چریکی و نامنظم کردستان باعث شد تا او در حالی که هیچ آموزش حرفهای ندیده بود از موفقترین چهرههای عملیاتهای شناسایی در جنگ تحمیلی شود. قاسم سلیمانی پس از پایان نبردهای کردستان به زادگاه خود بازگشت و به فرماندهی جمعی از همشهریهایش به جبهههای جنگ ایران- عراق اعزام شد. در همین روزگار، لقب «حاج قاسم» که همشهریهایش به او داده بودند، رویش ماند و تا امروز به همین نام صدایش میزنند.
ماموریت سلیمانی در جنگ تحمیلی، نفوذ به پشت نیروهای عراقی برای جمعآوری اطلاعات بود. کمکم پای حاجقاسم به کردستان عراق باز شد و روابط گستردهای با چهرههای مخالف صدامحسین برقرار کرد که 20 سال بعد به هنگام حمله آمریکا به عراق به کمکش آمد. رهبران کردستان عراق و اعضای سپاه بدر مهمترین چهرههای مخالف صدامحسین بودند که هنوز روابط گستردهشان را با سلیمانی حفظ کردهاند. رسانههای غربی مدعی هستند که «هادیالعامری»، وزیر راهوترابری عراق یکی از نزدیکان به سلیمانی است که اجازه ارسال اسلحه از ایران به سوریه را از راه عراق میدهد.
در هفتههای اخیر، گزارشهای متعددی در رسانههای غربی از سردار قاسم سلیمانی و نقش و نفوذ او در خاورمیانه نوشته شده است. ابتدا هفتهنامه آمریکایی «نیویورکر» در گزارش مفصلی به بررسی نقش حاجقاسم در سیاست خارجی جمهوری اسلامی پرداخت. به نوشته این هفتهنامه، مقامهای امنیتی آمریکا مصرانه اعتقاد دارند که سلیمانی در تلاش است تا محور «مقاومت» به رهبری ایران را حفظ کند و سپس گسترش دهد. به همین دلیل، سلیمانی نهتنها نقش ویژهای در شکست «ایاد علاوی»، نامزد احزاب سنی متمایل به غرب و پیروزی «نوری المالکی»، نامزد شیعیان در عراق داشت بلکه پس از بالاگرفتن جنگ داخلی تلاش دارد تا بشار اسد در قدرت باقی بماند. پس از آن وبسایت «المانیتور» نوشت سردار حسن شاطری که در بهمنماه سال پیش در سوریه به شهادت رسید با فرمان مستقیم سلیمانی به این کشور رفته بود. این در حالی است که شاطری عملا ماموریت بازسازی جنوب لبنان را برعهده داشت و حضور او در سوریه برای سفر به لبنان نمیتواند موضوع عجیبی باشد. به گفته منابع امنیتی آمریکا، حاجقاسم همچنین با استفاده از نفوذش بر جریانهای مسلح ضداسرائیلی در لبنان و باریکه غزه، تلاش کرده تا با ارسال رهیافتهایی کمک کند تا آنها هم قدرت نظامیشان را گسترش دهند و هم آنکه قدرت سیاسی را بهدست بگیرند. مقامهای آمریکایی پا را فراتر از این گذاشتهاند و میگویند که فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران با ارتباطگرفتن با جریانهای شیعه در یمن و بحرین میخواهد دولتهای حاکم در این دو کشور را سرنگون و کمک کند تا حکومتهایی نزدیک به تهران در آنجا بر سر کار آیند. علاوه بر اینها، سابقه سلیمانی در فرماندهی لشکر 41 ثارالله سپاه که در ابتدای دهه 70 ماموریت حراست از مرزهای شرقی ایران و مبارزه با گروههای قاچاق مواد مخدر را برعهده داشت، باعث شده است تا منابع غربی مدعی شوند که حوزه نفوذ سردار سلیمانی تا افغانستان و حتی کشورهای آسیایمیانه هم میرسد.
بدون تردید، سابقه گسترده سردار قاسم سلیمانی در کسوتهای گوناگون باعث شده است تا او ظرفیتهای گوناگونی برای پیشبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی و اثرگذاری بر جریانهای سیاسی دیگر کشورها بهدست آورد اما بهنظر میرسد منابع امنیتی و رسانهای غربی تا اندازهای در توصیف موقعیت سلیمانی اغراق میکنند. به نظر میرسد این موضوع در چارچوب این سیاست قرار دارد که هرچه بیشتر بر قدرت امنیتی ایران پرتو افکنده شود تا قدرت نرم سیاست خارجی جمهوری اسلامی در سایه قرار گیرد، این موضوع بهخوبی کمک میکند تا غرب چهره مطلوب خودش را از سیاست خارجی ایران به افکار عمومی نمایش دهد.
بندر بناسرائیل
بدون هیچ افراطی، شاهزاده «بندر بنسلطان»، رئیس استخبارات عربستان را باید خطرناکترین چهره این روزهای خاورمیانه دانست. اگرچه او 22 سال سفیر ریاض در واشنگتن بوده است اما هر زمان که دولت عربستان نیاز به سیاستهای افراطی داشته باشد و از نفود ایران در منطقه بهراسد، بنسلطان در دربار آلسعود قدرت میگیرد. بندر بنسلطان به سیاستهای ضدایرانی شهرت دارد و همین دلیل مناسبات پشتپرده و گستردهای با مقامهای امنیتی اسرائیل برقرار کرده است. این مناسبات به اندازهای است که روزنامه الاخبار چاپ لبنان در گزارشی لقب «بندر بناسرائیل» را شایسته این شاهزاده سعودی دانست. پس از سقوط صدامحسین و قدرتگرفتن جریانهای شیعه در عراق و لبنان، ریاض تلاش کرده است تا موازنه قدرت در خاورمیانه را به سود خویش بازگرداند.
برای ریاض، سوریه خط مقدمی است که آنها میخواهند با سرنگونی بشار اسد، ایران را در منطقه فلج کنند. آنها برای سرنگونی بشار اسد از هیچ فرصتی نگذشتهاند. گزارشهای متعددی در دست است که نشان از حمایت مالی گسترده عربستان از گردانهای الفاروق یعنی وابستگان به القاعده در سوریه دارد. سعودیها حتی پا را را فراتر از این گذاشتند و تلاش کردند تا روسیه را با تهدیدکردن از حمایت از بشار اسد منصرف کنند. مدتی پیش بندر بنسلطان به مسکو رفت تا پوتین را به برکناری اسد مجاب کند. او به رئیسجمهور روسیه گفته بود که میتواند تضمین دهد بههنگام برگزاری المپیک زمستانی در مسکو، شاخه چچنی القاعده فعالیتی نخواهد داشت. با این همه، پوتین او را دست خالی روانه ریاض کرد. همزمان با سوریه، بندر بنسلطان به لبنان و عراق هم بیتوجه نیست.
سعودیها که بعد از شکست جنبش ۱۴ مارس در انتخابات سال ۲۰۱۱، نفوذشان را تا حد زیادی از دست دادهاند، تمایلی به حفظ آرامش در لبنان ندارند. یک شرط مهم برای موفقیت نقشه بندر بنسلطان در سوریه، قطع حمایت نظامی حزباله، از ارتش سوریه است. برای مجازات حزباله، و تضعیف متحدان منطقی آن سازمان، سعودیها متحدین خود را در لبنان فعال کردهاند تا با بحرانآفرینی روزانه، نقش حزباله را در لبنان تضعیف کنند و از سوی دیگر زمینه فروپاشی دولت لبنان که به ایران نزدیک است را فراهم آوردند. این همان نقشهای است که برای عراق هم کنار گذاشته شده است. بندر بنسلطان این روزها به نقشی که سه دهه پیش ایفا میکرد، بازگشته است. او در دهه ۶۰ شمسی در تجهیز نیروهای مجاهدین افغان در مقابل شوروی کمک کرده بود. این نیروها بعدها پایهگذار القاعده و طالبان شدند. حالا هم بندر بنسلطان با شبکه گستردهای از نیروهای تکفیری در عراق، لبنان و سوریه ارتباط دارد و حتی گفته میشود برخی از مهمترین فرماندهان این نیروها، بنسلطان را از نزدیک میشناسند.
مامور 007 ترکها
«هاکان فیدان» یکی از جوانترین روسای سرویسهای امنیت ملی در سراسر جهان است. او سه سال پیش و در حالی که تنها 42 سال داشت، رئیس سرویس امنیتی ترکیه (میت) شد. فیدان از دوستان صمیمی «رجب طیب اردوغان»، نخستوزیر ترکیه است و پیشتر، 15 سال در ارتش این کشور خدمت کرده است. او تحصیلات لیسانس خود را در دانشگاه مریلند آمریکا گذرانده و دوره فوقلیسانس و دکترا را در دانشکده اطلاعات در آنکارا خوانده است. فیدان پیش از انتصاب بهعنوان رئیس میت، نماینده ترکیه در آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود و در همان روزگار پایهگذار توافق سهجانبه ایران، ترکیه و برزیل بر سر پرونده هستهای ایران بهشمار میرفت، توافقی که البته از سوی آمریکا رد شد. رسانههای ترک بر این اعتقادند که دلیل انتخاب او از سوی اردوغان، کوتاهکردن دست نظامیهای پرتجربه از عرصه حساس موضوعات امنیتی و اطلاعاتی این کشور بوده است. موضوع رساله دکترای فیدان ارزیابی تطبیقی سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، بریتانیا و ترکیه بوده است.
یکی از اصول مهم رساله دکترای او ضرورت پررنگکردن نقش اطلاعات و امنیت در سیاست خارجی است و گفته میشود که اردوغان و داوود اوغلو، وزیر امور خارجه آنکارا بهشدت تحتتاثیر تز او بودهاند. به همین دلیل، پس از حضور فیدان در میت، تاثیرگذاریاش در سیاست خارجی ترکیه بهچشم آمد. از فیدان بهعنوان یکی از میانجیگران اصلی در برقراری صلح میان اسرائیل و حماس یاد میکنند. از سوی دیگر، پروژه صلح با پ.ک.ک را به فیدان نسبت میدهند چراکه او رهبری مذاکرات با عبدالله اوجالان رهبری پ.ک.ک در زندان امرالی را برعهده داشت. از زمان قدرتگیری فیدان در ترکیه، سیاست خارجی این کشور بهشدت به الگوی دیپلمات – جاسوس روی آورده است. ترکیه در سالهای اخیر و بهویژه با شروع انقلابهای عربی تلاش کرده است تا با کمک به احزاب اخوانی در کشورهای عربی، دولتهای نزدیک به آنکارا را بر سر کار آورد.
نقش فیدان در این زمینه بسیار پررنگ است و حتی گفته میشود او بود که باعثوبانی مناسبات پردامنه آنکارا با اقلیم خودمختار کردستان شد. در هفتههای اخیر، برخی تحلیلگران و مقامهای امنیتی غربی و اسرائیلی مدعی شدهاند که فیدان علاقه زیادی به ایران دارد و همکاری امنیتی گستردهای با تهران بهوجود آورده است. آنها تلاش او برای توافق هستهای سهجانبه با ایران را دلیل ادعایشان میدانند. با این همه، اوغلو هفته گذشته با شرکت در یک برنامه تلویزیونی، ضمن رد این ادعاها گفت که برخی میگویند: «فیدان در تقویت مخالفان سوریه دست دارد. چطور میشود این ادعاها را با ادعای همکاری او با ایران در کنار هم قرار داد؟»
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 10:13 توسط خود من
|