اگر مذاکره این است؛ پس جلیلی چه میکرده است؟
مصطفی داننده:شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که وقتی مسابقه فوتبال خارجی را میبینید، بگویید اگر این فوتبال است پس آنکه در لیگ برتر ما بازی میشود چیست؟ یا وقتی سوار ماشینی خارجی میشوید، بگویید اگر این ماشین است پس این پرایدی که ما سوار میشویم چیست؟ یا وقتی موبایل n ملیون تومانی به دست میگیرید، بگویید اگر این گوشی است پس این موبایلی که ما داریم چیست؟ و یا هزار اگر دیگری که هر روز به آن سروکار داریم. یکی از این اگرها طی روزهای گذشته ذهنها را مشغول خود کرده است و آن هم نحوه مذاکره وزیر امور خارجه ایران است.
شاید سوالی که این روزها پیش آمده این است که اگر مذاکره کاری است که ظریف انجام میدهد، مذاکره است پس طی این سالها جلیلی و دوستانش چه کاری میکردند؟
طی مذاکرات اخیر ظریف با کشورهای 1+5 شاهد یک تغییر گسترده در رفتار کشورهای غربی بودیم و آن هم حضور در مذاکرات با عالی ترین سطح یعی وزرای خارجه بودیم. این روزها شاهد این هستیم که بیش از ایران، طرف مقابل مشتاقانه به دنبال به نتیجه رسیدن مذاکرات است و دوست دارد که پرونده هستهای ایران بدون کمترین هزینه برای آنها به پایان برسد. رفتار عجولانه و پرخاشگرانهی نخست وزیر اسرائیل طی روزهای گذشته و عصبانیت وی از احتمال به نتیجه رسیدن مذاکرات خود بیانگر این معناست. نتانیاهو از هرگونه توافق غرب با ایران هراس دارد و از آن به عنوان توافق بد یاد میکند.
این رفتار کشورهای غربی بیانگر موفقیت تیم دیپلماسی ایران به ویژه ظریف است و این موفقیت و رضایت مردمی در حالی شکل میگیرد که تیم قبلی ایران به مدیریت سعید جلیلی، طی شش سال فعالیت خود هیچ دستاورد قابل اعتنا و مشخصی در مذاکرات خود نداشتند.
با نگاهی به مذاکرات تیم سعید جلیلی با کشورهای 1+5 که در سطح کارشناس و یا معاون وزیر برگزار میشد میشود به این نتیجه رسید که تمام تلاش این تیم در نهایت به چانه زنی در مورد محل بعدی مذاکرات ختم میشد و روزنامههای طرفدار این تیم مذاکره کننده نیز بعد از هر گفتوگو، پوشیده شدن لباس کاترین اشتون را نشان پیروزی تیم مذاکره کننده میدانستند و از آن به عنوان فتح الفتوح یاد میکردند.
حال بعد از گذشت شش سال به خوبی میشود تفاوت دو تیم مذاکره کننده ایران را مشاهده کرد، و پس از ورود پیروزمندانه تیم مذاکره کننده از ژنو به ایران، میشود این سوال را پرسید که مذاکره اگر این است که ظریف انجام میدهد، پس جلیلی چه میکرده است؟
شاید سوالی که این روزها پیش آمده این است که اگر مذاکره کاری است که ظریف انجام میدهد، مذاکره است پس طی این سالها جلیلی و دوستانش چه کاری میکردند؟
طی مذاکرات اخیر ظریف با کشورهای 1+5 شاهد یک تغییر گسترده در رفتار کشورهای غربی بودیم و آن هم حضور در مذاکرات با عالی ترین سطح یعی وزرای خارجه بودیم. این روزها شاهد این هستیم که بیش از ایران، طرف مقابل مشتاقانه به دنبال به نتیجه رسیدن مذاکرات است و دوست دارد که پرونده هستهای ایران بدون کمترین هزینه برای آنها به پایان برسد. رفتار عجولانه و پرخاشگرانهی نخست وزیر اسرائیل طی روزهای گذشته و عصبانیت وی از احتمال به نتیجه رسیدن مذاکرات خود بیانگر این معناست. نتانیاهو از هرگونه توافق غرب با ایران هراس دارد و از آن به عنوان توافق بد یاد میکند.
این رفتار کشورهای غربی بیانگر موفقیت تیم دیپلماسی ایران به ویژه ظریف است و این موفقیت و رضایت مردمی در حالی شکل میگیرد که تیم قبلی ایران به مدیریت سعید جلیلی، طی شش سال فعالیت خود هیچ دستاورد قابل اعتنا و مشخصی در مذاکرات خود نداشتند.
با نگاهی به مذاکرات تیم سعید جلیلی با کشورهای 1+5 که در سطح کارشناس و یا معاون وزیر برگزار میشد میشود به این نتیجه رسید که تمام تلاش این تیم در نهایت به چانه زنی در مورد محل بعدی مذاکرات ختم میشد و روزنامههای طرفدار این تیم مذاکره کننده نیز بعد از هر گفتوگو، پوشیده شدن لباس کاترین اشتون را نشان پیروزی تیم مذاکره کننده میدانستند و از آن به عنوان فتح الفتوح یاد میکردند.
حال بعد از گذشت شش سال به خوبی میشود تفاوت دو تیم مذاکره کننده ایران را مشاهده کرد، و پس از ورود پیروزمندانه تیم مذاکره کننده از ژنو به ایران، میشود این سوال را پرسید که مذاکره اگر این است که ظریف انجام میدهد، پس جلیلی چه میکرده است؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت 12:8 توسط خود من
|